محل سكونت: تهران

seyghaly
مدیر سایت

 وضعيت: آفلاين 8 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 931 امتياز: 2934 تشکر کرده: 373 تشکر شده 1071 بار در 606 پست
محل سكونت: تهران
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 19 مرداد ماه ، 1390 09:52:31 موضوع مطلب: آخرین نفس های صداقت |
|
|
آخرین نفس های صداقت
گیلدا اسماعیلی- خبرنگار کمیته تخصصی میراث فرهنگی تهران: "خانه ی صداقت" نبش کوچه ی بن بستی در خیابان صداقت ، با نمای اصیل قاجاری و گچ بری های منحصر به فردش به تنهایی در میان ساختمان های بی هویتی که از تیر آهن و سیمان ساخته شده اند ، بار تاریخ منطقه ی منیریه ی تهران را به دوش می کشید.
ما آخرین نسلی هستیم که خانه ی صداقت را دیده ایم.این بنا در اوایل مرداد ماه با حکم دیوان عدالت اداری از فهرست آثار ملی به ثبت رسیده خارج و چند روز بعد کلنگ تخریب بر سر آن کوبیده شد.
هویت منیریه برای نسل بعد ، ساختمان های بی هویتی است که تنگاتنگ یکدیگر قد کشیده اند و دیگر کسی به یاد نمی آورد که منیریه روزگاری از مناطق اعیان نشین تهران بوده است...
* * *
این روزها اگر به منیریه بروی ، وقتی به خیابان معیری برسی صدای ضربه ی کلنگ ها تو را به خانه ی "صداقت" می کشاند.بالا و پایین رفتن کلنگ ها را که ببینی دیگر رسیده ای.از داخل کوچه نمی توانی وارد شوی تنها در شرقی آن باز است.اجازه ی ورود نمی دهند ، با اصرار کمی جلو می روی.از همان جا هم کاشی های آبی و گچ بری های شکسته که بر زمین ریخته شده پیداست.
چند مرد زیر سایه بانی به تماشای فرو ریختن خانه نشسته اند.آشکارا از حضورت ناراحت اند و سعی در بیرون راندنت می کنند.نه خود را معرفی می کنند و نه به پرسش هایت پاسخی می دهند.تنها به تماشا نشسته اند و بی صبرانه انتظار آپارتمان نو سازی را می کشند که قرار است جای خانه ی صداقت را بگیرد ، و تو را هم تشویق می کنند که :"الان چیزی ندارد ، وقتی ساخته شد بیا!" و تو دلت می گیرد و فکر می کنی آدم ها چقدر زود خاطره ها را فراموش می کنند و خود را با شهری بی هویت وفق می دهند ؛ یا شاید هم شهر به مانند آن ها می شود...
* * *
خانمی از انتهای کوچه می آید ، به خانه ی صداقت که می رسد می ایستد ، کمی عقب تر می رود تا نمایی بهتر از خانه ببیند ، سری تکان می دهد و می گوید:"این خانه برای ما خاطره بود ، هر روز از جلویش رد می شدیم ، اسمش روی سر در بود...یادم نمی آید چه بود..."
اتها چند روز گذشته است ، او که فراموش کرده دیگر چه انتظاری از نسل های بعد...
و این روزها که در خبرها می خوانی مدیر کل سازمان میراث فرهنگی تهران گفته است که او هم مانند مردم دلش می گیرد ، بیشتر دلت می گیرد.او که می تواند ، بسیار بیشتر از این می تواند ، اما چرا؟نمی دانی!
|
|