کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - موسیقی دانان ایرانی در دستگاه خل

موسیقی دانان ایرانی در دستگاه خل

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> موسیقی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 106
امتياز: 269
تشکر کرده: 6
تشکر شده 136 بار در 84 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 18 مرداد ماه ، 1389 09:21:09    موضوع مطلب: موسیقی دانان ایرانی در دستگاه خل پاسخ همراه با اعلان

موسیقی دانان ایرانی در دستگاه خلافت عباسی

نامی ترین موسیقیدانان سده های نخستین ، ایران پس از اسلام ، آنانی هستند که در دستگاه خلافت عباسی ، در بغداد ، یا در قلمرو فرمانروایی عباسیان زندگی می کردند. اینان بیشتر درباری و ندیم و معاشر خلفا و خلیفه زادگان و بزرگان دولت عباسی بودند ، از قبیل : ابراهیم بن ماهان (نامی به موصلی) ، و فرزندان و نوادگان و بستگان و حماد و زلزل.

ابراهیم بن ماهان (موصلی) : ابراهیم پسر ماهان پسر بهمن پسر پشنک (نسک) بود. ماهان ، پدر وی ، از کشاورزان ارگان (ارجان فارس) و از دودمان شریف آن سامان بود که از جور عمال بنی امیه از فارس به کوفه مهاجرت کرد و در کوفه با خانواده بزرگ و اصیل دیگری که آنها هم از ستم بنی امیه از فارس به کوفه مهاجرت کرده بودند ، وصلت نمود و ابراهیم در کوفه به سال 120 هجری از این پیوند زاده شد. در دو یا سه سالگی پدرش ماهان را از دست داد ، و زیر سرپرستی مادر و دایی هایش بزرگ شد و او را برای آموختن به مکتب فرستادند. ابراهیم به موسیقی عشق و علاقه بسیار داشت ولی چون سرپرستان او مایل نبودند که او در آموزش کوتاهی کند و به موسیقی بپردازد ، بر او سخت گرفتند. ابراهیم که شیفته موسیقی بود از کوفه به موصل فرار کرد و یکسال در موصل اقامت گزید از اینرو پس از بازگشت بین دوستانش به موصلی نامی شد. ابراهیم سپس با اندوخته ای که فراهم کرده بود از موصل برای ادامه آموزش موسیقی به ری رفت و نزد استادان موسیقی این شهر به فراگرفتن این هنر مشغول شد. یکی از آموزگاران او در ری «جوانویه» زرتشتی بود. ابراهیم موصلی می گوید : " هنگامیکه برای آموزش موسیقی به خانه جوانویه رفتم ، در خانه نبود منتظر شدم تا آمد. آنگاه که مرا دید با کمال بزرگواری از حال من جویا شد و چون می خواست از خانه بیرون برود خواهر خود را مامور پذیرایی از من کرد. شب هنگام با گروهی از دوستان موسیقیدان ایرانی خود به خانه بازگشت و مرا به پیشگاه خود خواست و شراب و میوه و گل حاضر کرد و آن گروه به زدن و خواندن مشغول شدند و من در کار آنها نظاره میکردم و او مرا پیش خود نگاهداشت. سپس یکی از عمال بنی عباس از وجود من باخبر شد و مرا نزد خود خواست و اکرام تمام کرد و من پیش او بودم تا آنگاه که خلیفه عباسی ، مهدی ، از وجود من نزد او آگاه شده ، از او خواست که مرا به بغداد نزد او روانه کند." ابراهیم به خواست مهدی خلیفه عباسی (پدر هارون الرشید) به دربار او میرود و مورد توجه او قرار میگیرد.
چنانکه گفته شد ابراهیم در ری الحان موسیقی فارسی را فرا میگیرد و در این شهر زنی اختیار میکند به نام شاهک ، و این شاهک مادر اسحاق و سایر فرزندان ابراهیم بود. ابراهیم می گوید نخستین پولی که از راه غنا و موسیقی به دست آوردم موقعی بود که در ری بودم و با مردم به خوشی سلوک میکردم. ماموری از سوی منصور خلیفه عباسی به ری آمد و چون از وجود من آگاهی یافت پیش من آمد و آواز مرا شنید و پوست سمور پرارزشی بمن انعام داد. در سفر دیگری که این کس (شخص) به ری آمد ، عامل ری پول و پارچه های بسیاری به او داد. مامور خلیفه نیمی از پارچه ها و دو هزار درهم از آن را به من بخشید. و از آن زمان با خود پیمان بستم که جز به فن موسیقی به کار دیگر نپردازم.
ابراهیم موصلی که در خواندن الحان فارسی و عربی و نواختن عود در زمان خود بی مانند بود ، مورد توجه خلفای عباسی قرار گرفت و در دربار هارون الرشید مقام و ثروت و منزلتی تمام یافت. از ندمای خلیفه شد و با او نرد می باخت و بسیار مورد توجه و احترام بزرگان دولت عباسی بود. او از انعام و بخششهای خلفا و هدایایی که به وی میرسید ، ثروتمند شد. در یک مورد هادی خلیفه در ازاء یک آواز هفتسد درم پاداش به او داد ، و ابراهیم المهدی عباسی (برادر کوچک هارون الرشید) که خود از موسیقی دانان ماهر بود از انعام و تشویق او کوتاهی نمیکرد. ابراهیم در نتیجه توجه خلفا مردی متعین و ثروتمند شد و خانه او در بغداد یکی از باشکوهترین خانه ها بود و رده و ارزشش به اندازه ای شد که در هنگام بیماری ، خلیفه به دیدار او می رفت. در هنگام هارون الرشید در بغداد موسیقیدان نامی دیگری بود به نام «ابن جامع» که با ابراهیم بن ماهان موصلی رقابت میکرد. روزی در بزم هارون الرشید سی تن از کنیزکان شاگرد ابراهیم مشغول نواختن ساز و خواندن آواز بودند ، ابن جامع گفت یکی از نوازندگان خارج میزند و تشخیص نمیداد او کدام یک از آنان است. ابراهیم نام کسی را که بیرون میزد گفت و سیمی را هم که کوک نبود مشخص کرد و استادی و برتری خود را ثابت نمود. ابراهیم درباره ی گفتگویی که با ابن جامع در پیشگاه رشید داشته میگوید : " اگر من چیزی را که ابن جامع ساخته است ندانم باکی نیست ، عیب آنجاست که وی از آهنگهای پیشینیان (هنرمندان ساسانی) چیزی بداند و من ندانم."
ابراهیم آهنگهای بسیار ساخت. هارون الرشید درباره آهنگهای بسیاری که ابراهیم ساخته است از او میپرسید ، ابراهیم در پاسخ می گوید : " هنگام آهنگسازی هر اندیشه را از مغزم بیرون می کنم و راههای موسیقی را در روبروی اندیشه خود پدید می آورم تا به سوی آهنگی که نیاز دارم راه بروم و با زدن زخمه بر تارهای بربط (عود) راه آن آهنگ به رویم گشاده گردد."
ابراهیم ارگانی (ارجانی) نامدار به موصلی بنیانگذار موسیقی عربی در کانون عراق است و چنانکه دیدیم سرچشمه هنر او موسیقی ایرانی است و تنها کاری که او کرده این است که برای شعرهای عربی آهنگهای ایرانی ساخته است.
مورخان همزمان ابراهیم پذیرفتند که او در زمان خود در نواختن عود و خواندن آواز بر دیگران برتری داشته و استاد زبردست دوره خود به شمار می آمده است. او در نوشته ها و تصنیف و ساختن آهنگ نیز استادی بی مانند بود. صاحب اغانی می نویسد که لحن ضربی ماهور از ابتکارات اوست. ابراهیم افزون بر فرزندش اسحاق و برادرش ، منصور ، شاگردان بسیار تربیت کرد و بیشتر خوانندگان و نوازندگان بغداد و دربار خلفا از تربیت شدگان او بودند. ابراهیم پس از 63 سال عمر به سال 188 هجری در بغداد درگذشت و مامون بر جنازه او نماز گزارد.

اسحاق موصلی : به سال 150 هجری در ری زاده شد ، و زیر سرپرستی ابراهیم و شاهک ، پدر و مادر ایرانی خود ، به آموزش علم و ادب و لغت و قضا و موسیقی پرداخت و در این رشته از دانش زبردست شد. به دستور مامون خلیفه عباسی در رده دانشمندان و چامه سرایان (شعرا) می نشست و موسیقیدانان در مجلس خلیفه در رده پایینتر می نشستند (هارون الرشید در میان عباسیان از خلفایی است که برای خیناگران مراتب و طبقاتی قایل شد و آنها را به ترتیبی که اردشیر بابکان مقرر کرده بود بخش نموده است. ابراهیم موصلی پدر اسحاق و منصور زلزل در رده نخست قرار داشتند.). اسحاق مردی پرهیزگار و با فضیلت و در علم قضا استاد بود آنچنان که مامون می گفت که اگر اسحاق به موسیقی نامی نبود من او را به منصب دادگری (قضاوت) برمی گزیدم و به سبب ارجمندی که برای او قایل بود اجازه داده بود که لباس سیاه که شعار عباسیان بود ، بپوشد.
اسحاق پایه ها و هنجارهای (قواعد) علمی و عملی موسیقی را نزد پدرش ابراهیم و دایی اش منصور زلزل فراگرفت و در هنجارهای ضرب و نواختن بربط (عود) زبردست شد و به تکمیل و تتبع در آن کوشش نمود و در علم و عمل این فن برتر و نامی ترین هنرمند خاندان موصلی گردید. او را بزرگترین موسیقیدان ایرانی در علم و عمل در دوره اسلامی می دانند ، ابن خلکان در نسک خود او را بی مانند خوانده است. اسحاق نسکها و ماتیکانهای (رساله های) پرشماری در موسیقی نوشت ، مانند : «الاغانی» و «الکبیر». از این گذشته آثار دیگری به او نسبت می دهند چون «النغم» ، «الایقاع» ، «اغانی معبد» و «کتاب الرقص» که شوربختانه از میان رفته است. او نسکخانه (کتابخانه) سرشناسی (معتبری) در بغداد ترتیب داد و به سبب پژوهش در هنجارها و پایه های یونانیان در موسیقی اطلاعات بسنده از موسیقی یونانی و رومی به دست آورد. ابوالفرج اصفهانی می نویسد : " اسحاق آوازی تنظیم کرد که موردتوجه ابراهیم المهدی عباسی (برادر کوچک هارون الرشید) قرار گرفت. ابراهیم نامه ای به اسحاق نوشت و از او خواست که آن آواز را برای او بنویسد و بفرستد. اسحاق در پاسخ به تفضیل درباره شهر و ایقاع (ضرب) و اقسام (مقاطع) و ادوار و اوزان و دیگر امور فنی مربوط به آن آواز توضیح داد و گسیل داشت." این مقام استادی و زبردستی او ار در علم و عمل این فن و نفوذ موسیقی ایرانی را در دستگاه خلافت می رساند.
از دیگر نوآوریها و کوششهای او در تکمیل موسیقی ایرانی ، تنظیم دستگاه های گوناگون موسیقی از آهنگ «زیر» تا «بم» است. وی همچنین فاصله آن را به «اکتاو» رسانید. از قاعده ها و بنیانهای موسیقی یونانی استفاده کرد و در آن تصرف و نوآوریهایی نمود و درخور پسند ایرانیان با موسیقی ایرانی آمیخت. همچنین دستگاه «ماهور» را از نوآوریهای او در موسیقی ایرانی می دانند. از دیگر کارهای او گردآوری و تنظیم بنیانها و قاعده هایی بود که از زمان یونس کاتب برجای مانده بود و در گذر زمان دستخوش دگرگونیهایی شده و رو به فراموشی می رفت. او با دانش علمی و چیره دستی عملی خویش این قوانین را مرتب و گردآوری کرد و بنیانها و قاعده های نویی ترتیب داد که از آن پس پایه موسیقی اسلامی گردید. «گام» اسحاق موصلی برپایه گام فیثاغورث است که آن را به ساده ترین گونه آغاز کرده.
اسحاق همچنین آواز را گردآوری و تنظیم کرد و آنها را مدون ساخت ، و در آموزش و راه و روش این هنر بهترین و آسان ترین روش را برگزید و راه را برای خواستاران این فن هموار و ابزار پیشرفت این هنر را بسیار آسان ساخت. وی پس از از هم پاشیدن دودمان ساسانی بزرگترین موسیقیدان ایرانی در علم عمل بود. او هم زمان هارون ، مامون ، معتصم و واثق عباسی بود و از موسیقیدانان و رامشگران رتبه نخست دربار خلافت به شمار می آمد. اسحاق در پایان عمر نابینا شد و در زمان خلافت متوکل عباسی به سال 235 هجری درگذشت ، فرزندش «حماد» که تربیت شده ی پدر بود در موسیقی نامدار شد.

حماد : نیز از موسیقی دانان نامی خاندان موصلی است. موسیقی را از پدرش اسحاق فراگرفت و بیشتر روایات مربوط به ابراهیم و اسحاق و دیگر موسیقیدانان و خلفای عباسی گفته های اوست.

ادامه دارد...

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند arya


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 106
امتياز: 269
تشکر کرده: 6
تشکر شده 136 بار در 84 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 1 شهريور ماه ، 1389 19:38:34    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

زریاب : ابوالحسن علی بن نافع ، ملقب به زریاب و نامدار به بصری ، از موسیقیدانان بزرگ ایرانی نژاد بود. هنر موسیقی را در بغداد از اسحاق موصلی فراگرفت و در این هنر پیشرفت فراوان کرد و نامداریش تا بدانجا رسید که به دربار هاورن الرشید راه یافت و به سبب گسترده بودن اطلاعات علمی و ادبی ، و زبردستی در فن موسیقی مورد توجه قرار گرفت و رقیب اسحاق موصلی شد. زریاب که در ادب و نجوم و جغرافیا نیز اطلاعات بسنده داشت ، در نواختن بربط (عود) و تصنیف و الحان استاد بود و با نوآوریهایی که از خود بروز می داد پیش بینی می کردند که به زودی جانشین اسحاق در دربار خلیفه خواهد شد.
از نوآوریهای او این بود که به بربط ایرانی – که ساز رایج آن زمان بود و چهار تار (سیم) داشت – یک تار افزود و آنرا به پنج تار دگرگون نمود. مضراب بربط را نیز که پیش از او از چوب ساخته میشد از ناخن عقاب ساخت و آهنگ برآمده از زخمه (یک زدن با مضراب یا سر انگشت بر ساز) را در بربط دلپسندتر کرد. تارهای دوم و سوم و چهارم بربط او از روده تابیده بچه شیر بود و او باور داشت که پایداری روده بچه شیر و استواری آهنگ و صافی آوای آن از روده دیگر حیوانات بیشتر است. زریاب نخستین بار که به مجلس هارون راه یافت با بربطی که خود ساخته و تکمیل کرده بود به نوازندگی پرداخت و مورد توجه خلیفه قرار گرفت. این کار بر اسحاق موصلی که رقیبی برای خود در دربار نمی دید گران آمد و رشک او را (که شاید میان هنرمندان موسیقی بیش از سایر ارباب هنر و صنعت باشد) برانگیخت. اسحاق مردی ثروتمند و نامدار بود و در دستگاه خلیفه نفوذ فراوان داشت. چون زریاب را در دربار خلیفه مانع مقام و منزلت خود می دید به زریاب چنین فهماند که باید بغداد را ترک کند. زریاب نیز که قدرت ایستادگی در برابر او را نداشت شهر را ترک کرده و به تونس در شمال افریقا که در دست مسلمانان بود ، رفت. پس از مدتی اقامت در قیروان (کانون فرمانروایی تونس) رهسپار اندلس (اسپانیا) شد. فرمانروای اسلامی اسپانیا ، حکم بن هشام بن عبدالرحمان ، که درباره زریاب شنیده بود او را به کانون حکمرانی خویش ، قرطبه دعوت کرد و شخصا به استقبال وی شتافت و دستور داد اسباب آسایش این موسیقیدان نامی را فراهم سازند و سالی چهل هزار سکه زر در وجه او می پرداختند. زریاب در قرطبه تحت توجه و پشتیبانی خلیفه اموی (عباسیان پس از به خلافت رسیدن به کشتار امویان دست زدند. جوانی از امویان که جان سالم به در برد ، به آفریقا رفت ، و از آنجا آهنگ تصرف اسپانیا کرد و رهسپار این سرزمین شد و بر فرمانروای اندلس ، عبدالرحمان بن یوسف ، غلبه کرد و فرمانروایی آنجا را به دست گرفت. این جوان عبدالرحمان بن معاویه بن هشام بن عبدالملک است که پس از تصرف بخشی از اسپانیا ، قرطبه را پایتخت خود قرار داد و در سال 138 هجری خود را امیر اسپانیا خواند.) مقامی ارجمند یافت و با آسایش خیال به تصنیف الحان و درست کردن قاعده ها و روش آموزش موسیقی پرداخت و مکتب موسیقی ایرانی اسپانیا را ایجاد کرد. همانطور که مکتب ابراهیم و اسحاق و خاندان موصلی در بغداد نامی بود مکتب او نیز در اسپانیا نامدار گشت و سرچشمه اثر در کشورهای ساحلی آفریقا و نیز در موسیقی اروپا گردید.
زریاب برای آموزش فن موسیقی پایه ها و هنجارهایی ترتیب داد و روش تازه ای به کار برد که پس از او روش کار آموزشی اهل فن قرار گرفت و مدتها ادامه پیدا کرد. برنامه کار او این بود که تدریس هنرآموزان را به سه گامه (مرحله) بخش کرد. در گامه نخست اوزان الحان را آموزش میداد ، در گامه دوم بحور را ، و در گامه سوم کلام را با همراهی ساز به شاگرد می آموخت و در این مورد نیز هنرآموزان نخست لحن اصلی را تمرین می کردند و پس از آنکه در این کار پیروز می شدند به افزایش نغمه های تزیینی (یا زاید) می پرداختند و به این ترتیب بود که خواننده در کار خود مهارت کامل می یافت. گفته اند او نخست استعداد داوطلب آموزش آواز را می آزمود ، به این ترتیب که نخست او را روی بالش گردی که آن را «مسواره» می گفتند می نشاند و از او می خواست که با قدرت آواز بخواند و اگر صدایش ضعیف بود برای قوت صدا دستور میداد عمامه اش را باز کند و به کمرش ببندد. اگر دهانش به اندازه کافی باز نمیشد یا زبانش می گرفت به او تکلیف میکرد تکه چوبی به اندازه چند سانتیمتر شبانه روز در دهان خود نگه دارد تا فکهایش از هم باز بماند ، پس از انجام این کار به او دستور میداد که با قوت تمام و آوای بلند واژه هایی را از قبیل «یا حجام» ، «یا اسحاق» ، «یا آه» ادا کند و صدای خود را بکشد ، اگر داوطلب آموزش آواز صاف و یا قوی و زنگدار بود او را به شاگردی می پذیرفت و به تعلیمش می پرداخت و در غیر اینصورت او را رد میکرد.
این اصول در کنسرواتورها و آموزشگاه های عالی موسیقی باختر زمین هنوز هم رایج است. تکه استخوان کوچکی در دهان کسانی که به هنگام سخن گفتن یا آواز خواندن نمیتوانند دهان خود را به اندازه کافی باز کنند قرار می دهند ، این استخوان دو تا دو و نیم سانتیمتر درازا دارد و در بالا و پایین آن شیارهایی است که شخص می تواند به وسیله آن شیارها استخوان را به طور عمودی بین دندانهای خود نگه دارد.

منصور زلزل ؛ از استادان بنام و موسسقیدانان ایرانی نژاد دوره نخست عباسی است. در خوانندگی استاد و در نوازندگی بربط (عود) بی مانند بود. زلزل استاد اسحاق پسر ابراهیم موصلی و از رامشگران درجه نخست زمان هارون الرشید و مهدی الهادی بود. اسحاق او را در نواختن بربط در زمان خود بی مانند می دانست.
در آن زمان مرسوم بود که خواننده یا نوازنده تنها با همرده خود همکاری میکرد ، زلزل نیز بیشتر با شوهرخواهر خود ابراهیم موصلی که همرده وی بود همکاری میکرد. منصور زلزل در علم موسیقی تبحر و در نوازندگی مقام استادی داشت ، در بازه های (فواصل) برخی پرده های عود ایرانی که در آن زمان مرسوم بود تصرفاتی کرد از جمله : فاصله پرده سوم را (از بالای دسته عود) حساب کرد و جای بستن پرده را تعیین نمود و پرده زایدی را که در این جایگاه بسته میشد برداشت و جای آن را تغییر داد و این پرده سوم بین استادان موسیقی ونویسندگان نسکهای موسیقی به «وسطای زلزل» نامی شده است. (گویا پرده چهارم است از بالای دسته تار که به صورت نیم پرده بسته میشود.)
جاحظ درباره زبردستی نوازندگی و استادی زلزل نسبت به ابراهیم موصلی چنین می نویسد : گفته اند پنجه منصور زلزل در نواختن از بهترین پنجه ها بود که خداوند آفریده ، هنگامیکه سر انگشتانش را با عود آشنا میکرد اگر احنف (احنف قیس در عرب ضرب المثل بردباری بود و در سنگینی و وقار مانند نداشت.) که در سراسر عمر به بردباری و وقار نامی بود نوای آن را می شنید ، چنان به وجد می آمد که سر از پا نمی شناخت.
منصور از جوانمردان بود و از مالی که به دست می آورد همسایگان و بینوایان را بهره مند می ساخت ، و مال خود را در کارهای نیک می پرداخت. از جمله آب انباری در بغداد ساخت و وقف کرد که به آب انبار زلزل نامی بود. ابوالفرج اصفهانی گوید منصور نخستین کسی است که بربطهای شبوط مانند (بربطهایی که شکمی بزرگ داشت و اندام آن به ریخت ماهی بود. پیش از آن بربطها را مانند بربطهای ایرانی می ساختند. شبوط ، گونه ای ماهی است.) را ساخته است.
ابو جعفر محمد بن حارث ؛ از موسیقی دانان ایرانی نژاد است. دودمان وی از ری به عربستان مهاجرت کردند. او به تشویق پدرش که دادرس (قاضی) بود به آموزش موسیقی پرداخت و از شاگردان ابراهیم موصلی است. گویند نواختن بربط نزد خلیفه زاده موسیقیدان عباسی (ابراهیم المهدی ، برادر کوچک هارون الرشید) ، فراگرفت و در نواختن گونه های گوناگون سازها چیره دست بود.

