کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - درآمدی بر زبان آذری

درآمدی بر زبان آذری

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> زبان و دبیره

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 700
امتياز: 1894
تشکر کرده: 981
تشکر شده 720 بار در 430 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 14 ارديبهشت ماه ، 1389 22:12:52    موضوع مطلب: درآمدی بر زبان آذری پاسخ همراه با اعلان

نویسنده: یزدان صفایی
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


در این مقاله کوشیده شده است تا دیدی همه گیر از زبان آذری، که از زبانهای ایرانی به شمار می آید؛ به دست دهیم. درباره زبانهای ایرانی، پیشتر در شمارگان آبانگان(سال 88 ) و بهمنگان(سال 88 ) و اسفندگان(سال 88 ) ماهنامه الکترونیکی امردادنامه سخن گفته ایم. در این باره بایسته است توضیح دهیم که منظور از زبان آذری، زبان ترکی که امروزه در آذربایجان بدان گفتگو میشود، نیست.زبان آذری به زبانی گفته میشود که پیش از درونشد زبان ترکی به آذربایجان و پیرامونش، در آن ناحیه گفتگو میشده است و هنوز هم آثاری از آن در چند روستا دیده میشود.در این گفتار، نخست به سرگذشت زبان آذری و سپس به خود آن میپردازیم و نمونه ها و مدارکی برای اثبات ایرانی بودن این زبان، نشان میدهیم و در پایان به بررسی حضور زبان فارسی در آذربایجان میپردازیم.


سرگذشت زبان آذربایجان

با توجه به موقعبت جغرافیای آذربایجان، بسی روشن است که زبان باستانی آن تاثیر پذیرفته از زبان مادی باشد. این موضوع از نوشته های استرابون1 آشکار میشود که در آنها آذربایجان را ماد کوچک نامیده است. در نتیجه زبان باستانی آذربایجان، مادی و یا گویشی از آن بوده است. درباره ی زبان مادی آذربایجان، میدانیم که بسیار به پارسی باستان نزدیک بوده و به گفته ی استرابون قوم پارس و ماد دارای زبانهایی بسیار نزدیک به یکدیگر بوده تا جاییکه زبان همیدگر را بدون نیاز به مترجم میفهمیده اند. نزدیکی مادی آذربایجانی با پارسی، در دوره میانه نیز ادامه داشته و با پهلوی همزیستی کرده است تا جاییکه بیشتر پژوهشگران، زبان آذربایجان را زبان پهلوی دانسته اند.
با توجه به آنچه گفته شد میتوان زبان مادی آمیخته با پارسی باستان و زبان پهلوی را نخستین ریشه های زبان آذربایجان دانست.


آذری

اصطلاح آذری نخستین بار در سده چهارم هجری در کتاب "التنبیه و الشراف" مسعودی برای زبان مردم آذربایجان به کار رفته است و پس از این است که این نام، در تاریخ، جایگاه خود را به عنوان زبان آذربایجان نگاه داشته است .
در کتاب "گویش آذری" میخوانیم که :« گویش آذری تا سالهای انجامین سده ی دهم و باشد که تا نیمه ی سده ی یازدهم هجری قمری، در آذربایجان دوام آورد؛ از گویش آذری نمونه هایی از نظم و نثر و تکواژه باقی مانده است»2
«آذری گویش پیشین مردم آذرابادگان است که هنوز به گونه هایی از آن در برخی از آبادیهای آن استان سخن گفته میشود.این گویش در دسته بندی زبانها و گویشهای ایرانی از دسته ی باختری شمرده میشود و در این دسته از گروه شمالی است.گونه های زنده ی این گویش اینک تاتی نامیده میشود. پس از آنکه شادروان احمد کسروی تبریزی این گویش را در دفترچه ای با عنوان آذری یا زبان باستان آذربایگان در سال 1304 خورشیدی بازشناسانید گروهی از دانشمندان به گردآوری آگاهی های پراکنده ای که از آن در نوشته های گوناگون آمده است و همچنین به گردآوری و بررسی گونه های بازمانده ی آن پرداختند. با این کوششها، آذری کهن و امروزی تا اندازه ای شناخته شده است.»3

در زیر نمونه هایی از واژه های آذری می آوریم و با برابر پهلوی آنها، میسنجیم:

آذری ---------------------------------- پهلوی

آرموت،امرود ----------------------- امروت
انایین(ناجور) -------------------------- از ریشه اناینیه
انروک(ناتوانی) ------------------------ انروک
انمن(سرکش،بی فکر) ----------------------------------- از ریشه اوستایی "من" به چم اندیشه و منش با پیشوند "ان"برای نفی
انه براز(نا برازنده) ----------------------------------- از ریشه اوستایی "براز" و "ان" منفی ساز
انه شست(ناشسته) --------------------------------- انه شست
اهرمن ----------------------------------------- اهریمن
بور(سرخ) ------------------------------------ از ریشه اوستایی بَوَر
پیر(پدر) -------------------------------------- پیتَر
چکوج(چکش) --------------------------------------- چکوچ
چیش(ادرار) ----------------------------------------------------- چَمیش
دو(دیو) ------------------------------------------------------- دئو
دول(سطل برای کشیدن آب چاه) ------------------------------------ دول
وردنه(نورد خمیرگیری) ----------------------------- ورتناک


نمونه هایی دیگر از آذری

آذری بیش از آنکه زبان نوشتار باشد زبان گفتار بوده است،از این رو کمتر نوشته ای از این زبان، بازمانده است. با این وجود احمد کسروی نشانه هایی از این زبان را یافته است که در زیر به آنها اشاره میکنیم:

1)حمدالله مستوفی جمله ای را از اهل تبریز نقل میکند بدین سان که : «انگور خلوقی بچه در سبد اندرین»4 که آن را «انگور خلوقی است در سبد دریده»5 ترجمه کرده است.
کسروی "بچه" را نادرستی ناشی از رونویسی میداند و درست آن را واژه "بی" میداند که به چم "است" میباشد و همچنین "در" را کوتاه شده "دریده" و صفت واژه "سبد" میشناساند و "اندرین" را دیگر شده ی "اندرون" میداند.

2)ابن بزاز در صفوه الصفا در میان داستانی چنین مینویسد: «شیخ قدس سره فرمود به زبان اردبیلی کار بمانده کار تمام بری ،یعنی ای خانه آبادان کار تمام بود اما تنبیه مرشد وامانده بود.»6
کسروی، "بری" را رویه آذری "بودی" میداند چراکه بر این باور است که در آذری واج "د" به "ر" دگردیس میشده است و از این رو احتمال میدهد "کار" در این جمله همان "کد" یا "کت" باشد که در فارسی به چم خانه است.

3)چنانچه در بالا اشاره شد، "د" در آذری به "ر" تبدیل میشده است،کسروی نمونه ای از دگردیسی "ت" به "ر" نیز یافته است. او عبارت "حریفرژاته" را به نقل از ابن بزاز7 نشان میدهد که در آن واژه ی "حریفت" به "حریفر" دگردیس شده است. البته "ت" و "د" ، واجگاه زبانی یکسانی دارند و هیچ دور نیست که "ت" نیز به پیروی از "د" به "ر" دگردیس شده باشد."ژاته" نیز به چم آمدن است و نزدیکی اندکی با "هاتن" در کردی دارد که به همین چم است.

4)چند نمونه دیگر از دوبیتی ها وجود دارد به ویژه دوبیتی های شیخ صفی که در اینجا برای پیرهیز از به درازا کشیدن سخن به ذکر رباعی ها نمیپردازیم8


دگردیسی واکها

در این بخش به دگردیسی که برای واکها در زبان آذری روی میداده است اشاره میکنیم.

1.دگردیسی "د" به "ر": از نمونه های آن میتوان به آمریم(آمدیم)، شرم(شدم)،بور(بود)، نوریریم(نوردیدم)، بوپارسر(بپرسد) و .. اشاره کرد.

2.دگردیسی "ت" به "ر" : حریفر(حریفت)، دلر(دلت)، روحر(روحت) و..

3)دگردیسی "چ" به "ج" :این دگردیسی بیشتر در آغاز واژه ها روی میداده است مانند: بوجینم (بچینم)، جش (چشم)

4.دگردیسی "س" به "چ" : بیشتر در آغاز واژه ها روی میداده است چنان که امروزه در زبان آذری ها به جای "سریش"، چریش میگویند.

5.دگردیسی "ب" به "م": مانند ماهانا(بهانه)، میسشه(بیشه)، مشگین(بشگین)

6.دگردیسی "پ" به "ب" :در زبان کنونی به جای "پس"، "بس" گفته میشود و حتا این دگردیسی در نام خود استان دیده میشود که آتورپادگان به آذربایگان تبدیل شده است.

7دگردیسی "د" به "ز" : مانند زانیر که به جای دانر آمده است.
البته این دگردیسی ها، معمولاً در زبان ارمنی نیز یافت میشود و از آن جا که ارمنی نیز پیوند بسیاری با زبانهای ایرانی دارد بار دیگر میتوان پی به ریشه ایرانی زبان آذری برد.


فارسی در آذربایجان

زبان فارسی نیز در گذر زمان در آذربایجان رواج داشته است که در اینجا به چند نمونه از مدارک و سندهای آن اشاره میکنیم:

1)نخستین آگاهی تاریخ که از پیشینه زبان فارسی در آذربایجان پس از یورش تازیان، در دست داریم مربوط به کتاب "تاریخ الامم و الملوک" نوشته ی طبری است. در این کتاب این چنین آمده است که « محمد بن البعیث از رجال دوره ی عباسی حکومت مراغه را در زمان معتصم(218 تا 227 هجری) و پسرش متوکل(232 تا 247 هجری) داشت. وی در سال 235 هجری سر به طغیان نهاد و مورد غضب خلیفه قرار گرفت و به زندان افتاد. وی مردی شجاع و ادیب بود. آثار شعری فارسی وی زبانزد مردم بوده و جماعتی از بزرگان مراغه اشعار فارسی وی را میخواندند و از ادب و شجاعت وی یاد میکردند که راوی به طبری مورخ نقل کرده است.»9
در اینجا آشکار میشود که در مراغه "مردم و همچنین بزرگان" فارسی را میدانستند.

2)سند دوم از کتاب "فتوح البلدان " بلاذری است که در سال 255 هجری نوشته شده است. در این کتاب در جایی که سخن از زبان مردم آذربایجان آمده،چنین نوشته شده است:«فتتبع الاشمث بن قیس حاناً حاناً والحان الحائر فی کلام اهل آذربیجان ففتحها»10 که از آن دریافت میشود که زبان مردم آذربایجان پهلوی یا فارسی نوین بوده است.

3)در کتاب "صوره الارض" نوشته ی ابوالقاسم محمد بن علی بغدادی گفته شده که «زبان رایج مردم آذربایجان و بیشتر مردم ارمنستان، فارسی است و زبان عربی نیز در میان آنان به کار میرود و کمتر کسی از آنان هست که به فارسی سخن گوید و عربی نداند»11

4)استخری نیز در کتاب" مسالک و ممالک" چنین آورده است: «زبان آذریاجان و ارمنستان و اران، فارسی و عربی است.»12

5) ابن ندیم در کتاب "الفهرست" آورده که " واقد بن عمرو تمیمی" که "اخبار بابک" را گردآوری میکرده است در دیدار با "جاویدان پسر شهرک" که استاد بابک بوده چنین نوشته است: « نخستین بار که با وی برخورد کردم او را جوانی فرزانه و هوشیار یافتم و دیدم با آنکه زبانش میگیرد زبان فارسی را خوب حرف میزند.»13

6)در مدرکی آشکار در کتاب "مسالک و ممالک" نوشته ی ابن خردادبه (درگشت در سال 300 هجری) چنین آمده است:«مزدم جبال و آذربایجان و ری و همدان و ماهین و طبرستان و دماوند و ماسبذان و مهرجانقذف و حلوان و قومس، ایرانی و فارسی زبان هستند.»14


با توجه به اینها و مدارک فراوان دیگری که وجود دارد، آشکار میشود که در گذشته، زبان فارسی در آذربایجان رایج بوده است و مردم به آن سخن میگفته و می شنیده اند.


پی نوشتها
1.جغرافی دان و تاریخ نویس-63 پیش از میلاد تا 19 میلادی
2.پژوهشی از رحیم رضازاده ملک،رویه 14
3. دکتر صادق کیا؛آذریگان-آگاهی هایی درباره گویش آذری-،رویه 6، سال 1354 خورشیدی
4.مقاله سوم نزهت القلوب،چاپ گیب، رویه 85
5.همان
6.صفوه الصفا چاپی،رویه 25
7.همان،رویه 107
8. برای آگاهی بیشتر، بنگرید به آذری یا زبان باستان آذربایجان،احمد کسروی
9.به نقل از حسینقلی کاتبی،زبانهای باستانی آذربایجان،رویه 37
10.همان،رویه 38
11.اصل عربی این سخن در رویه 328 کتاب صوره الارض
12.اصل عربی در رویه 155 کتاب مسالک و ممالک
13.به نقل از حسینقلی کاتبی،زبانهای باستانی آذربایجان؛رویه 38
14.همان،رویه 39



بن مایه ها:
1)احمد کسروی،مجموعه زبان پاک-آذری زبان باستان-نام شهرها و دیه های ایران،انتشارات فردوس
2)دکتر حسنقلی کاتبی،زبانهای باستانی آذربایجان،انتشارات پاژنگ
3)گردآوری ایرج افشار از نوشته های دانشمندان زبان شناس،زبان فارسی در آذربایجان،انتشارات موقوفات

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند Ariyadokht, human, arya


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 700
امتياز: 1894
تشکر کرده: 981
تشکر شده 720 بار در 430 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 17 ارديبهشت ماه ، 1389 21:04:24    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود

قابل توجه خوانندگان گرامی
آقای " جواد مفرد کهلان" در نظری بر این مقاله نوشته اند که:

«من هم دو دهه پیرو همین نظر یکی بودن زبان آذری با پهلوی آذربایجان بودم. بعد به دلایلی که پیدا کردم این نظرم عوض شد. زبان آذری را به قول حمدالله مستوفی جز خودشان نمی دانستند. یعنی زبانی بیگانه بوده است. نامهای آلوانی، آگوانی، ارانی جملگی در زبان کُردی به معنی آذری هستند نام ترکی ایشان اوتی بوده است آن هم به معنی آذری است. این مردم قبیله حکومتی اران بوده اند و ترک زبان بوده اند. اوستای به خصوصی به نام ده ده قورقوت (مترادف اوستی زبان آلانها) به زبان ترکی از ایشان بر جای مانده است که قهرمان ماجرای اصلیش بامسی بئیرک(سپید اندام) است که معادل سکایی نام اصلی زرتشت (زرین تن) یعنی سپیتاک پسر سپیتمه است که همان گائوماته بردیه حاکم ولایات قفقاز در زمان حکومت نیای مادریش آستیاگ و حاکم بلخ در زمان کورش که پدر زن و پدر خوانده اش بود. نباید در عهد کسروی متوقف شد. با پیشرفت علم نظریات عوض میشوند. متوقف شدن و ایستادن بر نظریات گذشتگان باعث سوء تفاهمات میگردد. زبان آذری در بعد از اسلام جایگزین زبان پهلوی آذربایجان شده است. نمونه های باز مانده که آذری پنداشته میشود در واقع پهلوی است. زبان پهلوی هیچوقت آذری خوانده نشده است. چون زبان کل مناطق غربی ایران و قسمتهایی از خراسان بوده است.»

بنگرید به:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


و
خود، داوری کنید..!

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند arya


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 700
امتياز: 1894
تشکر کرده: 981
تشکر شده 720 بار در 430 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 23 ارديبهشت ماه ، 1389 22:40:15    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود

پاسخ من به ایشان:

درود آقای کهلان
نخست آنکه، پژوهشهای آقای کسروی یکی از سه بن مایه های من بوده است.بد نبود اگر به بن مایه دوم و سوم نیز توجه میکردید..
دوم آن که ده ده قورقوت چنانکه نوشته اند به معنای “بابابزرگ” است و از زمان به نثر در آمدنش چهار یا پنج سده، بیشتر نمیگذرد پس قاعدتاً نباید دیرینگی بیش از هفتصد یا هشتصد سال برایش در نظر گرفت.. بنابراین اگر نزدیکی هایی میان داستان های آن با داستان های ایرانی میبینید، پر واضح است که تاثیر عنصر ایرانی بر عنصر ترکی بوده است..

سوم آن که نفرمودید آن دلایلی که باعث عوض شدن نظرتان شده است، چه بوده؟ آیا این نقل قول مبهم حمدالله مستوفی و همین یک جلد کتاب کم قدمت؟

به نظر می آید سخنانتان برای اثبات نیاز به دلیل و مدرک خیلی بیشتری داشته باشد
به هر روی از دیدگاهتان سپاسگزارم و آرزوی موفقیت برایتان دارم.
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

_________________
یزدان صفایی-دبیر گروه تاریخ پایگاه پژوهشی هخامنشیان- دبیر گروه زبان و ادب ماهنامه الکترونیکی امردادنامه

تارنما:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند arya


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 700
امتياز: 1894
تشکر کرده: 981
تشکر شده 720 بار در 430 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 25 ارديبهشت ماه ، 1389 19:00:45    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود

و این هم دیدگاه دوم آقای جواد مفرد کهلان:

«حالا که مطلب ارسالی خود را باز می بینم، در می یابم که به جای یاقوت حموی، حمدالله مستوفی نوشته ام. ده ده قورقود به معنی توتم حیوانات وحشی است و از آنجا حادث شده است که نام خدای حیوانات وحشی آلانهای قفقاز (در جوار یا حتی داخل اران) به شکل اوستی چیزی مشابهه اوستا بوده است که ارانی ها آن را به جای اوستای محلی جالب خویش قرار داده اند. در این اوستا یا اوستی یا همان ده ده قورقود، زرتشت (دارنده تن زرین) تحت نام ایرانی بامسی بئیرک (دارنده تن درخشان) ظاهر شده و قهرمان اصلی کتاب است و فیلمی هم که از این متن این کتاب ساخته اند؛ درباره وی است . ولی او را به سان یک قهرمان ملی معرفی کرده اند، مقام الوهیت ندارد. وی هم نشانگر زرتشت نقل مکان کرده به بلخ و هم گائوماته بردیه (سپیتاک داماد و پسر خوانده کورش) است. هرتسفلد هم زرتشت تاریخی را همین سپیتاک پسر سپیتمه می داند. نامهای قدیمی اران (مرکب از “ار +ان”)، آگوان (مرکب از آگ+وان)، الوان (مرکب از آلوو+وان) به کُردی (مادی) به معنی سرزمین آتش است. اسم ترکی ایشان اوتی (آذری) بوده است. کتاب پهلوی شهرستانهای ایران منطقه باکو را شهرستان آتورپاتکان ساخته اران گشنسپ(اران+گشتاسپی) در سمت آذربایجان آورده است. در میان سکائیان ارانی که در عهد مادیای اسکیتی (افراسیاب) بدین ناحیه مهاجرت کرده بودند، ترکان پرستنده آتش اجاق خانوادگی در اکثریت بوده اند.»
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


داوری با خواننده!

_________________
یزدان صفایی-دبیر گروه تاریخ پایگاه پژوهشی هخامنشیان- دبیر گروه زبان و ادب ماهنامه الکترونیکی امردادنامه

تارنما:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند arya


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 700
امتياز: 1894
تشکر کرده: 981
تشکر شده 720 بار در 430 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 10 مرداد ماه ، 1389 13:13:32    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود


به خوانندگان گرامی، برای مطالعه بیشتر، کتاب فرهنگ واژه های کهن در زبان امروز آذربایجان" از نویسنده ی گرامی : محمدرضا شعار، نشر بلخ را پیشنهاد می کنم.

_________________
یزدان صفایی-دبیر گروه تاریخ پایگاه پژوهشی هخامنشیان- دبیر گروه زبان و ادب ماهنامه الکترونیکی امردادنامه

تارنما:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند arya
محل سكونت: iran

human
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
5 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 489
امتياز: 1069
تشکر کرده: 315
تشکر شده 540 بار در 345 پست

محل سكونت: iran

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 11 مرداد ماه ، 1389 00:50:36    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درود بر يزدان فرزانه
در باره نويسندگان نوشتارهايی از اين دست که برأی فرو نشاندن آتش عقده های بيشمار خود به آسمان ريسمان بافی و پرت و پلا گويی روی آورده اند ،تنها بايد به يک پاسخ روشن بسنده کرد .
آن بازخورد که اين نابخردان را تا مغز استخوان ميسوزاند ،آنستکه ،پاسخ ابلهان خاموشيست .
بگذاريد اين نادانهای مرکب ،تاريخ و فرهنگ نداشته خود را با پر رويی ،هفت هزار ساله و شايد هم هفتاد هزار ساله گزارش کنند .
در برابر اينگونه ياوه سراييها ،پاسخ ما چيزی نيست ،مگر پوزخندی .
اين نابخردان ميگويند که کوروش و داريوش بزرگ خونخوار بودند ،گيرم شما ناپرهيزی کرده و اينبار ديگر راست ميگوييد ،اخر برأی دارودسته اي که پيشوايش چنگيز خان مغول و تيمور لنگ است ،اين ويژگی خونخواری چرا بايد ناخوشايند برداشت شود ؟!

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند yazdan
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> زبان و دبیره

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir