کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - واژگان ایرانی

واژگان ایرانی

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ادب و سروده

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 10 شهريور ماه ، 1388 00:42:38    موضوع مطلب: واژگان ایرانی پاسخ همراه با اعلان

نوشته ی محمود مدبری - انتشارات پانوس

آباریس : موبد معروف دوران هخامنشی

آبا گران : سردار شاپور دوم ساسانی

آ باندان : فرستاده ی خسرو اول ساسانی به دربار روم

آبا نیاد : مردی در زمان یزد گرد سوم

آبده : چاه مادر و چاه اصلی قنات

آبرو : پاروی قایق رانی

آبسر : لرزانک - گونه ای از آب گوشت یا آب کله پاچه حاصل شود - ژلاتین

آبسوار : حباب آب

آبشن : آویشن

آبشنگ : آبسنگ - آبزن - حوض و خزینه ی حمام

آبک : جیوه

آبگرد : گرداب

آبلوج : قند سفید

آبوند : ظرف آب - آوند

آبی : به - میوه ای معروف

آبی : نیلی - کبود -

آبیار : میراب - ممور تقسیم آب

آتش افروز : روشن کننده ی آتش - هر چیزی که بدان آتش روشن کنند - نام مرغی افسانه ای به نام ققنوس

آتش باد : باد گرم - باد سموم

آتش بار : کسی که آتش می ریزد - چخماق

آتش برگ : آتش زنه - جخماق

آتش پا : تند رو - دوان

آتشپاره : اخگر - کرم شبتاب - ستمکار - با هوش - چابک - بازیگوش

آتشک : کرم شبتاب - برق

آتشه : برق - آذرخش

آتشیزه : کرم شب تاب

آدا : پاداش - دهش - سزا

آذر آیین : آتشکده ی چهارم از هفت آتشکده ی ایرانیان

آذر افروز : ظرفی سفالین برای تند و تیز کرد آتش - ققنوس - معشوقه ی بهزاد در داستان هما و همایون

آذرک : دختر یزدگرد سوم ساسانی

آذر فروز : یکی از پسران اسفندیار رویین تن

آذر فر : از بزرگان هخامنشی

آذر شست : (ضمه) سمندر - پنبه ی کوهی

ادامه دارد ...



آتش بند : آفسونی که به دان آتش فرو نشیند

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند seyghaly, yazdan


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 14 شهريور ماه ، 1388 00:45:38    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

آتشفام : به رنگ آتش - آتشین

آذر کار : آتشکار

آذر کیوان : از روحانیون معروف زرتشتی در قرن یازدهم

آذر گشسب : از سرداران پیروز ساسانی - یکی از سرداران خسرو پرویز

آذر گشنسب : آتش اسب نر - یکی از آتشکده های مهم ساسانی در آذربایجان

آذر گل : گلی ست مانند شقایق

آذر گون : به رنگ آتش - گیاهی از تیره ی مرکبیان - نوعی شقایق - همیشه بهار - سمندر - آذریون

آذر ماه

آذر ماهان : پادشاه نامور سکایی

آذر مهر

آذر مهر برزین : از آتشکد های مهم ساسانی

آذر نرسی : پسر هرمز دوم از پادشاهان ساسانی

آذرنگ : آتش رنگ - روشن و نورانی - آتش - درد و رنج و اندوه

آذر نوش : نوش آذر - نام آتشکده ای بوده است

آذروان : نگهبان آتش در ایین زرتشتی

آذر ولاش : ششمین پادشاه سلسله ی آل قارن در قرن هفتم

آذرویه

آذر همایون : دختری جادوگر در دوران اسکندر در اصفهان

آذر یاس : صمغ سداب کوهی

آذرین : آتشین - گل بابون

آذین : آرایش - طاق نصرت - آلتی که دوغ را از روغن جدا کند

آذین فر : با شوکت و زیبا

آرا : پادشاه باستانی ارمنستان در زمان ساسانیان - آرایش دهنده

آراد : روز 25 از هر ماه شمسی - روز ارد
فرشته ی نگهبان بر روز 25 در آیین زرتشتی

آراسته :

آرام

آرامش

آران : سرزمین ایران در آذربایجان شمالی در عهد باستان

آرای :

آرایش

آرتا : مقدس _ پاک

آرتا باز

آرداد : از بزرگان مانوی در ایران

آرداله : آردتوله - کاچی

آرزو : خواهش - امید - معشوقه
- زن سلم پسر فریدون
- دختر ماهیار که زن بهرام گور

آرسو : (گیلانی) اشک چشم

آرسی : (سمنانی) عروس

آرش : درخشان درخشنده
_ نیای اشکانیان - اشک

_ پسر دوم کیقباد - کی آرش

_ پهلوانی کماندار از لشگر پیشدادی

آرشام : آرشامه - پسر آریا منه و پدر ویشتاسپ هخامنشی

آرشا ویر : مرد مقدس - - هفتمین پادشاه اشکانی

آرمان : ارزو

آرمن: ارمن

آرموس : نام جزیره ای در دریای عمان

آرموک : (فسایی) گلابی

آرمیتا

آرمین : کی آرمین از پسران کیقباد

آرمینا : آرمین

آرمینه :

آرمینی : از سرداران یزدگرد سوم ساسانی

آرنگ : آرنج - رنج - آزار - گونه - رنگ - مکر -

آروند : اروند

آروین : اروین

آریا : قسمت اصلی ملودیک اپرا - آهنگی دلکش برای ساز یا آواز - آواز های انفرادی اپرا

آریا داد : عدالت یا بخشش آریا

آریا باز : از بزرگان عهد هخامنشی

آریاسپ : دارنده ی اسب آریایی - فرزند اردشیر دوم هخامنشی

آریا رامنه

آریار منه : آرامش دهنده ی آریا

آریا فر : دارای فر و شکوه آریایی

آریا من : فرمانده ی دریایی خشایار شاه هخامنشی

آریا منش : دارای خلق و خوی آریایی

آریان : ایرانی : اریایی

آریانا : منسوب به قوم آرین

آریا وند : منسوب به نژاد آریا

آریس (خوانساری) عروس

آرین : ایرانی

آریو برزن : سردار ایرانی در زمان داریوش سوم هخامنشی که در برابر اسکندر لیستادگی کرد

_________________
آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 700
امتياز: 1894
تشکر کرده: 981
تشکر شده 720 بار در 430 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 14 شهريور ماه ، 1388 10:43:17    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود نیلوفر گرامی

چرا جلوی برخی واژه ها توضیحی داده نشده است؟

سپاس از کوششهای شما یار گرامی

_________________
یزدان صفایی-دبیر گروه تاریخ پایگاه پژوهشی هخامنشیان- دبیر گروه زبان و ادب ماهنامه الکترونیکی امردادنامه

تارنما:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 14 شهريور ماه ، 1388 13:02:51    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود

نیازی نبود تنها می خواستم بگویم اینها ایرانی هستند چون در این واژه نامه واژ ه های مغولی ترکمنی عربی و ... وجود دارد و من تنها واژگان باستانی را برمی گزینم

_________________
آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
محل سكونت: iran

human
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
5 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 489
امتياز: 1069
تشکر کرده: 315
تشکر شده 540 بار در 345 پست

محل سكونت: iran

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388 01:43:41    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درود بر نيلوفر گرامی و سپاس از اين جستار پربار
بايسته است چند نکته را بيافزايم .
مانای آرتا ،آردا ،آرشا و آشا همگی پاک و اسپند است .
مانای آرشا مه ميشود بزرگ پاک و اسپند .
مانای آرتا باز ،از ديد من ميشود باز يا عقاب اسپند .
مانای آرداد يا آردداد ميشود قانون اسپند .
و مانای آرداله هم ميشود عقاب اسپند .
چم اله ،الوه و الوغ ميشود عقاب که واژه عربی الله بر گرفته از آنست .
پدرود تا درودی ديگر

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند niloofarmehrzamin


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388 02:19:10    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

آریه : سپهدار ایرانی طرفدار پادشاهی کورش کوچک

آزاد : رها - شادان - سربلند - سالم - مجرد - وارسته - نجیب - گونه ای سرو - گونه ای ماهی - گونه ای خرما - گونه ای سوسن -

- همسر شهر بن بازان والی صنعا در زمان پیامبر

آزاد بخت

آزاد به

آزاد چهر

آزاد خو

آزاد دخت : دختر آزاده
_ از زنان اشکانی
_ همسر شاپور نخست ساسانی

آزاد رو : زنی که چهر ه ی خود را نپوشانده - در گویش شهر من گفته می شود "رویت را پس کن" یعنی چهر ه ات را نشان بده !

آزاد فروز : از مردان دوران ساسانی

آزاد مرد : دست نشانده ی حجاج بن یوسف در شهر فسا

آزاد مند

آزاد مهر : پسر سلطان ابراهیم غزنوی

آزاد وار : از اصطلاحات موسیقی ایرانی

آزاده : لفب نوذر پادشاه پیشدادی

آزاده خوی : نامی که فریدون به همسر پسرش تورج داد

آزر : آزر بت تراش را برخی پدر ابراهیم برخی عموی او و برخی خادم وفادار وی دانسته اند

آزر باد

آزرم : شرم - اندوه - تقوی - مهربانی

آزرمیدخت : دختر خسرو پرویز که چند ماه پادشاهی کرد

آزفنداک : رنگین کمان

آزما

آزموده

آزمون

آزیتا

آزی دهاک

آژفنداک

آژند : گل یا شفته ی میان دو خشت - گل و لای - گلابه

آژ نگ : موج خرد در روی آب - چین و شکن پوست چهره

آژنگ چهره : دارای چهره ی اخمو و پرچین

آژی دهاک : آژی (مار) +دهاک (ده عیب)
- ضحاک پادشاه اساطیری که او را آزی دهاک و اژدها نیز گفته اند
_ آستیاگ : آخرین پادشاه سلسله ی ماد

آژیر : بانگ - هوشیار - آگاه - چیره گی - نیرومند - محتاط -

آژینه : آهنی ست در سنگ آسیا _آسیازنه

آسا : وقار - زیور - آسایش دهنده - خمیازه -
آسا : پیشوند - ادات تشبیه - روش - قانون

آسابانو : از بانوان اساطیری

آسا دخت : دختر با وقار

آساره : (لری) ستاره

آسان

آسای

آسایش

آستیاژ : آژی دهاک - آستیاگ _ آخرین پادشاه سلسله ی ماد

آسمانه : سقف خانه - آسمان

آسنستان : پدر زن وامق که سرانجام وامق او را کشت

آسوده

آسور : آشور

آسیانه : سنگ فشان

آسیمه : مشوش - پریشان - ژولیده - گیج - بیمناک - شتابزده

آسین : آهن

آسین : فطری - طبیعی (پهلوی )

آسیون : /asivan/ آسیمه

آشاک : نام باستانی شهر قوچان

آشام : نوشیدنی - آشامنده - جذب مایع -
- ولایتی میان شرق و شمال بنگاله

آشتی :

آشفته :

آشکار :

آشکارا :

آشکاره : آشکارا

آشنا :

آشوب:

آشور : آشورنده
- گوشه ای در دستگاه راست ماهور و راست پنجگاه
- سرزمینی کهن در بخش شمال بین النهرین - پایتخت کشور آشور
- رب النوع مورد پرستش مردم آشور
_ پسر دوم سام بن نوح نبی

آشی : پدر داوود پیامبر

آشیان : لانه ی جانوران - خانه - طبقه و مرتبه

آشیانه :

آتوسا :

آغش : آغش وهادان -حاکم گیلان و تبرستان در عهد کیخسرو که در جنگ ایران و توران شرکت داشت - آگوش

آفتاب پرست : نیایش کننده ی خورسید -
- جانوری از رسته ی مارمولکان
- گیاه آفتاب گردان
- از مردان خاور کوه در داستان سمک عیار

آفروشه : گونه ای حلوا - بلغور گندم

آفرید :

آفریدون : فریدون

آفریده :

آفرین : ستایش - خوبی
_ روز نخست از خمسه ی دزدیده
- نوای از موسیقی

آگاه

آگوش

آگه

آگین : گونه ای پسوند دارندگی

آماده

آماره : آمار - حساب

آمنه : توده و پشته ی هیزم - توده ی خرمن (فارسی) (نام مادر و یکی از همسران و عمه ی پیامبر اسلام )

آموخته :

آموده : آراسته

آمون : پر - لبالب
- رود جیحون - آموی

آموی : دشتی فراخ در ماورالنهر (فرارودان ) -رود جیحون - آمو- آمون _آمویه

آناهیتا

ناهید

آنیتا : کوچک شده ی آناهیتا

آوا : کوچک شده ی آواز - شهرت - عقیده

آوازه : ترانه - نغمه_ آواز
_ شهرت - آگاهی و خبر
_ نام هر یک از دستگا ه های اصیل موسیقی
_ دژی در ترکستان در دوران بهرام چوبینه

آونگ : شبنم

آوه : محلی نزدیک به ساوه
- دهی جز و دهستان الموت
_ آوه ی سمکنان از سران سپاه کیخسرو

ادامه دارد ...
......................................................

آویزه : گوشواره -آپاندیس

آویژه : ویژه - معشوقه - دلبر - شراب انگوری

آویشن : گونه ای گیاه از تیره ی نعناعیان -پودینه ی کوهی - کنایه از زلف شاهدان

آهخته : بر کشیده -بیرون آورده - بر انگیخته

آهن شکن : بسیار زورمند
- مردی از سرخ علمان در داستان سمک عیار

آهنگ : قصد -اراده - حمله - لحن - نوا - روش - گونه - خمیدگی طاق و سقف - سیما

آهو : غزال

آهوانه : مانند آهوزیبا و چابک

آهو پا : تیز تک - سریع

هو گیر : گیرنده ی آهو - شکار چی ماهر
- عیاری از یاران سمک در داستان سمک عیار

آیله من /aylaman/ : مرغ ملخ خوار به اندازه ی سار

آیلین : (ارمنی)

آینه

آییژ : شراره - شرر آتش

آییژک : جرقه

آیین

آیین پرست : دین دار - متدین

آیین گشنسب : از سرداران عهد هرمز ساسانی که به جنگ بهرام چوبینه رفت .

آیین گشنسپ
................................................................................................


آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ چهارشنبه، 18 شهريور ماه ، 1388 22:41:33; دفعات ويرايش در مجموع 2 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند yazdan


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388 11:42:50    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود بر همگی

از همه می خواهم تا این واژگان را به دقت هر روز بخوانند و اگر دیدگاهی دارند بیان کنند من کوشش می کنم تا همه ی واژگان ایرانی را گرد آوری کنم . و و برای هر حرف فقط یک پست در نظر می گیرم .پس به همان پست پیشین نگاه بیندازید .از جناب وهومن خواهش می کنم زینپس این بخش را در رویه ی نخست بیرون از لیست بگذارند.تا دست رسی به آن آسان باشد

با سپاس فراوان

_________________
آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 18 شهريور ماه ، 1388 23:10:23    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

ابر سیاه : از پهلوانان مرزبانشاه در داستان سمک عیار

ابرویز : پرویز

ابریشم : ماده ای که کرم پیله به دور خود می تند
- تار ساز ها -ساز های زه دار - گونه ای ساز
- درختی از دسته ی گل ابریشم ها

ابریشمین

ابستا

اپرود : از بزرگانی که به فرمان شیرویه کشته شد

اپرویز : پرویز

اتفیان : آتبین

اتیال : جد انواخ از مبارزان تهمورث پیشدادی

اثرط: از نبیرگان جمشید پادشاه باستانی

اثفیان : آبتین - پدر فریدون پیشدادی

اجناس : پهلوانی تورانی از سپاه افراسیاب

اخا : /oxa/ یکی از دختران اردشیر دوم هخامنشی

اختر : ستاره - ستاره ی بخت - درفش -

اختر افروز : خوشبخت کننده - یاری کننده

اختر فروز

اخش ویرش : /axvirosh/خشایار شاه پسر داریوش هخامنشی

اخشیرش : /axshirosh/خشایار شاه

اخگر : پاره ی آتش -شراره - جرقه

ادهم : سیاه - تیرگون - از رنگهای اسب - اسب سیاه

اراسپ : دارنده ی اسب تند رو

ارتا : /arta/ راستی - درستی - راستگو

ارتاباز

ارتا بان : پاسداران راستی
-اردوان - پسر ویشتاسپ و برادر داریوش هخامنشی

ارتا پارت : با وفاترین نگهبان کورش کوچک هخامنشی برادر اردشیر دوم

ارتا خه : /artaxe/ پسر آرته که به فرمان خشایار شاه برای حفر کانالی در حوالی کوه آتش مأمور گردید

ارتافرن : / arta-fern/ برادر داریوش هخامنشی

ارتاک : تند رو

ارتا واسدس :/arta-vades/ پسر اردوان آخرین پادشاه اشکانی

ارت بازان :/arta-bazan/ پسر داریوش و برادر پدری خشا یار شاه

.................................................................

ارت خشتر : /arta-xshtar/ اردشیر هخامنشی

ارت خششتا : /arta -xshashta/ نام اردشیر در تورات

ارتخم : /ar-toxm/ داماد داریوش -رئیس فریگیان و ارامنه

ارت شیرا : /arta-shira/ اردشیر در پارس باستان

ارته با تاس :/arta-batas/ وی از جانب کورش به حکومت کاپادوکیه منصوب گردید

ارته باز :/arta-baz/ ارتا باز
- فرمانده ی سپاه خشایار شاه
- فرمانده ی سپاه داریوش سوم
- نام بسیاری از شاهان ارمنستان

ارته زوستر : /arta-zustar/ دختر داریوش و زن مردونیه

ارته کام : /arta-kam/ دختر ارته باز (معاصر اخس و داریوش سوم)

ارته کاماس :/arta-kamas/ والی فریگیه بزرگ از جانب کورش

ارجاسب : دارنده ی اسب قیمتی
- نبیره ی افراسیاب در زمان گشتاسپ که در توران پادشاهی می کرد .

ارجسب : ارجاسب

ارجمند : با ارج -باارزش - گرامی - سزاوار - توانگر - با وقار - نجیب - دانا

ارد : /ARD/ ارتا - راستی و درستی - روز 29 هر ماه شمسی - یکی از ایزدان در آیین زردشتی که نگهبان بر روز 29 هر ماه است .

ارد : /OROD/ خیر و برکت و نعمت
- نام دو تن از پادشا هان اشکانی

اردا : /ARDA/ ارد - ارتا - ارت - ارته - راستی و درستی

اردا ویراف : موبدی پارسا به زمان ساسا نیان که سفری روحانی به جهان مینوی کرد .

اردشیر : /ardashir/ شهریار و پادشاه مقدس
- پسر گشتاسپ کیانی که در جنگ با تورانیان کشته شد
- اردشیر بابکان موسس سلسله ی ساسانیان

اردکام :/arda-kam/ ارته کام

اردمان : /arda-man/ یکی از کسانی که بردیای دروغین را کشت

اردمنش : راست اندیش

اردوان : پاسدار راستی _ نگهبان دوستی
ادامه دارد ...

.................................................................

اردوند : /arda-vand/ منسوب به ارد - پاکدامن - درستکار

اردی : اردا - ارتا - راستی و درستی

اردیبهشت : بهتریم راستی
- ماه دوم خورشیدی
- روز سوم از هر ماه خورشیدی
- فرشته ی نگهبان بر روز سوم هر ماه خورشیدی

ارز راسپ : /erezr-asp/ دارنده ی اسب راست رو
- دو تن از پارسایان که در اوستا به آنان درود فرستاده شده

ارزنده : با ارزش - شایسته

ارزور :/arz-ur/ دارای ارزش و بها -ارزشمند
- ارزور انوشک : دیوی ست که گیومرث در روز نوروز او را کشت

ارژن : درختچه ای است با گو نه های مختلف
- دشتی در فارس
- گو نه ای چماق

ارژنگ : آرایش و زینت
- کتاب مانی
- دیوی که رستم در هفتخوان او را کشت
- پهلوانی تورانی پسر زره که به دست توس کشته شد

ارساماس : از فرماندهان و سرداران کورش /arsamas/

ارسامس : /arsames/ سپاهسالار معاصر داریوش که بر او طغیان کرد
- پسر اردشیر دراز دست

ارسامن : /arsamen/ والی ایران در هنگام جنگ داریوش سوم

ارسانس : /arsanes/ نوه ی داریوش دوم هخامنشی

ارسی نس : /orsines/ فرمانده ی سپاهیان ایران در زمان داریوش سوم

ارشاک : /arshak/ ارشک
.......................................................................................

ارشام : آرشام - آرشامه
- والی ایرانی مصری در زمان داریوش دوم

ارشاویر : آرشا ویر

ارشک : اشک - سر سلسله ی اشکانیان

ارشن : نوه ی کیقباد

ارشنوس : /arshanush/ ملکه ی اشکانی ارمنستان در عهد باستان

ارغند : ارغنده - خشمگین
- پهلوانی از لشگریان خورشید شاه در داستان سمک عیار

ارغوان : درختی از تیره ی پروانه واران - رنگ قرمز

ارفش : /arfash/ ارفش کابلی از پهلوانان گرشاسب نامه

ارم : /eram/ شهر بانو ارم دختر گودرز و زن رستم دستان
- باغ یا شهری که شداد پسر عاد بنا کرد و به بهشت شداد معروف بود
- ارم بن سام بن نوح

ارما : /orma/( لارستانی) خرما

ارمان : آرمان - آرزو -
- نام شهریست در داستان سمک عیار

ارمایل : ارماییل
- شاهزاده ای که آشپز ضحاک مار دوش بود

ارمز : اورمزد

ارمزد یار : خدایار

ارمن : /arman/
- قومی هند و سکایی ساکن ارمنستان
- شاه ما چین در داستان سمک عیار
- بزرگی از خویشان فغفور چین در داستان سمک عیار

ارمنی : از سرداران ایران در زمان یزدگرد سوم ساسانی

ارمیا : سفر ارمیا نام بخشی از کتاب تورات است
- از پیامبران بنی اسرائیل

ارمین : /armin/آرمین

ارمین دخت : از شاهزاده خانمهای ایران باستان

ارنا : /erna/ نام درختی در جنگلهای ایران

ارنت : /oront/ شوهر رد گونه ی دختر اردشیر هخامنشی

ارن تاس : /orontas/ از افراد خاندان هخامنشی و از بهترین سرداران ایران در زمان اردشیر دوم هخامنشی

ارن توبات : /orontobat/ پدر مهر داد پدر آریو برزن معاصر اردشیر دوم هخامنشی

ارن داپانت : /orondapant/ از نجبای پارتی در زمان اشک سیزدهم

ارنس پاد : /oronspad/ از نامهای پارتی
- نام والی میان رودان در زمان اشک هجدهم

ارنک : از اجداد منوچهر پیشدادی
-پانزدهمین و بیستمین از خانان اوزبک خیوه

ارنواز : خواهر جمشید پیشدادی

ارنوش : نعره و صدای ببر (علی آباد فریم )

اروند : /arvand/
-تند و نیز - چالاک
- رودی که اعراب آن را شط العرب گویند و در مرز ایران و عراق است - رود دجله
- کوه الوند در همدان
- پادشاه افسانه ای ارمنستان باستان

اروند اسب : دارنده ی اسب تیز رو
- لهراسب از پادشاهان کیانی و پدر گشتاسپ

اروند دست : پسر خسرو پرویز که به دست برادر خود شیرویه کشته شد

اروند زیک : اروند دست

اروین : /arvin/ آروین -آزمایش - تجربه

اریاسپ : پسر اردشیر دوم هخامنشی

اریامن : آریامن - امیر البحر خشایار شاه

اریمازس : / arimazes/ سرداری سغدی که با لشگری در برابر اسکندر ایستادگی کرد .

اریو برزن : /aryo-barzan/ سردار ایرانی در عهد داریوش سوم هخامنشی که در برابر اسکندر به مقابله بر خاست .

اژدر : azhdar/اژدها -مار افسانه ای بزرگ

اژدها : /azhdaha/ مار افسانه ای بزرگ
- از صورتهای فلکی
- مخفف آژی دهاک ضحاک است .

اژدهاک : مخفف آژی دهاک است
- آستیا گس آخرین پادشاه سلسله ی ماد

اساره : /asare/ (لری ) ستاره

اساک : /osak/ سردار پارتی که در جنگ با کاسیوس کشته شد

اساکید : عم کیخسرو و پدر اسا ورزن

اسا ورزن : پسر عم کیخسرو

اسپبدس : /aspebedes/ عم خسرو انوشیروان که به امر او به هلاکت رسید

اسپ چنا : /aspa/chana/ آرزومند و خواستار اسپ
- ار نامهای ایرانیان باستان

اسپند : مقدس
- ماه آخر خورشیدی
- اسفند
- دانه ای که عوام ار سوختنش برای چشم زخم استفاده می کنند

اسپندار : مخفف اسپندار مذ

اسپندار مذ : /espandarmaz/ بردباری و فروتنی مقدس
- دوازدهمین ماه خورشیدی
- روز پنجم هر ماه خورشیدی
- یکی از امشاسپندان نماینده ی بردباری و سازش

اسپندیاد : آفریده ی خرد پاک
_ پسر گشتاسپ و از پهلوانان معروف اساطیری که به صورت محرف اسفند یار در آمده است

اسپند یار : اسپند یاد

اسپنوی : /espanuy/ کنیزک تژاو داماد افراسیاب

اسپی تا سس : /espitases/ پسر اسپی تاماس -وی طبق وصیت کورش به حکومت مردم دربیک منصوب شد

اسپی تا ماس : اسپی تاسس

اسپی تامن : سردار ایرانی که سلوکوس دختر وی را به زنی خود در آورد

اسپید : سفید - ساده - بی نقش

اسپیدار : درخت سفید - سفیدار - سپیدار

اسپیده : سپیده - سفیده

استاتیرا : /estateyra/ دختر ایدرنس از بزرگان پارسی که با ارشک پسر داریوش دوم ازدواج کرد
- زن داریوش سوم
- دختر داریوش سوم که با مادر هم نام بود .
..................................................................................................................
ادامه دارد ...


آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ شنبه، 21 شهريور ماه ، 1388 02:51:31; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 700
امتياز: 1894
تشکر کرده: 981
تشکر شده 720 بار در 430 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 20 شهريور ماه ، 1388 18:20:09    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود

خوانش اوستایی اَردی بهشت،اشاوهیشتا می باشد و از آنجا که وهیشتا همهان بهشت(best) است میتوان مفهوم اردی یا ارتا را برابر مفهوم اشا گرفت.

سپاس

_________________
یزدان صفایی-دبیر گروه تاریخ پایگاه پژوهشی هخامنشیان- دبیر گروه زبان و ادب ماهنامه الکترونیکی امردادنامه

تارنما:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 11 مهر ماه ، 1388 12:58:49    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

استاتیره : /estateyra/استاتیرا

استادسیس: /osta-sis/ از مخالفین عرب در ایران که در سال 150 ه-ق در خراسان به نام ابو مسلم قیام کرد .و گویش دیگر استاسیس

استارا : در گویش سمنانی - ستاره /estara/ و باstar انگلیسی هم ریشه است

استاک :/estak/ ستاک -شاخه ی نورسته ی درخت

استانس :/ostanes/ فرزند داریوش دوم -
و داریوش سوم نبیره ی استانس بود

استر : /ester/ ستاره
- برادر زاده ی مرد خای - زن خشایار شاه یا اردشیر نخست

چون آمان وزیر می خواست یهودیان را نابود کند استر تقاضای عفو آنان را کرد و آنان را نجات داد .



- در همدان آرامگاهی با نام استرو مرد خای است
..............................................................................................................
استندار : /estan-dar / در قدیم نام ناحیه ی غربی مازندران بود
- پهلوانی تورانی در لشگر افراسیاب

استوار :

استیاژ : /astiyazh/ آستیاژ - آسیاگس

استیر : بخشی از تورات
- دختری زیباروی از بنی اسرائیل که پادشاه ایران خشایار شاه وی را به عقد ازدواج درآورد

اسفار : /asfar/ -اسوار - سوار
- اسفار بن شیرویه از سران دیالمه
- اسفار بن کردویه از سرداران فخروالدوله ی دیلمی

اسفرود : /esfarud/ اسپرود -سفرود - پرنده ای سیاه رنگ به بزرگی گنجشک که آنرا سنگخوارک هم گویند

اسفند :
اسفندار :
اسفندارمذ:

اسفندیار : اسفند یاد - آفریده ی خرد پاک
- پسر گشتاسپ و از پهلوانان نامور شاهنامه که به دست رستم کشته شد .
- چهارمین از امرای سربداران

اسفور : /asfur/ برادر جمشید شاه و اول کسی که بر جمشید خروج کرد .
.......................................................................................
اسوار : /asvar/ برنده ی اسب -سوار
مردی از ملوک گیلان و پدر مرداویج

اشار : / oshar/ در گویش مردمان لارستان به معنی با هوش و هوشیار

اشتاد : /ashtad/ راستی و درستی
-روز 26 هر ماه شمسی
- ایزدی مونث در دین زرتشتی که راهنمای مینوان و جهانیان است
- اشتاد گشتاسپ : دانایی در عهد شیرویه ی ساسانی
- پسر فیروز که یکی از نجبای ایران در عهد خسرو پرویز بود


اشخین : /ashkhin/ نام زنان در ارمنستان باستان

اشک :
اشکان :
اشکاوند : نام کوهی در سیستان

اشکبوس : مبارزی که به کمک افراسیاب آمده بود و به دست رستم کشته شد

اشکش : /ashkash/ پهلوانی تورانی که به دست رستم کشته شد

همچنانکه که دریافتید اشک خاستگاهی شرقی و سکایی دارد !!!
.................................................................................

اشنا : /ASHNA/ گوهر گرانبها - آشنا - شنا - شناوری - شنا کننده

اغریرث : /AQRIRAS/ کسی که گردونه اش در پبش می رود
- برادر افراسیاب که به سبب مخالفت با ایرانیان به دستور او کشته شد

اغش وهادان : ملک گیلان در زمان کیخسرو

افدستا : /AFDESDA/ ستایش عجیب و شگفت -ستایش نیکو

افرا : درختی است تنومند با برگهای پنجه ای که در باغها و جنگلهای معتدل می روید

افراز : بلندی - فراز - منبر - بردارنده -بلند کننده

افرازه : شعله ی آتش -فتیله

افراسیاب : فراسیاک -
- شخص هراسناک
- پادشاه بنام تورانی که مدتهای دراز در ستیز با ایرانیان بود تا اینکه به دست کیخسرو کشته شد

افراشته

افراواک :/AFRAVAK / از نیاکان جمشید شاه

افراه : پرسیدن

افراهام : /AFRAHAM/ ابراهیم

افراییم : /AFRAYIM/ پسر دوم یوسف

افرند : /afrand/ اورنگ - زیبایی - تخت - سریر پادشاهی

افروخته :

افروز :

افروزه:

افروشه : آفروشه

افروغ : فروغ

افری : /afri/ آفرین - فری
دختر سیامک بن مشی بن گیومرث

افریدون :فریدون

افزا :

افزود :

افزون : بسیار
- یکی از سپهسالاران شهر خاور در داستان سمک عیار

افسا : /afsa/ افسونگر -جادوگر

افسان : /afsan/ افسانه - سرگذشت
- آهن یا سنگی که کارد و شمشیر را بدان تیز کنند

افسانه :

افسر : دیهیم - تاج - کلاه شاهان
- درجه ای در ارتش
- فرمانده - سالار

افسون :

افشار : فشار - فشار دهنده
- طایفه ای از ترکان چادر نشین که در بیشتر خاک ایران پراکنده اند و خاندان افشاریه از این طایفه اند .

افشان : ریزان
- از صفات زلف خوبان

افشره : شیره ی هر چیز - افشرده شده

افشک : /afshak/ شبنم - ژاله

افشه : گندم نیمه کوفته - افروشه

افشین : لقب پادشاهان اسروشنه

اکوان : گیاه ارغوان
- دیوی است که به دست رستم کشته شد
- شاید گویشی از اکومن اندیشه ی پلید باشد

البرز :

الکوس : /alkus/ پهلوانی تورانی که به دست رستم کشته شد

الماس : از سنگهای قیمتی
- کنایه از تیغ
- شمشیر
- آبگینه
- مردم چابک
- دندان

الوا : /alva/ صمغی است تلخ
- پهلوانی زابلی که نیزه دار رستم بود و به دست کاموس کشته شد
................................................................................

الوند : تیز و تند
اروند
نام کوهی در همدان
رودی که به سوی قصر شیرین جاری می شود

الیاس : ایلیا پیامبر یهود در زمان آخاب و ایزابل
الیسع شاگرد وی بود
در اسلام او را در شمار چهار پیامبر جاوید میشمارند
نام نظامی گنجوی از شاعران بنام سده ی ششم

امشاسپند : جاویدان پاک

امیت : /OMIT/ امید
- از ایرانیان زردشتی هم دوره ی عباسیان که پسر وی آثروپات کتاب معروف دینکرت را نگاشت

امیدک : آرزوی زیبا

امید وار :

اناهیتا : اناهیته - اناهید

انجام : پایان

اندرز : پند - وصیت

اندر یمان : از مبارزان تورانی که در جنگ دوازده رخ به دست گرگین کشته شد

اندیش :

اندیشمند :

اندیشه : فکر
- بیم ترس - اضطراب
.............................

انگاره : پندار - گمان -
- داستان - سرگذشت
- اندازه - مقیاس
- حساب - دفتر حساب

انگیزه : سبس - باعث - موجب

انوش : بی مرگ

انوشروان : دارای روان جاوید
- لقب خسرو نخست شاهنشاه نام ور ساسانی

انوشک : انوشه

انوشزاد :
- فرزند خسرو پرویز ساسانی از معشوقه ی مسیحی خود

انوشیروان : دارای روان جاوید
- خسرو پسر قباد بزرگترین پادشاه ساسانی

انیران: برون از مرزهای ایران - بیگانه
روشنایی بی پایان
- روز سی ام هر ماه خورشیدی
- ایزدی در دین زرتشتی نماد بزرگی و شکوه اهورا و نگهبان روز 30 هر ماه خورشیدی

اوخواست : /okhast/ از پهلوانان تورانی

اورمزد : : ستاره ی مشتری
- پسر زاده ی اسفندیار (نوه ی پسری ) -پسر بهمن
- روز نخست هر ماه خورشیدی
- اهورا مزدا : خدای بزرگ ایرانیان باستان

اوروند : /orvand/ فر -شکوه - شوکت
- مکر - فریب

اورنگ : تخت و سریر پادشاهی
- فر و شکوه
- مکر - فریب
- از پهلوانان ارمنشاه در داستان سمک عیار

اوریا : عبری - چهار تن به این نام بودند -
- مشهورترین آنان فرمانده ی لشگر داود بود که زنی زیبا داشت و در جنگ کشته شد .داود پس از آن با آن زن ازدواج کرد

اوژن : اوژننده - افکننده - اندازنده - کشنده /ozan/

اوستا : نان کتاب مقدس ایرانیان باستان و زرتشتیان
- دانش - اساس - بنیاد
- پناه - یاوری

اولاد : پهلوانی تورانی فرماندار بخشی از مازندران
- دیوی که رستم او را در هفتخوان در بند کرد

اومیدوار : امیدوار
- اومیدوار بن لشگر ستان از سرداران مازندران در قرن سوم ه بود

اهرا : پهلوی _ پارسا

اهرم : رودی است که از دهستان شهرستان بوشهر می گذرد

اهرن : /ahran/ داماد قیصر روم و برادر زن گشتاسپ شاه

ایاز : /ayaz/ در گویش گیلانی شبنم - نسیم مرطوب و خنک که به شبنم تبدیل شود
.................................................................................................

ایختوویگو: /ixtovigu/ آژی دهاگ - آستیاگس - آخرین پادشاه ماد -ایشتوویگو

ایران : نشیمگاه ایرانیان

ایران بانو :

ایران دخت :

ایران مهر :

ایرانه : دهی از دهستان سامنه شهرستان ملایر

ایرج : منسوب به آریا
- نام رودیست که از روستای ایرج شهرستان بجنورد می گذرد .
- پسر کوچکتر فریدون که به دست دو برادر خود سلم و تور کشته شد .

ایرمان : /irman/ مهمان -میهمان

ایزد : پرستیدنی
- خداوند - یزدان
- امشاسپندان

ایزد بخش : خداداد

ایزد گشسب : دارنده ی اسب نر ایزدی
- از امرای بهرام چوبینه

ایزد یار : آنکه خداوند یار اوست

ایزا : /iza/ کامیابی

ایلا : پهلوانی از لشگر افراسیاب

ایلام : یکی از استانهای غربی ایران و نام شهر مرکز آن استان

ایلکا : در گویش لارستانی - آویزان - معلق

ایندرا : ایندره - سنسکریت

یکی از خدایان آریانهای قوم هند و ایرانی که مورد پرستش هندوان بود
- سلطان آسمان
- رب النوع رعد و آورنده ی بارانهای فراوان و حامی آریاییان
- خانم ایندرا گاندی دختر جواهر لعل نهرو و نخست وزیر فقید هندوستان



پایان حرف آ-ا

_________________
آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
محل سكونت: تهران

Elaheh
هموند عادی

وضعيت: آفلاين
12 خرداد ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 6
امتياز: 12
تشکر کرده: 0
تشکر شده 4 بار در 3 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 12 خرداد ماه ، 1389 16:02:53    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

سپاس از زحماتت بانو
_________________
من اگر بر خیزم تو اگر بر خیزی همه بر می خیزند
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از Elaheh تشکر کرده اند niloofarmehrzamin
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ادب و سروده

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir