artabaz هموند بسیار کوشا وضعيت: آفلاين 11 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 73 امتياز: 0 تشکر کرده: 91 تشکر شده 80 بار در 46 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: سه شنبه، 25 فروردين ماه ، 1388 02:27:43 موضوع مطلب: گاتها و تأثیر آن بر جهان 2
زرتشت از چاره ای سخن می گوید که در درازای زمان آزموده شده است. او می گوید که تنها با دادن آگاهی و افزودن دانش است که می توان اندیشه ی بداندیشان را دگرگون کرد. او اطمینان می دهدکه با افزایش آگاهی خوب و پیشرفت حتی بداندیشان و نزدیکان آنها را به راه درست می شود برد و آنها نیز به رستگاری خواهند رسید.
"کسانی که دین راستین را برگزینند و از آزمایش سربلند بیرون آیند، از داده های اهورایی، از نیروی شهریاری مینوی (خشترا یا شهریور)، از منش نیک (وهومن یا بهمن)، از راستی و داد (اشا یا اردیبهشت)، از مهر و دوستی و فروتنی و خدمت به دیگران (سپنتا آرمئیتی یا اسفند) بهره مند شده، به خودشناسی و رسایی (هَـ اُروتات یا خرداد) رسیده و آرامش را دریافت می کنند و جاودان (امرتات یا امرداد) می شوند." (گاتها – یسنا – هات 30 – بند 7)
در طی تاریخ می توان دید که این سروده ها 2500 سال پیش از این به وسیله دودمان هخامنشی با پیروزی به کار گرفته شد. کوروش بزرگ بابل را که مردمش به زور باج و خراج سنگین برای ساختن پرستشگاه جدیدی برای خدایان واداشته شده بودند، آزاد می کند اما باورهای خود را به ایشان تحمیل نمی کند. به جای آن به "مردوک" خدای بزرگ بابلی ها ارج می گذارد.
یک نسل پس از آن، "هرودوت" که در بابل سفر می کرد نوشت:
"برپا ساختن پیکره، پرستشگاه و مهراب در میان آنها پذیرفته شده نیست و هرکس که چنین کند نادان دانسته می شود. از این روست که مذهب پارسها بر خلاف مذهب یونانی ها به پیکره ها بستگی ندارد."
هرودوت ادامه می دهد: "... آنها مهراب نمی سازند و آتشی نمی افروزند و برای خدایان پیشکش نمی آورند. تاج گل، خوراک ویژه و نوای نی که برای ما آشناست نزد آنها فایده ای ندارد."
او می افزاید: "... پرستندگان تنها اجازه دارند که برای شاه و خوشبختی جامعه نیایش کنند و نه برای خواسته های خویش."
همین گونه است سرگذشت یهودیانی که از کوروش بزرگ اجازه بازگشت به اورشلیم را یافتند و برای ساختن پرستشگاه خویش کمک مالی دریافت کردند. به نظر می رسد که ایشان اندیشه خود را دگرگون کردند چه می بینیم که آنها ساختن پرستشگاه به شیوه یهودیان را نپذیرفتند.
"آنگاه آنان به نزد زروبابل سردمدار بزرگ یهودیان رفته و گفتند بگذار تا ما با تو دست به ساختن کنیم چرا که ما نیز خدای تو را پرستش می کنیم و ما هم از روزگار پادشاه آشور که ما را به اینجا آورد برای همان خدا قربانی کرده ایم." (عهد عتیق – ازرا – 4:2)
"اما زروبابل و جاشوا و سایر بزرگان و سردمداران اسرائیل به آنها گفتند شما کاری به برپاداشتن پرستشگاه برای خدای ما نداشته باشید. ما خود برای خدای اسرائیل پرستشگاه می سازیم بدانگونه که کوروش، شاه پارس به ما فرمان داده." (عهد عتیق – ازرا – 4:3)
به نظر می رسد که پیام گاتها کارگر افتاده.
"این پیام و راهنمایی خوب می آورد بر منش خوب و آن فرد به پیش می رود و به دست می آورد درست کاری همچنین کسانی که به او نزدیک اند."
حال به مصر می پردازیم:
آنها به زندگی پس از مرگ باور داشتند و تمامی دارایی خود را هزینه ی ساختن اهرام می کردند. داریوش بزرگ آن دارایی ها را برای کندن "آبراه داریوش" بین دریای سرخ و دریای مدیترانه از راه رود نیل به کار برد. او از این راه تجارت را گسترش داد و شادکامی برای مردم مصر آورد.
"هرکس کشته خود را درو خواهد کرد. دروغکاران پی خواهند برد که کژی و کاستی، و آز و ستم، بدبختی به بار می آورد. از این رو، راه خود را تغییر داده با پیروی از منش نیک، به راستی، مهر و داد خواهند گروید." (گاتها – یسنا – هات 30 – بند 8)
ایرانیان به هر کجا که رفتند پیشرفت و دگرگونی به سوی بهتر شدن نژاد آدمی را به همراه آوردند. هر آنچه کردند برای بهبود حال همه ی انسان ها بود نه برای حال خویش. همانگونه که هرودوت گفته:
"نیایش راستین برای بهبود همگان و شاه که خود یکی از ایشان است مجاز می باشد و نه برای خواسته های خویش."
بنابراین می بینیم که هخامنشیان پرستشگاه برج بابل را گسترش ندادند ولی آبراه داریوش را ساختند، سیستم آبیاری را بنا نهادند، آبراه های دریایی را از رود سند (ایندس) در هند تا نیل در مصر شناسایی کردند، راه زمینی میان شوش و ساردیس را کشیدند و سیستم پست آفریدند. همه ی اینها دستاوردهایی ارزشمند می بود که ما بیشتر آنها را تا به امروز به کار می بریم.
هخامنشیان بر کشاورزی، داد و ستد، دادگستری، صلح و بالاتر از همه بر دانش و مذهب نشان خویش را بر جای گذاشتند.
هنوز در اوستا گفته می شود "تنی و روانی". بدن بر روان پیشی می جوید. همین فلسفه به خودخواهی میدان نداد و به جایش هم زیستی را رهنمون شد. بنابراین امپراتوری هخامنشیان بهبود زندگی همگی انسان ها را در اندیشه داشتند. در جایی که از بدن نگاهداری شود، روان پویا خواهد شد. از این رو ایرانیان باستان به کشاورزی برتری ویژه ای می دادند.
ایرانیان برنج را به میان رودان (مسوپوتامیا)، پسته را به سوریه و کنجد را به مصر نشاندند. آنان دانش بافتن از رشته های کتانی را به وجود آوردند. تا آن زمان از کتان فقط برای روغن کشی استفاده می شد. در سراسر امپراتوری هر کجا که زمینه ی پروردن فراهم بود، میوه ها و سبزی هایی را آوردند که بر مردم بومی ناشناخته بود. یونجه را که خوراک مناسبی برای چهارپایان است از کشور ماد به مدیترانه آوردند.
کشاورزی را در بخش های دوردست مصر نه برای غذای بیشتر خودشان، بلکه برای بهتر کردن حال مصری ها آوردند. آنها مرغ و خروس وحشی هندی را به مدیترانه بردند تا ماکیان اهلی شوند.
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 29 فروردين ماه ، 1388 19:45:23 موضوع مطلب:
جناب ارتباز درود بر شما
می دانم چرا درخواست کردید در مورد راهیابی اهریمن به اندیشه زرتشت داده ای
به دست آورید
جناب ارتباز کسانی که در دین اهریمن را به رسمیت نمی شناسند اصلا دین را نمی شناسند . دلیل فلسفی وجود اهریمن در جهان هستی این است که ما درک درستی از خوبی داشته باشیم . و گرنه چه طور متوجه ی سر چشمه ی نور می شدیم ؟ چه طور در جستجوی سرچشمه آفرینش می شدیم و آفریدگار خودمان را می شناختیم ؟
به مانند ماهی که در اب غوطه ور است و قدر آب را نمی شناسد . خداوند اهریمن را آفرید تا آفریدگان او را جستجو کنند . اسطوره ی زروان یکی از کهن ترین اسطو ره های ایرانی است که داستان آفرینش را از زمان نیستی و عدم بیان می کند . هرکس بتواند اسطوره ی زروان را درک کند می تواند به چیستی خداوند پی ببرد . در این اسطوره گفته می شود تجلی اولیه خداوند زمان بی کرانه بود . و سپس می گوید مینوی خیر و شر زاده شد و نه آفریند گان خیر و شر .یعنی اساس آفرینش بر اساس دو اصل خیر و شر است این ثنویت ظآهری در خود یک وحدت باطنی دارد که درک آن برای انسان بسیار مشگل است . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند artabaz
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 29 فروردين ماه ، 1388 23:42:00 موضوع مطلب:
جناب ارتباز شما در نوشتارتان فرمودید: آنها مهراب نداشتند و آتش نمی افروختند و قربانی نمی کردند پس آنها چه دینی داشتند؟ اگر می شود کتابی که از آن یاری گرفتید بفرمایید با نام نویسند ه ی کتاب! از دیدگاه من کمی زیاده روی شده . نمی دانم شاید ! مهراب آتش قربانی تاج گل و...اینها از آداب مغان بوده آنها به چه دینی بودند ؟ _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 31 فروردين ماه ، 1388 08:48:53 موضوع مطلب:
ای سرباز کورش درود بر شما
بنا را بر این نهیم که مهرابه نداشتند و در بلندای کوه ها نیایش می کردند اما بی تردید قربانی داشتند .اما افروختن آتش از زمان مهر پرستان رایج بوده و هم در دین مزدا پرستی که در دوران داریوش رایج بوده . اما به گمانم کورش مهر پرست بوده نه مزدا پرست .به هر روی آتش می افروختند در فضای باز .و تاج گل از مورد(هوم) را مغان مهرپرست بر سر می گذاردند و در زمان قربانی یک سری الات موسیقی می نواختند.
بنا به کتاب مغان -هاشم رضی
این نکته خیلی مهم است چون در نوشتارم به نام پاسداران آفتاب خدا که از روی شاهنامه می نگارم احترام به آتش را به عنوان قبله گاه بیان کردم .مگر اینکه بگوییم که فرقه های گوناگونی وجود داشته است .پیش از شما نیز جناب وهومن همین را نگاشته بود .اگر می شود از جناب عطایی بخواهید تا در این باره دیدگاه خود را بیان کنند
با سپاس _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند artabaz
محل سكونت: تهران
artabaz هموند بسیار کوشا وضعيت: آفلاين 11 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 73 امتياز: 0 تشکر کرده: 91 تشکر شده 80 بار در 46 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: پنجشنبه، 3 ارديبهشت ماه ، 1388 16:49:11 موضوع مطلب:
درود بر شما بانوی گرامی
من گمان می کنم شما منظور مرا اشتباه متوجه شدید. من فکر می کنم منظور هرودوت یونانی همان پرستشگاههایی بوده است که در یونان ساخته می شده است. من نیز بر این باورم که کوروش بزرگ مهر آیین بوده است. در هر صورت اگر کمی و کاستی مشاهده کردید پوزش می خواهم. و سپاس از آگاهیتان.
BARSAM66 هموند عادی وضعيت: آفلاين 1 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 10 امتياز: 33 تشکر کرده: 11 تشکر شده 8 بار در 5 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 3 ارديبهشت ماه ، 1388 22:46:32 موضوع مطلب:
زمانم فرا رسیده:این پگاه من است،روز من آغاز می شود:طلوع کن،اینک طلوع کن،فتو ای نیرومند بزرگ!چنین گفت زردشت ،تابناک و نیرومند همانند خورشید پگاه از پس کوه های تاریک.