کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - سمرقند بهشت گمشده

سمرقند بهشت گمشده

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> بوم شناسی ایران بزرگ ( جغرافیای تاریخی )

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 17 شهريور ماه ، 1388 11:33:59    موضوع مطلب: سمرقند بهشت گمشده پاسخ همراه با اعلان

در این ناحیه بود که وو-سون پیش از این نشیمنگاهی گزیده بود و جانگ-چیان از آن عبور کرده بود .قلمرو هایی که شوان- زان از آنها گذر کرده بود و اکنون محل شهر های فرونزه یا تاشکند است چندان چشم او را نگرفت .جز سرزمین هزار چشمه که لطف و اعتدال آن با سختی و خشونت شهر هایی که پیشتر سفر کرده بود کاملا تناقض داشت . در این سرزمین آب به فراوانی یافت می شود و درختان جنگل بی اندازه سبز و با طروات اند . در ماه های فصل بهار گلهای بسیار گو نا گون در روی چمن و سبزه همچون پارچه ی گلدوزی شده پر رنگ و پر مایه می درخشند .هزاران جویبار در آنجا روان است و هم از این رو نام آنجا سرزمین هزار چشمه گذاشته اند .خان ترکان هر سال برای پر هیز از گرمای تابستان به اینجا می آیند .شمار چشمگیری از گوزن نر را می توان دید که به زنگوله ها و حلقه های کوچک آراسته اند آنها به آدمها خو گرفته اند و با دیدنشان رم نمی کنند .خان به آنها علاقه دارد و از تماشایشان دلشاد می شود .فرمانی برای شهروندان بیان داشته که هر کسی که یکی از آنها را بکشد بدون هیچ گونه بخشش به مرگ محکوم خواهد شد . به همین روی همه ی گوزنها می توانند با آرامش در اینجا زندگی کنند .(شی -یو-جی-1)

جاده ای که از شمال سلسله ی شان می گذرد و سومین راه زیر زمینی ورود به چین را تشگیل می دهد .نویسندگان چینی پیش از سده ی سوم میلادی تقریبا هیچ اشاره ای بدان نکرده اند و حتی در آن سده نیز تا حدی اشاره ای مبهم به آن داشته اند .چنین می نماید که احتمالا چندین گردنه این راه را به مسیری در جنوب کوه های تین شاه یا میان دریاچه ی بایکال و هامی(به شباهت هامون و هامی بیندیشید) یا میان تورفان و جیموس (سابقا بش -بالق پایتخت اویغور ها که میان چینیان به بی تینگ معروف است) پیوند می خورد این مسیر در سمت غربی از میان دره ی لی می گذرد .


در فرتور زیرین دختری از اقلیت قزاق که در دامنه ی کوه های آسمانی تین شان در بخش شمالی کشور زندگی می کنند را نشان می دهد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 17 شهريور ماه ، 1388 12:47:10    موضوع مطلب: سمرقند یا بهشت گنگ دژ کیخسرو پاسخ همراه با اعلان

بر گرفته از کتاب شگفتی های ایران باستان - نویسنده جناب امید عطایی فرد - انتشارات آشیانه ی کتاب


نقل قول ار ص 109 به پیش

کندز - بیکند

در نزدیکی شهر چاچ "بر آن مرز کهسار" کندز "کن دز" یا بیکند که بنایش را از فریدون دانسته اند دیر زمانی به دست افراسیاب افتاد بود . دفتر آوستا و گزارش آن زند سرا پرده های ابریشمین خیمه هایی از پوست پلنگ تخت زرین سرشار از مروارید و گوهر از آرایه های کندز به شمار می رفت .

جهانجوی پر دانش افراسیاب
به کندز نشسته به خورد و به خواب
نشسته اندران شهر ازان کرده بود
که کندز فریدون برآورده بود
برآورد در کندز آتشکده
همه زند و استا به زر آزده
ورا نام کندز بدی پهلوی
اگر پهلوانی سخن بشنوی
کنون نام کندز به بیکند گشت
زمانه پر از بند و اورند گشت
نبیره فریدون بد افراسیاب
زکندز به رفتن نکردی شتاب
ز دیبای چینی سراپرده بود
فراوان به پرده درون برده بود
به پرده درون خیمه های پلنگ
بر آیین سالار ترکان :پشنگ
نهاده به خیمه درون تخت زر
همه پیکر تخت در و گهر

پس از خواندن این بخش از شاهنامه اکنون گزارشی از ص152 کتاب جاده ی ابریشم با نام راه سمرقند را بخوانید :

از شهر کوچا از راه گردنه ی بدل(BEDEL ) به دریاچه ی ایسیک-کول می رسیم این همان مسیری بود که شوان زانگ در سفرش به بیرون از کشور طی کرد . او نزدیک
سویه (توکماک) خان ترک را ملاقات کرد و از نشیمنگاه شاهانه و شکوه و جلال پر زرق و برق آن دچار شگفتی شد .خان بزرگ در چادری بزرگ زندگی می کرد که با گلهای طلایی آراسته شده بود و درخشش آن چشمها را خیره می کرد .راهنمایان تشریفاتی حصیر هایی دراز بر ورودی چادر پهن میکردند و خود در دو ردیف روی آن می نشستند .آنها همگی لباسهایی روشن از ابریشم زربفت می پوشیدند نگهبان شخصی خان پشت سر آنها می ایستاد .با اینکه وی شاهزاده ای بر بر و وحشی بود و در چادری نمدی زندگی می کرد اما وقتی نگاهش می کردم احساسی سرشار از تحسین و احترام به من دست می داد ( هویلی-ویان - زونگ زندگینامه ی شوان-زانگ -2)

ادامه ی نقل قول

بهشت گنگ

بهشت گنگ یکی از نشستگاهان افراسیاب در نزدیکی بوم گلزریون بود

یکی گنگ بودش بسان بهشت
گلش مشک سارا بد و زرش خشت
ز یکسوی آن شارسان کوه بود
که روشن شدی مرد را زو روان
زمین هشت فرسنگ بالای اوی
همانا که چارست پهنای اوی
بر آن باره ی دژ نپرد عقاب
نبیند کسی آن بلندی به خواب
هما نا که زان باره فرسنگ بیست
جهانبین ببیند که بر دشت کیست


کنگ دژ

از دیگر بارو های نامدار دژ هاییست که به دست سیاوش ساخته شد و کنگ دژ و سیاوش گرد نام گرفت .درباره ی کنگ دژ سیاوش که بهترین نمونه ی دژ -شهر به شمار می رفت .

داستانهای بسیاری بر سر زبانها می افتد تا آنجا که:

- که آن را کسی تا نبیند به چشم
تو گویی ز گوینده آید به خشم

- که چون گنک دژ در جهان جای نیست
بر آنسان زمینی دلارای نیست

زمین کنگ دژ همانند بهشت کنگ دارای رود و کوه است :

به جایی رسیدند کاباد بود
یکی خوب فرخنده بنیاد بود
به یک سوش دریا به یک سوی کوه
به یک سوی نخجیر دور از گروه
- همه شهر گرمابه و رود و جوی
به هر برزنی رامش و رنگ و بوی
تذروان و تاووس و کبک دری
بیابی چو بر کوه ها بگذری
نه گرماش گرم و نه ترماش سرد
همه جای شادی و آرام و خورد
نبینی در آن شهر بیمار کس
یکی بوستان از بهشتست و بس
همه آبها روشن و خوشگوار
همیشه بر و بوم او چون بهار
ادامه دارد ...


آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ سه شنبه، 17 شهريور ماه ، 1388 12:50:00; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند yazdan


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 17 شهريور ماه ، 1388 14:35:05    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

برای رسیدن به کنگ دژ شاهنامه دو نشانی دارد :

1- سیاوش پس از آنکه یک ماه در ختن مهمان پیران بود روی به جایی می نهد که در آینده کنگ دژ در آنجا ساخته می شود و را ه ها چنین است :
2 - دریای چین
3 - راه یک ما هه ی بیابان و پهن دشت بی آب ( بیابا ن های تاکما لا - و دشت پامیر ؟؟؟؟)
4 - آباد شهر ها : (سمر قند؟)
5 - کوهساری که در آن گنگ دژ جای دارد (رشته کو ه های تین شاه؟)

- کیخسرو در دنبال افراسیاب از این جایها می گذرد
1 - چین به راه ختن
2 - مکران
3 - آب زره (رودخانه ی زرد یا یانگ توسه کیانگ؟) که با کشتی گذر از آن یک سال به درازا می کشید اما کیخسرو راه را هفت ماهه رفت .
4 - بیابان و ریگ و دشت ( صحرای تا کما لا ؟ )
5 - شهری به بسان چین که مردمانش به گویش مکرانی سخن می گفتند و از وا پسین شهر تا کنگ دژ یک سد فرسنگ بود .

به نوشته ی خوارزمی در مفاتیح العلوم کنگ دژ :

دور ترین شهریست در مشرق در اقاصی بلاد (دورترین بوم) چین .در میان این شهر وسوس الاقصی نیمی از کره ی ارض است به طول .

به گفته ی مینوی خرد کنگ دز در سوی مشرق نزدیک دریاچه ی سدویس گمارده شده است در مرز ایرانویج

در بن دهش می خوانیم :

کنگ دژ به سرزمین خراسان (مشرق ؟) بر زبر دریای فراخکرد است . بدان سرزمین به بس فرسنگ دست پیشانسه (سین کیانگ؟) به کابلستان (افغانستان؟) است

ادامه دارد ...

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> بوم شناسی ایران بزرگ ( جغرافیای تاریخی )

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir