محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها

 وضعيت: آفلاين 19 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 401 امتياز: 1005 تشکر کرده: 522 تشکر شده 289 بار در 185 پست
محل سكونت: ایران زمین
|
ارسال شده در: شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388 00:41:26 موضوع مطلب: «خدايان بي شمار» |
|
|
«خدايان بي شمار»
خدايان بي شمار براي انسان نخستين مشكل بود و شايد نمي توانست يا نمي خواست كه بپذيرد و باور كند،مرگ يك پديده طبيعي و نتيجه دگرگوني دستگاه بدن و سرانجام جابه جا شدن زندگي است.
از اين رو همواره براي مرگ چه در نزد پيران و چه در نزد جوانان باور به جابه جا شدن بدني وواكنش هاي فيزيكي نبود ،بلكه به آن حالتي ماوراءالطبيعه و متافيزيكي و آسماني مي داد و همواره تيرهاي پراكنده بشر در انديشه نگهداشت زندگي و ادامه حيات ودر نتيجه نيازهاي آدمي بوده اند؛چنانچه وسايل مردگان ،خوراك و گاهي زنهاي آنها را به خاك مي سپرده اند.
ترس از مرگ يعني اين پديده طبيعي ،ترس از عوامل طبيعت و نيز ترس از ناشناخته ها و نادانسته ها در بيشتر موارد سرچشمه و پايه دين شده است.بدين سان كوههاي سركش و آتشفشان ،درياهاي پرموج ،رودهاي سركش و مانندهاي آن درخور ستايش شده اند.
در باور پيشينيان نه تنها انسان داراي روح بود بلكه چيزها و جهان بيرون نيز روح داشت .ماه كه امروزه پهنه پژوهش ها و كاوش هاي علمي انسان بلند پرواز گرديده است،زماني پرستش مي شده،روزگار ديگري شايد آن هنگام كه بشر به زندگي كشاورزي گرايش پيداكرد و دريافت كه خورشيد سبب باروري زمين و پرورش گياهان و موجب گرم كردن و نيرو بخشيدن به انسان مي شود،خورشيد ستايش شده است.
افسانه هاي مربوط به خورشيد با وضع شيرين و مناسبي با فرآورده هاي كشاورزي و دامداري در آميخت.خورشيد زمان درازي نه تنها در فراخناي آسمان فرمانروايي مي كرد،بلكه دلهاي مردم را نيز رام كرده و كوشش زندگي آخرين و پرتو زرين و پندارپرور آن پديد آورنده كيش خورشيد پرستي گرديده است.
شيفتگي انسان در زندگي به خورشيد يا الهه درخشان آسمان،به زمان مرگ نيز رسيده و به نشانه بزرگداشت و نيايش اين گوي آتشين فلك كه زماني دراز خداي بي همتاي آسمان بي پايان بوده است،انسان تنها به اين بسنده نكرده كه در زنده بودن درب خانه خود را رو به خورشيد بسازد و يا رو به خورشيد نماز بگذارد،بلكه تمايل زيادي نشان داده است كه پس از مرگ هم پيوستگي خود را با خورشيد به عنوان يك روش مذهبي نگهدارد.گورهاي بسياري ديده شده كه روبه تابش خورشيد دارد و بشكل ويژه اي در آمده است.
يعني گورها يا خمره هايي كه مردگان را در آن مي نهاده اند،در دوره پيش از تاريخ و در دوره مهر پرستي (ميترائيسم) از گردش خورشيد پيروي كرده و با يك محاسبه دقيق و ديدآگاهانه در گورستان هاي خمره اي مي توان لحظه مرگ يا زمان به خاك سپردن مردگان را به دست آورد.
و اين پسين نشانه بزرگداشت و ستايش از خورشيد يعني خداي آسمان مي باشد،خداي درخشان و آتشيني كه هنوز با همان غرور و بزرگي بر غبار پرستندگان خويش مي تابد و مي نگرد.
انكسا گوراس دانشمند يوناني را كه براين باور بود،خورشيد خدا نيست بلكه كره درخشان و آتشيني است؛مردم ناسزا گفتند و با او به ناسازگاري برخاستند و سر انجام از خانه و كاشانه و شهر خويش آواره كردند.
بيشتر ستارگان ، آخشيج چهارگانه ، جانوران ، رودها ، كوهها ، درخت هاو حتي آسمان روزگاري خداي مردم روزگاران بوده و مورد پرستش قرار گرفته اند،زيرا در باور مردمان يا خود،خداي توانا بوده و يا آنكه محتوي خدايان بوده اند.
واژه زئوس كه خداي يونانيان باستان به معني آسمان مي باشد.طلسم و سحر و جادو،قرباني هاي انساني و حيواني همه براي آن بوده استكه بشر خود را از ترس نيروهاي ناشناخته ماوراء الطبيعه نگهداري كند.
آنگاه كه ترس و بيم و پريشاني شدت گرفته است،اين نيروها به چهره خدايان در آمده و پرستش ها به صورت سنت هايي به زمان حاضر رسيده است.
بنابراين سازنده دين،فطرت انسان است كه در كاوش و جستجو است و در برابر ترس و دلهره عواطف ،تنهايي و هراس پناهگاه مطمئن و هميشه زنده اي را مي جويد و در اين تكاپوي خستگي ناپذير و گسترده گاه به مظاهر و نشانه ها كه شناساننده و پديدار كننده اعتقادات و باورها و پندارهاي اوست دل مي سپارد و با نيت پاك و حضور ذهن مراسمي را به جا مي آورد.
يكتا پرستان در برابر اهورامزدا ، يهوه ، پدر، خدا والله نيايش مي كنند و بت پرستان در برابر اجسام ساخته شده به دست خودشان. |
|