niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 5 اسفند ماه ، 1388 00:43:20 موضوع مطلب: فرهنگ خاموش ایران باستان
به نام خداوند جان و خرد
واژه های ایرانی در زبان انگلیسی - نویسنده : دکتر محمد علی سجادیه - انتشارات نیشابور
از آن زمان که دانش ایرانیان و شرقیان به یاوری جنگهای صلیبی رو به سوی اروپا نهاد و آنان را به ترجمه و آموزش دفترهای ایرانی پرداختند زمانی نمی گذرد زیرا برای کشوری چون ایران که 4200 سال پیش دستگاه پالایش آب داشته است و قانون ظروف مرتبط را دست کم 400 سال پیش از لاپلاس میشناختند و 700 سال پیش از گالیله شکست نور و گذشت آن از شیشه برجسته و گرد آمدن پرتوهای آنرا در کانون یکدیگر در میان گذاشتند و 4000 سال پیش از اروپاییان "خرپا" را در ساختمان به کار میبردند و 1700 سال پیش با "کاید" پرواز کردند .
........
دانش آموز بیگناه ایرانی همینکه از مرز دبستان میگذشت شیمی را میبایست به زبان بیگانه بیاموزد , فرمول فیزیک نیز اینچنین است ,جبر و مثلثات و لگاریتم را پدیده هایی اروپایی به شمار آورد و در زمینه های اختراعات (نوآوریها) و اکتشافات مات زده ی کوششهای اروپاییان گردد و نویسندگان نا آگاه کتابهای درسی یک بار هم در دفترهایشان ننوشتند که جبر از ایران به اروپا رفت , مثلثات را یک ایرانی پدید آورد با پیشنهاد هایی که خوارزمی ایرانی کرد . لگاریتم در جهان پدید آمد . نام شیمی از کیمیای ایرانی گرفته شده است . از میکروب تباه کننده ی پیکر در اوستا یاد شده است و ایرانیان 2500 سال پیش آب را در سرزمین های ناشناخته میجوشانیدند و آنگاه می خوردند و برای پیشگیری از گندیدن خوراکی بدان نمک میزدند و نام پارسی میکروب "گند" است و گندزدایی شیوه ای آشنا برای کشتن میکروب بود .
...............
به جای نام آورانی بلند پایه ای چون جاماسب , بزرگمهر , خیام , ابن سینا , ابوریحان , خوارزمی , این فقیه , نامهای :
ماریت ,گیلو ,ساک , آت وود ,ارشمیدس و پاستور را خواند !!!!
ایرانیان که مثلثات را به جهانیان پیشکش کردند میبایستی به جای سینوس و کسینوس در فارسی "گریو:گریبان" و کسینوس " سایه " و تانژانت " گریو تمام " و کتانژانت " سایه ی تمام "
..............
ماشین در جهان باستان پیشینه ای دور دارد , در ایران با بهره وری از توان (انرژی ) آب و باد و نیروی کشش زمین ,ماشینهای گوناگون ساخته شده است و پیشرفته ترین ماشینه ها آن بود که در گردش یکنواخت به گردشی که کوبه میزد( تیدیل حرکت دروانی به حرکت رفت و برگشت )دگرگون ششد و نام این ماشین دنگ بود که دنگ آبی آن برای کوبیدن خرمن برنج و گندم به کار میرفت ...
...............
دیگر از ماشینهای پیشرفته ساعتهای بزرگ روز شمار و ماه شمار و سال شمار بود که گردش اختران دوازدهگانه و ماه و آفتاب نیز در آن گنجانیده شده بود و در برخی از این ساعتها که همگی به نیروی کشش زمین و نیروی آب کار میکردند . در هر ساعتی چراغی خاموش میشد و جنبش ها و کشش های بیشمار در آن به کار گرفته شده بود که برخی تا به 150 لنگر میرسید .
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند hakhamaneshian
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 9 اسفند ماه ، 1388 18:17:57 موضوع مطلب:
درود بر همگی
در این پست میخواهم همه ی واژگانی که در پیوند با آسیاب گندم با آسیاب آبی و دستی میباشد به گویش مردمان آبادی زِفرِه/ZEFEREH/ در دامنه ی کوه های اصفهان بپردازم :
با سپاس از جناب محمد حسن رجائی زفره ای
/ER/ (ار) : آسیاب
اروو /ERVO /: آسیابان
دندوایر : دندان آسیا
آرواره : فک (آسیا مانند)
هوه /HAVE/ : پارو - ابزاری که با آن ارد را در ظرف میریزند و نیز ابزاری که با آن برف را پارو میکنند
تورونه /TORUNE/ : حوضی ژرف که در کف آن سوراخی است و آب با فشار به چرخ میریزد ,تنوره
اردس /ERDAS/ : دست آس ,آسیا دستی
دول /DUL/ : مخزن گندم , گندم به آنجا میآید . لکره میلرزاند و گندم می افتد, در گویش قمی به آن دولاب میگویند و آن مجراییست از بام خانه تا جایی تاقچه مانندی که به مانند سوراخ بخاری درش فلزی است و هر گاه گندم بخواهند در آن را باز میکردند و با کاسه از گندم برداشت میکردند و جای خالی گندم از بالای بام هورا کِش میشد و جای خالی را پر میکرد به مانند جا برنجی های استوانه ای امروزی
ناژه /NAَZE/ : گلوی زیر مخزن - گندم به آنجا میآید . لکره میلرزاند و گندم میافتد .
لکره /LEKERE/ : از یک سو به سنگ میخورد و میلرزد و از ناژه گندم میریزد .
دنه /DENE/ : آرد بسیار نرم ,گردی که پیرامون مینشیند .
آرت : آرد
اوموته : دو گونه غله یا حبوبات آمیخته شده و آرد شده به مانند : گندم +ذرت , جو +گندم
لا : هرز آب ,آبی که از آن بهره برداری نمیشود :
کاربرد :
1 - زمانیکه آب از جای دیگر برود و به آسیاب نرود
2 - آبی که در زمستان برای کشاورزی نیاز نیست و آن را رها کنند .
3 - اولا /OLA/ : سیل , سیلاب
قمه : سوراخی که آب از تنوره بیرون میرود
و نیز :
سوراخی که آب استخر خارج میکنند .
بره /BERE/ : چهار چوبی که تخته ای در آن است و در جوی آب گذارند و جلوی آب را بگیرد .
جویی که آب به تنوره میرسد - پره - دارد - که سنگ و خاک و ... همراه آب به تنوره نرود و روزنه را نبندد .
واره /VARE/ :همان سنگ و شن و خاک است که همان بهره برداری از آن میشود _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !