sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 23 آذر ماه ، 1388 21:36:07 موضوع مطلب: مروری بر تاریخ ادبیات کودک در ایر
درود
در تالار "کتاب شناخت" یزدان گرامی نسکی با نام "تاریخ ادبیات کودکان ایران" را شناسانیده ، که پیرامون کودک ، آموزش و پرورش ، داستان های گوناگون و نیز دانستنی های فراوانی است که به دوستان سپارش می کنم ، آن چند نسک پرمایه را بخوانند و بهره ببرند. آنچه در زیر می آید نوشتارسخنرانی خانم حمیرا خدابنده در تاریخ ۳/۵/۱۳۸۷ انجمن مهرورزان گیل است که بی پیوند با سرنام آن نسک نیست . . . _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند yazdan
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 23 آذر ماه ، 1388 21:36:39 موضوع مطلب:
حمیرا خدابنده
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
در انجیل آمده: «شاگردان نزد عیسی مسیح آمده و پرسیدند که کدامیک درملکوت خدا مقام بزرگتری خواهند داشت. عیسا طفل کوچکی را صدا زد و او را به میان شاگردان آورد و گفت تا از گناهان دست نکشید و به سوی خدا باز نگردید و مانند بچههای کوچک، نشوید، هرگز نخواهید توانست وارد ملکوت خدا گردید»(۲۶). اگر میتوان به راحتی با بزرگترها ارتباط برقرار کرد، برقراری ارتباط با کودکان از لحن و گویشی خاص برخوردار میباشد. به قول مولانا:
چون که با کودک سر و کارت فتادپس زبان کودکی باید نهاد
زبان کودکی دارای خصوصیاتی میباشد. کلماتشان ساده و صمیمیست و پیام خاص خود را دارد. کودکان در حدود ۵ تا ۶ ماهگی شروع به تلفظ زنجیرهای از هجاها میکنند. آنان تا قبل از این که کلمهای
را بتوانند بر زبان آورند، با حرکات و اشارات به سوالها پاسخ میگویند. کودک ۶ ماهه تا یک ساله بعد از گفتن اولین کلمه و زمانی که واژگان او به ۵۰ کلمه رسید، شروع به ساختن جملات دو کلمهای میکند. سپس در ۴ و ۵ سالگی میتواند جملات پیچیده و بزرگسالانه را به کار ببرد. طبق مطالعات بدست آمده کودکان قبل از این که بتوانند ده کلمه را بگویند، به طور متوسط قادر هستند ۵۰ کلمه را بفهمند(۲۷). کودکان در طی دوران گذشته هماره دستخوش تغییرات و شرایط زیست محیطی خود بودهاند که جایگاه آنان را گاه به مخاطره میانداخت و گاه در سحر و پیشگویی به تعبیری جبری وا میداشت. کودک در اعصار گذشته بهعنوان عضوی در خانواده از جایگاه و منزلتی برخوردار نبود و تا پیش از بلوغ اگر اندک توجهی به او میشد بدین خاطر بود تا در بزرگسالی در زمرهی افراد مورد نیاز جامعه قرار گیرد. کودک قبل از آمادگی جسمانی در کنج غارها و پناهگاهها مینشست و در کنار سالخوردگان به شرح دلاوری اقوام خود گوش فرا میداد. هر جا مادر بود، کودک نمود مییافت و آموزش او در پرتو آموزش زنان قبیله شکل میگرفت. نسل کشی در اعصار گذشته وجود داشت. «کشتن نوزاد از آن جهت در قبایل بدوی رواج داشت که در مسافرتهای طولانی آنان اسباب زحمت میشدند.»(۲۸)
تفاوت بین فرزندکشی دختر و پسر نیز رایج بود.«معمولاً دختر را بیشتر میکشتند و احیاناً او را تا آن اندازه زجر میدادند تا بمیرد. به این خیال که روح وی چون دوباره بدنیا بیاید در جسد پسری خواهد بود.»(۲۹). در قدیمیترین قانون مدون جهان در بابل «اگر کسی دختری را میکشت به خودش کاری نداشتند، بلکه دخترش را به قتل میرساندند.»(۳۰). مردم آشور نیز با کشتن اسرا فرزندان خود را به تربیت جنگی فرا میخواندند «آنها فرزندان اسیران را در پیش چشم پدرانشان کور میکردند یا برای تماشای مردم در قفس به زنجیر میکشیدند و بقیه را که زنده میماندند به جلادان میسپردند.(۳۱»). دریونان باستان نیز فرزندکشی رایج بود. یکی از شرایط فرزندکشی داشتن فرزند نحیف و لاغر بود. «بنابراین هر پدری که فرزند ضعیف یا ناقص به وجود میآورد درکشتن آن مختار بود»(۳۲)
کودک در ایران
کودکان در ایران باستان به دو گروه آزاد و برده تقسیم میشدند. کودکانی که از تبارهای فراتر بودند و کودکانی که در مرتبهی فروتر قرار داشتند. پیش از دین زرتشت زندگی کودکان بر اساس آنچه کاهنان و جادوگران تعبیر میکردند، تعیین میشد. کاهنان بر این باور بودند که با بدنیا آمدن کودک میتوان سرنوشت او را تا بزرگسالی پیشگویی کرد. زرتشت به مقابله با این اعتقاد پرداخت. اما این رویارویی فقط مختص کودکان فراتر بود و کودکان فروتر در همان شرایط پیشین قرار گرفتند. با وجود تمام این تفاوتها «ایرانیان باستان کودک را گرامی میداشتند و به آموزش او اهمیت میدادند. آنها کودکی را دوران گذار به بزرگسالی میدانستند، به کودک مانند زنان و مردان بزرگ مینگریستند.(۳۳»).
از آنجا که کودکان فراتر خود را بالاتر میدانستند، کودکان فروتر نمیتوانستند به مدارج بالاتر راه یابند. کودکی که از طبقات پایین جامعه بود، هرگز نمیتوانست خود را تغییر دهد و به مرتبهی بالاتری برسد.
کودکانی که به بردگی کشیده میشدند، وضعیت نامطلوبی داشتند. از اسناد بدست آمده درمتنهای ایلامی تخت جمشید، اشاره به کورتاشها شده. «کورتاشها بردگانی بودند که به عنوان کارمند در دستگاه اقتصادی شاهی کار میکردند. آنها بیشتر کودکان بردهای بودند که درجنگها اسیر میشدند.»(۳۴)
موجودیت کودک وابسته به خانواده بود. اگر خانواده برده بود، کودک نیز اسیر میشد. برخی از کودکان به عنوان بردهی خانگی به اشراف و بزرگان داده میشدند. در ایران باستان طبقات فراتر قدرت بسیار داشتند.«هرگاه شاه فرزند کسی را در برابر چشم وی با تیر میزد پدر ناچار در برابر شاه سر فرود میآورد و مهارت او را در تیراندازی ستایش میکرد.»(۳۵)
فرزندان تا ۵ سالگی در نزد مادر آموزش میدیدند و بعد از ۷ سالگی تحت سرپرستی پدر قرار میگرفتند. از این رو، آموزش چون فرایندی پویا و دیر پا در میان ایرانیان باستان وجود داشت. چه از نقوش بجا مانده در غارها و چه زمانی که پدران و مادران دانه افشانی را به فرزندان خود میآموختند. الواح گلی بدست آمده از آن روزگار از جمله یافتههای باستانشناسی شوش مصداق بارزی بر این ادعاست. یکی از اساسیترین پایههای آموزش در ایران قدیم اوستا بود.«نگرش به کودک در ادبیات باستانی ایران، اوستا و آثار اندکی که از آن دوران بدست آمده با هدف آموزش و پرورش او برای آینده و زندگی بزرگسالی استوار بوده است»(۳۶)
کهنترین متن ادبی بجا مانده از دوران باستان درخت آسوریک یا نخل بزویادگار زریران میباشد. درخت آسوریک کهنترین متن ادبی کودکان است که به لهجه پهلوی شمالیست و بسیار مورد توجه زبانشناسان قرار دارد و قدمت آن به ۳ هزار سال پیش از میلاد باز میگردد. گزیدهای از این متن که به نثر پهلوی اشکانی یا گلدانی میباشد را میخوانیم:
«درختی رست استتر، بنش خوشک است، سرش هستتر، ورگش نی ماند، برگش ماند به انگور، شیرینی بار آورد. برای مردمان. آن درخت بلند با بز نبردکرد»(۳۷)
همچنین آثار بدست آمده از تپههای سیلک کاشان و یحیی در کرمان با قدمتی طولانی به عنوان مبدایی در آموزش کودکان از جایگاه خاصی برخوردار بوده است. علاوه بر اوستا در آموزش کودکان، افسانههای حماسی کهن بجا مانده از گاتها و یشتها و اندرزنامهها که نوعی ادبیات رسمی و نوشتاریست مثل اندرزنامهی پهلوی یا رسالهی اندرز آذرپادمهر سپندان و متون اندرزی کلیله و دمنه از آثاریست که برای آموزش کودکان مورد استفاده قرار میگرفت. با چیرگی اعراب، کودکان فرو دست با استعداد نتوانستند از مرزهای طبقاتی بالاتر روند. فرادست هایی که دارای امتیاز بودند و میتوانستند با اعراب کنار بیایند، حفظ میشدند، اما کودکانی که فاقد این شرایط بودند از بین میرفتند. علاوه بر این رخدادهای ناگوار طبیعی، شیرینی آموزش را برای کودکان تلخ میکرد. به عنوان مثال، وضعیت نامطلوب خراسان نمونهای از این تلخیهاست. محمد بن عبدالجبار از نویسندگان و شاعران قرن ۵، مولف کتاب تاریخ عُتبی در سال ۴۰۱ دربارهی وضعیت آن روزگار خراسان مینویسد:
«تنها در نیشابور ۱۰۰ هزار تن از تنگسالی تلف شدند. مردم گیاهان مزارع را میخوردند و استخوانهای کهنه را میجوشاندند. اجساد تازه را از خاک بیرون میآوردند و گوشت آدمی در بازارها خرید و فروش میشد. پدران و مادران فرزندان خود را میخوردند. انسانها را میربودند و بعد از کشتن چربی آنها را میگداختند.»(۳۸)
با نفوذ زبان و ادبیات عرب برخی از دانشمندان ایران کتابهای خود را به زبان عربی نوشتند که این امر آموزش و خوانش منابع را برای کودکان دشوار ساخت. از این رو، دانشمندان ایرانی در قرن هفت و هشت به نگارش کتابهای درسی برای کودکان پرداختند. نخستین کسی که به نگارش کتب درسی پرداخت، ابونصر فراهی بود. شاعری نابینا که در زمان مغول در سیستان زندگی میکرد. فراهی با توجه به حافظهی خوب کودکان و علاقهی آنها به شعر، واژههای عربی را در نصاب الصبیان گردآوری نمود تا کودکان با از بر کردن آن اشعار واژههای عربی و شعر را با هم به خاطر بسپارند. او با آموزش اصول دین نخستین فرهنگنامهی کودک و نوجوان را نوشت.
با حملهی مغول و کشتار کودک ایرانی، این بخش از جامعه آسیب فراوان دید. از دیگر سو، او فقط از خشونت قدرتمندان و ستیزه جویی مغولان آسیب نمیدید، بلکه بلایای طبیعی نیز او را تحت فشار قرار میداد. کسب لذائذ جنسی و بهرهمندی از کودک، یکی دیگر از مشکلات کودکان در این دوران بود. البته سوء استفادهی جنسی از کودک به خاطر مذهب شیعه اندکی فروکش کرد، اما کودکان قربانی تاج و تخت بودند. دوران قاجار به سبب ساخت اجتماعی زمان خود، دوران یکنواختی برای کودکان بود، تغییراتی در زندگی کودک ایجاد شد که رفت و آمد ایرانیان به قفقاز و گسترش شهرنشینی توانست نگاه انتقادی را نسبت به طبقات پایین جامعه ایجاد نماید و ریشهیابی دربارهی مشکلات و دردهای جامعه مورد توجه قرار بگیرد. یکی از عمدهترین مشکلات مورد بحث در این دوران بهداشت کودکان بود که در سطح پایینی قرار داشت و جان کودکان را تهدید میکرد. آبله عمدهترین عامل مرگ و میر محسوب میشد. از این رو میرزا تقی خان امیرکبیر برای جلوگیری از آن، قانون آبله کوبی را تصویب نمود. در این زمان کودکان فرا دست و فرو دست به یکسان آسیب میدیدند. به عنوان نمونه یکی از کودکان فرا دست (احتشامالسلطنه) اوضاع نامطلوب خود را چنین بیان میکند:
«اسم من محمود و چون از ایل قاجار هستم از ابتدا به محمودخان موسوم گردیدم. ۶ ساله بودم که مادرم از مرض قولنج مرحوم شد. زمستان آن سال به غایت سخت شد. سرما و گرسنگی و بی نظمی در جمیع شئون شایع شد. مردم بعد از خوردن سگ و گربه و هر چه خوردنی به قول معروف دندان گیر، ناچار به خوردن اطفال پرداختند. مردم قحطی زده اطفال را میدزدیند و میخوردند.(۳۹»).
کودکان فرودست نیز این بلایا را به نوعی دیگر تحمل میکردند. «ما به چشم خود دیدیم که اطفال قوچانیها را در عشق آباد مثل گوسفند و سایر حیوانات به ترکمانها فروختند و کسی نبود دادرسی نماید.(۴۰»).
جایگاه کودک در زمان مشروطه نیز با گسترش بافت شهری و پیدایش طبقهی متوسط در مقایسه با گذشته اندکی تغییر یافت. اما به سبب پایین بودن سطح بهداشت و گسترش بیماریهای واگیردار، کودکان با خطرات بسیاری روبرو شدند. با چاپ کتاب آموزش بهداشت و کتاب حفظالصحه توسط میرزا سید حسین خان نصر در سال ۱۲۹۰ به موضوع بهداشت و آموزش آن بیشتر توجه شد. با گسترش فن ترجمه کتب آموزشی زیادی وارد ایران گردید. کتاب تربیت اطفال اثر ژیوکس به سفارش حسنعلی خان امیر نظام با ترجمهی محمد طاهر میرزا و تاسیس نخستین آموزشگاه نو برای کودکان آسوری و ارمنی موجبات دگرگونی در زندگی اطفال را ایجاد کرد. نخستین کلاس آمادگی برای کودکان پیش دبستانی در سال ۱۲۳۲ و کودکستان کانانیان در سال ۱۲۴۱ و وارد نمودن اسباب بازیها از روسیه به ایران، موجبات تغییر سنتی جایگاه کودک را ایجاد کرد. سدهی بیستم به عنوان عصر کودکی نامیده شد. حقوق کودک به رسمیت شناخته گردید که این مهم تحول عظیم و شگرفی را در معنای کودکی ایجاد کرد. وقتی در سال ۱۹۴۱ در آمریکا سال اطفال نامیده شد، شیر و خورشید سرخ ایران اقدامات مهمی را برای مبارزه با مرگ و میر کودکان انجام داد. خانم مهرانگیز منوچهریان فعال در گسترش حقوق کودک در ایران و خانم برسابه هوسپیان موسس نخستین کودکستان در تهران به سال ۱۳۱۰ از چهرههای فعال در عرصهی تحقق حقوق کودک در ایران بودند. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 23 آذر ماه ، 1388 21:37:20 موضوع مطلب:
ادبیات کودک
این سوال که ادبیات کودک چیست؟ آیا ادبیات کودک همان ادبیات بزرگسال است و به عنوان شاخهای از آن تعریف میشود، یا خود دارای ساختاری جداست؟ همیشه مورد نظر علاقهمندان بوده. عدهای معتقدند ادبیات کودک شاخهای از ادبیات است که به آن واژهی کودک اضافه شده و عدهای دیگر نیز بر این باورند که ادبیات کودک مستقل بوده و شاخهای از ادبیات بزرگسال نیست و مانند هر رشتهای نیازمند شناسایی ویژگیهای خاص آن میباشد. زیرا این ادبیات خصوصیات و شاکلههای خاص خود را دارد. بنابراین در یک تعریف ساده، ادبیات کودک حاصل تلاش هنرمندانهای است که در قالب کلام و تصویر با زبانی ساده و مناسب و درخور فهم کودک ادا میشود و او را به سوی رشد و تعالی هدایت میکند. در واقع ادبیات کودک به طور غیر مستقیم ارزشهای اجتماعی را به کودک انتقال میدهد.استعدادها و ذوق آنان را شکوفا میسازد و در امر آموزش وپرورش به او کمک میکند تا به بهترینها دستیابد. این ادبیات فعالیتهای تربیتی را در حد مطلوب از طریق آموزش غیر رسمی به کودک میآموزاند. این آموزش غیر رسمی شامل تمام چیزهاییست که کودک با آن رشد میکند، پرورش مییابد و به کمال میرسد. مواردی که کودک از طریق شفاهی میآموزد و با آن بزرگ میشود. به تعریفی دیگر ادبیات کودک به مجموعه آثار و نوشته هایی اتلاق میشود که به وسیلهی نویسندگان متخصص برای مطالعهی آزاد کودکان نوشته شده و در همهی آنها ذوق و سطح رشد و تکامل کودک مورد توجه قرار میگیرد. از آنجا که در این ادبیات علائق، سلائق و خصوصیات شخصیتی کودک در نظر گرفته میشود، میتواند شامل نوشتههایی باشد که توسط کودکان برای کودکان نوشته میشود یا توسط بزرگسالان برای کودکان.
بن مایه و زیر ساخت ادبیات کودک از ادبیات شفاهی گرفته شده. ادبیاتی ساده و شفاف که توسط مادربزرگها و پدربزرگها سینه به سینه نقل میشود و غنیترین بن مایهی فرهنگی هر جامعه را تشکیل میدهد. قصهها، ترانهها، افسانهها، متلها، چیستان، لالایی، لطیفه، بازیهاو…که به عنوان ادبیات شفاهی نامیده میشود، روایتهای شاد و غمباری هستند که در ریختی شفاهی پایههای ادبیات کودک را تشکیل میدهند و با قدمتی چند هزار ساله انتقال فرهنگ را از نسلی به نسل دیگر شامل میشود. ادبیات کودک تبلوری از دنیای شگفتانگیز کودکان است که در آن آرزوهای خود را میجویند و رویای شگفتانگیز خود را باز مییابند. ادبیات شفاهی به دو بخش ادبیات داستانی و غیر داستانی تقسیم میشود. ادبیات داستانی شامل قصهها و افسانههاست و ادبیات غیر داستانی به لالایی، متل، ترانه، چیستان، بازی و…تقسیم میشود. «اگرچه ادبیات کودک در ایران ۱۵۰ سال دیرتر از اروپا شروع شده، اما سابقهی کهنتری نسبت به اروپا دارد»(۴۱).
نخستین و کهنترین سند برای شناخت ادبیات کودک اوستاست. همچنین میتوان از کلیله و دمنهی منظوم، منظومهی آفرین نامه، آثار حماسی قرن ۴ و ۵ هجری که از ادبیات شفاهی پیش از اسلام سرچشمه گرفته مثل کودکی رستم نام برد. در تمام این متون دیدگاه پرورشی وجود دارد که از آن جمله میتوان به فرازی از کیمیای سعادت امام محمد غزالی اشاره کرد: بدان که کودک امانتیست در دست پدر و مادر. دل پاک وی چون گوهری ست نفیس و نقشپذیر. همچنین میتوان به نگرشهای تربیتی مندرج در آثار سعدی و مولانا و دیگر کتب تربیتی از جمله بحرالفوائد که در زمینهی تربیت اولاد گفته: بدان که دل کودک چون مرغ نقشپذیر است ار اصلاح بیند بپذیرد، اگر فساد بیند بپذیرد، اشاره کرد. ادبیات شفاهی زیر ساخت ادبیات کودک است و با آن تعریف میشود که عبارت است از:
۱ - لالایی
از آن به مادر روحانی نغمهها یاد میکنند. لالایی گونهای از ادبیات است که آن را ادبیات موقعیتی مینامند. لالایی علاوه بر احساس آرامش در کودک او را با ساختار زبان مادری خویش نیز آشنا میسازد. با این که کودکان از لالایی سر در نمیآورند اما از موسیقی و شکل شاعرانهی آن لذت میبرند. مضمون اکثر لالاییها در هر زبان و با هر فرهنگ ایجاد احساس آرامش در کودک است. از این که کودک احساس میکند در امان است. در بسیاری از لالاییها نمایشی از در امان بودن کودک اجرا میشود. بعضی از لالاییها سیاسی است مثل لالاییهایی که در وصف میرزا کوچک خان خوانده میشود.و یا لالاییهای مذهبی که جنبهی نوحه سرایی دارد. آنچه در لالایی از اهمیت خاصی برخوردار میباشد، ایجاد عمیقترین ارتباط بین مادر و کودک است. درگذشته مادران برای دورنگاه داشتن کودک از خطرات آنها را در ننو یا گهواره قرار میدادند. ننو یا گهواره محل نگهداری کودک است که در واژه نامهها به واژهی بنگره اشاره شده که هم معنی لالاییست. ناصر خسرو در بارهی این واژه میگوید:
تو خفتهای خوش ای پسر و چرخ روز و شبهمواره میکنند به بالینت بنگره
ریشهی این واژه از ونگ یعنی آواز یا گریه است و بنگر یعنی بانگ بندیا ناله خاموش کن. لالاییها نخستین نغمههای زبانی هستند که کودک با آن آشنا میشود و نخستین پیوند زبانی مادر با نوزاد، با آن شکل میگیرد. درون مایهی لالاییها از دنیای ذهنی مادران سرچشمه گرفته و نابترین گونهی ادبیات زنانه است که آرزوهای مادران را نسبت به فرزندانشان بازگو میکند. نمونهای از لالایی: آلالالا گل زیره، بابات رفته زنی گیره، کنیز تو سیا باشه، سراندر پاش طلا باشه.
۲ - ترانه
گونهای از ادبیات کودک است که پیش درآمدی بر شعر امروز میباشد. ترانه همیشه در میان کودکان رایج بوده و از دیرباز، حتا درگاتاها، نمونهای از ترانه آمده: و هوخشتر وریم، باغم ابی بربستم، که از نظر وزن شباهت بسیاری به این ترانهی قدیمی دارد: هاجستم و واجستم، تو حوض نقره جستم.
ترانه به چند دسته تقسیم میشود:
- ترانه بازی: عمو زنجیر باف، بعله، زنجیر منو بافتی، بعله
- ترانه نیایش: خورشید خانم آفتو کن، یه من برنج تو آو کن. که شاملو این ترانه را در شعر پریا آورده: «خورشید خانوم آفتاب کرد، کلی برنج تو آب کرد».(۴۲)
- ترانهی مناسبتی: نوروز و سال بادا مبارک، عید هر سال بادا مبارک.
- ترانهی نوازشی: که برای نوازش کردن کودکان به کار میرود: دس دسی باباش میاد، صدای کفش پاش میاد.
- ترانه کار: که اغلب پای دار قالی یا کارگاهها خوانده میشود
- ترانه آموزش: که هدف آن آموزش است، مثل این ترانه که آموزش اعداد را در بر دارد. بیا یک بیا یک بیا یک یاری دارم. بیا دو بیا دو بیا دوستش میدارمو…»(۴۳)
۳ - متل
متل از گونههای رایج ادبیات کودک است. متلک هم از همین واژه گرفته شده. متل از افسانه کوتاهتر است و شخصیتپردازی و درون مایهی کمتری دارد. بکار گرفتن موجودات و پدیدههای آشنای کودک و ادغام آن با وزن و آهنگ روان باعث شده که در تاریخ ادبیات کودک ماندگارتر باشد. از رایجترین متلها دویدم ودویدم سر کوهی رسیدم و…میباشد. آقای رحیم چراغی درکتاب متلهای گیلان چند نمونه از متلهای گیلانی را نوشته است. او درمقدمهی کتاب خود میگوید:«بچههای خوب سلام. بزرگترها به چنین شعرها و قصه هایی که برای شما مینویسم، متل میگویند. متل شعر و قصهایست که پدران و مادران شما با آن بزرگ شدهاند.»(۴۴)
نمونهای از آن چنین است:
ادرا واکون باد بایه، اودرا واکون بادبایه، انارشاوار بایه
۴ - چیستان
گونهای دیگر از ادبیات کودک است که با هدف هوش آزمایی ادبیات و بازی ذهنی انجام میگیرد. در اوستا به آن یوشت فریان میگویند که نشانگر دیرینگی آن میباشد. یوشت که از خدایان فریان بود، از آناهیتا ایزد بانوی آبها خواست که بر اخت پیروز گرددو به ۹۹ پرسش دشوار و دشمنانهی او پاسخ گوید. آناهیتا آرزوی او را برآورده کرد. این سوالات از نخستین چیستانها میباشد. چیستانها گاهی به صورت ترانه خوانده میشود. مانند: بلند بالا که بالایش حریره، لبش سلطان و دندانش وزیره، اگر بر سر زند تاج مرصع، مکان و منزلش زیر زمینه.
۵ - لطیفه
از کوتاهترین گونههای ادبیست که زیر گروه طنز قرار میگیرد و هدف آن ایجاد نشاط و سرگرمیست. در ادبیات لطیفه بهلول و ملانصرالدین از جالبترین شخصیتها میباشند.
۶ - افسانه
«ابن ندیم میگوید اولین کسانی که افسانه را گرد آوری میکردند و بخشی از آن را با زبان جانوران روایت و کتاب کردند و در گنجینههای خود نگاه داشتند، ایرانیان نخستین بودند.»(۴۵)
افسانهها در ادبیات کودک نقش مهمی دارند. کودکان همیشه از شنیدن آن لذت میبرند. قدمت افسانهها کمتر از قصه نیست. افسانههای حماسی کهن گرفته شده از گاتاها و یشتها خاستگاه اصلی و اولیهی افسانههای حماسی ایران است. افسانهها انواع مختلفی دارند، مانند افسانهی پیدایش مواد (پیدایش آتش)، افسانهی حماسی (حسین کرد شبستری)، افسانهی مناسبتی (بابانوروز)، افسانهی اساطیری (آرش کمانگیر)، افسانهی حماسی تاریخی (کچل کفتر باز)، افسانهی جانوری مثل بز زنگوله پا که به روایتهای گوناگون در ایران بیان میشود و در کشورهای دیگر نیز رواج دارد. مردم تاجیکستان بزغالهها را الول، بلول و خشت سر تنور مینامند. در افغانستان النگ و بلنگ و گلوله سنگ و در ارمنستان زانگلو و پانگلو مینامند. از دیگر افسانهها میتوان به افسانهی زنجیرهای که مجموعهای از رفتارهای به هم وابسته است(پنبه دانه)، افسانهی تکرارپذیر(مهمانهای ناخوانده)، افسانهی معیشتی، افسانهی رقابتی که ازدواج و مراحل سخت آن را بیان میکند، اشاره کرد. ساختار اصلی داستانها با خیر و شر و خوبی و بدی همراه است و در میان عبارتهای آغازی و پایانی قرار دارد تا کودک جدایی دنیای خیالی افسانه را با محیط پیرامون خود دریابد. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 23 آذر ماه ، 1388 21:37:48 موضوع مطلب:
7 - شعر
شعر نخستین آثار ادبیات نو کودکان میباشد که از دل ترانههای عامیانه به وجود آمده است. اگر بزرگترها از درونههای شعر لذت میبرند، کودکان از بیرونههای شعر احساس لذت میکنند. کودک از ابتدا با شعر آشناست. از کلمات آهنگین و ریتمهای صوتی و حرکتی لذت میبرد. وقتی چیزی را بر چیز دیگر میکوبد، از صدای آن احساس خوشایندی میکند. کودک سخن گفتن را نیز در مسیر ریتمهای صوتی دنبال میکند. قاقا(غذا)، تی تیش (لباس)، جوجو(پرنده) و…نوعی قاموس موزیکیست که به قاموس کلامی تبدیل شده. کودک معانی را با موسیقی فهم میکند. از این رو بعضی از اشعار مهمل را به خاطر ریتم شاد آن میپسندد. تخیل سرچشمهی شعر است و کودکان را تخیل بی شمار. ترکهای را بر میدارد. بر آن سوار میشود به خیال این که اسبیست، با آن میتازد. شعر کودک ابتدا جنبهی آموزشی داشت و کودکان مجبور بودند با امر و نهیهای اخلاقی آن را به عنوان تکلیفی عرق ریز بیاموزند. با ورود شعر در میان کتب درسی، کسانی مانند ایرج میرزا، بهار، پروین، و یحیی دولتآبادی توانستند شعرهایی را که هر چند ساده نبود، در دنیای کودکان وارد کنند.
باز شد دیدگان من از خواببه به از آفتاب عالمتاب(۴۶)
کم کم شاعران، شعر را در کتابهای غیر درسی وارد نمودند که به ۳ دسته تقسیم شدند:
کسانی که سرودههای ادبیات باستان را به رشتهی تحریر در آوردند مانند مهدخت دولت آبادی با شعر جمجمک برگ خزون، مادرم زینب خاتون. دسته دوم کسانی بودند که از تاریخ گذشته اشعاری را ساختند مانند قصهی طوطی از محمود مشرف تهرانی و دستهی سوم کسانی بودند که برای آگاهیهای بازرگانی در قالبهای مبتذل شعر سرودند مثل سلام سلام آی بچهها، من یام یامم دوست شما.
شعر کودک دارای عناصریست که با شعر بزرگسال تفاوت دارد. در شعر کودک با وزن و ریتم، خیال، رعایت قوافی روان و مناسب، تفویف یا هم مفهوم بودن که باعث خوش لفظی شود، تکریر، تجنیس و ترصیع توجه میشود. تسلط و چیرگی وزن بر خیال بیشتر است. شعر کودک طولانی نیست زیرا اطوال شعر، ذهن و احساس او را آشفته میکند، آموزش، مستقیم نیست. کلمات عامیانه وجود ندارد. تصویرسازیها دور از ذهن کودک نیست. حس زیبا شناختی درکودک با شعر تقویت میشود. رشد روانی و شخصیتی او افزایش مییابد. تخیل او تحریک میشود. در کتاب باغ آبی اثر آقای حسین فرخ مهر چهرههای شعر کودک از ابتدا معرفی شدهاند. بهار، صبا، ایرج میرزا، پروین، علی اکبر صابر و از چهرههای معاصر محمود کیانوش، شاملو، بیوک ملکی، رحماندوست و…کسانی هستند که در زمینهی شعر کودک کار کردند. این شعر از منوچهر نیستانیست که کودکانه سروده شده: روزی بود روزگاری بود، تو بیابون خدا، نخودی از نخودا و…
۸ - قصه و قصهگویی
قصه و قصهگویی به گذشتههای دور بر میگردد. به زمانی که انسان اولیه در کنج غار مینشست، آتش بر میافروخت و با نقوشی پرمعنا، با اشاره قصه میآفرید. قصه و قصه گویی از دیرباز در زندگی بشر دارای اهمیت بوده لذا آن را کهنترین هنرها مینامند. قصه عمری دراز به درازای کلام و کلمه دارد. «شنوندهی اولیهی قصه آدمی بوده ژولیده موی که خسته و کوفته بعد از مبارزه با ماموتها و کرگدنهای پشمالو در کنار آتش نشسته و چرت زنان به قصه گوش فرا میداد.»(۴۷)
قصهها میراث جامعه است که با بن مایههای فرهنگی آیینهی تمام نمای زندگی انسانهاست.«انسان دوستدار آموختن است و گوش دادن به قصه نشانهی اشتیاق او به آموختن.»(۴۸). وجود انسان آن گونه با قصه ممزوج بوده که به قول ایساک داینسن «انسان به آب»(۴۹).
ارزش قصه و قصهگویی و جذابیت آن برای کودکان تا بدانجاست که هنوز هم از علاقهی انسان به قصه کم نشده است. از قصه و قصه گویی به عنوان آفرینش دو سویه یاد میکنند زیرا موجبات بروز و ظهور خلاقیت را در قصهگو و قصه شنو ایجاد میکند. قصه و قصهگویی مهارتهای کلامی را در کودک تقویت نموده و میان رشد حرکتی و توانش زبانی او ارتباط برقرار میکند. از دیرباز در متون مصری، چینی، سومری و سانسکریت، کتاب مقدس و…قصههای فراوانی وجود داشت که برای گسترش و تبلیغ عقاید ادیان به کار میرفت. قصه گویی به انواع مختلفی چون نقالی، مذهبی، تماشاخانهای، کتابخانهای، مدرسهای و تفریحی تقسیم میشود. همچنین اهداف قصه و قصه گویی عبارت است از:
- اهداف آموزشی که باعث آموزش زیباشناختی، گسترش خلاقیت، آموزش ادبیات، آموزش مهارتها و آموزش علوم اجتماعی در کودک میشود.
- اهداف تربیتی که به ارائهی الگوی تربیتی، پرورش ارزشهای اخلاقی، ارضای نیازهای روانی، آشنایی با مسائل زندگی میپردازد.
- اهداف پرورشی
- و اهداف سرگرم کنندگی
قصه گویان باستان و روایتگران در گسترهی فرهنگ شفاهی به صورت حرفهای و غیر حرفهای به قصه میپرداختند و از این راه زندگی میکردند. در ایران کهن به کسانی که قصهگویی میکردند، گوسان میگفتند. مثل بهروز در دربار خسرو پرویز و آزادسرو سیستانی در شاهنامه. شمار نابینایان در میان گوسانها بیشتر بود و کودکان به شوق شنیدن به دنبال آنان در کوچه و بازار میدویدند. استرابو تاریخ نگار یونانی میگوید: پارسیان کار قصهگویی و خنیاگری را با هم در میآمیختند.
بسیاری از قصههای عامیانه را زنان روایت میکردند. یکی از پیرزنان قصه گو که الول ساتن انگلیسی شیفتهی قصههای او شده و آنها را جمع آوری نموده است، خانم مشدی گلین خانم میباشد که در زمان جنگ جهانی دوم ۷۰ سال داشت. شمار قصههای او را ۱۰۰۰ متن نوشتند. او حافظهای بسیار قوی داشت و میتوانست سراسر سال قصه بگوید، بدون این که قصههایش تکراری باشد.
از پیشگامان قصه گویی که آغازگر قصه و قصه گویی در رادیو بود، از فضل ا…صبحی مهتدی میتوان نام برد. پیش از صبحی، صادق هدایت و کوهی کرمانی به گردآوری قصهها پرداختند. فضل ا…مهتدی در آبان سال ۱۳۴۱ به علت سرطان فک در گذشت. آخرین پیام او که از رادیو برای بچهها پخش شد، حزن و اندوهی سخت را در میان شنوندگان ایجاد کرد. حمید عاملی نیز از پیشکسوتان قصهگوییست که در سال ۱۳۷۶ دار فانی را وداع گفت.
۹ - ترجمه در ادبیات کودک
ایرانیان از نخستین کسانی بودند که ترجمه را از زبانهای دیگر یاد گرفتند. زمانی که قصه گویان از سرزمینی به سرزمین دیگر میرفتند و به زبانهای ملل دیگر سخن میگفتند. ترجمهی متون ادبی در ایران به دو دوره تقسیم شد«دورهی اول مربوط به دوران نخست بود زمانی که آثار مزدیسنایی و اوستایی و آثاری که از فرهنگ هند، چینی و یونانی بود، به زبان پهلوی ترجمه شد. دورهی دوم مربوط به پس از اسلام میباشد که افسانههای ایرانی که به زبانهای هندی و یونانی به عربی برگردانده شده بود، مجدداً به زبان فارسی ترجمه شد.»(۵۰)
نخستین آثار ترجمه شدهی ادبیات کودک در ایران ترجمهی حکایتهای ازوپ و لافونتن بود. اول بار در زمان مشروطیت آثار ژول ورن برای کودکان ترجمه شد. در زمینهی متون خارجی نیز محمد مهدی واصف در سال ۱۲۲۵، حکایت هایی را ترجمه کرد و به نام حکایت دلپسند گردآوری نمود. بعدها در روزنامهها نیز فن ترجمه راه پیدا کرد. رابینسون کروزئه توسط اعتمادالسلطنه با نام اخبار کشتی یا شرح حال روبن سون در سال ۱۲۵۰ به خواست ناصرالدین شاه در روزنامهی مرات السفر چاپ شد. میرزا علی خان امینالدوله از دیگر مترجمانی بود که خرنامه یا سرگذشت یک خر را به نام حماریه از عربی به فارسی برگرداند. دورهی ۲۰ سالهی ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ دورهی رشد ترجمه در ایران بود. اردشیر نیک پور، علینقی وزیری از نخستین مترجمانی بود که آثاری را برای نشر کتب کودکان و نوجوانان نوشتند. در میان ناشران نیز انتشارات فرانکلین و بنگاه ترجمه و نشر کتاب گامهای بلندی را در زمینهی ترجمهی کتب کودک برداشت. سیروس طاهباز، سیمین امیر ابراهیمی، حسین ابراهیمی (الوند)، پونه اسلامی و…از مترجمان کتب کودک و نوجوان میباشند.
۱۰ - تصویرگری کتاب کودک
آثار منقوش بر دیوار غارها(منطقهی کوهدشت لرستان) نشان دهندهی کهنترین آثار تصویری آن زمان است. سابقهی تصویرگری در ایران به ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بر میگردد. اوستا اولین اثر ادبی بود که برای آراستن و زیبا جلوه دادن، حروف آن را با آب طلا مینوشتند و با گوهرهایی آن را تزیین میکردند. با تسلط اعراب بسیاری از نگارههای باستانی از بین رفت. اعراب نوشتههای تاریخی و آثار فرهنگی پیش از اسلام را سوزاندند. اما با تمام بلایا، هنر نگارگری هیچ گاه از بین نرفت. یکی از کهنترین کتب مصور ایرانی پس از اسلام کتاب تاریخ مصور مربوط به قرن چهارم میباشد. توجهی تصویرگران به سمت شاهنامه باعث ارتقای این هنر شد. با عصر صفوی و داغ شدن بازار نقالی، پردهخوانی و تعزیه این هنر بیشتر توسیع یافت و تصاویر پردهای به اوج رسید که محمد مدبر و حسین آقاسی جزء تصویرگران این دوره بودند. نخستین تصویرهایی که قبل از صنعت چاپ در مکتبخانهها به دست شاگردان افتاد جزء اولین کتابهای کودک به حساب میآید.«این تصویرها قالبهای چوبی دستی بود که بر روی کاغذ چاپ میشد و مکتب داران به هنگام عید به کودکان هدیه میدادند. به همین سبب به تصویرها عیدیسازی میگفتند.»(۵۱)
محسن تاج بخش، محمد تقی خوانساری، سید عرب، محمد نقاش اصفهانی، میرزا مصورالملک از پایه گذاران تصویرگری در ایران بودند. همچنین رضا شهابی، یحیی دولتشاهی در سال ۱۳۳۳ و لیلی تقیپورمیلانی که از سال ۱۳۲۴ تصویرگری را با کتاب بادکنک و عروس کوه شروع کرد به عنوان نخستین تصویرگران کودک نامیده شدند. زنده یاد خانم ژانت میخایلی از دیگر تصویرگران کودک محسوب میشد. محمد علی بنی اسدی، زهره پریرخ، پرویز محلاتی، علی خدایی،، امیر نساجی و…تصویرگران کتب کودک و نوجوان میباشند.
۱۱ - نشریه
یکی دیگر از قوالب ادبیات کودک نشریه میباشد. نشریه از دیرباز وجود داشت. به عنوان نمونه مجله الادب به سرپرستی محمود وفادار که از سال ۱۲۹۶ کار خود را آغاز کرد و داستان و شعر را در صفحات خود برای کودکان چاپ نمود. همچنین ادب در سال ۱۲۹۸ به سردبیری یحیی دانش، علم و تربیت به مدیریت میرزا حسین خان پرتو در شیراز، از مجلات آن روزگار بود که با درج این عنوان که برای اطفال است در اختیار کودکان قرار میگرفت. در واقع اختصاص نشریه برای کودکان که در بردارندهی سطح ذوق و استعداد آنان بود از دوران مشروطه آغاز گشت. نشریههای سازمانی کودکان و نوجوانان شامل نشریهی پیش آهنگی ایران در سال ۱۳۰۶ به مدیریت احمد امینزاده موسس سامانهی پیشاهنگی در ایران، نشریه جوانان شیر و خورشید سرخ ایران با مدیریت فریدون صدری و عباس یمینی شریف در سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۵ از نمونه نشریات کودک و نوجوان بود. همچنین میتوان از ترقی و صبا، راهنمای زندگی، مجلهی سپید و سیاه به صاحب امتیازی علی بهزادی متولد ۱۳۰۴ در رشت، تهران مصور، سپیدهی فردا نام برد. نشریه نونهالان به سال ۱۳۲۲، نور دانش در سال ۱۳۳۱ از نشریات آن زمان بود. یکی از مهمترین نشریاتی که تا امروز نیز در میان کودکان از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار میباشد، کیهان بچههاست. موسسهی کیهان که از سال ۱۳۳۵ با پیشنهاد جعفر بدیعی به انتشار نشریهی کودک و نوجوان پرداخت، در روز ۵ شنبه ۶ دی ماه سال ۱۳۳۵ با عنوان کیهان بچهها رسماً کار خود را شروع کرد و تا امروز مورد علاقهی کودکان و نوجوانان میباشد. همچنین اطلاعات کودکان و نغمهی کودک نخستین نشریهای بود که برای مخاطبین کودکستانی و سالهای اول دبستان در سال ۱۳۳۷ با مدیریت اختر پورشیرازی منتشر شد.
امروزه نشریات گوناگونی برای کودک و نوجوان چاپ میشود و همه ساله با برپایی جشنوارهی ویژه مطبوعات کودک و نوجوان از تلاش آنها تقدیر میگردد. سلام بچهها، سروش کودک، پوپک، شاپرک، دوست، دوچرخه و…از نشریات و مجلات کودک و نوجوان میباشند.
۱۲ - ادبیات نمایشی
بخش گستردهای از ادبیات کودک، ادبیات نمایشیست که با ادبیات آیینی و باستانی ممزوج شده است. ادبیات نمایشی در قالب ترانه بازیهای نمایشی و نمایشهای سنتی برای کودکان و نوجوانان قابلیت اجرا دارد. به عنوان نمونه در ترانه بازیها میتوان به این بازی شیرین کودکانه اشاره کرد.
گرگم و گله میبرمچوپون دارم، نمیذارم
نمایشهای سنتی نیز شامل ترانههایی است که در آیینهای نوروزی و باستانی اجرا میشود.
جذابترین نوع ادبیات نمایشی، نمایش عروسکیست و این ویژگی باعث شده که بعضی از ترانههای کودکان از مایههای نمایش عروسکی استخراج شود. کم کم ادبیات نمایشی از بافت سنتی خارج و به تقلید از اروپا اجرا شد. نمایشنامهی اروپایی میرزا فتحعلی آخوندزاده در سال ۱۲۳۹ نمونهای از این نوع نمایشها بود. بعدها آموزشگاههایی برای اجرای نمایش کودک و نوجوان به وجود آمد که انجمن دوستداران تئاتر و گروههای نمایشی نمونهای از آن است. در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۰ ادبیات نمایشی با آموزش و پرورش ادغام شد و توانست در این زمینه گامهای مثبتی را در ارتقای سواد و دانش در کودک و نوجوان بردارد. جبار باغچهبان و محمد جعفر شیرازی از جمله کسانی بودند که در این خصوص از جایگاه ویژهای برخوردار بودند. امروزه با افتتاح جشنوارهی نمایش عروسکی و نمایش خلاق با حضور کودکان و نوجوانان توانمندی و استعدادهای نهفته در آنان مورد دقت و توجه قرار میگیرد.
ویژگی ادبیات کودک
ادبیات کودک دارای ویژگیهای خاص خود میباشد که بخشی از آن عبارت است از:
- متن گفتاری و نوشتاری آن ساده و صمیمیست.
- شامل موضوعات مورد علاقهی کودکان میباشد.
- موضوعات مندرج در قوالب ادبیات کودک قابل فهم میباشد و مرتبط با میزان درک تجربی آنهاست.
- مطالب آن کوتاهست و از اطوال مبراست.
- مطالب این نوع ادبیات باعث یاس و بدبینی در کودک نمیشود.
- موضوعات مطرح شده در ادبیات کودک به رشد شخصیتی او کمک میکند.
- این نوع ادبیات برای سنین مختلف کودک و نوجوان مطلب دارد.
- دایرهی شمول آن مختص تمام کودکان است. حتا کودکان نابینا و ناشنوا که با استفاده از کتاب گویا خدمات ارزندهای را برای کودکانی که از معلولیت جسمی رنج میبرند، انجام میدهد.
- لذت درک صحیح و درست محیط پیرامون را برای کودکان مهیا میسازد.