sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 17 آبان ماه ، 1388 14:02:59 موضوع مطلب: زن چیست؟ شاهکار خداوند
زن چیست ؟ شاهکار خداوند
چامه ای که در پی می آید با همین نام ، از دکتر نصرت الله کاسمی است که در اسفند ماه 1333 سروده شده است. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 17 آبان ماه ، 1388 14:05:32 موضوع مطلب:
زن چیست؟ شاهکاری دلبند
از شاهکارهای خداوند
در کارگاه صنع بسی بست
این چیره دست ، چهره ی دلبند
روزی که نقش زن به در آمد
بر کارگاه خود نظر افکند
دید اندر آن میان نتوان یافت
با زن ، یکی به جلوه همانند
شد در شگفت ، کاین همه خوبی
بر تار و پودش ، از چه پراگند؟
وین آفریده را به چه علت
این گونه خوب کرد و خوشایند؟ _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 17 آبان ماه ، 1388 14:08:20 موضوع مطلب:
گلگونه رخ ، چه غنچه به اردی
پاکیزه تن ، چو برف به اسفند
با گیسویی چو سنبل پیچان
با قامتی ، چو سرو برومند
از چشم او عیان ، هوس و عشق
در لعل او نهان ، شکر و قند
الهام بخش خاطر شاعر
نقش آفرین دست هنرمند
نیروفزای جان به تکلم
روشن کن جهان به شکرخند
از تازگی ، چون صبح نشابور
وز خرمی چو دامن الوند
والا گهر ، چو کان زمرد
سنگین بها ، چو معدن یاکند
آتش فکن به بتکده ی چین
رونق شکن ز سغد سمرقند
یک جا نشاط خاطر عارف
یک سو ، بلای جان خردمند _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 17 آبان ماه ، 1388 14:14:39 موضوع مطلب:
چون نیک بنگریست به زن دید
خلقت ز نقش اوست ، کرامند
او را پسند کرد و بدو بست
دل را و مهر از دگران کند
ای زن تو چون پسند خدایی
خود را به دام شیطان مپسند
سرمایه ساز صدق و صفا را
یک سو گذار جادو و ترفند
تو آبروی خلقت اویی
مگذار کابرویت بریزند
در دست مرد ملعبه بودن
بالله که از تو نیست خوشایند
هشیار باش و خویش نگه دارد
از مکر و ریو مردم پرفند
چون قدر خویشتن بندانی
خواهی چرا که قدر تو دانند؟
تو مقصودی ز خلقت و مقصود
از خلقت تو هست به پیوند
جفتی گزین که طاقی و شهوتی
باشد بسان آتش و اسپند
بیگانه را برای ز حریمت
چون زاغ از کمین جگربند
خانه اگر چو دل نبود پاک
غرقابه ایست از لجن و گند
ور پاک شد ، مکان خدای است
دور از خدای مانده تا چند؟
در خانه ، شور عشق ، برانگیز
چون موبدان ، به نغمه ی پازند
از ره مرو به لحن مخالف
برند اگر چه بند از تو بند
ارزش ترا به جامه نباشد
سوگند می خورم به تو سوگند
زینت ترا به عشق و به تقوی ست
خوش آن که دل از این دو بیاگند
پرهیز را به عشق بپیوند
چونان زره فراز گژاغند
خرم زنی که هست به گیتی
تنها به شوی خود خوش و خرسند
زیباترین نگار جهان چیست؟
زن در کنار شوهر و فرزند
دارم امید آن که بگیری
از گفته ی درست یکی پند
زین شعر ، کز بلندی و پاکی
باشد چو برق تیغ دماوند
در وصف تو ، به لفظ و به معنی
به زین کسی نگفت و نگوید.
پایان _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند