sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 14 دي ماه ، 1388 21:57:06 موضوع مطلب: ضحاک
درود
ضحاک
بقول شاهنامه پس از آنکه جمشید خودستائی آغاز کرد فر ایزدی از او جدا گشته و مقلوب ضحاک شد. مدت سلطنت ضحاک تازی و دوره ستم و بیدادش هزار سال بوده است تا آنکه فریدون او را شکست داده به کوه دماوند بزنجیر بست در شاهنامه مرداس پدرش میباشد. حمزه و بیرونی اروند اسپ ضبط کرده اند.
در اوستا ازی دهاک آمده است این اسم مرکب است دو جزء اولی که اژی باشد خود جداگانه غالبا در اوستا استعمال شده است از این قبیل در فرگرد اول وندیداد در فقره 2 اهورامزدا می گوید نخستین کشوری که من بیافریدم آریاویچ می باشد اهریمن در آنجا اژی (مار) سرخ بیافرید هم چنین در فقره 5 از فرگرد 14 و در فقره 65 از فرگرد 18 و در فقره 90 از آبان یشت اژی به معنی مار می باشد بسا از اژی یک جانور اهریمنی اراده شده است درست بهمان معنی که امروز از کلمه اژدها یا اژدر فارسی برمیایدچنانکه در یسنا 9 که ذکرش در مقاله گرشاسب بیاید دهاک نیز جداگانه استعمال شده یک مخلوق اهریمنی دیو سیرت است چنانکه در یسنا 11 فقره 6 غالبا اژی با کلمه دهاک یک جا آمده از آن نیز یک مخلوق دیوسیرتی اراده می شود در زامییادیشت از فقره 46 تا 52 از منازعه آذر و اژی دهاک صحبت می داترد که هر یک برای بدست آوردن فر ایزدی نیموشد در فقرات مذکور نیز گهی اژی تنها آمده است.
اژدها و اژدر از کلمه ی اوستایی اژی دهاک می باشد در ادبیات فارسی نیز به همان معنی است که در اوستا لبیبی گوید.
از این هفت سر اژدر عمر خوار
بپرهیزد انکو بود هوشیار
حمزه اصفهانی در وجه اشتقاق این اسم چنین می نویسد "بیوراسب ده اک ده اک اشتقاقه ده اسم لعقدالعشره و آک اسم للافته و المعنی انه کان ذا عشر آفات احد نهاقی الدنیا" این اشتقاق درست نیست چه دهاک مرکب از ده و اک که در اوستا به معنی بد و زشت است نمی باشد و کلمه ده در اوسا دَسَ آمده است است از اژی دهاک در اوستا چنان که از ضحاک در شاهنامه و کتب تاریخ مرد جبار و بیدادگری از نژاد بیگانه و دشمن ایران تصور شده است که چندی ایران را گرفتار پنجه قهر و غلبه خویش داشت
در کتب متاخرین او را نیز بیوراسب خوانده اند که به معنی ده هزار اسب است فردوسی گوید
همان بیوراسبش همی خواندند
چنین نام بر پهلوی راندند
از اوستا نیز بر می آید که اژی دهاک از قوم دیگری است و از مملکت بابل است یعنی از همان سرزمینی که ایرانیان در قدیم یک طایفه ی عرب نژاد از ساکنین آنجا زا تازی می نامیدند و بعدها اسم این طایفه مخصوص را برای کلیه اعراب اطلاق کردند. در شاهنامه هم ضحاک تازی نامیده شده است لابد یکی از جباران بابل مقصود می باشد و مناسبتی هم با سلاطین قدیم خونخوار و ظالم بابل یا آشور دارد.
در فقره 29 از آبان یشت آمده است " که اژی دهاک سه پوزه در مملکت بَورِی صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند برای ناهید قربانی کرد و از او درخواست که وی را به تهی نمودن هفت کشور از انسان موفق سازد اما حاجت او برآورده نشد"
بَورِی همان بابل است بمناسبت آنکه لام در زبانهای ایرانی نبوده است آن را به را به راء تبدیل کرده اند بابل در کتیبه های هخامنشیان بابیرو و در اوستا بَورِی شد. مُشتبه نشود با کلمه ی دیگر اوستایی بَورِی که با همین املا بمعنی ببر است و در فقره 129 یشت مذکور آمده استدر فقره فوق برمی آید که ضحاک بابلی بوده و در مملکت خویش قربانی نیاز ناهید نموده است. در فقره 19 از رام یشت آمده است که اژی دهاک در کویر ینتَ در بالای تخت زرین برای وایو (فرشته هوا) فدیه آورد کویر ینت همان است که الحال موسوم است بکرند این قصبه کوچک در جائیکه ضحاک فدیه نثار فرشته هوا نمود در بالای کوهی واقع است که میان بابل و ایران حایل است و نزدیک به بوِری وطن اصلی ضحاک است همان کوهی که در بندهش در فصل 12 در فقرات 29 و 36 اسپروچ و در شاهنامه اسپروز نامیده شده است
همی رفت آن شاه گیتی فروز
بزدگاه در پیش کوه اسپروز
یونانیها آن را زاگرس خوانده اند
سلسله نسب ضحاک در فصل 31 فقره 6 بندهش این طور مندرج است دهاک پسر خرواسپ پسر زینیگاو پسر ویرفشک پسر تازی پسر فرواک پسر سیامک از طرف مادر دهاک پسر اودی پسر بیک پسر تمبیک پسر اُووخم پسر پاورویسم پسر گذویثو پسر دروگا سکان پسر گناک مینوی (زشت نهاد) باز بندهش در فصل 23 در فقرات 2 و 3 می نویسد که در زمان سلطنت اژی دهاک زن جوانی با یک دیو و مرد حوانی با یک پری بهم پیوستند از اختلاط آنان زنگیهای سیاه پوست بوجود آمدند وقتی که فریدون بسر کار آمد آنها را از ممالک آریایی بیرون نموده بساحل دریا راسند اما پس از استیلای عرب دگر باره بممالک آریائی داخل شدند داستان دست یافتن فریدون به ضحاک و در کوه دماوند او را به زنجیر بستن در کتب پهلوی نیز مندرج است
بندهش در فصل 29 در فقرات 8 و 9 می نویسد " وقتی کمه اژی دهاک زنجیر گسسته آزاد شود آنگاه سام گرشاسب برخاسته او را هلاک کند این اژدهاک را که نیز بیوراسپ می گویند در کوه دماوند زنجیر شده است چه وقتی که فریدون بدو چیره شد نتوانست که او را بکشد" در شایست نه شایست در فصل 20 فقره 18 آمده است که فریدون خواست ضحاک را بکشد اما اهورامزدا به او گفت تو نباید که او را اکنون بکشی زیرا که زمین پر از مخلوقات موزی و مضر خواهد شد
در سنت است که در هزاره هوشیدر ماه دومین موعود مزدیسنا ضحاک از کوه دماوند زنجیز خواد گسست دست تطاول گشود یک ثلث از مردمان و ستوران و گوسفندان و سایر مخلوقات ایزدی را نابودخواهد کرد آنگاهاهورامزدا گرشاسب را از دشت زابلستان برانگیخته آن نابکار را نابود خواهد ساخت
بن مایه
یشت ها ، استاد پور داود _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند