donyayeshirin هموند ویژه وضعيت: آفلاين 25 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 176 امتياز: 0 تشکر کرده: 21 تشکر شده 48 بار در 33 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 18 اسفند ماه ، 1388 12:11:34 موضوع مطلب: من و غار رئیس
خورشید آرام و آرام پشت ابرها ناپدید می شد و آسمان به رنگ نارنجی خوش رنگی در آمده بود، چیزی بین قرمز و زرد.شاید هرگز نتوانی در هیچ جعبه مداد رنگی آن را پیدا کنید . بعد از دیدن آبشار نیاسر و دیدن منظره های زیبا و دلنشین از شهر نیاسر به سمت غار روانه شدیم.
درگاهی اول زیاد کوتاه نبود با نیم خیزی می توانستی به درون غار بروی ، پیرمردی در گوشه ای نشسته بود ودرودی گفتم و وارد شدم ، لبخندی زد و با کلامی دلنشین گفت بیا دخترم بیا و ببین نیکان ما چه کرده اند....
جایی پیدا گردم و نشستم .یکی یکی دوستان وارد غار شدند .سکوت خاصی در قسمت ورودی غار حکمفرما بود .دور تا دور غار نوار باریکی از نور زرد رنگ وصل بود که شاید بتوان گفت اندکی از فضای ترس آور و تاریک غار را روشن کرده بود.
نشسته بودیم و تا سقف فاصله داشتیم اما نیم خیز که می شدیم سرمان با سقف غار همسو می شد .کم کم از گرمای بدنمان کاسته می شد و هوا رو به سردی می رفت.
پیرمرد گفت و گفت و گفت.
سخنانش شیرین و زیبا بود و خبر از دانایی او می داد . از خاطرات گذشته گفت ، از بوجود آمدن میترا و آب و ناهید و .....
از بوجود آمدن غار به دست انسان و اینکه انسان چی بود و از کجا به دست آمده است ....
در آن لحظه بود که دوست داشتم بیشتر و بیشتر راجع به ایران باستان و آیینهایش بدانم و ای کاش قبل از این مطالعه ای داشتم.
افسوس در آن لحظه مجاز نبود و من آمده بودم اما با سبدی خالی از گل....
پس از اندکی توضیحات و سئوالات پی در پی یکی از همسفران ، که خبر از آگاهی او از به دینان می داد عازم راهی سخت هرچند ساده شدیم.
اين غار معبد ميترا بوده است و پيدايش آن به دوره اشكانيان (پارتها) مرتبط می باشد.
در اتاقک بعدی غار در سمت راست اتاق سوراخی به قطر 50 سانتی منتر کنده شده بود و همه مردد پایین رفتن بودند و بعضی از افراد با اینکه تور لیدر تذکر داده بودند که مسیر درون غار نیایند ازجمله خود شخص من با جسارت تمام احساس کردم اگر دیدنیهای غار را از دست بدهم دگر دیداری دوباره برای من پیدا نمی شود.
پس زمان را غنیمت دانسته و با خود زمزمه کردم " من می توانم..." قدم روی اولین پله آهنی نردبان گذاشتم و به سمت راهروهای پر پیچ و خم غار رفتم.تور لیدر گرامی درست می گفتند ، راه تنگ بود و کوتاه و پرپیچ و خم و من خسته .
گاهی اوقات می ایستادم و نفسی تازه می کردم تا مشکلی برایم پیش نیاید .بالاخره بعد از طی مسافتی خمیده خمیده راه رفتن به انتهای غار رسیدیم و آنجا پیرمرد شیرین سخن از وجود سنگ آسیابی به قطر 80 سانتی متر برای ما گفت و اینکه وجود اين سنگها در داخل غار تاريك و هيجانانگيز به منظور آرد كردن گندم نبوده است بلكه بر اساس آيين ميتراييسم در مراسم قرباني دادن استفاده ميشده است.
گفتگو ها تمام شد و ما راه آمده را برگشتیم ، به بیرون غار که رسیدیم هوا کاملا تاریک شده بود و من در عجب بودم که خدا چه خوب که ما را خمیده نیافریده است.
رفتن به غار از هیجان انگیز ترین سفرهایی بود که من در تمام سفرهایی که با پایگاه هخامنشیان داشتم.
امیدوارم قدرت این را داشته باشم که بتوانم در سفرهای دیگر از غارهای متفاوتی دیدن کنم.
کاربرانی که برای این ارسال از donyayeshirin تشکر کرده اند yazdan
محل سكونت: ایران زمین
Ariyadokht سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 19 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 401 امتياز: 1005 تشکر کرده: 522 تشکر شده 292 بار در 187 پست
محل سكونت: ایران زمین
ارسال شده در: سه شنبه، 18 اسفند ماه ، 1388 14:33:27 موضوع مطلب:
با درود بر بانوی کاوشگر شیرین!!
گردش زیبایی در غار رئیس داشتید و سپاس از اینکه ما هم به آن راه دادید!
امیدوارم تمام ایران زیبایمان را ببینید و از آن احساس شادی و غرور کنید.. _________________ همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد
کاربرانی که برای این ارسال از Ariyadokht تشکر کرده اند donyayeshirin
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 18 اسفند ماه ، 1388 18:58:28 موضوع مطلب:
درود بر شما
من شنیده ام معماری این غارها بر اساس عرفان میترایی است یعنی آنها همان وادی های عرفانی را به تجسم درمیآوردند روشن ساختن آن خیلی سخت اما آنها که هنوز نمیتوانستند تجربه های ذهنی داشته باشند با حرکت در درون این غارها و ریاضت کشیدن خود را در سیاهی های تو در توی غار به روزنه ی روشنایی میکشیدند. رسیدن به روزنه ی نور یعنی رسیدن به رستگاری
بسیار ناخوشنودم که برخی از گروه هایی که به این غارها میروند پسرها و دختر های جوان در تاریکی های این غار ها کارهای ناشایستی انجام میدهند قداست این غارها از مسجد بیشتر است آدم دردش را به که بگوید از این همه فقر فرهنگی !!! من نمیدانم چرا ملی گرایان نمی اندیشند که نیاکان ما فرهنگ بی بند و باری نداشتند براستی میدانید چه انسانهای وارسته ای در این غارها رفت و آمد داشتند اگر کسی اهل دل باشد هنوز صدای آنها را میشنود . تازه گزارش بی بند و باریشان را هم در تارنگار مینویسند خاک بر سرتان کند !!!
ببخشید ولی لازم بود !!!! _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
yazdan جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 700 امتياز: 1894 تشکر کرده: 981 تشکر شده 720 بار در 430 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 18 اسفند ماه ، 1388 23:36:02 موضوع مطلب:
درود
بانو شیرین
فرتوری از این غار نگرفته اید؟ _________________ یزدان صفایی-دبیر گروه تاریخ پایگاه پژوهشی هخامنشیان- دبیر گروه زبان و ادب ماهنامه الکترونیکی امردادنامه