apadana هموند ویژه وضعيت: آفلاين 20 مرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 139 امتياز: 394 تشکر کرده: 273 تشکر شده 146 بار در 91 پست
محل سكونت: يزد
ارسال شده در: يكشنبه، 31 مرداد ماه ، 1389 13:48:52 موضوع مطلب: پارتی - پهلوی - اشکانی؟
به نام دادار نیک اندیش
واژه پارتی یا پهلوی یا اشکانی؟
پارت تلفظ نوین پَرَتَوَه است که در زمان هخامنشی یک شهریارنشین (خشتره پاو) بود.
برای قبایلی که سرزمین پرتوه به آنها منسوب بوده هم لفظ «پارتی» اطلاق میشده و هم لفظ «پهلوی». در علت این دو نام مترادف، به یقین میتوان گفت که پارتی ها و پهلوی ها دو بخش یک اتحادیه بوده اند که در زمانی در کنار و فراسوی رودخانه -احتمالا در دره رود اَترَک- اسکان داشته اند. این دو بخش از زمانی که پادشاهی پارت را تشکیل دادند بصورت یک اتحادیه متماسک و ادغام شده در آمدند، و از آن پس هر دو نام بر هر دوشان اطلاق گردید. به همین سبب در زمان پادشاهی پازتیان، دو لفظ پارتی و پهلوی چنان در هم آمیختند که جدا کرن آنها از یکدیگر برای ما ناممکن است.
بنیانگذار سلطنت پارتیان بزرگمردی به نام اَرشک بوده است. ارشک یک نام کهن ایرانی است؛ در خاندان هخامنشی نیز به این نام برمیخوریم که نام کوچک اردشیر دوم هخامنشی که در سال 404 پ.م به سلطنت رسید اَرشک بوده است. ارشک را به قاعده ای که نزد تاریخ نگارانمان متداول شده است میتوان«اَشک» نامید. اشک را اگر بخواهیم جمع ببندیم اشکان میشود. اگر بخواهیم از سلطنت اشک نخست و اشک های بعد از او نام ببریم، باید آنرا «پادشاهی اشکان» بنامیم. تاریخ نویسان سنتی ما (مورخان مسلمان) به گمان اینکه اشکان مثل «ساسان» نام یک شخص است، نام پادشاهی اشکان را مثل پادشاهی ساسانی، «پادشاهی اشکانی»، و جمعشان را«اشکانیان» نوشته اند. اشکان جمع اشک است و اشکانی به معنای «منسوب به اشکان» است. ولی عبارت اشکانیان یک عبارت غلط است.
فردوسی نیز از این سلسله با نام اشکانیان یاد کرده و گفته است:« کنون ای سراینده فرتوت مرد، سوی گاه اشکانیان بازگرد». ولی تصریح میکند که درباره ی تاریخ پادشاهی اینها هیچ سند و مدرکی در اختیار ندارد و چیزی نمیداند:« ازایشان بجز نام نشنیده ام، نه درنامه خسروان دیده ام». بنابراین عبارت اشکانی را فردوسی به همان صورت غلطش ازمورخان عربی نگار گرفته بوده و به همان نحو آورده است.
اگر بخواهیم امری را به این دولت منتسب کنیم باید به روالی که در عهد ساسانی معمول بوده از عبارت «پهلوی» استفاده کنیم، چنانکه در انتساب امری به قبایل پارس میگوییم پارسی. لفظ پهلوی در ایران قدیم رایج بوده؛ زبان اداری در عهد ساسانی بمناسبت آنکه از بروکراسی پارتیان استفاده میشده در دستگاه ساسانی رواج یافته و با انتساب به دولت گذشته به عنوان زبان پهلوی از آن یاد شده است. خاندانهای زیادی با لقب پهلوی در ایران میزیسته اند که به این قبیله ها منتسب میشده اند.
طبری –مورخ بزرگ مسلمان- شاهان پارتی را با لقب پهلوی یاد کرده است. او به مناسبت درخواست پاپک(پور ساسان و پدر اردشیر پاشکان) از اردوان پنجم -آخرین شاهنشاه پارتی- برای به رسمیت شناختن سلطنت فرزندش شاپور در پارس چنین مینویسد:« و کتبَ إلی أردوان البهلوی ملک الجبال و ما یتصل بها، یتضرع له و یسأله الإذن فی تتویج سابور ابنه بتاج جوزِهر=[ساسان] به اردوان پهلوی –پادشاه جبال و مناطق متصل به آن- نامه نوشته از او درخواستِ ملتما سه کرد که تاج گوزِهر را بر سر فرزندش شاپور بگذارد». (تاریخ طبری،1/389) _________________ منم فرزند کوروش،برادر کامبوجیه،از خویشان داریوش بزرگ/پس ذاتم آریایی،خونم آریایی،دینم آریایی/ پروردگارا من و تمام دیگر هموندان رانیک بدار