محل سكونت: iran

human
سر دبیر کارگروه ها

 وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
|
ارسال شده در: جمعه، 13 دي ماه ، 1387 12:49:09 موضوع مطلب: گريز از رفاه و شادی |
|
|
با درود بر هم ميهنان گرامی
همواره اين پرسش بوده که ارتش بزرگ ايران با آن پيشينه سرفرازانه چگونه در برابر مشتی تازی گرسنه و بدوی چنان شکست خفت باری را پذيرا شد .
برای اين شکست بهانه های گوناگونی تراشيده شده مانندخستگی از جنگهای پر هزينه با روم ، بدرفتاری موبدان ،زياد شدن فاصله طبقاتی ،جنگهای داخلی و........
من اينک ميخواهم يک چرايی ديگر بر موارد بالا بيفزايم .
و آن اينستکه در آن برهه از تاريخ ميان ايرانيان شور عشق به آزادی از جوشش افتاده بود .
ناگزير ميپرسيد چرا ؟
چون سدها سال زندگی در سرزمينی آزاد آنها را از آزادی و سروری در جهان آنروز خسته کرده بود .
شکست در اين جنگ ميتوانست آنها را به آرزوی شومشان که همانا چشيدن طعم بندگی بود برساند ،هر چند از هزينه گزاف آن آگاهی نداشتند .
خستگی و گريز از رفاه و شادی امروزه پديده اي شناخته شده است .
کم نيستند کسانی که از سرای امن پدر بيرون ميزنند تنها برای آنکه زندگی مردم بيچاره را تجربه کرده باشند .
برای نمونه داستان شاهزاده و گدا يا داستان سيدارتا ميتواند پند آموز باشد .
بهر روی ايرانيان بايد يک روزی با راستی روبرو شوند و اينک زمان آن فرا رسيده است .
بر سر آنم که گر ز دست بر آيد
دست به کاری زنم که غصه سر آيد
خلوت دل نيست جای صحبت اضداد
ديو چو بيرون رود فرشته در آيد |
|