کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - دل نوشتي براي وطنم...

دل نوشتي براي وطنم...
رفتن به صفحه قبلي  1, 2
 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ادب و سروده -> سروده های میهنی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


parisa-s
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
12 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 404
امتياز: 1173
تشکر کرده: 449
تشکر شده 439 بار در 238 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 4 تير ماه ، 1389 00:45:03    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

نه چراغيست ...
نه سحر نزديك است...
نه در اين شعر خيال من از نور تهي ...
اندكي ( موج سپيد ) دل من موزون است...


و در اين حس غريب , حس زلال....
حس سرخي كه نهان است در اين آبي باريك وجودم...!!!!
از تماشاي عبور بي وقفه ي بودن ....
تكرار واژه ي زيستن , بودن , فهميدن ....
در نگاهم زندگي معنا شد ....
من هستم...!

و نميدانم , هنوز
تا كي زندگي خواهم كرد ...؟
تا كجا خواهم بود...؟
تا كجا خواهم رفت ...؟

كه در اين شهر غريب , بيشه ي سرد....
ياراي استادن من نيست , هنوز....؟؟

------------------------------------------------------------

دوستان اين چيزي كه نوشتم مثلا شعر (چامه ) هستش . شما به بزرگيه خودتون ببخشيد...!!!
هيچ وقت اينقدر بد ننوشته بودم ...حسه ديگه . يه وقت درست كار ميكنه يه وقت نه...

و البته اگر فكر ميكنيد ربطي به ايران نداره بايد بگم هم داره هم نداره...
به هرحال هر چيزي رو كه نميشود مستقيم گفت...!!!

در ضمن من هم اكنون احساس كردم دلم ميخواهد در اينجا چيزي بنويسم تا كمي آرام شوم مرا ببخشيد اگر كمي بي ربط است...!!!
چه اشكالي داره كاربران كمي صميمي تر شوند و تالار از حالت خشكي بيرون بيايد...
Wink

_________________
ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از parisa-s تشکر کرده اند seyghaly, Ariyadokht, arya


parisa-s
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
12 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 404
امتياز: 1173
تشکر کرده: 449
تشکر شده 439 بار در 238 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 5 تير ماه ، 1389 21:47:00    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

تنهايي را تا كي تاب بياورم....؟
من در اين ديار دور تا كجا تنها گام بردارم .؟
كسي صدايم را نمي شنود...
و من فقط آسمان تو را شب ها در آغوش ميكشم و خاك تو را شفاي تمامي
رنج هايم ميدانم....

ايران من
سخنانم دل آسمانت را مي شكافد و آنگاه جرعه اي از زندگي بر لبان خشك من مي چكد..
تو باران ميشوي و بر من مي باري ...
و آنگاه ميفهمم...
تو تمامي هستي مني...

و من اشك هايم را بر دستمالي ميچكانم تا تن تبدارت را اندكي التيام بخشم...
كاش فردا كه خورشيد آسمانت را بوسيد و سپيده در هواي سرد و تاريكت
دميد , گلايه هاي شب هاي تار امروزم , سرود روشن زندگي براي تو باشد...
كاش ...

----------------------------------------------------------------------------------------------------
مرا ببخشيد كه كه به تازگي اينگونه مينويسم....بي رمق و بي ذوق و ...

_________________
ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از parisa-s تشکر کرده اند fuzuli
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 292 بار در 187 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 6 تير ماه ، 1389 23:30:45    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود پریسا بانو
از چه روی ذوق و رمق نداری؟؟؟؟!!!! Question
نبینم بانوی با استعدادی چون تو که دلش برای میهنش همی تپد این سخنان را بر زبان آورد و بنالد!!
میبینم به سان همیشه سخن گفتی و زیبا بود...
شکیبا باش پریسا!!

_________________
همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از Ariyadokht تشکر کرده اند parisa-s, arya


parisa-s
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
12 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 404
امتياز: 1173
تشکر کرده: 449
تشکر شده 439 بار در 238 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 6 تير ماه ، 1389 23:42:09    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود بر شما بانو آريادخت مهربان

سپاس فراوان براي پاسخ پر مهرتون....

نوشته هاي نخستينم پر توان تر و شادي بخش تر بودند....
راستش ديگر هر زمان كه افسرده حال باشم به نوشتن روي ميارم....
براي همين فكر ميكنم نوشته هاي ديگرم شايد كمي بي رمق و خسته كننده شده باشه.....تلاش ميكنم بهتر بنويسم....

من از شما سپاسگزارم كه با پاسخ زيباتون حال مرا درگرگون كردين....
Smile Smile

_________________
ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از parisa-s تشکر کرده اند Ariyadokht, arya
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 292 بار در 187 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 6 تير ماه ، 1389 23:50:50    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

سپاس بانوی نازنین
من از تو برای سروده های دلنشین و میهن پرستانه ات سپاسگزارم.
امیدوارم همیشه شاداب و سلامت و پر انرژی به سان دگر روزها باشی..
گاهی نوشتن از سر شوق است گاهی دلتنگی گاهی هوشیاری گاهی مستی گاهی افسردگی و...
از هر کدامین بگویی زیباست...

_________________
همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از Ariyadokht تشکر کرده اند parisa-s, arya


parisa-s
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
12 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 404
امتياز: 1173
تشکر کرده: 449
تشکر شده 439 بار در 238 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 15 تير ماه ، 1389 20:13:30    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

نميدانم دل رنج كشيده ام اكنون چگونه اين همه ستم را تاب خواهد آورد ....
چگونه گنجايش دردهاي پي در پي اين زمانه را خواهد داشت....
به هر سو رو ميكنم كسي انگار در كمين است ...!!
تا جوانمردي را از من و تو بربايد ...
هر گاه خورشيد مي آيد و با عشق درون آوندهاي نازك و ترد جوانه هاي مهر ميخزد اندكي نميگذرد كه جوانه لگد مال ستم هاي بي انتهاي
ناجوانمردي ها ميشود...!
و دل پر التهاب من دگر تاب نگريستن و بي تفاوت زيستن نخواهد داشت .....!!!!


_______________________________________________________________
جناب وهومن اين نوشته ي سياسي نيست نوشته ي اجتماعيه !!!!! اين كه اشكالي نداره ...
خواهشمندم پاكش نكنيد...!!!

_________________
ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از parisa-s تشکر کرده اند niloofarmehrzamin, Ariyadokht, arya


sara
دبیر کارگروه
دبیر کارگروه

وضعيت: آفلاين
29 تير ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 206
امتياز: 642
تشکر کرده: 192
تشکر شده 308 بار در 149 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 30 تير ماه ، 1389 08:36:23    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

جخ امروز

از مادر نزاده‌ام

نه

عمرِ جهان بر من گذشته‌است.

نزدیک‌ترین خاطره‌ام خاطره‌ی قرن‌هاست.

بارها به خون‌مان کشیدند

به یاد آر،

و تنها دستاوردِ کشتار

نان‌پاره‌ی بی‌قاتقِ سفره‌ی بی‌برکت ما بود.

اعراب فریبم دادند

برجِ موریانه را به دستانِ پُرپینه‌ی خویش بر ایشان در گشودم

مرا و همه‌گان را بر نطعِ سیاه نشاندند و

گردن زدند.

نماز گزاردم و قتل عام شدم

که رافضی‌ام دانستند.

نماز گزاردم و قتل عام شدم

که قِرمَطی‌ام دانستند.

آن‌گاه قرار نهادند که ما و برادران‌مان یک‌دیگر را بکشیم و

این

کوتاه‌ترین طریقِ وصول به بهشت بود!

به یاد آر

که تنها دستاوردِ کشتار

جُل‌پاره‌ی بی‌قدرِ عورتِ ما بود.

خوشبینیِ برادرت ترکان را آواز داد

تو را و مرا گردن زدند.

سفاهتِ من چنگیزیان را آواز داد

تو را و همه‌گان را گردن زدند.

یوغِ ورزاو بر گردن‌مان نهادند.

گاوآهن بر ما بستند

بر گرده‌مان نشستند

و گورستانی چندان بی‌مرز شیار کردند

که بازماندگان را

هنوز از چشم

خونابه روان است.

کوچِ غریب را به یاد آر

از غربتی به غربتِ دیگر،

تا جست‌وجوی ایمان

تنها فضیلتِ ما باشد.

به یاد آر:

تاریخ ما بی‌قراری بود

نه باوری

نه وطنی.


نه،

جخ امروز

از مادر

نزاده‌ام.

_________________
چو ایران نباشد تن من مباد


آخرين ويرايش توسط sara در تاريخ جمعه، 16 دي ماه ، 1390 10:02:22; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از sara تشکر کرده اند arya, parisa-s
محل سكونت: شیراز

arya
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
7 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 87
امتياز: 463
تشکر کرده: 2532
تشکر شده 145 بار در 60 پست

محل سكونت: شیراز

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 30 تير ماه ، 1389 16:14:12    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

بسی نیک ودلنشین نوشته ای بانوچو از دل برآید به دل هم نشیند خیلی ازماها نمی تونیم ونمی دونیم حرف دلمون را چگونه بیان کنیم وگرنه حافظ و مولوی وعطارو....... کم نیستند چگونه بیان کردن مهم است که این شدند یعنی چیدمان کلمات وروح دادن به آنها منتظر دگر دلنوشته هایتان هستیم
_________________
چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم بر زنده یک تن مباد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از arya تشکر کرده اند parisa-s


sara
دبیر کارگروه
دبیر کارگروه

وضعيت: آفلاين
29 تير ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 206
امتياز: 642
تشکر کرده: 192
تشکر شده 308 بار در 149 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 06:40:55    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود بر آریای ارجمند
چه نیکو گفت سهراب:" شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند"
سخن دل یک ایرانی بود! خودش دیروز 10 ساله شد در جهان دگر ، و من از سوی او ، این سخن گفتم که خود چندان هنری در کف ندارم! از توجه شما سپاسگذارم

_________________
چو ایران نباشد تن من مباد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از sara تشکر کرده اند arya


parisa-s
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
12 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 404
امتياز: 1173
تشکر کرده: 449
تشکر شده 439 بار در 238 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 4 مرداد ماه ، 1389 13:49:40    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

مهربان من !
شنيده ام كه همه ي عالم مسحور تو گشته است . و در نبود تو , چشمهاي انتظار بر مسير آمدنت پلك هم نميزند...

مهربان من !
ديده ام كه چگونه ساقه هاي نيايش رشد ميكنند تا غنچه اي از نور عاقبت بر
پهنه ي زمين بشكفد...
آن زمان كه تو بيايي , آسمان آوايي از عشق سر خواهد داد... و همگان بودنت را به وضوح درك خواهند كرد..و زندگي را با تمام عشق سر خواهند كشيد...

مهربان من !
شايد آن زمان كه بيايي , خورشيد رنگ ديگري بگيرد و بخشش هاي طلايي , مفهوم با هم بودن و با هم زيستن را بيشتر و بهتر بر پهنه ي زمين بتاباند
ميدانم آن زمان كه تو بيايي ادراك بشر , تا انسانيت اوج خواهد گرفت ...
و دل , پرواز را خواهد آموخت...


مهربان من !
گويند كه تو قلبهاي ايمان را بر هم ميدوزي و پيوندي از مهر ميزني...
گويند كه تو ميايي و آنگاه هستي خدا را در برش لمس خواهد كرد..


كاش هر چه زودتر مي آمدي و پرواز را براي من تفسير ميكردي...و مرا از خودم , از وجودم , و از تمام آنچه كه مرا در بند خود اسير كرده ميرهاندي ...
تو را با قلبم ميخوانم ..نامت هر چه كه باشد من تو را با وجودم فرياد خواهم كشيد..
مهدي , سوشيانت , مسيح و ....
بيا و گياه عدل را بر قلب هاي سخت ستم بپروران...
و بذر ايمان را در فضاي خالي امروز بيفشان...


==================
ولادتت فرخنده باد !


__________________________________________
ببخشيد زمان زيادي براي ويرايشش نداشتم اگه اندكي بد شده منو ببخشيد....!

_________________
ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....


آخرين ويرايش توسط parisa-s در تاريخ يكشنبه، 11 دي ماه ، 1390 12:56:36; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از parisa-s تشکر کرده اند arya


parisa-s
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
12 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 404
امتياز: 1173
تشکر کرده: 449
تشکر شده 439 بار در 238 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 10 دي ماه ، 1390 17:44:48    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

ایران من ...
اندکی بود که قلمم دیگر یارای برزبان آوردن نام پر عظمت و شکوهت را نداشت ; اما قلبم همیشه با تو بود ...
امروز تمام آنچه در رگ هایم جریان دارد تنها مایعی سرخ فام نیست! امروز عشق به تو در رگهای من میجوشد . و نهایت دلباختگی به تو در تمامی وجودم میخزد .
زندگی من تنها به یاد شکوه و هیبت و صلابت وصف ناپذیرت هر دم از تپش باز می ایستد و در حسرت و آرمان جاودانگی و پویایی تو ، با شور و هیجان ، دوباره به تپش می افتد ...!!!

ایران من ...
ای کاش تو بازیچه ی دستان بیدادگر دیوان و دیو صفتان نبودی ! و ای کاش بام سپیدت اکنون در بند قدرت طلبانِ ستم پیشه ی دهر نبود !
تو را که این همه استوار میبینم ، بعد از این همه فریب و زخم و تازیانه که در زمان و زمانه خورده ای ، هم پایم از درد تو سست میشود و میشکند ، و هم قلبم با یاد اقتدار و شکیباییت استوارتر و بلند پروازتر میشود !

گاه افسوس و غم بر اندیشه ام چیره میشود که چرا توان ندارم ، سستم و ضعیف و خورد ؟... چطور میتوانم به یاری تو بیایم و دِین فرزندی را به جا آورم؟
اما امروز کسی در گوشهایم نجوا کرد : قلم تیز چنان میتواند رعشه بر اندام قلم به دستان هزار رنگ و صد هزار فتنه بیندازد و چنان شکافی بر پرده ی افکارِ پستِ آنان که چشم طمع بر تو دوخته اند بیندازد که اثر هیچ تیغی نه ...
و چنان میتواند اندیشه های خفته ی زمان را به هوش آورد که هیچ فریادی نه ...
و چنان میتواند شب ِ اندیشه را رنگ زند و نوربیفشاند که هیچ فروزان خورشیدی نه ...

ایران من
خواسته ی من فقط و فقط قلمی تیز و بیدارگر و روشن است که با آن چشم دست درازان و جسوران به تو را کور ، دیده ی بسته چشمانِ نابینا را بینا و هوش بشری را پر توان کنم !!!!

ایران من
دوستت دارم تا ابد ...
پر شکوه باشی و مانا...

_________________
ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از parisa-s تشکر کرده اند sara, arya, yazdan
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ادب و سروده -> سروده های میهنی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
رفتن به صفحه قبلي  1, 2
صفحه 2 از 2
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir