| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 11:21:53 موضوع مطلب: |
|
|
بر گرفته از تارنگار استاد امید عطایی فرد - بخش حافظ مهر آیین -ساقی
استاد مسعود فرزاد، پس از بررسيهاي دقيق ابيات زير را از كلية ساقينامههاي منسوب به حافظ جدا كرده و اصل ميداند. با توجه به مفهومي كه من از اشعار حافظ درك ميكنم اين نظر استاد تا حد زيادي مورد تاييد اينجانب نيز قرار دارد.
بيا ساقي، آن مي كه حال آورد/كرامت فزايد كمال آورد
به من ده كه بس بي دل افتادهام/وزين هر دو بيحاصل افتادهام
بيا ساقي آن مي كزو جامِ جم/زند لافِ بينايي اندر عدم
به من ده كه گردم به تاييد جام/چو جم آگه از سرِ عالم تمام
بيا ساقي، آن كيمياي فتوح/كه با گنجِ قارون دهد عمرِ نوح
بده تا به رويت گشايند باز/درِ كامراني و عمرِ دراز
بيا ساقي آن مي كه عكسش ز جام/به كيخسرو و جم فرستد سلام
بده تا بگويم به آواز ني/كه جمشيد كي بود و كاووس كي
دم از سيرِ اين ديرِ ديرينه زن/صلايي به شاهانِ پيشينه زن
همان مرحله است اين بيابانِ دور/كه گم شد در آن لشكرِ سلم و تور
همان منزل است اين جهانِ خراب/كه ديدهاست ايوانِ افراسياب
كجا رفت پيلانِ لشكر كُشش/كجا شيده، آن تركِ خنجر كشش
نه تنها شد ايوان و كاخش به باد/كه كس دخمهاش هم ندارد به ياد
بيا ساقي آن بكرِ مستورِ مست/كه اندر خُرابات دارد نشست
به من ده كه بدنام خواهم شدن/خرابِ مي و جام خواهم شدن
بيا ساقي آن آب ِ انديشه سوز/كه گر شير نوشد شود بيشهسوز
بده تا روم بر فلك شيرگير/بهم بر درم دامِ اين گرگِ پير
بيا ساقي آن مي كه حور بهشت/عبير ملائك در آن ميسرشت
بده تا بخوردي در آتش كنم/دماغِ خرد تا ابد خوش كنم
بيا ساقي آن مي كه شاهي دهد/به پاكي ِ او دل گواهي دهد
به من ده مگر گردم از عيب پاك/بر آرم به عشرت سر از اين مغاك
چو شد باغِ روحانيان مسكنم/در اينجا چرا تختهبندِ تنم
شرابم ده و روي دولت ببين/خرابم كن و گنجِ حكمت ببين
من آنم كه چون جام گيرم به دست/ببينم در آن آينه هر چه هست
به مستي دم از پارسايي زنم/درِ خسروي در گدايي زنم
كه حافظ چو مستانه سازد سرود/ز چرخش دهد رودِ زهره درود
(غزل شمارة 157)
ساقيا مي بده و غم مخور از دشمن و دوست/كه به كامِ دلِ ما، آن بشد و اين آمد
(غزل شمارة 168)
فرياد كه آن ساقيِ شكر لب سرمست/دانست كه مخمورم و جامي نفرستاد
چندان كه زدم لافِ كرامات و مقامات/هيچم خبر از هيچ مقامي نفرستاد
(غزل شمارة 174)
آن شد اي خواجه كه در صومعه بازم بيني/كار ما با لبِ ساقي و لبِ جام افتاد
(غزل شمارة 176)
بيا اي ساقيِ گلرخ، بياور بادة رنگين/كه فكري در درونِ ما، ازين بهتر نميگيرد
(غزل شمارة 210)
چنان كرشمة ساقي دلم ز دست ببرد/كه باكسِ دگرم نيست برگِ گفت و شنيد
(غزل شمارة 211)
ساقي حديثِ سرو و گل و لاله ميرود/وين بحث با ثلاثة غساله ميرود
[ثلالة غساله = سه جامِ شراب كه در بامداد بنوشند.]
(غزل شماة 230)
ساقيا لطف نمودي قدحت پر مي باد/كه به تدبير تو تشويشِ خمار آخر شد
(غزل شمارة 234)
خطِ ساقي گر ازين گونه زدي نقش بر آب/اي بسا رخ كه به خونابه ُمنَقَش باشد
دلق و سجادة حافظ ببرد باده فروش/گر شرابش ز كفِ ساقيِ مهوش باشد
خاقاني شرواني سروده است:
ساقي فريب آميز بين، مطرب نشاط انگيز بين
بازار مي زان تيز بين، مرسومِ جان را تازه كن
زانگشت ساقي خونِ رز، بستان و زان انگشتِ مز
بر زاهدان انگشت گز، با شاهدان جان تازه كن
خوش عطسة روز است مي، ريحانِ نوروز است مي
دُرِ شب افروز است مي، زان دُر شبستان تازه كن
فخرالدين عراقي سروده است:
ساقي، قدح مي مغان كو/مطرب، غزلِ ترِ روان كو
اي ساقيِ آفتابِ ديدار
/بر جانم ريز جامِ جون خوار )عطار
(غزل شمارة 236)
ياد باد آنكه صبوحي زده در مجلس انس
جز من و دوست نبوديم و خدا با ما بود
مستي
(غزل شمارة 17)
اگر چه مستيِ عشقم خراب كرد ولي
/اساس هستي من زان خرابي آباد است
چه راه ميزند اين مطربِ مقام شناس
/كه در ميانِ غزل قولِ آشنا آورد
(غزل شمارة 165)
(غزل شمارة 157)
چه مستي است ندانم كه رو به ما آورد
/كه بود ساقي و اين باده از كجا آورد ؟
ساقيا برخيزو در ده جام را
/خاك بر سر كن غم ايام را
عاشق و مخمور و مهجورم، بتِ ساقي كجاست
گو خرامان شو كه پيش قدِ رعنا ميرمت
(غزل شمارة 86)
{م.ص. نظمی افشار}
شراب، مي، باده (ب)
اقبال لاهوري فرموده است:
ساقيا بر جگرم شعلة نمناك انداز/دگر آشوبِ قيامت به كفِ خاك انداز
اوبه يك دانة گندم به زمينم انداخت/تو به يك جرعة آب آنسويِ افلاك انداز
عشق را بادة مرد افكنِ پر زور بده/لايِ اين باده به پيمانة ادراك انداز
(غزل شمارة 158)
دي پيرِ مي فروش كه ذكرش به خير باد/گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز ياد
گفتم به باد ميدهدم باده نام و ننگ/گفتا قبول كن سخن و هر چه باد باد
حافظ گرت ز پند حكيمان ملالت است/كوته كنيم قصه كه عمرت دراز باد
(غزل شمارة 164)
صوفي ار باده به اندازه خورد نوشش باد/ورنه انديشة اين كار فراموشش باد
آنكه يك جرعه مي از دست تواند دادن/دست با شاهدِ مقصود در آغوشش باد
(غزل شمارة 172)
بيا بيا كه زماني ز مي خراب شويم/مگر رسيم به گنجي در اين خراب آباد
(غزل شمارة 181)
برو معالجة خود كن اي نصيحت گو/ شراب و شاهدِ شيرين كرا زياني داد
اختراع شراب را به جمشيد نسبت دادهاند، چنانچه در نوروزنامة خيام آمده است، هما (پرندة خجسته) دانة تاك را از بهشت آورده و به شاهي كه او را از گزند مار رها كرده بود، ارمغان كرده است. اينكه در ادبيات فارسي پس از اسلام باز از باده اين همه ستايش شده است يكي به واسطة پيشينة دراز باده در ايران باستان است و ديگري واكنشِ سختگيريهاي برخي از ارباب مذهب.
با سپاس بیکران از پیر فرزانه نه پیر عمر جناب عطایی فرد و شاد روان نظمی افشار
این دیگر چه شرابی است که هوشیاری میآورد , دل را پاک میکند , انسان را به شهود میرساند , پرده ها را از برابر چشمان کنار میبرد ,انسان را به ملکوت میبرد, این چه مراسم آیینی است که کسی را از آن خبری نیست . مگر نگفته اند که مهریان کوه نشین و ریاضت کش و روزه دار و پاکدامن بودند , مگر نگفته اند که مهریان دادگر و کوشا و فروتن و بخشنده بودند آنها را با بیخبری و خوش گذارانی چه کار ؟!!!!!
ناآگاهی و نادانی ما نشان گناهکاری آنان نیست !پس بیاییم چشمایمان بشوییم و جور دیگر ببینیم _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند sharifi |
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 15:47:12 موضوع مطلب: |
|
|
این هم یکی از قدح های شراب به نام دوست کامی که برای باده پیمایی به کار میرفت از قمرود به دست آمده مربوط به هزاره پنجم و ششم پیش از میلاد - از کتاب قم در آیینه ی میراث - به کوشش محمد جهان بخش -اتشارات میراث فرهنگی -ص18
جناب امید عطایی فرد - حافظ شناسی - هوم
. مراسم باده خواري در مجالس انس به اين صورت برگزار ميشد كه مريدان دايره وار مينشستند و جام شراب به ترتيب از دستي به دست ديگر رد شده و همه را سيراب ميكرد. از همين رو در ابيات زيادي از بادهپيمايي صحبت شده است.
(غزل شمارة 9)
چو با حبيب نشيني و باده پيمايي/ به ياد دار محبان باده پيما را _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 21:09:25; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 17:13:32 موضوع مطلب: |
|
|
استاد امید عطایی فرد -حافظ شناسی -زنار
بر روي گچ بري سر درمدرسة حاج فتحعلي بيك دامغان مربوط به دورة صفوي اشعار زير از عصمت بخارايي نوشته شده است:
گفت تسبيح به خاك افكن و زنار ببند
سنگ بر شيشة تقوا زن و پيمانه بنوش
توبه يكسو بنه و ساغر مستانه طلب
خرقه بيرون بكن و كسوت رندانه بپوش
بعد از آن پيش من آ، تا به تو گويم رمزي
راهبر گردي اگر بر سخنم داري گوش
زود ديوانه و سرمست دويدم سويش
به مقامي برسيدم كه نه دين ماند و نه هوش
محو گشت از ورق كون و مكان نقش وجود
نه پري ماند و نه آدم نه طيور و نه وحوش
ديدم از دور گروهي همه افتاده و مست
از تفِ باده شوق آمده در جوش و خروش
به نظر ميرسد كه اين گچ بري مربوط به قبل از بناي اين مدرسه باشد زيرا بسيار بعيد است كه در سيزدهمين سال سلطنت شاه سلطان حسين صفوي، يعني همان پادشاهي كه با صوفيه سخت مخالف بود و هر جا خانقاهي از آنها وجود داشت ويران ميكرد، غزلي چنين عارفانه بر سر در مدرسهاي از مدارس علوم ديني گچبري شده باشد.(دامغان شش هزار ساله. ص 127)
این شعر راز باده نوشی را بیان میکند و اینکه پیر مغان دانای اسم اعظم است برای همین از باده نوشی به بی خبری نمیرسد . یک چیزی دیگر که نمیتوانم برای شما گواه بیاورم اینست باده نوشی برای تازه کارهاست پس از طی گامهایی دیگر نیازی به باده نوشی نیست و سالک با تمرکز و بدون خوردن باده مست میشود این همان جایگاه پیر است .
یک چیز دیگر; دین و آیین یک چیز و عرف چیز دیگریست. هر مراسم شرابخواری و رقص و پایکوبی را به پای دین مهری ننویسید .بسیار متاسفم که بگویم بسیاری رقصیدن با زنان سبکسر و خوردن شراب کفدار همراه با کشیدن افیون و شنیدن آهنگ های تکنو ی اهریمنی و رقص های رتمتیک شبیه به حرکات آمیزشی را نشانه ی مهر آیین بودن میدانند .و بسیار متاسفم که بگویم پخش کنندگان مواد کراک و شیشه و شاپاین های کف دار را ساقی مینامند . آن ساقی دانای راز کجا این ساقی های پتیاره ی چل قُز دریده کجا ؟!!! میدانم که برای گفتن این سخنان خیلی دیر شده و کسی سخنانم را درنمییابد و باور ندارد اما شاید نسل های آینده در اندیشه بازگشت به فرهنگ خود برآیند و ایین گذشتگان را زنده کنند .
به امید آن روز
پاینده ایران  _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 18:06:40 موضوع مطلب: |
|
|
استاد امید عطایی فرد -حافظ شناسی راز (اسم اعظم)
راز
حمزة اصفهاني در كتابِ التنبيه علي حدوث التصحيف، از قول ابوجعفر متوكلي(250 قمري) مينويسد: فارسيان در هنگام پادشاهي خود با هفت كتابت ارادة گوناگون خود را تعبير ميكردند و نامهاي آنها اين است: آدم دبيره، كشته دبيره، نيم كشته دبيره، فرورده دبيره، راز دبيره، دين دبيره، وسف دبيره... معني راز دبيره كتابت راز و ترجمه است.(ذبيح بهروز، دبيره، ص 24)
شهابالدين سهروردي در مقدمة حكمتالاشراق آورده است:” حكيمان گذشته از ترسِ تودة نادان سخنان خود را به رمز گفتهاند از اين روي ردهايي كه بر آن سخنها نوشتهاند، متوجه ظاهر اين گفتهها است نه آنكه واقعا بر مقاصد آنان رد باشد. و حكمت اشراق كه اساس و بنيان آن را بر دو اصلِ نور و ظلمت حكيمان پارسي مانند: جاماسب، فرشادِ شور، بوذرجمهر، بنا كردهاند از اين قبيل رمزهاي پنهاني است“.(خلاصة حكمتالاشراق. ص 3)
(غزل شمارة 34)
در آستين مرقع پياله پنهان كن/كه همچو چشمِ صراحي زمانه خونريزست
صراحيي و حريفي گرت به چنگ افتد/به عقل نوش كه ايام فتنه نزديكست
به آب ديده بشوييم خرقهها از مي/كه موسمِ ورع و روزگارِ پرهيزست
(غزل شمارة 3)
دل ميرود ز دستم، صاحبدلان خدا را/دردا كه راز پنهان، خواهد شد آشكارا
(غزل شمارة 6)
حديث از مطرب و مي گو و راز دهر كمتر جو
كه كس نگشودو نگشايد به حكمت اين معما را
(غزل شمارة 7)
راز درون پرده ز رندان مست پرس/كاين حال نيست زاهدِ عالي مقام را
(غزل شمارة 10)
محرم راز دلِ شيداي خود/كس نميبينم ز خاص و عام را
(غزل شمارة 35)
آن كس است اهلِ بشارت كه اشارت داند
نكتهها هست بسي محرمِ اسرار كجاست
(غزل شمارة 46)
لطيفهاي است نهاني كه عشق ازو خيزد
كه نامِ آن نه لب لعل و خط زنگاري است
جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نكته در اين كار و بار دلداري است
(غزل شمارة 4
سخن عشق نه آن است كه آيد به زبان
ساقيا مي ده و كوتاه كن اين گفت و شنود
(غزل شمارة 50)
سنگ و گل را كُند از حسن نظر لعل و عقيق
هر كه قدر نفسِ باد يماني دانست
(غزل شمارة 91)
رازي كه برِ غير نگفتيم و نگوييم/با دوست بگوييم كه او محرم راز است
(غزل شمارة 119)
كلك زبان بريدة حافظ در انجمن/با كس نگفت رازِ تو تا تركِ سر نكرد
(غزل شمارة 122)
مرا به رندي و عشق آن فضول عيب كند/كه اعتراض به اسرار علم غيب كند
كمال سرِ محبت ببين نه نقصِ گناه/كه هر كه بي هنر افتد نظر به عيب كند
ز عطرِ حور بهشت آن نفس برآيد بوي/كه خاكِ ميكدة ما عبير جيب كند
چنان بزد ره اسلام غمزة ساقي/كه اجتناب ز صهبا مگر صهيب كند
كليدگنجِ سعادت قبولِ اهلِ دلست/مبادكس كه در اين نكته شك و ريب كند
[صهبا = شراب ِ سرخ و سفيد / صهيب = از اصحاب پيامبر اسلام كه به زُهد و پارسايي معروف بوده است]
(غزل شمارة 126)
داني كه چنگ و عود چه تقرير ميكنند/پنهان خوريد باده كه تعزير ميكنند
ناموسِ عشق و رونق عشاق ميبرند/ عيبِ جوان و سرزنش پير ميكنند
تشويشِ وقت پير مغان ميدهند باز/اين سالكان نگر كه چه با پير ميكنند
گويند رمز عشق مگوييد و مشنويد/مشكل حكايتي است كه تقرير ميكنند
(غزل شمارة 146)
دلنشان شد سخنم تا تو قبولش كردي /آري آري سخن عشق نشاني دارد
در ره عشق نشد كس به يقين محرمِ راز/هر كسي بر حَسبِ فكر گماني دارد
(غزل شمارة 147)
حديث دوست نگويم مگر به حضرتِ دوست/كه آشنا سخنِ آشنا نگه دارد
(غزل شمارة 151)
ز سرِ غيب كس آگاه نيست قصه مخوان/كدام محرم دل ره در اين حرم دارد
اقبال لاهوري سروده است:
هر كسي از رمزِ عشق آگاه نيست/هر كسي شايانِ اين درگاه نيست
داند آن كو نيك بخت و محرم است/ زيركي زابليس و عشق از آدمست
الهي ميفرمايد:
داد از اين صورت پرستان كز رهِ جهل و غرور
ريش و پشمي را دليلِ علم و ايمان كردهاند
قوم نادرويشِ دون هم جايِ تهذيب و صفا
تارِ موئي را نشانِ فقر و عرفات كردهاند
ساقيا بر شيخ و صوفي بادة صافي بيار
تا عيان گردد هر آن رازي كه پنهان كردهاند
(شناسايي راه و روش علم و فلسفه. ص 26)
مجيد يكتايي در بارة استفادة عرفا از رمز نوشته است: گويند نخستين بار ”ذوالنون“ مصري براي فرار از مزاحمت متشرعان و رياكاران رموز صوفيانه به كار برده است... جنيد بغدادي گويد: ”بيست سال در حواشي علم سخن گفتم اما آنچه غوامض آن بود نگفتم كه زبانها را از گفتن منع كردهاند“.
عارفان كه جامِ حق نوشيدهاند/رازها دانسته و پوشيدهاند
بر دهان قفل است و بر دل رازها/لب خموش و دل پر از آوازها
هر كه را اسرار حق آموختند/مهر كردند و دهانش دوختند
اگر بر خلافِ سنت، رازي بر زبان رانده ميشد آن سخن بطور رمز و در لفافه و گمراه كننده بود. دلِ سالك ِ طالب بايد صندوقچة راز باشد تا اسرار در كفِ نامحرم نيفتد. معروف است كه عيسي به هنگام وفات سر به گوشِ سنپل نهاد و رازي گفت. دربارة اين راز مگو مطالب و عقايد بسيار ابراز شده است. در فصل دوازدهم از كتاب دانيال نبي كه از كتب مذهبي يهوديان است، آمده: ”تو اي دانيال كلمات را مخفي كن و كتاب را تا به زمانِ انجام كار مكتوم ساز تا حيني كه بسياري گردش كرده علم زياد گردد“..... و گفتم: اي آقايم آخر اين حوادث چگونه خواهد شد؟ او گفت: اي دانيال راه خود پيش گير زيرا كه اين كلمات تا زمان آخرين مخفي و مكتوماند.
در نزد قوم يهود هنگام وقوع پارهاي مخاطرات مخصوصا هنگام ظهور عيسي، مجالس بسيار سري با شركت بزرگان قوم يهود تشكيل ميشد كه تحتِ شرايط خاصي برخي از سران قوم، محارم را كه كاملا مورد اعتماد و اطمينان بودند با رسوم و تشريفات خاصي به نحوة عمل و چگونگي تصميمات محرمانه آگاه ميساختند. اصول تشكيلات فراموشخانه و فرماسونري نيز در آغاز تقليدي از اين روش بود. در آغاز قرن بيستم نيز صهيونيسم براي تشكيلِ دولت اسرائيل چنين تشكيلاتي به وجود آورد.
ميگويند افلاطون در زمان خود وقتي كه برخي از كتب ارسطو اشاعت يافت، نامهاي دائر بر عدم رضايت، به او نوشت كه اسرار را فاش و برملا ساخته است. هرودت در بخشي از كتاب خود ساختمان معبدي را شرح ميدهد اما در جايي بخشي از حرف خود را قطع كرده و مينويسد: “من ديگر اينجا حق ندارم چيزي بگويم”. و سپس شرحي مينويسد در بارة اشخاصي كه راز معابد را فاش كردهاند و به بلياتي دچار گشتهاند. (شناسايي راه و روش علم و فلسفه. ص 58 الي 62).
ملا صدرا فرموده است:
از سخن پر دُر مكن همچو صدف هر گوش را
قفلِ گوهر ساز ياقوتِ زمرد پوش را
در جوابِ هر سئوالي حاجتِ گفتار نيست
چشمِ بينا عذر ميخواهد لبِ خاموش را
مولانا، فخر رازي را مورد مواخذه قرار ميدهد كه اسرار آيين را فاش ساخته است:
اندرين بحث ار خرد ره بين بُدي/فخر رازي رازدار دين بُدي
(غزل شمارة 175)
به حقِ صحبتِ ديرين كه هيچ محرمِ راز/به يارِ يك جهتِ حقگزار ما نرسد
(غزل شمارة 177)
راز حافظ بعد از اين ناگفته ماند/اي دريغ از راز داران ياد باد
(غزل شمارة 179)
پيرانه سرم عشقِ جواني به سر افتاد/وان راز كه در دل بنهفتم به در افتاد
(غزل شمارة 214)
مجالِ من همين باشد، كه پنهان عشقِ او ورزم
كنار و بوس و آغوشش، چه گويم چون نخواهد شد
جامي(817 الي 898) كه 25 سال بعد از مرگ حافظ به دنيا آمده دربارة حافظ مينويسد كه ”وي لسانالغيب و ترجمانالاسرار است“. بنابر اين بنا به نظر جامي كه خود از بزرگترين عرفا و ادباي ايران است حافظ مقام پيري داشته و گويندة اسرار ميباشد. بعد از جامي قديميترين تذكرهها كه شرحِ حالِ حافظ را نوشتهاند، تذكرة دولتشاه سمرقندي است تاليف 892 قمري يعني درست صد سال بعد از وفات حافظ. در اين كتاب آمده كه: ”اكابر او را لسانالغيب نام كردهاند“ . همچنين شاهزاده ابوالفتح ميرزا پسرِ سلطان حسين بايقرا در سنة 907 قمري از روي نسخههاي مختلف ديوان حافظ ديواني مخصوص ترتيب داده بود اين رباعي را در ديباچة همان نسخه نوشته است:
اين گنجِ معاني كه تهي از عيب است/ نقشي است كه از صحيفة لاريب است
مشهورِ جهان به فيضِ روحالقدس است/مذكورِ زبانها به لسانالغيب است
(همايي، مقام حافظ. ص 8 و10 و 11)
عدهاي از ادبا عقيده دارند كه علت لقب لسانالغيب اين است كه حافظ قرآن را از حفظ داشته است. طبيعي است كه در زمان حافظ يكي از اركانِ با سواد بودن، حفظ بودن قرآن بوده و بدون ترديد حافظ قرآن را از حفظ بوده است چرا كه خود ميفرمايد:
نديدم خوشتر از شعر تو حافظ/به قرآني كه اندر سينه داري
اما به عقيدة من و به استناد دهها بيت شعري كه از حافظ مثال آوردهام، علت اين لقب اين بوده كه حافظ از اسرار آيين عرفان اطلاع داشته و بر اثر داشتن مقام پيري مجاز بوده كه در مجالس مخصوص، اسرار آيين را براي رهروان بازگو نمايد. در ضمن بايد توجه داشت كه تمام غزليات حافظ در زمان منصبِ پيري او سروده نشده و در بسياري از آنها حافظ خود از پير مغان درخواست ميكند كه اسرار را برايش فاش نمايد. بر سنگ مقبرة علاالدولة سمناني شاعري به نام معتمدي سروده است:
هر كس شود از سرِ طريقت آگاه/در واديِ اخلاص نگردد گمراه
سهامالدولة بجنوردي، رجل عهد ناصري سروده است:
هزاران موي را بشكافتم من/طريقِ اين خموشي يافتم من
خاقاني شرواني سروده است:
شعلههاي آهِ من در پيش خلق/پردة رازِ نهانم سوخته است _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 18:25:05 موضوع مطلب: |
|
|
اسم اعظم
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
اسم اعظم به اعتقاد بعضی، یکی از نامهای خداست که با بر زبان آوردن آن هر خواستهٔ گوینده برآورده میشود. این اسم را کسی نمیداند، ولی در طول تاریخ کسانی مدعی دانستن آن شدهاند و روشهایی برای کشف آن پیشنهاد شدهاست. در زبان فارسی این ترکیب عربی به صورت ترجمهشدهٔ نام بزرگ هم آمدهاست.[۱]*
استفاده از اسم اعظم در حماسههای ملی و نبرد با جادوان
ایرانیان از دیرباز و پیش از اسلام به خاصیت ذاتی کلام و از جمله نام یزدان در باطل کردن سحر و جادو و مبارزه با دیوان اعتقاد داشتهاند. همچنان که رستم در خوان چهارم داستان هفت خوان با بردن نام یزدان جادوی زن جادوگر را باطل میکند.[۲] اما صورت خاص اسم اعظم ملهم از افکار اسلامیاست و ناشی از نفوذ فرهنگ و معتقدات اسلامی بودهاست. از جمله اعتقاد به خاصیت اسم اعظم در یکی از حماسههای ملی متأخر به نام جهانگیرنامه که از نفوذ افکار اسلامی خالی نیست، بازتاب یافتهاست. به این صورت که مسیحا نامی به جهانگیر (پسر رستم) اسم اعظمی میدهد و میگوید در صورت پیش آمدن سحر «پی دفعش این اسم اعظم بخوان».[۳]
دانندگان اسم اعظم
این فهرستیاست (ناکامل) از شخصیتهای تاریخی نیمهتاریخی یا اسطورهای که ادعا شدهاست که اسم اعظم را میدانستهاند. چه ادعا از جانب خود ایشان بوده باشد و چه از سوی دیگران.
مسیحا و جهانگیر پسر رستم[۴]
بلعم باعور[۵]
سلمان فارسی[۶]
شیخ بهائی مدعی بود که در هفتاد و یک سالگی اسم اعظم را کشف کردهاست.[۷]
زهره (طبق اساطیر) زنی که اسم اعظم را از هاروت و ماروت یاد گرفت و بهواسطه دانستن آن خود را تبدیل به سیاره زهره کرد.[نیازمند منبع]
[ویرایش] اسم اعظم در اسلام
مسلمانان اسم اعظم را، برترین نام خدا میدانند که پیامبران و اولیای الهی به وسیله آن دست به تصرفات غیر طبیعی و خوارق عادت میزنند و به حاجات میرسند. بنا به روایتی که در تفسیر آیه ۴۰ سوره نمل نقل شدهاست، عاصف بن برخیا (وزیر سلیمان) تخت بلقیس را با اسم اعظم نزد سلیمان حاضر کرد[۸]. مسلمانان معتقدند که انبیای بزرگ الهی مانند ابراهیم، عیسی و موسی نیز از اسم اعظم بهره برده اند؛ اما در حقیقت این نام نزد پیامبر اسلام و در نظر شیعیان علاوه بر پیامبر امامان دوازده گانه است[۹].
امامان شیعیان توجهی ویژه به این نام داشته و در دعاهای خویش از آن یاد کرده اند؛ هرچند مشخص نکرده اندکه این نام کدامیک از نامهای الهی است[۱۰]. تمسک به این نام آثار و برکات زیادی دارد و برای هر حاجتی میتوان به آن توسل جست[۱۱]
برخی از دانشمندان اسلامی معتقدند اسم اعظم لفظ نیست بلکه مقامی است که هرکس به آن مقام برسد، میتواند کار خارق العاده انجام دهد.[۱۲]
در این باره که کدام نام خدا اسم اعظم است، نظریهها مختلفاند. یکی از نظریهها این است که هیچ یک از نامهای خدا را نمیتوان بزرگتر از دیگر نامها دانست؛ بلکه هر نامی را بنده از روی التجاء و انقطاع کامل از ماسوا بر زبان آورد و به آن توسل جوید، همان برای او اسم اعظم است[۱۳].
نظریه غالب دانشمندان شیعه این است که اسم اعظم، نامی خاص است. دانشمندانی که به این نظریه معتقدند، دو گروهند: گروهی بر آنند که اسم اعظم بر خلق معلوم نیست و گروهی معتقدند که معلوم است؛ ولی در تعیین آن میان هو، الله، الحی القیوم و.. به اختلاف افتاده ند [۱۴][۱۵]
به گفته ابن عباس از ترکیب حروف مقطعه اسم اعظم شکل میگیرد
حالا خوب گوش هوش بگیرید اسم اعظم در آیین مهری بوده و اسلام تنها آن را روشن کرده -اما از مسلمانان نخواسته در کوشش برای دستیابی به آن باشند . اما آیین مهری بر مبنای اسم اعظم است که در جرگه مهریان این راز میماند و به نا محرمان نمی گویند .اسم اعظم همان جام جم و همان جایگاه عرش است . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 21:21:04 موضوع مطلب: |
|
|
هر که را اسرار حق آموختند مُهر کردند و دهانش دوختند
گفت آن یار کز و گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد
.........................................
دوش دیدم که ملایک در میخـانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمــــــانه زدند
خداوند انسان را مظهر ذات خود گردانید و او را از شراب عشق و معرفت خود نوشانید و به اصطلاح بیدل، ناف انسان در ازل با شعلهء عشق بریده شد.
ز طرز مشرب عشاق ســـــــير بينوايی کن شکست رنگ کس آبی ندارد زير کاه آنجا
بيدل ميگويد: از طرز مشرب عشاق خود را جدا بساز، اين مسلك آب زير كاه نيست، يعني در اين مشرب، فريب، نیرنگ و ريا نيست ، بلکه واقعيت داشته حقیقت محض است. بيدل به آن عده از سبكسران ایکه دنیای عشق و معرفت را ببازی و مسخره و دست کم میگیرند، گوشزد ميكند و ميگويد: اگر توان مشرب عشاق را ندارند و در اين راه صادقانه قدم برداشته نمي توانند، اين راه را ترك بگويند. شكست رنگ، يعني فناي عاشق، داستان آب زير كاه نيست، شوخي، مزاح و فريب نيست، بلکه حقیقت است
_________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 21 آذر ماه ، 1388 00:23:09 موضوع مطلب: |
|
|
جهانگیر که بود ؟
ازرستم فرامرز و سهراب و جهانگير و گشسب بانو و زربانوپديد آمدند. سهراب بدست پدر کشته شد اما از او فرزندي برزونام و از برزو پسري بنام شهريار ماند. اما جهانگير مانند سهراب جنگي با ايرانيان و برادر خود فرامرز و پدر خويش رستم کرد منتهي شناخته شد و از مرگ رست .
_________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 21 آذر ماه ، 1388 02:43:49 موضوع مطلب: |
|
|
خوان چهارم اسفندیار :
برخورد با زن جادوگر در کنار چشمه و کشتن او :
فرود آمد از بارگی چون سزید
ز بیشه لب چشمه ای برگزید
همان گاه تنبور بر گرفت
سراییدن و ناله اندر گرفت
زن جادو آواز اسفندیار
چو بشنید شد چون گل اندر بهار
بیامد به نزدیک اسفندیار
نشست از بر سبزه و جویبار
خوان چهارم رستم :
برخورد با زن جادوگر در کنار چشمه و کشتن او
نشست از بر زین و ره برگرفت
خم منزل جادو اندر گرفت
درخت و گیاه دید و آب روان
چنان بود جای مرد جوان
چو چشم تذروان یکی چشمه دید
یکی جام زرین بَر او پر نَبید
نشست از بر چشمه فرخنده پی
یکی جام زر دید پر کرده می
به گوش زن جادو آمد سرود
همان ناله رستم و زخم رود
بیاراست رخ را بسان بهار
وگر چند زیبا نبودش نگار
بَرِ رستم آمد پر از رنگ و بوی
بپرسید و بنشست نزدیک اوی
ندانست کو جادو ی ریمنست
نهفته به رنگ اندر اهریمنست
چو آواز داد از خداوند مهر
دگرگونه تر گشت جادو به چهر
بینداخت از باد خم کمند
سر جادو آنگه آورد به بند
میانش به خنجر به دو نیم کرد
دل جادوان زو پر از بیم کرد
ببینید هم در داستان اسفندیار و هم در داستان رستم هر دو هنگامیکه که به کنار جوی آب میاِیند ساز برای آنان به مانند کتاب دعا و مفاتیح برای زاهد است . نمیگوید که آنها به طرب سرگرمند میگوید ناله میکنند:
همان ناله رستم و زخم رود
همان گاه تنبور بر گرفت
سراییدن و ناله اندر گرفت
خوب برای اینکه بفهمید جناب رستم و اسفندیار چه جوری ناله میکردند یک پوشه ی شنیداری از اینجا بشنوید از تانگار جناب حسن نقاشی
و همانست که پس از آن گوسان خوانی گفته شده در آینده به آن میپردازیم . خوب این جناب رستم شراب غلیظ و مایه دار نبیذ میخورد و زخمه مینوازد اما دامن خود را نگه میدارد آیا شگفت نیست حالا اینجا را نیک بنگرید :
چو آواز داد از خداوند مهر
دگرگونه تر گشت جادو به چهر
او اهریمن را به سان زنی زیبا روی میبیند و چون نام خداوند را میبرد سرشت آن دیو زن آشکار میشود .ما به سان این دستور را در اسلام داریم ,پناه میبرم به خدا از شر شیطان رانده شده ,
حال چیز دیگر بگویم , این زن جادو گر کیست ؟ بنا به اوستا ; پَئیری یا پَئیریکا
پری در اوستا نیز تقریبا به همان معنی است که در پارسی و آن عبارت از یک وجود به سان پرنیان نرم و نازک و بسیار زیبا روی از جهان مینویی که از برای زیبایی باشکوهش انسان را میفریبد . این کلمه در گاتها نیامده . در سایر بخشهای اوستا پری - جنی مادینه ی جادو ست که از سوی اهریمن گماشته شده تا مزدیسنان را از راه راست به بیراهه کشاند و از کار نیک باز دارد چنانکه یکی از پریها بنام پری" خَنَه ثَئیتی " گرشاسب را فریفته بود .همچنین این پری ها در جرگه ی لشگر اهریمنند در برابر زمین و گیاه و آب و ستوران و آتش در کارند . همین پریها هستند که به شکل ستارگان دنباله دار با تشتر (ایزد باران) در ستیزند و رزمنده تا وی از بارندگی بازدارند و زمین را از خشکی ویران کنند . هر یک از آنان افسانه ای بسیار زیبا و روحانی و دلنواز دارند و گاه جن شمرده میشوند و گاه برای آنان به مانند فرشتگان بال و پر خیال پردازی کردند . (جهانگیر هوشیدری)
خوب حالا به سراغ قرآن مجید میرویم :
سوره ی ناس :
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (۱)بگو پناه میبرم به پروردگار آدمیان
مَلِكِ النَّاسِ (۲)پادشاه آدمیان
إِلهِ النَّاسِ (۳) خدای آدمیان
مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (٤) از شر دیو وسوسه کننده (خناس)
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ (۵) آنگاه که وسوسه میکند در سینه های مردمان
مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ (۶) از جن و آدمیان
خوب به همسانی پری خنا ثَئیتی و خناس و خویشکاری هم مانند آنها بیندیشید !
خوب حالا بینیم امام صادق پیرامون موجودی به نام خناس چه میگوید :
و در امالی صدوق به سند خود از امام صادق (علیهالسلام) روایت کرده که فرمود:
وقتی آیه و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم، نازل شد ;
ابلیس به بالای کوهی در مکه رفت که آن را کوه ثویر مینامند.
و به بلندترین آوازش عفریتهای خود را صدا زد، همه نزدش جمع شدند، پرسیدند ای بزرگ ما مگر چه شده که ما را نزد خود خواندی؟ گفت: این آیه نازل شده، کدامیک از شما است که اثر آن را خنثی سازد، عفریتی از شیطانها برخاست و گفت: من از این راه آن را خنثی میکنم.
شیطان گفت: نه، این کار از تو بر نمیآید.
عفریتی دیگر برخاست و مثل همان سخن را گفت، و مثل آن پاسخ را شنید.
وسواس خناس گفت: این کار را به من واگذار، پرسید از چه راهی آن را خنثی خواهی کرد؟
گفت: به آنان وعده میدهم، آرزومندشان میکنم تا مرتکب خطا و گناه شوند، وقتی در گناه واقع شدند، استغفار را از یادشان میبرم.
شیطان گفت: آری تو، به درد این کار میخوری، و او را موکل بر این ماموریت کرد، تا روز قیامت.
خوب واژه ی پیوندی وسواس خناس یک واژه ی اوستایی میباشد : وسواس از تکرار وس اوستایی در مصدر وسوسه ی عربی میباشد با چم آرزو درست همین معنی که در گفتگوی بالا خواندید :گفت: به آنان وعده میدهم، آرزومندشان میکنم تا مرتکب خطا و گناه شوند، وقتی در گناه واقع شدند، استغفار را از یادشان میبرم.
حال تفسیر المیزان را بخوانیم :
کلمه خناس صیغه مبالغه از مصدر خنوس است که به معنای اختفای بعد از ظهور است.
بعضی گفتهاند: شیطان را از این جهت خناس خوانده که به طور مداوم آدمی را وسوسه میکند، و به محضی که انسان به یاد خدا میافتد پنهان میشود و عقب میرود، باز همینکه انسان از یاد خدا غافل میشود، جلو میآید و به وسوسه میپردازد.
در اساطیر یونانی پری را نومفه میگفتند .آنان به گونه ی زنان بسیار زیبا و جوان صورت پردازی میشدند و عمده ترین آنها وابسته به آب و همچنین پرییان کوه ها و پریان درختها و ... بودند .
یک پری دیگر هم در اوستا داریم با نام :
پَئیری مئیتی
با چم خیال و اندیشه ی بد و فاسد بی اساس به معنی دیو میباشد . بخش نخست آن پئیری به معنی پری است . در اردیبهشت یشت ,بند 5 آمده که سرودن نماز أئیر یامن ,که بزرگترین کلام ایزدی است , تمام خرد خبیث و همه جادوان و پریها را براندازد ,در یشت سوم چندین بار با دیوی دیگر بنام تَرُمَئیتی نامش آمده است . (جهانگیر هوشیدری)
من دیگر نمیدانم چه بگویم تا دریابید که مهریان از مسلمانان امروزی با ایمان تر بودند چون دیدن شیطان به چهر پری در مقام اولیاالله و انسانهای برگزیده است نه مسلمانان شناسنامه ای و براستی کسانی او را دیده اند از جمله آیت الله بزرگوار طبا طبا ئی .وقی شیخ اشراق میگوید رستم صاحب ید بیضائ است حتما جایگاه او را درک کرده است . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 21 آذر ماه ، 1388 19:32:00 موضوع مطلب: |
|
|
درود
گرامی نسکی با نام "اسم اعظم در دین یهود" به نوشته ی دکتر علی مهدیزاده ، به گونه ی pdf در بارگزاری شده که خواندنش بی هوده نیست.
با سپاس از آگاهی رسانی های شما _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 21 آذر ماه ، 1388 22:43:25 موضوع مطلب: |
|
|
با درود
جناب شریفی
واژگان جادویی با واژگان اهورایی جداست
و اینکه همین واژگان ساده از زبان انسانهای وارسته نیز میتواند کارکرد داشته باشد چون زبان روح است نه صوت همچنانکه مولا نا میگوید :
بشنو از نی ! نه بشنو از من
بانگ نای است و نیست...
که اشاره به این دارد که نی تن انسان و زبان الهام است و ازان من نیست
اینقدر خود را فنا میبیند _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

sharifi
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
|
ارسال شده در: يكشنبه، 22 آذر ماه ، 1388 00:10:00 موضوع مطلب: |
|
|
درود.
گرامی من نیز بر این باورم و از این داستان آگاهم. نسکی که برای-تان پیوند دادم ، تنها از برای ادامه ی نوشتار "اسم اعظم" بود و نه بیشتر.
با سپاس از نوشتارهای گران-سنگ شما مهر-بانوی اندیشمند. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: يكشنبه، 22 آذر ماه ، 1388 09:38:46 موضوع مطلب: |
|
|
با درود بر همگی
میخواهم این گفتار و جستار را به پیایان برسانم و جستار دیگری را بیاآغازم :
واژه از دو بخش به هستی آمده یک آواها که مانند یک مظروف است و معنی که محتویات درود ظرف است آنچه از واژه نیرو بخش و روح افزا شادی آفرین و اندوه آور است معنی مظروف است نه خود ظرف .
و اما معنا چیست؟ معنا همان اصالت واژه هست و آن چیزی است که ازلی و ابدیست و وابسته به جهان مینوست و نه ماده . و اینکه معنا وابسته به هیچ زبانی نیست و خود دریافت پذیر است .
پرسش :
آیا میشود دو نفر که زبان هم را نمیفهمند همدیگر را بفهمند ؟
پاسخ : آری چون زبان آوا نیست که تنها با آوا دریافت شود . آوا تنها یکی از صورت های مادی زبان است.
و زبان چیزیست که تنها در نزد انسان است چون انسان دارای نیروی وحی و الهام است . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند sharifi |
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: يكشنبه، 22 آذر ماه ، 1388 09:58:01 موضوع مطلب: |
|
|
درود بر همگی این نوشتار را بخوانید تا نوشتار کاوه آهنگر را مستند سازی کنیم .
کارخانه طلای موته به عنوان مهمترين توليد کننده شمش طلا در ايران در 150 کيلومتری شهر اصفهان و 50 کيلومتری گلپايگان واقع شده است. خورا ک اين کارخانه از دو نوع کانسنگ اکسيده و سولفوره معادن مس سنجده و چاه خاتون تأمين مي شود. توليد ساليانه اين واحد در حدود 300 کيلوگرم طلا و 36 کيلوگرم نقره مي باشد.
سايت اينترنتی پايگاه ملی داده های علوم زمين کشور و دروازه علوم زمين به آدرس (بانک اطلاعات فرآوری) قابل دسترسي است.
توان معدني
استان مركزي به عنوان بخشي از نوار ماگمايي اروميه- بزمان و زون سنندج- سيرجان توانمعدني (فلزي- غيرفلزي) در خور توجه دارد به همين رو معدنكاري در اين استان سابقديرينه دارد به طوري كه در حال حاضر در 35 معدن غيرفلزي و صنعتي (باريت، كائولن،فلدسپات سديك، پنتونيت، خاك سرخ، اخراء، تالك، فلورين، فلدسپات پتاسيك، دولوميت) و 56 معدن مصالح ساختماني (آهك ، سنگ گچ، تراورتن سفيد، تراورتن ليموئي، سنگ چيني،مرمريت، گرانيت) و 9 معدن فلزي (آهن، سرب و روي ، اليژيست و…) بهرهبرداري صورت ميگيرد.
تاكنون بيش از 31 نوع ماده معدني در استان مركزي شناسايي شده و امكانات بالفعل استان شامل تنگستن، قلع و موليبدن، طلا، مس، آندالوزيت، مرمريتهايسياه، گرانيت، كاني هاي قيمتي و زينتي شامل كاني هاي فيروزكوه، كريزوكولا، جاسير،ازوريت و مالاكيت، عقيق، بلور كوارتز و كلسيت و… ميباشد.
از مواد معدني استخراج شده در واحدها و كارخانجات گچ پزي، آهك پزي، سيان سفيد، رنگسازي، پوكهسازي، كاشيسازي، لاستيك سازي، شيشه سازي و… استفاده ميشود.
گفتني است كه استان مركزي داراي 16 واحد توليد پودرهاي معدني ميكرونيزه و سوپر ميكرونيزه است كه از اين نظر در كشور مقام نخست را دارد در ضمن وجود 4 واحد فرآوريمواد فلزي- فلوتاسيون سرب و روي و آلومينيوم سازي در استان مركزي در خور ذكر است.
پتانسيلهاي معدني عمده استان مركزي عبارتند از:
سرب و روي
كانه سرب كه اغلب به صورت سولفور ميباشد در نقاط مختلفي از منطقه وجود دارد كه گاهيبا كانه روي همراه است اين كانيسازي در مواردي داراي ارزش اقتصادي بوده و مورد بهرهبرداري قرار گرفته كه از آن جمله ميتوان به نواحي زير اشاره كرد.
معدن سرب و روي راونج
اين معدن حدود 25 كيلومتري شمال- شمال خاوري دليجان واقعشده و كاني سازي در سنگ آهكهاي كرتاسه زيرين است. اين منطقه گسلخوردگي شديد داردو سنگ هاي آذرين به صورت رگهاي و تودهاي سنگ هاي ژوراسيك و كرتاسه و گاهي ترسيير را بريدهاند. توده ماده معدني در درون سنگ هاي آهكي كرتاسه زرين و از نوع گالن،بلاند، پيريت، كالكوپيريت، مس و نيز كاني هاي ثانوي به صورت سروسيت و انگلزيت است.
كاني سازي سرب در منطقه آشتيان
در اين منطقه 8 كاني سرب به صورت سولفور (كالن) گاه همراه با بارتين است. انديس هاي شناخته شده عبارتند از: خاور آشتيان، شمال هزارآباد، زيرگان و آهو.
كاني سازي سرب در بخش تفرش
در اين بخشكاني سازي سرب در نقاطي نظير كهندان، دامنه خاوري دره آب كمي گزارش شده است كه عمدتاً از نوع گالن همراه با اكسيد آهن است.
كاني سازي سرب و روي در محور خمين- اراك
در گوشه جنوب باختري استان مركزي،به عنوان بخشي از زون سنندج- سيرجان، در پايه سنگ آهكهاي كرتاسه پايين انباشتههايي از سرب و روي وجود دارد كه به عنوان يك نوار كانهدار از جنوب اصفهان آغاز و تا استانمركزي ادامه مييابد كانسارهاي سرب و روي عمارت- اراك ، كانسار سرب خوگان (20كيلومتري شمال شرق شهرستان خمين)، كانسار سرب لكان از اين جمله است.
طلا
طلاي آستانه اراك يكي از ذخاير معدني استان مركزي است كه سابقه معدن كاري كهن دارد. در اين معدن، سنگ ميزبان طلادار، ميكروگرانيت دگرسان شده است كه تحت تأثير محلول هاي هيدروترمال قرار گرفته است محلول هاي هيدروترمال حاوي طلا ذرات طلا را در ميان بلورهاي سريسيت جاي دهد. علاوه بر سنگ مادر، در آبرفت هاي جوان (سردره عروسونه، دره بله. پرمه) و نشهتههاي رودخانهاي (پرمه، مهدي خاني، دره اسماعيلآباد. دره ملاعبدالرضا و رودخانه حاج علي اكبري) نيز طلا مشاهده مي شود.
تنگستن
يكي از معادن كهن و با ارزش تنگستن ايران در نظامآباد اراكقرار دارد . در اين ناحيه ذخايري از تنگستن در ناحيه بامسر، هندو (به صورت اسكارن) وجود دارد و هم چنين ذخاير پلاسري تنگستن، در رسوبات آبرفتي رودخانه. نشأت گرفته ازفرسايش سنگ هاي نفوذي تنگستندار، نيز شناسايي شده است. بررسي هاي به عمل آمده جديدحاكي از وجود تنگستن و قلع به صورت دانه پراكنده و لاميمه همراه با سولفيدهاي مس دريك زون كانهداغر با ضخامتي در حدود 12-10 متر ميباشد.
آهن
در جنوبخاوري راونج كانيسازي آهن در توده سنگ هاي نفوذي اسيد ديده شده است كه دارايآلودگي هايي از اكسيدآهن به صورت هماتيت و ليمونيت ميباشد. كانيسازي در بخشهايي كهتحت تأثير محلول هاي هيدروترمال بوده بيشتر است.
در شمال نراق و دره جاسبسنگ هاي آندزيتي- بازالتي نئوژن با تودهها و يا رگههاي نفوذي اسيدي بريدهشدهاند. در ولكانيك هاي دگرسان شده اكسيدآهن به صورت اليزيست متمركز شده است. در جنوب اين منطقه يعني كوه زرد بلند (جنوب شرق خاوه) نيز همراه با سنگ هاي گابرو-ديوريتي رگههاي كوچك از آهن به شكل اليزيست وجود دارد. يكي از قديميترينكانسارهاي آهن استان مركزي كانسار آهن شمسآباد است.
باريت
سولفات باريم به شكل بلوري يا تودهاي، اغلب سنگ هاي ائوسن را بريدهاند . در ناحيه آتشفشاني، سولفات باريم را مي توان در نواحي درجريك آغاج، خاور آمره و ورسان ديد.
در بخش تفرش كانيسازي باريت در شمال باختري دستجرد، جمانگ، شمال نقوسانوجود دارد.
در بخش ايندس كاني سازي باريت بيشتر در سنگ هاي آتشفشاني رسوبيمناطق كهلو، شمال جوزقين و در پيرامون چاهك گزارش شده است.
ارپيمان
سولفور آرسنيك را ميتوان در 50 كيلومتري شمال غرب تفرش و نزديك به 2 كيلومتري غربكوربان- در لايههاي پاياني سازند قم ديد.
بنتونيت
اين ماده معدنيبه نام گل سرشور در منطقه قزلچه ( حدود 40 كيلومتري شمال غرب تفرش) در ميان لايههايسازند قرمز زيرين وجود دارد.
گچ
ته نشستهاي تبخيري گچ را (به صورت ژيپسيا احياناً ايندريت) اساساً در افقهاي چينهشناسي گوناگون به شكل لايهاي و عدسيوجود دارد كه از آن جمله ميتوان به ذخاير گچ نواحي شمال خاوري، شمال (خانك) و شمالباختري تفرش ( بازرجان) و شمال غرب عزدين (شمال غرب تفرش) را نام برد كه عمدتاً درميان رديفهاي آتشفشاني ائوسن بالايي قرار دارند.
افزون بر سنگ هاي ائوسن،گاهي لايههاي گچدار در مرز مشترك سنگ آهكهاي سازند قرمز و رسوب هاي آواري قرمزبالايي وجود دارد نظير ذخاير گچ شمال غرب تفرش (منطقه سمردشت)
آندالوزيت
كاني آندالوزيت با تركيب آلومينوسيليكاته يك كاني ديرگداز ميباشد اين كاني در اثردرگوني مجاورتي در كنتاكت تودههاي آذرين و رگههاي پگماتيتي با شيستها و فيليت هايژوراسيك در منطقه سربند به وجود آمده است.
طبق مطالعات اوليه انجام شده مقدارآن از 28 تا 328 كيلوگرم در تن متغير است . آلتراسيون فيزيكي باعث گرديده تاآندالوزيت از شيستها به راحتي جدا گردد.
مرمريت
در قسمت هاي وسيعي ازشهرستان دليجان ذخائري از سنگ آهكهاي ريفي سازند قم وجود دارد كه به عنوان مرمريتمورد استفاده قرار ميگيرد. تنوع رنگ اين ذخاير درخور توجه است و ميتوان يكي ازتوانائي هاي معدني استان دانسته شود.
افزون بر ذخاير ياد شده و گرانيت منطقهسربند و خاك هاي صنعتي ساوه را بايد از جمله پتانسيلهاي استان دانست.
واقعیت اینست که معادن مس شاخص در این بخش ها هستند
ماده معدني نوع استان 100،000/1
شرح آب بحري مس كانسار كرمان بافت
شرح آب بحري مس انديس كرمان بافت
شرح آب تلخو مس انديس كرمان ميناب
شرح آب تلخون مس كانسار كرمان چار گنبد
شرح آباد پاباغ مس انديس كرمان رباط
شرح آبدار چوزم مس انديس كرمان دهج
شرح آبدار1 مس انديس كرمان شهر بابك
شرح آبدر مس كانسار كرمان شهر بابك
شرح بيدستر5 مس انديس سيستان و بلوچستان نوك آباد
شرح مكي 5 مس انديس سيستان و بلوچستان اسپكه
خوب حالا به تاریخچه ی ذوب آهن نگاهی بیندازیم
تاریخچه
با توجه به کشف یک تبر آهنی متعلق به 3000 سال پیش از میلاد در داخل یکی از قبرهای سومریان واقع در شهر اور که در جنوب بینالنهرین قرار داشت، نشان میدهد که استفاده از آهن توسط انسان از حدود 3000 سال پیش از میلاد مسیح آغاز و عمدتاً در کشورهای مصر ، آشور ، چین و هندوستان رواج داشت. در آغاز انسان از آهن طبیعی که بهصورت سنگ معدن آهن با درجات خلوص متفاوت بدست میآمد، استفاده میکرد.
با این حال ، نظر دیگری وجود دارد که انسانهای آن روزگاران از شهاب سنگها بهعنوان آهن خالصتر استفاده میکردند. استفاده از آهن خالص درحدود 1300 سال پیش از میلاد امکانپذیر شد که به ظن قوی بطور تصادفی بر اثر گرما دادن شدید صخرههای کانی ، آهن خالص توسط ذغال صورت گرفت با حرارت دادن گل اخری و ذغال نیز آهن استخراج میکردند.
سیر تحولی و رشد
روند استخراج آهن از ترکیبهای طبیعی آهن به مرور زمان ، راه تکامل میپیمود تا اینکه نخستین کوره استخراج آهن به سبک امروزی که به کوره کانالانی معروف بود، نوآوری شد. این کوره دارای آتشدانی به ابعاد 75×60×60 سانتیمتر بود. سیر تکاملی این روند به آنجایی رسید که امروزه ، کارخانههای عظیم استخراج و ذوب آهن و فولاد با ظرفیت چندین میلیون تن به وجود آمده است.
سنگ معدنهای آهن
سنگ معدنهایی که آهن از آن استخراج میشود، بیشتر بهصورت اکسیدهای آهن ، مانند مگنتیت یا هماتیت است که با 2 تا 20 درصد ناخالصی (نظیر سیلیکاتها و آلومیناتها) همراه است. این ناخالصیها در کوره از آهن جدا شده بهصورت تفاله خارج میشوند. سنگ معدن تصفیه شده و تغلیظ شده بهصورت پودر یا دانههای ریز در کوره وارد میشود. مناسبترین اندازه ذرات آن بین 6 تا 25 میلیمتر است. یادآوری میشود که امروزه از سولفید طبیعی آهن (پیریت) در استخراج آهن استفاده نمیشود، بلکه مصرف عمده آن در اسید سولفوریک سازی است.
فرآیندهای اولیه استخراج آهن
استخراج آهن از سنگ معدنهای آن طی فرایندهای فیزیکی و مکانیکی و شیمیایی تحت شرایط ویژه ای صورت میگیرد.
در مرحله آغازی ، سنگ معدن باید طی چندین مرحله از عملیات از جمله : خرد کردن ، آسیاب کردن ، سرند کردن ، شستشو ، استفاده از جدا کننده مغناطیسی و یا به روش فلوتاسیون تغلیظ شود. محلول غلیظ شده معمولاً دارای 60 تا 65 درصد آهن ، 8 تا 12 درصد سیلیس میباشد. پس از تلغیظ سنگ معدن آن را باید به اندازههایی به ابعاد 6 تا 25 میلیمتر که مناسب برای تغذیه کورههای وزشی است، تبدیل کرد که این عمل را اصطلاحاً آگلومریزه شدن مینامند.
استخراج آهن از سنگ معدنهای آن عمدتاً با استفاده از کورههای وزشی صورت میگیرد که در حقیقت یک رآکتور بزرگ شیمیایی است که در آن مخلوطی از سنگ آهک ، سنگ معدن آهن و زغال کک گرما داده میشود.
مواد اولیه مورد نیاز استخراج آهن
سنگ معدن آهن
در مجاورت ذغال بر اثر گرما در کوره احیا میشود و سپس بر اثر جریانی از گازهای احیا کننده داغ که از سوختن کک در هوای گرم پایین کوره تولید میشود و در جهت عکس مسیر آهن حرکت میکند، ذوب میشود. آهن مذاب و تفاله حاصل از سنگ معدن به ازای هر دو تا چهار ساعت از آتشدان کوره تخلیه میشود. اگر مواد اولیه بطور پیوسته از بالای کوره وارد شود، در این صورت ، کوره میتواند بطور پیوسته کار کند. محصول کوره وزشی همان چدن است که برای تبدیل آن به دیگر مشتقات آهن ، بویژه فولاد ، باید در آن تغییراتی داد.
زغال کک
مشخصات ساختاری آن عبارت است از : کربن ثابت 85 تا 90 درصد ، خاکستر 5 تا 13 درصد ، رطوبت تا 8 درصد ، مواد فرّار 1.6 تا 11 درصد ، و گوگرد 0.5 تا 1.2 درصد. نقش کک در فرآیند کورههای وزشی تولید گازهای احیا کننده است و در اثر سوختن در پایین کوره انجام میپذیرد و مقاومت مکانیکی آن نیز در عمل مهم است. اندازه کک مورد مصرف ، باید بین 1.5 تا 75 میلیمتر باشد.
سنگ آهک
به منظور کمک کردن ذوب و پایین آوردن دمای ذوب ناخالصیها به سنگ معدن افزوده میشود. نسبت تشکیل دهندههای بازی در مخلوط یعنی (CaO) و (MgO) به تشکیل دهندههای اسیدی یعنی (SiO2) باید در حد ثابتی حفظ شود تا تفالههای کف مانند و سبک (سیلیکاتهای کاسیم و منیزیم ) بطور کامل تشکیل شود و سایر ناخالصیهای همراه با خود را از آهن جدا کند. برای این منظور ، سنگ آهک و دولومیت بکار گرفته میشود.
گاهی برای کنترل ترکیب تفالههای جاری ، مقداری سیلیکات نیز بدان اضافه میشود. مناسبترین اندازه این دسته از مواد برای کورههای وزشی بین 70 تا 75 میلیمتر است.
واقعیت اینست که سره ترین (خالص ترین ) کانسارها (معدن ) آهن در یزد است به این آگهی نگاهی بیندازید
عرض سلام اینجانب یک معدن آهن بادرصد 62 به بالا واقع در استان یزد جهت فروش سراغ داشته و بصورت توافقی به فروش می رسد .ضمنا سنگ آن نیز با قیمت مناسب ...
حس
پس به این برآیند میرسیم هرچه به سوی شرق برویم میزان کانسارهای آهن و مس بیشتر میشود و قم هم بخشی از همان سرزمینهای شرقی باستان بوده
یک چیز دیگر اینکه امروزه با فن آوری بالا میتوان به آسانی کانسارها ها را شناسایی کرد اما در گذشته این شناسایی تصادفی بود . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ يكشنبه، 22 آذر ماه ، 1388 14:02:12; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: يكشنبه، 22 آذر ماه ، 1388 13:33:01 موضوع مطلب: |
|
|
درود
برآیند این نوشتار اینست که طلا -آهن و مس در بخش مرکزی یافت میشود .
حالا جمله های کلیدی را با هم بازخوانی می کنیم :
- كاني سازي سرب در بخش تفرش
در اين بخشكاني سازي سرب در نقاطي نظير كهندان، دامنه خاوري دره آب كمي گزارش شده است كه عمدتاً از نوع گالن همراه با اكسيد آهن است.
- اين معدن حدود 25 كيلومتري شمال- شمال خاوري دليجان واقعشده و كاني سازي در سنگ آهكهاي كرتاسه زيرين است. اين منطقه گسلخوردگي شديد داردو سنگ هاي آذرين به صورت رگهاي و تودهاي سنگ هاي ژوراسيك و كرتاسه و گاهي ترسيير را بريدهاند. توده ماده معدني در درون سنگ هاي آهكي كرتاسه زرين و از نوع گالن،بلاند، پيريت، كالكوپيريت، مس و نيز كاني هاي ثانوي به صورت سروسيت و انگلزيت است.
-كاني سازي سرب در بخش تفرش
در اين بخشكاني سازي سرب در نقاطي نظير كهندان، دامنه خاوري دره آب كمي گزارش شده است كه عمدتاً از نوع گالن همراه با اكسيد آهن است.
- طلا
طلاي آستانه اراك يكي از ذخاير معدني استان مركزي است كه سابقه معدن كاري كهن دارد. در اين معدن، سنگ ميزبان طلادار، ميكروگرانيت دگرسان شده است كه تحت تأثير محلول هاي هيدروترمال قرار گرفته است محلول هاي هيدروترمال حاوي طلا ذرات طلا را در ميان بلورهاي سريسيت جاي دهد. علاوه بر سنگ مادر، در آبرفت هاي جوان (سردره عروسونه، دره بله. پرمه) و نشهتههاي رودخانهاي (پرمه، مهدي خاني، دره اسماعيلآباد. دره ملاعبدالرضا و رودخانه حاج علي اكبري) نيز طلا مشاهده مي شود.
در جنوبخاوري راونج كانيسازي آهن در توده سنگ هاي نفوذي اسيد ديده شده است كه دارايآلودگي هايي از اكسيدآهن به صورت هماتيت و ليمونيت ميباشد. كانيسازي در بخشهايي كهتحت تأثير محلول هاي هيدروترمال بوده بيشتر است.
در شمال نراق و دره جاسبسنگ هاي آندزيتي- بازالتي نئوژن با تودهها و يا رگههاي نفوذي اسيدي بريدهشدهاند. در ولكانيك هاي دگرسان شده اكسيدآهن به صورت اليزيست متمركز شده است. در جنوب اين منطقه يعني كوه زرد بلند (جنوب شرق خاوه) نيز همراه با سنگ هاي گابرو-ديوريتي رگههاي كوچك از آهن به شكل اليزيست وجود دارد. يكي از قديميترينكانسارهاي آهن استان مركزي كانسار آهن شمسآباد است.
باريت
يكي از معادن كهن و با ارزش تنگستن ايران در نظامآباد اراكقرار دارد . در اين ناحيه ذخايري از تنگستن در ناحيه بامسر، هندو (به صورت اسكارن) وجود دارد و هم چنين ذخاير پلاسري تنگستن، در رسوبات آبرفتي رودخانه. نشأت گرفته ازفرسايش سنگ هاي نفوذي تنگستندار، نيز شناسايي شده است. بررسي هاي به عمل آمده جديدحاكي از وجود تنگستن و قلع به صورت دانه پراكنده و لاميمه همراه با سولفيدهاي مس دريك زون كانهداغر با ضخامتي در حدود 12-10 متر ميباشد.
آنچه من از نوشتارها و جستارهای اینترنتی برداشت کردم معدن مس و آن در استان اصفهان وجود دارد و در سراسر استان مرکزی مس و آهن در معادن سرب و روی به میزان کم و اکسیدهای ترکیبی با مواد دیگر است و میزان آن کم است
حال به این نوشتار از معدن مس وشنوه بیندیشید:
پايان نامه (محل نگهداري: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران)Full Image
بررسي تيپ كاني سازي مس در كانسار وشنوه (جنوب استان قم ), /آرش فاضلي؛ به راهنمايي: بهزاد مهرابي؛ استاد مشاور: حسين معين وزيري.
type of copper mineralization at veshnoveh deposit (south of Qum)
فاضلي، آرش
157، تصوير، جدول، نمودار، نقشه، ديسكت
پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده علوم ،گروه زمين شناسي.
h t t p : / / d a t a b a s e . i r a n d o c . a c . i r
هدف از اين مطالعه تعيين ژنز احتمالي معدن مس وشنوه بوده و به همين منظور مطالعات زير مدنظر قرار گرفته است:الف-تهية نقشة زمين شناسي با مقياس 50000 : 1 از محدودة معدني.ب-انجام مطالعات كاني شناسي و تعيين توالي پاراژنتيك كانيها.ج-انجام مطالعات پتروگرافي، پترولوژي و ژئوشيمي واحدهاي سنگي منطقه و بررسي ارتباط آنها با كاني سازي مس.د-انجام مطالعات ميكروترمومتري با استفاده ازسيالات ديگرﻫ- اراية مدل مقدماتي از نحوة كاني سازي مس.پس از بررسي كارهاي انجام شده قبلي و انجام مطالعات دفتري، از منطقة موردنظر بازديد مقدماتي به عمل آمد. جهت تهية نقشة زمين شناسي 50000 : 1 منطقه, از عكسهاي هوايي و نقشه توپوگرافي با همين مقياس استفاده شد. نقشة مربوطه پس از مطالعات فتوژئولوژي با انجام كنترل صحرايي در دو مرحله تكميل شد. به منظور بررسي ويژگيهاي سنگ ميزبان و ارتباط كاني سازي مس با آن نمونه برداري سيستماتيك و تصادفي انجام شده و از نمونه هاي گرفته شده 40 مقطع نازك، 20 مقطع صيقلي و 15 مقطع نازك صيقلي تهيه شد. مقاطع حاصله به روشهاي متداول ميكروسكوپي نوري مورد مطالعه قرارگرفت. جهت تكميل اين مطالعات، تعدادي از نمونه ها به روش پراش اشعة ايكس (XRD) و نيز توسط ريزكاو الكتروني (EPMA) در سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور و شركت كان پژوه مورد تجزيه قرارگرفت. نمونه هاي مربوط به بخش كاني سازي شدة منطقه به روش جذب اتمي (AAS) در موسسة تحقيقات و كاربرد مواد معدني ايران و دو نمونه نيز براي عنصر طلا، به روش اسپكتروگراف تابشي در سازمان زمين شناسي كشور مورد تجزيه قرارگرفت. جهت انجام مطالعات پترولوژيكي و ژئوشيميايي بر روي سنگهاي آذرين منطقه، نمونه هاي اين سنگها به تعداد 20 عدد و به روش فلورسانس اشعة ايكس (XRF) در سازمان انرژي اتمي ايران مورد تجزيه قرارگرفت. نتايج حاصله با استفاده از نرم افزار (IGPET-2001) پردازش شده و مورد بررسي قرارگرفت. در راستاي انجام مطالعات ميكروترمومتري با استفاده از سيالات درگير، از كاني كلسيت (فاز كربناتة همراه كاني سازي مس) مقاطع دو طرف صيقلي تهيه شد. مقاطع حاصله پس از انجام مطالعات ميكروسكوپي، در آزمايشگاه ميكروترمومتري دانشگاه تربيت معلم تهران مورد مطالعات ميكروترمومتري قرارگرفت. پس از تلفيق و تحليل داده ها، مدل احتمالي كاني سازي ارايه و نتايج مطالعات به صورت اين رساله تدوين شد. همان طوركه عنوان شد بافت كاني سازي در محدودة معدني وشنوه عمدتاً شامل بافت پـركنندة فضاهاي باز بـه صورت رگچه اي و بادامكي بـوده و در مواردي نيز بافت پراكنـده مشاهـده مي شود كه در مجموع نشانگر ديرزادبودن فرايند كاني سازي است. بافت پركنندة فضاهاي باز در مناطق كم ژرفا متداول است چرا كه در اين مناطق سنگها شكننده بوده و جنبشهاي زمين ساختي باعث آماده سازي زمينه و ايجاد شكستگي ها براي گردش سيالات و كاني سازي خواهند شد. علاوه بر آن كاوكهاي اين مناطق به دليل كم بودن فشار وارده از سوي سنگهاي دربرگيرنده، معمولاً به صورت باز باقي مي مانند (گيلبرت و پارك، 1986). اين كاوكها در نهايت فضاي مناسبي را جهت نهشت مادة معدني فراهم مي كنند. از طرف ديگر فراواني بافتهاي پركنندة فضاهاي باز و چيرگي آنها بر بافتهاي جانشيني، از خصوصيات ذخاير تيپ اپي ترمال است (گيلبرت و پارك، 1986). مطالعات كاني شناسي انجام شده در مجموع نشانگر ساده بودن تركيب كاني شناسي و عدم تنوع كانيها در منطقة مورد مطالعه است. علاوه بر آن بررسي اين كاني ها نشان مي دهد كه عموماً داراي مقادير بالايي از فلز نسبت به گوگرد هستند كه اين خصلت نشانگر پايين بودن فوگاسيتة گوگرد در زمان تشكيل اين كاني ها است. با توجه به مطالعات ميكروترمومتري با استفاده از نا آميختگي كانيها (بافت ميرمكيتي بورنيت و كالكوسيت) و نيز مطالعات فازي كاني شناسي، به نظر مي رسد كه دماي مرحلة اصلي كاني سازي (مرحلة هيَپوژن) در كانسار وشنوه حدود 200 درجة سانتي گراد بوده است. از طرف ديگر محدودة دمايي كانسارهاي اپي ترمال توسط گيلبرت و پارك (1986) از 50 تا 200 درجه (حرارت تا 300 درجه نيز معمول است) و توسط ساوكينز (1990) از 100 تا 400 درجة سانتي گراد تعيين شده است، بنابر اين معدن وشنوه را مي توان جزو كانسارهاي تيپ اپي ترمال رده بندي كرد. سيليتو (1977) نيز كانسارهاي مانتويي چينه كران مس آزاد-كالكوسيت-بورنيت موجود در طبقات آتشفشاني اسكوريايي و بادامكي و نيز خاكسترهاي آتشفشاني مربوط به مجموعه هاي آتشفشاني كالكوآلكالن را جزو كانسارهاي اپي ترمال رده بندي كرده است.
وضعيت پايان نامه : در حال اجرا
كانيسازي / كانسار / كانساروشنوه / قم (استان) / مس
استان: قم
توان معدني
استان قم از نظر دارا بودن مواد معدني فلزي و غيرفلزي توان درخور توجه دارد به همين رو برخي معدن آن نظير سرب، روي منگنز، باريت ، نمك ، گچ، سنگ آهك ، تراورتن و… از دير زمان مورد شناسايي و بهره برداري قرار گرفته است كاني هاي سازيهاي عمده استان قم عبارتند از:
سرب و روي
كانه سرب كه اغلب به صورت سولفور ( گالن) مي باشد در نقاط مختلفي از منطقه وجود دارد كه گاه با كانه روي (بلاند) همراه است.
معدن سرب شرق ـ شمال خاوري شهر ساوند در 40 كيلومتري جنوب باختري قم يكي ديگر از معادن سرب و روي استان است كه خاستگاه هيدروترمال داشته و گالن در درون سنگهاي اذرين رگه اي نئون با تركيب آندزيتي ـ بازالتي متمركز شده است.
آهن و منگنز
آهن و منگنز ، بصورت اكسيد، ارزش اقتصادي داشته و مورد بهرهبرداري ميباشند در معدن منگنز و نارچ، 30 كيلومتري جنوب باختري قم ، رديف هاي آذر اواري ائوسن پرمايه از اكسيدآهن ( هماتيت ) و كم و بيش اكسيد منگنز (پيرولوزيت) به رنگ قرمز يا قرمز قهوهاي پررنگ ميباشند. به طور كلي كانسار در يك افق چينهشناسي مشخص قرار دارد و آهن ومنگنز بصورت همزاد تشكيل شدهاند سنگ معدن عياري در حدود 32 تا 34 درصد منگنز دارد.
در جنوب خاوري راونج تودههاي نفوذي اسيدي داراي آلودگيهايي از اكسيد آهن به صورت هماتيت و ليمونيت ميباشند كه حاصل تاثير محلولهاي هيدروترمالي است. معدن منگنز و نارج از نظر ميزان ذخيره در سطح كشور و خاور ميانه نمونه است كه در صنايع فولاد استفاده ميشود.
مــــــــــس
كاني سازي مس بطور پراكنده در سنگهاي آتشفشاني منطقه وجود دارد كه از آنجمله ميتوان به معدن و شنوه در 50 كيلومتري جنوب خاوري قم اشاره كرد. سنگ معدن بصورت رگچه و يا تودههاي كوچك است كه ذخيره چندان ندارد كاني سازي شامل كالكوپيريت، كالكوسيت و مالاكيت است.
در 35 كيلومتري باختر قم ( كوه گلستان) در رديف سنگهاي آندزيتي كاني سازي شامل كالن ، كالكوسيت، مالاكيت، آزوريت دوگانگي از مواد كربناتي وجود دارد. در دو منطقه و شنوه و گلستان وجود ذخيرهاي بين 300.000 تا 500.000 تن مس با عيار 5/1 تا 2% اميد ميرود.
باريـــــــــــــــــت
سولفات باريم به اشكال گوناگون ، سنگهاي آتشفشاني ائوسن را بريدهاند در مواردي، نظير معدن باريت خاور بيدهند. معدن باريت سفلچكان اين كاني سازي به تشكيل ذخاير اقتصادي انجاميده است در ناحيه كوشك نصرت نيز باريت وجود دارد.
نمك
سنگ نمك از تودههاي گنبدي نمك دار استخراج مي شود كه مهمترين آنها كوه نك در 25 كيلومتري شمال باختري قم و معدن نمك يزدان است. افزون بر نمك سنگي، استحصال نمك از درياچه حوض سلطان بسيار معمول است.
گچ
گچ در افقهاي چينه شناسي گوناگون به شكل عدسي و يا لايهاي وجود دارد جدا از افقهاي گچ موجود در سنگهاي آذر آواري ائوسن، سازند قرمز زيرين ، دو افق گچ موجود در سازند قم و بالاخره رديفهاي سازند قرمز بالايي از جمله منابع گچدار استان هستند.
سنگ آهك
سنگ آهك قم به ويژه واحد آهكي پاياني اين سازند (قم) در مناطق پيرامون قم ارزش اقتصادي دارند كه معادن جنوب كمركوه و باختر كوه نرداقي از آنجمله است.
نفت و گاز
نفت و گاز از جمله منابع طبيعي استان قم است كه به ويژه در مخازن واقع در شمال خاوري استان ( منطقه سراجان) وجود دارد كه در حال حاضر بهره برداري نميشود.
افزون بر ذخاير گفته شده ، سنگهاي تزئيني ، لاشه سنگ ( نزديك پادگان شهيد مصطفي خميني )، سولفات سديم، كائولن، خاكهاي صنعتي فلدسپات (امامزاده عبدالله) ، سيليسهاي زينتي (عقيق، ژاسپر، كارنالين، سارد) گارنت ( شهرستانك) املاك منيزيا درياچه نمك قم از جمله تواناييهاي معدني استان قم دانسته ميشود.
منطقه ی استان در مقایسه با مکانهای دیگر دارای معدن مس
و آهن بیشتری است.
معادن آهن و مس قم در حال شناسایی و فروش است _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: يكشنبه، 22 آذر ماه ، 1388 13:33:53 موضوع مطلب: |
|
|
درود
برآیند این نوشتار اینست که طلا -آهن و مس در بخش مرکزی یافت میشود .
حالا جمله های کلیدی را با هم بازخوانی می کنیم :
- كاني سازي سرب در بخش تفرش
در اين بخشكاني سازي سرب در نقاطي نظير كهندان، دامنه خاوري دره آب كمي گزارش شده است كه عمدتاً از نوع گالن همراه با اكسيد آهن است.
- اين معدن حدود 25 كيلومتري شمال- شمال خاوري دليجان واقعشده و كاني سازي در سنگ آهكهاي كرتاسه زيرين است. اين منطقه گسلخوردگي شديد داردو سنگ هاي آذرين به صورت رگهاي و تودهاي سنگ هاي ژوراسيك و كرتاسه و گاهي ترسيير را بريدهاند. توده ماده معدني در درون سنگ هاي آهكي كرتاسه زرين و از نوع گالن،بلاند، پيريت، كالكوپيريت، مس و نيز كاني هاي ثانوي به صورت سروسيت و انگلزيت است.
-كاني سازي سرب در بخش تفرش
در اين بخشكاني سازي سرب در نقاطي نظير كهندان، دامنه خاوري دره آب كمي گزارش شده است كه عمدتاً از نوع گالن همراه با اكسيد آهن است.
- طلا
طلاي آستانه اراك يكي از ذخاير معدني استان مركزي است كه سابقه معدن كاري كهن دارد. در اين معدن، سنگ ميزبان طلادار، ميكروگرانيت دگرسان شده است كه تحت تأثير محلول هاي هيدروترمال قرار گرفته است محلول هاي هيدروترمال حاوي طلا ذرات طلا را در ميان بلورهاي سريسيت جاي دهد. علاوه بر سنگ مادر، در آبرفت هاي جوان (سردره عروسونه، دره بله. پرمه) و نشهتههاي رودخانهاي (پرمه، مهدي خاني، دره اسماعيلآباد. دره ملاعبدالرضا و رودخانه حاج علي اكبري) نيز طلا مشاهده مي شود.
در جنوبخاوري راونج كانيسازي آهن در توده سنگ هاي نفوذي اسيد ديده شده است كه دارايآلودگي هايي از اكسيدآهن به صورت هماتيت و ليمونيت ميباشد. كانيسازي در بخشهايي كهتحت تأثير محلول هاي هيدروترمال بوده بيشتر است.
در شمال نراق و دره جاسبسنگ هاي آندزيتي- بازالتي نئوژن با تودهها و يا رگههاي نفوذي اسيدي بريدهشدهاند. در ولكانيك هاي دگرسان شده اكسيدآهن به صورت اليزيست متمركز شده است. در جنوب اين منطقه يعني كوه زرد بلند (جنوب شرق خاوه) نيز همراه با سنگ هاي گابرو-ديوريتي رگههاي كوچك از آهن به شكل اليزيست وجود دارد. يكي از قديميترينكانسارهاي آهن استان مركزي كانسار آهن شمسآباد است.
باريت
يكي از معادن كهن و با ارزش تنگستن ايران در نظامآباد اراكقرار دارد . در اين ناحيه ذخايري از تنگستن در ناحيه بامسر، هندو (به صورت اسكارن) وجود دارد و هم چنين ذخاير پلاسري تنگستن، در رسوبات آبرفتي رودخانه. نشأت گرفته ازفرسايش سنگ هاي نفوذي تنگستندار، نيز شناسايي شده است. بررسي هاي به عمل آمده جديدحاكي از وجود تنگستن و قلع به صورت دانه پراكنده و لاميمه همراه با سولفيدهاي مس دريك زون كانهداغر با ضخامتي در حدود 12-10 متر ميباشد.
آنچه من از نوشتارها و جستارهای اینترنتی برداشت کردم معدن مس و آن در استان اصفهان وجود ندارد و در سراسر استان مرکزی مس و آهن در معادن سرب و روی به میزان کم و اکسیدهای ترکیبی با مواد دیگر است و میزان آن کم است
حال به این نوشتار از معدن مس وشنوه بیندیشید:
پايان نامه (محل نگهداري: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران)Full Image
بررسي تيپ كاني سازي مس در كانسار وشنوه (جنوب استان قم ), /آرش فاضلي؛ به راهنمايي: بهزاد مهرابي؛ استاد مشاور: حسين معين وزيري.
type of copper mineralization at veshnoveh deposit (south of Qum)
فاضلي، آرش
157، تصوير، جدول، نمودار، نقشه، ديسكت
پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده علوم ،گروه زمين شناسي.
h t t p : / / d a t a b a s e . i r a n d o c . a c . i r
هدف از اين مطالعه تعيين ژنز احتمالي معدن مس وشنوه بوده و به همين منظور مطالعات زير مدنظر قرار گرفته است:الف-تهية نقشة زمين شناسي با مقياس 50000 : 1 از محدودة معدني.ب-انجام مطالعات كاني شناسي و تعيين توالي پاراژنتيك كانيها.ج-انجام مطالعات پتروگرافي، پترولوژي و ژئوشيمي واحدهاي سنگي منطقه و بررسي ارتباط آنها با كاني سازي مس.د-انجام مطالعات ميكروترمومتري با استفاده ازسيالات ديگرﻫ- اراية مدل مقدماتي از نحوة كاني سازي مس.پس از بررسي كارهاي انجام شده قبلي و انجام مطالعات دفتري، از منطقة موردنظر بازديد مقدماتي به عمل آمد. جهت تهية نقشة زمين شناسي 50000 : 1 منطقه, از عكسهاي هوايي و نقشه توپوگرافي با همين مقياس استفاده شد. نقشة مربوطه پس از مطالعات فتوژئولوژي با انجام كنترل صحرايي در دو مرحله تكميل شد. به منظور بررسي ويژگيهاي سنگ ميزبان و ارتباط كاني سازي مس با آن نمونه برداري سيستماتيك و تصادفي انجام شده و از نمونه هاي گرفته شده 40 مقطع نازك، 20 مقطع صيقلي و 15 مقطع نازك صيقلي تهيه شد. مقاطع حاصله به روشهاي متداول ميكروسكوپي نوري مورد مطالعه قرارگرفت. جهت تكميل اين مطالعات، تعدادي از نمونه ها به روش پراش اشعة ايكس (XRD) و نيز توسط ريزكاو الكتروني (EPMA) در سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور و شركت كان پژوه مورد تجزيه قرارگرفت. نمونه هاي مربوط به بخش كاني سازي شدة منطقه به روش جذب اتمي (AAS) در موسسة تحقيقات و كاربرد مواد معدني ايران و دو نمونه نيز براي عنصر طلا، به روش اسپكتروگراف تابشي در سازمان زمين شناسي كشور مورد تجزيه قرارگرفت. جهت انجام مطالعات پترولوژيكي و ژئوشيميايي بر روي سنگهاي آذرين منطقه، نمونه هاي اين سنگها به تعداد 20 عدد و به روش فلورسانس اشعة ايكس (XRF) در سازمان انرژي اتمي ايران مورد تجزيه قرارگرفت. نتايج حاصله با استفاده از نرم افزار (IGPET-2001) پردازش شده و مورد بررسي قرارگرفت. در راستاي انجام مطالعات ميكروترمومتري با استفاده از سيالات درگير، از كاني كلسيت (فاز كربناتة همراه كاني سازي مس) مقاطع دو طرف صيقلي تهيه شد. مقاطع حاصله پس از انجام مطالعات ميكروسكوپي، در آزمايشگاه ميكروترمومتري دانشگاه تربيت معلم تهران مورد مطالعات ميكروترمومتري قرارگرفت. پس از تلفيق و تحليل داده ها، مدل احتمالي كاني سازي ارايه و نتايج مطالعات به صورت اين رساله تدوين شد. همان طوركه عنوان شد بافت كاني سازي در محدودة معدني وشنوه عمدتاً شامل بافت پـركنندة فضاهاي باز بـه صورت رگچه اي و بادامكي بـوده و در مواردي نيز بافت پراكنـده مشاهـده مي شود كه در مجموع نشانگر ديرزادبودن فرايند كاني سازي است. بافت پركنندة فضاهاي باز در مناطق كم ژرفا متداول است چرا كه در اين مناطق سنگها شكننده بوده و جنبشهاي زمين ساختي باعث آماده سازي زمينه و ايجاد شكستگي ها براي گردش سيالات و كاني سازي خواهند شد. علاوه بر آن كاوكهاي اين مناطق به دليل كم بودن فشار وارده از سوي سنگهاي دربرگيرنده، معمولاً به صورت باز باقي مي مانند (گيلبرت و پارك، 1986). اين كاوكها در نهايت فضاي مناسبي را جهت نهشت مادة معدني فراهم مي كنند. از طرف ديگر فراواني بافتهاي پركنندة فضاهاي باز و چيرگي آنها بر بافتهاي جانشيني، از خصوصيات ذخاير تيپ اپي ترمال است (گيلبرت و پارك، 1986). مطالعات كاني شناسي انجام شده در مجموع نشانگر ساده بودن تركيب كاني شناسي و عدم تنوع كانيها در منطقة مورد مطالعه است. علاوه بر آن بررسي اين كاني ها نشان مي دهد كه عموماً داراي مقادير بالايي از فلز نسبت به گوگرد هستند كه اين خصلت نشانگر پايين بودن فوگاسيتة گوگرد در زمان تشكيل اين كاني ها است. با توجه به مطالعات ميكروترمومتري با استفاده از نا آميختگي كانيها (بافت ميرمكيتي بورنيت و كالكوسيت) و نيز مطالعات فازي كاني شناسي، به نظر مي رسد كه دماي مرحلة اصلي كاني سازي (مرحلة هيَپوژن) در كانسار وشنوه حدود 200 درجة سانتي گراد بوده است. از طرف ديگر محدودة دمايي كانسارهاي اپي ترمال توسط گيلبرت و پارك (1986) از 50 تا 200 درجه (حرارت تا 300 درجه نيز معمول است) و توسط ساوكينز (1990) از 100 تا 400 درجة سانتي گراد تعيين شده است، بنابر اين معدن وشنوه را مي توان جزو كانسارهاي تيپ اپي ترمال رده بندي كرد. سيليتو (1977) نيز كانسارهاي مانتويي چينه كران مس آزاد-كالكوسيت-بورنيت موجود در طبقات آتشفشاني اسكوريايي و بادامكي و نيز خاكسترهاي آتشفشاني مربوط به مجموعه هاي آتشفشاني كالكوآلكالن را جزو كانسارهاي اپي ترمال رده بندي كرده است.
وضعيت پايان نامه : در حال اجرا
كانيسازي / كانسار / كانساروشنوه / قم (استان) / مس
استان: قم
توان معدني
استان قم از نظر دارا بودن مواد معدني فلزي و غيرفلزي توان درخور توجه دارد به همين رو برخي معدن آن نظير سرب، روي منگنز، باريت ، نمك ، گچ، سنگ آهك ، تراورتن و… از دير زمان مورد شناسايي و بهره برداري قرار گرفته است كاني هاي سازيهاي عمده استان قم عبارتند از:
سرب و روي
كانه سرب كه اغلب به صورت سولفور ( گالن) مي باشد در نقاط مختلفي از منطقه وجود دارد كه گاه با كانه روي (بلاند) همراه است.
معدن سرب شرق ـ شمال خاوري شهر ساوند در 40 كيلومتري جنوب باختري قم يكي ديگر از معادن سرب و روي استان است كه خاستگاه هيدروترمال داشته و گالن در درون سنگهاي اذرين رگه اي نئون با تركيب آندزيتي ـ بازالتي متمركز شده است.
آهن و منگنز
آهن و منگنز ، بصورت اكسيد، ارزش اقتصادي داشته و مورد بهرهبرداري ميباشند در معدن منگنز و نارچ، 30 كيلومتري جنوب باختري قم ، رديف هاي آذر اواري ائوسن پرمايه از اكسيدآهن ( هماتيت ) و كم و بيش اكسيد منگنز (پيرولوزيت) به رنگ قرمز يا قرمز قهوهاي پررنگ ميباشند. به طور كلي كانسار در يك افق چينهشناسي مشخص قرار دارد و آهن ومنگنز بصورت همزاد تشكيل شدهاند سنگ معدن عياري در حدود 32 تا 34 درصد منگنز دارد.
در جنوب خاوري راونج تودههاي نفوذي اسيدي داراي آلودگيهايي از اكسيد آهن به صورت هماتيت و ليمونيت ميباشند كه حاصل تاثير محلولهاي هيدروترمالي است. معدن منگنز و نارج از نظر ميزان ذخيره در سطح كشور و خاور ميانه نمونه است كه در صنايع فولاد استفاده ميشود.
مــــــــــس
كاني سازي مس بطور پراكنده در سنگهاي آتشفشاني منطقه وجود دارد كه از آنجمله ميتوان به معدن و شنوه در 50 كيلومتري جنوب خاوري قم اشاره كرد. سنگ معدن بصورت رگچه و يا تودههاي كوچك است كه ذخيره چندان ندارد كاني سازي شامل كالكوپيريت، كالكوسيت و مالاكيت است.
در 35 كيلومتري باختر قم ( كوه گلستان) در رديف سنگهاي آندزيتي كاني سازي شامل كالن ، كالكوسيت، مالاكيت، آزوريت دوگانگي از مواد كربناتي وجود دارد. در دو منطقه و شنوه و گلستان وجود ذخيرهاي بين 300.000 تا 500.000 تن مس با عيار 5/1 تا 2% اميد ميرود.
باريـــــــــــــــــت
سولفات باريم به اشكال گوناگون ، سنگهاي آتشفشاني ائوسن را بريدهاند در مواردي، نظير معدن باريت خاور بيدهند. معدن باريت سفلچكان اين كاني سازي به تشكيل ذخاير اقتصادي انجاميده است در ناحيه كوشك نصرت نيز باريت وجود دارد.
نمك
سنگ نمك از تودههاي گنبدي نمك دار استخراج مي شود كه مهمترين آنها كوه نك در 25 كيلومتري شمال باختري قم و معدن نمك يزدان است. افزون بر نمك سنگي، استحصال نمك از درياچه حوض سلطان بسيار معمول است.
گچ
گچ در افقهاي چينه شناسي گوناگون به شكل عدسي و يا لايهاي وجود دارد جدا از افقهاي گچ موجود در سنگهاي آذر آواري ائوسن، سازند قرمز زيرين ، دو افق گچ موجود در سازند قم و بالاخره رديفهاي سازند قرمز بالايي از جمله منابع گچدار استان هستند.
سنگ آهك
سنگ آهك قم به ويژه واحد آهكي پاياني اين سازند (قم) در مناطق پيرامون قم ارزش اقتصادي دارند كه معادن جنوب كمركوه و باختر كوه نرداقي از آنجمله است.
نفت و گاز
نفت و گاز از جمله منابع طبيعي استان قم است كه به ويژه در مخازن واقع در شمال خاوري استان ( منطقه سراجان) وجود دارد كه در حال حاضر بهره برداري نميشود.
افزون بر ذخاير گفته شده ، سنگهاي تزئيني ، لاشه سنگ ( نزديك پادگان شهيد مصطفي خميني )، سولفات سديم، كائولن، خاكهاي صنعتي فلدسپات (امامزاده عبدالله) ، سيليسهاي زينتي (عقيق، ژاسپر، كارنالين، سارد) گارنت ( شهرستانك) املاك منيزيا درياچه نمك قم از جمله تواناييهاي معدني استان قم دانسته ميشود.
منطقه ی استان قم در مقایسه با مکانهای دیگر دارای معدن مس
و آهن بیشتری است.
معادن آهن و مس قم در حال شناسایی و فروش است _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|