کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 20 بهمن ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - مهرگان

مهرگان
رفتن به صفحه 1, 2  بعدي
 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> جشن ها

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
محل سكونت: تهران

seyghaly
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
8 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 920
امتياز: 2903
تشکر کرده: 372
تشکر شده 1053 بار در 598 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 13 آذر ماه ، 1387 19:50:37    موضوع مطلب: مهرگان پاسخ همراه با اعلان

جشن مهرگان
روز مهر ا زماه مهر ، شانزدهمين روز مهر ماه باستانی ، ده مهر خورشيدی

در ميان جشن های با شكوه و زيبای باستانی ايران دو جشن ما ايرانيان بزرگتر و باشكوه تر بوده كه آن دو نوروز و مهرگان مي باشند . نوروز پيش در آمد بهار و همراه با آغاز زندگي دوباره زمين و زيست بوم ( طبيعت ) آن و مهرگان در نيمه دوم سال هنگامی كه تابستان سپری شده و آب و هوای دل انگيز پاييزی آغاز می گردد جشن گرفته می شده .
يكی از فرنودهای ( دليل های ) گرامی بودن و فرخنده بودن نوروز و مهرگان در ميان ما ايرانيان برابر شدن اندازه روز و شب در روز آغازين بهار و پاييز است . اين نشان از خرد بالا و دانش برتر ستاره شناسی آن گاه ايرانيان در هزاران سال پيش دارد كه نمود آن را نيز در ميان يادگارهای باستانی پارسه ( تخت جمشيد ) می بينيم ، سنگی چهار گوش با سوراخي در ميان آن كه در نخستين روز از بهار و پاييز پرتو آفتاب بر آن استوار ( عمود ) مي گشته و هنگام سال نو را نويد ميداده كه اكنون نيز اين يادگار باستانی پابرجاست .
از آنجايی كه از دير باز هفت، شماره ی سپندينه ( مقدس ) ميان ما ايرانيان بوده ، مهرگان جشنی هفت روزه است كه از روز مهر تا روز رام شانزدهم تا بيست و يكم مهر ( ده تا شانزده مهر خورشيدی ) می باشد . اين جشن به فرشته مهر كه در اوستا ميترا به مينوی (معنی) پرتو خورشيد و مهرورزی و نيكی به ديگران و پيمان مي باشد ناميده مي شود .از رويدادهايی كه در جشن مهرگان رخ داده ، آمده كه فريدون شاه پيشدادی در اين روز به ياری كاوه آهنگر بر ضحاك تازی ( عرب ) و ستمگر چيره شد و ضحاك را در كوه دماوند به بند كشيد و فريدون ايرانی تاج شاهی بر سر نهاد ، و بدين گونه جشن نوروز آغاز سال نو از جمشيد شاه به يادگار ماند و نماد شكوه ايران بزرگ گشت و جشن مهرگان از فريدون شاه و نماد پيروزی ايرانيان بر دشمنان ايران شد .
از آيينهای اين جشن بزرگ چيدن سفره ای از هفت ميوه سرخ مانند : سيب سرخ ، انار ، ترنج ، سنجد ، خرمالو ، انگور سرخ ، هندوانه و آجيل هفت مغز مانند : مغز گردو ، پسته ، فندق ، بادام ، توت خشك ، انجير خشك و تخمه و آش هفت دانه از گندم ، جو ، برنج ، نخود ، عدس ، ماش و ارزن بوده و همچنين گذاردن آينه ، كاسه ای از آب همراه با برگ آويشن،گلهای بنفشه و نازبو ( ريحان ) وگلاب و ... بر سرسفره،آب پاشی درب خانه،ديد و بازديد ودادن نامه شاد باش به يكديگر می باشد .

پایگاه پژوهشی هخامنشیان
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

_________________
دبیر پایگاه پژوهشی هخامنشیان، رسول صیقلی

پاینده ایران زمین
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از seyghaly تشکر کرده اند setare, Anahid, arya


setare
کاربر تازه وارد

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 3
امتياز: 18
تشکر کرده: 44
تشکر شده 4 بار در 2 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 11 مهر ماه ، 1388 01:35:53    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان


جشن مهرگان

جشن مهرگان را نبايد در شمار جشن هاي دوازده گانه کم و بيش فراموش شده اي چون " فروردين گان " و " ارديبهشت گان " و ... آورد و نه چون نوروز که در همه ايران همگاني است، يا چون " سده " که در يک شهر برگزار شود، بلکه مهرگان جشني است که تنها نزد دانشمندان و نويسند گان و شاعران همچنان برجاست و از اين رو جزو جشن هاي کهن بحساب مي آيد.

در روز شمار کهن ايران، هر يک از سي روز ماه را نامي است که نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. پيشينيان در هر ماه که نام روز و نام ماه يکي بود، آن را جشن مي گرفتند. از اين جشن هاي دوازده گانه، تا آنجا که سندها و کتاب هاي تاريخي گواه است، در دوره هاي پس از اسلام، تنها جشن مهرگان است که رسمي و شکوهمند برگزار مي گرديد. افزون بر يکي بودن نام - روز مهر از ماه مهر - مناسبت هاي ديگري را نيز براي برگزاري اين جشن بر مي شمردند، که معروفترين آن قيام کاوه آهنگر و پيروزي بر ضحاک و پادشاهي نشستن فريدون است. دقيقي، فردوسي و اسدي توسي از آن چنين ياد کرده اند:

دقيقي مي گويد:

مهرگان آمد جشن ملک افريدونا آن کجا گاو به پرورش بر مايونا ( برمايون نام گاوي است که فريدون با شيرش پرورش يافت)


و فردوسي در داستان به بند کردن ضحاک آورده است:

فريدون چون شد بر جهان کامکار ندانست جز خويشتن شهريار

به روز خجسته سر مهر ماه به سر بر نهاد آن کياني کلاه

کنون يادگار است از او ماه مهر بکوش و برنج، ايچ منهاي چهر

و اسدي توسي در انتساب اين جشن به فريدون گويد:

فريدون فرخ به گرز نبرد ز ضحاک تازي بر آورد گرد

چو در برج شاهين شد از خوشه مهر نشست او به شاهي سر ماه مهر

بر آرايش مهرگان جشن ساخت به شاهي سر از چرخ مه برافراخت

ابوريحان بيروني در التفهيم مي نويسد :

مهرگاه، شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهر، اندرين روز، افريدون ظفر يافت بر بيورسب جادو، انک معروف است به ضحاک، و به کوه دماوند بازداشت. و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچ از پس نوروز بود....

و نيز در آثار الباقيه آورده است که :

سلمان فارسي مي گويد، ما در عهد زرتشتي بودن مي گفتيم، خداوند براي زينت بندگان خود ياقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بيرون آورد. و فضل اين دو روز بر روزهاي ديگر مانند فضل ياقوت و زبرجد است بر جواهرهاي ديگر. و بيورسب هزار سال عمر کرد. اين که ايرانيان به يکديگر دعا ميکنند که : " هزار سال بزي " از آن روز رسم شده است، چون ديدند که ضحاک توانست هزار سال عمر کند واين کار در حد امکان است، هزار سال زندگي را دعا و آرزو کردند.

مورخان، نويسندگان و شاعران، از برگزاري جشن مهرگان نيز - مانند جشن هاي کهن ديگر - در دستگاه پادشاهان و حاکمان خبر ميدهند. از جمله در برگزاري اين جشن در پيش از اسلام آمده که : اين عيد مانند ديگر اعياد براي عموم مردم است. از آيين ساسانيان در اين روز اين بود که تاجي را که به صورت آفتاب بود به سر مي گذاشتند و در اين روز براي ايرانيان بازاري بر پا مي شد. و در ملوک خراسان رسم است که در روز مهرگان به سپاهيان و ارتش رخت پائيزي و زمستاني ميدهند.

از برگزاري جشن مهرگان، در دورهً غزنويان، آگاهي بيشتري در دست است، در شعر فردوس، عنصري، فرخي و منوچهري وصف اين جشن آمده، ابوالفضل بيهقي از برگزاري جشن مهرگان در زمان سلطان محمود غزنوي، در سالهاي 428، 429 و 430 هجري قمري که خود شاهد بوده، خبر مي دهد. وي مي نويسد : روز يکشنبه چهارم ذي الحجه سال 428 به جشن مهرگان نشست و از آفاق مملکت هديه ها که ساخته بودند پيشکش را، در آن وقت بياوردند و اولياء و حشم نيز بسيار چيز آوردند. و شعرا شعر خواندند وصلت يافتند. پس از شعر به سر نشاط و شراب رفت و روزي خرم بپايان آمد.

در سال 429، ابوالفضل بيهقي، شيوهً برگزاري جشن مهرگان را در روز عرفه بيان مي کند : ... و روز چهارشنبه نهم ذي الحجه به جشن مهرگان به نشست و هديه هاي بسيار آوردند. و روز عرفه بود. امير روزه داشت و کس را زهر نبود که پنهان و آشکارا نشاط کردي و ديگر روز عيد اضحي کردند.

وي همچنين از مهرگان سال 430 و شرح برگزاري آن سخن مي گويد. مهرماه و فروردين ماه که به ترتيب آغاز اعتدال پاييزي و اعتدال بهاري و در آن روز و شب برابرند، زماني هر دو را، به عنوان آغاز سال جشن مي گرفتند :

... و برخي مهرگان را بر نوروز برتري داده اند. چنان که پاييز را بر بهار برتري داده اند. و تکيه گاه ايشان اين است که اسکندر از ارسطو پرسيد که کدام يک از اين دو فصل بهتر است؟ ارسطو گفت : پادشاها! در بهار حشرات و هوام آغاز ميکند که نشو يابند و در پاييز آغاز ذهاب آنهاست، پس پاييز از بهار بهتر است.

از دوران کهن، همراه با جشن ها و آيين ها، واژگان فارسي نوروز و مهرگان به صورت معرب نيروز و مهرجان وارد زبان و قلمرو فرهنگي کشورهاي مسلمان عرب زبان گرديد. امروز در بسياري از کشورهاي - آسيايي و آفريقايي - واژهً مهرجان به معني و مفهوم جشن و فستيوال به کار مي رود.

در زمان حاضر

امروز، جشن مهرگان، به شيوه اي که در کتاب هاي تاريخي سده هاي چهارم و پنجم و ششم آمده، نه در دستگاه دولتي و حکومتي برگزار مي شود و نه در گردهمايي هاي غير رسمي، نزد عامهً مردم. دست کم، در دو سده اخير نيز از برگزاري آن آگاهي در دست نيست. جشن و آيين مهرگان، از نظر زماني نيز، با تغيير تقويم، در سال 1304 هجري شمسي، تغيير کرد. بدين معني که 5 روز "پنجه = خمسه" (که پس از 12 ماه سي روزه براي رسيدن به 365 مي آمد) حذف و شش ماه اول سال 31 روز گرديده است. از آن پس، در بسي از تقويم ها، مهرگان، به جاي 16 مهر در دهم مهر آمده، يعني در صد و نود و ششمين روز سال براساس تقويم پيشين. در ماهنامه ها و هفته نامه هاي ادبي و اجتماعي سدهً اخير، مهرگان حضور دارد. بدين معني که مقاله، پژوهش، شعر به مناسبت مهر و مهرگان - به ويژه در نشريه هايي که در ماه مهر منتشر مي شود - کم نيست.

دکتر بهرام فره وشي از برگزاري مهرگان به عنوان جشني خانوادگي، در بين زرتشتيان يزد و کرمان و نيز " از آيين قرباني کردن گوسفند، در برخي از روستاهاي زردشتي نشين يزد، براي ايزد مهر " خبر مي دهد. تا سي سال پيش، زردشتيان کرمان، در اين روز، به ياد مردگان، مرغي را کشته و شکمش را با حبوبات و آلو انباشته و به عنوان خوراک ويژه، يادمان مردگان مي پختند.

جشن آغاز سال تحصيلي دانشگاه تهران، که در نيمه اول مهرماه است، در برخي از سال ها در دهم يا شانزدهم مهر ( مهرگان ) برگزار مي شد.

زمان برگزاري آيين قالي شويان در مشهد اردهال را جلال ال احمد، با مهرگان هم پيوند مي داند. صدرالدين عيني در يادداشت ها، از جشني در تاجيکستان و سمرقند ياد مي کند که هر سال در ماه ميزان (مهر ماه) برگزار مي شد. جشني که مي تواند، با همهً دگرگوني ها، بازماندهً جشن مهرگان باشد. از زبان او بشنويم، که فارسي تاجيکي است : ... حکايت اين سير (جشن) به کساني که وي را نديده اند، مانند حکايه هاي " هزار و يک شب " دلکش و عجيب مي نمود. حکايه هايي درباره طرفبازي (آتش بازي)، موشک بازي، خر تازي، تگل جنگ اندازي (به جنگ انداختن قوچ هاي جنگي ) آن جا مي کردند. در ريان (منطقه) غجدوان کم کس يافت مي شد، که هيچ نباشد، سالي يک بار رفته، آن را سير تماشا نکند. دهقان بچگان کم بغل (تنگدست) هم، که پدرشان براي سير خرجي داده نمي توانستند، کوشش مي کردند، که کاري کرده، دو سه تنگه (واحد پول) پول يابند تا که به آن سير رفته، تماشا کرده توانند. کساني نيز پخته (پنبه) و خوره چيني مي کردند، به خربزه کشاني و دهقانان باي (ارباب) به مرد کاري مي در آمدند. و اگر هيچ کار نيابند از کشتزارها دزدي مي کردند. و مانند اين ها.

ماه مهر و مهرگان، در جامعه کشاورزي، فصل و زمان برداشت، انباشتن فراورده ها، پرداختن خراج و ماليات، اندوختن نيازمنديهاي زمستاني و گرمي بازارهاي موسمي بوده که هنوز - هر چند نه به نام مهرگان - برگزار مي شود. و نيز با تحول و دگرگوني اي که با گذشت سده ها و هزاره ها در برگزاري جشن ها و آيين ها - مانند همهً پد يده ها و زمينه هاي فرهنگي - روي داده و مي دهد، جشن مهرگان تنها به اين عنوان که نام روز با نام ماه يکي است برگزار نمي شود، بلکه بيشتر داستان و اسطورهً قيام کاوه آهنگر در برابر بيدادگري هاي ضحاک است که يادمان اين جشن نمادين مي باشد. بي گمان، باور و اعتقاد به ايزد مهر و آيين هاي مهري ( ميترايي ) که پيش از زرتشت، در هند و ايران وجود داشته، به ماه مهر و جشن مهرگان سيماي ديني بيشتري افزوده بود.

تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
محل سكونت: karaj

ariyorad
هموند عادی

وضعيت: آفلاين
10 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 20
امتياز: 57
تشکر کرده: 15
تشکر شده 29 بار در 12 پست

محل سكونت: karaj

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388 22:26:22    موضوع مطلب: مهرگان پاسخ همراه با اعلان

در پس نام و سنت مهرگان دو جريان به‌ظاهر جداگانه قرار دارد و البته حدس و گمان‌هايی که می‌توان دو جريان را به هم وصل کرد. اين نوشته کوششی است برای طرح اين دو موضوع و بحث در ارتباط بين آن‌ها:
١- مهرگان جشنی است به پاس پيروزی فريدون بر ضحاک.
٢- مهرگان (مهرروز از مهر ماه) جشنی است که به ايزدمهر تعلق دارد.
در باب ادعای نخست ابوريحان در التفهيم می‌گويد:
«شانزدهم روزاست از مهرماه و نامش مهر١ و اندرين روز افريدون ظفر يافت بر بيوراسب جادو. آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند بازداشت٢ و روزها که سپس مهرگان است همه جشن‌اند، بر کردارِ آنچ از پسِ نوروز بود. و ششم آن مهرگان بود و رام روز نام دارد٣ و بدين دانندش.»
توضيح ابوريحان با همين عبارت «و بدين دانندش» خاتمه می‌يابد. دقيقی در بيتی می‌گويد:
مهرگان آمد جشن ملک افريدونا
آن کجا گاو بپروردش برمايونا
اين بيت با سخن ابوريحان هماهنگی دارد و احتمال وجود ماجرای فريدون و ضحاک را در پشت مهرگان تقويت می‌کند. مضاف براين‌که با يادآوری دايه‌ی عجيب فريدون که ماده گاوی شريف و پرمايه بوده است ذهن را به دقت بيشتری رهنمون می‌شود.
فريدون پسر «پور گاو» پسر «سياک گاو» پسر «سيت گاو» پسر «گفرَ گاو» پسر «رما گاو» پسر «فرَ غشِن» پسر «جم» که فر ايزدی روی شانه‌هايش سنگينی می‌کند، مفقودالاثر است و در اين حال يک گاو، نهانی او را به شير خود می‌پرورد. در حالی که ضحاک که بعد از چهارپشت به «تاز» (جدّ اعلای تازيان) می‌رسد، غاصبانه بر کشور حکومت دارد.

ضحاک يا اژديهاک ظاهراً از شاهان سرزمين‌های جنوب غربی ايران بوده است، که تا زمان انقراض تمدن‌های کلدانی و آشوری، منطقه‌ی خطرناکی برای ايران محسوب می‌شده است. توصيف‌هايی که در متون کهن از اژديهاک وجود دارد او را به صورت مار سه‌کله‌ای می‌نماياند که شش چشم دارد. اين توصيف‌ها در شاه‌نامه به صورت ضحاک ماردوش در آمده و خاستگاه او نيز دشت نيزه‌وران خوانده شده که –متناسب با عربی بودن کلمه ضحاک– همان عربستان است. در اين رابطه به نظر می‌رسد مقتضيات سياسی و اجتماعی دوران فردوسی و شعوبی‌گری شاعر در اين گزينش‌ها بی‌تأثير نبوده است.
باری با دورشدن فرايزدی از جمشيد، ضحاک بر او چيره می‌شود و به مدتی دراز نظم سلطنتی را در ايران به هم می‌زند. اين نظم از طرفی برفر تکيه داشته –فر يعنی پذيرش و اعطای حق سلطنت به اقوام آريايی که جنگ‌جو و کوچنده بوده‌اند– و از طرف ديگر به داد می‌گراييده است –داد يعنی به رسميت شناختن منافع اقوام مقيم منطقه که کشاورز، دام‌پرور و يک‌جانشين بوده‌اند.
اين به هم ريختگی با خونريزی و قتل سرداران و بزرگان ايرانی موجبات نفرت از اژديهاک را فراهم آورد. در همين حال ايرانيان در دستگاه او نفوذ کردند و در خفا نفراتی را برای مقابله سازماندهی نمودند. قيام کاوه و يافتن فريدون در دماوند که فر را از نيای خود جمشيد به ارث داشت نظام حکومتی را به ميثاق خود باز گردانيد.
ما از طرف ديگر گفتيم که مهرگان با ايزدمهر ارتباط دارد. اين بار نيز به التفهيم بر می‌گرديم و پاورقی شادروان جلال‌الدين همايی را می‌خوانيم:
«پارسيان را قاعده‌ی کلی بود که هرگاه نام ماه بر نام روز يکی می‌شد آن روز را جشن می‌گرفتند و نام اين روز را به الحاق لفظ «گان» می‌گفتند. بنابراين دوازده جشن داشتند به اسامی فروردين‌گان، ارديبهشت‌گان، خردادگان، ... لفظ گان در اين کلمات و هم‌چنين دهگان و صدگان و هزارگان ... متضمن معنی جمع و تکرار است.»
در اين ميان مهرگان به دو دليل برتری داشت. يکی اين‌که آغاز فصل دوم از دو فصل سال بود (نوروز آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان)؛ ديگر اين‌که ايزدمهر مهم‌ترين خدايان ايرانی و يادگار عظمت ميترای باستانی بود. ميترا اگرچه در فرهنگ اوستايی به امشاسپند و ايزد تنزل کرد اما هم‌چنان در کمال اعتبار باقی ماند و بيشتر از آن‌جا در قلب و فرهنگ مردم بی‌همتا بود.
«ای سپيتمان: من مهر آن نخستين آفريده‌ی نيک و دلير مينوی، آن بسيار مهربان بی‌همانند، آن بلندپايگاه نيرومند دلاور، آن يَل رزم‌آزمای را می‌ستايم. آن پيروزمندی که همواره يک رزم‌افزار خوش‌ساخت با خود دارد. آن که در ژرفای تاريکی فريفته‌نشدنی است. آن که زورمندترين زورمندان است. دليرترين دليران است. داناترين بخشندگان است. آن پيروزمندی که فر ايزدی از آن اوست. آن که هزار گوش و ده هزار چشم و ده هزار ديدبان دارد. آن مهر نيرومند دانای فريفته‌نشدنی.» (اوستا)
بايد دانست که «مهر» بر خلاف آن‌چه بلافاصله از نامش بر می‌آيد خدايی قاطع، کوبنده و تمام کننده است. چشم‌ها، گوش‌ها و دست‌يارانی دارد که همه چيز را می‌پايند و کوچک‌ترين پيمان‌شکنی را منعکس می‌کنند. مهر نيز بدون ترحم همه‌ی بدعهدان را منکوب می‌کند و نظم و ميثاق را استوار می‌نمايد.
«مهر با بازوان بسيار بلندش آن فرومايه‌ای را که از راه راست بيرون رفته است و آن تيره‌درون فرومايه‌ای را که با خود می‌انديشد مهر نابينا، گفتار دروغ و کردار زشت مرا نمی‌بيند، گرفتار سازد و به کيفر رساند.» (اوستا)
رسالت ِ بزرگ مهر استقرار حاکميت قانون بوده که با روش کنترل شبانه‌روزی پيمان‌ها و ميثاق‌ها مجری می‌داشته است. مهر هر روز از يک سوی جهان برمی‌خاسته، برفراز دماوند می‌ايستاده و اسرار جهان را درمی‌يافته و به سوی ديگر می‌رفته است.
رخسار صبح پرده به عمدا برافکند
راز دل زمانه به صحرا برافکند
تنديسی از سنگ مرمر در موزه‌ی واتيکان، تالار جانوران، نگه‌داری می‌شود که در آن ايزد مهر دشنه‌ی خود را در کتف راست گاو نری فرو برده و با دست ديگر گردن آن را برآورده، کاملا ً برجانور تسلط دارد. در دو طرف او مهربانان با مشعل‌های افراشته و فروهشته طلوع و غروب خورشيد را نشان می‌دهند. يک مار، يک سگ و يک عقرب نيز حضور دارند و ايزد مهر درست در مرکز خط سير خورشيد قرار گرفته است. گاو نر غول‌پيکر هم‌چون دماوندی است که ايزد مهر بر پشت آن نشسته گويی آتش‌فشان را مهار می‌کند.٤
همين‌جا اگرچه قدری از موضوع دور می‌شويم اجازه می‌خواهم توصيف بی‌نظيری که مسعودی در مروج‌الذهب از دماوند آورده را قبل از نتيجه‌گيری اضافه کنم:
«کوه دماوند که ما بين ری و طبرستان است از صد فرسنگی ديده می‌شود که ارتفاع بسيار دارد و در فضا بالا رفته است. از فراز کوه بخار بلند است و برف روی برف می‌نشيند و هرگز از برف خالی نيست و از زير آن رودی برون می‌شود با آب فراوان که زردِ گوگردی و طلايی رنگ است. از دامن کوه تا بالا سه روز و سه شب راه است و هر که بر آن بالا رود و به قله رسد آن‌جا را هزار ذراع در هزار ذراع مسطح بيند ولی از پايين چون گنبد مخروطی به نظر می‌رسد. سطح قله پر از ريگ سرخ رنگ است که پا در آن فرو می‌رود. بر اوج قله از کثرت بادهای سخت و شدت سرما حيوان درنده و پرنده نيست. در آن‌جا نزديک به سی سوراخ هست که بخار گوگردی از آن‌جا خارج می‌شود و از همين سوراخ‌ها همراه بخار گوگرد صدايی عظيم چون رعد سخت شنيده می‌شود. اين صدای لهيب آتش است.»
اکنون می‌توان وارد بخش سوم بحث يعنی به‌هم پيوستن اسطوره‌های دينی و اسطوره‌های تاريخی در شکل‌گيری جشن مهرگان شد.
مهرگان جشن پاس‌داری ِ پيمان‌های اجتماعی است. يعنی جشن ِ «انسان». موجودی که هويت ممتاز خود را در گرو همين پاس‌داری يافته است. اگر نوروز را روز «زمين» ناميده‌اند، چنان‌چه مهرگان نيز به اندازه‌ی نوروز شهرت می‌يافت هيچ دور از انتظار نبود که آن را روز «انسان» بخوانند. بی‌ترديد انسان و ميثاق‌های او در ادوار کهن مخصوصا ً در جايی‌که زادگاه تاريخی کشاورزی است با محصول و جانورانی که پيرامون زندگی کشاورزان هستند در هم می‌تند. زمان وقوع مهرگان بر اين نکته دلالت دارد.
در مثل می‌گوييم «جوجه‌ها را آخر پاييز می‌شمارند». بی‌دليل نيست که خشثرپاون ِ (شهربان) ارمنستان در جشن مهرگان بيست هزار کره اسب به‌رسم ارمغان به دربار هخامنشی هديه می‌فرستاد.
آمد خجسته مهرگان، جشن بزرگ خسروان
نارنج و نار و ارغوان آورد از هر ناحيه
و بی‌دليل نيست که پادشاه سامانی پس از آن‌که مهرگان دير درکشيد و سرما قوت نکرد و ثمرات او بديد، عظيمش خوش آمد. لذا از کنگرهای مهرگانی خورد و در هرات لنگر انداخت تا به رودکی متوسل شدند و آن شعر معروف را گفت:
بوی جوی موليان آيد همی
ياد يار مهربان آيد همی
تا شايد امير از هرات و مهرگانش دل بردارد؛ اين از يک طرف. از طرف ديگر اسطوره‌ی تاريخی فريدون و پيروزی او بر اژديهاک چنان‌که گذشت بازگشت فروداد تلقی می‌شد که يک‌چند از ميان برخاسته بود. مهر که نگهبان همه‌ی پيمان‌هاست سرانجام با سلاح خوش‌ساختی که همواره حمل می‌کرد ريشه‌ی بيداد را کند.
«در گردونه‌ی مهر گرز زيبای سبک‌پرتابی با صد گره و صد تيغه هست که آن را به سوی هماوردان نشانه گيرد و آنان را درافکند.» (اوستا)
به نظرم مقصودم از اين نوشته بر آورده شد. هرچند هست به روايت بيرونی در آثارالباقيه مردم در هنگام مهرگان به يک‌ديگر هزاران سال بزی می‌گفتند (قابل مقايسه با صد سال به اين سال‌ها) که با سال‌های حکومت ضحاک نيز منطبق است!
مهرگان بر همگی مبارک
________________________________________
پاورقی‌ها:
١ مراد اين است که نام روز شانزدهم «مهرروز» است.
٢ يعنی فريدون ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد.
٣ مراد اين‌که روز بيست و يکم که مهرگان بزرگ يا مهرگان خاصه است رام روز نام دارد و اين، شش روز بعد از مهرگان عامه می‌باشد.
٤ برای ديدن تصوير و توصيفی از اين تنديس به نشريه‌ی ره آورد چاپ لوس آنجلس سال ١٣٦٦ مراجعه شود.
________________________________________
منابع:
١- اوستا (نامه‌ی مينوی آيين زرتشت): جليل دوست‌خواه
٢- حماسه‌سرايی در ايران: ذبيح‌الله صفا
٣- التفهيم لاوايل صناعت التنجيم: ابوريحان بيرونی (به تصحيح همايی)
٤- لغت نامه: دهخدا
٥- مروج الذهب: مسعودی
٦- نشريه‌ی ره‌آورد سال ١٣٦٦

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از ariyorad تشکر کرده اند arya
محل سكونت: karaj

ariyorad
هموند عادی

وضعيت: آفلاين
10 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 20
امتياز: 57
تشکر کرده: 15
تشکر شده 29 بار در 12 پست

محل سكونت: karaj

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388 22:30:11    موضوع مطلب: جشن مهرگان پاسخ همراه با اعلان

مهرگان

دومين جشن بزرگ ملي- ديني ايرانيان "مهرگان" بودكه در روز 10مهر، روزي كه نام روز و ماه يكي بود، جشن گرفته مي‌شد و مانند نوروز سه جنبه نجومي (طبيعي)، تاريخي و ديني داشت.

از نظر نجومي، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاييزي جشن گرفته مي‌شود (اعتدال پاييزي اول مهر صورت مي‌گيرد) و جشن برداشت محصولات كشاورزي است.

از نظر تاريخي در اين روز نيروي داد و راستي به سركردگي كاوه آهنگر بر آرتش دروغ و ستمگري آژيدهاك پيروز شد و فريدون به شاهي رسيد. مبارزه راستي و دروغ، داد و ستم در ايران ريشه ديني دارد و همه جشن‌هاي ملي هم به گونه‌اي اين مبارزه و پيروزي نهايي حق بر ناحق را نشان مي‌دهد. ولي،‌در تاريخ مهرگان اين جنبه درخشندگي ويژه‌اي دارد.

ابوريحان بيروني در كتاب "آثار الباقيه" مي‌گويد:

در روز "مهرگان" فرشتگان به ياري كاوه آهنگر شتافتند و فريدون به تخت شاهي نشست و ضحاك را در كوه دماوند زنداني كرد و مردمان را از گزند او برهانيد،

از نظر دين در فرهنگ ايراني مهر يا ميترا به معناي فروغ خورشيد و مهر و دوستي است. همچنين مهر نگهبان پيمان و هشدار دهنده به پيمان شكنان است.

جشن مهرگان همانند نوروز از فروغمندترين نمودهاي فرهنگ ايراني است. مهر يكي از خدايان پيش از زرتشت بود كه پس از زرتشت به فرشته آفريده اهورا مزدا درآمد.روشنايي و مهر، هميشه با روشنايي بي پايان خدايي يكي بوده‌اند


چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نيست /عالم همه آيات خدا هست و خدا نيست

ما يرتو حقيم و هم اوييم و نه اوييم /چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نيست


به روايتي تاجگذاري اردشير بابكان، هم مقارن با جشن مهرگان بود. بدون دو دلي پادشاهان هخامنشي، اشكاني و ساساني جشن مهرگان را بزرگ مي‌داشتند، در روزگار ما به مناسبت آغاز سال تحصيلي و گشايش آموزشگاه‌ها در آغاز مهر، جشن مهرگان جشن فرهنگي اعلام شده بود. همچنين مي‌توان آن را به عنوان جشن كشاورزان، جشن ملي نگاهداشت. زرتشتيان ايران هميشه اين جشن را با شكوه ويژه‌اي برگزار كرده و مي‌كنند.

بني‌اميه با تعصب ضد ايراني در روز مهرگان، زرتشتيان را مجبور ميكردند هدايايي تقويم كنند و مقدار اين هدايا را جرجي زيدان در كتاب تمدن اسلامي، پنج تا ده ميليون درهم ذكر كرده است.

الومسلم خراساني، برمكيان و دولت مردانزمان عباسيان، در گرفتن جشن مهرگان پافشاري داشتند،

روز مهر و ماه و جشن فرخ مهرگان مهرافزا اي نگار مهر چهر مهربان

مهرباني كن به جشن مهرگان و روز مهر مهرباني به، به روز مهر و جشن مهرگان

برگرفته از کتاب "ديدي نو از آييني کهن"

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
محل سكونت: karaj

ariyorad
هموند عادی

وضعيت: آفلاين
10 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 20
امتياز: 57
تشکر کرده: 15
تشکر شده 29 بار در 12 پست

محل سكونت: karaj

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388 22:32:37    موضوع مطلب: جشن مهرگان پاسخ همراه با اعلان

قبل از تسلط اعراب بر ايران، در انتهاي سلسلة ساساني در زمان يزدگرد سوم ( قرن 7 ميلادي ) دين رسمي کشور ايران، دين زرتشت بود. پيامبر اين دين يعني اشو زرتشت براي قدر نهادن ايزدان، که سمبلهاي نيروهاي سودمند به حال آدمي در طبيعت بودند، مراسم آييني فراواني از جمله جشن هايي را پايه گذاري کرد.

اين جشنها شامل 2 بخش بودند، گاه انبارها و جشنهاي ماهانه .

گاه انبارها، جشنهايي بودند که براي تقديس اهورامزدا و شش روان جاويدان ( امشا سپندان ) که همواره نزداومتوطن هستند، برگزار مي شدند. اهورامزدا و شش امشا سپندان، حافظان هفت مخلوق مي باشند. آسمان، آب ها، زمين، آتش، گياهان، حيوانات و آدمي. بعدها شش امشا سپند را در زبان فارسي با اندکي تغيير به نامهاي شهريور، خرداد، اسفند، اردي بهشت، امرداد و بهمن خواندند.

به نظر مي رسد پايه گذار اين جشن ها، زرتشت پيامبر باشد. اما گفته شده است که اين جشن ها به خصوص گاه انبارها در زمانهاي بسيار دورتر از زمان زرتشت هم جشن گرفته مي شده اند.

گاه انبارها هر يک به مدت پنج روز برگزار مي شدند و به ترتيب عبارت بودند از : 1- ميديوزرم، در نيمة بهار هنگام برداشت خرمن 2- ميديوشهم، در نيمة تابستان 3- پيتي شهم، در ماه شهريور 4- اياترم، در ماه مهر 5- ميديارم، در نيمة زمستان 6- همسپتمدم، در ماه اسفند 7- آخرين گاه انبار، روز آخر سال بود و به جشن نوروز متصل مي شد.

هزينة اين جشنهاي هفتگانه را ثروتمندان تامين مي کردند. مردم در اين روزها در کنار همديگر مي خوردند، مي نوشيدند و پايکوبي مي کردند و در پايان جشن، آنچه از خوردني ها باقي بود، به خانة افراد نيازمند فرستاده مي شد.

در کنار گاه انبارها، جشن هاي ماهانه هم از اهميت خاصي برخوردار بودند. در هر ماه يک روز نام ماه با نام روز يکي مي‌شد. مردم اين روز را جشن مي‌گرفتند و در آن طي مراسمي به تقديس نام اهورامزدار مي‌پرداختند.

از مهم‌ترين جشن‌هاي ماهانه مي‌توان مهرگان و تيرگان را نام برد که جزء پنج جشن بزرگ ايرانيان بوده‌اند. (در کنار نوروز، سده و يلدا) و در سرتاسر امپراطوري مراسم مربوط به آن‌ها با شکوه تمام برگزار مي‌شده‌ است.

از ميان جشن‌هاي ماهانه، مهرگان بي شک مهمترين و با شکوه ترين جشن بوده است. روز مهر از مهرماه. اين جشن سابقه‌اي پيش اوستايي دارد.

در باور مردمان آن زمان، اين خورشيد بوده است که به طبيعت زندگي مي‌بخشيده. آنان خورشيد را مهر نام نهادند و مهر نامي است که براي مفهوم دوستي و محبت برگزيده‌اند و به اين ترتيب نشان داده اند که اساس هستي و آنچه که به عالم هستي، بودن مي‌بخشد "مهر" است.

"مهر" از مهمترين عناصر "اشا" قانون حاکم بر طبيعت است و همواره بر ضد "دروژ" در مبارزه.

آنان که راه مهر را پيمايند به مبدأ مي‌رسند. در سنت ميترائيسم، ميترا، ايزد نگهبان خورشيد، حافظ پيمان و سمبل مهر ورزيدن است.شخصيت مسيح گونه ميترا را در متن هاي مقدس دوره پيش اوستايي مي توان يافت. ميترا هنگامي که جهان را "دروژ" فرا گرفته بود و از "اشا" تقريباً خبري نبود، به صورت گاو نر سفيدي به زمين متجلي شد و به عنوان فديه گناهان بشر خود را قرباني کرد تا جهان از تباهي مصون بماند و خورشيد مهر دوباره بر تارک هستي فروزان گردد و اين همان است که در مورد مسيح از کتاب مقدس مي‌خوانيم.

مسيح - که درود خدا بر او باد- به روي صليب جان داد تا نوع بشر از تباهي رها شود، مسيح که سمبل مهرورزيدن مي‌گويد، راه منم، راستي منم، زندگي منم، هيچ نمي‌تواند به خدا برسد مگر به وسيلة من و اين چيزي نيست جز باور مردمان بدوي زمان‌هاي دور که تنها راه رسيدن به مبدأ، پيمودن راه مهر است.

از نقطه نظر اسطوره‌اي در روز مهر از ماه مهر، نيروي راد و راستي (اشا) به سرکردگي کاوه بر آتش دروژ ضحاک به پيروزي رسيد و فريدون پادشاه شد. بنابراين مهرگان سمبلي از پيروزي نهايي مزدا بر اهريمن است.

بر اساس منابع يوناني در جشن مهرگان پادشاهان لباس ارغواني مي‌پوشيدند و به همراه مردم در مجالس عمومي باده گساري مي‌کردند. اين تنها روز در ايران باستان بوده که مردم مي‌توانستند در ملا عام باده گساري کنند. از جشن مهرگان در کتاب تلمود، از کتب مقدس يهود هم سخن رفته است و اين نشان مي‌دهد که اين جشن مختص ايرانيان نيست و در بسياري از مناطق دنياي باستان برگزار مي‌شده است.

در متون تاريخي زرتشتي آمده است که مهرگان روزي است که در آن انسان نر و ماده از کيومرث که در باور زرتشتي مثال نوع بشر است آفريده شد. همچنين آمده است که خورشيد براي اولين بار درخشندگي خود را در اين روز شروع کرد و در واقع اين روز، روز آغاز جهان بوده است.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از ariyorad تشکر کرده اند yazdan, niloofarmehrzamin


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1023 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 14 مهر ماه ، 1388 14:06:57    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود بر همگی به ویژه جناب آریا که نوشتار هایی بسیار خواندنی در باره ی فلسفه ی جشن مهرگان آوردند که بسیار بهره بردم

حال می خوام مهرگان را از دیدگاه قرآن و دیدگاه بنیانگذار شیعه بیان کنم که شاید بسیار برای همگان شنیدنی باشد

نخست به سراغ قرآن می رویم و دو سوره ی فلق و شمس را از دیدگاه نماد شناسی با تفسیر امام صادق بررسی می کنیم :

ترجمه ی واژه به واژه ی سوره ی فلق :

1 - بگو پناه می برم به آفریدگار شکافنده ی صبح (پگاه - سپیده دمان )

حال به به بررسی واژه ی فلق می پردازیم : فلق پرتو های خورشید و نه خود خورشید می باشد که در افق شرق (خاور) پیش از پدیدار شدن خورشید دیده می شود و در احکام اسلامی به آن صبح کاذب یا دروغین می گویند .در روایات شیعه آمده : که در این لحظه به مدت بسیار کوتاهی در های آسمانی باز می گردد و فرشتگان به زمین می آیند و این زمان آغاز نماز بامدادی (صبح) است و یکی از زمانهای مقدس که اگر انسان به درگاه خدا نیایش کند و حاجتی بخواهد .دعا ( خواسته ی ) انسان با ایمان به سرعت تیر بالا می رود چون درهای آسمان باز است .

2 - از شر بدی آنچه آفریده است .

اشاره به نیروهای اهریمنی و موجودات اهریمنی می کند از جن و پری و هر موجودی که حتی می تواند هر دو توانایی نیکی و بدی را داشته باشد .

و در اندیشه ی ایرانیان دئوها همان موجودات اهریمنی هستند که به رسمیت شناخته می شدند .

3- از شر بدی شب تاریک چون درآید .

در اندیشه ی ایرانیان باستان نیز تاریکی آفریده ی اهریمن و روشنایی مظهر (نماد) اهوراست .

ایرانیان باستان در آغاز شب می بایست برخیزند و وضو ساخته و با احترام آتش بیفروزند و از آن مراقبت و پریستاری کنند . و خاموش شدن آتش نشانه ی چیرگی دیو و اهریمن بود (جشن های آتش - 1383) و آتش افروزی بر فراز گور ها برای راندن ارواح شریر عقیده ایست که در نسک های پهلوی بدان اشاره رفته است . که تا سه شب در جایگاه رویداد مرگ و یا سر گور چراغ می افروختند و آن را نگه داری می کردند .

4 - و از شر زنان که دمندگان (افسونند ) در گره ها .

اشاره به جادوگران و افسونگران که همنشینان و همکاران اهریمن هستند و زرتشت در همه ی دوران زندگیش از تولد تا مرگ با یاری امشاسپندان با آنها به مبارز برخاست .

5 - از شر رشک برنده (حسد) چون بنمایاند (ظاهر کند) رشک و آز را (حسادت)

ایرانیان دوران باستان بر این باور بودند که اگر در شب آتش نیفروزند و آن را تا سپیده سحر شعله ور نگه ندارند دیو آزی (حسادت و بخل) نیرو می گیرد و تباهی می کند .

همچنان که دریافتید جادو و حسد با تاریکی و شب پیوند خورده که نشان از بزرگی و ژرفای گناه است .

در این سوره به پیروان سفارش می کند از شر همه ی آنها به خدای روشنایی (شکافنده ی صبح ) پناه ببرید

به سخنان در یسنای 30 بند 6 و 5 بیندیشید : بدانید و آگاه باشید :

آنان که اندیشه و منش نیک را بر گزیدند خود را در راه روشنایی و درخشندگی جاویدان می گذارند و خداوند جان و خرد را خشنود می سازند . در برابر کسانی که درباره ی درستی این سخنان دو دلی به خود راه دهند راستی را از ناراستی باز نشناخته و منش نیک را بر نمی گزینند در راه تاریکی افتاده به خشم روی آورده زندگی خود و دیگران را تباه می کند .

و در جایی دیگر : در بند 11 منش نیک را بر گزینید تا در پرتو فروغ و روشنایی اهورایی به خرسندی جاودان برسید .

این نوشتار همچنان ادامه دارد ...

_________________
آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1023 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388 10:44:09    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود بر همگی

اینک به بررسی آیات 1 به پیش سوره ی شمس با تفسیر امام صادق می پردازیم ببینید ایشان چگونه با کمک نماد های مهری این آیات را بیان می کند گویی او یک مهر کیش است تا یک مسلمان حجازی ...

1 - سوگند به خورشید و گسترش نور آن

امام صادق : آفتاب پیامبر می باشد که خداوند با یاری او دین را برای مردمان بیان کرد

2 - و به ماه هنگامی که پس از آن درآید

امام صادق : ماه علی می باشد

3 - و به روز هنگامیکه گستره ی زمین را روشنایی بخشد

امام صادق : آن هر امامی است که از فاطمه باشد

4 - و به شب آن هنگام که زمین را بپوشاند

امام صادق : آن ستمگران هستند که جانشینی را به زور از خاندان پیامبر گرفتند و به جایی نشستند که خاندان پیامبر به آن سزاوارتر بودند و دین پیامبر را با ستم و بیداد آمیختند و پوشاندند و دوباره تکرار کردند و این معنای سخن خداوند است : و به شب آن هنگام که زمین را بپوشاند ...

این تفسیر امام صادق رنگی مهری دارد چرا که از روز را استعاره برای گسترش دادگستری و دین خدا گرفتند و تاریکی را استعاره ای برای ستم و بیداد

هر کس که این سخنان را بخواند به شباهت فلسفه ی جشن مهرگان با این سخن امام صادق پی می برد :

چرا که به نوشته خواجه نظام الملک توسی در روز مهر گان :

پادشاهان به عرایض و نامه های شکایت آمیز مردمان پاسخ می گفتند بطوریکه :

...اگر در آنجا قصه بودی که از ملک دیده بودی ملک از تخت برخاستی و از تخت به زیر آمدی و پیش موبد موبدان که قاضی القضات به زبان ایشان باشد به داوری به دو زانو بنشستی و گفتی :

نخست از همه داوریها داد این مرد از من بده و هیچ میل و محابا نکن ! (وبلاگ جنای امید عطایی فرد -جشن ها و آیین ها )

و همچنین بخوانید در ملوک خراسان :

روز 21 (رام روز ) که مهرگان بزرگ باشد و سبب این عید آنست که فریدون (پادشاه دادگر ) بر ضحاک ( پادشاه ستمگر ) ظفر یافت و او را به قید اسارت درآورد و چون ضحاک را به پیش فریدون آوردند ضحاک گفت :
- مرا به خون جدت مکش !!!
... سپس فریدون بفرمود تا او را در بند کردند و در کوه دماوند حبس شدند و مردم از شر او راحت شدند و این روز را عید دانستند و فریدون مردم را امر کرد که کشتی به کمر بندند و زمزمه کنند و در هنگام طعام سخن نگویند ( این یک رسم مسیحی نیز می باشد ) برای سپاسگزاری خداوندی که ایشان را پس از هزار سال ترس بار دیگر در ملک خود تصرف داد و این کار در ایشان سنت و عادت ماند .

پایان

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1023 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 24 مهر ماه ، 1388 14:29:10    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود بر همگی :

همچنانکه که گفتیم نیایش پیش از غذا و سکوت در هنگام غذا خوردن یک رسم مسیحی می باشد که از مهریان گرفته شده و به ویزه در صومعه ها در بر سر سفر ه های راهبه ها اجرا می شد :

- واژه ی باژ که باج و واژ هم گفته می شود و در اوستا به صورت وچ آمده .

- باژ به معنی کلمه - سخن - گفتار و گوش است و نیز زمزمه سرودن و سرزنش است .

- از همین ماده است کلمات آواز -آوازه -آوا

- همچنین گواژ و گواژه که به معنی نکوهش و سرزنش است .

- کلیه ی ادعیه مختصر را که آهسته به زبان می رانند باژ می گویند

- زمزمه هم که غالبا در کتب متقدمین راجع ایرانیان قدیم و زرتشتیان ذکر شده عبارت است از همین باژ که لب فروبسته و آرام می خوانند .

- در شاهنامه آمده :
فرود آمد از اسب و برسم به دست
به زمزم همی گفت لب راببست

زمزمه کردن پیش از غذا معمول بوده اما نه در میان غذا و ایرانیان قدیم در وقت غذا سکوت را رعایت می کردند .

_ در تاریخ نیز زمزمه ی خسرو پرویز و یزد گرد سوم یاد شده .حتی زمزمه ی ابن مقفع در سر خوان میزبان خود عیس بن علی عم منصور خلیفه ی دوم عباسی نیز مشهور است .


_ برخی ادعیه ی کوچک پازند یا فارسی در میان فقرات اوستا می آید که باید آنها را باژ گرفت یا زمزمه کرد .

_________________
آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1023 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 30 شهريور ماه ، 1389 23:53:20    موضوع مطلب: مهرگان در گذر تاریخ پاسخ همراه با اعلان

سه شنبه 30 شهریور ماه سال 1389
مهرگان در گذر تاریخ


نوشتاری از کتاب زرتشت پیامبر آریایی - انتشارات به آفرین - سعید قانعی -رویه های 113-تا 119



ویرایش نوشتار : نیلوفر مهرزمین











مهر از پایه های بیشتر ادیان است و در بسیاری از ادیان , به روشنی به آن پرداخته است . واژه ی مهر در دین زرتشت , تنها به معنی مهر و و محبت نیست , بلکه به معنی راست و درستی , میانه روی و وفای به پیمان نیز میباشد . مهرگان نیز به معنای آنچه متعلق به مهر است میباشد .



آنگاه که سالنامه های زرتشتیان روز مهر از ماه مهر را نشان می دهد , مهرگان از راه میرسد . مهرگانی از راه میرسد اما دیروز شکوهش با نوروز برابری میکرد و گستره ی آن به سبب پیوندش با آیین مهر و میترا از خاور تا باختر این کره ی خاک را در نوردیده بود و صد افسوس که با تمام این فر و شکوه در هزار توی تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین , گرد فراموشی بر رخسار گرفت و امروز تنها گروه کوچکی قومی در برون و درون کشور این میراث کهن را نگاهبانند.



همان طور که بیان شد , در سالنامه های زرتشتیان , هر روز ماه , نامی دارد که نامهای دوازده ماه نیز درمیان آنها دیده میشود و یکی شدن نامهای روز و ماه جشن گرفته میشد ه است .در میان جشن های ماهیانه , دو جشن تیرگان و مهرگان مناسبتی حماسی و ملی دارند و هر دو یاد آور نجات و رهایی مردمانند .





در تیرگان مرزهای ایران را که در پی شکست از توران میرفت تا به تنگی دل مردمانش بی تاب شود , پرتاب تیری که از جان آرش نیرو میگرفت و به فراخی رسانید و درمهرگان پایه های سلطنت ضحاک ماردوش که ماران شانه هایش از مغر جوانان خورش میکردند , با فریاد دادخواهی آهنگری کاوه نام لرزیدن گرفت و با افراشته شده درفش کاویانی و خیزش ایرانیان به رهبری فریدون 1000 سال ستم و بیداد ضحاک تازی به پایان رسید .





شاید اینکه بیشتر تاریخ نویسان بر مردمی بودن این جشن قلم میزنند , به این سبب است که مهرگان یاد آور پیروزی بر بیداد و ستم زمانه بود ه است .



ابوریحان بیرونی در التفهیم مینویسد :



" مهرگان شانزدهمین روز از مهرماه و نامش مهر , اندرین روز آفریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو , آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند بازداشت و روزها که سپس مهرگان همه جشنند ,بر کردار آنچه از پس نوروز بود "



البته از سال 1304 کوچ خورشیدی پنج روز پنجه (مسترقه) از پایان سال حذف و شش ماه نخست , 31 روزه شد و از آن پس آغاز جشن مهرگان به دهم مهرماه جا به جا شد و نا روز رام ایزد یعنی شانزدهم مهرماه ادامه یافت .روز نخست را مهرگان عامه (همه ی مردم) و روز واپسین یا شانزدهم مهر را مهرگان خاصه (ویژه) مینامیدند .گزارش هایی نیز وجود دارند که مهرگان بیش از این نیز در شش روز یا حتی در 30 روز برگزار میشده است .





پیش از این گفته شد که فر و شکوه آن را میتوان با نوروز سنجید , آن چنان که در آثار الباقیه بیرونی از گفته ی سلمان فارسی آمده است :



" ما در عهد زرتشتی بودن میگفتیم , خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را درمهرگان آورد و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد بر جواهرهای دیگر "





اما آنچه روشن است ,گستره ی و گوناگونی نوشته هایی که درباره ی مهرگان و دلایل برگزاری آن آورده شده است به هیچ روی قابل سنجش با نوروز نیست و گویا تاریخ نویسان , چامه سرایان و نویسندگان هم پیمان گشته اند تا از پیدایش مهرگان گزارش های یکسانی بدهند .آنچنانکه بیهقی و بیرونی چرایی پیدایی مهرگان را گزارش میدهند .اسدی توسی در گرشاسب نامه میگوید :



فریدون فرخ به گرز نبرد

ز ضحاک تازی برآورد گرد



چو در برج شاهین شد از خوشه مهر

نشست او به شاهی سر ماه مهر





و یا در شهنامه ی فردوسی میخوانیم :



فریدون چو شد بر جهان کامکار !

ندانست جز خویشتن شهریار



کنون یادگارست از او ماه مهر

به کوش و به رنج ایچ منمای چهر !



پرستیدن مهرگان دین اوست

تن آسایی و خوردن آیین اوست





همانگونه که میدانیم این یکسان نویسی درباره ی نوروز وجود ندارد و از همین رو این پرسش در ذهن جای میگیرد که آیا گزارش های گوناگونی که پیرامون نوروز بیان شده است و نشان از اهمیت آن در بین تمامی اقوام و گروه های ایرانی میدهد دلیل بر برتری نوروز بر مهرگان نیست ؟اینکه پی از چندین هزار سال , نوروز استوار و تنومند در میان ایرانیان زنده است و مهرگان اینگونه نیست را پژوهشگران چه پاسخی میدهند ؟ شوربختانه نه تنها پاسخی برای پرسش خویش پیدا نکردیم , بلکه به جملاتی برخوردیم که نشان از برتری مهرگان بر نوروز در نزد توده ی مردم میداد.





برای نمونه دکتر محمود روح الامینی بنا به نوشتاری از آثارالباقیه مینویسد :



"... و برخی مهرگان را بر نوروز برتری داده اند چنان که پاییز را بر بهار برتری داده اند و تکیه گاه ایشان اینست که اسکندر از ارسطو پرسید که کدام یک از این دو فصل بهتر است ؟ ارسطو گفت : پادشاهان در بهار حشرات و هوام آغاز میکند که نشو نمایند و در پاییز آغاز ذهاب آنهاست , پس پاییز از بهار بهتر است "



در هر حال روشن و رواست که گفته شود این است که نام نوروز بیشتر از هر جشن دیگری با مهرگان همراه بود ه و این گواه بر آن است که این دو جشن حتی اگر هم ارج و هم پایه نبوده باشند , بزرگ ترین جشن های ایران زمین بوده اند و شاید تنها در این دو جشن که ایرانیان سراسر جهان دست از کار و کوشش میکشیده اند و به شادی و آرامش و آسایش میپرداخته اند آن چنان که فردوسی تن آسایی و خوردن را آیین آن میداند و میگوید:



کنون یادگار ست از او ماه مهر

به کوش و به رنج ایچ منمای مهر !



و حتی بیرونی که به سخت کوشی و پرکاری نامدار است , گویا بر خویش بایسته میداند که در مهرگان و نوروز بیاساید , آن گونه که شهر روزی در درباره ی وی میگوید:



"دست و چشم و فکر او هیچ گاه از عمل بازنماند مگر به نوروز و مهرگان"





و اینکه مهرگان و نوروز با واژگان تازی شده ی مهرجان و نوروز به زبان و قلمرو فرهنگی کشورهای مسلمان تاری زبان گردید و امروز در بسیاری از این کشورهای آسیایی و آفریقایی واژه های مهرجان و مفهوم فستیوال و جشن کاربرد دارد و این مطلب نشانه ی دیگری است بر فر و شکوه این دو جشن .







اگر از اسطوره بودن کاوه آهنگر که درفش دادخواهی و ستم ستیزی ایرنیان است چشم پوشی کنیم و پیوند مهرگان با میترا و مهر را هم که نشان از پیشینه ی این جشن کهن دارد را نادیده بگیریم , هم زمانی آغاز فصل برداشت کشاورزان با مهرگان , بر مردمی بودن این جشن کهن گواه است و از طرفی اینکه مهرگان آغاز اعتدال پاییزی را نوید میدهد همان گونه که نوروز پیام رسان اعتدال بهاری است , این دو جشن کهن را همانند دو روی سکه فرهنگ ایران مینمایاند .باشد که که مهرگان را بیش از این گرامی بداریم



ادامه دارد ...

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1023 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 31 شهريور ماه ، 1389 15:56:05    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

مهرگان در گذر تاریخ(۲)
برگزاری این جشن تا هنگامی که پادشاهان ایرانی -پیش از تازش تازیان - بر ایران چیرگی یافتند همواره به مدت شش روز با شکوه بسیار دنبال میشده است و پس از چیرگی فیزیکی تازیان نیز آن چنان خللی در برگزاری این جشن حاصل نیامد و تنها چون دیگر دولتی وجود نداشته تا آن را ارج بگذارد کمی از شکوه و برگزاری اش کاسته شد. دیگر رویداد مهم و اثر گذار بر دوام و پویایی این جشن, تازش مغولان به ایران بوده است که تا اندازه ای ایرانیان را از خود و اندیشه ی به خود غافل نمود و ضربه های مرگباری بر پیکره ی فرهنگ ایران وارد آورد اما اینان نیز همچون تازیان , هنگامی که آتش نخستین شان فرونشست و به مرحله ی آدمیت و تمدن نزدیک شدند , در فرهنگ ایران حل گردیدند و ایرانیان باز هم در مبارزه ی اصلی که همانا جنگ هویت و فرهنگ هاست پیروز بیرون آمدند . پس از آن و به تدریج این جشن , به واسطه ی وجود پیوندهای دینی مهر با زرتشتیان در دست آنها جای گرفت و از سوی دیگر مردمان کمتر مورد توجه بود .از دیدگاه من , دلایل اصلی کم توجهی به این جشن را میتوان فاصله گرفتن مردم از کشاورزی از میان رفتن رنگ و بوی ملی و هویتی این جشن و نیز نبود آگاهی رسانی برشمرد



ادامه دارد...

_________________
آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1023 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 31 شهريور ماه ، 1389 17:24:10    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

مهرگان امروز
بسیاری گمان میکنند که جشن مهرگان تنها ویژه ی زرتشتیان است و از معانی ملی آن بی خبرند.بسیاری انتظار دارند که برای شرکت در این جشن در میان زرتشتیان حضور یابند و چگونگی انجام آن را همچون یک "راز" دریابند . از دیگر سو, منابع خوب و در دسترس علاقمندان به پژوهش در این زمینه ی فرهنگی بسیار کم است .



چیزی که بیش از همه برای دوستان علاقمند پرسش برانگیز است این است که این جشن را چگونه برگزار میکنند و اگر خود بخواهند چنین جشنی بر پا دارند , چه باید بکنند؟در پاسخ به پرسش هایی از این دست باید گفت ; که برگزاری این جشن بسیار ساده و به بی پیرایگی و سادگی جشن نوروز است است.بدین روش که مردم در خانه های خود سفره هایی بر پا میکنند و بر آن خوراک های رنگارنگ می چینند ;



آب , آویشن, انار, گل , گلاب, آیینه , وووووو شمعدان بر آن می گذارند.به دید و بازدید خانوادگی میروند و مراسم دیگر...



روش برگزاری جشن در مراسم ها و گردهمای های بزرگتر و کلاسیک زرتشتی نیز تا اندازه ای بر همین روش است .



در مراسم رسمی تر که برای نمونه هموندان هخامنشیان برگزار خواهند کرد بر بنیاد این نوشتار می بایست:





جشن را با گاهان خوانی بیآغازند و بخش هایی از گات ها را میخوانند , پس از آن هم وندان به گفتگو و بیان دیدگاه ها و مشکلات خود میپردازند و از شادی ها و غمهایشان سخن میگویند . پس از آن نیز به شاهنامه خوانی , مقاله خوانی , و کارهای فرهنگی از این دست میپردازند .آنگاه با یادمانه ای خوش و آرزوهای نیک برای یکدیگر از هم جدا میشوند .این چکیده ی برگزاری یک جشن مهرگان امروزی است میتواند باشد (رویه ی 118 )


آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ چهارشنبه، 31 شهريور ماه ، 1389 21:28:03; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya, parisa-s


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1023 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 31 شهريور ماه ، 1389 19:34:54    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

برگرفته از کتاب "چند چهره ی کلیدی در اساطیر گاه شماری ایرانی -نگارش: انا کراسنوولسکا - ترجمان : ژاله متحدین -
پراکنش : ورجاوند - 1382

ویرایش نوشتار : مهر زمین

تقسیم سال به دو بخش مساوی در دو نقطه ی مشخص اعتدال (چرخش) بهاری و پاییزی , هنوز در باورهای تقویم پامیری دیده میشود . اندریوف از وجود دو اول سال را در وَنچ و خوف یاد میکند : جدا از چرخش(اعتدال) نوروز , در پاییز چرخش دیگری به نام تیرمو وجود دارد که همان "مهرگان" گذشته است . چنین تقیسم بندی در سال را با نوشتاری از بیهقی از دربار غزنویان استوار میشود . وی مینویسد :

"امیر به جشن مهرگان بنشست ...پس برخاست و به سرایچه ی خاصه رفت و جامه بگردانید و بدان خانه ی زمستانی به گنبد آمد که برچسب صفه بار است .و چنان دو خانه , تابستانی به راست و زمستانی به چپ کس ندیده است ."

یک سال شبانی به نام "وِرز "/werz/نیز که در اعتدال پاییزی آغاز میشود, بین کردهای مُکری مَهاباد رایج بوده است .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1023 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 31 شهريور ماه ، 1389 22:35:56    موضوع مطلب: قالیشویان اردهال نمادی از جشن مه پاسخ همراه با اعلان

همتای تا حدی زیادی نیرومند پاییزی نوروز , یعنی مهرگان که در شعر سده های میانه هنوز مورد تجلیل قرار میگرفته , به تدریج به فراموشی سپرده شده و دیگر بین مردم مسلمان مراسم آن برگزار نمیشود .اگرچه زرتشتیان هنوز آن را جشن میگیرند .رگه هایی از آن در بعضی جاها مانند تاجیکستان و کردستان یافت میشود ,شاید جشنی که در نواحی مرکزی ایران حفظ شده یکی از آن نمونه ها باشد . این جشن هر سال در مهر ماه در مشهد اردهال در غرب کاشان همراه با بازار و آیین شگفتی که در آن مرگ یک شهید شیعه بازآفرینی میشود, برگزار میگردد.آل احمد که گزارش این رسم را داده به همزمانی تاریخ آن با مهرگان پیشین اشاره میکند .(رویه ی 50)

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1023 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 1 مهر ماه ، 1389 09:44:50    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

بنا به گاه شمار ابوریحان بیرونی



شانزدهم مهر برابر با مهرگان و بیست و یکم مهر برابر با "رام روز" یعنی "مهرگان بزرگ" بود

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1023 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 1 مهر ماه ، 1389 10:01:08    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

بیشتر پژوهشگران بر این باورند که جشن اعتدال پاییزی , قرینه ی (آیینه ی) اعتدال سال نو, از روزگار بسیار کهن ویژه ی میترا , یکی از بزرگترین خدایان هند و ایرانی بوده است. بزرگداشت او در شاهنشاهی هخامنشی به جشن برداشت محصول در پیوند است که تشریفات آن از جمله ریختن خون قربانی های فراوان بود و بدین روش شاید قربانی کیهانی آغازین را گرامی میداشتند که این رسم تا امروز برای زرتشتیان آشناست (رویه ی 100)
_________________
آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> جشن ها

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
رفتن به صفحه 1, 2  بعدي
صفحه 1 از 2
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir