| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 4 شهريور ماه ، 1389 02:07:08 موضوع مطلب: |
|
|
--------------------------------------------------------------------------------
مرگ و آیین های مربوط به آن در ایران باستان (1)
برگرفته از نامه ی فرهنگستان، دوره دهم شماره سوم ، پاییز 1387/ نادیا معقولی ، محمود طاووسی
نویسنده : نیلوفر آفاق
تدفین در ایران باستان
در ایران باستان ، رسوم تدفین پیوسته از آیین های دینی شمرده می شده است .
در تپه سیلک نزدیک کاشان ، که آثار تمدن آن به پنج هزار سال پیش از میلاد بازمی گردد ، گورهایی کشف شده که در کف اتاق حفر شده اند و این نشان می دهد که خانواده ارواح گذشتگان را در خوراک و مراسم دیگر زندگان سهیم می دانسته و معتقد بوده که آنان به زندگی عادی خود ادامه می دهند .(اسماعیل پور1،ص76)مردم بومی ایران ، پیش از آریاییان ، مردگان خود را نزدیک اجاق خانه به خاک می سپردند ، تن مرده را با اکسید آهن سرخ رنگ می کردند و ، در پیرامون مرده ، چیزهایی می گذاشتند که می پنداشتند بدانها نیاز دارد(فره وشی،ص23). در این تمدن ، گورها به سه شکل حفره ای ، خمره ای ، و حفره ای با پوشش سنگی بود .مردگان ، بسته به موقعیت خورشید ، به پهلوی چپ یا راست دفن می شدند . ظروف و اشیای زینتی مرده بالای سر مرده یا نزدیک دهان او و یا روی شکمش نهاده می شد . پیکره ها و مهرهایی نیز در این گورها پیدا شده است . پاهای مرده را خم می کردند و یکی از دست هایش را به دهانش نزدیک می ساختند (شرف الدینی،ص 15). به سنت خانه سازی در مناطق باران خیز زادبوم پیشین ، برروی گور ، که آن را خانه آخرت می پنداشتند ، سنگ ها و الواحی گلی به صورت خرپشته و بام می نهادند . این شیوه بام سازی در نخستین گورهای دوران هخامنشی مانند آرامگاه کورش یزرگ نیز دیده می شود . (فره وشی،ص 32) _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 4 شهريور ماه ، 1389 02:53:31 موضوع مطلب: |
|
|
| پاهای مرده را خم می کردند و یکی از دست هایش را به دهانش نزدیک می ساختند (شرف الدینی،ص 15). |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 4 شهريور ماه ، 1389 11:44:02 موضوع مطلب: |
|
|
قبور خمره ایتصویر شماره 7 )
این نوع قبور از نمونه های نادری هستند که در میان گورهای عصر آهن گیلان دیده شده اند.
نمونه های این نوع قبور در منطقه ی گیلان در محوطه های قلعه کوتی I ، کلورز ، امام ، کشف شده است.
آنان اجساد را پس از قرار دادن در داخل خمره با آیین خاص دفن می نمودند که شاید این نوع تدفین به علت تداعی کردن ، قرار گفتن جنین در رحم مادر باشد که سعی داشتند در هنگام دفن نیز همان شکل را حفظ نمایند که بیشتر در مورد کودکان انجام می گرفته است.
این خمره های تدفینی به صورت کوزه های دهانه گشادی بودند که در قلعه کوتی و كلورز از آنها استفاده شده است. نمونه منحصر به فرد آن در گور شماره 2 و ترانشه شماره 3 محوطه باستاني كلورز بدست آمده است ، خمره مذبور در جهت شرقي – غربي بر روي زمين قرار داده شده و سر خمره در سمت غرب قرار داشته است جمجمه اسكلت در روي دهانه خمره قرار داده شده بود و درپوشي از جنس سفال ، دهانه آن را كاملا پوشانده بود خمره ياد شده داراي 110 سانتيمتر ارتفاع و 70 سانتيمتر قطر بدنه است و اسكلت درون آن كاملا به صورت جمع شده قرار داشت به طوري كه پاها در جلوي سينه و دستها بر روي زانو قرار گرفته بود و در شکل، وضعيت قرار گرفتن جنين در داخل رحم مادر را به آن بخشيده بود.
در كاوش درون خمره هيچ گونه شئي در اطراف اسكلت مشاهده نشد ولي در پيرامون خمره و بالاي سر اسكلت يك عدد ليوان سفالي خاكستري رنگ دسته دار با كف صاف قرار داده شده بود كه اين ويژگي ، شيوه خاصي را در نحوه تدفين به نمايش مي گذارد البته فقط يك نمونه از اين گونه تدفين در كلورز بدست آمد و امكان دريافت اين كه اين شيوه تدفين عموميت داشته و يا به گروه خاصي مانند كودكان تعلق داشته وجود ندارد(خلعتبري-1373). |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 4 شهريور ماه ، 1389 17:57:59 موضوع مطلب: |
|
|
کهنترین شکل تدفین، جنازه را در حالت جنینی دفن میکردند
پیشینهی کهنترین گورهایی که تاکنون یافت شده است، به پنجاه هزار سال پیش از میلاد مسیح میرسد. در کهنترین شکل تدفین، در عصر پیشاسنگی جنازه را مانند جنین در شکم مادر به پهلو در یک گور سنگی میخواباندند _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 4 شهريور ماه ، 1389 20:01:52 موضوع مطلب: |
|
|
یک تدفین جنینی در خاک با سنگ چین بیضی شکل در نزدیکی یک نیایشگاه در تنگلوشا ه مازندران
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 4 شهريور ماه ، 1389 20:27:49 موضوع مطلب: |
|
|
مقالات تحلیلی و تاریخی در مورد اقوام ایرانی شمال خلیج فارس
پیش از نشان دادن خبر های مربوط به اکتشافات گورستان های دارای تدفین جنینی در ایران ُ شاید این نکته عجیب باشدُ که گسترده ترین و سالم ترین و کامل ترین سایت تدفین جنینی در ایران از نظر تعداد گوناگون دفن جنینیُ و کثرت اشیاء همراه با مردگان ُ در تهران و در تپه های قیطریه کشف شده است.بنظر میرسد، این اقوام زندگی عشایری داشته اند، وکلمه" کرد" بمعنی چوپان هنوز هم در منطقه " قصران" در اطراف تهران از این اقوام باقی مانده است.
مسئله عجیب تر آنکه ، درتمام ایران بجز خراسان که خاستگاه پارت ها و اشکانیان ذکر میشود. تدفین جنینی یافت شده است. ولی حیرت انگیز است ، که این نوع تدفین در خراسان یا "پرثو" که باید مسکن اصلی اشکانیان باشد، بدست نیامده است.
نتیجه آن است ، که نظریه آریائی بودن پارت ها یا پرثوای ها ، و زردشتی بودن آنها با تردید جدی مواجه است ، وآنها که یکی از مراسم مهم سومریها را در طول هزاران سال پیش از ورود آریائی ها به ایران با روش تدفین جنینی و به آئین مذهبی سومری ها انجام میدادند. و در گستره ایران بجز خراسان این آئین را پاسداری میکردند، باید به دین سومری باشند. و اقوامی که بنام اشکانیان پارتی که این مذهب را داشته اند، هزاران سال پیش از آریائی ها در ایران ساکن بوده اند.آنها بعدها و دردوره پیش از رسیدن به قدرت به خراسان آمده اند.و آن زمانی بوده است، که مذهب کهن خود را رها کرده اند . و با نوعی اغتشاش مذهبی، ادیان زردشتی، مسیحی، مانوی ، بودائی وغیره را انتخاب می کنند، ما در همین دوره شاهد حضور کلیسا در شوشتر و برخی شهر های جنوب و شمال خلیج فارس هستیم. این دوره که از زمان داریوش هخامنشی با سرکوب " بردیا"ی دروغین ، که در کتیبه بیستون اورا روحانی دین " مگوش" یا مغ می نامد. شروع میشود، و درصدر اسلام بدستور خلیفه دوم با سرکوب وبراندازی نسل آخرین بازمانده آنها " هرمزان" معروف وقبیله او درایلام، لرستان ، شولستان ، بختیاری ، خراسان وسایر نقاط ایران ؛ سوریه ، اردن وعراق آنچه به نام پارت ها هزاران سال تاریخ را رقم زده بودند، از صحنه ایران و خاورمیانه ناپدید میشوند.
تذکر: روحانی " مگوش" یا مغ ارتباطی به دین زردشت نداشته است ،. " مگوش" یک وام واژه بومیان محلی در زبان آریائی ، بصورت "مگو + ش" است . نشانه فاعلی "ش" آریائی اسم فارسی "مگو" را در حالت فاعلی آریائی سازی کرده است ، و مگوش معنی " راز دار" را دارد. ، تاآن هنگام اقوام بومی ایران از جمله مردم شمال خلیج فارس دین ایلو، یا (h)an را با راز داری حفظ میکردند، دلیل دیگر آن است .
خبرهای منتشره از منابع گوناگون:
1-) سرپرست هیئت کاوش " تپه های قیطریه" گورستان باستانی سه هزارساله قیطریه در شمال تهران و در دامنه رشته کوه البرز میگوید: خاکسپاری اجساد در این گورستان کهن جهت و سوی خاصی را نشان نمی دهد، وتدفین چند گانه است، و تنها مردگان بصورت جنینی دفن شده اند. بیش از نیمی از اجساد در حالت جنینی به پهلوی چپ وصورتهای آنها رو به طلوع آفتاب قرار گرفته اند. سی در صد بقیه رو به غروب آفتاب دارند. و حدود ده در صد در حالت جنینی رو به بالا و آفتاب نیمه روز یا " ظهر" دارند. برای بقیه جهت دیگری تعیین نشده است. این گورستان پیش از تاریخ در میان گورستانها مشابه بیشترین اشیاء تزئینی و ابزار و وسائل مربوط به اموات را در خود داشته است ، و فراوانی میراث سه هزار ساله شهر مردگان قیطریه تاکنون در هیچ تپه باستانی سابقه نداشته است. ولی با وجود کثرت اشیاء مادی در گورها که نشانه زندگی و حیات مادی اقوام هزاره دوم و اوایل هزاراول میلاد، دراین تپه ها است. آثاری از مسکن ساز ی در آنجا یافت نشده است.
تفسیر: شیوه قرارگرفتن صورت نشان میدهد که بیش از ۵۰٪ فوت از نینه شب تا صبح بوده استُ و ۳۰٪ از اموات ازغروب آفتاب تا نیمه شب مرده اند. و در اصل بیشتر مرگ ومیر در شب و در خواب اتفاق افتاده است.
2- ) کشف ده تدفین جنینی در گورستان لاریجان و تپه شتریان سدخداآفرین نزدیک کلیبر منطقه کوهستانی ( کوه سیاه) قره داغ ، .. سرپرست اکتشاف؟ میگوید: نوع این تدفین به صورت جنینی است، هم چنین به همراه متوفی ، حیواناتی مانند اسب، گاو، گوسفند ، بز و سایر حیوانات خانگی هم قربانی و همراه صاحب خود دفن شده اند. این سایت مربوط به چهار هزار سال قبل است.
تذکر: مواردی از این نوع تدفین جنینی همراه با اسب وسایر حیوانات خانگی در سومر هم یافت شده است. حتی دربرخی آرامگاه های زنانه لوازم پخت از جمله تنور پخت نان هم یافت شده است.
3- اسکلتی که ازیک گور در ارک بم به دست آمده است ، نشان میدهد، که این نوع تدفین نیز با وجودیکه تدفین به احتمال بسیاربدلیل وقوع زلزله تغییر جهت داده است، و اسکلت در حالت به پشت خوابیده و زانو در بغل یافت شده است، ولی باز هم یک تدفین جنینی است.
تذکر : دراین مورد ، به بخش نخست و انواع تدفین جنینی مراجعه شود.
4- کشف دو گور مربوط به تدفین جنینی در شهرسوخته سیستان و بلوچستان. این جنازه ها روبه شرق و در حالت چمباتمه به پهلو و زانو در بغل خوابیده اند.
5- کشف تدفین جنینی مربوط به هزاره اول قبل از میلاد از گورستان باستانی محوطه مسجد کبود تبریز. روز نامه رسالت 20/3/86 : جالب ترین موضوع دراین گورستان نحوه تدفین است، که همگی به صورت جنینی و بهمراه وسایل شخصی و ابزار زندگی خود دفن شده اند.
6- در کهنترین شیوه تدفین انسان، که سابقه آن به پنجاه هزار سال؟ میرسد. جنازه در حالت جنینی به خاک سپرده شده است.
7- چند تدفین جنینی با جهت صورت رو به شرق، همراه با اشیاء در کنار مرده ، در گوهرتپه 11 کیلومتری شمال غرب شهرستان بهشهر مازندران نزدیک دو غار باستانی هوتو وکمربند.یافت شده است . مطالعات باستانشناسی اشاره به قدمت هفت هزار ساله ی این منطقه دارد. ویافته های دوران مفرع تا عصر آهن II را آشکار میکند.
8- نخستین تدفین جنینی سالم در گورستان کهن منوط آباد یکی از مراکز کاو شهای باستان شناسی جیرفت کشف شد، این تدفین در عمق 4متری از لایه های سطح زمین و در راستای شمال - جنوب به حالت جنینی و رو به غرب است. سرپرست هیئت باستان شناسی قدمت این اسکلت را به هزاره سوم پیش از میلاد نسبت میدهد.
9- روزنامه جام جم 10/10/87 مینویسد، در کاوش های خدا آفرین مربوط به دوره پارت هابه همراه ده تدفین جنینی آثار فلزی ، مفرغی و سفالی مربوط به آواخر دوره مفرغ و اوایل دوره آهن کشف شد.
10- چند تابوت همراه اجساد تدفین شده به روش جنینی ، همراه مجسمه های آئینی ، و ماکت زیگورات در کنار آنها در خوزستان کشف شد.
11- کشف ده گور خمره ای اشکانی در محوطه نخل ابراهیمی، در سه کیلو متری خلیج فارس و نزدیک تنگه هرمز ، که بطرز جنینی دفن شده اند. سرپرست کاوشها باستان شناسی میگوید : در میان گور های کشف شده تنها یک گور بصورت چاله ای(غیر خمره ای) و جنینی تدفین شده است،که متعلق یه کودکی خرد سال است. اشیاء تزئینی زنانه این گور ها بیشتر از جنس سنگ صابون است.
12- درمنطقه تنگ بلاغی ، قبوری از دوره فراهخامنشی یافت شده اند، که در آن تدفین جنینی بصورت دست و پا جمع است، و اجساد درچاله ای به ژرفای حدود 2/1 متر در خاک و در جهات مختلف جغرافیائی دفن شده اند، و در کنار آنها اشیاء مانند گوشواره و لوازم زنانه برای زنان، و شمشیر و اسلحه برای مردان در اطراف آنها گذاشته شده است.
13- باستان شناسان در دومین فصل کاوشهای قلعه بوینی یوقون اردبیل چهار تدفین جنینی یافتند.
14- در پی مرمت پل لشکر در شوشتر سه تابوت با روش تدفین جنینی مربوط به دوره اشکانی از نوع تابوت های کشف شده در منطقه کلالک شوشتر، کشف شد.
15- در گورستان "گروی" در 40 کیلومتری شمال شرق شهر رودان استان هرمزگان ، به وسعت یکصد هزار هکتار در کنار رودخانه "گروی" از قول معاون سازمان میراث فرگی استان گفته شده است: ..میت به شکل جمع شده ( جنینی) درون گور وبر روی بستر سنگ ریزه و شن وماسه رودخانه گذاشته میشد، وهمراه با مردگان( اشیاء مردگان)، مانند: ظروف سفالی، اشیاء فلزی ، ( مفرغ وآهن) نظیرخمیر شیشه ، و حلقه های زنانه ، خنجر ، شمشیر و درفش برای مرد هاقرار داده شده بود. جهت قبور متفاوت بود. ولی بدلیل آهکی بودن شدید خاک منطقه اثری از اجساد باقی نمانده است. وتنها در یک گور بقایای اندکی از یک اسکلت یافت شده است، که نشان میدهد، مرده را به صورت جنینی بر روی پهلوی راست، و سر بسوی شرق و صورت به سوی شمال دفن کرده اند.
16- ایران زمین ضمیمه رایگان روزنامه ایران 19/6/87 : تپه تل خسرو در یاسوج ( کهگیلویه و بویر احمد) سرپرست کاوش میگوید: .. از مهمترین یافته های این کاوش تدفین ..از هزاره پنجم قبل از میلاد است، که متعلق به فرهنگ " باکون" ..فارس بوده و افراد بصورت چمباتمه و جنینی در کف منزل مسکونی و درون خمره سفالی دفن می شدند. در کنار آنها ظروف سفالی و مهره های تزئینی فیروزه ای بدور انگشت وسط دست راست و گردن یک اسکلت زن نیز یافت شده است.
تذکر- در سومری هم این نوع تدفین جنینی در منزل مسکونی وجود دارد.
17- در محوطه باستانی سه هزار ساله " خرند" در فاصله 51 کیلومتری شهر سمنان و 22 کیلومتری شهمیرزاد در دامنه جنوبی رشته کوه البرز در مسیر عشایر ی که به گویش مازندرانی سخن میگویند، دو نوع تدفین یکی بشکل جنینی و دیگری بصورت طاقباز کشف شده است. که همراه آنها لوازم تزئینی و ابزار های سفالی و فلزی بوده است.
18- درقلعه " گنگ لو" واقع در منطقه سواد کوه مازندران گوری سنگی کشف شده است، که جسد در آن بصورت جنینی قرار گرفته است، و تدفین همراه با اشیائی از جنس سفال لعابدار، فلز و شیشه بوده است. سرپرست اکتشاف میگوید: موقعیت قرار گرفتن جسد در گور بشکلی است، که دستهای جسد نزدیک به دهان و زانوها در شکم جمع شده است، و مرده به پهلو و رو به غرب گذاشته شده است. درانگشت دست این جسد انگشتری کتیبه دار بود، که به خط پهلوی مقدم ساسانی شناخته شده است.
19- ) 24 جسد تدفین جنینی از نرگس تپه گرگان در دومین فصل کاوشهای باستان شناسی در فرودگاه گرگان کشف شد. این تدفین ها ی جنینی به دو صورت پاهای کاملاً جمع شده در شکم و نیمه بسته هستند.
20-) کشف سه اسکلت پیش از تاریخ درتپه کپنده روستای کفران اصفهان ودر نزدیکی باتلاق گاو خونی اصفهان ، سرپرست کاوش میگوید: سه گور متعلق به دو مرد و یک زن ، که در محل مسکونی و زیر خانه دفن شده اند، و به صورت تدفین جنینی و طاقباز قرار داده شده اند، وهمراه خود ظروف سفالی و یک آویزمردانه ویک دستبند مفرغی زنانه نیز داشته اند. اسکلت اول که متعلق به یک مرد است، بصورت جنینی زیر یک اجاق خوراک پزی با آویز مفرغی در گردن یافت شده است.
۲۱) - قادر آباد فارس ۲۲)- تنگ بلاغی ۲۳)- نورآباد ممسنی ۲۴)- گیلان ۲۵) - جیرفت ۲۶)- سنندج ۲۷)- گیلانغرب ۲۸)- همدان هم تدفین جنینی یافت شده است.
ما در این دوبخش قسمتی را که از دید باستانشاسی نشان میدهدُ پارتها سکائی یا آریائی نبوده اندُ ودین زردشتی نداشته اندُ ُ بلکه به آئین "ایلو" بوده اند. عرضه کرده ایم. |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 5 شهريور ماه ، 1389 01:47:37 موضوع مطلب: |
|
|
درود بر همگی
تدفین جنینی در سومر بسیار بسیار رایج بوده که من چند فرتور از تمدن سومر را برای شما میگذارم
دیگر اینکه شکل بیضی در سومر به نماد زهدان زن بسیار مقدس بوده به طوریکه حتی نیایشگاه آنان نیز به این گونه ساخته میشده که من در آینده آن را روشن میسازم
پیوند میان زهدان - آب - ماه - و تدفین جنینی ووووووووو رستاخیز : زایش دوباره از زمین
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ يكشنبه، 14 شهريور ماه ، 1389 12:38:28; دفعات ويرايش در مجموع 2 مرتبه |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 5 شهريور ماه ، 1389 12:38:01 موضوع مطلب: |
|
|
بخش نخست: مراسم تدفین جنینی در دوره شناخته شده سومری کهن دوره سلسله اور سوم از سال ۲۱۱۲ تا ۲.۹۵ قبل از میلاد.
مراسم انتقال مرده به غسال خانه معبد در سومر
بخش نخست: مراسم تدفین جنینی در دوره شناخته شده سومری، اور سوم.
جو گرانت میگوید:" بزرگترین بینش و آگاهی از تاریخ سومریان کهن بوسیله کاوش های باستان شناسی سر لئونارد وولی Leonard Woolley در اور بدست آمد.
با وجود یکه ، تاریخ باستانشناسی نسبتاً کوتاه است، ولی اکتشافات او با بسیاری کشفیات بزرگ مقایسه شده است. مهمترین کشف او روشن کردن تاریخ شهر سومری اور در 1922 تا 1934 است ، که بوسیله شخص وولی فراهم شده است." او در اکتشافات اور بیش از ۱۴۰۰ مورد دفن جنینی یافته است.
ما نیز در این تحقیق از کتابهای معروف او Ur excavations " اکتشافات اور" مجلدات مربوط به اور انتشارات 1939-1965و بیشتر از جلد چهارم 1955و بویژه از تصاویر مربوط به تدفین جنینی یا تدفین به آئین سومری ها پیوست 2 استفاده کرده ایم.
آئین سوگواری و تدفین در سومری با توجه به یافته های باستانشاسی مراحل زیر را داشته است . البته این مراسم و تشریفات صورت کامل آن است ، که برای افراد متمکن و مقامات اعمال میشد، و مردم عادی بسیاری از این مراسم تشریفاتی را نمی توانستند ، انجام دهند، زیرا بسیار پر هزینه بود.
پس از مرگ متوفا ابتدا با ارابه ای که بوسیله چند گاو نر کشیده میشد ، ودرحالیکه ارابه آراسته دیگری با یک یادومرد احتمالا پسر بزرگ متوفا و داماد او در پیش ارابه حامل جسد حرکت میکردند، مرد یا زن درگذشته را به غسالخانه معبدی که مرده درحیات خود از قواعد آن پیروی میکرد، برده و شستشو میدادند، احتمالا درجریان غسل میت با آب مقدس، ظروف ووسائلی که باید همراه او دفن شود ، با آب مقدس تطهیر میشد. هنگام شستشوی مرده در مکان مقدسی بنام " گیپر gi6-par3 " نزدیک به غسالخانه، کاهنه بزرگ (En-ta) معبد برای زنان ماتم سرائی میکرد ، ومنسوبین زن متوفا شیون وزاری[ gig2)) معادل کلمه لری وبختیاری kik-(nidan) شوشتری çik = چیک بمعنی " گریه زاری، وعزاداری کردن" ] میکردند. زن ها جدا گانه وقبل از مردها به این مکان می آمدند. و همراه کاروان حمل جسد نبودند.
پس از مراسم غسل وبیان کلام الهی Ilu-dug4-ga که آنرا " سخن های اریدو" قدیمیترین معبد شهر سومری مینامیدند. مرده را در آرامگاه او در عمق 4 تا 8متری زمین ،( به تناسب امکانات مادی متوفا) که آنرا " جهان زیرین " مینامیدند" همراه با لوازم زندگی وشخصی اوبرای ادامه زندگی "در جهان زیرین " در خاک یا خمره بزرگی که بختیاری ها آنرا " تاپو" مینامند. وبرای آرد و غلات وتنور استفاده میشود ، در گور می نهادند. هرچه مرده معتبر تر بود، نزدیکتر ، به دیواره پی بنای معبد دفن میشد. معمولاً شاهان و کاهنان بزرگ از این امتیاز برخورداربودند.
عموماً ، دفن بحالت جنینی و با جمع کردن پا ها در شکم و گذاشتن دست ها روبروی دهان انجام میشد. ولی جهت صورت یا بسوی معبدی بود ، که متوفا از احکام آن معبد پیروی میکرد. ویا اکثریت که اعتقاد داشتند ،نور آفتاب [ نور خدائی است . و( خدا نور آسمان وزمین است . قران مجید) یا utu که آنرا Ilu-utu "آفتاب ایلو" ، آفتاب خدا" معادل کلمه aftu یا awtu "افتو خدا" ( باگویش بختیاری) ] نور خدا است، در سه حالت به پهلو رو به بر آمدن آفتاب ( طلوع آفتاب) برای قبل از طلوع آفتاب ، به پهلو به سوی آفتاب پسین ( غروب خورشید) برای پس از غروب آفتاب و نیم بسته به پشت برای بین روز؛ یا درازکش کامل به پشت وبصورت باز برای" راس ظهر" نیم روز با جهت صورت به آسمان متمایل به نقطه مسیر آفتاب در زمان فوت جسد بسوی طلوع یا غروب آفتاب و آفتاب ظهر ( که احتمالاً چنین زمان مرگی را بهترین نشانه توجه خدائی میدانستند.) قرار داده میشدند.
در معبد به هزینه متوفا غذای نذری میدادند ، که آنرا به نام های nindaba,nidba از اندیشه نگار، با تلفظ و آوانگاری بالا نشان داده اند ، و در فهرست لغت های موجود ، آنرا " غذای نذری" ترجمه کرده اند.
تذکرات : 1- غربی ها با تصور نادرستی از ترجمه تحت اللفظی این اسماء الهی هریک از این اسماء را یک خدا تصور میکنند، و هنگامیکه به نام منفرد " Ilu وIli یاAn (((h)an میرسند ، اورا خدائی کم اهمیت تصور میکنند. مردم باستان شاید بخاطر تکریم وحرمت این نام از آن کمتر استفاده میکردند، ولی غربی ها تصور میکنند، که این خدا در گذشته بسیار دور در جایگاه اول خدایان بود ه است، ولی چون در نام او نظیر اسماء دیگر او وظیفه ای درج نشده است، اور ا خدائی بی اثر میدانند، و با ابداع پا تصوری ازکلمه nuna که معنی جمع " نان ها" را داردُ برای او نظیر اساطیر یونانی " پانتئونی ساخته اند ُو برای خدایان سومری با سوء استفاده از عبارات سومری نظیر : Ilu a-nuna-lil2 ne که برابر گویش های شوشتری و بختیاری alla o nuna-lil-le ne بمعنی " الله آب ونان هم را میدهد." ( خدا روزی رسان است) این ادعا را می کننذ. در این عبارت کلمات شوشتری o " آب" وlil " همه، دستجمعی" ومصّوت e از le مفعول رائی است. nun در دوگویش معنی" نان" و a نشانه جمع اسم معادل فارسی معیار "ها" است . نشانه ne ریشه فعل " نهادن" دربختیاری است. بسیاری اسماء الهی دیگر را هم هریک یک خدا می پندارند، ودر هنگام تلفظ نام "ایلو" یا "ایلی" را حذف میکنند، و میگویند، این اسم احتمالاً در سومری تلفظ نمی شود. ولی ما اعتقاد داریم تلفظ میشود، و رکن اصلی اسم است. مثلاً: Ilu en-lil2 بمعنی " خدای بزرگ همه" را یک خدا( خدای گرد باد ، طوفان ) تصور میکنند ( باید توجه شود که کلمه lil در شوشتری بصورت garde-lil-le معنی "گردباد" را هم دارد.، و یا Ilu nanna بمعنی" خدای رطوبت ساز" خدای ابرباران زا" را یک خدا( خدای ماه) میدانند، باوجودیکه ، در عبارت Ilu nanna nin-an-ni این نام را یک خدای مذکّر تصور میکنند، ولی نمی دانند، چرا سومریان درکتیبه از نشانه nin که معنی" الهه ، بانو" برای آن معنی کرده اند در نام یک خدای مذکّراستفاده شده است. چون دراینجا مبحث دیگری مطرح است از تطویل سخن اجتناب میشود، تا در جای دیگر مستقلاً به این موضوع پرداخته شود.
2- پوبل که اورا پدر راستین " دستور زبان سومری " می نامند، میگوید، تلفظ مصّوت اندیشه نگارها مبهم است.
هیس میگوید" فهرست لغات مختلف ninda, nidba و nindaba را بصورت ni-id-ba هجا نویسی کرده اند، آنرا ninda بمعنی " نان" و ba بمعنی" تقسیم کردن" می دانند. ما دو مفهوم از این کلمه در گویش های شمال خلیج فارس در ذهن داریم . nun da bow بمعنی " نان پدر مادر" که طبیعتاً مجانی است، دیگری nun-da-wa بمعنی" نان دادن ها" که همان" غذای نذری" یا بخشش غذا است.
ادامه دارد ...
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 5 شهريور ماه ، 1389 22:45:19 موضوع مطلب: |
|
|
درود بر همگی
من پیرامون تدفین جنینی با باستان شناسان گفتگو کردم :
برخی میگفتند که قبر استوانه ای شکل بود برای نمونه در جمکران قم با یک سرپوش سنگی به مانند سنگ لحد و دیگری آقای اعتمادی که با گریشمن در سیلک کار میکرد میگفت تخت بود یک اقایی هم در خرم آباد میگفت روی گور یک سقف خر پشته ای بود .برخی از گورها سنگ چین بود و برخی هم نه چکیده ی سخن اینکه در هر جا یک فرهنگ بومی بر تدفین مردگان فرمان میراند اما در تدفین جنینی و گذاشتن کهن سازها و نیازهای زندگی در گور با هم همسانی دارند . |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 5 شهريور ماه ، 1389 23:44:52 موضوع مطلب: |
|
|
اکنون میخواهیم به ساختمان بیضی شکل معابد سومر میپردازیم :
از کتاب " اساطیر مشرق زمین -نویسنده جوزف کمبل- ترجمه علی اصغر بهرامی - انتشارات جوانه ی رشد - ص 47تا 48
در جنوب بین النهرین , سه مجتمع معبد اولیه در عبید , اوروک و اریدو از زیر خاک بیرون آورده شده اند ; دو مجتمع کمی به طرف شمال در خفاجه و اوغیر که به ترتیب در شمال و جنوب بغداد قرار دارند ; و مجتمع ششم دور از مجتمع های فوق در تل براک واقع در دره ی خابور در شمال شرقی سوریه قرار دارد ...تاریخ این مجتمع ها حدود 4000- 3500تخمین زده شده است . معلوم شده است دو مجتمع از این شش مجتمع وقف زن -خدایان بوده است ; مجتمع عبید و قف "نین هورساگ "و خفاجه وقف"اینان نا ". خدایان مجتمع های دیگر شناخته نشده اند و سه مجتمع (در عبید خفاجه و اوغیر) را دو دیوار بلند محصور کردهاند ; طرح این سه مجتمع بیضی شکل است و ظاهرا نشان دهنده آلت تناسلی مادینه است .زیرا همانند معابد هندی مادر- زن خدا که درونی ترین پرستشگاه به صورت نمادین عضو جنسی مادینه است , اینها از طریق قیاس با نیروهای زایش و پرورنده ی (روزی دهنده) جنس مادینه ,نماد نیروی مولده ی طبیعت اند .
ساختمان اصلی هر یک از این مجتمع ها روی سکویی از گل رس به هم فشرده قرار داشت . این سکو از 3 تا 6 متر از سطح زمین بالاتر بود و از طریق پلکان از آن بالا میرفتند . همه چیز از آجر میشد با ظاهری آراسته , جعبه مانند و به سبکی تا حدودی مدرن گوشه های آن رو به چهار جهت جغرافیایی بود و با کاشی چند رنگ و یک اندود رقیق تزیین شده بود . ساختمان های دیگر درون این مجتمع های بیضی شکل شامل محل سکونت کاهنان , قسمت ویژه ی اجرای مراسم , آشپزخانه و نظایر آن و بلاخره آغل های احشام بود . بر موزاییک های چند رنگ ی که در میان ویرانه های عبید پیدا شده اند تصویر دسته ای از کاهنان را در حال انجام و ظیفه ی مقدس دوشیدن گاوهای مقدس صاف و انبار کردن شیر نشان میدهد و امروز از روی مدارک بیشمار کتبی دوره های بعد میدانیم که صورت زن-خدایی که در این معبد پرستش میشد صورت نین هورساگ است که مادر عالم و همه ی آدمیان خدایان و جانوران و بالاخره حامی و نگاهبان شاهان بود . نین هورساگ شاهان را با شیر متبرک خویش تغذیه میکرد که البته شیر واقعی , شیر همان جانورانی بود که این زن- خدا از طریق آنها بر زمین فرمانروایی میکرد
البته نگاره ی نیایشگاه را در آینده در همین پست میگذارم
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ يكشنبه، 14 شهريور ماه ، 1389 12:43:01; دفعات ويرايش در مجموع 3 مرتبه |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389 01:13:44 موضوع مطلب: |
|
|
میشود پیرامون پیوند رنگ سفید و آب رخشان بیرنگ و پیوستگی آن با آفرینش و رستاخیز سخن گفت اما چون نوشتار خیلی طولانی شده به همین بسنده میکنم
اکنون میخواهم گفتار دیگری را بیاغازم و آن پیوند بین مادر زمین و رستاخیز
بیشتر مسلمانان میاندیشند که اسطوره ی ایزد بانوی زمین در اسلام نیست حال آنکه هم در قرآن و هم در سخنان امام صادق بدون یادکرد نام این ایزد بانو از خویشکاری زمین در رستاخیز مردگان نام برده شده اگر به ضمایر و افعال در قرآن که به زبان تازیست بنگرید میبینید هر جا که نام از زمین برده شده همه ی پیوست های دستوری زمین مادینه است و در زبان تازی واژه ی ارض مادینه است این یک سند , سند دو دیگر اینکه در آیاتی از قرآن به کشیدن شدن زمین و دوبار جمع شدن زمین در اثر یک زلزله ی آخر زمانی اشاره شده که زمین فرزندانش را میزاید و به بیرون پرتاپ میکند درست به مانند جمع و باز شدن ماهیچه های زهدان در هنگام زایش کودک . و در چندین جای قرآن بارها و برها این را تکرار کرده که انسانهای گنهکار با خود میگویند ای کاش من خاک بودم و اینکه زمین با انسان در آخر زمان با زبان زلزله سخن میگوید و هر آنچه در دل دارد .بیرون میریزد و بارها گیاه تباری انسان با زبان نمادین سخن گفته شده ما شما را زنده میکنیم همانگونه که درختان را دوباره سبز میکنیم .
اکنون رویداد زنده شدن مردگان در هنگامه ی رستاخیز را که با زبانی داستانی از امام صادق بازگو میکنم تا دریابید پیوند آب و مادر و رستاخیز چیست و اینکه او این سخنان را برای مردمانی میگفت که تمدن سومر در نزدیکی آنها بوده و این اسطوره ها را میشناختند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389 10:46:21 موضوع مطلب: |
|
|
ابن عباس یکی از مفسران قرآن در تفسیر سوره 56 اعراف :
و اوست که میفرستد بادها را بشارت دهندگان میان دو دست رحمتش تا چون بردارد ابر گرانبار را برانیم آنرا از برای سرزمینی مرده پس فرو فرستیم به آن آب را پس بیرون بیاوریم با آن ثمرها (بارها را ) همچنان که بیرون بیاوریم مردگان را باشد که پند گیریم.
چون همه ی مردگان در نفخه ی نخست بمیرند خداوند چهل سال باران بر ایشان باراند که مانند آب ناودان باشد و آن از زیر ارش بر ایشان ریزان شود و آنرا (ما الحیوان) آب زندگانی گویندپس ایشان در گورها روییده شودند همچنانکه در رحم مادران و چون اجساد ایشان تمام خلقت شود حقتعالی روح را در تن ایشان دمد و پس از آن از خواب بر ایشان افکند و در نفخه ی دو دیگر ایشان را بیدار کند ایشان پندارند که از خواب بیدار شده اند پس میگویند "ای وای بر ما!که از خواب بیدار شده ایم !"
رستاخیز با میانجی مادر زمین و در طی دوران طولانی درست به مانند آفرینش نخست انسان انجام میپذیرد و یک آفرینش آنی نیست. حتی این چهل سال شاید چهل میلیون سال باشد چون ما زمان کرامند و بیکرانه داریم و مفهوم زمان در آفرینش زمان بیکرانه است
من این مطلب از تفسیری در پا ورقی قرآن -انتشارات اسلامیه - تهران - خیابان بوزرجمهری -به خط طاهر خوشنویس تبریزی - انتشار اسفندماه 1343 بیان کردم ص148
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ يكشنبه، 7 شهريور ماه ، 1389 01:43:00; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389 11:12:17 موضوع مطلب: |
|
|
در اینجا یک پیوند نوشتار بسیار گرانسنگ از بانوآفاق میگذارم که ببینید فرهنگ ایزد بانوی زمین - برکت و باروری و روزی در فلات ایران به گونه ای گسترده وجود داشته
با سپاس از ایشان :http://www.hakhamaneshian.net/ftopict-2006.html&sid=5ca14d20d4532b5f31c06cf012f9e7bd
پیوند کار نمیکند ناگزیر خود نوشتار را میآورم :
گویشهای ایرانی به عنوان یکی از منابع اسطورهشناسی
این مطلب خلاصه ای است از مقاله ای با عنوان "حضور ایزدبانوی بزرگ در زبان ها و گویش های ایرانی"، در مجله گویش شناسی، ضمیمه نامه فرهنگستان به شماره 6، 1387، به چاپ رسیده و سپس برای تجدید انتشار به انسان شناسی و فرهنگ ارائه شده است.
نام اشیاء و مفاهیم پیرامون ما بر مدلول هایی دلالت دارند که گاه خاستگاه نامگذاری شان در طول تاریخ گم شده است. اسطوره شناسی، انسان شناسی، زبان شناسی و فقه اللغه در کنار هم کوشیده اند، خاستگاه برخی از نامگذاری ها را روشن کنند.به نظر می رسد، بسیاری از نام گذاری های اشیاء مادی و پدیده ها تابع باورهایی بوده که جوامع اولیه را شدیدا تحت نفوذ خود داشته است. یکی از مهمترین دلیل کشف معانی نامها یا دیگر واژهها شناخت و آشنایی شیوه ی تفکر اقوام کهن است، از این رو باید از دیگر شاخههای علمی مانند اسطورهشناسی و مردمشناسی که به بررسی باورها، آیینها و ویژگیهای اجتماعی میپردازند، یاری گرفت. گویشها برخلاف زبانهای رسمی تغییرات کندتری در زبان از خود نشان می دهند. درست به همین سبب می توانند منبع بسیار با ارزشی نیز در پژوهشهای زبان شناسی و مردم شناسی به شمار روند. رویکردی که در این مقاله به کار گرفته شده است، می کوشد با محتمل دانستن فرض نوعی باور به ایزدبانوی بزرگ/ ایزدبانوی مادر، شماری از واژه های مشابه در گویش های ایرانی را بررسی کند. با چنین رویکردی نه تنها توضیحی برای شباهت و اشتراک این دسته واژه ها به دست می آید، بلکه به نوعی بازسازی باور به ایزدبانوی بزرگ را که یکی از کهن ترین باورهای فرهنگ های کهن است، امکانپذیر میسازد. به عبارتی باور به ایزدبانوی بزرگ در فرهنگ ایرانی را نمی توان صرفا از منابع نوشتاری به دست آورد و این مقاله روشی تازه در بازسازی باورهایی اینچنین از طریق واژگان گویش ارائه می دهد و از این طریق از زاویهای متفاوت اهمیت گویشها را در تاریخ و فرهنگ ایران به دیده می آورد.
در محله ی نخست واژه هایی از فرهنگ های گویشی گردآوری و گزینش شده اند که به نوعی شباهت آوایی از خود نشان می دهند. رده بندی این واژهها بر این اساس است 1) مواد خوراکی مانند انواع نان، گندم، و نیز خوشه و دسته ی گندم؛ 2) گردی؛ 3) ظروف کوزه شکل؛ 4) رنگ سیاه؛ ویژگی و شباهت صوری همه ی این واژهها در این است که جزء اصلی و آغازی آنها /kul/,kel//kol/,kal/ است. اما در واقع غیر از شباهت آوایی با اصل دیگری ارتباط دارند که میان همه ی این نامها پیوند ایجاد می کند.
1 مواد خوراکی
1-2 نان Kolir(کردی کرمانشاهی)، «نان کوچک گرد» (درویشیان، 345:1375).
Kolok: (باشتویه ای)، «نوعی نان که در مراسم باران خواهی از آن استفاده میشود».( به نقل از گویشور سلامی).
klo: ( بهدینانی)،« نان کوچکی که در جشن گهنبار به مدعوین داده میشود». (سروشیان، 127:2536).
Kolonbə: (بیرجندی)، کلنبه، نان نوروزی (رضایی، 1373: 375).
Koluxeir: (کرمانی شمالی)، «نان کوچک نذری» (کردی، 203:1384)
بیشتر واژه ها که در این خلاصه تنها به تعداد بسیار کمی اشاره شده است شامل نان های کوچک و گرد ، نان شیرینی ها یا نانی است که برای کودکان پخته میشود. برخی از این نانها برای آیینها و مراسمی خاص تهیه می گردد و با باورهای خاصی نیز مرتبط هستند.
برای نمونه، kolok ( (به نقل از گویشور) در گونه ی باشتویه ای نانی است که در مراسم باران خواهی پخته میشود. در این آیین هنگام پاییز که باران نمی بارد، جوانان مراسم دعای باران به جای می آورند و بر اساس آن آیین و مراسمی ویژه انجام می دهند. در آیین های مربوط به نان یکی از نقشهای اصلی باران خواهی، رفع بلا و بیماری و نیز سلامت مسافر است.
در متن های کهن فارسی و برهان قاطع نیز به تعدادی از این نام ها که صورت های مشابه آوایی و گاه یکسان با گونه های گویشی دارند، اشاره شده است، این نام ها از نظر معنایی با گونه های گویشی تطبیق می کنند:
کلیچه: به ضم اول و جیم فارسی، نان کوچک روغنی باشد.
کلی: به ضم اول و ثانی به تحتانی رسیده نان روغنی بزرگ را هم گفته اند.
کلو به ضم اول و ثانی به واو مجهول کشیده نان بزرگ روغنی را نیز گفته اند.
کلنبه: بضم اول و ثانی و سکون نون و فتح بای ابجد ، کلیجه ای که درون آن را از حلوا و مغز بادام پر ساخته باشند.
در متن های کهن فارسی مانند عالم آرای شاه طهماسب نیز به نان کلوچه اشاره شده است، همچنین در افسانهای از کلوچه برای پیدا کردن برادرهای گم شده در قصه استفاده شده است در فارسی میانه نیز صورت kulāčag (مکنزی، ) را برای آن داریم.
2-2گندم، خوشه و دسته ی گندم
kalki: ( سیستانی)، «دسته ی گندم» (افشار، 126:1365)
Kelâs (....) « دسته های گندم یا جو چیده شده و روی هم نهاده به طوریکه خوشه ها به داخل و ساقه ها به خارج قرار گرفته باشند (ستوده، 308:1342).
Kulur ( شیرازی)، «1. ساقه های باقی مانده محصولاتی مثل گندم و جو در زمین بعد از درو» 2. ← کوزه (شیرازی،62:1370).
3 گردی
Kolča: (اسفراینی)، « هر چیز گرد، مثل کلچه قندی، کلچه پنیر، کلچه زدن مار». ( همایونفر،236)
Kolombə ( بیرجندی)، هر چیز گرد و چاق و فربه بویژه نان (رضایی، 374: 1373).
Kul: (گرکویهای)، 1. ظرفی که دارای ویژگی گردی است ← ظرف «تنبوشه گرد سفالین » (نیکآبادی ، 1376: 454).
Kalabâd: (کردی کرمانشاهی)، « گرد باد» (به نقل از گویشور). باد معروف بهار که برف ها را از سر کوه ها میروبد.
4 ظروف
1-4کوزه
:kalâ(کندلوسی)، « کوزه ی سفالی بزرگ » (جهانگیری، 1367: 227)
Kolombe:(شوشتری)، «کوزه ی سرشکسته، کوزه ی شکسته» (فرهنگ گویش شوشتری، 156:1383).
2-4 گلدان، تغار، کاسه و ...
Kal: (فینی)، «ظرف سفالی» (بررسی گویش فینی، 1381: 116).
kolče:dun : (کازرونی)، «ظرفی است که از شاخه های نازک درخت می بافند و برای نگهداری نان از آن استفاده می کنند».(کازرونی، 1386: 231)
5 رنگ سیاه
kal( لری)،«اسبی که رنگ سیاه دارد» (ایزد پناه، 1381: 157).
Kâwli: (کردی کرمانشاهی)، «کاولی کنایه از آدم سیاه و آفتاب سوخته» (درویشیان، 1375: 331).
kâla: ( لری)،«اسبی که رنگ سیاه دارد» (ایزد پناه، 1381: 157).
6 بررسی تطبیقی دادهها
ساختار آوایی همه ی داده های ارائه شده در 4 بخش کاملا با یکدیگر مشابه اند. تعدادی از آنها در گونه های گویشی مختلف کاملا صورت های یکسان دارند، در حالی که معانی آنها با یکدیگر متفاوت است. در مواردی نیز واژه هایی دیده شده که در یک گونه ی گویشی با صورت آوایی یکسان بر دو معنی متفاوت دلالت می کنند. در اینجا تعدادی از داده ها بررسی شده اند. واژه یkulur در گونه ی شیرازی،به معنی 1.دسته ی گندم2 . کوزه از موارد نادری است که بدون هیچ تفاوت آوایی همزمان به دو نام کاملا جدا یعنی دسته ی گندم و کوزه گفته میشود . Kolu در بردسیری: نان کوچک و در گویش اردکان فارس انسان سیه چرده را گویند. Kelu در کرمانی ظرف سفالی کوچک و در راجی هنجی به معنی کلوخ است. Kul ماسوله ای گِرده و در گونه ی گرکویه به تنبوشه ی گرد سفالین و در گونه ی بختیاری چهارلنگ و لری به نوعی ستون گفته می شود. از دیگر موارد قابل ذکر واژه ی کلمبه و صورت های آوایی مشابه و معناهای متفاوت در گونه های مختلف است. در معنای گردی می توان از Kolombə در گونه ی بیرجندی به معنای گرد و چاق و فربه، Kolombu در گویش یزدی به معنی گنبد کوچک، Kolombe در زرقانی به معنای توده ی کلوخ مانند را برشمرد که همه ی این واژه ها به نوعی در مفهوم گرد بودن مشترک اند. در مقوله ی خوراکی kolombe در گویش کرمانی و قائنی به معنای نان شیرینی و Kolomba در گونه ی تاتی شمال خراسان به معنای غذای سگ است که از گندم و جو تهیه می شود و سرانجام kolombe به معنای کوزه در گویش شوشتری آمده است. به نظر نمیرسد اشتراک واژه ی کلمبه در چهار مقوله ی گردی، خوراکی ( نان شیرینی) و ظروف تصادفی باشد. از دیگر موارد قابل بررسی واژه ی kalak در گونه های زرقانی، بیرجندی، قصرانی، کلیمیان یزد، دزفولی است ، که به معنای ظرف سفالین و منقل برای تهیه ی آتش آمده و در یزدی نام نوعی ستون است که در بالای آن آتش روشن میکنند و در میان مساجد ساخته شده است. kollu در گویش سیرجانی به معنای قرص کوچک نان و در گونه ی شهر بابکی در ترکیب با واژه ی bad به معنای گرد باد و در سمنانی همین واژه با همین ساختار به معنای کوزه ی سفالی است.
7 ایزدبانوی بزرگ موسوم به کالی
کالی ایزد بانوی بزرگ و همسر شیوا یکی از نامهای ایزدبانوی بزرگ در هند است. و هنوز در هند بانوی اسطورهای جهان تصور میشودکه خاستگاه آن به دوران نوسنگی برمیگردد ( گلن،12: 1991).
کالی در هند از الهگان توده ی مردم است که چون نیروی مادری جهان ظاهر میشود. ( ک.م.سن، 1375 : 74). گلن در جای دیگر از کتاب خود تاکید کرده که این ایزد بانو منحصر به هند نیست (13: 1991 ).
1-7 کالی و ارتباط او با واژه های گردآوری شده
واژه های بررسی شده نشان میدهد. شباهت بین آنها نمیتواند تصادفی باشد و نشان از اعتقاد به باور پرستش یا آیینی در ارتباط با ایزد بانوی بزرگ، احتمالا با نام "کالی" در این سرزمینها و نامگذاری بر اساس نام او دارد. در واقع گذشته از شباهت آوایی این نامها با نام کالی همه ی این مقولههای یاد شده در ارتباط با ایزدبانوی بزرگ قرار میگیرند و او نماینده ی آنها است.
نان براساس باورهای کهن هدیه ی ایزد بانوی بزرگ و خدای زمین است و شکل آن نیز گرد است زیرا دایره نیز نماد این ایزد بانوست ( گلن، 13:1991). بدینسان تمام نام های نان که در اینجا فهرست شده و بویژه گرد بودن شکل آنها این نظر را تایید میکند، زیرا ویژگی گردی از عنصرهای اصلی ایزد بانوی بزرگ است که موکل کشاورزی نیز است. ایزدبانوی غله با خوشه های گندم و نیز خیش، شاخ وفور نعمت و ... از نمادهای کشاورزی است (کوپر، 291:1993 ). گذشته از آن از نمادهای نان این است که مونث تصور شده است ( کوپر، 1993:362).
3-7گردی و ایزد بانوی بزرگ
دایره نماد ایزد بانوی بزرگ است. شکل بیشتر نان ها گرد است. ( گلن13: 1991). دایره یا « لایتناهی» نمادی است مؤنث در تضاد با « محدود» مستقیم، مذکر، نیروی آفریننده ی پدرانه. دایره های کوچک روی ظرف قربانی مظهر کلوچه یا نان فدیه است.( کوپر 140: 19930). بنابراین با توجه به آنچه گفته شد واژه هایی که به نوعی نماد گردی و نیز کروی بودن هستند در ارتباط با ایزدبانوی بزرگ قرار میگیرند.
4-7ارتباط ظروف ( کوزه) با کالی ایزد بانوی بزرگ
گلدان ( کوزه و بطور کلی ظرفهای) انسان انگارانه متعلق به دوران نوسنگی نشان دهنده ی ایزد بانوی آسمان است که میتوانسته باعث بارش باران شود. شئءای که که دارای این انگاره ی ترسیمی است، یعنی ظرف یا کوزه نیز از لحاظ معنایی هم با باران مربوط است. ایزد بانویی که در آسمان جای دارد همانند ظرف رطوبت تصور میشده است، به همین دلیل ظرف نگهداری آب هم به سان ایزد بانو تصور میشده است، تصور اینکه ظروف با نقش ایزد بانو پیوند دارند ، با دهانه ی گردشان نیز تایید می شود. ( گلن، 12: 1991)
در اینجا نیز ایزدبانوی بزرگ، کالی رد خود را در گویش ها و زبان های ایرانی به جا گذاشته است. در فهرستی که مربوط به کوزه است تمام نام ها شباهت آوایی چشمگیری با نام کالی دارند. گذشته از آن سبو و تنگ آب و پارچ نماد آب های کیهانی؛ مادر کبیر؛ اصل پذیرنده ی مونث؛ پذیرش، و باروری قلب هستند ( کوپر192: 1993
5-7رنگ سیاه و سیاهی رنگِ کالی
از دیگر مفاهیمی که بر اساس داده های این مقاله می توان آن را به ایزد بانوی بزرگ و در اینجا به کالی منسوب دانست رنگ سیاه است. سیاهی از ویژگی های اصلی کالی به شمار می رود سیاهی کالی برطبق یکی از اسطورهها به سبب آن است که از سیاهی خشم چهره ی دئوا به دنیا آمده است. ( فرهنگ اسطوره، 1990).Kali که با نام kalika نیز شناخته میشود از ایزدان هندو است که با مرگ و ویرانی ارتباط دارد. Kali صورت مؤنث kāla به معنی « سیاه، رنگ تیره» است Wikipedia)). کوپر( 172:1991) سیاهی را نماد تاریکی آغازین؛ غیر متعین؛ خلاء؛ شر؛ ظلمت مرگ؛ شرم و ... تداعیگر جنبه ی تیره ی مادر کبیر آورده، مخصوصا در نقش کالی (kali ) کسی که سیاه ( kala) است.
نتیجهگیری
بارها به اهمیت گویش ها در زمینه های مختلف بویژه ریشه شناسی و واژه گزینی اشاره شده است. اما استفاده از گویش شناسی تنها در مواردی که نام برده شد کافی نیست . گویش ها امکانات بالقوهای را در اختیار می گذارند که می توان استفاده های بسیار گسترده تری از آنها کرد. گویش شناسی به سبب حفظ واژه ها و اصطلاحات بسیار کهن نسبت به زبان های رسمی قادرند درباره ی تفکر اقوام کهن و شیوه ی زندگی آنها اطلاعات و آگاهی ها مفیدی در اختیار بگذارند. آنگاه که گویش شناسی در کنار دیگر رشته های علمی مانند انسان شناسی، اسطوره شناسی که به بررسی باورها و آیینها میپردازند همراه شود گذشته از کشف خاستگاه ها و ریشه های واژهها میتواند پاسخگوی چرایی آنها نیز باشد و رویکردهای نظری تاز ای در ارتباط با خاستگاه فرهنگ را ایجاد کند. باور به ایزد بانوی بزرگ در همه ی فرهنگ های کهن هندو اروپایی، سامی و غیره به شکل گسترده ای رواج داشته است. بنابراین اقوام کهن بسیار تحت تاثیر و تابع این باور بودهاند. یکی از راه های نفوذ و نشان دادن این باورها گویشها است.
در زبان ها و گویش های ایرانی واژه هایی شامل نام های اشیاء، پدیده ها و مفاهیم وجود دارد مانند نام برخی از نان ها، خوشه های گندم، ظروف، و نیز مفاهیمی مانند گِردی و رنگِ سیاه که در نگاه نخست هیچگونه پیوندی میان آنها دیده نمی شود. اما تمام آنها تحت تاثیر باور به ایزد بانوی بزرگ و صورتِ دیگر این ایزد بانو به نام کالی که هم اکنون فقط در هند باور رایجی است، نام گذاری شده اند. این نام ها گذشته از شباهت آوایی، شباهت معنایی گسترده ای با یکدیگر دارند. اشتراک دیگر آنها همان باور به ایزد بانوی بزرگ و آن مقوله های است که این ایزد بانو موکل آنهاست و در نتیجه می توان گفت که این نامگذاری ها بر اساس نام او بوده است.
این شباهت و اشتراک نشان می دهد، روزگاری بسیار بسیار دور باور به کالی درسرزمین های هند و اروپایی عمیقا رواج داشته است. این نظریه را یافتن تعدادی از معادل های روسی با نمونه هایی که در زبان ها و گویش های ایرانی آمده، نیز تائید کرده است. |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389 11:33:34 موضوع مطلب: |
|
|
در محله ی نخست واژه هایی از فرهنگ های گویشی گردآوری و گزینش شده اند که به نوعی شباهت آوایی از خود نشان می دهند. رده بندی این واژهها بر این اساس است 1) مواد خوراکی مانند انواع نان، گندم، و نیز خوشه و دسته ی گندم؛ 2) گردی؛ 3) ظروف کوزه شکل؛ 4) رنگ سیاه؛ ویژگی و شباهت صوری همه ی این واژهها در این است که جزء اصلی و آغازی آنها /kul/,kel//kol/,kal/ است. اما در واقع غیر از شباهت آوایی با اصل دیگری ارتباط دارند که میان همه ی این نامها پیوند ایجاد می کند.
1 مواد خوراکی
اگر نیک بنگرید خمره هایی که در گور برای مردگان خوراک گذاشته خمره ای شکل هستند که که شکل زهدان مادر را تداعی میکند و همچنین رنگ سیاه که اشاره به بانوی زیر زمین که همان گور میباشد میکند و من در آینده در رنگ سیاه به آن میپردازیم
رنگ سیاه هم اشاره به جهان مردگان و جهان زیر زمینی دارد
همچنانکه که میدانید برخی از ادیان در هنگام سوگواری رنگ سیاه و برخی رنگ سفید بر تن میکنند و رنگ سفید نگاه خوش بینانه تری به مرگ دارد تا رنگ سیاه
چون رنگ سیاه نماد جهان مردگان در زیر زمین است و این هم یکی دیگر از حقانیت ادیان وادیی است |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: يكشنبه، 7 شهريور ماه ، 1389 01:26:49 موضوع مطلب: |
|
|
در اوستا نیز به گونه ای گنگ به همین درون مایه میپردازد :
پیامبر آریایی - ص 89
آن زن پرهیزگار و این زمین دربرگیرنده ی مارا سرور زنان میخوانیم {یسنا31:1}
اینک زمین را میستایم ; زمینی که ما را در آغوش دارد.ای اهورامزدا, زنان را میستاییم ; زنانی که از آن تو به شمار میآیند و از بهترین راستی برخوردارند.{یسنا:38-1}
پیامبر آریایی ص 95
بندهش
نخست استخوان گیومرث را برانگیزاند ; سپس آن مشی و مشیانه و سپس دیگر کسان را برانگیزاند .به پنجاه و هفت سال , سوشیانت مرده انگیزاند... |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|