niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 2 مرداد ماه ، 1389 16:54:38 موضوع مطلب: سریال در برابر باد
درود بر همگی خوانندگان
برای آگاهی بیشتر از نژاد گیلها زیست بوم و نژاد و تاریخ پر نشیب و فراز این قوم ستم دیده بخشت نخست سریال در برابر باد را در 10 بخش برای شما در اینجا میآوریم
Ariyadokht سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 19 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 401 امتياز: 1005 تشکر کرده: 522 تشکر شده 289 بار در 185 پست
محل سكونت: ایران زمین
ارسال شده در: شنبه، 2 مرداد ماه ، 1389 23:29:01 موضوع مطلب:
درود بانوی گرامی نیلوفر
نژاد گیلها چه نژادیست؟! _________________ همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 08:41:54 موضوع مطلب:
درود بر شما گیلها همان کاسیها هستند که از بخش اوراسیای روسیه و از کنار دریای خزر کوچیدند
اما اینجا به نکته ی شگفتی اشاره کرد او گفت پیش از گیلها قومی در ایرلند زندگی میکرد به نام قوم دانا من گمان میکنم آنها همان مادها بودند که پیش از این نیز گفته بودم گیلها درخت پرست بودند و دیو پرست اما مادها شاید تنها اهورا ها را میپرستیدند و میگوید میان آنها جنگی در میگیرد و گیلها پیروز میشود و سپس میگوید قوم دانا(ماد) و گیلها با هم آمیزش پیدا میکنند و یکی میشود . شاید مادها از زمان فریدون آنجا نشیمنگاه داشتند و سپس گیلها به آنجا روی آوردند شاید داستان گیلها با داستان اصحاب الرس در قرآن پیوندی داشته است . داستان اصحاب الرس در پیوند با دوران تاریخی است . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
Ariyadokht سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 19 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 401 امتياز: 1005 تشکر کرده: 522 تشکر شده 289 بار در 185 پست
محل سكونت: ایران زمین
ارسال شده در: دوشنبه، 4 مرداد ماه ، 1389 17:55:42 موضوع مطلب:
درود و سپاس بانوی گرامی
یعنی این فیلم ایرانی است؟یا درباره ایرانیان است؟ _________________ همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 4 مرداد ماه ، 1389 19:28:44 موضوع مطلب:
خیر بانو
آنها دارای شناسنامه ی فرهنگی مشترک با ما ایرانیان دارند
نیاکان دورشان با ما پیوند داشته اند
آنها بسیار از ما دور افتاده اند و هر کدام از ما سرنوشتی جدا پیدا کردیم _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 27 مرداد ماه ، 1389 11:39:59 موضوع مطلب:
عصر شکوفايي فرهنگ “گاليک “ را مي توان در فاصله زماني بين قرن 7 تا 12 ميلادي دانست . ولي اين فرهنگ و زبان ايرلند و سلتي ، به تدريج زير سلطه ي اشغال گرا ن رنگ باخت و در نيمه اول قرن 19 تقريبأ از زبان ايرلندي به عنوان يک زبان فرهنگي اثري يافته نمي شد . آنچه مانده بود ، تعدادي لهجه هاي روستايي بود که ساکنان کرانه هاي جنوبي و غربي جزيره بدان سخن مي گفتند . تاريخ اندوهبارو پراز تلاطم ايرلند و قرن ها فقر و اسارت ، باعث از بين رفتن ميراث هاي فرهنگي غني و ارزشمند ي شده بودکه جبران آن کاري سخت دشوار بود. از هنر “ معماري “ و “ نقاشي” اثر قابل ملاحظه اي ديده نمي شد . موسيقي تنها به آوازهاي فولکلوريک منحصر شده بود . ادبيات تنها شکل هنري بودکه توانست در اين شرايط حضور داشته باشد .
ولي در مورد “ ادبيات “ نيز بايد گفت که اکثريت مردم ايرلند به زبان “ سلتي “ سخن مي گفتند و از خواندن و نوشتن محروم بودند . نويسندگاني چون “ سوئيفت “(19) ، که شمار آن ها اندک نيز بود ، به زبان انگليسي مي نوشتند و آثارشان منعکس کننده آرزوها و رنج هاي ايرلندي ها نبود . شاعران “سلتي “ تا مدتي کوشيدند سنت هاي شعري گذشته را زنده نگهدارند ولي تلاش آنان نيز به جايي نرسيد. هنر نمايش يکي از تناقضات تاريخ ايرلند اين است که با آن همه خلاقيت و استعدادي که در بازيگران ايرلندي وجود دارد ، اين سرزمين داراي سنت هاي نمايشي به معناي تاريخي خود نيست .
ايرلند بيش از سه قرن زادگاه بازيگران زبردست و مشهوري بود که صحنه هاي تئاتر کشورهاي انگليسي زبان را تسخير کرده بودند. بسياري از نمايشنامه نويسان ايرلندي تبار ، از “لودويک باري “ (20)که در عصر شکسپير مي زيست تا “ ساموئل بکت”(21) ، چهره هاي تابناکي هستند که در تاريخ تئاتر جهان براي خود مقام والايي را دارند . کافي است تنها به کمدي نويساني نظير “ جرج فارکوهار” (22)، “ گلد اسميت “ ، (23)“ شريدان “(24) ، “ اسکار وايلد”و “ برنارد شاو” اشاره کنيم تا بتوان به سهم عظيم ايرلند در جهان تئاتر پي برد .
ولي از سوي ديگر اين نوابغ را به آساني نمي توان در شمار نويسندگان ايرلندي محسوب داشت. بر عکس اينان فقط نام هاي بزرگي هستند که صفحات تاريخ تئاتر انگلستان را زينت بخش نام خود کرده اند . حتي آن گروه از نمايشنامه نويساني که عمومأ به عنوان "ايرلندي " شهرت دارند ، نظير “ يون بوسي کلت”(27) ، عمده شهرتشان براي تلاشي است که در پيشرفت ادبيات نمايشي کشورهاي انگليسي زبان به عمل آورده اند نه تئاتر ملي ايرلند. بسياري از اين نويسندگان به اين بهانه که ايرلند از ارزش هاي فرهنگي بهره اي ندارد ، به نقاط ديگر مهاجرت کرده اند. “اسکار وايلد “ و”برنارد شاو”، بيشتر آثارشان در انگلستان به روي صحنه آمد . “جيمز جو يس “(25)، حتي اين زحمت را به خود نداد که نمايشنامه هاي خود را براي تئاتر هاي ايرلند بفرستد و ساموئل بکت نه تنها در فرانسه سکني گزيد ، بلکه حتي زبان ديگري (فرانسه) را براي نوشتن به کار گرفت . البته اين از نظر تاريخي مورد بحث است و دلايلي براي آن مي توان يافت .
ايرلند با سابقه ممتدش در زمينه ادبي که شايد به حدود 15 قرن پيش از ميلاد برسد ، هرگز داراي سنت هاي نمايشي نبوده است . ادبيات کهن ايرلند شامل قطعات کوتاهي است به صورت مکالمه . اين نوشته ها بخشي از سنت هاي شفاهي ايرلند باستاني و عاري از جنبه هاي نمايشي است. نقالان و قصه گويان يا "شاناچي " ها ، داراي ذوقي لطيف و قدرت بيان اعجاب انگيزي بوده اند ، ولي هنر آنان بيشتر در کنار آتش اجاق هاي زمستاني شکل مي گرفت نه روي صحنه . به علاوه اين “ شاناچي “ها (26)عمده توجه شان به بيان تکنفره بود و ترجيح مي دادند که همه گفتار راخود به تنهايي به زبان بيآورند .البته تعدادي نمايشنامه هاي مذهبي قرون وسطايي باقي مانده که مي دانيم حتي در نقاط ديگر اروپا اجرا مي شده ولي اين سنت نمايشي هيچگونه تداومي نداشت و به فراموشي سپرده شد.آنچه اکنون براي ما مسلم شده اين است که اهالي بومي در نمايش هاي مذهبي که در “دوبلين” و ديگر شهرها اجرا مي شد ( در قرون وسطي)، يا شرکت نداشتند يا شرکت آنان بسيار اندک بود .
آنان اين نمايش ها را به عنوان “واردات” بيگانگان تلقي مي کردند.در عصر شکوفايي تئاتر “ اليزابتي” در انگلستان نيز ،ايرلندي ها بيشتر اوقات بيرون از دروازه هاي دوبلين مشغول نبرد با دشمن بودند و فرصت پرداختن به عامل مهم فرهنگي چون نمايش نداشتند. پس از گشايش نخستين تماشاخانه ، نزديک به دو قرن پيش تئاتر ايرلند تحت کنترل حکومت بريتانيا بود . اصطلاح انگليسي – ايرلندي ، با اينکه بر چسب ظاهر فريبي است ولي اطلاق آن به نمايشنامه هاي انگليسي که توسط ايرلندي ها نوشته مي شد ، اصطلاحي تو خالي و بي معناست . درست است که کوشش هايي براي ايرلندي شدن نمايشنامه ها در آثار”شريدان” ،" گلد اسميت” و چند نفر ديگر ديده مي شود ، ولي تئاتر بومي و محلي ايرلندتنها پس از ظهور تئاتر ملي تحول مي يابد.اغلب نمايشنامه هايي که در قرن 18 و اوايل قرن 19 نوشته شده است ، ارتباط به دوران استيلا دارد و به عقيده بعضي از منتقدين ، نظير پروفسور”دانيل کورکري “ (2، بايد آنها را نمايشنامه هاي "استعماري " ناميد.
البته اين چنين قضاوت غير عادلانه است و نمي توان و نبايد سهمي را که اين نمايشنامه ها، در تحولات فرهنگي "دوبلين" و ديگر شهر هاي بزرگ ايرلند داشته اند ، انکارکرد. نخستين تماشاخانه ايرلندي در 1637 به نام تماشاخانه “ خيابان وربورگ “(29) ، توسط شخصي به نام “ جان اوگيل بي”(30) ، در دوبلين تاسيس شد . در تماشاخانه “خيابان وربورگ “ تعدادي بازيگر انگليسي گرد آمدند . يک نمايشنامه نويس انگليسي نيز به نام”جيمز شرلي “(31) با اين گروه همکاري مي کرد .”شرلي “ نمايشنامه “ پاتريک مقدس براي ايرلند” را که نخستين نمايشنامه تاريخي در باره ايرلند بود ، در سال 1639 براي اين تماشاخانه نوشت.” پاتريک مقدس براي ايرلند” ، نمايشنامه اي تراژيک – کمدي است ، بر اساس افسانه هاي مربوط به نفوذ مسيحيت در ايرلند توسط پاتريک مقدس.“جيمز شرلي “ در 1596 در لندن متولد شد . تحصيل خود را در کامبريج به پايان رساند .