کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - تاریخ زرتشتیان

تاریخ زرتشتیان

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دین، عرفان و فلسفه -> زرتشت شناسی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


farahvashi
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
5 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 76
امتياز: 163
تشکر کرده: 41
تشکر شده 34 بار در 27 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388 00:33:42    موضوع مطلب: تاریخ زرتشتیان پاسخ همراه با اعلان

درود

در سده هفتم میلادی، که تازیان بر ایران چیره شدند، گروهی از زرتشتیان ترك دین كردند. خانواده‌های بسیاری، در سده نهم به هندوستان كوچ کردند، تا فرهنگ دینی و ملی خود را پاسداری كنند و به آیندگان بسپارند، و بسیاری دیگر در ایران ماندند تا آتش عشق به دین بهی را در سینه و كانون خانواده خود گرم و پر فروغ نگهدارند.
یورش و ضربه سخت‌تر در دوران چیرگی مغول به زرتشتیان وارد آمد. بسیاری كشته شدند و گروهی به جاهای دور‌دست پناه بردند تا از ستم و تهدید مغولان درامان بمانند.
در زمان صفویه فشار باز هم بیشتر شدت گرفت، این وضع اندوه‌بار کم و بیش تا زمان قاجار همچنان ادامه یافت. برخی از زرتشتیان که تاب این فشارها را نمی آوردند و نمی خواستند دل از دین پدران خود برکَنند، به ناچار راهی دیار هند شدند که البته در آنجا هم با سختی‌های زیادی روبرو شدند. آنان همواره رابطه خود را با همكیشان‌شان در ایران حفظ کردند، مگر در دوره هجوم مغول به ایران که این رابطه به اجبار برای مدت زیادی گسیخته شد. سرانجام در آغاز قرن هیجدهم میلادی دوباره این ارتباط برقرار شد و پارسیان هند برای حل مشکلات مذهبی خود، از جمله گاهشماری و روز سال و ماه، رو به همکیشان ساکن ایران آوردند.
از سوی زرتشتیان ایران « دستور جاماسب ولایتی»، از کرمان به هند رهسپار شد. دستور جاماسب در هند دریافت که در پی جنگ و گریزهای بیشماری که پارسیان هند با آن روبرو بودند، از بسیاری از نکات دینی بی خبر مانده اند، از همین روی پس از گزینش سه موبد‌زاده با هوش از میان موبد‌زادگان و آموزش و تربیت دینی آن‌ها، با خیال آسوده به ایران بازگشت.
این خدمت ارزنده ای بود به کلیه زرتشتیان، زیرا از آن پس چنان زرتشتیان ایران زیر فشار قرار گرفتند که به سرعت شمار آنان رو به کاهش گذاشت و این‌بار این زرتشتیان هند بودند که به یاری زرتشتیان ایران شتافتند. اگر پارسیان هند نبودند، بی‌گمان زرتشتیان در ایران کاملا نابود شده بودند.
پس از روی کار آمدن سلسله صفویه در ایران، فشار، توهین و آزار چنان شدت گرفت که شمار زرتشتیان ایران از قرن هیجده تا اواخر قرن نوزده از یک میلیون نفر به 7711 نفر کاهش یافت (از کتاب « فرزانگان زرتشتی» نوشته رشید شهمردان ص 12)؛ و اگر تلاش های روانشاد « مانکجی پور لیمجی هاتریا» نبود، امروز نشانی از جماعت زرتشتی در ایران برجای نمانده بود.
بهتر است گوشه ای از ظلم و جوری را که به زرتشتیان ایران وارد می‌شد از قلم یک کشیش مسیحی به نام «ناپیر ملکم»، که پنج سال در یزد زندگی كرده است، بخوانیم:
« ظلم‌های آشكاری که به زرتشتیان ایران روا داشته می شد مانند جزیه، پوشیدن لباس کهنه و نپوشیدن لباس نو، سوار نشدن بر چهارپایان خود و نساختن خانه‌هایی که بلندتر از خانه‌های مسلمانان باشد، درپی تلاش و کوشش‌های مانکجی صاحب از‌بین رفت و نیز ظلمی که اگر یک نفر زرتشتی درمی‌گذشت همه متروکات او منقول و یا غیر منقول حق جدیدالاسلامی که از خویشاوندان او بود می‌شد و به فرزندان زرتشتی ارثی نمی‌رسید و حتی خانه مسکونی او را نیز می‌بردند، با کوشش خستگی‌ناپذیر و هوش و درایت مانکجی صاحب ازبین رفت. » (فرزانگان زرتشتی، رشید شهمردان، ص 628 / کشیش ناپیر ملکم در مورد قانون ارث اشتباه می‌کند. زیرا کوشش‌های مانکجی فقط منجر به برداشتن جزیه شد و فشارهای دیگر از جمله قانون ارث ادامه داشت.)
فرزانه مانکجی در یکی از سخنرانی‌های خویش در بمبیی در سال 1863 میلادی در حضور بزرگان پارسی چنین گفت: « هرگاه ده یک اینگونه تعدیات و بی‌حسابی ها و ظلم و ستمی که درباره زرتشتیان ایرانی می‌شود، درباره هر مذهب و ملت دیگر می شد، تاب نیاورده ناچار فرار می‌کردند یا دست از دین و آیین نیاكان خود برداشته یا اینکه خود را هلاک می كردند. » (همانجا ص 630)
در دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، پارسیان هند كه از بیداد و فشار وارده به همكیشان خود در ایران آگاهی یافته بودند، نماینده عالی رتبه‌ای را به نام «مانكجی لیمنجی هاتریا»، به ایران فرستادند. او نزد شاه شكایت برد و با پشتیبانی حكومت هند و امپراتوری انگلیس توانست از فشارها تا حد زیادی بكاهد . از روی نامه‌های مبادله شده بین مانكجی و ناصرالدین شاه كه امروز موجود است، درمی یابیم فشار و تبعیض ظالمانه نسبت به زرتشتیان از جمله موردهای زیر بود :
زرتشتیان مجبور بودند علامت مشخصه‌ای روی لباس خود بزنند تا تمیز داده شوند.
زرتشتیان در هنگام خرید، حق نداشتند به كالاها و به ویژه به اغذیه و میوه دست بزنند.!
زرتشتیان حق نداشتند سوارچهارپا شوند و یا در بازار سواره حركت كنند.
زرتشتیان روزهای بارانی نمی‌بایست بیرون بروند.
اگر یک زرتشتی از دین خود برمی‌گشت، دیگر افراد خانواده از ارث والدین محروم می‌شدند و همه ارث، به او می‌رسید.
اگر كه یك نفر زرتشتی كشته می شد، قاتل قصاص نمی‌شد و تنها می‌بایست خون‌بها ( دیه ) به وارث مقتول زرتشتی بپردازد و در بسیاری از موارد این پرداخت هم صورت نمی‌گرفت.
در تاریخ معاصر زرتشتیان ایران، « مانكجی لیمجی هاتریا » از بنام ترین چهره‌ها و تاثیر‌گذارترین فرد اجتماعی و سیاسی دوره قاجار است. او كه به « مانكجی صاحب » مشهور است، توانست با تدبیر و ابتکار بی‌مانند خود جامعه زرتشتی درحال نابودی آن زمان را نجات دهد.
دنباله دارد...
برگرفته ار تارنمای انجمن موبدان

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از farahvashi تشکر کرده اند human, sharifi


farahvashi
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
5 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 76
امتياز: 163
تشکر کرده: 41
تشکر شده 34 بار در 27 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388 12:46:25    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

مانکجي که بود؟
مانکجي پور ليمجي پور هوشنگ هاتريا در سال 1192 خورشيدي (1813 ميلادي) در « موراسومالي » يكي از بخش‌هاي بندر « سورات » به دنيا آمد. اجدادش از زرتشتياني بودند كه در زمان صفويه از ايران به هندوستان مهاجرت كرده بودند. وي پنج ساله بود كه انگليس‌ها فعاليت‌هاي خود را از بندر سورات به بمبيي منتقل كردند و بنابراين زرتشتياني كه در موسسات اداري گمرك مشغول به كار بودند و يا كارهاي تجاري داشتند – از جمله پدر وي – به بمبيي رفته و در آنجا ساكن شدند.
مانكجي در جواني وارد خدمات بازرگاني شد و پيشكاري برخي از بازرگانان را پذيرفت و به سبب شغلش به بخش‌هاي گوناگون هندوستان سفر كرد. او آموخته بود که فردي بسيار منظم، كاردان، و متكي به نفس و شجاع باشد و اين به سبب کاري بود که انجام مي‌داد. به دليل دلبستگي فراوان به آب و خاك اجداديش چندين بار اراده کرد به ايران سفر كند، اما هر بار شرايط اجتماعي هندوستان، افغانستان و يا ايران مانع از اين سفر مي‌شد، تا اينكه سرانجام در سال 1233 خورشيدي ( در سن 41 سالگي ) شرايط مسافرت به ايران براي او فراهم شد.
دنباله دارد...
برگرفته از تارنمای انجمن موبدان

_________________
نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب


farahvashi
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
5 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 76
امتياز: 163
تشکر کرده: 41
تشکر شده 34 بار در 27 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388 18:27:31    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

انجمن اکابر پارسيان
در سال 1175 خورشيدي و پس از فوت كريم خان زند، و در پي اغتشاش‌هايي كه به وسيله آغا محمدخان قاجار به وجود آمد، گروهي از زرتشتيان به هند كوچ كردند. دختر يكي از اين مهاجرين به نام « گلستان بانو » با يكي از پارسيان ثروتمند هند به نام « فرامجي بيكاجي » ازدواج كرد. يكي از فرزندان آنان به نام «مهروانجي» با همفكري و همراهي برخي از سران پارسي هندوستان « انجمن بهبودي وضع زندگي زرتشتيان ايران» را كه در ايران به نام « انجمن اكابر پارسيان » شناخته شده بنياد نهاد. هنگامي كه اعضاي انجمن اكابر از هدف مسافرت مانكجي آگاه شدند از او درخواست كردند كه در يزد براي ساختن دخمه‌اي همت نمايد و وجهي را هم براي اين كار به او سپردند، و اين در فروردين 1233 خورشيدي صورت گرفت. بدين ترتيب نخستين نماينده‌اي که با همه اختيارها از سوي اين انجمن به ايران آمد، مانكجي صاحب بود.
از آنجا كه مانكجي صاحب به واسطه شغلش – صندوق‌داري دولت انگليس- با صاحب‌منصبان دولت انگليس در هند از نزديک ارتباط داشت، 4 سفارشنامه براي سفارتخانه‌هاي انگليس در بوشهر، بغداد، استانبول و تهران نگاشت و در آن‌ها تاكيد كرد كه مسوولان در نهايت احترام او را دركارهايش همراهي نمايند.
مانكجي صاحب از بمبيي با كشتي بخار به سوي ايران رهسپار شد و از قضا در آن كشتي با ميرزا حسين خان سپهسالار (مشيرالدوله – سفير كبير دولت ايران) كه از ماموريت «سركنسولگري بمبئي» به ايران باز مي‌گشت، آشنا شده و اين آشنايي به دوستي تبديل شد و سپهسالار نيز همواره پاس احترام او و زرتشتيان را نگهداشت.
مانكجي در 1233 خورشيدي در بندر بوشهر پياده شد و از طريق شيراز به يزد رفت.
پس از چهارده ماهي كه در يزد بود، به كرمان رفت و از آنجا در ماهان با رحمت علي شاه (قطب دراويش نعمت الهي) روابط دوستي عميقي ايجاد كرد و از جانب وي به «درويش فاني» ملقب شد، و اين لقب را تا پايان عمر براي خود نگه داشت. سپس به تهران رفت و در مدت پنج سال و نيم بين درباريان به‌گونه‌اي براي خود احترام به وجود آورد كه از سوي ناصرالدين شاه با لفظ « پدر» خوانده مي شد.
پس از اقامت در تهران، در آذربايجان با مظفرالدين ميرزا، وليعهد و حكمران آذربايجان ديداري داشت. در كردستان ميهمان غلام شاهجهان، والي كردستان بود وسپس به كرمانشاه و عتبات عاليات (نجف اشرف) رفت و در عراق در ديداري با «حاج شيخ مرتضي انصاري» (فقيه عاليقدر شيعه)، پرسش‌هاي 14 گانه اي را درباره معامله و رفتار جامعه مسلمانان با زرتشتيان مطرح كرد كه در همه موارد شيخ مرتضي انصاري ، شكستن حرمت و آزار و اذيت زرتشتيان را حرام دانست و تنها گرفتن جزيه يا ماليات هاي شرعي را – با اجازه فقيه هر محل – جايز شمرد.
مانكجي پس از يكسال ماندن در بغداد به بمبيي رفت و گزارش کارها و اقدامات خود را به انجمن اكابر پارسيان داد.
در سال 1243 خورشيدي كتاب هاي «اظهار سياحت ايرانيان» (شرح مختصر ايام اقامتش در ايران) و «جامعه مانك» را به زبان‌هاي گجراتي و فارسي به چاپ رساند.
در 1245 خورشيدي به ايران بازگشت و در كرمان با حاجي سيد جواد، امام جمعه كرمان و حاجي محمد كريم خان كرماني، رييس شيخيه ديدار و روابط صميمانه برقرار كرد.
در اين زمان بود که با دشواري و تلاش بسيار اجازه آموزش 12 كودك كرماني و 20 كودك يزدي را از خانواده‌شان گرفت و در قانون‌نامچه‌اي كه براي مدرسه وقفي خيريه‌اش ايجاد كرد، پذيرفت كودكاني كه به آن مدرسه بيايند، 5 سال شبانه‌روزي در آنجا تحصيل كنند و همه مخارجشان از هر‌گونه که باشد، در اين مدت، برعهده او باشد. و حتي پولي برابر با كاري كه آن كودك مي‌توانست براي خانواده‌اش انجام دهد تعيين كرده و به خانواده اش مي‌داد.
دنباله دارد....

_________________
نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از farahvashi تشکر کرده اند human


farahvashi
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
5 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 76
امتياز: 163
تشکر کرده: 41
تشکر شده 34 بار در 27 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 4 دي ماه ، 1388 13:00:20    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

مبارزه در چند جبهه
مانکجي پيش از اين که به ايران بيايد تصور مي‌کرد که تنها بايد جزيه را بردارد و زرتشتيان را از ظلم نجات دهد، ولي هنگامي‌که به ايران و به جمع همکيشان خود آمد، ديد که نابساماني در درون جامعه زرتشتي کمتر از فشار خارجي نيست. و اين جامعه از درون در‌حال نابودي است و گويا دو عامل فشار خارجي و ناآگاهي داخلي دست به دست هم داده‌اند تا اين مردم ستم‌کشيده را نابود کنند.
او با تدبير و دانشي که داشت، مبارزه خويش را در چند جبهه آغاز کرد، که به شرح کوتاه آن مي‌پردازيم:
1) اصلاح و تجديد ساختار در جامعه زرتشتي ايران
مانکجي پي برده بود که يکي از راه‌هاي پايه‌اي پيشرفت زرتشتيان ايران، اصلاح امور داخلي جامعه است، از اين‌رو نامه‌هاي بسياري به زرتشتيان نوشت و به دنبال اين بود که آنان را از بي‌خبري و ناداني برهاند و بر آگاهي‌شان بيفزايد. او با خرافات به طور جدي جنگيد. در اين راه گام هاي اساسي برداشت.
الف: آموزش آيين‌هاي ديني و مبارزه با خرافات ــ سدره پوشي را رواج داد. عبادتگاه‌ها، آتشكده و زيارتگاه‌هاي زرتشتيان را تعمير کرد؛ از جمله زيارتگاه بانو پارس. دخمه هايي بر پا کرد؛ در شريف آباد، در كوه نريمان و دو دخمه در كرمان يعني قنات غسان و عبادتگاه و دخمه محكمي بر كوه بي‌بي شهربانو در شرق تهران ايجاد كرد. از قرباني كردن حيوانات و مراسمي چون حنابندان كه داخل آيين‌هاي زرتشتي شده بود، جلوگيري كرد.
ب: بهبود وضع اقتصادي ــ به ترويج كارهاي خيريه دست زد. به زرتشتيان يزد، كه بيشينه‌شان فقير و بي‌چيز بودند، كمك‌هاي مالي کرد. براي دختران نورسيده وسايل زندگي و جهيزيه فراهم آورد. بين سال‌هاي 1245-1235 خورشيدي، مراسم عروسي صد نفر از دوشيزگان زرتشتي را برگزار کرد. همچنين از پارسيان هند خواست تا صندوق خيريه‌اي را براي کمک به نيازمندان بنا نهند.
پ: اصلاحات اجتماعي ــ براي آنكه اختلافات داخلي جامعه زرتشتي به محكمه هاي عرف و شرع بيرون از جامعه راه نيابد، ‌انجمن زرتشتيان يزد را پايه‌ريزي كرد كه سنگ بناي استقلال حقوقي در احوالات شخصيه زرتشتي به شمار مي‌رفت.
ت: ايجاد مدرسه ــ او مي‌دانست که سرچشمه همه نابساماني‌هاي داخلي و بيروني بيسوادي است، بنابراين بنا نهادن مدرسه در ايران را در شمار کارهاي اساسي مي‌دانست. تاسيس مدرسه‌هاي زرتشتي براي آموزش نونهالان و كودكان ايران راهي بود كه مانكجي براي مبارزه با بي‌سوادي زرتشتيان و غير زرتشتيان در پيش گرفت
دنباله دارد....

_________________
نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب


farahvashi
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
5 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 76
امتياز: 163
تشکر کرده: 41
تشکر شده 34 بار در 27 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 5 دي ماه ، 1388 13:58:49    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

2) ارتباط با دربار و بزرگان سياسي کشور
مانکجي از توان مالي و سياسي خود بهره جست و توانست در دربار ناصرالدين شاه از اعتبار و جايگاه ويژه‌اي برخوردار شود. نامه‌هاي او به دربار نشان مي‌دهد او علاوه برنفوذ در دربار شاه قاجار توانسته بود بسياري از درباريان را با خود همراه سازد.
وي پس از 29 سال تلاش شبانه‌روزي در ايران و خرج هزينه‌هاي هنگفت توانست فرمان لغو حكم «جزيه» را از ناصرالدين شاه دريافت دارد. جزيه ماليات ساليانه اي بود كه اهل كتاب به حكومت مي‌پرداختند تا مورد حمايت و حفظ حكومت واقع شوند. گرچه قانون‌هاي فقهي درباره ميزان وجه جزيه آشكار بود، اما هنگام دريافت، در هر بخش، حاكمان مستبد، هر مقدار كه مي‌خواستند به نام جزيه دريافت مي‌كردند. گرفتن جزيه در تاريخ دوره جديد و معاصر ايران از عوامل مهم تغيير مذهب و كوچ زرتشتيان از ايران بوده است.
زماني كه مانكجي در تهران ساکن بود، زرتشتيان ايران 7000 نفر بودند كه مبلغ 9375 ريال در سال جزيه از ايشان گرفته مي‌شد. اگرچه امروزه اين ماليات کم وجزيي به نظر مي‌رسد ولي در زماني كه حقوق يك ماه، ده يا پانزده ريال بود اين مبلغ بسيار زياد بود. علاوه بر آن كاركنان دولت آن را ده برابر يا بيشتر افزايش داده و از زرتشتيان مي‌گرفتند. و به راستي که بسيار زياد و طاقت فرسا بود.
اولين كار مفيد، واگذاري مبلغ جزيه در تيول عباسقلي خان معتمدالدوله – وزير عدليه – بود كه بدينوسيله دست تعدي حاكمان محلي نسبت به همه زرتشتيان تا حدي كوتاه شد.
مانكجي در دومين مرحله توانست حدود 100 تومان از هزينه بالا را كاهش دهد و سپس در سومين اقدام پرداخت كل مبلغ را خود پذيرفت تا از سوي انجمن اكابر پارسيان آن را بپردازد و رسيد دريافت دارد. بدين وسيله ديگر هيچ‌كس در هيچ جاي مملكت حق گرفتن جزيه از زرتشتيان را نداشت.
عباسقلي خان در سال 1241 خورشيدي وفات كرد و ناصرالدين شاه، زرتشتيان را تيول وزير امورخارجه – ميرزا سعيد خان انصاري – قرار داد. او نيز مانند صاحب‌منصب قبلي با زرتشتيان و به‌ويژه مانكجي با دوستي و مداراي بسيار رفتار نمود.
اعضاي انجمن اكابر پارسيان حدود 28 سال مبلغ جزيه را توسط مانكجي پرداختند و هديه ها و پيشكشي‌هاي بسياري را به شاه و درباريان دادند، تا اينكه در پايان توانستند ناصرالدين شاه را راضي به الغاي حكم جزيه نمايند. شاه در تيرماه 1261 خورشيدي اين حكم را صادر كرد. بدين ترتيب سنگين‌ترين باري كه هم از نظر مادي و هم از نظر رواني بر دوش جامعه زرتشتيان بود، برداشته شد. چندي بعد مانكجي به مناسبت اين پيروزي جشن مفصلي را در باغ ظهيرالدوله ميرزا عليخان قاجار، داماد ناصرالدين شاه، برپا داشت.
زندگي پرمخاطره و پرزحمت او كه همه آن صرف بهروزي زرتشتيان ايران گرديد، در سال 1269 خورشيدي در تهران به پايان رسيد و در دخمه‌اي که خود ساخته بود و در سرزميني که به آن عشق مي‌ورزيد آرام گرفت.
او دو بار ازدواج كرد، يكبار در هندوستان با «هيرابايي» نام و ثمره اين ازدواج پسري به نام «هرمزدجي» و دختري به نام «دوسي بايي» بود. پس از مرگ همسرش، در ايران با فرنگيس نام – دختر هرمزديار بندار كرماني – ازدواج كرد، ولي از اين ازدواج فرزندي نداشت.
خانواده هاي «خراس» و «داور» در هندوستان از خاندان «هرمزدجي» برجاي و برقرارند.

_________________
نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دین، عرفان و فلسفه -> زرتشت شناسی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir