yazdan جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 686 امتياز: 1854 تشکر کرده: 974 تشکر شده 700 بار در 418 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 24 دي ماه ، 1388 22:12:38 موضوع مطلب: فلات ايران
به نام یزدان پاک
دكتر هوشنگ طالع
در درازاي تـاريخ اين سرزمين، يعني از چند هـزار سال پيش تـا كمابيش دو سدهي اخير، قلمرو فرمانروايي « دولت ايـران»، پهنهي « فلات ايـران » بود.
فلات يا پشته (نجد) ايـران، يك واحد شناخته شدهي جغرافيايي در سطح جهاني است. مرزهاي فلات ايـران، در شمال عبارتند از كوههاي قفقاز و رودخانههاي آمودريا و سيردريا و از خاوران، فلات پاميرو رود سند. از جنوب اقيانوس هند و خليج فارس و از باختر، رودخانههاي دجله و فرات.
چنان كه گفته شد، اين سرزمين پهناور كه بيش از چهار ميليون كيلومتر مربع وسعت دارد، در درازاي چند هـزار سال، قلمرو دولت ايـران بود. البته در زمانهاي بسيار، اين قلمرو از پهنهي فلات ايـران فراتر رفته است و در زمانهايي نيز، چندين دولت ايراني (در آرامش و يا جنگ و ستيز) در كنار هم در اين پهنه فرمانروايي داشتهاند.
بـا آغاز سده ي نوزدهم ميلادي، دولت ايـران مورد يورش سازمان يافتهي استعمار گران اروپايي، يعني امپراتوريهاي روس و انگليس قرار گرفت. در دورهاي كمتر از هفتاد سال، دولت ايـران وسيلهي دو امپراتوري مزبور، به طور كامل تجزيه شد و بخشهاي پهناوري از آن، تحت سلطهي روسها و پارهاي نيز زير چنگِ بريتانيا قرار گرفت. در اين ميان بـا دخالتهاي آشكار و نظامي بريتانيا و بـا تحميل قرارداد پاريس، بخش مستقل باقي مانده از حاصل تجزيه نيز دوباره، پاره شد.
بـا ظهور دولت عثماني در اين بخش از جهان، هجوم دولت مزبور به سرزمينهاي دولت ايـران، چندين سده به درازا كشيد و به دنبال فراز و فرودهاي بسيار در جنگهاي ميان دو دولت، بخشهايي از سرزمينهاي ايـران در غرب از دست رفت كه مرزهاي كنوني در غرب ايـران زمين، حاصل آن است.
چنان كه گفته شد، بـا آغاز سده ي نوزدهم ميلادي، فراگشت تجزيهي كامل دولت ايـران در اثر يورش نظامي روسها و انگليسها،آغاز شد و در فاصلهي زماني ميان1192 تـا 260 خورشيدي (1813 تا 1881 ميلادي)، يعني تنها عرض 68 سال، به كلي فرو پاشيد. قراردادهاي منجر به تجزيهي « ايـران »، عبارتند از:
قرارداد گلستان (1813 م / 1192 خ): برپايهي اين قرارداد، بخش بزرگي از سرزمينهاي قفقاز به اشغال روسها در آمد.
قرارداد پاريس ( 1857 م/ 1235 خ ): برپايهي اين قرارداد، ديوار جدايي ميان مردم ايـران و افغانستان كشيده شد.
تجزيه مكران و بلوچستان ( 1871 م/ 1250 خ )
قرارداد آخال ( 1881 م/ 1260 خ ): تجزيهي سرتاسري سرزمينهاي خوارزم و فرارود و الحاق آن سرزمينها به امپراتوري روسيه تزاري.
اما از آن جايي كه در فراگشت تجزيهي « دولت ايـران » در سدهي نوزدهم ميلادي، پايتخت دولت ايـران در شهر تهـران قرار داشت، بـا هر تجزيه و جدايي، نـام « ايـران» براي باقي ماندهي آن بخش كه در برگيرندهي پايتخت يعني « تهـران » بود، باقي ماند.
از اين رو، در سالهاي اخير به دليل عدم روشنگري لازم، دو مفهوم « دولت ايـران » از گاه كهن تـا تجزيهي اين واحد در قرن نوزدهم و دولت حاصل از تجزيه ( به دلايلي كه در بالا گفته شد )، در يكديگر تداخل كرده و در نتيجه سبب ايجاد بدفهميها و گژفهميهاي بسياري شده است.
از اين رو، براي « ميراثداران » دولت ايـران از گاهكهن تـا همين سالهاي اخير، اين توهم ايجاد شده است كه منظور از واژهي ايـران، سرزمين و دولت كنوني ايـران است. در حالي كه اگر پايتخت دولت ايـران در دوران تجزيههاي اخير فلات ايـران، در شهر كابل يا بخارا و يا...، قرار داشت، امروز بخشهايي كه شهر كابل يا بخارا و يا...، در آن قرار دارند، به نام « ايـران » خوانده ميشد. در آن صورت، « ايـران » امروزي بدون ترديد، نام ديگري ميداشت و...
از اين رو، بايد كه ميان دو نامهمسان اما بـا مفهوم نامهمسان، فرق گذارد. شايد راه اين است كه از دولت ايـران، از عهد كهن تـا سدهي نوزدهم ميلادي، به نام « ايـران بزرگ » يا « ايـران واحد (يگانه)»، يا به اصطلاح هم خانمان افغانستاني « آريانا » و به گفتهي درستتر « ايرانا »، نام ببريم. اما بايد دانست برگزيدن هر يك از اين نامها و يا هر نام ديگري كه بتواند فرق ميان اين دو مفهوم ( بـا نام همسان ولي درون مايهي ناهمسان، به گونهاي كه يكي، جزيي از ديگري است و نه همهي آن) را آشكار كند، متضمن اجماع همهي فرزندان اين پدر است.
اين چيزي است كه امروز، اهميت آن براي تـاريخنگاري و بررسي پيشينهي كهنِ مردماني كه امروز از هم جدا افتادهاند و در واحدهاي سياسي گوناگون زندگي ميكنند، بيش از هر زمان ديگر احساس ميشود.
بـا توجه به اين كه فرزندان اين پدر، بسيارند و شايد پارهاي از آنها، در اثر قرار گرفتن زير سلطهي بيگانه و يا تحت تبليغات بيگانگان، از « اصل خود » دور افتادهاند، ميبايست براي باز جستن « روزگار وصل » فرهنگي، مراكزي فعال در خانههاي اين « فرزندان » برپا گرديده و اين كارسترگ را به انجام برند.
فرزندان « پدر» اين مردماناند و در حال حاضر، در اين واحدهاي سياسي زندگي ميكنند.
sayeh دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 30 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 207 امتياز: 0 تشکر کرده: 4 تشکر شده 52 بار در 46 پست
ارسال شده در: شنبه، 3 بهمن ماه ، 1388 11:09:18 موضوع مطلب: کاسپین
کاسپين، از نام قوم باستانی ساکن در حاشيه جنوبی اين دريا (درياچه) گرفته شده است که کاسپی ناميده میشدند. مردمانی شجاع و قوی هيکلی که دارای موهای روشن و چشمان آبی و سبز بودند.
ما ايرانیها، در اقدامی عجيب، نام يک قوم وحشی غيرايرانی را بر درياچه کاسپين میگذاريم و حتا کار بدانجا میکشد که خيلیها با شنيدن نام «کاسپين» تصور میکنند که واژهای انگليسی میشنوند!
قوم "کاسپین" یکی از اقوام باستانی آریایی می باشد که در هزاره های دوم و یکم پیش از میلاد در نیمه شمالی ایران حضور داشته است.نام شهرهایی مانند "قزوین" و "کاشان" برگرفته از نام قوم کاسپین می باشد.این در حالی است که قوم وحشی و ترک تبار "خزر" هزاران سال پس از قوم کاشی و در سده های 6 و 7 میلادی آنهم در گوشه شمال غربی دریای کاسپین ظهور نموده است.جالب اینجاست که جمهوری اسلامی حاضر می شود تا نام این قوم وحشی ترک تبار یهودی مذهب را بر دریای ایرانی کاسپین بگذارد!
نام خزر كه روى اين دريا گذاشته شده از قوم خزر گرفته شده است كه در آغاز مردمى كوچنده از دشت قبچاق آسياى مركزى بودند و كم كم در كرانه شمالى درياى خزر و جنوب روسيه و شمال قفقاز تا حدود دربند سكونت يافتند و به سوى سرزمين هاى غربى تا منطقه اوكراين و فراتر از آن هم رو به گسترش نهادند. آنان بارها قسمت هاى عمده قفقاز و سرزمين هاى متعلق به ايران را مورد تاخت و تاز قرار مى دادند.طرح تعویض دریای کاسپین یا دریای قزوین یا دریای مازندران به دریای خزر یک طرح ضد ملی و نشانه خیانت و نادیده گرفتن منافع ملی ایران توسط کاربدستان کنونی است این طرح ننگین در پیشگاه ملت ایران محکوم است ملت ایران چنین ذلتی را از طرف حکام نمیپذیرد این نشانه ضعف و زبونی و عدم اقتدار لازم از طرف مستولی شدگان است
این طرح همانند همه طرحهای خیانتارانه در طول تاریخ این کهن غنی و دارینه محکوم است .