farzad55 هموند عادی وضعيت: آفلاين 25 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 21 امتياز: 56 تشکر کرده: 1 تشکر شده 25 بار در 14 پست
ارسال شده در: جمعه، 4 ارديبهشت ماه ، 1388 18:45:09 موضوع مطلب: فلسفه روح
فلسفه روح
از روح و روان چه مي دانيم ؟ روح را چگونه تعريف كنيم ؟ به معناي متداول بگوئيم عاملي است . غيرمادي منشا حيات و حركت و احساس . و اينكه جسم بستر فعاليت و جولان روح است .
آيا در عوالم مختلف مثل : خواب . بي هوشي . حالت اغما . حالت خلصه . حالت مستي . روح در چه وضعيتي قرار دارد ؟
تا كنون كلماتي نظير : تله تاپي . خواب مغناطيسي . احضار روح – قبض روح . ضمير ناخودآگاه . متافيزيك . ماوراالطبيعه . شنيده ايد ؟
آيا تاكنون تحت تاثير موجوداتي مثل . روح القدس . روح سرگردان . روح خبيث . ويا روح نياكان خود قرار گرفته ايد ؟
از موجوداتي نظير : جن . ملائكه و پري . ديو . اهرمن . شيطان . و شبح چه تصوري داريد ؟ اين واژه ها شما را تا چه اندازه به فكر واداشته ؟ آيا چنين موضوعاتي را در اصل باور داريد ؟
قرآن در جائي می گوید روح و چگونگی وجود آنرا بغیر از الله کسی نمیداند( 85 اسراء). و در جای دیگر قرآن می گوید روح از آسمان به زمین فرود می آید( 4 قدر) .
در واقع روح چیست؟ درباره روح و چگونگی وجود آن کتابها نوشته اند . موضوع چنان پیچیده و حساس است كه نمی توان آن را با یک مقاله باز کرد .
پرسش مهمي كه در بدو امر به نظر مي آيد اين است كه : اگر روح به هنگام مرگ از بدن خارج مي گردد . پس هنگام حلول روح چه زماني بوده ؟
شايد بگوئيد لحظه تولد . اما اين طور نيست . چرا كه انسان در حالت جنين نيز زنده است . و تحت تاثير حالات روحي رواني و احساسات مادر قرار دارد .
اما تمام فهم و شعور . هوش و حافظه و یاد و خاطره و مجموعه خلقيات انسان كه اجزا روح را تشكيل مي دهد . از سن 3 تا 4 سالگی شروع می شود و شكل مي گيرد . و بتدریج رشد و تكامل مي يابد .
حال اگر بگوئيد خير . روح در ابتداي تشكيل جنين وارد بدن انسان مي شود . بازهم اشتباه مي كنيد . چرا كه هريك از اجزاي تشكيل دهنده تخم يعني اسپرم و اوول خود موجوداتي زيروح اند . داراي قدرت درك و احساس .
آيا مي توان گفت . كه چون روحيه و خلقيات والدین بر جنین و نوزاد اثر می گذارد . پس روح ما نیز منبعث از والدين ما مي باشد .
با اين استدلال اگر در پيگيري پيدايش روح گام به گام به عقب برگرديم . به سلولهاي خوني مي رسيم كه ريشه آن به نسل هاي قبل تا به نياكان ما ادامه مي يابد . و سرانجام به معماي پيدايش بشر بر مي گرديم . كه خود بحثي ديگر مي طلبد .
کاربرانی که برای این ارسال از farzad55 تشکر کرده اند human, BARSAM66
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: جمعه، 4 ارديبهشت ماه ، 1388 19:25:13 موضوع مطلب:
با درود بر فرزاد گرامی
تا آنجا که من ميدانم اگر روح را همان روان يا ذات انسان بدانيم به ان بخشی گفته ميشود که جاويدان و مرگ ناپذير است و گرداننده کالبد ميباشد .
چگونگی گزينش راه از چاه در بزنگاههای زندگی جايگاه روان را روشن مينمايد .
هر بخشی از انسان که پيری ميپذيرد پاره اي از کالبد ميباشد .
روان وابسته به جهان آکرانه يا زروان است و بخش ناپذير .
پدرود تا درودی ديگر _________________ به ياری پروردگار توانا ،من شادابی و سرفرازی را به مردم اين مرز و بوم اهورايی باز ميگردانم .
BARSAM66 هموند عادی وضعيت: آفلاين 1 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 10 امتياز: 33 تشکر کرده: 11 تشکر شده 8 بار در 5 پست
ارسال شده در: شنبه، 5 ارديبهشت ماه ، 1388 16:00:53 موضوع مطلب:
نيچه، در چنین گفت زرتشت، سه حالت دگرگونی روح را وصف میکند، ((روحی که صورت شتر و شير و کودک به خود میگيرد. نيرو و نقش شتر حمل کردن بار ارزشهای کهن است — تن دادن به آن نظام ارزشی که وارث آن است. نخستين دگرديسی شتر را به شير دگرگون میکند، شيری که پيروزمندی خود را در نبرد عليه اژدهای ارزش- بارکُن سنّت اثبات میکند. اژدها پوشيده از فلسهايی وصف میشود که بر آنها «تو بايد» نوشته شده است، در حالی که شير با شعار «من میخواهم» عليه اژدها میجنگد. شير، با فاتح شدن بر اژدها، تنها میتواند شرايطی را بيافريند برای آفريدن ارزشهای تازه، اما شير از آفريدن خود ارزش ناتوان است. اين وظيفهی انسانی است، که تازه به زندگانی مینگرد، و قادر است آفرينندهی ارزشهای تازه باشد.))
اینگونه به نظر می رسد با اصالت دادن به روح و تمییز تن و جان در راستای کمال نگری به نتایج بهتری درمورد روح برسیم.
آخرين ويرايش توسط BARSAM66 در تاريخ شنبه، 5 ارديبهشت ماه ، 1388 16:05:11; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
BARSAM66 هموند عادی وضعيت: آفلاين 1 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 10 امتياز: 33 تشکر کرده: 11 تشکر شده 8 بار در 5 پست
ارسال شده در: شنبه، 5 ارديبهشت ماه ، 1388 16:04:10 موضوع مطلب:
نيچه، در چنین گفت زرتشت، سه حالت دگرگونی روح را وصف میکند، ((روحی که صورت شتر و شير و کودک به خود میگيرد. نيرو و نقش شتر حمل کردن بار ارزشهای کهن است — تن دادن به آن نظام ارزشی که وارث آن است. نخستين دگرديسی شتر را به شير دگرگون میکند، شيری که پيروزمندی خود را در نبرد عليه اژدهای ارزش- بارکُن سنّت اثبات میکند. اژدها پوشيده از فلسهايی وصف میشود که بر آنها «تو بايد» نوشته شده است، در حالی که شير با شعار «من میخواهم» عليه اژدها میجنگد. شير، با فاتح شدن بر اژدها، تنها میتواند شرايطی را بيافريند برای آفريدن ارزشهای تازه، اما شير از آفريدن خود ارزش ناتوان است. اين وظيفهی انسانی است، که تازه به زندگانی مینگرد، و قادر است آفرينندهی ارزشهای تازه باشد.))
اینگونه به نظر می رسد با اصالت دادن به روح و تمییز تن و جان در راستای کمال نگری به نتایج بهتری درمورد روح برسیم.