
donyayeshirin
هموند ویژه

 وضعيت: آفلاين 25 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 176 امتياز: 0 تشکر کرده: 21 تشکر شده 48 بار در 33 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 8 اسفند ماه ، 1388 15:58:41 موضوع مطلب: وجه تسميه و پيشينه تاريخي قزوین |
|
|
قزوين را در نوشته هاي قديمي؛ شهر باستاني "آرساس" يا "آرساسيا" و در تاريخ يونان شهر قديمي "راژيا" ناميده اند. قرار گرفتن آن بر سر راه "جاده ابريشم" سرنوشت قزوين را با فراز و فرودهاي تلخ و شيرين گره زده است. تاريخ نگاران ايرانی و عرب عقيده دارند كه واژه «قزوين» از جمله «اين كش وين» گرفته شده است، به اين شرح که وقتی سركرده سپاه كسرا به هنگام نبرد، در صف لشكريان خود خللی ديد، با عبارت «اين كش وين» (يعنی به آن كنج بنگر) زيردست خود را مأمور رفع خلل كرد و در نتيجه سپاهيان او پيروز شدند. آن گاه در آن محل؛ شهری بنا كردند و آن را «كشوين» ناميدند و در دوره اسلامی، عرب ها، اين واژه را معرب كرده و آن را «قزوين» ناميدند. عقيده يونانيان دراين مورد بر اين است که پيش از دوران هخامنشی، مردمی كه آن ها را «كاسی» يا «كاسيت» می ناميده اند، در كرانه باختری دريای قزوين می زيستند كه به گفته بعضی از تاريخ نگاران يونانی و آريايی جزو نژاد «ميت تانی» به حساب می آمدند. گفته مي شود اين قوم مدت ها پيش از مادها به ايران آمده و قرن ها در كرانه باختری دريای كاسپين (خزر) استقراريافته بود. نام قزوين نيز از نظر آنان، از نام دريای كاسپين گرفته شده است.
در مورد وجه تسميه نام قزوين نظر ديگری نيز وجود دارد. گفته می شود كه كوهستان های شمالی قزوين همواره زيستگاه مردمان سركش بوده و آبادی های دشت قزوين پيوسته دست خوش تاخت و تاز و تاراج طايفه های گوناگون قرار داشته است. به فرمان حاكم وقت، برای جلوگيری از تاخت و تاز كوه نشينان، يك دژ درمدخل كوهستان شمالی قزوين و دژ بزرگ ديگری برای استقرارسپاهيان در محل كنونی قزوين بنا كردند. اولی را «دژ بالا» و دومی را «دژ پايين» ناميدند که با گذشت زمان، نام «دژ پايين» دچار دگرگونی شده و به «دژپين»، «گژوين» و سپس «كشوين» تبديل شده است. در دوران شاپور ذوالاكتاف قلعه ای - در جای همان دژ - بنا كرده و همان کشوين ناميده شد. اين نام در دوره اسلامی معرب شده و به قزوين تغيير يافته است. در نظر ديگري گفته شده قزوين در اصل «كزوين» و مركب از «كزو» به معناي پسته و «ين» به معناي شهر- شهر پسته- بوده و بعد ها معرب شده و به قزوين تبديل شده است.
بر اساس اسناد و مدارك موجود، قدمت و تاريخ منطقه قزوين، به دوران حكومت مادها در قرن نهم پيش از ميلاد می رسد. كاوش ها و يافته هاي باستان شناسي در دشت قزوين، نشان گر مرحله يك جانشيني و كشاورزي در هزاره هفتم پيش از ميلاد و برخورداري ساكنان آن از صنايع اوليه و نظام اجتماعي است. منازل مسكوني، معبد، كارگاه هاي صنعتي، اشياي زينتي، مجسمه ها، انبارهاي غله و... از تمدن دير پاي مردمان اين ناحيه در هزاران سال پيش حكايت دارند. درآن زمان، ناحيه كوهستانی جنوب و جنوب باختری قزوين، جزيی از قلمرو مادها به شمارمی رفت كه همواره مورد تاخت و تاز اقوام و قبايل مختلف، از جمله اقوام ديالمه طبرستان، قرارمی گرفت. مؤلف «مرآت البلدان» بانی قزوين را شاپور ابن اردشير بابكان دانسته که شهر را جهت مقابله با حملات و سركشی های ديلميان ساخته و «شار شاپور» ناميده است.
قزوين دردوره های پيشين، از مراكز مهم تمدن ماقبل تاريخ بوده و شامل سرزمين های ميان شهريار، جلگه ری و دشت قزوين بوده است. بررسی های به دست آمده از تپه سگزآباد بويين زهرا، نشان دهنده زيستگاه های انسانی متعددی در هزاره های پيش از ميلاد است. هم چنين دريک کيلومتری جاده كرج به قزوين، تعدادی تپه باستانی کشف شده كه تا حدی وضعيت زندگی اقوام اين ناحيه را در حدود هزاره چهارم قبل از ميلاد روشن می سازد. آثار و اشياء به دست آمده در سگزآباد قزوين، مربوط به دوران نو سنگی و ماقبل تاريخ است. ناحيه قزوين دردوران ماد، آباد بوده و در دوره هخامنشی ها مردان ناحيه قزوين، به دليری شهرت داشته اند. پيرنيا از مردمانی به نام «مرد» در ناحيه قزوين ياد می کند که از فرستادن نماينده به نزد اسكندر و اظهار اطاعت خودداری كردند.
روند شهرسازي و گسترش مناطق مسكوني در قزوين، پس از ورود اسلام به اين سرزمين در سال 24 هجري شتابي دو چندان گرفت و در مدتي كوتاه به عنوان « باب الجنه» يا «دروازه بهشت» ناميده شد. به روايت بلاذري در فتوح البلدان سعيدبن عاص بن اميه در سال هاي پيش از 35 هجري؛ قزوين را « شهري استوار و آباد» مي كند و ورود چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهي ربيع بن خثيم در سال 36 هجري با فرمان اميرالمومنين علي(ع) سيماي قزوين را دگرگون مي سازد.
اقدام محمدبن سنان عجلي در حدود سال 90 هجري گام بزرگ ديگري در توسعه شهر محسوب مي شود و زمينه ساز ساخت دو شهرك مهم « مباركيه و مدينه موسي» در كنار شهر كهن قزوين در سال هاي پيش از 169 هجري مي شود. به دنبال سفرهارون الرشيد در سال 192 هجري به ايران ، به دستور وي مسجد جامع عتيق قزوين بنا شده و بارويي گرداگرد شهرك هاي اقماري پيرامون قزوين كشيده مي شود و چنان كه ابن فقيه همداني و رافعي گزارش كرده اند، كلان شهر قزوين شكل مي گيرد.
وسعت قزوين در سال 253 هجري را مي توان از روايت تاريخ گزيده دريافت كه پس از بركشيدن حصار شهر توسط موسي بن بوقا، داراي دويست و شش برج و هفت دروازه بوده است. تعمير باروي شهر درسال 373 هجري به وسيله صاحب بن عباد – وزير دانشمند آل بويه – و بناي صاحب آباد در شمال خاوري شهر، بازسازي آن در سال 411 توسط امير شريف ابوعلي جعفري، اقدامات گسترده عمراني امير خمارتاش عمادي در دهه نخستين سده ششم و ساخت باروي تازه اي از آجر به سال 527 نشان از توسعه دايمي منطقه دارد.
انتخاب الموت به عنوان مركز اسماعيليان نزاري و چالش هاي فرهنگي ، سياسي و نظامي مربوط به آن ، منطقه قزوين را حدود 200 سال به كانون اصلي رويدادهاي مهم كشور تبديل كرد و بارها شاهد لشكركشي هاي ميليوني و آثار ويران گر آن بود. هرچند اميران سلجوقي ناگزير از فعاليت هاي عمراني نيز بودند و آثار پراكنده سلجوقي در جاي جاي استان نشان گر اين نكته و گسترش قزوين در قرن ششم هجري است .
مولف «آثار البلاد» قزوين را در آغاز قرن هفتم – پيش از حمله مغول –چنين توصيف كرده است: « شــهري بسيــار بزرگ و پر جمعيت است. در دشتي بسيار پهناور و هموار بنا شده و مهندسان در بناي شهر نقشه اي كشيده اند كه نظيرش وجود ندارد. زيرا دو شهر است يكي در آغوش ديگري آرميده. شهر كوچك را كه در وسط قراردارد شهرستان مي نامند كه براي خود دروازه و بارو دارد. شهر بزرگ تر كه پيرامون شهرستان واقع شده داراي برج و باروي ديگري است. باغستان ها و تاكستان ها گرداگرد باروي خارجي شهر دوم را فراگرفته و پس از آن كشت زارهاي سرسبز دو شهر را در بر دارد و دو رودخانه ديزج و ارنزك از آن مي گذرد»
وسعت اين شهر درهنگامه حمله ويران گر مغول به ايران به حدي رسيده كه به گزارش مستوفي در ظفرنامه افزون از يك ميليون نفر جمعيت داشته است. شهر قزوين در دوره ايلخاني پس از ركودي نسبي دوباره زندگي خود را باز مي يابد و چنان كه جهانگردان آورده اند در زمان تيموريان پس از سمرقند بزرگ ترين و آبادترين شهر ايران بوده است.
انتخاب قزوين به عنوان پايتخت صفويان درقرن دهم علاوه بر بازنمايي اهميت شهر، دوره درخشاني از عمران و توسعه شهري را رقم مي زند كه درآثار سفيران و بازرگانان غربي كه به ايران آمده اند؛ مشهود است. طراحي و ساخت نخستين خيابان ايراني، چهارباغ ها، ميدان ها، كاخ ها، مدارس، مساجد، بوستان هاي شهري و … كه به الگويي براي شهرسازي در سراسر ايران تبديل شد؛ از اين منطقه آغاز مي شود. حتي انتقال پايتخت در قرن يازدهم نيز رنگ فراموشي به آن نمي زند و تا پايان دوره افشاريان شاهد سازه هاي فراواني در جاي جاي شهر هستيم كه عمارت باشكوه ايوان نادري از آن جمله است.
در سراسر دوره قاجاريه، قزوين به عنوان يك منطقه حاكم نشين مستقل مرتبط با پايتخت مطرح بود و با وجود ركود نسبي اقتصاد و فرهنگ در آن دوره از اندك مراكز پر رونق ايران به شمار مي رفت.
پايداري قهرمانانه مردم اين سامان در برابر هجوم سپاه مغول و يورش ويران گر تيمور، به ويژه وارد كردن نخستين شكست به مهاجمان افغاني دردشت قزوين پس از سقوط اصفهان از نقش انكار ناپذير قزوينيان در تاريخ ايران حكايت دارد. مشاركت مردم قزوين در نهضت ضد استبدادي مشروطه سر آغاز فصل نويني در تاريخ معاصر ايران است كه تا انقلاب اسلامي تداوم مي يابد. پس از بي مهري هاي دهه هاي گذشته و تخريب بناهاي شكوهمندي هم چون ايوان و حياط نادري، عمارت خورشيد، عمارت ركنيه، دروازه ها و … ، رفته رفته استان قزوين به سوي عمران شهري گام برداشت واين روند با استقرار تشكيلات استاني به بعد شتابي بيش از پيش گرفت. |
|