کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 بهمن ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - رستاخیز شهریاران ایران

رستاخیز شهریاران ایران

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> بازی و نمایش

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


omidataeifard
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 676
امتياز: 1740
تشکر کرده: 113
تشکر شده 803 بار در 420 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389 23:11:26    موضوع مطلب: رستاخیز شهریاران ایران پاسخ همراه با اعلان

رستاخیز شهریاران ایران

پرده بالا مي‌رود و تماشاچيان ويرانه‌ معظمي را كه يكي از عمارات سلطنتي مخروب دربار شهرياران ساساني در مداين است مي‌بينند: چند قبر در زمين، ستون هاي درست و نيمه مانده و مجسمه‌ رب‌النوع‌ها در آن ديده مي‌شود؛ خلاصه منظره‌ آن پرده خيلي اسرارانگيز به نظر مي‌آيد! ميرزاده‌ عشقي وارد شده با كمال حيرت در كار تماشاي پرده و در حال تاثر و آه كشيدن است ! و با آهنگ مثنوي مي‌خواند:اين در و ديوار و دربار خراب/ چيست يارب وين ستون بي حساب؟
. . . اين بود گهواره‌ي ساسانيان/ بنگه تاريخي ايرانيان
قدرت و علمش چنان آباد كرد/ ضعف و جهلش اينچنين بر باد كرد
اي مداين از تو اين قصر خراب/ بايد ايراني زخجلت گرد آب
ميرزاده عشقي پس از خواندن اين مثنوي دست به پيشاني‌گذارده پس از مدتي تاسف خوردن و آه كشيدن مي‌نشيند و با آواز سه گاه قفقاز غزلي را با اين مطلع مي‌خواند:
ز دلم دست بداريد كه خون مي‌ريزد/ قطره قطره دلم از ديده برون مي‌ريزد. . .
كم كم بهت فوق العاده‌ آلوده به خوابي ميرزاده عشقي را فرا مي‌گيرد، سرش را روي زانو و دست گذارده چنان مي‌نمايد كه خواب مي‌بيند و در خواب، آهنگ مخصوصي ‍
را كه موسيقي آن از" اپرت" ليلي و مجنون اقتباس شده مي‌خواند:
اكنون كه مرا وضع وطن در نظر آمد/ بينم كه زني با كفن از قبر درآمد. . .
در حالتي كه اين ابيات را مي‌خواند دختري به زينت آراسته با قيافه‌ي مات و محزون از قبر بيرون آمده بر اطراف نگاه مي‌كند. اين همان "خسرو‌ دخت" است:
اي مردمِ چون مرده‌يِ استاده‌يِ ايران/ من دخترِ كسرايم و شهزاده‌يِ ايران
ملِك زاده ي ديرين / جگر گوشه‌ي شيرين
اين خرابه قبرستان نه ايران ماست/ اين خرابه ايران نيست ايران كجاست؟"
اين نخستين صحنه از نخستين اپراي ايراني است ؛ نمايشنامه منظوم و آهنگيني‌كه ميرزاده عشقي آن را "نشانه‌ دانه‌هاي اشك خود بر كاغذ " مي‌دانست كه "در عزاي مخروبه‌هاي نياكان بدبخت" ريخته است. او اين منظومه را به سال 1334 ق. در حين مسافرت از بغداد به موصل، و ديدار از شهر بزرگ مداين(تيسفون) و تماشاي ويرانه‌هاي آن گهواره‌ تمدن جهان سرود و در سال1299 براي نخستين بار در شهر اصفهان و در سال 1300 در سالن گراند هتل تهران به روي صحنه برد.
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


_________________
به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
!/profile.php?id=100001411667551&v=wall

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از omidataeifard تشکر کرده اند niloofarmehrzamin, miladhamidavi, nedaafarid
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> بازی و نمایش

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir