niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 17 مهر ماه ، 1388 15:05:15 موضوع مطلب: پژوهشی در واژه شناسی نام فرش درخت
پژوهشی در واژه شناسی نام فرش درخت سخنگو به نام واق واق
واژه . [ ژَ / ژِ ] (اِ) به لغت زند و پازند به معنی کلمه باشد که لفظ است و آن از دو حرف یا بیشتر مرکب میشود. (ازبرهان ). واژه کلمه را گویند. (رشیدی ). پهلوی : واچک ۞ (قول و کلام )، مرکب از واچ ۞ و واچکیه ۞ (شرح و بیان )، از ریشه ٔ اوستائی وچ (گفتن ). سانسکریت نیز: واچ ۞ (سخن گفتن ). در لهجه ٔ زرتشتیان نیز: واجه ۞ ، (کلمه ). در «آهار» جزو رودبار لواسان «سرواژه » به معنی صحبت کردن در خواب استعمال میشود. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). به معنی کلمه باشد و سخنی است که از سه حرف یا بیشتر ساخته شده باشد. (ازآنندراج ). کلمه . (انجمن آرا). و رجوع به واج شود.
می توان چنین انگاشت که واژه و واج هر دو دگرگون شده ی واژه ی واک اند که در پژواک و پچواک و نام فرواک باقی مانده ( پدر هوشنگ پیشدادی به نقل از بندهش که ذکر نام او به معنای فراگویی و به سخن آمدن یادآور دوران واژه سازی و کاربرد واژگان و شناخت کلام و نحو و جملات و سخنوری است) و نیز در بخش دوم نام خواهران یا زنان جمشید اَرِنَوَکَ ( یا اَوِنَوَکَ= ارنواز در شاهنامه ) و سَنگهَوَکَ ( = شهرناز در شاهنامه ) نیز آمده . ( همینجا می توان یک پرانتز باز کرد و گفت وقتی پسوند واک در نامهای ارنوک و سنگهوک در نتیجه ی دگرگونی به شهرناز و ارنواز بدل شده و واج " ک " توانسته به" ز " تغییر یابد ، پس می توان چنین انگاشت که واژه ی آواز هم که در معنا با سخن و گفتار ریشه ی مشترک دارد می تواند به صورت آواک یا آواج بوده باشد ) این واژه همان است که در اکثر زبانهای اروپایی هم با کمی تغییر تلفظ به معنی صدا و آوا آمده:
ایتالیایی: وُچه/ VOCE
اسپانیایی: وُث/ VOZ
انگلیسی: وُیس/ VOICE
لاتین: وُکس یا وُسیس/ VOX, VOCIS
از ترکیبات این واژه ما فعل واجیدن را در زبانهای محلی مان داریم مثالهایی از ادبیات شفاهی و مکتوب محلی خودمان می آورم و شما درخواهید یافت که فعل واجیدن در تمامی اینها به معنای گفتن آمده است.
1/ در زبان سمنانی دروغگو را دوری واژن می گویند.
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 18 مهر ماه ، 1388 13:08:16 موضوع مطلب:
در این چکامه ها واژه ی" واج " با چم سخن گفتن به کار رفته :
از دوبیتی های زبان تاتی نوشته ی ملاجمال هزاری
بدل رنجولو بهبودی ندارم (به دلم دردی دارم که بهبود پیدا نمی کند)
بواجم هرکه را سودی ندارم (به هرکه می گویم برایم سودی ندارد )
بغیر از سیمین خضر صفیلان (بغیر از سومین خضر صفیلان یعنی امام حسین )
د دنیا ، راه امیدی نـــدارم (دردو دنیا امید دیگری ندارم )
3/ دوبیتی تاتی اشتهاردی تقی بیگلر
بواجِم اَ دوون دَ از بِشِیمه اگر نیمیمه نواجاشه کشیمه
به آن دو بگویم که من رفتم* اگر نیامدم نگویید کجایم.
ازِجی همه واری آدمیمه خداوند زمین دَ خادمیمه
من هم مثل همه آدم هستم*خادم خداوند زمین هستم
و باز هم از او
همه خاکا بجا اَبَمِ ایش کرد نمی ذونم بواجم کی چیش کرد
بم را با خاک یکسان کرد * نمی تونم بگم که چکار کرد
4/ باباطاهر همدانی
الهي ار بواجُم ور نواجُم
ته داني حاجتم را مو چه واجُم
اگر بنوازيم حاجت روا بي
وگر محروم سازي مو چه ساجُم
خوش آن ساعت که یار از در درآیو
شو هجرون و روز غم سر آیو
ز دل بیرون کنم جان را به صد شوق
همی واجُم که جایش دلبر آیو
5/
نمی دونم که رازم با که واجم
غم و سوز و گدازم با که واجم
چه واجم هرکه دونه میکنه فاش
دگر راز و نیازم با که واجم _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !