donyayeshirin هموند ویژه وضعيت: آفلاين 25 ، 1388 تعداد ارسالها: 176 امتياز: 0 تشکر کرده: 21 تشکر شده 44 بار در 30 پست
ارسال شده در: ، 12 ، 1388 12:54:55 موضوع مطلب: سفال نخودي منقوش با نقش سياه
در هزاره پنجم قبل از ميلاد به موازات توليد وساخت ظروف سفالي بازمينة قرمز و نقوش سياه كه در سراسر مناطق مركزي و شمال و شمال شرق
ايران تا سيستان و بلوچستان رواج داشت، نوعي سفال نخودي با نقش سياه كه خوب پخته شده و نقوش آن داراي مفاهيم گوياتري بود در دشت
خوزستان و جنوب و جنوب غرب متداول شد و به ساير نقاط نيز راه يافت؛ طوري كه در تپه حصار دامغان در شمال شرق ايران اين سفال در نهايت
زيبايي ساخته ميشد. دقت در پخت ظروف نخودي منقوش و اشكال و نقوشي كه با نوعي رنگ مشكي يا قهوه اي از جنس رنگهاي اكسيدي به
صورت برجسته و لعابي بر بدنة ظرف خودنمايي مي كرد موجب شد كه اين سفال جنبة كالايي ارزشمند براي داد و ستد يافته، ارزش تجارتي پيدا
كند. ضمن بررسي اين نوع سفال به معرفي مكانهايي مي پردازيم كه اين سفال در آنها به دست آمده است.
1897 ) شروع كرد. در لايه هاي زيرين شوش كه متعلق ) 1. شوش. بررسي و كاوش شوش را اولين بار دمورگان در سال 1276
به قبرستاني از دوره شوش اول است، در ارتفاع 4 تا 6 متري سفال نخودي منقوش به دست آمد. در بين دو هزار قبري كه در
شوش كشف شد تقريبا چهار هزار ظروف سفالي به دست آمد كه از اين تعداد دو هزار و پانصد عدد آن منقوش بود. معمولا از
هر قبر سه تا چهار و گاهي پنج ظرف به دست آمده كه مجموع آنها به عنوان ظروف دوره شوش اول تاجگذاري شده است.
اين ظروف به شكل آبخوريهاي باريك و بلند ( جام يا ليوان) ،ظروف پايه دار ، كاسه و كوزه هاي كوچك دسته دار و بدون
دسته است كه بعضي از كاسه ها علاوه بر داخل از بيرون نيز منقوش است. نقوش متداول اين دره طرحهاي هندسي و خطي
است كه شبيه اشكال هندسي ظروف تل عبيد در بين النهرين است. نقش حيوانات نيز حالت غير واقعي دارند؛ مرغان با گردني
بلند و بزهاي كوهي با شاخهاي بلند و كمر باريك ترسيم شده، طوري كه بدن حيوان به دو مثلث تبديل شده است. به نظر
محققان اين گونه نقاشيها، مرحله ابتدايي خط تصويري بوده و سفالگر از ترسيم نقوش به اين شيوه منظور خاصي داشته و
مطلبي را بيان كرده است. در اين دوره سفالگران از لحاظ ساخت ظروف نازك پوست تخم مرغي نهايت دقت را معمول داشته
و مبادله اين ظروف در بين النهرين درغرب و در دره سند در تمدنهاي موهنجودار و در شرق ديده شده است.
1903 ) آن ) 2. تپه موسيان. اين تپه در فاصله يكصد و پنجاه متري شرق شوش قرار گرفته است و گوتيه و لامير در سال 1282
را كاوش و بررسي كردند. سفالهاي اين تپه از لحاظ ترسيم نقش انسان اهميت بسيار دارد. دراين تپه سه نوع سفال نخودي
منقوش با نقش سياه به دست آمد: الف) ظروف سفالي شبيه ظروف شوش اول؛ ب) نوعي ظروف كه به ظرافت نوع اول نمي
نامگذاري كرده اند و ج) « ب » رسد و از نظر نوع نقاشي و تزيين نيز با ظروف نوع شوش متفاوت است و آنها را شوش اول
سفالهاي شبيه شوش دوم.
در مجموع، سفالهاي تپه موسيان با سفالهاي آنو در شمال شرق ايران قابل مقايسه است و اين موضوع اهميت داد و ستد و مبادله سفال
نخودي منقوش را به عنوان كالاي تجارتي بخوبي نشان مي دهد. نمونه بسيار زيبايي از سفالهاي تپه موسيان كه با نقش انسان تزيين
شده است و در موزه لوور نگهداري مي شود حالت ايستادان افراد در كنار يكديگر است كه بيانگر مراسم بومي و رقص محلي است.
گسترش فن سفال نخودي منقوش به منطقه فارس بيش از ساير مناطق بود و سفال نخودي فارس نيز بيش از هر جاي ديگر بر
سايرمناطق تاثيرنهاد. به طور كلي مي تان گفت از هزاره پنجم تا هزاره دوم ق.م اين سفال غالب و رايج بوده است.
3. تل باكون. اين تپه را كه در دو كيلومتري جنوب غرب تخت جمشيد قرار دارد هر تسفلدار از طرف موسسه شرقي شيكاگو و
به I سپس لانگستروف حفاري كردند. در طبقه دوم باكون سفالهاي ظريف نخودي منقوش به نقش ساه قابل مقايسه با شوش
دست آمد. اين ظروف به شكل ليوان يا آبخوريهايي به شكل مخروط وارونه يا قيفي و سبوهاي زرگ بود كه از ويژگيهاي آنها
مي توان به ظرافت و درشتي نقش آنها كه عموماً نقشهاي تجريدي و غير واقعي بوده و كمتر نقوش هندسي و حيواني است،
اشاره كرد.
4. تل شغا. اين تپه كه در 12 كيلومتري جنوب غربي تخت جمشيد واقع است، در سال 1320 به همت محمود راد، مدير بنگاه
علمي تخت جمشيد حفاري شد. آثار به دست آمده از تل شغا درطبقه زيرين سفالهاي نخودي منقوش با نقش قهوهي اي مايل
- 2500 ق.م است و درطبقه مياني، سفالهاي نخودي منقوش متعلق به 2500 – به قرمز روشن بود كه تاريخ آنها بين 3000
2200 ق.م بود ظروف اين طبقه به شكل آبخوري، ظروف پايه دار و ظروف مكعبي است كه رنگ نقش آنها سياه و موضوع آن
. (5-10 ،5-9 ،5- بيشتر اشكال هندسي، حيوانات و نقش مرغان بركه اي است ( تصوير، 8
5. تل جري. اين محل كه متشكل از دو تپه نزديك به هم است در 12 كيلومتري جنوب تخت جمشيد قرار گرفته و مك كان
ناميده شده، ظروف سفالي ظريفي به دست آمده است كه از لحاظ نقش و « الف » كاوشگر آن بوده است. از تپه اول كه جري
ساخت قديمي تر از باكون به نظر مي رسد. از قابل توجه ترين نوع اين ظروف، ظرفي به شكل ميوه خوري پايه دار است كه
30 سانتيمتر بلندي دارد، پايه آن مخروط ناقص و مجوف است و بدنه پايه داراي سوراخهاي متعدد است كه با رنگ سياه دور
سوراخها به شكل دايره نقاشي شده.
از ديگر ويژگيهاي سفال نخودي منقوش مكشوفه از تل جري نقش انسان است كه در حال اجراي مراسم يا رقص دسته جمعي يا به قول
برخي محققان در حال اجراي مراسم برداشت محصول، بر برخي ظروف ترسيم شده و قابل مقايسه با سفال سيلك سوم است. تل جري
كه كمي دورتر از تپه اولي است، قديمي ترين تپه جلگه مرودشت محسوب مي شود و نوع سفالهاي مكشوفه گرچه نخودي ، « ب »
منقوش است، داراي خمير مخلوط با كاه، ظاهري خشن، رنگ نخودي مايل به زرد و دست ساز است. ظروف دهانه گشاد وتشتكها با
طرحهاي هندسي و خطوط موازي و افقي و زيگزاگ تزيين يافته است.
6. تل كفتري. سفالهاي نخودي منقوش اين تپه شباهت زيادي به سفالهاي شوش دارد و نقش روي سفالها به رنگ مشكي و
ازلحاظ موضوعي شبيه نقوش تل باكون است. اين تپه در منطقه فارس در شمال درياچه تبريز در ناحيه معروف به هفت بلوك
قرار دارد.
7. تل تيموران. تپه تيموران معروف به تل تيموران در يك كيلومتري غرب قصبه كوشك از توابع ارسنجان واقع شده است. تل
1955 ) و اندنبرگ حفاري كرد و در طبقه دوم آن سه نوع سفال - 1951 ) 1330 – كفتري و تپه تيموران را در سالهاي 1324
شناسايي نمود: الف) سفال نخودي مايل به خاكستري با نقش سياه و خطوط موازي روي گردن و شانة ظرف ؛ ب) سفال
نخودي مايل به خاكستري نزديك به قرمز كه خوب صيقل داده نشده و با نقش قهوه اي تيره و سياه تزيين شده است.
8. تپه گيان.اين تپه در جنوب غرب شهر نهاوند واقع شده و در آن پنج طبقه تمدني شناسايي كرده اند كه طبقه چهارم آن داراي
سفال نخودي منقوش است. خمير اين نوع سفال، زرد كمرنگ مايل به نخودي و موضوع نقوش آن خطوط افقي، شاخ وبرگ،
خورشيد و نقش مرغان است. نقش مرغابي كه داراي دو سر و چند پا هستند روي ظروف اين طبقه تكرار شده كه به دليل
شباهت آن به شانه، نقش شانه اي نيز ناميده شده است. در نقشي كه يك مرغ را روي نوك مثلثي نشان مي دهد، اين مثلث
به كوه تعبير شده و احتمالاً اين مرغ از نوع مرغان كوهستان است.
9. گودين تپه. اين تپه را كه در 12 كيلومتري شرق كنگاوري واقع شده كايلريانگ حفاري كرده و در آن هفت طبقه از 5500 ق.م تادوره
هخامنشي شناسايي و تاريخگذاري شده است. اين طبقات كه مبين تغييرات تكنيكي و پيشرفت هنر سفالگري است، از اين قرار است:
طبقه اول) لايه هاي سطحي و مضطرب
طبقه دوم) سفالهاي معمولي خشن، ظريف و صيقل داده شده مربوط به دوره ماد و هخامنشي؛
طبقه سوم) سفالهاي خاكستري صورتي و قرمز مربوط به دوره سفال خاكستري و عصر آهن و سفالهاي نخود منقوش؛
طبقه چهارم) سفال خاكستري تيره و صورتي روشن مزين به نقوش هندسي كنده و داغدار؛
طبقه پنجم) سفال نخودي سده به رنگ روشن مايل به سفيد؛
طبقه ششم) سفال منقوش با نقوش هندسي همزمان با گيان پنج؛
طبقه هفتم) سفال قرمز و آجري با خمير نخودي دست ساز از نوع زاغه.
- 5 تا 3 - كه از لحاظ تزيين شبيه ظروف لرستان و گيان است، توجه كنيد به شكل 1 III براي آشنايي بيشتر با سفالهاي مكشوفه از گودين
5 در پايان همين فصل.
1931 ) گيرشمن ) 10 . تپه جمشيدي. در 25 كيلومتري شمال شرقي اليشتر و در 30 كيلومتري هرسين واقع شده و درسال 1310
و كنتنو آن را حفاري كردند. در اين تپه كه بيش از 10 كيلومتر با تپه گيان فاصله ندارد سفالهاي نخودي منقوش شبيه گيان به
دست آمده است.
11 . تپه بدهور. اين مكان در دشت اسد آباد به فاصله 55 كيلومتري شمال تپه گيان واقع شده است. در طبقات فوقاني آن سفال
خاكستري و سياه وقرمز بدون نقش به دست آمده و در طبقات مياني در قبور مكشوفه سفالهاي مشابه گيان 2 و 3 و در طبقه
پايين چند قطعه سفال شبيه گيان طبقه 4 شناسايي شده كه سفالهاي نخودي منقوش ، متعلق به همين طبقه است. به طور
كلي سفالهاي نخودي منقوش تپه بدهور شبيه سفالهاي تپه جمشيدي و گيان است.
1932 ) گروه فرانسوي به سرپرستي گيرشمن آن ) 12 . تپه سيلك. در داخل شهر كاشان كنار جاده فين قرار دارد و درسال 1311
را حفاري كردند. سفال نخودي منقوش مكشوفه در سيلك متعلق به تپه شمالي است كه تاريخ آن حدود 4200 ق.م است. اين
نوع سفالها به رنگ سياه مات است و در اواخر دوره به قهوه اي نزديك به سياه مايل مي شود. سفال نخودي منقوش سيلك
به موازات سفالهاي قرمز منقوش با نقش سياه توليد ميشود ولي از لحاظ كميت مقدار آن كمتر است. تزيين سفالهاي قرمز
منقوش ابتدا به صورت نوار پهن افقي هاشوري و مثلثهاي هاشور زده و خطوط راست يا دندانه دار است؛ نقوش خطي عمودي
از زير مثلثهاي هاشورزده در اطراف دهانه ظرف شروع مي شود در فاصله طبقات سيلك اول تا سوم سفالهاي نخودي منقوش
به دست آمده، ليكن بتدريج رنگ سفالها روشنتر شده و در سيلك سوم هر دو طرف ظرف منقوش مي شود و تزييناتي نردباني
پديدار مي شود. اين تزيينات در داخل ظرف به صورت خطوط موازي دو تايي، سه تايي و چهار تايي است كه با خطوط
عمودي نازك و پهن، جناغي يا دايره اي سياه به يكديگر مربوط مي شود. اين تزيين كه تقليدي از طرحهاي سبدي و حصيري
است به صورت شيوه اي متداول رواج مي يابد.
13 . تپه حصار. اين تپه را كه واقع در سه كيلومتري شهر دامغان است، اولين بار دكتر اريك اسميت از دانشگاه پنسيلونيا حفاري و
چهار دوره مهم در آن شناسايي كرد . سفال نخودي منقوش در دوره اول حصار به دست آمده است. اين حصار داراي سه لايه
داراي رنگ قهوه اي روشن IB نامگذاري شده است. سفال نخودي منقوش در حصار IC وIB ،A تمدني است كه حصار
روي زمينه نخودي است و روي آن نقوش حيوان مانند بزكوهي و پرندگان و نيز انسان در حالتهاي مختلف ترسيم شده است؛
به طور مشخص نقوش بزكوهي و اشكال هندسي روي سفال IC چرخ ساز است. در حصار III سفالهاي اين دوره مانند سيلك
تقريبا منحصر به كاسه هاي كوچك مخروطي شكل و كاسه هاي پايه دار است. I متداول است. به طور كلي سفالهاي حصار
نقوش در ابتدا طرح هندسي يا خطوط موازي يا منحني يا مثلث است و در اواسط دوره نقوش طبيعي مانند درخت، حيوان،
افتاب، بزكوهي ،مار و لك لك پديدار مي گردد و در اواخر نقوش حيواناتي مثل پلنگ، آهو و پرندگان نيز اضافه مي شود. اغراق
در شاخ حيوانات، كمر باريك و ريش بلند بزها، دم بزرگتر از بدن براي پلنگ و نشان دادن نقش خورشيد به وسيله دايره كه
وسط آن نقطه سياه قرار دارد از ويژگيهاي نقوش سفالهاي نخودي منقوش تپه حصار است.
نتيجه گيري
با توجه به بررسيهاي انجام شده در تپه هاي متعدد كه در آنها سفال نخودي منقوش به دست آمده است اين نتيجه حاصل مي شود كه سفال
نخودي منقوش در مرحله اي از تاريخ بشر به صورت كالاي تجارتي براي داد وستد، در اقتصاد جوامع اوليه نقش عمده اي بازي مي كند.
كيفيت اين نشان مي دهد كه سازندگان اين نوع سفال از مهارت كافي برخوردار بوده اند؛ زيرا آثار پيشرفت در ايجاد شكلهاي متناسب، نقوش با
مفهوم و حجمهاي مورد نياز همچنين، تسلط بر پخت سفال در كوره و كنترل آن كاملاً آشكار است. گرچه قديمترين سفالهاي اين دوره از تل
باكون در فارس به دست آمده، مركز اوليه و اصلي آن شوش و خوزستان است. گسترش اين سفال از ايران به تمدنهاي همجوار در شرق و
غرب از ويژگيهاي عمده اين نوع سفال است.
سفال نخودي منقوش از شوش به بين النهرين وارد مي شود و بر تمدنهاي حلف و عبيد تاثير مي گذارد؛ نمونه هاي سفال نخودي منقوش از
تل عبيد ،يكي از تپه هاي باستاني بين النهرين، تاثير پذيري از سفالهاي شوش را نشان مي دهد. در تمدنهاي سيلك و شمال و شمال شرق نيز
همراه با رواج سفال قرمز منقوش، سفال نخودي منقوش نيز متداول بوده است. در تمدنهاي جنوب و جنوب غرب، سفال نخودي از اواسط
هزاره پنجم ق.م رواج مي يابد. بقاياي اين نوع سفالها را از دره رود سند در پاكستان تا كرانه هاي شرقي درياي مديترانه مي توانيم ببينيم. تاثير
و نفوذ سفال نخودي منقوش را از تمدن عبيد به قسمتهاي شمال بين النهرين مي توان ديد كه پس از تاثير در تمدنهاي دوره حلف در دو جهت
يكي به سمت منطقه شرقي حلف تا دره رودخانه خابور و در جهت ديگر در غرب به طرف ايران، از ارتفاعات زاگرس گذشته و تمدنهاي تپه
تحت تاثير قرار مي دهد، به طوري كه آثاري از تمدن حلف نيز به همراه آن در گيان ديده مي شود. D و C گيان را در طبقه پنجم لايه هاي
در اواخر هزاره چهارم و اوايل هزاره سوم، ساخت ظروف سفالي قرمز منقوش و نخودي منقوش بتدريج جاي خود را به نوع ديگري از سفالينه
هاي عصر فلز مي دهد. در اين جايگزيني كه پس از يك دوره كوتاه فترت آغاز ميشود، سفال خاكستري ظهور مي كند كه خود حكايت از
تحولات بسيار سريع در زندگي اقوام پيش از تاريخ مي كند كه در جاي خود به اين نوع سفال اشاره خواهد شد.