کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 3 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - تیر و کمان در فرهنگ پهلوانی

تیر و کمان در فرهنگ پهلوانی

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ایران بزرگ ( تاریخ ) -> پارتی ها ( اشکانیان )

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 16 تير ماه ، 1388 17:56:43    موضوع مطلب: تیر و کمان در فرهنگ پهلوانی پاسخ همراه با اعلان

کمان
هدف از نوشتن این نوشتار جایگاه بلند تیر و کمان در فرهنگ ایرانی ست که آن را تا یک نماد دینی بسیار سترگ بالا برده است .اکنون مقدمه ی این نوشتار را در پیش رو دارید .از خوانندگان خواهشمندم آن را با دقت بخوانند تا نوشتار دو دیگر را بتوانند پی گیری کنند با سپاس فراوان

کمانوری در فرهنگ پهلوانی و در دین مهری جایگاه والایی دارد و همانطور که در نوشتارهای پیشین آمد این دست آورد در مقایسه با دیگر جنگ افزار بسیار کهن تر و دارای فرهنگ اسطوره ای پرچالش تری می باشد .


سخت کمان و شخ کمان
القابی بودند که به کمان داران ماهر و زبر دست می دادند به پهلوانان شه زور که کشیدن چله ی کمان برای آنان هیچ پایانی نداشت .

در رکابش چو اژدهای دمان
بود سیصد هزار سخت کمان (نظامی)
...............................
اگر همه مرغی زنند سخت کمانان به تیر
حیف بود بلبلی که این همه دوستان اوست (سعدی)
.......................................................
کان مرد سوی اهل خرد سست بود سخت(سخت با چم بسیار)
کز بهر طمع بود سخت کمانیش (؟)
..............................................................


در شاهنامه ی فردوسی آورده شده شده که سپاهیان هر کدام در در یکی از هنرهای رزمی زبر دستی بسیار داشتند و بر همان نام خوانده می شدند بخوانیم:

چو شاپور و بهرام شمشیر زن
چو گرگین و چون بیژن تیر زن
..................................
یلان کماندار نخجیر زن
غلامان ترکش کش تیرزن
..................................
اصطلاح دیگری که در میان پهلوانان تیر انداز رایج بوده اصطلاح تیر پرکش کردن است و این همان فنی بوده که آرش کمانگیر برای پرتاب تیر اسطوره ای خود به کار برده است . تیر پرکش کردن روشی در تیر اندازیست که کمان را تا به جایی بکشند که در توان بزرگترین و شه زور ترین استادان تیر انداز باشد و بیش از آن در خیال نگنجد (فرهنگ معین). تیر پرکش کردن یک حرکت نمادین برای مرگ عرفانیست اگر مرد شمشیر زن با زخم خوردن در راه میهن فدا می شود مرد تیر زن با تیر پرکش کردن فدا می شود

چو کمانی را پرکش کرده باشی سر دهی
نیستی می آید از دنبال هستی می رود (باقر کاشی)
..........................................................
در دست شیر مردان هر ساعتی به پای
چرم گوزن را را بکشد تنگ استوار(تیر پرکش کردن) (نظامی)
....................................................................
باید گفت نماد کمان یکی از 5 نمادیست که نشانه ی رسمی و درفش آیین مهر در مغرب زمین بود (این آتش نهفته -فاطمه ملک زاده)

کمان کشی نه تنها در ورزش تیر اندازی کاربرد داشت بل یکی از افزار های وزشکاران باستانی در گود زور خانه می باشد که به آن کباده می گویند.برابر پارسی آن کمان فولاد می باشد و چله ی آن از زنجیر می باشد . کباده واژه ای ست تازیست و از بن کبد با چم رنج و سختی می باشد چون در کشیدن
کباده رنج و سختی به انسان می رسد. و در قرآن می خوانیم : اننا خلقنا الاانسان فی کبد: بدرستی که انسان در رنج و سختی آفریدیم. و در آن واژه ی کبد با چم رنج یست که از دنیا به انسان می رسد . کباده نماد فلک (کمان آسمان )ستم پیشه و کباده کش یا کمان کش نماد انسانیست که در برابر سختی های دهر زور آزمایی و ایستادگی می کند. کباده حلقه هایی مانند زنگ دارد و کباده کش در حالیکه آن را بر فراز سر از سویی به سوی دیگر می برد نوای خوشی از آن به گوش می رسد که با صدای زنگ زورخانه و تنبک هم آهنگی زیبایی را ایجاد می کند و همان حس رنج کشیدن به شنونده منتقل می شود

به پولاد شمشیر و چرم کمان
بسی زور بازو نمود آسمان(؟)
............................
سخت کش لقب دیگری بود که به کمان وران می دادند
تنی چند بگزید عیار وش
کماندار سختی کش سخت کش (نظامی)
.................................
در بیت دوم سختی کش همان معنای نمادین کباده کش را می دهد
.

اصطلاح کمان کسی را خم آوردن یا کمان کسی را کشیدن کنایه از همآوردی با حریف در رزمگاه می باشد
.در ادبیات پارسی کباده کش نماد انسان جویای نام و مقام می باشد آن پهلوانی که جویای مقام و منزلت و رتبه ای باشد

بنا به رای کورش آقایی واژه ی عرش در زبان تازی همان آرش پارسی می باشد و بنا به رای جناب هومن(؟) آرش با چم سپند (بالا و برتر ) می باشد.بسیار شگفت انگیز و جالب است که بدانیم که واژه ی ارشیا خود در زبان پارسی وجود دارد .ارشیا در زند و پازند با چم تخت و اورنگ شهان می باشد(دهخدا) ودر قرآن واژه ی عرش نیز با همین مفهوم یعنی تخت و سریریست که بر روی آن به تدبیر امور مملکت می پردازند .و در این مفهوم اشاره به عرش یوسف و عرش با شکوه ملکه سبأ رفته است. هم مجازا با مفهوم سلطه چیرگی و برتری خداوند است. در تفسیر قرآن عرش نمادی از قدرت و سلطنت خداوند است. و در قرآن می خوانیم و خداوند بر عرش چیره شد وبر آفتاب و ماه چیره شد و آنها را رام کرد (گردش آنها را نظم بخشد)و یا خداوند بر عرش چیره شد و جهان آفرینش را تدبیر کرد .در قرآن عرش نمادی از دانش و خرد پروردگار و همچنین نمادی از نظم جهان آفرینش است.عرش نقطه ای از وجود است که رشته تدبیر امور جهان آفرینش با آن در پیوند است و آیینه ایست که جزئیات همه ی آنچه در جهان آفرینش رخ می دهد در آنجا آشکارا و پیدا می باشد از بارش باران تا روییدن گیاهان و هر چه بر اندیشه گذرد.عرش یک جایگاه مینویی است که تدبیر امور جهان از آنجا سرچشمه می گیرد. امام علی عرش را مایه ی زندگی هر چیز و ابزار شناخت همه چیز می داند .عرش خرد بزرگ پروردگار است که چیرگی بر آن موجب می شود آنچه در جهان رخ می دهد بر او روشن شود. مفسران بر این اندیشه اند که عرش همان جهان مینویی یا ماوراالطبیه است .آن جهان گسترده و بی پایانی که از بند زمان و مکان آزاد است و آسمانها و زمین ها زیر سایه اوست و از او دستور می گیرد.عرش چیزی به مانند جام جهان نما یا جام جمشید یا آیینه ی سکندر می باشد . در اوستا در بند 108 فروردین یشت از مرد پاک دینی به نام ارشیه/arshya/ پدر ونگهو(نیک) سخن می گوید :آن ارشیه انجمنی (که در میان جمع) را که در میان مزدیسنا بخشاترین است و همچنین در بند 209 فروردین یشت از نامداری با نام ارشونت /arshvant/سخن رفته و فروهرش ستوده شده است .ارشن و آرشن به معنی مرد و پهلوان می باشد (دانشنامه ی مزیسنا) کیارش نام یکی از نوادگان کیقباد نیزبوده است . کیارش با چم شهریار بزرگ می باشد .در ایران باستان واژه ی ارشک /arshak/یا /arshk/ آمده است . بنا به رای جهانگیر اوشیدری ارشام نام پدربزرگ داریوش و پدر ویشتاسپ از همین ریشه است و به معنی مرد نیرومند است وبه روایتی ارشام نام پسر داریوش بزرگ نیز بوده است (ایران باستان - پاریزی) ما می دانیم که ویشتاسپ پدر داریوش یکم فرمانروای ایالت پرثوه /parthava/بود و ما می دانیم که ایالت پرثوه شرقی ترین ایالت ایرانی بود که در سده های پسین ارشک سلسله ی اشکانیان را در آنجا بنیانگذاری کرد.ارشام نام یکی از شاهان شاخه ی دوم سلسله ی اشکانیان بود که در جنوب ارمنستان فرمانروایی کرد . ارشام پسر ارتا شش دوم و برادر تیگران یکم بود . پایه گذار سلسله ی اشکانیان که از بزرگان پارت -پرتو ه - پرثوه بود به نامهای ارشاک و ارشک /ARSHAK/ به نزدیکی گویش ارشام و ارشاک بیندیشید . دهخدا اشکانیان را از زبان مورخان اسلامی هیاطله اشغانیه وپارتها و آرشیها خوانده است .موسی خورنی مورخ ارمنی اشکانیان را ارشکان /arshakan/نامیده است و و ارشکیه /arshakiya/ نام شهر ری در زمان شاهان اشکانی می باشد (ایران باستان ) . واژه ی ارشن در دشت قبچاق به معنی ابر است( فرهنگ شعوری-دهخدا) .و اوستا تشتر ایزد باران در چستی و چالاکی به ارخش /erekhsh/مانند کرده . شاید این خود سر نخی باشد که ما را به این رهنمون سازد که واژه ی آرش -ارخش- ارشن- آرسن (ارمنی)و آرشین (ارمنی) همان آذرخش باشد که خبر از ریزش باران را می دهد . در تیر یشت اوستا این واژه به گونه ی رخشه آمده با صفت تیز تیر و تیز تیر ترین در تورات در بخش مزامیر داوود آذرخش را تیر خداوند نامید ه است و این خود گواه درستی این گفته است:

خصمت بود به جنگ و تیرت آذرخش
تو همچو کوه و تیر بداندیش صدای تو


و ما می دانیم یکی از نمادهای تشتر در 10 شب اول به هیکل یک مرد 15 ساله با چشمهای روشن بلند بالا و بسیار نیرومند است . (تاریخ ایران باستان-جلد یکم-انتشارات سمت)پس می توان گفت واژه ی آرش هم به تیر و هم به کمان اشاره دارد و یکی از نامهای آرش آرش شاتین است که شاید همان شاه تیر باشد .نمادی از هر دو می باشد چنانکه تیر بدون کمان معنا ندارد و هر دو همراه و یار یکدیگر هستند . آنقدر بین تیر و آب پیوند تنگاتنگی وجود دارد که حتی با واژه ی باران همراه است .و پیکان رود نام یک رودخانه در بخارا می باشد .
کمانش کمین سوران گرفت
بر آن نامور تیر باران گرفت (فردوسی)
............................................
به سهراب بر تیر باران گرفت
به هر سو کمین سوران گرفت (فردوسی)
...............................................
ابر زنگله تیر باران گرفت
به هر سو کمین سوران گرفت
.................................................
چنان تیر باران بد از هر دو روی
که چون آب خون اندر آمد به جوی(فردوسی)
....................................................
ز بس تیر باران که آمد به جوش
فکند ابر بارانی خود ز جوش (نظامی)
................................................
گر آن تیر باران کنون آمدی
به جای نم ز ابر خون آمدی (سعدی)
..........................................


جدا از کارکرد نمادین کباده در ورزش زورخانه کباده کشی ورزشی برای نیرومند کردن ماهیچه های بازو بود. کباده این امکان را به پهلوان در میدان جنگ می داد که کمان را در هر جهتی خوابیده ایستاده و کج بکشد و تیر را چست و چلاک پرتاب کند.

کباده ز چرخ کمان ساختی
به هر گشتنی تیر انداختی (؟)
....................................
چست کمان لقب دیگری بود که به کمانوران آزموده می دادند .و ما این گواه را در نقاشی های دیواری سغدی و ختنی و همچنین در مینیاتور های شکار می بینیم که چگونه سوار در فیگورهای بسیار نرم و پویا در حالتهای پشت بر باره درحال کمان کشی می باشد این فیگور که بعدها نماد نگارگری هنر ساسانی شد در سراسر جاده ی ابریشم از ژاپن در خاور دور گرفته تا فرانسه در غرب رایج شد و چنانکه در پارچه ای ابریشمی در صومعه ی موکاز و و همچنین پارچه ای ابریشمی با نگاره ی مرد کماندار روی اسب از سلسله ی تانگ (917- 816 ) بر جای مانده (جاده ی ابریشم -برگردان هرمز عبالله الهی).



از دیگر اصطلاحاتی که برای کمانداران به کار می بردند لقب راست تیر بود .

فرستش تو بر تخت و آرام گیر
بسان کمان آوری راست تیر (فردوسی)
....................................................

راست تیر بودن نشان از مهارت و چست کمانی کمانور بود و هم به ساختار تیر از جمله سبکی تیر و شکل پیکان و همچنین میزان کشسانی زه (چله) و همچنین میزان سختی کمان و میزان نیرویی که در چله کمان انجمن می شد وابسته بود . ایرانیان برای اینکه تیر برای مدت زمانی طولانی در هوا پران شود چند پر به ویژه پر کرکس و عقاب به فاق تیر می چسباندند .پر کرکس و عقاب افزون بر اینکه پرهایی هستند که تیر را بسیار خوب در هوا نگه می دارند دارای مفهوم بخت و اقبال نیز بودند . راست تیر بودن موجب می شد که تیر درست به هدف بخورد. راست تیری یک مفهوم دینی نیز در بر داشت .و آن همان مفهوم پاک دلی و راستی می باشد و اینکه پهلوان راست تیر در زندگی نیز راه راست را برمی گزیند

ای بگه راستی قامت تو همچو تیر
بر من سست ضعیف سخت کمانی نکن
(سید حسن غزنوی)

مولوی نیز سخت کمان را نماد انسان عارف و وارسته می داند ...
هر کجا سخته کمانی بود چست
تیر می انداخت هر سو گنج جست
............................................


و اصطلاح دیگری که در بین کمانداران پارسی رواج داشت و شاید بازمانده ی باورهای دین کهن مهری بود کمان پاک بود . کمان پاک که یک کمان نمادین بود .کمان پاک یک کمان بسیار زورین بود که کشیدن آن تنها از کمان کشان پاک دل و با ایمانی همچون آرش اسطوره ای ساخته بود.

دارد کلام پاک دلان بیشتر اثر
زور خدنگ بیش بود از کمان پاک

در این چکامه سراینده بیان می دارد که همان طور که سخن پاک که بر دلها می نشیند برخاسته از دلی پاک است خدنگ که گونه ای از تیر است که از چوب خدنگ می سازند هنگامی با شتاب در هوا پران می شود که از کمان پاک پرتاب شود و چله ی کمان پاک را تنها پهلوان پاک دل می کشد .البته این باور دینی و فرهنگی چندان هم دور از ذهن نیست چرا که در هنگام هدف گیری تیر زن می بایست همه ی روح و روان و نیروی های ذهنی خود را همراه تیر در چله کمان بگذارد . و راست تیر بودن و هدف گیری درست نشان از تمرکز بالای کمانور و میزان توانایی روح و جان تیر زن دارد.
گرچه تیر از کمان گذرد
از کماندار بیند اهل خرد (سعدی)

و اما در پایان این نوشتار اصطلاح به زه کردن کمان را روشن خواهم ساخت .نکته ای شاید خوانندگان کمتر بدانند اینست که کمانوران تنها در هنگام تیر اندازی زه کمان را به جای خود می بستند و در پایان تیر اندازی تیر را از کمان می گشودند تا میزان کشسانی چله ی کمان تا مدت زمان بیشتری ماندگاری داشته باشد
کمان را به زه کرد و بگزید تیر
که پیکانش را داده بود زهر شیر (فردوسی)
..................................................

یاری نامه ها

شاهنامه ی فردوسی
لغت نامه ی دهخدا
نوشتاری از سایت balagh.com
تاریخ ایران باستان -پاریزی
جاده ی ابریشم-مترجم: هرمز عبدالله الهی
دانشنامه ی مزدیسنا -دکتر جهانگیر اوشیدری

همچنانکه در فرتور نخست می نگرید شکل کباده که در زورخانه با آن کمان کشی می کنند همان کمان چهار خم (چهار عطفی) پارسی می باشد .همان کمان راستی که دو برآمدگی به درون و دو برآمدگی به برون دارد .نمونه این کمان را در نگاره های تخت جمشید و در شوش می توانیم ببینیم .اما کمان دیگری به نام چرخ کمان نام دارد که کار با آن سخت تر است و همان کمان قوسی شکل است که در میان سایر ملتها و اقوام دیگر رایج بوده است.هدف گیری با کمان پارسی بسیار دقیقتر از چرخ کمان می بشد .شاید بتوان گفت چرخ کمان یا کمان قوسی شکل کهن تر از کمان پارسیت و ساختمان ساده ای دارد و در میان اقوام بدوی به مانند مغولیها و چینی ها و سرخ پوستان رایج بوده باشد

_________________
آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند yazdan, Souren
محل سكونت: Tehran

Souren
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
24 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 108
امتياز: 0
تشکر کرده: 285
تشکر شده 144 بار در 71 پست

محل سكونت: Tehran

ارسالارسال شده در: شنبه، 27 تير ماه ، 1388 22:38:17    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درود
بسیار زیبا و ستودنی بود بانو نیلوفر گرامی
بد نیست بدانیم که حماسه آرش کمانگیر برگرفته شده از پهلوان ارشک یا اشک یا آرش پارتی(نخستین شاهنشاه اشکانی و بنیانگزار این سلسله با شکوه تاریخی) دارد که بنابه گفته تاریخ نویسان از مهارت بسیار بالایی در استفاده از تیروکمان ,برخودار بوده است.
با سپاس فراوان
سورن

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> ایران بزرگ ( تاریخ ) -> پارتی ها ( اشکانیان )

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir