کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 بهمن ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - تاثیر اوستا در فلسفه پسین

تاثیر اوستا در فلسفه پسین

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دین، عرفان و فلسفه -> آیین میترایی( مهری )

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


niloofarafagh
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
4 مرداد ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 46
امتياز: 138
تشکر کرده: 0
تشکر شده 52 بار در 25 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 12 مرداد ماه ، 1389 21:53:50    موضوع مطلب: تاثیر اوستا در فلسفه پسین پاسخ همراه با اعلان

بررسی اجمالی تاثیر اوستا در فلسفه پسین

برگرفته از جستارنامه سروش اندیشه ،سال چهارم /84،شماره 12و13
کانت و زرتشت ، نوشته ی بهرام طوسی



اگرچه در یکی دو قرن اخیر خاورشناسان اروپایی مطالعات پرارزشی در مورد مشرق زمین و ایران خصوصا ادبیات و عرفان این سرزمین انجام داده اند ، ولی شاید به خاطر نداشتن منابع مکتوب در این قسمت از جهان در زمینه ی علم و فلسفه پژوهشی در این شاخه ی مهم علم انجام نشد (بیشتر منابع مربوط به این امور در نوشته های مورخین یونانی قدیم موجود است ).
متاسفانه کتابخانه های عظیمی که در ایران وجود داشت ، در حمله ی اسکندر و اعراب و مغول و ازبکها و حوادث ناگوار دیگر به مقدار زیادی آسیب دید و نابود شد . لذا بسیاری از شرق شناسان ، خاستگاه علم و فلسفه را یونان تصور کرده و تاثیرات شگرف علم و فلسفه ی مشرق زمین را بر تولد و تکامل فلسفه و علم در یونان نادیده انگاشتند . در حالی که در منابع متعدد(خصوصا در نوشته های مورخین خود یونان همچون هرودوت ،گزنفون، توکیدیداس، دینون، پلیپوس ، پلوتارک هنوز موجود است و همچنین در آثار ژرژ کنتنو ، دیاکونوف، گیرشمن، ورنررادا کریشنا و ده ها نفر دیگر (به نقل از خامنه ای ) آمده است که قرنها پیش از شکوفایی دوران طلایی تمدن در یونان (حدود قرن پنجم و چهارم پیش از میلاد ) ، در کشورهای چین هند ایران کلده آشور ماوراالنهرو در مصر(که خاور نزدیک به حساب می آید) تمدن های در خشانی وجود داشته است . و منطق حکم می کند که همیشه تمدن کهنتر و هرچیز قدیم تر بر تمدن و دین و آداب ورسوم بعدی سایه افکن باشد .
آیت الله عابدی شاهرودی می نویسد : اویدوکسوس کیندی در آکادمی افلاطون بلندگوی تعالیم حکمای ایران بود ،افلاطون خود با دیده ی اعجاب به این تعالیم می نگریست . ارسطو نیز می گفت که از آموزشهای مغان آگاهی دارد .ابن سینا با حدس نیرومندش توانست دریابد که منطق به ارسطو اختصاص ندارد ، قبل از ارسطو چه در یونان و چه در ایران این قواعد منطق معمول بوده است ،بلکه چه بسا در شرق خصوصا در ایران منطق مدونی بوده است . بر این مدعی شواهدی وجود دارد .
در اوستا و در شاهنامه ی فردوسی آمده کیومرث یا گیومرث که اولین انسان بوده در خاک ایران هبوط کرد . پیشدادیان اولین کسانی بودند که به دادگستری پرداختند . پادشاهان ایران فره ایزدی داشتند و از جانب خداوند مامور هدایت مردم بوده اند و فرشتگانی برآنان گمارده می شد که هدایتشان کنند .
ملاحظه می فرماییید فلسفه در ایران باستان چقدر عمیق و پرمعنا بوده ؟ و چگونه به شاهان و قدرتمندان تفهیم می کرده که حکومت به مردم جز با عدالت و دادگری امکان ندارد وگرنه چه سرنوشتهای وحشتناکی در انتظار ظالمین خواهد بود .
آلبرت آوی نویسنده انگلیسی در کتاب تاریخ مختصر فلسفه اروپا می نویسد که زرتشت اولین کسی بود که دین را از حیطه و محدوده ی قومی و محلی به در آورده و یک دین واحد یکتا پرستی را برای همه ی افراد بشر هدیه کرد .
آلبرت آوی همچنین می نویسد : ((... زرتشت در فضای اندیشه و تفکر قدرتی عظیم نشان داد که تاثیر ژرفی در آیندگان کرد .وی عمدتا در همه ی جریانات عالم یک پیکار دائمی میان نیک و بد و راستی و کژی مشاهده می کرد. عبریان مفهوم شیطان را به عنوان دشمن بزرگ یهود از همین جریان گسترش دادند و پس از آن مفهوم شیطان مسیحی نیز از مذهب یهود برآمد . علاقه مندی زرتشت در وقف خود به راستی و نفرت از دروغ و ناراستی یکسره به دانش و فلسفه ی یونانی انجامید )).(ص 11)
علاوه بر جنگ های مستمر میان امپراتوری های ایرانی ویونانی که خود موجب مبادلات فرهنگی فراوان میان دوکشور بوده است . در سال 547 یا 546 قبل از میلاد ،سارد پایتخت لیدیا و قسمت باختری آسیای صغیر که یونانی نشین بود به دست کورش کبیر تصرف شد و ازآن پس یونانیان تابعیت ایران را یافتند .تولد سقراط 468 قبل از میلاد بود (طوسی،1383ص4) دوران شکوفایی تمدن یونان و انتشار فلسفه ی سقراط و افلاطون بیشتر از یکصد سال پس از این تاریخ بوده است .
دوم گسترش فلسفه ی الهی راستی و صداقت و درستی زرتشت در یونان و رسیدن نسخه های اوستا به دست فلاسفه و اندیشمندان آن سامان و ارتباط و سفرهای آنان به ایران و نواحی دیگر مشرق زمین که انصافا به بهترین وجهی مورد توجه و استفاده قرار گرفت و به طوری که شواهد نشان می دهد ، اصول و پایه های فلسفه یونان ، بر اثر همین تاثیرات ،بر مبنای تفکر الهی ایرانی و راستی ،درستی ،شرافت و انجام وظیفه و عدالت خواهی و اخلاق قرار گرفت و تا دو سه قرن پیش از این فلسفه در همین مسیر پیش می رفت . در اثر همین تاثیرات بود که ،به قول عابدی شاهرودی ، ((جوهر حکمت الهی و توحیدی سقراط متجلی شد ))( ص 30) حقیقت این است که خود یونانیان که همه ی فلاسفه ی آنان هم جزو آنها هستند ، معتقد به ارباب انواع بودند. پس از این تاثیرات زرتشت است که جوهر افکار توحیدی و الهی را در روح انها تزریق می کند .
عابدی همچنین می نویسد : دانشمندان و محققان بسیاری رابطه ی فلسفه ی یونانی را عموما و فلسفه ی افلاطون را خصوصا با فلسفه های شرق و ایران بررسی ، و تحقیقات دقیقی انجام داده اند و به نتیجه هم رسیده اند...))(ص 32)
ایشان سپس با شواهدی نشان می دهند که اصول فلسفه ی افلاطون بر دو جهان ، جهان مجرد و عقلانی یعنی عالم مثل در بالا و جهان هستی و جهان مادی در پایین قرار دارد که بسان سایه و عکس است از مثل الهی )).(همانجا) سپس ادامه می دهند ،((این ساختار دقیقا همان ساختار حکمت عتیق (ایران باستان) است که جهان را به دو بخش زبرین و زیرین بخش کرده است . جهان زبرین شامل انوار اسفهبدی است که در ادامه به ایزدان و فروهران و امشاسپندان منتهی می گردد و مثل و اُنگاره ها و بنیادهای تمامی جهان زیرین در همین جهان برین ایزدی هستند )).(ص 33)
توضیح اینکه در فلسفه ی زرتشتی ، ((جهان فروهری)) یا آفرینش جهان به صورت مثالی است . بدین معنا که اهورامزدا نخست جهان مینوی را از گوهرمینوی خود پدید آورد که مثال کاملی از جهان مادی بود .این جهان مینوی همان جهان فره وشی ،جهان فروهری یا جهان فروری است. (یعنی)هستی جهان فروهری بدون جهان مادی...و بعد جهان مادی که تجسم خارجی فروهرها باشند پدید آمدند.(فرهنگ مهر) در گاتها آمده است که خداوند همه چیز را به صورت اندیشه و غیر ملموس ((منوگ)) به وجود آورد و در مرحله ی دوم ، به صورت مادی و ملموس دنیایی ((گتیک)) خلق کرد.(اوستا)
خوب در اینجا مطلبی اندیشه را به خود متوجه می کند . آیا این مفهوم همان ((کن فیکن)) در قرآن مجید نیست ؟ وقتی خداوند فرمود کن . چه چیزی ؟ خداوند در اندیشه و یا بهتر است بگوییم در مشیت خود چیزی را خلق کرده بود که آنرا گفت ((باش)) و ((شد))!
این نشان می دهد که اوستا نیز از یک منبع الهی صادر شده است . نکات بسیار دیگری نیز در اوستا هست که در قرآن کریم تایید شده است مانند : الله نورالسماوات والارض... و نظیر آن .
گفتیم فلسفه از ابتدا بر اخلاق و مسایل انسانی و ماوراﺀالطبیعه استوار بود و هم و غم فلاسفه ایجاد عدالت و یافتن راه حل برای خوشبختی آدمیان بود . بر همین اساس عدالت خواهانی الهی نیز امثال افلاطون آرمان شهرهایی بنا می کردند و راهکارهایی را ارایه می دادند . تا بعد از رنسانس و قرن 17 و 19 میلادی نیز فلسفه کمک می کرد که برای انسانها منادی اخلاق ،محبت و انسانیت باشد .
بار سوم بر می گردد به بازگشت والریانوس یا والرین پس از اسارت از بند شاپور اول ساسانی در حدود 2/5 قرن بعد از میلاد به روم که گفته می شود عده ای از متفکرین ،مغان و دانشمندان و فلاسفه ی ایرانی نیز به همراه او به روم و یونان رفتند و تا مدتی آکادمی و مرکز تعلیمات فلاسفه تریبون آزاد تعلیمات زرتشتی قرار گرفته بود .1
قرنها می گذرد و تغییرات زیادی در اروپا و جهان رخ می دهد . فلاسفه متعدد با افکار و عقاید مختلف پیدا می شوند و هرکدام به نوعی در جریانات سیاسی و سرنوشت ملت ها تاثیر می گذارند و سیاست مداران تحت تاثیرات تعلیمات آنان مسیر زندگی ها را عوض می کنند . می رسیم به قرن های 17 میلادی به بعد .
یکبار دیگر نام زرتشت به طور صریح و با وضوح تمام زینت بخش چند کتاب از بزرگترین فلاسفه ی اثر گذار بر تاریخ ملل اروپا یعنی نیچه و کانت می گردد.
حال جالبتر اینکه در این طرف دنیا نیز پس از فتح ایران توسط مسلمانان و اقبال گسترده ی ایرانیان به دین تازه از راه رسیده ملاحظه می کنیم که این دانشمندان ، فلاسفه (یا حکما) ، نویسندگان و مترجمین ایرانی هستند که به کمک مسلمانان آمده و با استعانت از فروغ تابناک و جاودانی تعلیمات اسلامی دوران طلایی و پرشکوه این تمدن را آغاز می کند و آنرا جهانگیر می سازد . به قول عابدی شاهرودی ، همه ی محققین اذعان دارند که سهم ایرانیان در این مورد بیشتر از سایر مسلمانان بوده است . والبته در شکل دادن به تشیع .
حضرت شیخ اشراق نیز با کمک فلسفه ی خسروانی و زرتشتی (فهلوی فرس) و همچنین با تکیه بر فلسفه ی یونان باستان به خصوص نوشته های افلاطون ، فلسفه ی اشراق را پدید می آورد که تکیه اصلی آن بر تعلیمات زرتشت و فلسفه ی ایران باستان قرار دارد . بدین ترتیب دوباره فلسفه یا بقول علمای مسلمان حکت را که بنا به قولی از میان رفته بود ، زنده کرده و به دنبال آن فلاسفه ی بزرگی چون ملاصدرا و دیگران وارد عالم تفکر و اندیشه می شوند .
بنابراین ، روح تعلیمات الهی زرتشت ، در همه ی ادوار روشنگر دنیای پرآشوب انسانها بوده است .

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت

1.البته در این مورد تفاوت هایی در آرا وجود دارد . در تواریخ مذکور است که شاپور اول ساسانی طی جنگ متهورانه و درخشان ، والرین را به اسارت درآورد و اورا با جمع زیادی از سران رومی و بزگان آن کشور با بقیه اسرای رومی به ساختن سدی در نزدیکی شوشتر فرستاد ( این سد بنام شادروان (با کسر دال) با بند قیصر در مقابل رود کارون ساخته شد و خرابه های آن موجود است ) (تاریخ ایران ص 155) البته در این روایت آمده است که امپراتور روم تا آخر عمر در اسارت باقی ماند . (همانجا)

_________________
یا جان ز تن برآید

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarafagh تشکر کرده اند arya, niloofarmehrzamin
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دین، عرفان و فلسفه -> آیین میترایی( مهری )

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir