seyghaly مدیر سایت وضعيت: آفلاين 8 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 920 امتياز: 2903 تشکر کرده: 372 تشکر شده 1053 بار در 598 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: سه شنبه، 3 آذر ماه ، 1388 09:10:15 موضوع مطلب: پرسش های تاریخی
درود بر ایران دوستان
دوستان گرامی این بخش برای درمیان گذاشتن پرسش های تاریخی شما ایجاد شده است.
برای نمونه شما عنوان نوینی در بخش پرسش های تاریخی ( تالار گوناگون ) ایجاد می کنید و سپس کوشش می کنیم تا به پرسش های شما پاسخ دهیم.
از پرسش هایی که درباره ایران باستان مطرح می شود می توان به : ازدواج با محرام ، داریوش بزرگ و گئومات، جامعه طبقاتی در دودمان ساسانیان و ... اشاره نمود ، که امید است در این بخش درباره هر پرسش ،جداگانه پژوهش شود و پاسخی درخور داده شود.
شاد و پیروز باشید _________________ دبیر پایگاه پژوهشی هخامنشیان، رسول صیقلی
کاربرانی که برای این ارسال از seyghaly تشکر کرده اند arya
محل سكونت: يزد
apadana هموند ویژه وضعيت: آفلاين 20 مرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 139 امتياز: 394 تشکر کرده: 273 تشکر شده 146 بار در 91 پست
محل سكونت: يزد
ارسال شده در: دوشنبه، 12 مهر ماه ، 1389 15:07:36 موضوع مطلب:
دوستان كدام يك از واژه هاي « كيس سي ، كاس سو ، كوسّو ، اكُسيان ، كاسي ، كاس ، كاشي» با هم در ارتباطتند؟ خواهشمندم هر كس آگاهي دارند پاسخ دهد. سپاس... _________________ منم فرزند کوروش،برادر کامبوجیه،از خویشان داریوش بزرگ/پس ذاتم آریایی،خونم آریایی،دینم آریایی/ پروردگارا من و تمام دیگر هموندان رانیک بدار
apadana هموند ویژه وضعيت: آفلاين 20 مرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 139 امتياز: 394 تشکر کرده: 273 تشکر شده 146 بار در 91 پست
محل سكونت: يزد
ارسال شده در: چهارشنبه، 14 مهر ماه ، 1389 15:08:51 موضوع مطلب:
درود بردوستان
يزدان گرامي شما در زمينه ي تاريخ نژادها و جوامع هيتي و كاسي و ... بسيار نوشتار نموده ايد. آيا پاسخ پرسش مرا نميدانيد؟
اگر ديگر دوستان نيز ميدانند در ميان بگذارند.
با سپاس _________________ منم فرزند کوروش،برادر کامبوجیه،از خویشان داریوش بزرگ/پس ذاتم آریایی،خونم آریایی،دینم آریایی/ پروردگارا من و تمام دیگر هموندان رانیک بدار
کاربرانی که برای این ارسال از apadana تشکر کرده اند arya
محل سكونت: شیراز
arya هموند بسیار کوشا وضعيت: آفلاين 7 فروردين ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 87 امتياز: 455 تشکر کرده: 2442 تشکر شده 145 بار در 60 پست
محل سكونت: شیراز
ارسال شده در: چهارشنبه، 14 مهر ماه ، 1389 17:08:57 موضوع مطلب:
با درود
وپوزش هموندان
جناب آپادانا در قسمت ایران بزرگ (تاریخ )در تالار کامل بیان شده اما این چکیده را هم ببینید بدنیست
آنچه که در تحقیق حاضر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است، در باره قوم
کاسیت (کاسی) میباشد. قوم کاسیت به خاطر هنر مفرغسازیشان در سراسر دنیا معروف هستند و موزههای معتبر دنیا به این اشیای مفرغی کاسیان مزین شدهاند.
این قوم 576 سا ل بر بابل حکومت کردند و این شهر بزرگ و باستانی آن زمان را به زیر سلطه خویش درآوردند. و کاسیان شکست نخوردند مگر به دست دولت ایلام که توانست کاسیان را از بابل بیرون براند. و این باعث شد که کاسیان به موطن اصلی خود یعنی (( لرستان)) بازگردند .
کاسیان پس از بازگشت از بابل و بین النهرین بیکار ننشستند و توانستند هنر مفرغ سازی را به اوج خود برسانند به طوری که رومن گیرشمن باستانشناس معروف در مورد آنها چنین میگوید که هنر ایران باستان یعنی هنر مفرغ سازی لرستان. او بر این عقیده بود که اوج هنر ایرانیان باستان در هنر برنزهای لرستان میباشد البته او سازندهگان اشیای مفرغی را کیمریان میداند
کاسیتها بر حکومتهای پس از خود نیز تاثیرات به سزایی گذاشتند از جمله اینکه در طرز کوچک نمودن تصاویر، آنان پیشوای هنرمندان جانور نگار عهد هخامنشی بوده اند.
به عقیده محمد سهرابی (نویسنده کتاب لرستان و تاریخ قوم کاسیت) لباس شال و سترهایی که امروزه در میان مردمان لرستان رایج است همان لباسی است که کاسیان میپوشیدهاند. به طوری که مینورسکی عقیده دارد که مردم امروز لرستان از نسل قوم کاسیت میباشند. آثاری که از کاسیان بر جای مانده اکثرا اشیای مفرغی هستند که به طور وحشیانهایی توسط عوامل داخلی و خارجی به سرقت رفتهاند و کمتر از طریق علمی و باستانشناسی به دست آمدهاند. البته باستان شناسان معروفی چون آقایان اشمیت و رومن گیرشمن و ... نیز مطالعاتی را در نقاط باستانی لرستان انجام
1- کاسیان قبل از ورود به لرستان
1-1: واژه کاسی
الف) مفهوم واژه کاسی: مفهوم این واژه را نمیتوان امروزه به طور دقیق مشخص کرد. رومن گیریشمن معتقد است که واژه (کاشو) نام خدای بومیان قدیم لرستان بوده است و او در این مورد شکی ندارد.[
به نظر او این واژه ( کاسی تیروس) یک واژه یونانی است و به معنای فلز (قلع) است و آن را از سرزمین کاسیها می آوردند.
به هر حال ممکن است که اصطلاح کاس- سی یا کاسپی شامل نژادی وسیع بوده است که فراتر از قوم واحد معروف کاسی بوده باشد و این نام روزگاری به طور عام به همه اقوام مسکون در کوههای زاگرس اطلاق می شده است که در دوره پیش از ورود آریایی ها به ایران در نواحی مذکور به سر برده اند و از آنان به نام اقوام آسیانی در تاریخ یاد شده است
نام کاسیان چنانکه بعد ها توسط استرابون یاد شده به منزله میراثی است از سکنه بسیار قدیم ناحیه زاگرس میانی و غرب و جنوب غربی ایران.
راولینسون می نویسد که واژه کاسی به شکل کوسایویی بوده و در زمان اسکندر یونانیان به مردم لرستان اطلاق می کردند. به احتمال قرین به یقین کاشو مساوی است با کاش- شو نام خدای قبیله ای قوم مذکور بوده است.
خدای این قوم کاشن، شاید قوم کاسی نام خود را از آن گرفته باشند. کاشن احتمالا تا اواخر دوره هخامنشیان به سرزمین لرستان کنونی گفته می شده است. واژه لرستان نامی بوده است که در دوره های اسلامی بر این ناحیه نهاده شده است. احتمال می رود که نام کاشو یا کاشن را قوم مذبور در چند هزار سال پیش از میلاد به هنگام مهاجرت از شرق و آسیای میانه با خود به همراه آورده باشند.
ما با نام قوم کاسپیان در نواحی چیترال هند و کافرستان افغانستان آشنایی داریم. واژه مذکور شکل جمع کلمه کاسی می باشد. دکتر(ژور ژکنتنو) دانشمند و باستانشناس معروف از محلی به نام آریا کاشن در نواحی رود جیحون نام می برد.
ب) مقایسه واژه کاسی و کاسپی:
از گفته ها و نوشته های برخی از دانشمندان به روشنی معلوم می گردد که این دو واژه با هم تفاوت چندانی ندارند جزء اینکه واژه کاسی مفرد و کلمه کاسپین جمع ان است. هرتسفلد می نویسد اگر بنا باشد اسمی به سکنه ایران پیش از اریایی ها داده شود هیچ کلمه ای شایسته تر از واژه کاسپین نیست. ریشه این کلمه را می توانیم در بسیاری از نقاط ایران بیابیم و روشن تر از همه بحر کاسپین(خزر) است. بنا بر رای هنری فیلد ریشه کاسی ها همان کاسپین است. بارتلد واژه های کاسیان و کاسپیان را یکی می داند و به نظر ایشان حرف پ در واژه کاسپی نشانه جمع است و در این مورد به واژه های لولوپوم و ماتاپه(مادها) و آراپوم(آریا ها) اشاره می کند که حرف پ در آنها نشانه جمع است.
دیاکونوف به نقل از و. ا.ی علی اف می نویسد: اصطلاح(آر ی بی) یا (آر ی پی) که یک بار در متن آشوری در مورد بخشی از مردم ماد شرقی(مادهای دور دست) به کار رفته است، از ریشه(آری) آریا+ پسوند عیلامی پ تشکیل شده و به معنای آریا ها(جمع) می باشد. بنا بر این شواهد معلوم می گردد که حرف پ در واژه کاسپی نشانه جمع بوده و از زبان عیلامی به زبان کاسی رسیده است. برخی از دانشمندان کاسیان و عیلامیان را خویشاوند یکدیگر دانسته اند. اگر این موضوع را بپذیریم می توان تصور کرد که زبان عیلامی با زبان کاسی قرابت داشته است.
برخی از پژوهشگران از یک زبان واحد به نام عیلامی- کاسپی سخن رانده اند. این زبان گویش متداول اقوام باستانی قبایل ساکن در سرزمین ایران به ویژه کوههای زاگرس بوده است و بعدا مادها و پارس ها در داخل اقوام مذکور جای گرفته اند و زبان آریایی جای زبان عیلامی- کا سپی را گرفته است.
ج) صورتهای مختلف واژه کاسی:
واژه کاسی در اسناد و منابع تاریخی به اشکال گوناگون نوشته شده است در متون و زبان اشوری به صورت کاشو یا کاشی نوشته شده است . از قوم کاسی به نامهای هسی ، اوکسی، اوکسیان و هوزی یا خوزی یاد شده است .اشکال دیگر این واژه عبارتند از کوسی ، کوس-سی ، کاش-شو، کوشین، کوسان، کاسو، کاسیت، کشو، کاسیوس، کوسای، کیس-سی، کاسکان، کوسه، کاسپی،اکسیان، اکس-سی-و غیره
نام قدیمی شهر کنونی همدان پیش از ورود مادها در دوره اقوام کاسی اکسیان بوده استپرسی سایکس می نو یسد که واژه امروزی هوز یا خوز از کلمه هسی یا اوکسی یعنی نام قوم کاسی گرفته شده است .او کاسی ها را یکی از قبایل قدیمی سرزمین خوزستان امروز و یا ایلام باستان می داند
استرابون جغرافیادان یونانی از کاسیان به نام کوسایوئی یاد کرده است . احتمال می رود واژه های که امروز بنام های ، کوشک ، کوشکی ، کوسه ، کاسیو که بر اماکن جغرافیایی یا طوایف در لرستان اطلاق می شود بازمانده و یادگار اقوام معروف کاسیان باشد. مرحوم شیخ محمد مردوخ معتقد است که واژه های امروزی کاک، کاکا، کاکاوند، کاکه و مانند اینها مأخوذ از واژه کاسی هستند
برخی معتقدند که نام رود کشکان که از رودههای مرکزی لرستان است از نام کاسکان یا کاسیان یا کشو گرفته شده است . امروزه نام کاسپین یعنی نام قدیمی دریای خزر و شهر قزوین شکل دیگری از واژه کاسی است . احتمال می رود که نام شهر کنونی کاشان ماخوذ از همین واژه باشد بنا به روایات تاریخی در اواسط هزاره سوم در شمال خوزستان امروز یا جنوب لرستان محلی به نام کاشن وجود داشته است . شاید این مکان بعدها تبدیل به شهر اللور باستانی در دوره های اسلامی شده باشد .
یونانیان به فلز قلع (کاسی تیروس) می گفتند یعنی همان فلزی که از ناحیه ی کاسیان بدست آمده است
خاستگاه زرتشت
از این پیامبر ایرانی در یشتهای کهن سخن میآید که در (اَریّانَ و یَوچَه) در ساحل رود (دائیتی) در سرزمین قبایل ایرانی متولد گردید در (زامیادیشت) زیستگاه زرتشت را در ناحیه ئی میداند که در آن دریاچه (کوسَویّ) است که مطابقتی با دریاچه هامون دارد. بهر تقدیر ناحیه (اَریانَّ و یوچَه) گاه خوارزم پنداشته میشود و گاه آن را آذربایجان و بعضاً بدلیل مراسمی مذهبی که در ستایش (اَرُدویسورااناهیتا) میشود آن را در سیستان ذکر کردهاند. تاریخ موجودیت زرتشت را نمیتوان بطور قطع مشخص نمود که احتمالاً قدمت آنرا از ۹۰۰ سال تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد میدانند. زرتشت از سرزمینی کهنی برخاست که مردمانش آریایی بودند _________________ چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم بر زنده یک تن مباد
ety هموند عادی وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 9 امتياز: 25 تشکر کرده: 0 تشکر شده 3 بار در 2 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 دي ماه ، 1389 13:20:52 موضوع مطلب:
یکی از سوالاتی که برای من پیش اومده اینه که چرا مردم ایران می بایست با وحود علاقه و احترام شدیدی که برای کوروش کبیر قائل بودند، وصیتش را زیر پا بگذارند و به بردیا( یا هرکسی که بود) کمک کنند که به تخت بنشینه در حالی که طبق وصیت کوروش کمبوجیه باید شاه می شد ؟