کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 4 اسفند ماه ، 1390
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - آرامگاه در گستره فرهنگ و تاریخ ای

آرامگاه در گستره فرهنگ و تاریخ ای

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> مهرازی (معماری) -> آرامگاه ها

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 104
امتياز: 262
تشکر کرده: 6
تشکر شده 134 بار در 82 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 2 مهر ماه ، 1389 10:46:47    موضوع مطلب: آرامگاه در گستره فرهنگ و تاریخ ای پاسخ همراه با اعلان

آرامگاه و آرامگاه سازی در ایران باستان

آرامگاه و آرامگاه سازی در ایران را باید از پیدایش و ساخت زیگورات یا هرم مطبق در ایلام قدیم مورد بررسی قرار داد با این آغاز که بزرگترین زیگورات جهان در خوزستان کنونی (ایلام کهن) قرار داشته و دارد ؛ زیگورات چغارزنبیل در هفت تپه که در گویش محلی و بومی به چم زنبیل وارونه است.(در میان زیگوراتها «اور» از همه سالمتر است و زیگورات چغارزنبیل از همه بزرگتر و نامی ترین (معروف ترین) زیگورات برج بابل است).
"وولی" درباره ی زیگوراتها نگرش ویژه خود را دارد : " از شواهد تاریخی چنین برمی آید که مردمان مشرق زمین از ابتدا کوهها و بلندیها را نشانه ای از قدرتهای ماورای طبیعت دانسته و آنها را ستایش می کردند. گفته شده که ساختمان زیگوراتها (واهرام) که از لحاظ ساختمانی و حجم شباهتی به کوهها داشته اند و در فلات ایران و میان رودان می توانسته اند در ذهن مردم آن زمان جایگزین قدرت کوهها باشند ، براین اساس انجام گرفته است."
دکتر مهدی فرشاد که این مطلب را در کتاب خود(تاریخ مهندسی) نقل کرده است می نویسد : " سومریان نخستین ملتی بودند که به ساختن زیگوراتها دست زدند ، در سومر زیگوراتهایی که در 220 پیش از میلاد ساخته شده بود جهت انجام پژوهشهای ستاره شناسی نیز ، به عنوان یک نقطه بلند و مسلط به پیرامون استفاده می شده است. "
یکی از بزرگترین زیگوراتها زیگورات ایلامی چغارزنبیل است که در زمان شکوفای تمدن ایلامیان ، در اونتاشی نزدیک شوش در 1250 پیش از میلاد توسط «اونتاش گال» فرمانروای ایلام ساخته شده است.
این زیگورات یک نیایشگاه – آرامگاه به شمار می آمده است. دیوارهای این زیگورات به رنگ آبی و سبز ، نماسازی شده بود و کل زیگورات از قسمتهای پنجگانه به صورت برجهای چهارگوش و متحد المرکز و به بلندیهای مختلف که روی هم قرار گرفته بودند تشکیل یافته بوده است. در درون این آرامگاه قرنیسها ، آبروها ، پله ها و تونلهایی قرار داشته و در بالای آن عبادتگاهی ساخته شده بوده است با موزایکهای عاجی.
در جهان باستان 25 زیگورات ساخته شد که دو دستگاه آن در ایران قرار داشت ، سرزمین ایلام از آن جمله است.

اکنون آرامگاه های باستانی ایران را بررسی می کنیم :

1: آرامگاه های ایلامی – ایرانی
دکتر عیسی بهنام دانشمند باستان شناس می نویسد : "امروز ، وقتی از دولت جهانی ایران یاد میکنیم بلافاصله تخت جمشید به یادمان می آید. برای اینکه در تخت جمشید قسمتی از ستونهای سنگی کاخ آپادانای داریوش هنوز سر به آسمان دارند و نقوش برجسته ی پلکانهایش با ما رازهای نهفته را حکایت می کنند ، ولی در شوش چیزی جز یک انبوه خاک باقی نمانده ، با این حال باید متوجه بود که تخت جمشید در واقع یکی از پایتختهای دولت گسترش یافته ایران بود که از املاک خصوصی خاندان داریوش به شمار می رفت. درحالیکه حکمرانان هخامنشی بیشتر در پایتخت اصلی هخامنشی یعنی شوش اقامت داشتند و از آنجا بود که مقدمات لشکرکشی به یونان آماده میشد و در شوش بود که پادشاهان هخامنشی سفیران یونان را می پذیرفتند ، یونانیها تنها شهر شوش را به عنوان پایتخت دولت هخامنشی ایران می شناختند و هرودوت حتا از آرامگاه کوروش در پاسارگاد سخنی به میان نیاورده و ندانسته است که بنیانگذار شاهنشاهی ایران در آنجا مدفون است..."
استاد از این مقدمه نتیجه گیری می کند که پایه و اساس حکومت هخامنشی بر تمدن و فرهنگ و گستره جغرافیایی ایلام و پایتختش شوش استوار بوده است و بنابراین شکی نیست که روشن شدن تاریخ شوش به روشن شدن تاریخ ایران کمک موثری خواهد کرد و اهمیت شوش از نگر تاریخی از ویرانه های بزرگ تخت جمشید است.
فراموش نکنیم که پیش از گسترده شده تمدن ایران آشوربانی پال شوش را تصرف و آن را لگدکوب سم ستوران خود کرد و سراسر آن سرزمین را به منطقه ای غیرقابل استفاده مبدل ساخت. حتا از دزدیدن استخوان پادشاهان ایلام و حمل آن به آشور کوتاهی نکرد ، او خود می نویسد 22 مجسمه شاهی از طلا و نقره را به اضافه استخوانهای شاهانی که گورهاشان را شکافته بود به نینوا برد.
دکتر بهنام برای اینکه اهمیت شوش را در تاریخ ایران و بزرگی تمدن باستانی ایران را در صحنه جهانی ارائه کند ، مینویسد : " سالامون ریناک دانشمند نامی فرانسه گفته بود : " اگر یک مشت سرباز اسپارتی در تنگه ترموپیل در برابر میلیونها سرباز ایرانی فدارکاری نکرده بودند امروز جهان ما رنگ دیگری داشت. " و گوبینو در پاسخ به دانشمند هموطن خود گفته است : " البته اگر یک مشت اسپارتی در برابر لشگریان خشایارشا در تنگه ی ترموپیل مقاومت نکرده بودند امروز سرنوشت دنیا خیلی بهتر از آن بود که هست."
با همه ی آن هجوم های وحشیانه آشوریها ، و انبوه نامرادیها آنچه از ایلام بر جای مانده بسیار غنی است وامروز با غرور و سربلندی اعلام می داریم که از آغاز کار «ژاک دمورگان» فرانسوی در شوش تا 1965 ، سی و هشت جلد کتاب قطور درباره ی کشفیات شوش منتشر شده است که همه به زبان فرانسوی می باشد و حتا یک جلد آن نیز به فارسی برگردانده نشده است ، موزه ملی ایران یک دوره کامل از این کتابها را در اختیار دارد که باید روزی به فارسی برگردانده شود.
«پی یر آمیر» ، محقق فرانسوی کارشناس آثار باستانی ایلام پس از اظهار تاسف از انهدام کامل تمدن ایلامی توسط همسایگان سلطه گرش می نویسد : " با این همه آنچه مانده پرمعنی و غنی است و با بررسی مجموعه های نفیس 38 جلدی خاطرات باستان شناسی شوش و تصاویر آن به این ادعا مهر تایید میخورد و با مشاهده سر آدمکهای گلی که در قبرهای شوشی ایلام می گذاشتند ، خود را با ایلامیهای تابع شاهان بزرگی روبه رو می یابیم که زمانی در میانرودان به تاخت و تاز پرداخته اند و مجسمه ها و آثار افتخارآمیزی نه تنها از تمدن بلکه از قدرت بابلی به غنیمت آورده اند ، مانند لوح سنگی نروسین ، شاه آگاده و لوح سنگی قوانین حمورابی."
در ارتباط با آرامگاه و آرامگاه سازی در عصر ایلامیان به مجسمه های 21 سانتیمتری اشاره می کنیم که نگارنده مقاله (دکتر نگهبان) تصویرش را در مقاله خود آورده است و می نویسد که این تندیس متعلق است به سال 1250 پیش از میلاد یعنی 3250 سال پیش و این نکته را ارائه می کند که مردم آن زمان عقیده داشتند که اگر مجسمه ای از این نوع در گورشان یا در کنار آرامگاهشان وجود داشته باشد روحشان می تواند در موقع لزوم در آن حلول کند و به همین سبب هرگاه که برایشان میسر میشد به ساختن تندیس مردگانشان می پرداختند و آن را در آرامگاهشان می گذاشتند.
حفاری در هفت تپه و کشف آثار مهم آرامگاهی این منطقه به کوشش و تلاشهای دانشمند معاصر "دکتر غزت الله نگهبان" صورت پذیر شد. در حقیقت وی به تکمیل عملیات باستان شناسی دانشمندان فرانسوی و ادمه راهی که ایشان آغاز کرده بودند پرداخت ، این کاوشها به پایمردی دکتر نگهبان توسط وزارت فرهنگ و هنر از سال 1344 آغاز شد و نکات تاریخی مهمی را روشن ساخت که ما فقط به آرامگاه سلاطین هفت تپه و زیگورات چغارزنبیل اشاره خواهیم داشت.

ادامه دارد..

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند arya, Ariyadokht
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 289 بار در 185 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: جمعه، 2 مهر ماه ، 1389 14:51:11    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود بر شما
بن مایه نوشتارتان چیست بانو؟؟

_________________
همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 104
امتياز: 262
تشکر کرده: 6
تشکر شده 134 بار در 82 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 2 مهر ماه ، 1389 19:09:51    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

Ariyadokht مي نويسد:
درود بر شما
بن مایه نوشتارتان چیست بانو؟؟


درود بر شما

بن مایه : نسک آرامگاه در گستره فرهنگ ایرانی / نوشته : دکتر مهدی غروی / انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی


این بن مایه تاپیک های منم شده دردسر!!! Smile

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 104
امتياز: 262
تشکر کرده: 6
تشکر شده 134 بار در 82 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 4 مهر ماه ، 1389 10:59:44    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

2: آرامگاه های سلاطین هفت تپه

در این آرمگاه که از آجر ساخته شده است و در حدود 10*3.5 متر درازا و پهنا دارد سکویی دیده می شود که در میان محوطه ساخته شده و سه بخش دارد ، و در بخش شرقی هفت اسکلت به موازات یکدیگر خاکبرداری شد ، این مردگان پس از تطهیر در پوششی از گل اخرا قرار داده شده بودند و این لایه گل اخرا در حدود 10 سانتیمتر ضخامت داشت ، و در بخش دوم سکو اسکلتی وجود داشت ولی در بخش سوم ، دو اسکلت آشکار شد و در انتهای سکو دوازده اسکلت بدون نظم وترتیب ویژه بر روی هم انباشته شده بودند. سقف این آرمگاه که به سبک ضربی بیضی شکل ساخته شده است یکی از کهن ترین نمونه های این نوع تاقهای هلالی را نمایش می دهد.
در ابتدا تصور می رفت که قدمت این آرامگاه و سقف هلالی آن به سده سیزدهم میلاد می رسد و با تاقهای هلالی مکشوفه در چغارزنبیل ، همزمان است ولی با ادامه حفاری مشخص شد که آرامگاه مکشوفه در هفت تپه کهن تر بوده و تاریخ آن در حدود هزاره دوم پیش از میلاد است ، این آرامگاه به وسیله راهرویی به معبد آرمگاه متصل می شود.
در گوشه ی شمالی معبد ، آرامگاه دیگری که با آجر ساخته شده بود (ساختمان خود معبد از خشت بوده است) خاکبرداری شد. این آرامگاه نیز دارای تاق هلالی شکل است ، در این آرامگاه اسکلت 23 نفر که 14 نفر آنها به موازات یکدیگر با نظم و ترتیب و نه نفر دیگر روبه روی آنها بدون نظم و ترتیب دفن شده بودند آشکار شد. به نظر می رسد که در اثر رویدادی ناگوار همه با همدیگر جان سپرده و در کنار هم ، در یک آرامگاه دفن شده اند.
در فاصله میان معبد آرامگاه و تپه ی زیگورات ، آثار ساختمانی زیادی از خاک خارج ساخته اند که از آن جمله یک مکان مقدس ، معبد یا آرامگاه و یک قصر سلطنتی می باشد.

3 : زیگورات چغارزنبیل

ساختمان بزرگی که همه آن از خشت ساخته شده است ، آثار و بقایای این هرم پرستشگاه – آرامگاهی در نخستین تپه مورد کاوش کشف شد. بر مبنای محاسبه ای که شده است بلندی مجموع طبقه های بنا 44 متر می شود که با احتساب 9 متر بلندی معبد زیرین به 35 متر می رسد. در این ساختمان تالارهای بزرگ وجود دارد که برخی از آنها 7*9 متر و در بیشتر آنها آثار آتش سوزی هویداست. در گزارش دکتر نگهبان به طور کامل در مورد این تالارها و اشیایی که در آن یافت شده از جمله سنگ نوشته های میخی ایلامی سخن گفته شده که در این مختصر از نقل آن جزییات خودداری میشود و به نکاتی درباره اهمیت این بناهای نیمه خراب اشاره می کنیم.
کشف چغارزنبیل و بناهای پیرامون آن در ورشنگری تاریخ گنگ و مبهم ایلام یارس بسیار کرده و خواهد کرد.
استاد نگهبان در گزارش خود می نویسد : "بررسی این آرامگاه از نقطه نظر معماری از اهمیت شایانی برخوردار است و ثابت می کند که این تاق هلالی که در نزدیک معبد آرامگاهی چغارزنبیل یافت شده 1300 سال پیش از تاق هلالی رومیان ساخته شده و بدین روال افتخار ساختمان نخستین تاق هلالی از آن ایرانیان می شود. مطلب دیگر کشف کتیبه ای است از « تپتی آهار» که درباره اش در هیچ یک از مدارک مکشوفه پیشین ، معرفی نامه های به دست نیامده بود ، عصر تپتی آهار را 1500 تا 1350 پیش از میلاد دانسته اند و کتیبه حاوی این وعرفی نامه 105 در 70 سانتیمتری است. جز این ، کتیبه های دیگر نیز در این مکان یافت شده که محتوای آن در حال ترجمه است. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره این آثار و روشنگری آن درباره تاریخ ایلام به منابع قابل دسترس که اینجانب از آن استفاده کرده ام رجوع شود."
استاد نگهبان گزارش تحقیقی خود را این چنین به پایان می برد و نتیجه گیری میکند که آثار ارزنده هنری و وسایل و ادوات دیگری که در بقایای شهرها و ساختمانهای ایلامی به دست آمده پیشرفت این تمدن بزرگ را از نگر هنر و صنایع به خوبی معرفی و ثابت می کند که در اعصار باستان ایران زمین چه سهم بزرگی در پیشرفت تمدن بشری داشته و در این راستا چه نقش مهمی را ایفا کرده است.
داشمند خوزستان شناس «استاد احمد اقتداری» درباره معبد آرامگاهی چغارزنبیل گزارش یکی از دانشمندان فرانسوی را که خود در کار حفاری دست اندرکار بوده ، در کتاب خود نقل می کند ، خلاصه این نقل قول این است که ساختن زیگورات در سرزمین میانرودان آغاز شد ، سومریان در این راه پیشگام بودند پس از آن بابل و آشور و ایلام. به منظور تاکید این نکته که زیگوراتها بناهای آرامگاهی بوده اند به روایت استرابون اشاره می کنیم که می نویسد زیگورات بابل مقبره خدای بل بوده است و نیز روایت دیودور سیسیلی که این زیگورات را آرامگاه نینوس همسر سمیرامیس می داند. البته شباهت بسیار زیگوراتها به اهرام مصر نیز خود دلیل این ادعاست.

4 : میلهای مضرس ، گنبدهای دندانه ای یا زیگوراتهای کوچک

آقای اقتداری استدلال و اظهارنظری جالب در این باره دارد که می توان از آن به عنوان مهر تایید بر آرامگاهی بودن زیگوراتها بهره یابی کرد. نامبرده پس از اشاره به میلهای مضرسی که در سفرنامه های مهم معرفی شده اند می نویسد که در قدیم شمار این میل یا گنبدهای دندانه ای زیاد بوده است و آنچه امروز موجود است نیز کم نیست و می توان آنها را در محدوده ای واقع در یک سه گوش یافت ، سه گوشی که از پیوستن شهرهای شوشتر و بروجرد و جزیره خارک به همدیگر ترسیم می شود (در حقیقت قلمرو اصلی سرزمین ایلام) سپس فهرست این آرامگاه های با گنبد یا میل دندانه ای را این چنین ارئه می کند : " امامزاده جعفر بروجرد ، دانیال شوش ، امامزاده عبدالله شوشتر ، امامزاده میر محمد خارک ، امامزاده شیرمرد ممسنی ، امامزاده ربیع بن یعقوب در کنار کارون ، امامزاده شاه ابوالقاسم در شاه آباد خوزستان ، بقعه ابراهیم خلیل در هویزه ، آرامگاه سلیمان بن علی در گناوه ، و در بغداد گنبد سلطان زبیده ، مزار شیخ عمر سهروردی و گنبد توئیل. در این گنبدها نقشه نخستین طبقه با ابعاد کوچکتر آن قدر تکرار می شود تا هرمی که از بام آرامگاه ساختنش آغاز شده به پایان برسد. دو نکته جالب که نام برده پس از اشاره به گنبدهای دندانه ای در خارج قلمرو ایلام قدیم ارائه می کند این است که اولن (اولا) در میان بناهای دندانه ای موجود فقط چهار بنا دارای تاریخ است ، سده های 7 و 8 و آرامگاه دانیال نبی که در 1287 بنای قدیم را خراب و بنای کنونی را ساخته اند. در اینجا نیز آن بنای پیشین ، دارای گنبدی از همین نوع بوده است. دوم اینکه درست معلوم نیست که واقعن دانیال نبی در کجای شوش به خاک سپرده شده است و در زیر سایر میلهای دندانه ای این منطقه نیز گوری دیده نشده و این خود نظام قرار گرفتن برج زیگورات و آرامگاه های سلاطین هفت تپه را تداعی می کند و نکته جالب اینکه در شیرمرد ممسنی و میر محمد خارک و امامزاده جعفر بروجرد و امامزاده عبدالله شوشتر ، مرقد در اتاق دیگری است که گنبد مدور دارد و گور در زیر گنبد دندانه ای نیست که خود یادآور اتاق فوقانی زیگورات است که یک معبد آرامگاه بوده است و در این محفظه زیر گنبد مسجد بوده است.
بحث درباره ی زیگورات را با ارائه فشرده بررسیهای استاد اقتداری در باب گنبد یا میلهای دندانه ای به پایان می رسانم : " نقشه ساختمانی میلهای مضرس با نقشه ساختمان برجهای معابد هندی شباهت دارد (درجنوب ایران نمونه هایی از این گونه برجها ساخته شده و هم اکنون وجود دارد) نقشه اصلی برجهای معابد هند که بدان «سی کارا» گویند با برجهای دندانه ای جنوب باختری ایران همسان است ، تکرار نقشه زیرین بنا با کم کردن تدریجی ابعاد و اجزای سازنده برج ؛ برای هندوان این روال دارای ارزش نمادی است و این ارزش نمادی در گسترش معماری هند در خاور دور به آن سرزمینها نیز رفته است ، در بناهای مقدس ودایی هند بالا رفتن تدریجی طبقات و کم شدن ابعاد آن نمودار شوق فانی است برای وصال ابدی و کم شدن اندازه این ابعاد نمودار تمایل ابدی است برای وصال به فنای محض ، در چین هر یک از طبقات نمودار مرحله ای از مراحل عرفانی است و گنبد آخرین نمودار بهشت جاودان خداوندی است."
آقای اقتداری در این باب سخن خود را درباره آتشدانهای هخامنشی که با نقشه نیلهای دندانه ای همسانی دارند به پایان می رساند ، این نقش را در سکه های سلوکیها و کنده کاریهای غارهای بغ هندوستان (برجای مانده از سده 5 تا 7 میلادی ، دوران پادشاهی پارتها و ساسانیان) نیز می توان یافت.

ادامه دارد....

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند arya


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 104
امتياز: 262
تشکر کرده: 6
تشکر شده 134 بار در 82 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 13 مهر ماه ، 1389 10:44:22    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

آرامگاه در تمدنهای باستانی ایران

تا چندی پیش باور بر این بود که تمدن باستانی میانرودان ، به ویژه عصر سومریها همانند فرهنگ باستانی مصر پایه و اساس تمدنهای امروزی است ، ولی اکنون مشخص شده است که گذشته از کانونهای بزرگ تمدن سومر و ایلام و در درجه دوم کلده و آشور ، در گوشه و کنار ایران نیز تمدنهای معاصر ، با آن کانونهای کهن ، چون واحه های پراکنده وجود داشته که کم وبیش تحت تاثیر تمدنی هم بوده اند.
لازم به یادآوری است که تمدنهای باستانی شبه قاره نیز مایه اصلی تمدن خود را از میانرودان و ایران بزرگ دریافت داشته اند.

اکنون این مراکز تمدنی پیش از تاریخ را بررسی می کنیم :

1 : تپه های سیلک کاشان

این کانون تمدن در جنوب باختری شهر کاشان و در راه کاشان به باغ فین قرار دارد و خود شامل دو تپه جنوبی و شمالی است ؛ تپه شمالی کوچکتر ولی باستانی تر است این تپه شامل دو طبقه سیلک 1 و 2 می باشد و تپه جنوبی شامل سیلک 3 و 4 و دو گورستان مربوط به این طبقه ها یکی در بلندترین قسمت تپه و یکی در دشت به نامهای سیلک 5 و 6 خوانده می شوند.
در سیلک 1 و 2 آرامگاه ها در درون خانه ها و محوطه مسکونی در زیر خانه ها قرار گرفته است. بدن مردگان از گل اخرا پوشانده شده و مرده را به پهلو خوابانده اند با پاهای خم شده.
سیلک 1 مربوط به هزاره های 5 و 6 پیش از میلاد است و سیلک 2 از هزاره 5ام است.
در سیلک سوم فقط جمجمه مردگان را از گل اخرا پوشانده اند و اشیای سفالی و پیرایه ای در گور مرگان بالغ قرار داده شده است. سیلک 3 از اواخر هزاره پنجم و ابتدای هزاره چهارم بر جای مانده و سیلکهای 4 و 5 و 6 از هزاره سوم و دوم و اول پیش از میلاد با تمدن سومری هم عصر هستند.

2 : تپه حصار

تپه حصار در حاشیه شهر دامغان واقع شده و شامل سه طبقه است. در طبقه یکم مربوط به 3500 – 4200 پیش از میلاد ، گورها عمومن در محوطه مسکونی واقع شده و محل ویژه ای برای گورستان وجود ندارد. گورها ساده و بدون هیچ اثر ساختمانی از گل و سنگ و حصیر است و برخی اشیا از قبیل اسلحه و تزیینات و ظرفهای سفالی در قبرها گذاشته شده است.
در طبقه دوم مربوط به 3000 – 3500 پیش از میلاد ، در این طبقه شمار گورها بیشتر شده است و شمار اجساد مرد و زن برابر است و در گورها ظرفهای سفالین و پیرایه هایی قرار داده شده است. در طبقه سوم مربوط به 2000 – 3000 پیش از میلاد که در اثر آتش سوزی منهدم شده ، آرامگاه ها با طبقه دوم یکسان است و با مرده ها اشیای قیمتی نیز دفن شده است.

3 : تل ابلیس

این واحد تمدنی در سه کیلومتری جنوب دشتکار در مسیر بردسیر کرمان قرار گرفته و شامل هفت لایه اصلی از هزاره پنجم تا هزاره دوم است. گورهای یافت شده در این منطقه عمومن در درون اتاقهای خانه های دهکده بوده اند. با مرده برخی اشیا و آثار نیز دفن کرده اند و این وضعیت تا اندازه ای بازتاب عقاید مذهبی مردم آن زمان است که چون به دنیای دیگر معتقد بوده اند برای رفع نیاز در آن دنیا ، اشیای گوناگون با مردگان به خاک سپرده اند.

4 : گودین تپه

گودین تپه در منطقه ای بین همدان و کرمانشاه در دل رشته کوههای زاگرس در شش کیلومتری کنگاور کشف شده است.
در طبقه سوم این مجموعه که از هزاره دوم پیش از میلاد بر جای مانده است ، گورهایی به دست آمده که همه با سنگ ساخته شده اند. در این محل یک آرامگاه بزرگ سنگی 3*3.5 متر یافت شده است که سقف آن کاملن فرو ریخته است... در درون این آرامگاه دو جسد یکی مرد و یکی زن به دست آمد که بر مبنای اشیای ایشان این حکم را کردیم ، اسکلت مرد کاملن منظم و در گوشه جنوب باختری بر روی پهلو قرار داده شده بود. در پیرامون این اسکلت هدایا و ظروف ساده و استخوان حیوانات که شوند وجود غذاست به چشم می خورد. در پیرامون جسد دیگر وسایل پیرایه ای و ظرفهای سفالی پیدا شده است. نمی دانیم که آیا دو جسد در یک زمان دفن شده اند یا نه.

5 : موشه لان (اسماعیل آباد)

موشه لان در شش کیلومتری شمال باختری تهران بین کرج و هشتگرد قرار دارد. از هزاره چهارم پیش از میلاد دراین منطقه نیز گورهای ساده با اشیایی در کنار مردگان کشف شده که نشان دهنده حالت مردگان در گور است.

ادامه دارد....

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند apadana, Ariyadokht, arya


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 104
امتياز: 262
تشکر کرده: 6
تشکر شده 134 بار در 82 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 20 مهر ماه ، 1389 10:00:23    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

6: خوروین برغان

خوروین برغان در قزوین شامل دو تپه یکی «گنج تپه» و دیگری «سیاه تپه» است. گذشته از گورستان قدیمی که در دامنه جنوبی این محل قرار دارد ، در تپه مورد بحث شش گور سالم سنگ چین شده پیدا شد ، اسکلتها همراه با برخی اشیا است. در دامنه شرقی این تپه سه مجموعه کشف شده که شامل 16 گور است. در این گورها مردگان به پهلوی راست یا چپ خوابانده شده اند به طوریکه صورتشان به سوی خورشید است و دستها بر روی سینه و پاها گرد آمده است. جسدها را با لباس به خاک سپرده اند و این امر با یافتن دکمه های مفرغی که در روی سینه برخی از جسدها پیدا شده ، و نیز با یافتن شماری سنجاق و گردنبند در گورهای زنان و خنجر و وسایل نبرد در گورهای مردان ، تشخیص گور مرد و زن را از هم میسر کرده است. در این گورها شماری ظرف سفالی ویژه تشریفات سوگواری و به خاک سپردن مردگان شامل خوراک و نوشیدنیها ، یافت شده و در درون برخی از ظرفهای سفالی که به صورت کاسه های بزرگ ساخته شده اند استخوان حیواناتی از قبیل گوسفند و پرندگان به دست آمد. در بالای سر مردگان نیز ظرفهای سفالی به شکل قوری با لوله های بلند پیدا شده که این هر دو شوند این است که برای مرده غذا و نوشیدنی می گذاشته اند و به زندگی پس از مرگ باور داشته اند.

7 : تورنگ تپه گرگان

در مجموعه بررسی هنر ایران ، دانشمند باستان شناس آمریکایی «فردریک وولسین» این تپه مهم باستان شناسی را معرفی کرده است. این تپه در 1841 توسط «بارن دوبد» کشف شد و اهمیت آن در مشابهت آثار یافته شده در آن با سومر است ، محل آن در شرق استرآباد است در 6.5 کیلومتری شهر ؛ در اینجا مرده ها را دفن می کرده اند و بدن مرده را با نظم خاصی قرار می داده اند و برایش غذا و خوراکی و مجسمه های گونا گون سفالین ، سنگی و فلزی می گذاشته اند. فعلن آنچه در کند و کاوها یافت شده ظروف و اشیا بوده است. ولی در گذشته چند تندیس طلا نیز از این تپه کشف شد که به بیرون از ایران برده شده است. از سه بخش A ,B ,C ، در نخستین بخش هیچ گوری یافت نشده ؛ در دومی تنها یک گور و در سومی گورهای بسیار یافت شده است.

8 : شهر سوخته سیستان

آثار به دست آمده از شهر سوخته نشان داده است که این شهر مهمترین کانون استقرار و در حقیقت کانون اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی منطقه خاوری فلات ایران در درازای هزاره های دوم و سوم پیش از میلاد بوده است. از درون حدود سیصد گوری که در گورستان بیست و پنج هکتاری شهر سوخته حفاری شده آگاهی های بسیاری درباره مسایل فرهنگی و اجتماعی هزاره سوم به دست ما رسیده و بسیاری مسایل مهم دیگر از جمله سن متوسط در آن عصر و این نکته که فقط دو درصد مردم به مرز پنجاه سالگی می رسیده اند. بر مبنای محاسبات انجام شده شمار گورهای پیدا شده در این شهر از مرز 22000 می گذرد ، این گورها را به پنج دسته تقسیم کرده اند. (گورهای ساده ، آرامگاه های دو خانه ای [یک خانه برای همراه مرده] ، آرامگاه های سردابه ای که در زیر اتاق آرامگاه ساخته میشد ، گورهای سردابه ای کاذب ،گورهای خشتی که برای سرداران ساخته میشده است و بزرگتر از انواع دیگر آرامگاه ها بوده است. (برای آگاهی بیشتر درباره تمدن شهر سوخته به تالار پس از آریاییان مراجعه کنید)

9 : غیاث آباد و چراغعلی مارلیک

با کشیدن یک منحنی مورب از شهر رودبار در کنار رودخانه سپیدرود به رود سروکلاچای در مصب پلرود ، منطقه ای مشخص می شود که از نگر باستان شناسی روزگاران پیش از تاریخ بسیار پربار و مهم است. در هر دو منطقه کند و کاوهای بسیار و بیشتر غیر قانونی و جاهلانه و برخی جستجوهای قانونی و علمی رخ داده است. برای اینکه در این مختصر اشاره ای به این دو منطقه داشته باشیم از مقاله باستان شناس ایرانی «سیف الله کامبخش فرد» در شماره 17 مجله باستان شناسی و تاریخ بهره جویی کرده و فقط اشاره ای خواهیم داشت به غیاث آباد در منطقه بزرگتر که در شمال خاوری منطقه قرار دارد و چراغعلی مارلیک در جنوب باختری منطقه بزرگتر ، چند کیلومتری خاور رستم آباد رودبار در کنار رود سپیدرود.
نویسنده درباره گورهای یافته شده در این منطقه می نویسد : "با وجود اشیا و کیفیت استقرار آنها در گور راز و رمزهای بسیاری دراین مورد وجود دارد ، یکی از آنها خاک فشرده یک گور بود ، اسکلت به صورت تاق باز و پاها گشاده و دستها به سوی سینه متمایل بود چندین لاوک سفالین نزدیک اسکلت و در پیرامون قرار داشت ، چهار قبضه قمه برنزی در چهار کنج گور در حالی که نوک آنها به سوی آسمان و راست بود و در گوشه ای از گور نیز لاک پشتی شقه شده ، وجود داشت...
گروه علمی دچار دردسرهای بسیار شد ، ولی دردسرها هنگامی به اوج رسید که گروه توانست در گورهای واقع در تپه چراغعلی اشیای بسیار گرانبهایی را به دست بیاورد ، این اشیای به قرار زیر است :

1 - گرز مفرغی کله آدم با چشمان سنگ قیمتی (3 عدد)
2 – ظرف کوچک طلای منقوش (4 عدد)
3 – شتر مفرغی با یک ساربان (7عدد)
4 – مجسمه طلای انسان (1عدد)
5 – گاو مفرغی با گوساله (1عدد)
6 – ظرف بزرگ طلا (3عدد)
7 – لول عقیق منقوش و ساده دو طرف طلا (در حدود دو کیلو)
8 – انار طلایی بزرگ (32عدد)
9 – انار طلایی کوچک و طلای ریز (در حدود یک کیلو)
از درون گورهای مارلیک انواع و اقسام قمه ها ، شمشیرها و سرتیرها ، نیزه ها ، گرز و سپر و سایر آلات قتاله و نیز ماکتهایی از ابزار کشاورزی (گاو آهن) ، تندیس ها و نمادهایی از زن و مرد با مفهوم باروری و نیز در زمینه حاصل خیزی زمین و نمادهایی از گاوهای سفالین کشف شدند که برخلاف گاوهای سفالین املش دارای شکلی واقعی هستند.... انواع جانوران شکاری و غزال و آهو در حالتهای هجوم و سیتزه و گریز به صورت سفالین و برنز و ریخته گری شده به دست آمد.


ادامه دارد...

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند arya


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 104
امتياز: 262
تشکر کرده: 6
تشکر شده 134 بار در 82 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 27 مهر ماه ، 1389 14:21:28    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

آرامگاه قدیسین بنی اسرائیل

1 : آرامگاه دانیال پیامبر

آرامگاه دانیال پیامبر ، در شهر شوش و در کنار رودخانه شاوور ، بنایی شکوهمند ، زیبا و بسیار نامی است که سالیان دراز شوش را بدان می شناختند. در برخی متون به آن شوش دانیال گفته شده است... درباره ی گور این پیامبر روایات مختلف وجود دارد ، مهمترین نگر، وجود آرامگاه در زیر گنبد است ، برخی گور را در میان آب رود کرخه یا شاوور دانسته اند و برخی گور وی را در زیر پلی که بر روی شاوور بسته اند می دانند. با توجه به آنچه درباره زیگوراتها و گنبدهای دندانه ای زیگوراتی گفته شد ، این احتمال که گور دانیال پیامبر در جایی دیگر باشد و زیر گنبد خالی باشد هست.
چون سخن از آرامگاه های قدیسین بنی اسرائیل در ایران است نخستین نکته ای که جلب نظر می کند این است که بیشتر این آرامگاه ها در خوزستان (قسمتی از سرزمین ایلام) ، که جزیی از ایران کهن بوده است ، قرار دارند ، ولی آیا این امکان عقلی هست که این قدیسین در این منطقه که هم از سرزمین سنتی بنی اسرائیل دور است و هم با در نظر گرفتن وسایط نقلیه آن روزگار به بابل نزدیک نیست ، در خوزستان دفن شده باشند. شوندهای استاد (اقتداری) درباره دفن دانیال در شوش به این شوند که وی رهبری گروهی از یهودیان که به اسارت در بابل بوده اند به شوش آمده باشد تا به اورشلیم بازگردد یا در آن شهر بماند مورد تایید نمیتواند باشد ، چه در آن روزگار اگر چه جوانان از بابل دل نمی کندند و حاضر نبودند به فلسطین بازگردند ، ولی دانیال از این گروه نبوده و بدون شک باید جزء نخستین گروه مهاجر به سوی اورشلیم باشد و در این صورت لزومی نداشته که برای رفتن به فلسطین و یا ماندن در شوش ، بدین گونه عمل کند. بنابراین می توان گفت که اساسن تا مدارک قابل اطمینان تری به دست نیامده باید با شک و تردید به این آرامگاه و آرامگاه های دیگر قدیسین بنی اسرائیل در ایران ، نظر انداخت.

2 : آرامگاه استرو مردخای در همدان
مهم ترین و نامی ترین و کهن ترین آثار آرامگاهی از این قبیل در ایران آرامگاه «استرو و مردخای» است که از نقاط دیدنی همدان است ، ولی خود ایجاد این آرامگاه ، آن هم از دو نفر با اختلاف موقعیت سیاسی و اجتماعی چشمگیر تردید برانگیز است ، چه جای آن رخداد ، یعنی نجات یهودیان از قتل عام ، در شوش بوده است و همدان درآن عصر ، پس از پیروزی پارسیان بر مادها جنبه تاریخی نداشته و حال چگونه آرامگاه این دو نفر به همدان رفته و در نتیجه همدان از مراکز یهودیان شده جای بحث دارد.

ادامه دارد...

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند arya


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 104
امتياز: 262
تشکر کرده: 6
تشکر شده 134 بار در 82 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 28 آبان ماه ، 1389 11:51:37    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

آرامگاه پادشاهان پیشدادی و کیانی

بدیهی است به همان نحو که در گذشته با گذاشتن نام قدیسین بنی اسرائیل بر بقعه های بازمانده از قرون کهن این بناها را از گزند بدمنشان حفظ می کرده اند در برخی جاها نیز این انگیزه و شوندهای دیگر سبب میشد که بر این آرامگاه ها نام شاهان افسانه ای را بگذارند و یا اینکه این نامها را با نقاط تاریخی تطبیق دهند که بهترین نمونه آن تخت جمشید است و نقش رستم که هر دو محوطه آرامگاه پادشاهان هخامنشی دهند نیز حضور دارند. ولی نامگذاری به شوند این آرامگاه ها نبوده است. در میان شخصیت های تاریخی ایران دو نام «فریدون» و «رستم» از محبوبیت خاص برخوردار است ، که هیچ وقت در تاریخ ایران با این دو کینه و مخالفتی وجود نداشته و ندارد.

1: بناهای آرامگاهی منسوب به پیشدادیان و کیانیان


اگرچه هنوز نمی توان درباره ی دین و آیین پیشدانیان و کیانیان اظهارنظر قطعی کرد ولی می توان با بررسی بناهای آرامگاهی بر جای مانده از ایشان و بررسی کتابهای تاریخی ، به زرتشتی بودن ایشان صحه گذاشت ، آرامگاه های منسوب به ایشان در قلمرو فرهنگ ایرانی هم به طور کلی بناهای آرامگاهی پس از اسلام که برای محفوظ نگه داشتن ، آنها را به دورانهای کهن منسوب می کرده اند.
همانگونه که در اساتیر بنی اسرائیل ، هابیل نخستین نفر بود که پس از استقرار آدم در زمین کشته شد. در اساتیر ایرانی سیامک پسر کیومرث نخستین قربانی بود ، ولی نه به دست برادر بلکه به دست دیوان و بدین روال نخستین خاک سپاری در تاریخ استوره ای ایران خلق شد که روایت آن را از قول طبری که خود از "ابن مقفع" گرفته است ، مرور می کنیم :

" پس کیومرث بر کوه دماوند بسیار بگریست و دعا کرد به خدای عزوجل تا او را روشن گرداند که فرزند او را که کشت و ندانست که آن فرزند را چگونه (دفن) کند که تباه شده بود ، خدای تعالی چاهی پدید آورد برسر کوه و او آن فرزند را بدان چاه فروهشت به جای گور.

مغان اندر آن گفتارها گویند که کیومرث آن چاه کند تا به آب سوراخ کرد و آن فرزند را آنجا افکند ، پس چون بدانست که آن فرزند را مَرَده (در نسخه دیگر"دیوان") هلاک کردند. آتش آورد و بر سر آن چاه برافروخت. آتش بدان چاه اندر افتاد و از آن روز تا امروز هر روز ده بار وپانزده بار از آن چاه آتش زبانه بر زند و به هوا بر شود و باز بدان چاه فرو شود و مغان گویند آن آتش کیومرث است. که دیوان و مَرَده را از آن فرزند باز می دارد و دور می کند ، پس چون فرزند را به گور کرد ، کیومررث سه روز بر سر آن چاه همی گریست و دعا همی کرد و همی گفت یارب مرا بنمای که این پسر را که کشت."

ادامه دارد....

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند arya


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 104
امتياز: 262
تشکر کرده: 6
تشکر شده 134 بار در 82 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 4 دي ماه ، 1389 10:25:59    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

2 : آرامگاه و دخمه و تابوت در شاهنامه فردوسی

فردوسی در شاهنامه بر پایه مرجع و منبع اخباری که به دستش رسیده است اشاراتی بسیار کوتاه و مختصر به درگذشت ، مراسم تکفین و تدفین ، تابوت کردن و دخمه گزاری دارد. ولی در هیچ کجا سخن از آرامگاه به میان نمی آورد و در چند جای معدود سخن از خاک سپاری با تابوت بسته و میخ کوب شده دارد ، و یکجا نیز از دخمه ای که در آن بسته و به کلی متروک شده به میان می آورد.
کشته شدن سیامک به دست دیوان نخستین اشاره است.

درباره کیومرث تنها به مرگ وی ، پس از شکست دادن و کشتن دیوی که پسرش سیامک را کشته بود گوید :

چو آمد مر آن کینه را خواستار / سرآمد کیومرث را روزگار
سپس به مردن هوشنگ و تهمورث و به اره شدن جمشید توسط ضحاک اشاره دارد و سرانجام نحوه کشتن و آویختن ضحاک توسط فریدون را در کوه دماوند توصیف می کند :

به کوه اندرون جای تنگش گزید/ نگه کرد غاری بنش تا پدید
بیاورد مسمارهای گران/ به جایی که مغزش نبود اندر آن
فروبست دستش بدان کوه باز / بدان تا بماند به سختی دراز
بماند او بدین گونه آویخته/ وزو خون دل بر زمین ریخته

منوچهر جانشین فریدون شد و فریدون نخستین پادشاه سنتی کهن است که بدنش را در دخمه گذاردند :

منوچهر بنهاد تاج کیان/ ببستش به زنار خونین میان
به آیین شاهان یکی دخمه کرد / چه از زر سرخ و چه از لاجورد
نهادند زیر اندرش تخت عاج/ بیاویختند از بر عاج تاج
به بدرود کردنش رفتند پیش/ چنان چون بود رسم آیین و کیش
در دخمه بستند بر شهریار / شد آن ارجمند از جهان زار و خوار

از منوچهر و نوذر و گرشاسب و کیقباد تنها نام ذکر شده و همچنین مردن آنان.
یکی از گسترده ترین شرح ها درباره تابوت و دخمه و آرامگاه در شاهنامه شرحی است درباره سهراب پس از آنکه به دست پدرش کشته شد :

بفرمود تا دیبه خسروان/ کشیدند بر روی پور جوان
همی آرزوگاه شهر آمدش/ یکی تنگ تابوت بهر آمدش
از آن دشت برداشت تابوت اوی/ سوی خیمه خویش بنهاد روی
به پرده سرای آتش اندر زدند/ همه لشگرش خاک بر سر زدند

سپس تابوت پسر را با احترام به زابلستان بردند :

پس آنگه سوی زابلستان کشید/ چو آگاهی از وی به دستان رسید

همه سیستان پیش باز آمدند/ به رنج و به درد و گداز آمدند
سپه پیش تابوت می راندند/ بزرگان به سر خاک بفشاندند

رستم در یک مجلس رسمی که در زابلستان دایر شده بود :

دگر باره تابوت سهراب شیر/ بیاورد پیش مهان دلیر
از آن میخ برکند و بگشاد سر/ کفن زو جدا کرد پیش پدر
تنش را بدان نامداران نمود/ تو گفتی که از چرخ برخاست دود
بپوشید بازش به دیبای زرد / سر تنگ تابوت را سخت کرد
همی گفت اگر دخمه زرین کنم / زمشگ سیه گردش آگین کنم

سپس فردوسی به تفضیل برخورد مادر با بدن سهراب را مجسم ساخته داستان را بدون ذکر اینکه سهراب در کجا و چگونه دفن و یا به دخمه سپرده شد ، به پایان می رساند.

درباره خود رستم و برادرش زواره نیز ، فردوسی شرحی مشابه این گفتار دارد.

ادامه دارد....

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند arya


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 104
امتياز: 262
تشکر کرده: 6
تشکر شده 134 بار در 82 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 18 دي ماه ، 1390 13:40:58    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

آرامگاه و آرامگاه سازی در دوره مادی و اورارتویی :

آرامگاه سازی در دوره مادها
دوران حکومت مادها از شروع پادشاهی دیوکس پسر فرااورتس (655-708 پیش از میلاد) آغاز میشود تا از هم پاشیدن این دولت توسط کوروش بزرگ در 550 پیش از میلاد ، در حقیقت دولت بزرگ جهانی در ایران از دوره مادها آغاز می شود.
درباره آرامگاه و آرامگاه سازی میان مادها و هخامنشیان یک مشابهت و هماهنگی وجود داشته است و می توان گفت که به کارگیری دخمه ، آرامگاه های سنگی به دو شوند در این دوره معمول شد ، یکی شمالی و کوهستانی بودن ایران باستان و انتقال حکومت از شوش به هگمتانه ، و یکی شکوفایی و اقتدار آیین مزدیسنا و عرضه کردن بدنهای مردگان در دخمه برای اینکه توسط جانوران خورده شوند و زمین و آب و آتش را آلوده نسازند.
نامی ترین اثر آرامگاهی دوره مادها که آن هم از قطعیت برخوردار نیست بنای معروف "گور دختر" است. اصولن این بنا را از آن جهت مادی می دانند که بر آرامگاه کوروش بزرگ از لحاظ زمانی تقدم دارد و سالها پیش از آن و پیش از تکوین حکومت جهانی هخامنشی ساخته شده است ، وگرنه با توجه به اینکه حکومت محلی هخامنشی در ایلام کهن سالها پیش از پیروزی کوروش بر هووخشتره و انقراض خاندان ماد ، موجودیت داشته ، باید این بنا را نیز هخامنشی دانست.
تفاوت اصلی این بنا با آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد در نحوه ساختن و تعبیه کردن بخش بالایی عمارت است که در هر دو مورد جایگاه نهادن بدن مرده در بخش بالایی آرامگاه بوده است ، در آرامگاه گور دختر یک سنگ ناودانی بزرگ را بر سقف سنگی نصب کرده اند و در زیر این سقف ناودانی محفظه ای برای قرار دادن بدن مرده ساخته و پرداخته اند ، این محفظه راهی به خارج ندارد ، در حالی که محفظه بالایی آرامگاه کوروش بزرگ جای دو نعش کنده شده - بدن کوروش و همسرش کاساندان - محل قرار دادن نعش ها نیز به کلی ارتباطش با بیرون مسدود نشده است.
آرامگاه گور دختر را به چیش پیش هخامنشی نسبت می دهند ولی دانشمند بلژیکی «پروفسور واندنبرگ» که تا حدودی نیز خود کاشف آرامگاه است شوند بسنده براین ادعا ندارد. چون هیچ گونه اثر نوشتاری در این بنا نیست و چون بر سر راه و در برابر دید قرار نگرفته است تا سال 1329 خورشیدی دانشمندان باستان شناس برایش شناسنامه ای تنظیم نکرده بودند ، و تا اندازه ای که بر این جانب (نویسنده کتاب) با بررسی اقلیم پارس معلوم شد نام دو دانشمند فقید ایرانی –سید محمدتقی مصطفوی و فریدون توللی- را نیز باید با نام واندنبرگ به عنوان کاشف بنا افزود. نخستین عکس را نیز این باستان شناس بلژیکی از این بنا گرفته است.
چیش پیش دوم را که نیای بزرگ کوروش و داریوش و از موسسان سلسله هخامنشی پیش از جهانی شدن بوده را باید صاحب آرامگاه بدانیم و این همان کس است که ایلام را به قلمرو شاهان محلی هخامنشی در پارس افزود و با تمدن ایلامی یا تمدن هخامنشی موانست بیشتر یافت و در نتیجه این بنا پلی رسا میان بناهای آرامگاهی ایلامی و هخامنشی ، می باشد. این آرامگاه که بنایی است مشابه با آرامگاه کوروش بزرگ ، در زمستان 1339 خورشیدی در جنوب حسین آباد و جنوب باختری "جره" فارس کشف شد ، و چون در یک منطقه کوهستانی سخت واقع شده رسیدن به آن دشوار بود. این بنا با تخته سنگهایی ساخته شده که بدون ملاط بر روی هم استوار گردیده و عبارت است از بنایی مستطیل با بام مورب (شیروانی) بر فراز سکوی سه پله ای (آرامگاه کوروش بر سکوی شش پله ای ست) به بلندی 4.5 متر.
هر چند در تعلق داشتن آرامگاه گور دختر به دوران هخامنشی جای کترین تردید نیست ، ولی انتساب آن به یک پادشاه معین دشوار است ، چون این بنا نوشته ندارد.

این بنا را می توان در دوره مادی دانست نه براساس معماری مادی.

به چند آرامگاه مادی دیگر اشاره می شود :

•دکان داود در سر پل ذهاب که در سنگ کنده شده است و مردی را نشان می دهد که به سبک زرتشتیان برسم به دست دارد و این خود می رساند که مادها پیرو آیین مزدیسنا بوده اند. (ایران باستان / حسن پیرنیا)

•دخمه ای سنگی در صحنه نزدیک کرمانشاه همانند دکان داود که بر بالای آن نقش فروهر دیده می شود.(ایران باستان/ حسن پیرنیا)

•آرامگاه فرورتیش دومین شاه ماد 633-655 مهاباد در آذربایجان غربی (ایران باستان / حسن پیرنیا)

•دکان فرهاد ، دخمه ای در لرستان که ناتمام مانده است. (ایران باستان / حسن پیرنیا)

•دخمه ای در "ده نو اسحاق وند" نزدیک کرمانشاه که صورت شخصی را در حال پرستش نشان می دهد. (ایران باستان / حسن پیرنیا)

در انتساب این بناهای آرامگاهی به مادها نیز شک وجود دارد.

ادامه دارد...

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند parisa-s, arya
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> مهرازی (معماری) -> آرامگاه ها

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir