sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 1 آذر ماه ، 1388 20:07:10 موضوع مطلب:
yazdan مي نويسد:
اعلام:
اما از آنجا که فردوسی اسلام باور و شیعی مذهب است ، در گزارش تعبیر خواب انوشیروان ، خود حقانیت اسلام و معجزات پیامبر (از جمله شق القمر) را از بان بزرگمهر به نظم درآورده است
درود شریفی گرامی
آقای پرفوسور امین(در رشته ی حقوق) توضیح نداده اند که چگونه چنین پنداشتی نسبت به دین فردوسی و شیوه ی به نظم در آوردن از زبان شخن دیگران، پیدا کرده اند؟؟
سپاس
درود بر شما یزدان گرامی
اتفاقا یکی از دلایل مهمی که برآنم داشت تا از دوستان بخواهم ، به این جستار سر بزنند این بود که همین داستان ناباورانه را واشکافی کنیم.
من هم آن زمان که این نوشتار را از آقای امین خواندم ، بر آن شدم که از ایشان پاسخی در یابم ، چندباری هم با دفتر مجله شان تماس گرفتم که نتوانستم با ایشان صحبت کنم. نوشتاری که با نام خواب های اهورایی در شاهنامه نوشتم ، در شماره ی شهریور ماه سال 84 مجله ی حافظ به چاپ رسیده است. داستان شگرف تر این بود که در شماره ی فروردین 85 آقای امین در نوشتاری با نام مذهب فردوسی و ادیان در شاهنامه ، با آسمان ریسمان بافتن های بیهوده پی ورزی و پافشاری سختی بر این داستان داشتند. در نوشته های آینده ی این جستار پاره هایی از نوشتاری که نام بردم را می آورم که خواننده ی گرامی بداند با پشتوانه ی چه فلسفه ای فردوسی مسلمان و شیعی مذهب است!!! _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 1 آذر ماه ، 1388 20:10:53 موضوع مطلب:
omidataeifard مي نويسد:
اقاي پرفسور!!! كه مدام روياي مصدق را دارد تحريفگر خوبي در ديگر زمينه هاي ايرانشناسي نيز ميباشد. من در اثارم ثابت كرده ام كه فردوسي مزدايي بوده است. بنگريد به:
منم فردوسي شاه شاعران
ديباچه شاهنامه / ويرايش و گزارش اميد عطايي فرد
انتشارات اشيانه كتاب. ٦٦٤٦٣٤٣٠
با درود فراوان به شما
جناب عطایی فرد ، در نوشتارهای آینده ی این جستار ، نوشتاری با نام مذهب فردوسی و ادیان در شاهنامه را از زبان آقای امین می آورم ، که (البته برای شما و آگاهان از روز روشن تر است) برای دیگران هم روشن شود بر پایه ی چه فلسفه ی پوشالی و ناباورانه و ... ای ایشان فردوسی را مسلمان شیعی مذهب خوانده است!! _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
آخرين ويرايش توسط sharifi در تاريخ يكشنبه، 1 آذر ماه ، 1388 21:21:08; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 1 آذر ماه ، 1388 20:38:13 موضوع مطلب: مذهب فردوسی و ادیان در شاهنامه
مذهب فردوسی و ادیان در شاهنامه نوشته ی سیدحسن امین (باید بگویم به سبب بلندی نوشتار ، برخی از آنها که بیشتر به بحث ما نزدیک بوده ، گزینش و آورده شده)
در عصر فردوسی ، تشیع در بخش هایی از خراسان- بویژه طوس بیهق و نیشابور - رایج بود. هم با رواجی که تصوف در روزگار فردوسی در خاستگاه او داشته و پیوندی که میان تصوف ، فتوت و تشیع برقرار بوده است ، نفوذ اندیشه های شیعی و صوفیانه در محیط اجتماعی و فرهنگی باژ و طابران - همچون بیهق و نیشابور - مسلم می نماید و با این حساب تعلق فردوسی در منطقه ی طوس به جامعه ی اقلیت تشیع باید امری عادی تلقی شود.
.
.
.
در همان عصر فردوسی ، رئیس بیهق (سبزوار امروز) هم زمان با تاسیس مدارسی برای حنیفان و شافعیان ، مدرسه یی هم برای معتزله و عدلیه در بیهق تاسیس کرد. نیز در همان اوان ابوعبدالله حاکم نیشابوری -صاحب تاریخ نیشابور- درست همانند فردوسی- به ((رفض)) متهم بوده و کتابی در فضائل حضرت فاطمه نوشته است.
همه ی این واقعیت های تاریخی ثابت می کند که خاستگاه فردوسی از زمان قیام یحیی بن زید ، با مذهب شیعی پیوندی نزدیک داشته است و مخصوصا شهر توس ، خیلی زودتر از دیگر شهرهای خراسان بدلیل دفن امام هشتم در آنجا به یک شهر شیعی تبدیل شده است ، به طوری که حتا دقیقی طوسی که بر فردوسی در شاهنامه سرایی مقدم و به زر تشتی گری متهم است ، با اینکه مداح امیران سنی مذهب هم بوده است ، به مدح امام علی و وصف غدیر خم پرداخته است و این نیست الا این که فرهنگ غالب در شهر توس ، فرهنگ شیعی بوده است./
.
.
البته از منظر تاریخی ، تعلق مفاخر فرهنگی و ادبی ایران در طول هزار و چهارصد ساله ی تاریخ ایران پس از اسلام به یکی از مذهب های اسلامی دون مذهب دیگر حائز اهمیت چندانی نیست؛ چرا که نوعا تعلقات مذهبی افراد به اصطلاح روان شناختی "محول" (یعنی بدون انتخاب شخص و به اصطلاح موروثی) نه "محصل" (یعنی مکتسب) است. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 1 آذر ماه ، 1388 20:52:47 موضوع مطلب: ادامه
...
با عنایت به این پیشینه تاریخی و ادبی ، از جهت علمی کاملا قابل توجیه است که پژوهشی مستقل از سوی یکی از اهل علم درباره جهان بینی دینی و گرایش های مذهبی فردوسی ، عرضه شود تا اولا ، بر پیوند نزدیک مذهب و ملیت در فرهنگ ایرانی تاکیدی شود ؛ ثانیا ، پاسخی باشد به بعضی از استادان زبان و ادبیات فارسی در کشورهای متسنن (هم چون پروفسور احمد آتش از شاگردان هلموت ریتر آلمانی در ترکیه و نیز پروفسور حافظ محمود خان شیرانی در پاکستان )که فردوسی را اهل سنت و جماعت قلمداد کرده اند و ثالثا ، نقدی باشد بر منظر بعضی از نویسندگان ایرانی و انیرانی(!!!!!!!) که در هفتاد ساله ی اخیر فردوسی را نه تنها شعوبی مذهب و ضد عرب بلکه به طور عام "زرتشتی گرا" و به طور خاص اسلام ستیز خوانده اند و از میان این نام آوران عرصه ی فرهنگی باید تئودور نولدکه ، استاد ابراهیم پورداود ، دکتر ذبیح اله صفا ، دکتر محمد معین و نیز شاعر مشهور معاصر نادر نادرپور یاد کرد.
متاسفانه بسیاری از این نویسندگان با مصادره به مطلوب هر بیتی از شاهنامه را که به مذاق خویش خوش نداشته اند ، کنار گذاشته و بدان بی اعتنا مانده اند و هر شعری را که به تناسب علایق و سلایق خود ، دوست داشته اند تفسیر به رای کرده اند و به نتایج دلخواه خود رسیده اند.
صاحب این قلم در آغاز این پژوهش به چند نکته ی مهم اشارت می کند که سخن را روی با صاحبدلان است : نخست این که علی الاصل ، فردوسی یک دهقان فرهیخته و یک ادیب و شاعر برجسته ی ایرانی و نه یک مبلغ مذهبی بوده است. یعنی فردوسی - به خلاف ناصر خسرو که حجت اسماعیلیان در جزیره ی خراسان بود و نیز به خلاف سعدی که شغل شاغل او وعظ و تذکیر بود و نیز به خلاف حافظ که شغل او حافظ قرآن بود ، نه در زی روحانیون و نه در کار تبلیغ مذهبی بوده است. دوما ، این که منظور فردوسی از به نظم در آوردن شاهنامه تدوین و نظم اساطیر و تاریخ ایران باستان و زنده کردن نام پهلوانان و پادشاهان ایرانی بوده است و موضوع کار او ربطی مستقیم به ادیان پیش از اسلام (میترائی ، زرتشتی ، مانوی ...) یا ابراهیمی ( یهودی ، مسیحی و اسلام) و به طریق اولی مذاهب و فرق اسلامی نداشته و آن چه او از ادیان مختلف در شاهنامه گفته است ، همه بر سبیل اسطراد است. سوم ، این که بنیاد این مقاله بر پژوهش بی طرفانه (!!!!!!!!!) بر اساس منابع و ماخذ موجود ( از جمله با عنایت مخصوص بر جو فرهنگی و مذهبی حاکم بر خراسان در عصر حیات فردوسی) نهاده شده است و مقصود نویسنده از این تحقیق ، ورود به مجادله های مقطعی عرب ستیزی یا سنت گریزی و پاسخگوئی به آن موضوع گیری های فرهنگی سیاسی نیست. چهارم ، این که ما معتقدیم که تفتیش در عقاید و باورداشت های دینی و مذهبی ، اکثرا ناشی از تعصب موافقان و مخالفان یک مذهب است و اگر مورث دامن زدن به تعصب های فرقه گرایانه شود ، اغلب کاری بی سود و بی خاصیت ، بلکه زیان مند خواهد بود. پنجم ، این که نه تنها اصل اصیل آزادی مذهب در نظام حقوق بشر جهانی و اهداف ارزشمند تقریب میان مذاهب اسلامی بلکه منافع ملی ایران نیز اقتضا دارد اختلافات مذهبی بی حاصل و تفرقه پراکنی های زیان مند گذشته در سطح ملی و منطقه ای دیگر بار تکرار نشود. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 1 آذر ماه ، 1388 21:15:32 موضوع مطلب: اسلام باوری فردوسی
نویسنده (آقای امین) در آغاز ، نوشته ها و ابیاتی را برای خداباوری فردوسی می آورد که آوردن اش به مثابه ی : آفتاب آمد دلیل آفتاب ، خواهد بود ، از آنجا که خداباوری ژرف و یکتا پرستی فردوسی بزرگ بر هیچ کس پوشیده نیست.
...ادامه
فردوسی در خلق شاهنامه و گزارش اسطوره ها و تاریخ غرور آفرین ایرانی ، قصد دفاع از کیش زرتشتی ، و مقابله با آئین اسلام نداشته است. او اگر چه آئین زرتشتی را " پاکیزه دین بهی" می خواند ، اما خود به دلایل عقیدتی و سیاسی ، از بازگوئی قصه ی زرتشت ابا می کند و این بخش از قصص ایران باستان را از قول دقیقی نقل می کند تا به حکم آن نقل کفر ، کفر نیست در مظنه ی اتهام زرتشتی گری قرار نگیرد. فردوسی ، حتا وقتی که دنباله ی سخن دقیقی را در گشتاسب نامه می گیرد ، از انجام کار زرتشت سخنی به زبان نمی آورد ، بلکه در مجموع از گشتاسب ، چهره ای زشت و منفی می نمایاند و حال آن که در متون زرتشتی ، گشتاسب چهره یی مثبت و مروج کیش زرتشتی است. فردوسی نسبت به همه ی ادیان احترام می گذارد اما صادقانه راه نجات و رستگاری را در پیروی از دیانت اسلام می شناسد :
تو را دین و دانش رهاند درست
ره رستگاری ببایدت جست
به گفتار پیغمبرت راه جوی
دل از تیرگی ها بدین آب شوی
.
.
اشارت های مکرر فردوسی به قرآن ، حدیث و تاثیرپذیری او از ادب و شعر شاعران عرب خود موضوع بحث جداگانه ای تواند بود.
در این جا تنها برای شاهد مثال به بعضی از مضامین ادبی و اخلاقی که - به قول عربی دانان - فردوسی از امثال و حکم عربی در شاهنامه به ترجمه آورده است ، بسنده می کنیم و سپس نظر خود را در این باب به احتیاط می آوریم :
الحق مٌر : سخن راست تلخ است :
نگر تا چه گوید سخن گوی بلخ
که باشد سخن گفتن راست ، تلخ
العجله من الشیطان : عجله کار شیطان است :
شتاب و بدی ، کار اهریمن است
پشیمان رنج و جان و تن است
الدنیا مزرعه الآخره : این دنیا کشتزار آخرت است :
یکی مزرعه ی آن جهان است ، این
نظر برگشای و حقیقت ببین
(در این جا نویسنده -آنهم تنها با اکتفا به نقل قول و نه از زبان خود - اشاره ای بسیار کوتاه به نکته ای بسیار مهم می کند و آن هم این که ادبیات تهی و بی پشتوانه ی تازیان ، شاید ریشه ی رنجور خود را در خاک-سار دست و دل باز و پهناور فرهنگ و ادب پارسی دوانیده.)
گفتنی ست که در برابر این نظرها از سوی ادیبان اسلام شناس و عربی دان ، چند نکته ی زیر را باید منظور نظر داشت :
یکم - بسیاری از این امثال و حکم که عربی دانان از عربی به پارسی راه یافته است ، شاید از پارسی به عربی نفوذ کرده باشد ، برای نمونه ، مثل سائر "من حفر بئرا لاخیه وقع فیه" معادل این بیت شاهنامه :
کسی کو به ره بر کند ژرف چاه
سزد گر کند خویشتن را نگاه
از اخلاقیات زرتشتی است ؛ چنان که در متون زرتشتی آمده است : کی همیمالان را ذچاه اپکند ، خویش اندر افتید. هم ، یکی از پارسیان مقیم هندوستان بنام جهانگیر کویاجی ابیات دیگری را از شاهنامه با متون پهلوی تطبیق کرده است که بخشی از آن توسط دکتر جلیل دوستخواه پارسی شده است؛
.
.
(نویسنده با آوردن نمونه هایی از نوشته های دکتر ذبیح اله صفا ، استاد پورداود و دکتر معین و نیز ملک الشعرای بهار ، با بیانی یک جانبه گرایانه آنها را افراطی و باورهاشان را دست چین شده می خواند. ) _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 1 آذر ماه ، 1388 21:40:07 موضوع مطلب:
نویسنده در ادامه با بیانی شگفت آور این نکته را بیان می کند :
فردوسی مکرر ، دیانت اسلام را "دین تازیان" و پیامبر اسلام را "دین آور تازیان" خوانده است ، چنان که یک جای می گوید :
چه خوش گفت دین آور تازیان
که خشم پدر جانت آرد زیان
اما این تعبیر فردوسی ، تعریضی به اسلام نیست ، چرا که اولا حسن ابتدای فردوسی به "چه خوش گفت پیغمبر راستگوی" نشان می دهد که گوینده ی این شعر به دین آور تازیان حرمت می نهد و ثانیا در بسیاری از متون کهن به نظم و نثر مکرر از پیامبر اسلام به "محمد عربی" تعبیر شده.
در اعتقاد فردوسی به دین اسلام و تعلق به مکتب اعتزال کوچکترین تردیدی نیست ؛ به این دلیل که وی در مقام مقایسه و مقارنه ی ادیان جهانی ، تنها اسلام را (دین پاک) خوانده است ، آن جا که ضمن انتقاد از تعصب های دینی با اشاره به وحدت اساسی ادیان و مشترکات دینی نوع بشر ، به هنگام گزارش تعبیر خواب کید هندی- پادشاه قنوج- از بان مهران (خوابگذار یزدان پرست مرتاض و گیاه خوار) ، اسلام را یکی از چهار دین بزرگ جهانی شمرده و به سلسله مراتب تاریخی ، نخست کیش زرتشتی را دین "دهقان آتش پرست" خوانده و سپس از ادیان یهود و مسیحیت سخن گفته و سرانجام اسلام را دین پاک معرفی کرده است :
تو کرباس را دین یزدان شناس
کشنده چهار آمد از بهر پاس
یکی دین دهقان آتش پرست
که بی باژ برسم نگیرد بدست
دگر دین موسی که خوانی جهود
که گوید جز این را نشاید ستود
دگر دین یونانی آن پارسا
که داد آرد اندر دل پادشا
چهارم ز تازی یکی دین پاک
سر هوشمندان برآرد ز خاک
مسلم و محقق است که ذکر اسلام به عنوان دین پاک از میان چهار دین بزرگ به شرح لالا ، نشان دهنده ی اعتقادات شخص فردوسی - و نه گزارش مهران (خوابگذار نامسلمان ساکن هندوستان) است. به این توضیح که :
1-در این جا مراد فردوسی از "دین دهقان" همان دین ایرانیان است. به عبارت دیگر واژه ی دهقان به معنای خاص اصطلاحی آن (یعنی طبقه ی زمین داران ایرانی تبار) به کار نرفته است بلکه به معنای عام موسع آن (یعنی همه ی ایرانیان هم نژاد با دهگانان ) به کار رفته است و این کاربرد در شاهنامه بی سابقه نیست ؛ چنان که فردوسی در جای دیگر (در گزارش پیش بینی اوضاع ایران پس از سقوط یزدگرد سوم) گفته است :
ز ایارن و از ترک و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان ، نه ترک و نه تازی بود
سخن ها به کردار بازی بود
(در این جا آوردن این نکته را بایسته می دانم که نویسنده ((آقای امین)) در آغاز نوشتار ، خود ، فردوسی را دهقان خوانده و اینجا با زیرکی آن گاه که سخن از دین دهقان به میان آمده ، دهقان را ایرانی می خواند و تنها با بازی واژه ها خواننده را گمراه می کند)
... اطلاق "دین پاک" بر اسلام و "آتش پرستی" بر کیش زرتشتی بهترین دلیل اثبات اسلام باوری فردوسی و بی اعتقادی او نسبت به کیش زرتشتی ست و این که امثال نولدکه می گویند که اکثر این اشعار که هم سویی با باورهای زرتشتی ندارد ، الحاقی از سوی دیگران است ، مقبول ما نیست. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 1 آذر ماه ، 1388 21:56:14 موضوع مطلب:
نویسنده دلیل روشن!!!! دیگری برای بیان مسلمان بودن فردوسی می آورد و آن این است :
...در نامیده شدن فردوسی به "ابوالقاسم" که کنیت پیامبر اسلام است ، جای شبهه نیست و نام های کوچک که برای شخص فردوسی (منصور، حسن ، احمد) و پدر او (حسن ، احمد علی ، اسحق) در منابع مختلف آورده اند ، همه نام های اسلامی است.
(و شگفت آورتر این است : )
...فردوسی در جای جای شاهنامه همانند یک ایرانی مسلمان ، زرتشت را در ردیف پیامبران ابراهیمی ذکر کرده و در یک جای مطابق عقیده ی بعضی از مسلمانان ، زرتشت را همان ابراهیم خلیل دانسته و گفته است :
نهم گفت زردشت پیشین بروی
براهیم پیغمبر راست گوی
و باز در جای دیگر گفته است :
چو دوزخ بدانست و راه بهشت
عزیز و مسیح و ره زردهشت
در جالی که به بی هر گفت و گوئی مسلم است که اگر کسی زرتشتی باور باشد ، نام ابراهیم و عزیز و مسیح - پیامبران ابراهیمی- را بدین گونه کنار هم قرار نمی دهد!!!!!! پس هم چنان که از قرار دادن مسیح در کنار ابراهیم مسلم می شود که گوینده مسلمان و یا مسیحی - و نه یهودی - است ، از قرار دادن زرتشت در کنار ابراهیم و مسیح نیز باید یقین کرد که گوینده از نظر باورداشت های دینی مسلمان - و نه زرتشتی - است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نویسنده (آقای امین) در بیان شیعی بودن فردوسی نکته ای که یادآوری می کند این است :
ابیاتی که در ستایش پیامبر اسلام و جانشینان او در سرآغاز شاهنامه وجود دارد و بهترین سند شیعی یا سنی بودن خالق شاهنامه تواند بود ، در نسخه های کهن شاهنامه متفاوت است!
.
.
در ادامه ی این به اصطلاح پژوهش ، نویسنده ابیاتی دست چین شده را می آورد و در آنها به اسلام و شیعه نشانه هایی می برد ، و نیز در بندی با سرنام "اثبات الحاقی بودن اکثر ابیات تعصب آمیز مذهبی" می کوشد بیت های گوناگونی را دست کاری شده بنمایاند. در ادامه با بیان کردن "دلایل عقلی" به انگار خود ، اندیشمندانه با تکرار مکررات (بازگوئی پیش گفته ها) عقلائی فردوسی را مسلمان شیعه مذهبی می خواند.
خوانندگان گران-مایه هر کجا که بنا داشتید ، از این نوشتار بیشتر بیاورم ، در همین جا بیان کنید تا برای آگاهی بیشتر دوستان بیاورم.
با سپاس _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: جمعه، 6 آذر ماه ، 1388 14:34:54 موضوع مطلب:
با درود .
از دوستان می خواهم که پاسخ آقای امین را درباره ی بیان خودشان پیرامون مسلمان بودن فردوسی را در پست های بالایی بخوانند و دیدگاهشان را بیان فرمایند _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند