sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 22 دي ماه ، 1388 22:52:11 موضوع مطلب: ایران ِ من
ایران
ایرانِ من ، ایرانِ من
بر زندگی ، پیمانِ من
هم پیکر و هم جانِ من
هم مان و هم ایمانِ من
ای خفته در خاک ات همه
پُشت و نیا و خانِ من
به سر سودای نجوای تو را دارم
و می دانم
که از تو
با تو ات باید سخن گفتن
تو جز خویش ات چه اِشناسی
که هست اش بر جهان ارزد
و چون نام مَهان بر کِهتران چربد؟
سرافرازا ،
بلندآوازه ایران ام
تو را نازَم ، تو را بالَم
سرم بر آسِتانِ خاکِ پردیسانه ات هر دم
فرو اُفتاده ، پیشانی
به بالینِ سپِهرآسات ، می سایَم
ستایش مر تو را بس نیست
پرستش می سِزَد نامَت
که من اندر میان مسجد و دِیر و کلیسا و پرستشگاه ها ، تنها
تو را ای میهنم ام ، ایران ،
هماره باورت می دارم از جانم
چُنانَت دست و دل بازی
که خاکت را فرا-مَرزی
بِباید جُست و جویا شد
ز فَرزانش ، ز فرهنگ و هنر ، دانش
ز نیک و بد ،
ز دنیا و ز رَستاخیز
ز هر چه هست و اینک نیست
که پالا چشمه ی شهریگی و زیستن حتا
ستبرا ریشه ی دیرینه گی های تو را در خود نشان دارد
کُهن پوئیده خاک ات آریائی ها
کسان هرگز نمی دانند
از آن آغاز ناپیدا و پنهان ات
چه دشواری و سختی ها
که بر جانت نتازاندند
چه ناخوش بختی و بدتخمه گی ها را
به گوشاگوشه ات هر دم نَپَرکَندند
نتاراندند
تو را زان بیشه ی پهناور و آن ببر خُسبیدت
چونان چون گربه ای رنجور بِکشاندند
نبودش هستی و گیتی بسان تو
سِزا سَروَر بسی شایست
که نام بی هماوردت
زمین را هم چونان خورشید می مانِست
ولی امروز ، ایران ام
به نیم-روزینه ورجاونده شاخاب ات
دروغین نام تازی را میالایند
چه گونه گویم اینک کز زبان پارسی هم حتا
جز اندر گفتگوهای سخن دانان نشانی نیست
و آن آئین مزدایی
که زرتشتِ بزرگش زاد
جز آن خُردک نژاده-مردمِ دوری گزین ، امروز
کسی را ره-نما و دل-روشنا گر نیست
آه . . .
دلم پر خون و آشوب است ایران ام . . .
لب و دست و تن و قلبم ، می لرزد
گلویم از فشار درد می نالد
سرم از شرم ناماوار کنامت ، زیر افکنده
قلم از مشت پُرکین ام ، می لغزد
دلارامم
اهورا را به نام ات می دهم سوگند
که من ، فرزند و سربازت
برای خاک پاکت پیکر و جان را فدا سازم
زبان و خامه و اندیشه و یک سر ، روانم را
برای پاسداری از کیان ات پیشکش سازم
امید و آرزویم را
هم ایدون و همایون باد ، ایران ام
داریوش شریفی
-----------------
برای دریافت و شنیدن این چامه با آوای خودم بر
ASHKAN هموند کوشا وضعيت: آفلاين 1 اسفند ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 39 امتياز: 91 تشکر کرده: 13 تشکر شده 31 بار در 18 پست
محل سكونت: MARKAZE MAHDE KUROUSH
ارسال شده در: سه شنبه، 22 دي ماه ، 1388 23:22:42 موضوع مطلب:
سپاسگذارم شریفی گرامی از این چکامه ای که برای ما نهادید تا بیش از پیش به یاد میهن خویش باشیم ...
هماره تلاش شما و سایر دوستان در این تالار گفتمان نمونه بوده و زبانزد ... از شما از بانوی گرامی دنیای شیرین از بانوی گرامی نیلوفر مهرزمین از بزرگوار گرامی وهومن و سایرین سپاسی بی پایان دارم ... شادکامی بی پایان را برایتان از یزدان پاک خواستارم چرا که نیکو و پاک سرشت هستید ...
کاربرانی که برای این ارسال از ASHKAN تشکر کرده اند sharifi
yazdan جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 700 امتياز: 1894 تشکر کرده: 981 تشکر شده 720 بار در 430 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 23 دي ماه ، 1388 10:51:33 موضوع مطلب:
درود شریفی گرامی
جدای از بار معنایی بسیار ارزنده سروده شما باید بگویم که آهنگ خاصی در این سروده میبینم که آن را بس می پسندم
پاینده باشید _________________ یزدان صفایی-دبیر گروه تاریخ پایگاه پژوهشی هخامنشیان- دبیر گروه زبان و ادب ماهنامه الکترونیکی امردادنامه
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 23 دي ماه ، 1388 12:34:49 موضوع مطلب:
سپاس از مهرورزی شما میهن دوستان ارج-مند _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 24 دي ماه ، 1388 13:14:10 موضوع مطلب:
سدها درود و هزاران سپاس ، مر شهریور گران مایه و بلند پایه را . . . _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند
محل سكونت: ایران زمین
Ariyadokht سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 19 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 401 امتياز: 1005 تشکر کرده: 522 تشکر شده 292 بار در 187 پست
محل سكونت: ایران زمین
ارسال شده در: سه شنبه، 11 اسفند ماه ، 1388 22:11:42 موضوع مطلب:
با سپاس از سروده ها و چکامه های زیبا و دلنواز دوستانم برای ایران زمین
سراینده را نمی شناسم ولی سرودش زیباست...
ایران من
آفتابت که فروغ رخ زرتشت
در آن گل کرده ست
آسمانت که زخمخانه هافز
کاسه ای آورده است
کوهسارت که بر کوشش فردوسی
پر گسترده ست
بوستانت کز نفس نسیم سدی
جان پرورده ست
همزبانان منند
مردم خوب تو
این دل به تو پرداختگان
این سرو جان باختگان
جز تو نشناختگان
پیش شمشیر گزند
برز برافراختگان
سینه سپر ساختگان
مهربانان منند
نفسم را پر پرواز ازتوست
به دماوند تو سوگند
که گر بگشایند بندم از بند
بینند که آواز از توست
همه هستی من
با مهر تو آمیخته است
ریزه های تن من
با خاک تو آمیخته باد
خون پاکم که در آن
مهر تو می جوشد و بس
تا تو آزاد بمانی
به زمین ریخته باد! _________________ همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد