niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388 00:17:19 موضوع مطلب:
در این ابیات شمع نمادی از پرودرگار است :
هرکه بر شمع خدا آرد پفو
شمع کی میرد بسوزد پوز او.(مولوی)
بال رنگم واضحا بر شعله ٔ دل دامن است
از پر پروانه شمع آرزو گل می شود.(ارادت خان واضح)
به نور عشق دل را زنده کن مپسند از غفلت
که شمع مرده در بالین خواب زندگی باشد.(صائب)
و همچنین شمع روشن کردن در محراب بخشی از آیین مهری می باشد که به مسیحیت و شیعه راه یافت .
شمع محراب ؛ آن شمع که در محراب برافروزند :
از فروغ معرفت پاک از تو وحدت خانه ام
زردی رخساره ٔ من شمع محراب من است .(صائب)
و همچنین شمع نمادی از آفتاب و خورشید می باشد : با تشبیهاتی همچون :
شمع فلک ,شمع گردون, شمع عالم تاب,شمع صبا,شمع صبحی , شمع سپهر , شمع زرین لگن, شمع زرکاری لگن , شمع آسمان
چه پرتو است که نور چراغ صبح دهد ؟!
چه شعله ست که در شمع آسمان گیرد؟! (حافظ)
.....................................................................................
باد رایت در مقامی کز چراغ مجلست
هر صباحی برفروزد شمع زرکاری لگن . (خواجه سلمان)
.....................................................................................
همی بود تا شمع گردان سپهر
دگرگونه تر شد به آیین و چهر. (فردوسی)
....................................................
چو پیراهن شب بدرید روز
پدید آمدآن شمع گیتی فروز (فردوسی)
.......................................................................................
شمع سحر ز خیرگی لاف ز عارض تو زد
خصم زبان دراز شد خنجر آبدار کو ؟ (حافظ)
شمع سحر : کنایه از صبح دروغین یا شفق
.....................................................................................
شمع آفتاب ؛ پرتو و نور آفتاب . روشنایی آفتاب :
ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا ؟ (حافظ)
......................................................................................
و همچنین شمع نمادی از فروهر و جان انسان است بیندیشید:
گمان مبر که تو چون بگذری جهان بگذشت
هزار شمع بکشتند و انجمن باقی است .(محمد عراقی)
شمع را باید ازین خانه برون بردن و کشتن
تا که همسایه نداند که تو در خانه ٔ مایی .(سعدی)
صحبت افسرده را نادیدن از دیدن به است
شکوه از دامن نباشد شمع دامن کشته را. (صائب)
ز لب مکیدن شمع این دقیقه روشن شد
که حسن تشنه لبی لعل آبدار خود است . (بیدل)
.......................................................................................
بهوش باش که چندین هزار شمع اینجا
مکیده اند لب خامشی و مدهوشند. (بیدل)
....................................................................................
از شاخسار شمع شرروار می پرد
پروانه ای که گرد تو یک بار می پرد. (صائب)
دل من شمع خدایست چه چیزی تو
جز بر شمع فروزنده یکی تاری . (ناصر خسرو) _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388 08:28:58 موضوع مطلب:
گردونه مهر در سرزمین های دیگر
چلیپای شكسته علاوه بر ایران در بسیاری از اقوام و ملل دیگر نیز مشهود است كه گاه تاریخ آن بسیار كهن می باشد . نشانواره در نزد اقوام و سرزمین هایی نظیر مصر ( از دوره ی بطمیوس به بعد ) ، هندوستان ، چین ، رم ، ژاپن ، آشور در شمال عراق ، انگلستان ، ایسلند ، لیتوانی و آلمان و در ملت هایی چون سرخ پوستان امریكایی ، بوداییان ، اسكاندیناوی و تیوتنی ، سامی ، هیتیت ها و ... حضور داشته و در اماكنی چون آنوردیك عشق آباد ، اوزكند ، آرامگاه یوسف فرزند قیصر ( نخجوان ) ، مدرسه ی میرعرب ، مدرسه ی كاراتای ( تركیه ) ، آرامگاه خواجه عبدالله انصاری ( افغانستان ) و ... حضور داشته و دارد . مورد باستان شناسی بسیار جالب توجه و شگفت آوری نیز پیرامون این نماد در دهكده ای به نام مزین در اكراین یافت شده كه در آن نماد بر روی عاج یك ماموت دیده شده . البته هنوز مشخص نیست كه آیا این عاج در سیبری به دست آمده و در همان زمان ماموت ها نشانواره بر روی آن حكاكی شده و یا بعدها توسط افرادی دیگر این نماد بر روی آن به تصویر در آمده . به هر حال تاریخ نماد حكاكی شده بر این عاج به وضوح مشخص نیست . گردونه ی مهر نزد اقوام غیر ایرانی معانی و مفاهیم مختلفی داشته از جمله : 1- نماد الوهیت آریایی 2- چهار عنصر اصلی ( آب ، باد ، خاك ، آتش ) 3- زندگانی طولانی 4- حركت آب 5- هست و نیست ، بود نبود ، بست وگسست 6- یك پیكره ی قرار دادی انسان با دو دست و دو پا 7- دور كننده ی چشم زخم و اهریمنان و نیروی درمان بخش 8- دو تركه ی بر هم نهاده برای روشن كردن آتش 9- نگاره مثبت و دارنده ی بار مثبت و سازنده 10- نمودار پرواز 11- دوكهای نخ ریسی آغازین 12- خورشید 13- نماد ستارگان و... این احتمال وجود دارد كه ریشه ی معانی و مفاهیم چلیپا در اقوام گوناگون در نزد قوم آریا باشد دستاوردها نتیجه ای. در این میان ، بنابر گزارشات و شواهد به دست آمده ، خالق احتمالی این نشانواره در رده ی نخست ، آریاییان هستند .
گردونه مهر در هند
چلیپای شكسته در هند سواستیك یا سواستیكا2 ( سانسكریت ) نامیده می شود . این نماد در باور هندیان نمادیست از حركت خورشید ، نیك بختی و افزونی . در گروهی از اماكن مذهبی هند ، چه در گذشته و چه در زمان حال ، سواستیكا مشهود بوده و ریشه هایی بسیار كهن دارد . در شماری از نگاره های كف پای بودا متعلق به سده های قبل و بعد از میلاد ، این نشان به كار می رفته و در آیین بودا نیز كاربرد یافته است . چلیپای شكسته در آیین جینسیم3 نیز حضوری محسوس دارد . بسیاری از جینیست ها ، این نشان را بر سر در خانه های خود نقش زده و بر این باورند كه سواستیكا دارای نیرویی ست كه خوشی ، بركت و ثروت را به ارمغان می آورد. به طور كل ، سواستیكای راست گرد در هند نمادیست از خورشید ، روشنایی ، خوشی ، بهار و تابستان و در مقابل ، سواستیكای چپ گرد نماد تاریكی ، شب ، وحشت ، جادو ، پاییز و زمستان است .
گردونه مهر در چین و ژاپن
چلیپای شكسته در چین با نام باستانی وان4 داری تاریخی كهن است . این نماد بیشتر در آیین دائو5 تجلی یافت . دائو یا تائو6 از آیین های باستانی چین محسوب می شود كه بنیانگذار آن را شخصی به نام لائوزه7 به معنای استاد پیر می دانند ، گویی كه گروهی از تاریخ دانان وی را شخصیتی خیالی و افسانه ای می پندارند. لائوزه حدوداَ همدوره ی كنفوسیوس8 ( ح 551 تا 479 ق.م ) بود ، اما از زندگی و تعلیمات وی اطلاعات بسیار مختصری در دست است كه صحت آنها هنوز در پرده ای از ابهام است . تنها اثر مكتوب به جا مانده از استاد پیر ، كتابی تحت عنوان دائو د جینگ9 می باشد كه نویسنده ی آن را لائوزه می دانند . بنیانهای فلسفی آیین دائو بر تعادل و تعامل میان دو نیروی یین10 و یانگ11 استوار است . یین نماد نیروی زنانه ، زمین ، روشنایی و ... می باشد كه در مقابل یانگ یا نیروی مردانه ، آسمان ، تاریكی و ... قرار دارد . دائو گرایان بر این باورند كه این دو نیرو در جهان هستی در گردشند و این گردش بر اساس قوانین طبیعت صورت می گیرد . در این میان ، طبیعت و هستی خود پیرو دائوست . گردونه مهر در فرهنگ و آیین های چینی حضور یافته و مفاهیم جدیدی را در بر گرفت . چلیپای شكسته ی راست گرد نمادیست از یانگ و چپ گرد ، نماد یین . رنگ های این نشانواره نیز در چین معانی و مفاهیم ویژه ای داشت ؛ رنگ سبز نماد بركت در كشاورزی ، آبی مظهر بركت آسمانی ، قرمز نماد بركت قلب بودا و زرد نمودار خوشبختی و نیك فرجامی . بنابر گزارشات تاریخی ، امپراتوریس چین با نام وو12 ( 704 684 م ) در زمان دودمان تانگ13 ، چلیپای شكسته را به عنوان نماد و سمبلی از خورشید مقرر كرد . این نماد در چین مفاهیمی نظیر تداوم ابدی بدون آغاز و انجام ، تجدید ابدی حیات ، تكامل و تعالی ، حركت بر طبق قاعده و قانون ، طول عمر ، بر كت ، طومار رعد و ... را در بر دارد. چلیپای شكسته از چین به كره و سپس به ژاپن راه یافت و در زبان ژاپنی با نام مانجی14 شناخته شد . این احتمال وجود دارد كه نشانواره از طریق ورود آیین بودا به ژاپن راه یافته ، هر چند كه این نظر نمی تواند قطعیت كامل داشته باشد . در هر حال در ژاپن ، عموماَ چلیپای شكسته نمادی ست از معابد بودایی و آیین بودا . در حالت كلی هر دو جهت گردش نشانواره در ژاپن معانی و مفاهیم سازنده و خجسته ای را در بر دارد . گردونه ی چپ گرد با نام ئوموته مانجی15 نمادی ست از عشق و رحمت و گردونه ی راست گرد یا یورا مانجی16 نمادی از بصیرت ، آگاهی و قدرت .
نشان گردونه مهر در آیین بودا دارای مفاهیم متعددی ست ؛ از جمله چهار نشانه ، چهار حقیقت عالی ، به گردش در آوردن چرخ آیین ، رفتن راهبان و آموزگاران به چهار گوشه ی هند و جهان ، در چرخش بودن نظام طبیعت و چهار عنصر ، كه نمادیست از فنا پذیری و عدم پایداری موجودات و ... در این میان دو تفسیر ، بسیار جالب توجه است . نخست آنكه این نماد را راز پنهانی آیین بودا می نامند . عمق آیین بودا و تجربه ی بوداگی صرفاً یك تجربه ی انحصاری ست ، غیر قابل انتقال و غیر قابل تفسیر و توضیح و یا شاید این نماد به مفهوم دیگری اشاره دارد كه باید آن را كشف كرد . دومین مفهوم و معنا كه عمومیت بیشتری دارد آن است كه چلیپای شكسته نمادی ست از قلب بودا ، به همین علت در تمثال ها ، نشان چلیپا بر روی سینه ی برهنه ی بودا ترسیم می شود و به مهر دل بودا مشهور است . این نشانواره بیشتر در تمثال های بودا در چین دیده می شود و شاید نشان از همآغوشی آیین دائو و آیین بودای چینی داشته باشد . معنای دیگر چلیپا در آیین بودا كه صرفأ یك گمانه زنی شخصی ست آن كه ممكن است این نماد نقطه ی اتصال بودا و قوم آریا باشد . هر چند كه این نماد در بسیاری از نقاط جهان و بسیاری از فرهنگ ها و اقوام یافت می شود اما نكته ی فابل توجه آن است كه به ندرت چلیپای شكسته بر روی بدن تمثال ها به تصویر آمده و عموماَ در كنار دیگر موضاعات جای گرفته و یا به صورتی مجزا و با اشكال گوناگون ترسیم شده . این كه آیا بودا از اقوام آریایی بوده یا نه صرفاَ یك گمانی زنی شخصی46 بر اساس دستاوردهای ابتدایی پیرامون این مسئله می باشد كه نیازمند بررسی های گسترده است . استفاده از نشان چلیپای شكسته در تمامی تمثال های بودا عمومیت ندارد ، اما این نشان در بسیاری از معابد بودایی جهان و شماری از تمثال ها و نگاره ها مشهود است . همانگونه كه در ژاپن این نشان ، نمادی از آیین بوداست . این نشانواره خود از اسرار آمیز ترین نمادهای چهان بوده و بسیار جالب است كه بوداییان بار دیگر آن را به صورت یك راز معرفی می نمایند . این نماد علاوه بر تمثال های بودا ، گاه در نگاره ها و پیكر ه های دیگر افراد آیین و بودی ستوه ها47 دیده می شود. از جمله خدا بانوی رحمت ، بودی ستوه گوان یین48 كه در چین محبوبیت بسیاری دارد . گردونه ی مهر در آیین بودا ، نشانی ست از تداخل و تعامل بسیار پیچیده ی فرهنگ ها ، باورها و تاریخ جهان باستان كه گوشه های بسیاری از آن ، در پرده ای از ابهام نهفته است .