sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 00:10:22 موضوع مطلب: میر جلال الدین کزازی
درود
تاریخ دور و دراز این سرزمین اهورائی را بزرگ مردانی به نام شان آراسته و آذین بسته اند که بسا یاد شان مایه ی نازِش و بالِش هر ایرانی است. ابر مردانی که آرمان شان را بهایی گران (و سد البته نه گزاف) پرداختند. و بی هیچ گزاف و دروغی فردوسی بزرگ پرچمدار این بس بسیاران و شکوهمندان است. در ایران امروزین ما نیز ، فرهیخته مردانی سربر می آورند که نامشان همان چند مایه ی بالندگی است. استاد میرجلال الدین کزازی ، میر دریای ادب ، از آن شمار اند. بزرگی که نامش برای هرکه گامی بر کرانه ی ژرف دریای ادب و سخن اش نهد ، یادآور ایران کهن و فرهنگ راستین و سرشتین اش است.
نام و یادش ورجاوند و پایا . . . _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
آخرين ويرايش توسط sharifi در تاريخ دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 01:34:43; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
)
میرجلال الدین کزازی در دیماه 1327 در کرمانشاه در خانواده ای فرهیخته و فرهنگی که بنیادگذار آموزش نوین در این سامان است، چشم به جهان گشود. خوگیری به مطالعه و دلبستگی پرشور به ایران و فرهنگ گرانسنگ و جهانی آن را از پدر که مردی آزادمنش و فراخ اندیش و مردم دوست بود به یادگار ستاند. دوره دبستان را در مدرسه آلیانس کرمانشاه گذرانید و از سالیان دانش آموزی با زبان و ادب فرانسوی آشنایی گرفت. سپس دوره دبیرستان را در مدرسه رازی به فرجام آورد و آنگاه برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادب پارسی که در چشم او رشته و دانشی است گرامی و سپند، به تهران رفت و در دانشکده ادبیات فارسی و علوم انسانی دانشگاه تهران دوره های گوناگون آموزشی را سپری کرد و به سال 1370 به اخذ درجه دکتری در این رشته نائل آمد. او از سالیان نوجوانی نوشتن و سرودن را آغاز کرده است و در آن سالیان با هفته نامه های کرمانشاه همکاری داشته و آثار خود را در آنها به چاپ می رسانیده است. او اینک عضو هیأت علمی در دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی است. او افزون بر زبان فرانسوی که از سالیان خردی با آن آشنایی یافته است، با زبانهای اسپانیایی و آلمانی و انگلیسی نیز آشناست و تاکنون دهها کتاب و نزدیک به دویست مقاله نوشته است و در همایش ها و بزمهای علمی و فرهنگی بسیار در ایران و کشورهای دیگر سخنرانی کرده است. چندی را نیز در اسپانیا به تدریس ایرانشناسی و زبان فارسی اشتغال داشته است. او گهگاه شعر نیز می سراید و نام هنری اش در شاعری "زروان" است. ترجمه او از "انه اید ویرژیل" برنده جایزه بهترین کتاب سال شده است و تألیف او "نامه باستان" نیز که تاکنون شش جلد آن به چاپ رسیده است حائز رتبه نخستین پژوهشهای بنیادی در جشنواره بین المللی خوارزمی. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 676 امتياز: 1740 تشکر کرده: 113 تشکر شده 803 بار در 420 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 10:14:09 موضوع مطلب:
با ارجگزاري به خدمات كزازي ياداور ميشوم ويرايش او از شاهنامه داراي ارزش علمي نيست. و تحريف بينش فردوسي از سوي او شگفت انگيزست! بنگريد به يادداشت من در همين تالار: شاهنامه ستايش شهرياري.
دريغا كه كزازي براي شركت در همايشهايي كه از سوي جوانان تهيدست ما تدارك ديده ميشود تقاضاي سكه دارد....... _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 12:59:57 موضوع مطلب:
omidataeifard مي نويسد:
;]با ارجگزاري به خدمات كزازي ياداور ميشوم ويرايش او از شاهنامه داراي ارزش علمي نيست. و تحريف بينش فردوسي از سوي او شگفت انگيزست! بنگريد به يادداشت من در همين تالار: شاهنامه ستايش شهرياري.
دريغا كه كزازي براي شركت در همايشهايي كه از سوي جوانان تهيدست ما تدارك ديده ميشود تقاضاي سكه دارد.......
درود
استاد عطایی فرد گرامی ، دومین بخش سخن تان درباره ی استاد کزازی را نمی دانم! چیزی در این باره نشنیده ام که گفته ی شما را پذیرفته یا نپذیرم ، این باشد برای آنان که دانستگی دارند! هرچند که برای یک پژوهشگر و ادیب ، شگفت و مایه ی نکوهش است (گر چنین باشد)
اما نخستینِ سخن تان ، که بسا اندیشیدنی ست. شاهنامه ، شاه نامه نیست ، داستان شگرفی است که این بار بنا به آورده ی شما از زبان میر دریای ادب می شنویم! من سخت با آورده ی شما که شاهنامه را بی گمان نامه ی شاهان نیز دانسته اید هم داستان ام. باری کسی با نام غ.فرهنگ فروتن نیز نسکی با سرنام شاهنامه ، شاه نامه نیست به چاپ رسانیده که پر است از نکوهش های زشتی ها و بدکامه گی های شاهان! و دریغ از یک چامه که در ستایش شاهان سروده شده باشد! ایشان نوشتارهایی در این مایه را در روزنامه ی فضیلت چاپ رشت هم پاورقی گونه آورده اند ، که بسا جوانان و دلبندان فردوسی را از این داستان آگاه می سازد!!! در همان جستار "شاهنامه ستایش شهریاری" بخش هایی از نقد دکتر ایرج صراف بر آن نسک و آورده های غ.فرهنگ فروتن را می آورم (چاپ شده در ماهنامه ی حافظ شماره ی 14 اردیبهشت 84) که خود گواهی آشکار از برای شاهنامه بودن شاهنامه است![/size][/size] _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 9 خرداد ماه ، 1389 00:33:03 موضوع مطلب:
جناب شهریور درود بر شما
ازدواج با محارم شاید رسم بوده اما بی بند و باری هرگز !
در تاریخ آمده که مردان پارسی به کنیزکان خود نیز غیرت داشتند چه رسد به همسر خود
آنها با همسر خود پیمان زناشویی میبستند زنا که نمیکردند _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 9 خرداد ماه ، 1389 01:15:51 موضوع مطلب:
جناب شهریور 100 سال دیگر میگویند مردان امروزی صیغه میکردند و زنان امروزی به صیغه تن میدادند آیا این هنجار جامعه است ؟ آیا جامعه آن را پذیرفته ؟ نه
ازدواج با محارم هم همین گونه بود ه یک چیز تبویی بوده که گروهی کوچکی آن را انجام میدادند .هنجار جامعه ی آن دوران نبوده یک چیز کهنی بوده که کهنه پرستان آن را انجام میدادند . بله کنیزک بوده و بچه های انان نیز از دیدگاه قانون, قوانین ارثی جدایی در سنجش با زن عقدی داشته اند. برای نمونه دختر ایرج از یک کنیز زاده شد حال آنکه زن عقدی هم داشت _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
Mohammad-Jamshidpour هموند عادی وضعيت: آفلاين 5 خرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 12 امتياز: 39 تشکر کرده: 1 تشکر شده 3 بار در 3 پست
محل سكونت: اصفهان
ارسال شده در: پنجشنبه، 13 خرداد ماه ، 1389 00:23:11 موضوع مطلب:
البته که همیشه گفتن حقایق شیرین نیست. منابع موجود مربوط به تمدن ساسانی از جمله متون پهلوی، چنین بر می آید که ازدواج با محارم وجود داشته است. اما هیچ اشاره ای مبنی بر اینکه این عمل بین توده مردم روایی داشته باشد در دست نداریم.
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 13 خرداد ماه ، 1389 00:38:07 موضوع مطلب:
جناب شهریور درود بر شما
ایرج یک شاهزاده بود درست است پس باید ملکه یک شاهزاده باشد آن طور که در خاطرم مانده همسر نامزد شده برای او یک دختر یمنی بود و این ازدواج یک ازدواج سیاسی بود و هیچ عشقی در کار نبوده و تازه دختر از یک سرزمین و نژاد دیگر بوده ایرج پیش از ازدواج سیاسی یک عشق پنهانی داشته که با او بوده است که بی تردید یکی از کارکنان کاخ بوده است او هرگز زهره نداشته که یک خدمتکار را برای همسر رسمی خود برگزیند و همیشه همسر رسمی پسران را پدر انتخاب میکرده به ویژه ملکه من به هیچ نخواستم بگویم که ایرج یک هوسباز بوده . یک چیز دیگر اینکه گویا در ایران باستان این ازدواج های پنهانی رایج بوده و این رسم را بارها در شاهنامه تکرار شده به مانند زال و رودابه , رستم و تهمینه و حتی سهراب نیز پیش از گرد آفرید دلبسته ی یکی دیگر بوده ازدواج پنهانی هم یک ازدواج بوده که برای خود مراسمی دارد نشنیده اید که در برخی روستاها رایج است که میگویند یا به این ازدواج خشنود باشید وگرنه یا دخترتان را میدزدیم یا دو تا با هم فرار میکنند این هم یک جور ازدواج است . شرایط این ازدواج به گونه ای بوده که دیگر زن نباید ازدواج کند و در صورت بچه دار شدن بچه را بی پدر بزرگ کند این را در شاهنامه میبینیم هیچ کس هم زن را تنبیه نمیکند چون او یک زن پاک دامن هست تنها شوهر ندارد این زنان زنان ستوده ای بودند و از سوی دیگر آنها از سوی شوهرانشان نشانه هایی به مانند انگشتر و مهره و بازوبند و ... دریافت میکردند و شاید حلقه ی مهر نیز داد و ستد میکردند این عشق ها یکی از پاک ترین عشق ها بودند که نه تنها در ایران این رسم بوده بلکه حتی در اروپا هم میسترِس یا معشوقه ای پنهانی بسیار جایگاه بلندی بوده است آنها بسیار پاک دامن بودند و در پنهانی مردان از آنها بهره میبردند یا به آنها میرسیدند یا نمیرسیدند (چون از طبقه ی پایین بودند ) و این به مانند یک راز میماند
یک چیز دیگر هم اینست که نیت یا همان پندار نیک در همبستر شدن خیلی شرط است اگر با نیت همسری کسی هم بستر شود و زن به شوهرش وفادار بماند این همان ازدواج است آنچه در ازدواج مهم نیت پاک است بقیه مراسم برای اینست دیگران دیگر از آن دختر خواستگاری نکنند و دختران دیگر به آن پسر عشق نورزند و اینکه پدر فرزند شناخته شود و بار از دوش مادر برداشته شود همه ی این مراسم به سود خود زن است
ادامه دارد ... _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 676 امتياز: 1740 تشکر کرده: 113 تشکر شده 803 بار در 420 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 20 خرداد ماه ، 1389 15:58:36 موضوع مطلب:
با درود
اسفندیار با مادرش همخوابه نبوده و خویدویده نداشته
شهبازی هم یک جا درفش همای را با خود همای خواهر اسفندیار اشتباه گرفته و ...... چیزهای شگفتی نوشته!!
راستی زرتشت با کدام یک از محارمش زناشویی داشته؟!!!!!!
به راستی که ما شاهنامه شناس و اوستاشناس نداریم و فریب لفاظیها را میخوریم _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com