ابویحیا حکم بن میمون الوادی ؛ حکم الوادی یکی از موسیقی دانان ایرانی نژاد دستگاه خلافت عباسی است که او را از استادان بزرگ موسیقی می دانند. آوایی بسیار شیوا و قوی داشت. در زمان منصور خلیفه عباسی از مسقط الراس خود «وادی القری» به بغداد آمد و مورد اکرام و توجه خلیفه قرار گرفت. در مسابقه ای که در دربار هادی خلیفه عباسی بین او و ابراهیم موصلی و ابن جامع ، ترتیب داده شده بود در آواز بر آنها برتری یافت و سیسد هزار درهم پاداش گرفت. پس از مدتی نزد ابراهیم المهدی فرمانروای دمشق رفت و مورد اکرام و نوازش او واقع شد و نزدیک به 200 آواز برای ابراهیم تصنیف و تنظیم کرد و سیسد هزار درهم پاداش گرفت. حکم الوادی در 81 سالگی درگذشت.

ابوالقاسم عبیداله بن خردادبه ؛ از دانشمندان ایرانی است. نیایَش از پیشوایان کیش زرتشتی بود و پدرش فرمانروای ناحیه ای از طبرستان را داشت ، خود او مدتها در نواحی گوناگون ایران کارهای مختلف دولتی را برعهده داشت. در علم موسیقی تبحر کافی داشت. از شاگردان اسحاق موصلی و از هم نشینان و نزدیکان معمتد عباسی بود. ابن خردادبه رسالاتی در فن موسیقی نوشت و از دانشمندان موسیقی نظری محسوب می گردد. رسالاتی که در موسیقی به وی نسبت می دهند عبارتند از : «ادب اسماع» ، «اللهو و الملاهی» و «الندماء والجلسا» و از نسکهای او در موسیقی تنها نسک «اللهو و الملاهی» به یادگار مانده و باقی از بین رفته است. ابن خردادبه در سال 300 هجری درگذشت. خطابه ابن خردادبه در حضور خلیفه عباسی به شرحی که در مروج الذهب ، نوشته مسعودی ، آمده است ، به خوبی آشکار می سازد که موسیقی عرب تا چه اندازه مرهون موسیقی ایرانی است.

ابوالعباس سرخسی ؛ ابوالعباس سرخسی از موسیقیدانان ایرانی در سده سه هجری است و دارای نسکی ست در موسیقی به نام «الموسیقی الکبیر». این دانشمند در سال 286 هجری درگذشت. ابن الندیم نویسنده نسک الفهرست ، الموسیقی الکبیر را بزرگترین نسک در نوع خود می داند.

پايان


بن مایه
تاریخ موسیقی ایران / نوشته : حسن مشحون / انتشارات : نشر سیمرغ با همکاری نشر فاخته / چاپ 1373

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> موسیقی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir