کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - دوره هوشنگ (خانه سازی و اسکان بشر)

دوره هوشنگ (خانه سازی و اسکان بشر)

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ایران بزرگ ( تاریخ ) -> پیشدادیان

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 700
امتياز: 1894
تشکر کرده: 981
تشکر شده 720 بار در 430 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 13 خرداد ماه ، 1389 15:36:26    موضوع مطلب: دوره هوشنگ (خانه سازی و اسکان بشر) پاسخ همراه با اعلان

به نام یزدان پاک

از: فریدون جنیدی
کتاب "زندگی و مهاجرت آریائیان بر پایه گفتارهای ایرانی


دوره هوشنگ (خانه سازی و اسکان بشر)

پس از دوره ی سیلامک، یعنی نسلی که در سرما دچار شکست بود، و نیز دوره ی فراواک، یا اندیشه ی بشر که پیام سروش خوانده شده، دوره ای دیگر در زندگانی مردمان پیش می آید و آن، دوره هوشنگ است در این دوره نیز همه جانداران به سرپرستی انسان با دیو مبارزه می کنند:
این بار نبرد جانداران با دیوی است که بر آسمان خاک می پراکند:

به فرمان شاه جهان بد همه سپاهی و وحشی و مرغ و رمه
سپاهی دد و دام و مرغ و پری سپهدار با کبر و گندآوری
پس پشت لشگر کیومرث شاه نبیره به پیش اندرون با سپاه
بیامد سیه دیو، با ترس و باک همی به آسمان بر پراکند خاک

و شاید این نشانه توفانهای عظیمی است که پس از یخبندان از زمین برمیخاسته زیرا که طبیعی است بیاندیشیم، پس از قرنها یخبندان سبزه و گیاه بر زمین کمتر و خاک در آن بیشتر است و تبادلات جوی بیشتر میتواند توفانهای خاک آلود برانگیزد و بالاخره زمین به حالت عادی برمیگردد و بشر بر توفان پیروزگر میشود و در اینجا چون از کیومرث به عنوان یک انسان نام برده شده ناچار باید مرگ او را هم تصور کرد و کیومرث شاه می میرد و جهان را به هوشنگ وا میگذارد.
اما چرا بدین دوره نام «هوشنگ» نهاده اند؟
هوشنگ در زبان اوستایی هَئوشیَنگه خوانده میشود. و یوستی ایران شناس آلمانی آن را چنین معنی کرده است: « کسی که منازل خوب فراهم سازد»(1) اما آن روانشاد به اشتباه رفته است زیرا که این واژه از دو بهر تشکیل یافته است، بهر نخست آن «هئو» به معنی [b]خوب است و همان است که تطور آن را در بهر اول «هئوسرونگه» اوستایی(2)، هوسرَو پهلوی و خسرو فارسی دری می بینیم.
بهر دوم آن، «شیَنگه» به معنی خانه است و در اوستا همه جا انحصاراً به معنی خانه به کار رفته است، از آن جمله است بند 13 از کرده 4 از مهر یشت:

«مهر را مس ستاییم... نخستین کسی که با زینهای زرین آراسته از فراز (کوه) زیباريال سر بدر آورد، از آنجا (آن مهر) بسیار توانا، تما منزلگاهان آریایی را بنگرد.»
که در این کرده، خانه های آریایی با همین واژه «شیَنگ» آمده.
در بند 4 از کرده یک مهر یشت نیز، از خان و مان با آرامش و خانمان خوش به ترتیب : «رام شینگ» و «هوشینگ» یاد شده.
و نیز در بند 2 از کرده 22 تیر یشت:

«تشتر، ستاره ی رایومند فرهمند را می ستاییم که منزل آرام و منزل خوش بخشد...»
به همان ترتیب بالا «رام شینگ» و «هوشینگ» برای خانه َآرام و خانه خوش آمده . و از این مثالها، فراوان است، و رعایت اختصار را از آوردن همه آنها چشم می پوشم. اما، تمام واژه های اوستایی که به "ang" و "angh" پایان می پذیرند. در سیر تطور خود به پهلوی و فارسی دری قسمت آخر آن، فرو افتاد به عنوان مثال:
خورننگه Xvarrenangh اوستایی که به پهلوی خورَه و به فارسی فره و «فر» خوانده میشود.
ونیجگنه vaeejangh اوستایی که به پهلوی ویچ و در فارسی «ویج» خوانده میشود و همان است که بهر دوم «ایرانویج» به معنی هسته ی آریا یا بیضه ی اریا را می دهد که مسکن اولیه آریاییان بوده.
رئوچنگه اوستایی که به پهلوی و فارسی مبدل به «روشن» شده است.
مننگه اوستایی که در پهلوی و فارسی دری به صورت «من» در آمده است، به معنی اندیشه که در واژه های وهومن و دشمن و منش هنوز وجود دارد.
ماونگه اوستایی که به صورت «ماه» در آمده، و در کردی به صورت مانگ تلفظ میشود.
وَرَنگه اوستایی که در پهلوی و فارسی دری به صورت «ور» درآمده است و آن آزمایش ایزدی راستگویی است که یکی از اقسام آن «خوردن سوگند» باشد که در اصل با خورد آب گوگرد انجام می پذیرفته است.
از اقسام «ور» یکی هم گذشتن بر آتش است، که در داستان ما به سیاوش تعلق دارد.
دو واژه هومَنَگه و هئوسرَوَنگه که به ترتیب به صورت بهمن و خسرو در آمده اند درست بر وزن واژه هئوشینگه می باشند.
اکنون که روشن شد که بهر انتهایی این نوع نامه در تطور خود افتاده است، بنابراین «شینگه» هم باید به صورت «شن» در آمده باشد و در این صورت، شن می بایستی که در زبان امروز به معنی خانه؛ رایج باشد. و اتفاقاً چنین هم هست زیرا که این واژه در واژه مرکب «گلشن» به معنی جای گل یا خانه ی گل هنوز موجود است.
شندف=شن دف نیز که طبلی است، واژه ای مرکب است که «خانه دف» باشد.
در زبان آذربایجانی، یعنی زبان فارسی که قبل از رواج زبان فعلی در آن دیار رایج بوده، واژه کوشن kooshan به معنی صحرایی دیگر است که با مرزی مشخص شده باشد، و هنوز هم در زبان نیمه ترکی نیمه فارسی آن سامان رایج است و از همه زیباتر آن که، در زبان آذربایجانی هر یک از خانه های کندوی زنبور عسل و نیز همه خانه های مومی را بر روی هم، «شن» می گویند که هنوز هم جاری است.
در شرق و شمال غربی نیشابور دو روستا وجود دارد که نخستین را به لهجه ی محلی «بغ شن» و دیگری را «بغ شن گچ» که معنی آن با توجه به توضیحات گذشته معلوم است.
نخستین یعنی «خانه یا سرای فرمانروا و بغ و بزرگ» زیرا که میدانیم «بغ» هم به معنی ایزد است و هم به معنی خدایگان و امیر و پادشاه. و ایرانیان به جای اعلیحضرت «شمابغانیان» یا «اوبغانیان» و «اوشان بغانیان» می گفته اند، و این همان واژه است که در «بغداد» موجود است و به زبان تورانی «بک» است و به زبان روسی بُغ.
معنی روستای دوم «خانه ی گچی بغی» است و خانه ی گچی چیزی در ردیف «سپیدمان» یا «سپیتمان» است که نام خانوادگی زردشت پیامبر میباشد.
اما اخیراً آمارگران و کامندان ثبت اسناد این روستاها را به اشتباه «باغ شن» و «باغ شن گچ» نامیده اند.
در نزدیکی مشهر نیز روستای بسیار آبادی به نام شان دیز هست که هنوز از اهمیتی مذهبی برخوردار است و سابقه آن به قبل از اسلام می رسد!
این روستا را نیز شخصاً تحقیق کردم که روستاییان محلی «شن دیز» می نامند، و از آنجا که دیز تلفظ پهلوی «دژ» است، واژه ی «شن دیر» به معنی «خانه ی دژ» یا خانه ای است که دژ و استحکامات نظامی دارد، اما چنانکه گفته شد ثباتان دولتی این نام را نیز به لهجه ی تهرانی! برگردانده و شان دیر خوانده اند!
از آنجا که در این محل شن به شان تبدیل شده می توان داوری کرد که کاشان نیز، واژه ای ترکیبی است که بهر دون آن شنر را در خود دارد، زیرا که از آن کاشانه ساخته شده، و کاشانه نیز به معنی خانه است.
پیش از این یادآور شدم ک در آذربایجان خانه زنبور عسل را شان(3) می نامند، در سایر نقاط ایران نیز این لغت به صورت شانه رواج دارد، و در این زمان که تخم مرغ را در خانه ای ویژه می چینند، آن را شانه ی تخم مرغ می نامند!
در تطور از shyang به shan یک حرف y نیز افتاده است که می بایستی در دوره ای پیش از به وجود آمدن shan آن را نیز جستجو کرد، و آن همانست که در «آشیانه» موجود است.
در زبان نیشابور، آشایانه را به صورت آشیَتَه aashyana تلفط میکنند، و اگر گونه ی قدیم تر آن را با حرف انتهایی «گ» در نظر بگیریم این واژه به صورت آشینگ aashyanag بوده، و مقایسه ی آن با «هوشنگ» اوستایی جالب توجه است:

haooshyangh
aashyanag

بنابراین پیشوند «آ» در آشیانه می تواند معادل «هئو» به معنی خوب بوده باشد، و این درست همان است که در انگلیسی house خوانده میشود که امروز به معنی مطلق «خانه» است اما احتمالاً باید «خانه ی خوب» بوده باشد، که از پیسوند shangh آن فقط حرف «s» باقی مانده است. زیرا که اکر «هاوس» انگلیسی را حرف به حرف بخوانیم «هئوس»خوانده میشود.(4)

پی نوشت ها:
1.یشتها دفتر یکم صفحه 179 با اشاره به:
Iranisches Nanenbuch Von Justi Eranishe Alterthmsk Von Spigel Bd.
1.8.316 Zoroastrische Studien Von Windischmann 3. 190f.
2.هئوسرونگه . هوسرو یعنی خوب سروده شده، و معنی نیک نام امروزی است.
3.روانشاد کسروی تبریزی در آخرین چاپ «آذری یا زبان مردم آذربایجان» در ضمن ترانه های آذری یک ترانه از شاعری به نام کشفی نقل کرده است که در آن ترانه نیز از «شان» زنبور یاد کرده شده است:
گرفتاریم بدرد و اج دوا دور مبتلایم یه اشگ و زخم ناسور
سینه دارم از تیغ جفایت رخنه رخنه بیه چون شان زنبور
که در آن «اج» به معنی از و «بیه» به معنی بود یا باشد آمده.
4. پروفسور Harold. Walter Bailli رییس انجمن فقه الغه انگلستان، در رساله ی زبان فارسی، خود در کتاب میراث ایران (صفحه ی 287 با ترجمه ی معین) می گوید: « دانشجوی انگلیسی هم که بخواهد زبان مادری خود را نیک تحصیل کند بایستی از کتیبه های پارسی باستان اطلاعاتی بدست آورد!...»
بنابراین اگر تحقیق در همین مورد house مستدل و محقق باشد، کافی است که قضاوت کنیم حروفی که در قرائت امروزی واژه های انگلیسی یا فراسنه خوانده نمیشود و یا از تجمع چند حرف، حرف جدیدی برمی آید، در اصل خوانده می شده اند، مثلاً اگر واژه Loughe انگلیسی به معنی خنده را به همین ترتیب بشکافیم، بهر اول آن ل او Lou، خواهد بود که تلفظ دیگری از واژه ی «لب» در بعضی از نقاط ایران است، بهر دوم آن نیز با تبدیل «گ» به «خ» (که از زبانشناسی بررسی شده است) میتواند ابتدای واژه ی خنده بوده باشد (gh با تلفظ ف هم قابل تبدیل به «خ» هست) و این واژه Loughe بر روی خم با «لب خنده=لبخند » فارسی از یک ریشه خواهد بود!
مثال در این مورد یاد است اما من بیشتر از این نمی نویسم، شاید این تحقیق، زبان شناسان اروپایی را برنجاند، و این کتاب نیز جای بحث آن نیست!


دنباله دارد..

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند parisa-s, niloofarmehrzamin


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 700
امتياز: 1894
تشکر کرده: 981
تشکر شده 720 بار در 430 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 14 خرداد ماه ، 1389 10:29:39    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود

دنباله:

«شان» به معنی خانه در زبان فرانسه هم به همین معنی باقی مانده است و «شامبر» فرانسه به استثنای حرف «ر» در پایان آن «شامب» است که م و ب نه تنها در زبان فرانسه ، که در زبان فارسی هم قابل تبدیل به «ن» هستند، بنابراین «شامب» و «شان» دو گونه از تلفظ یک واژه اند!
در زبان شناسی روشن شده است که حروف «ش» و «ک» و «خ» قابل تبدیل به یکدیگرند. مثل واژه «مکانیک» و «مخانیق» و «ماشین» یا واژه ی «میکائیل» و «میخائیل» و «میشل».
بنابراین حرف «ش» در واژه ی «شن» یا «شان» بایستی در موردی تبدیل به «ک» هم شده باشد، و این همان تبدیل است که در «دامغان» صورت گرفته است، زیرا که آنان به «آشیانه کلاغ»، «کان کلاغ» می گویند، که صورتی دیگر از «شان کلاغ» بوده باسد، و این اصطلاح فقط برای آشیانه کلاغ است که بر روی درختان چنار و تبریزی ساخته می شود و خوبتر از آشیانه سایر پرندگان است که در شکاف دیوارها ایجاد میگردد!
«شن» نیز بایستی تبدیل به «کن» شده باشد، و این همانست که در روستای «کن» تهران مصداق دارد و در واژه پهلوی «کَنت» و «کَند» وجود دارد که بعداً با افتادن «ن» تبدل به «کد» شده است. و در واژه های «کدخدا»، «کدیور»، و «کدبانو» و .. برجای مانده و از آنجا که «کدخدا» در زبان فارسی به معانی «پادشاه جهان»، «پادشاه ایران»، «وزیر»، «حاکم شهر»، «حاکم ده»، «حاکم خانه»، و «داماد» آمده، لغت «کد» یا «کنت» نیز می تواند به معانی، «خانه»، «ده»، «شهر»، و «کشور» بوده باشد.
این واژه همانست که در بهر اول country انگلیسی نیز بر جای است و به همین دلیل است که دو معنی روستا و کشور را دارد.(1)
تدبیل «ش» به «خ» نیز در این واژه به چشم میخورد، زیرا که «شن» با تبدیل به «خن» در واژه ی «گلخن» هنوز رایج است، و «شان» تبدیل به «خان» و بالاخره «خانه» شده است.(2)
کم کم زاد و ولد مردمان زیاد شد و اندیشه به او فهماند که شکاف کوهها و غارهای کوچک زیر صخره ها، خانه های خوبی نیست بنابراین به ساختن خانه های بهتری پرداخت و این خانه ها، اولین غارهای مصنوعی است که با دست بشر ساخته شده و مردمان در آنها اسکان گرفتند، و میتوان حدس زد که نخستین خانه هایی که در دشت ساخته شد، با گردآوری شاخ و برگ درختان و «زیرسازی» آن در زمین به وجود آمد.
شاهنامه در مورد خانه سازی در این دوره چنین می گوید:

بسیجید پس هر کس نان خویش بورزید و بشناخت سامان خویش

و همین مصرع دوم خود بهترین مؤید نام هوشنگ و معنی آن میباشد.
ساختن خانه ها به کمک اره و تیشه و تبرهایی انجام میگرفت که کم کم بشر بدانها دست یازیده بود، در اینجا چون اره و تیشه و تبر در ذهن نویسندگان شاهنامه می بایست، از آهن ساخته شده باشد، شناختن آهن و بدر کردن آن را از سنگ آهن، قبل از ساختن خانه که، همان غارهای مصنوعی باشد، آورده اند، اما میدانیم که جدا کردن آهن از سنگ آهن به کمک آتش انجام میگیرد و هنوز آتش شناخته نشده بنابراین میتوان روایت ساختن ابزارهای آهنی را بعد از شناختن آتش، موکول کرد، جز این که اره و تبر و تیشه در این دوران همان سنگهای نوک تیز است که از سنگهای دیگر بیرون کشیده شده.
«کزان سنگ خارا کشیدش برون»
زیرا که میدانیم آهن در «سنگ خارا» پیدا نمیشود، بلکه سنگی که در آن دوره ممکن بود از آن آهن استخراج شود، سنگی است رسوبی و جسم نوک تیزی که از سنگ خارا بدر آید، خود خارا سنگ است که قبل از پیدایی آهن کار آن را انجام میداده. و در ابتدای دوره ی هوشنگ همین ابزارهای تیز هم وجود نداشته و به همین دلیل است که هوشنگ در جنگ با دیو از چنگ خود استفاده میکند.

ببازید هوشنگ شیر، چنگ جهان کرد، بر دیو نستوه تنگ

در همین دوره است که قبایل نژاد اریا، یا احتمالاً غیر آریا تشکیل می یابند، اما بر همه آنها دوره سازندگی حکمفرما است و مردمان در همه جا، با پیروزی به سازندگی می پردازند.

که بر هفت کشور منم پادشا به هر جای پیروز و فرمانروا

بدون آن که با یکدیگر جنگی داشته باشند:

وز آن پس جهان یکسر اباد کرد همی روی گیتی پر از داد کرد

پس از دست یافتن به آلات برنده جویهای آب، از رودها کنده شد:

چو این کرده شده، چاره آب ساخت ز دریا برآورد و هامون نواخت

که البته دریا، رودخانه است زیرا که هنوز نیز در افغانستان و تاجیکستان، رود را دریا می خوانند و و از زمان قدیم نیز به یاد داریم که رودهای جیحون و سیحون، آمودریا و سیردریا خوانده می شدند.
احتمالاً کندن این جویها، از رود، به طرف همان منازل و غارها بوده است، برای استفاده از آب آنها، در آشامیدن و شستشو. اما در همین دوران مردمان آگاه با استفاده از آب برزیگری آغاز کردند.

چو آگاه مردم بران بر فزود پراکندن تخم و کشت و درود
بسیجید، پس هر کسی نان خویش بورزید و بشناخت سامان خویش

بیت اول، در اینجا به خوبی نشان میدهد که انسان آگاه، برزیگری را رواج میدهد، نه شخصی به نام هوشنگ و قبل از این مردمان فقط از میوه درختان یا ریشه ی گیاهان میخوردند.

از آن پیش کاین کارها شد بسیج نبد خوردنی ها بجز میوه هیچ

و این برزیگری و شخم های ابتدایی نیز با همان تیشه و تبرهای سنگی صورت میگرفت.

پی نوشتها:
÷.در مقاله ای دیگر این مفهوم را با ذکر شواهد زیاد شکافته ام و بیش از این جایز نیست که در این کتاب راجع بدان سخن گفته شود.
2.اگر پیشتر برویم و در تبدیل «خ» و «ش» نیز در این واژه به دنبال مصداق بگردیم، بایستی «زن» نیز صورتی از «شن» بوده باشد!
واژه کن که به معنی خانه آمده است، در واژه ی کنیز به معنی دختر هنوز معنی زن را نیز در خود حفظ کرده و نیز واژه زن در زنبور میتواند به معنی خانه باشد زیرا که این حشره خانه، و شان می سازد.
در زبان ارمنی نیز زن به صورت «گین» تلفظ میشود که صورتی دیگر از کن است.
زیرا که «زن» بوده است که با تشکیل «شن» و «خانه» نخستین سنگ بنای اسکان و خانه نشینی و تمدن را نهاده است زیرا او بوده است که برای نجات فرزندان خودش از سرما «خانه» ساخته و در آن خانه آذوقه انبار کرده است. و در بخش «مادرسالاری» در همین کتاب بدان بیشتر سخن خواهم گفت.

زندگی و مهاجرت آریائیان بر پایه گفتارهای ایرانی،فریدون جنیدی، رویه 63تا 70.

_________________
یزدان صفایی-دبیر گروه تاریخ پایگاه پژوهشی هخامنشیان- دبیر گروه زبان و ادب ماهنامه الکترونیکی امردادنامه

تارنما:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند arya
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ایران بزرگ ( تاریخ ) -> پیشدادیان

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir