کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 18 بهمن ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - مهر یا میترا كیست؟

مهر یا میترا كیست؟

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دین، عرفان و فلسفه -> آیین میترایی( مهری )

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
محل سكونت: تهران

artabaz
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
11 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 73
امتياز: 0
تشکر کرده: 91
تشکر شده 80 بار در 46 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 18 آذر ماه ، 1387 07:04:47    موضوع مطلب: مهر یا میترا كیست؟ پاسخ همراه با اعلان

[font=Tahoma]خدایی پیش از زرتشت كه مورد باور هندیان و ایرانیان بود. خدایی از دوران پندار بافی؛ خدایی كه نیاز به قربانی داشت.

در سانسكریت، میترا از ریشه ی "می" به چم یا معنای بستن كه معنای كلی "آنچه كه می پیوندد".

در اوستایی، میثرَ – در پهلوی: میترَ – در پارسی امروزی میترا یا مهر.

در سانسكریت و اوستایی به معنای پیمان و پیوستگی دو یا چندین نفر. در زبان پارسی نیز محبت است و دوستی، آشتی و پیمان. همین واژه در زبان روسی و لهستانی وارد و تبدیل "میر" شده كه به معنای صلح است و یكی از سَتِلایت های (ماهواره) روسی از همین نام برخوردار است.

مهر خدای پیوستگی و همبستگی تیره های آریایی بود و وظیفه ی نگهبانی و سرپرستی پیمان را داشت.

در مهریشت، مهر "دارای چراگاه های پهناورست" مالكیت "چراگاه های پهناور" یادمان و یادآور دوره ای است كه آریاییان گله دار بودند و نظام چوپانی حاكم بر تیره ها بود، دوره ی گشت از چراگاهی به چراگاهی دیگر، البته در سرزمینی كه زمستان پنج ماهه و تابستان هفت ماهه داشت می باید به دنبال چراگاه از نقطه ی سردسیر به گرمسیر كوچید و بالعكس. ناگفته نماند كه این رابطه ی طبیعی چنین حكم قطعی پدید می آورد. دوره ی كوچ نشینی اجباری كه پدیده ی نظام چوپانی است نیازمند به یك حساب و كتاب میان تیره هاست و همین حساب و كتاب كه امروزه آنرا برنامه ریزی می گوییم نیازمند به تعهد و پیمان فرد در برابر گروه و گروه در برابر گروه است و در این رابطه مهر یا میترا كه دارای چراگاه های بی شمارست با هزاران چشم از پیمان نگهبانی می كند و دشمن پیمان شكنان است. مردمان از ترس برای مهر قربانی می كردند. اما آنگاه كه به سرزمین گرمتر كوچیدند و كشاورزی آغاز گشت و تولید كشاورزی كشت و كشت زار و شهر و شهرنشینی را آفرید، از قلمرو خدایان پنداری كاسته شد. آغازگر این دگرگونی آموزش های زرتشت است كه در واقع به دوران خدایان پنداری خاتمه داده شد اما در دوره ی هخامنشی با وجودیكه خود زرتشتی بودند، دوباره میترا به شكلی در اوستا جا باز كرد البته با تغییراتی كه آنرا به متن های زرتشتی همانند می ساخت یشت دهم روز شانزدهم هر ماه و ماه هفتم سال به نام مهر است. مهر دیگر خدا به شمار نیامد و خداوند جان و خرد اهورامزدا است كه خدای خرد و دانایی به حساب می آید. مرور زمان نه تنها از حالت مذهبی مهر كاست بلكه می توان گفت كه آن را در سایه قرار به طوریكه آغاز فصل شد و پدیده ی چوپانی‌-كشاورزی تبدیل گشت. جشن یادمانی او برابر شد با یكی شدن روز مهر و ماه مهر و پیروزی فریدون بر ضحاك یا بیور اسپ و اینچنین به آن معنایی دیگر بخشید، معنایی كه رنگ و لعاب مذهبیش زدوده شده و رنگ و جلایی دیگر به آن داده شده بود. اگر امروز آنرا جشن می گیریم به خاطر این ویژگی است كه در واقع این دیگر میترای نظام چوپانی زندگی مشترك هندیان و اقوام ایرانی نیست. بنا بر گزارش هرودوت از دوره ی هخامنشیان نام مهر بر نوزادان گذاشته می شد (البته از دوران خشایار شاه به بعد). در همین گزارش آمده است كه ایرانیان تولد خود را جشن می گیرند و آنرا همچون مراسم عروسی با ارج و منزلت برپا می كنند. امروزه نام های مهرداد، مهرشاد، مهرنوش، مهربانو، میترا، میترادات و مانند اینها یادمانی است از دوردست تاریخ ایران زمین.

ارج پیمان در فرهنگ انسانی

عصر ما نه عصر خدایان پنداری است و نه زیر نظام چوپانی نان فراهم می آوریم؛ اما نیاز می بیند با خرد امروزی به آناتومی پیمان و نگهداشت آن بپردازد. پیمان و ارج و نگهداشت آن در واقع در گروه راستی است. اگر آدمی در گزینش راستی یا دروج (دروغ)، دروج را برگزیده باشد، چگونه می توان از اویِ كژ كردار و دروج گفتار انتظار آن داشت كه پایبند به پیمان باشد؟ كسی می تواند به اصل وفادار باشد كه گوهر راستین را برگزیده باشد.

اعتبار و احترام به نفس پیمان، امری است در قلمرو نیك پنداران. اینانند كه حتی نباید "پیمانی را كه با یك دروغ پرست بسته اند" بگسلند، چرا كه پیمان به نفس خود از اعتباری همه سو برخوردارست. همه سو نگری است فراسوی كمال كه در خور خردمندان نیكجوست. گزینش گوهر راستین، جان و جسم را به پاكی و خرد آراستن است و در پی آن مسؤولیتی بس بزرگ به گردن گرفتن، كه از آن گریزی نیست. برای دریافت این همه سو نگری و عظمت فكری بار دیگر بند دوم مهریشت را مرور كنیم، آنجا كه اهورامزدا می گوید:

"ای سپیتمان،

مبادا پیمان بشكنی،

نه پیمانی را كه با دروغ پرست بسته ای،

نه پیمانی را كه با راستی پرست بسته ای،

چه هر دو پیمان است،

خواه با دروغ پرست،

خواه با راستی پرست."

مهر مترادف است با پیمان؛ اگر پیمان را عینی تر كرده و پوششی زمینی به آن بدهیم، تداوم هستی و گسترش نیكی را در آن جلوه گر خواهیم یافت.

مهر جلوه ای است از پیمان انسان با انسان، پیمان انسان با محیط اجتماعی و طبیعی در یك ژرف نگری انسان به مثابه ی مهر، پرچمدار و نگهبانی هستی خواهد بود. البته انسانی كه گوهر راستین را بر گزیده باشد.

برابر آنچه آمد "پایبند به پیمان" آنچنان اصل مسلم و آشكاری است كه مترادف می شود با "آبادی" و "پیمان شكنی" با "ویرانی" و ظلمت مترادف می گردد.

"ای سپیتمان

پیمان شكن نابكار سراسر كشور را ویران می سازد."

پیمان شكنی، ویرانی است، خدشه در تداوم هستی است. ضدیت بنیادین با گوهر راستی است. آب را آلوده ساختن و گندم سبز بریدن است. پیمان شكنی در معنای عام گناه است. این معنا را در راستای فرهنگ و ادب ایران زمین پیگیر شویم:

خداوند شاهنامه گوید:

[align=center]چو پیمان شكن باشی و تیز/ مغز نباید ز دست تو یك كار نغز


سعدی شیراز گوید:

در ازل بود كه پیمان محبت بستند/ نشكند مرد اگرش سر برود پیمان را


مرد یزدان، حافظ همیشه معاصر، نه تنها پیمان شكنی نمی كند، بلكه بنا به سفارش "پیر پیمانه كشش" حتی از مصاحبت با پیمان شكنان نیز پرهیز می كند:

پیر پیمانه كش من كه روانش خوش باد/ گفت پرهیز كن از صحبت پیمانشكنان


"فایز" شاعر دلسوخته ی دشتستان گوید:


رخ دلبرا مانند ماهه/ رخ من ز غمت چون برگ كاهه



به فایز عهد یاری بسته بودی/ مگر نه عهد بشكستن گناهه


قول مردانه دادن بی گمان در همین راستا رواج یافته است. هرچند كه می نویسند در جمع مهریان زنان را نمی پذیرفتند اما نكته ای این كوچك در اینجا عنوان می كند، كه مرد تنها مفهوم جنس مذكر را ندارد، بلكه ی واژه ی مرد همانند واژه ی "MAN" در زبان انگلیسی است كه یك معنای آن جنس نر و معنای دیگر آن آدم یا انسان است. پس قول مردانه در واقع پیمان انسانی یا قول و قرار انسانی است در نتیجه قول مردانه بیان یك تعهد انسانی است كه شكستن آن به گفته ی "فایز" گناه یا به زبان "سعدی" به آنكه سر برود اما پیمان نرود.

"در آئین میترا حلقه نشان پیمان و اتحاد و همبستگی بود. چون پیمانی بسته می شد حلقه ای رد و بدل می گردید. نشان حلقه از ایران به اروپا رفت و كم كم نشانواره ای برای پیمان زناشویی گشت."

به مهر سوگند یاد می شد و حتی در میان عیاران چنین سوگندی رایج بود. نمونه ای از این سوگند از كتاب "سمك عیار" نوشته ی فرامرز خداد ارجانی یا ارگانی (ارگان یا بهبهان كنونی) كه در اواخر دوره ی سلجوقی نوشته شده و با كوشش و بررسی استاد زنده یاد پرویز ناتل خانلری به چاپ رسیده آورده می شود:

"آتشك خرم شد و در دست و پای سمك افتاد و گفت: «بنده ام، تو چه می فرمایی؟» سوگند خورد به یزدان دادار كردگار، به نور و نار (آتش) و مهر و به نان و نمك مردان و صحبت جوانمردان كه آتشك غدر نكند و به خیانت نیندیشد."[font][/align]


بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از artabaz تشکر کرده اند maralaryaee
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دین، عرفان و فلسفه -> آیین میترایی( مهری )

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir