
sayeh
دبیر کارگروه

 وضعيت: آفلاين 30 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 207 امتياز: 0 تشکر کرده: 4 تشکر شده 52 بار در 46 پست
|
ارسال شده در: دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 12:33:53 موضوع مطلب: خیمه شب بازی و پیشینه آن در ایران |
|
|
خیمه شب بازی که در سال های اخیر با نام نمایش عروسکی شناخته شده و بیشتر برای کودکان بکار می رود، در زمان قدیم اعتبار ویژه ای داشت و در اصل نمایشی کمدی و انتقاد آمیز بود که در خانه های اعیان واشراف و آن هم در برنامه های مخصوصی از قبیل عروسی ها و جشن ها برگزار می شد.
البته در آن زمان بازی های دیگری هم به نام های پرده بازی (=خیال بازی) و فانوس خیال معمول بود که آنها در اساس با خیمه شب بازی متفاوت بودند، هرچند که در بعضی از نوشتارها و فرهنگ ها همه ی آنها یکی دانسته شده و حتی در حکایتی هم که از ابوسعید ابوالخیرآمده و ظاهرا قدیمی ترین شاهد این مدعاست، لعبت بازان همان خیال بازان معرفی شده اند .
اما علت اینکه پرده بازی و خیمه شب بازی را یکی دانسته و از هر دو به «لعبت بازی» نام برده اند، شاید این باشد که ابزار اصلی هر دو بازی عروسک (= لعبت) است ولی باید دانست که در این دو بازی حضور عروسک ها به روی صحنه با هم فرق دارد، چرا که پرده بازی بعدها اساس سینما شده و خیمه شب بازی اساس تئاتر. چنان که در «بازی خیال = پرده بازی»، تماشاگر، خود عروسک را نمی بیند بلکه سایه ی آنهاست که در برابر یک منبع نور قرار می گیرد و روی پرده می افتد. اما در خیمه شب بازی، عروسک ها بی واسطه ی پرده، به روی صحنه می آیند و حرکت داده می شوند و دیده می شوند.
همچنین جایگاه بازی هم در هر دو با هم فرق دارد. چنانکه به نقل مستقیم از مقاله ی دکتر شفیعی کدکنی؛ «پرده بازی = خیال بازی» در جایگاه معینی انجام می گرفته، که آن را «خیال خانه» می نامیده اند. پرده ای از یک طرف این خانه می آویخته اند و در فاصله ی آنجا که بینندگان نشسته اند و آن جا که صورتک های بازی حرکت می کنند، آتش را می افروخته اند و روشنایی آتش که بر این صورتک ها می افتاده، آنها را به حرکت در می آورده اند و شخصی از بازیگران که آواز خوشی داشته است، آواز می خوانده.»
از پرده بازی شواهد شعری بسیار در شعر فارسی باقی مانده از جمله :
در پرده ی دل آمد دامن کشان خیالش جان شد خیال بازی در پرده ی وصالش
خاقانی
دو کُون خیال خانه ای بیش نبود واندیشه ی ما بهانه ای بیش نبود
عطار
اما از آنجا که این نوشتار پیرامون خیمه شب بازی است سعی بر آن است که بیشتر در زمینه ی خیمه شب بازی و پیشینه و فلسفه ی آن درنگ شود.
به طور کلی هنر عروسک گردانی از سالیان سال پیش معمول بوده، اما کسی نمی داند که عروسک ها از چه زمانی و از کجا و چگونه بوجود آمده اند. بعضی ها شمنیسم (بت پرستی) را یکی از عوامل پیدایش نمایش عروسکی می دانند. آنان بر این باورند که در جوامع اولیه رهبران مذهبی برای پیشبرد مقاصد مذهبی خود، ماسک و اشکال متحرکی را به نماد خدایان، به کار می بردند. بعدها به تدریج ماسک ها متحرک شد و عروسک ها بوجود آمد و عروسک ها در طی زمان، نمایش عروسکی را پایه ریختند. آنان نخستین مرجع نمایش عروسکی را تاریخ گزنفون می دانند که از خانه ی مردی آتنی به نام «کالیاس» دیدن کرده و میزبان برای سرگرمی میهمانان در خانه اش توسط یک گروه نمایش سیار از «سیرلکوس» تئاتر عروسکی برگزار نمود. گزنفون در این مورد همچنین گزارش می دهد که در آن میان یک نفر که سقراط باشد، به تئاتر عروسکی علاقه ای نشان نمی داد.
در کتاب تاریخ تئاتر اروپا، خیمه شب بازان در فصل شعبده بازان دوره گرد گنجانیده شده اند و نویسنده در مورد آنها می نویسد : «... هم آنها بودند که مایه های موثر خنده را از طریق تجربیات هنری اواخر دوره ی باستان به قرون وسطی منتقل کردند.»
این کتاب در مورد خیمه شب بازی و تاریخچه ی آن می گوید :
«بازیگران نمایش عروسکی (خیمه شب بازی) هم اجرا می کردند. هنگام اجرا یا خودشان هم دیده می شدند و در بازی دخالت داشتند یا با یک جعبه ی عروسکی نمایش را اجرا می کردند.»
«هراد فون لندسبرگ»(Herrad von Landsberg) - در اثر خود به نام «هورتوس دلیسیارم»(Hortus deliciarum) یکی از این خیمه شب بازی ها را تصویر کرده است. در بسیاری از مدارک تاریخی از جمله «رمان فلامنا»(Roman de Flamena) سده ی سیزده میلادی و «رمان اسکندر»(Romand,Alexondre) سده ی چهارده میلادی، یا در کتاب «رنر»(Renner) اثر «هوگو فون تریمبرگ»(Hugo von Trimberg) شاعر آلمانی سده ی سیزده میلادی به تکرار از بازیگرانی سخن به میان می آید که با خیمه شب بازی مردم را سرگرم می کردند.
در روسیه نخستین نمایش عروسکی در سال 1609 اجرا شد و یکی از اولین شخصیت های عروسکی این نمایش، «پتروشکا» نام داشت.
در ایران بنا به اشعاری که در هفت پیکر نظامی گنجوی شاعر داستان پرداز سده ی ششم در دست است، نخستین رد پای خیمه شب بازی به دوران بهرام گور(تخت نشینی 421 میلادی) منسوب می شود. چنانکه نظامی می سراید در این زمان شش هزار نوازنده و رقصنده از کولیان هند به ایران آمدند که خیمه شب بازان نیز در میان آنان بودند :
شش هزار اوستاد دستان ساز مطرب و پایکوب و لعبت باز
گِرد کرد از سواد هر شهری داد هر بقعه را از آن بهری
در ایران برای اجرای یک نمایش خیمه شب بازی ابزاری که به کار می رفته عبارت بوده اند از :
1. خیمه
برای اجرای نمایش، اول خیمه ای در محل بر پا می کردند و نمایش در داخل آن برگزار می شد. این خیمه تقریبا حالت راز گونه ای به نمایش می داد تا برهیجان تماشاگران بیافزاید. صادق هدایت در یادداشت های دست نویس خود که تاریخ اکتبر سال 1927 یعنی هفتاد و نه سال پیش را دارد از خیمه ی این نمایش تصویری به دست می دهد که به اختصار نقل می شود :
«... خیمه چادر چهارگوشی است با ارتفاع 170 سانتی متر و عرض 190 سانتی متر که به وسیله ی طناب و میخ های آهنی که در انتهای طناب است، به زمین ثابت می شود. بخش جلویی خیمه که در مقابل نظر بینندگان قرار می گرفته در حدود 55 سانتی متر از کف زمین بالاتر است و با پارچه ای سیاه رنگ پوشیده و ملیله های ابریشمی کوچک به آن دوخته شده.»
بهرام بیضایی در پژوهش ارزشمند خود می گوید : «خیمه شب بازی یا شب بازی شکل دیگری بود که شب ها و در خیمه ای که دو طرفش دو چراغ روشن بود، نمایش داده می شد. صحنه، صندوقی بود به درازای سه ربع و بلندی نیم ذرع. یک طرف صندوق به طرف تماشاییان باز بود و سه طرف دیگرش اتاقی را نشان می داد. صندوق در خیمه بود و نمایشگردان پشت صندوق مخفی می شد و عروسک ها را با نخ یا بال های نازک تکان می داد. در نمایش های خیمه ای که خاص طبقات بالا اجرا می شد، نمایش ها مجلل و مفصل و خیمه فاخر و رنگارنگ بوده است.»
2. نطع
نطع عبارت از سفره ای چرمین یا سفره ای از جنس پارچه ای نرم بود که عروسک ها را به روی آن حرکت می دادند.
3. صندوق
همان که خیام از آن به «صندوق عدم» یاد می کند و آن عبارت از جعبه ای بود که عروسک ها را در داخل آن می گذاشتند، زیرا نمایشگران عروسکی پایگاه و جایگاه ویژه ای نداشتند و چون دوره گردان ناگزیر بودند وسایل بازی را در صندوقی گذاشته و با خود حمل کنند.
4. عروسک ها یا لعبت ها
عروسک ها قهرمانان اصلی نمایش بودند. صادق هدایت در مورد عروسک ها در پژوهش خود چنین می نویسد :
«ساخت عروسک ها اکثر از چینی و قسمی از آن از چوب و پارچه ساخته می شوند. رخت عروسک ها را خود اداره کننده در خانه می دوزد. ساخت هیکل و رخت عروسک منوط به تاثیرات آن زمان است، بطوریکه خود نگارنده در این تابستان مشاهده نمودم قزاق ها کلاه مدل اخیری را که سربازی است و در ایران مرسوم شده برسر داشتند.»(اکتبر 1927)
اما به گفته ی بهرام بیضایی شکل و اندازه و لباس و جنس این عروسک ها بدینگونه بوده است :
«بلندی قامت عروسک ها یک وجب یا اندکی بیشتر است، بطور متوسط .لباس زن ها روسری و شلیته و گاهی چاقچور به رنگ های مختلف؛ و لباس مردها گاه کلاه نمدی، پیراهن آبی یا قرمز، شلوار گشاد سیاه یا آبی و نیز لباس های پهلوانی است. عروسک ها از جنبه ی ظاهری شکل واقعی دارند و شخصیت های آنها هم گرچه کمی سطحی، ولی واقعی است. معمولا از چوب و کهنه و در موارد معدودی با سر ِگچی ساخته می شدند و مفاصل حرکتی آنها هم وسعت کافی نداشته است. از نظر فنی هم - یعنی نوع حرکت دادن عروسک ها - باید افزود که هم عروسک نخی در کار بوده و هم عروسک دستی. در عروسک های نخی به هر عروسک حداقل شش نخ آویخته بود : یکی به سر، دو تا به دست ها، دو تا به پاها، یکی به کمر. بدین ترتیب عروسک راه می رفت، دست ها را تکان می داد و با رها شدن نخ کمر تعظیم می کرد. استاد نخ ها را در دوره های پیش به انگشتان خود می بست و کمی بعد به چوبی که آن را در دست می گرفت و از بالای تجیر (که هم زمینه ی صحنه ی بازی بوده است و هم صحنه را از پشت صحنه جدا می کرده) تکان می داد. اما در عروسک های دستی نوعی است که در آن، عروسک را چون دستکش به دست می کردند و در این حال انگشت های شست و وسطی به جای دو دست عروسک قرار می گرفت و انگشت ابهام به جای سر ِعروسک و مچ به جای تنه اش و حرکات همین چهار مفصل بود که حالات عروسک را مجسم می کرد.»(نمایش در ایران) |
|