کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 2 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - خدا و خدایان در باور های مردم

خدا و خدایان در باور های مردم
رفتن به صفحه 1, 2, 3  بعدي
 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دین، عرفان و فلسفه -> آیین میترایی( مهری )

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


farahvashi
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
5 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 76
امتياز: 163
تشکر کرده: 41
تشکر شده 34 بار در 27 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 19 آذر ماه ، 1388 23:09:55    موضوع مطلب: خدا و خدایان در باور های مردم پاسخ همراه با اعلان

خدا و خدایان در باور های مردم

در این مجموعه جستار ها میخواهم خدا و خدایان رو در باور های مردم ها و فرهنگ های گوناگون مورد بررسی قرار دهم.ترتیب نوشتار هایم اینگونه خواهد بود: 1.خدا و خدایان در باور یونان و روم باستان. 2.خدا و خدایان در باور مصر باستان. 3.خدا در باور آئین های سامی. 4.خدا در باور کیش زرتشت. 5.سنجش و نتیجه گیری(البته بهتر است از حالا بگم که بخش 3 و 5 رو به شوند هایی نمیتونم در این تارنما بگذارم)
نخست بهتر است خدایان و خدای خدایان یونان (زئوس) و روم(ژوپیتر) را بررسی کنیم:

یونانیان و به تبع آن رومیان باستان بر این باور بودند که در آغاز تنها فضایی میان تهی وجود داشت که تخم و اجزای اولیه تمام چیز ها به سان توده ای بی شکل در آن سرگردان بودند.این فضای میان تهی خائوس نام داشت.دیر زمانی گذشت تا از این خائوس دو کودک زاده شدند.یکی شب و دیگری اربوس که این هستی دوم , ژرفای تاریکی و بی جنبشی ست که مردگان در آن به سر میبرند.هر دو تاریک و بی کران بیودند.
روزگارانی دراز گذشت و آنگاه از تاریکی دهشناک شب و اربوس , اروس , یا همان عشق پدید آمد.وی با سوراخ کردن تاریکی روشنایی را به وجود آورد و از رهگذر این نفوذ در آن فضای میان تهی نظم به پیدایی آمد.عناصر سنگین تر اندک اندک فرو نشستند و زمین را تشکیل دادند.و اجزای سبک تر بالا آمدند و آسمان را ساختند.زمین دارای شخصیتی به نام گایا , مادر زمین , و آسمان هم شخصیتی به نام اورانوس , پدر آسمان , را یافت

از آن دو فرزندان بسیاری هستی یافتند اما اینان با تمام موجوداتی که میشناسیم کاملا متفاوت بودند.سه تخم نخست هیولاهای وحشتناکی شدند که هر کدام پنجاه سر و یکصد سر داشت.نام این سه کاتوس گیاس و بریارئوس بود.آنگاه سه موجود غول پیکر و نیرومند آمدند که هر کدام تنها یک چشم در وسط پیشانی داشتند.اینها را سیکلوپ نامیدند.
سرانجام گایا و اورانوس 12 تیتان را به وجود آوردند که بسیار شبیه آدمیان , ولی بی اندازه بزرگتر و قوی تر از آنان بودند.اوکئانوس تتوس هوپریون تئا رئا(مادر بزرگ شد) و سر انجام کرنوس(ساتورن رومیان)جوان ترین و قوی ترین همه ی آنها گردید.
گایا فزرندانش را هر قدر هم که زشت بودند دوست داشت اما اورانوس از آنها به ویژه از آن 6 هیولای زشت نفرت داشت.از این رو سر انجام روزی آنها را در بر گرفت و در مکانی تاریک در زیر زمین برد.گایا از این کار او برآشفت و با همدستی کرونوس و دیگر تیتان ها شورشی عیله اورانوس به راه انداخت.در این نبرد کرونوس پدر را زخم زد و قطره هایی از خون او فرو ریخت.از قطره های فروچکیده در دریا آفرودیته(ونوس رومی), ایزد بانوی عشق , زاده شد و از آنها که بر خشکی ریخ دو گونه ترسناک پدید آمد : یکی گیانت ها و دیگری فوری ها
اورانوس خون آلود سرانجام شکست خورد و کرونوس او را در نقطه ای تاریک و ناشناخته از تارتاروس , زیر زمین , به بند کشید و خود فرمان روای آسمان سد و همتای تیتانیش , رئا را به همسری گرفت.کرونوس میترسید مبادا فرزندانش نیز همچون او که بر علیه اورانوش شوریده بود بر وی بشورند.از این رو هر فرزندی که به دنیا می آمد او را میبلعید و در اعماق پیکر غول آسای خویش می انباشت.این کار بعد از 5 بار نارضایتی و خشم رئا را برانگیخت . وی بر آن شد که به این عمل شوهر خود پایان دهد.رئا چون ششمین فرزندش یعنی زئوس(ژوپیتر رومی)را به دنیا آورد فرزند را در غاری در جزیره ی کرت پنهان کرد و سنگ بزرگی را در قنداقی پیچید و جای زئوس به کرونوس کودن داد تا ببلعد.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از farahvashi تشکر کرده اند sharifi, Souren


sharifi
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 654
امتياز: 1511
تشکر کرده: 180
تشکر شده 261 بار در 185 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 19 آذر ماه ، 1388 23:31:19    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود
سپاس از برای آغازیدن این جستار. پرسشی دارم و آن اینکه آیا شما از گفت-آورد و یا نوشتاری ویژه بهره می برید ، بدین چم که همه ی آن بخش ها نبشته شده است که شما بنا بر شوندهایی نمی توانید بخش هایی از آن را بیاورید؟ اگر این-گونه است آن بخش ها را کاربران دیگر (از زبان خودشان) خواهند آورد. پرسش دیگرم نیز این است که آیا دیگر هم-وندان هم می توانند از دانسته هاشان بر این جستار بیافزایند یا اینکه شما می خواهید نخست به تنهایی پی-گیرش باشید و پس از پایان ، با دوستان آن-را بکاوید؟
با سپاس

_________________
به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب


farahvashi
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
5 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 76
امتياز: 163
تشکر کرده: 41
تشکر شده 34 بار در 27 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 00:08:11    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درور به شریفی عزیز.
شوند اینکه نمیتوانم بخش 3 و 5 رو اینجا بنویسم این ست که ممکن است اینگونه قوانین تارنما را زیر پا بگذارم
ولی دوستان آزاد هستند که از دانسته های خود به این نوشتار بیفزایند.من به گونه ای جدا گانه مینویسم

_________________
نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب


farahvashi
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
5 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 76
امتياز: 163
تشکر کرده: 41
تشکر شده 34 بار در 27 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 00:10:24    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

زئوس همچنان که بزرگ میشد در مورد سرنوشت خواهران و برادرانش چیزهایی آموخت و در اندیشه ی چاره بود.سر انجام به اتفاق مادر بزرگش , گایا , نهانی علیه پدر توطئه کرد و داروی تهوع آور به او خوراند.کرونوس بی درنگ شروع به بالا آوردن هر آنچه بلعیده بود کرد.ابتدا سنگ بزرگ سیاهی بالا آورد و بعد از آن 5 فرزندش که دیگر مانند زئوس بزرگ شده بودند به نام های هیستا(وستا رومی),دمتر(سرس رومی),هرا(یونو رومی),هادس(پلوتو رومی),پسیدون(نپتون رومی).
زئوس و 5 برادر و خواهرش بی درنگ با هم متحد شدند و به جنگ علیه کرونوس و دیگر تیتان ها پرداختند اما با گذاشت 10 سال از آغاز جنگ هیچ کدام از دو طرف پیروز نشدند.پس از آن یکی از تیتان به نام پرومتئوس , به چم پیش اندیش , به کرونوس توصیه کرد که برادران هیولایش را از تارتاروس آزاد کند تا به کمک آنها بر حریف خود پیروز شوند اما کرونوس کودن این توصیه را گوش نداد.پس پرومتئوس همراه برادرش اپیمتئوس , به چم پس اندیش , نزد زئوس رفت و این پیشنهاد را به وی داد.زئوش این توصیه را گوش داد و هیولا ها را آزاد کرد.سیکلوپ ها که نام هایشان تندر برق و آذرخش بود چنان شاد شدند که هر کدام زئوس را هدیه ای داند که این هدایا به ترتیب تندر برق و آذرخش بود.جنگ با کین خواهی هولناکی در گرفت و سر انجام پس از سوختن جنگل ها و بخار شدن رودها زئوس و سپاهیانش به پیروزی رسیدند.آنها همه ی تیتان ها و کرونوس را در تارتاروس به بند کشیدند اما پرومئوس و اپیمتئوس که زئوس را یاری داده بودند آزاد ماندند.آنگاه زئوس و یارانش زمین را میان خود تقسیم کردند و هر کدام وظیفه و قدرتی را بر عهده گرفتند.زئوس هرا را به همسری برگزید.زئوس اگرچه بیشتر برای دادگری و نیروی شگفش زبان زد بود اما شرارت هایی هم داشت.وی بسیاز زنباره بود و در موقعیت های بسیاری با چهره ی مبدل به زمین آمد و مسائل عشقی داشت و هر بار که هرا او را میافت با کیفر دادن زنان طرف زئوس از وی انتقام میکشید
تا این زمان هنوز آدمیان آفریده نشده بودند.یونانیان در باب آفرینش دو روایت داشتند:
به موجب یکی از آنها خدایان چند نزاد بشری را خلق کردند که هر نزاد از نزاد قبلی تحسین بر انگز تر بود."مکس هرتسبرگ" پژوهشگر مطالعات عصر کلاسیک چنین می آورد:
"در این عصر زندگانی همیشه بهار بود.خاک چنان بار یداد که به کار چندانی نیاز نبود.مردمان خوب و شاد بودند و پیری دیر به سراغشان می آمد.آنها پیوسته در هوای آزاد به سر میبردند و نه جنگ را میشناختند و نه فقر را . آنگاه عصر سیمین فرا رسید که زئوس در آن فصل ها را آفرید و موجب تلاش و زحمت شد.گرسنگی و سرما غالب گردید و مردم ناچار از ساختن خانه شدند.انسان این عصر از خود دلیری نشان داد اما اغلب مغرور بود و فراموش میکرد که احترام خدایان رو به جای آورد.از پی عصر سیمین عصر مفرغین آمد که در آن آدمیان به کار گیری جنگ افزار ها را آموختند و به ستیز با یکدیگر پرداختند.آخرین عصر یعنی عصر آهن دوران جنایت و بدنامی و زمانی بود که هدایای خدایان را نا بجا به کار گرفتند و بشریت یکسره در ورطه ی تباهی افتاد.یونانیان کلاسیک اعتقاد داشتند که در عصر آهن به یر میبرند و گذشت نسل ها همواره پسرانی فرومایه تر از پدران را پدید می آورد."
اما محبوب ترین داستان آفرینش مردمان مربوط به پرومتئوس و اپیمتئوس تیتان بود.زئوس به پرومتئوس خردمند و برادرش تکلیف کرد که نژاد های مختلف مردمی و جانوری را پدید بیاوردند.اما اپیمتئوس حواس پرت بی فکری کرد و اغلب برگزیده ترین خصائل جسمانی از جمله تیزپایی قدرت پشم و مو بال صدف و پوسته ی محافظ و ... را به جانوران داد به طوری که وقتی نوبت به انسان رسید چندان چیزی نمانده بود که برای بقا در این جهان خصم به کارش آید.
پرومتئوس سخت کوشید تا راهی برای جبران اشتباه برادرش پیدا کند.نخست آدمیانی از گل ساخت و به عنوان هدیه ای خاص و برای جدا ساختن این آفریدگان گلی از جانوران آنان را قالب و صورت خدایان مینوی بخشید.اما هنوز بسنده نمی نمود.او دریافت که زندگی این موجودات میرا و بینوا بسی بهتر خواهد بود تنها اگر آتش داشتند.پس این مسئله را با زئوس در میان گذاشت و زئوس بلافاصله گفت: هرگز! این موجودات ارزش شراره های الهی آتش را نمیدانند و نباید آن را داشته باشند.
اما پرومتئوس بر آن شد که به هر طریق شده به مردمان آتش دهد.سرانجام پاره ای از آتش خورشید را ربود و برای مردمان آورد و به آنها نحوه ی استفاده از آن را برای غذا پختن دفاع تهیه ی ابزار برای ساختن خانه کشتی سازی و ... و هم چنین گاهشماری و برخی از درمانگری ها را هم به مردم آموخت
دنباله دارد.....

_________________
نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
محل سكونت: iran

human
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
5 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 489
امتياز: 1069
تشکر کرده: 315
تشکر شده 540 بار در 345 پست

محل سكونت: iran

ارسالارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 02:01:10    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درود بر فره وشی گرامی
اسطوره ها در کيشهای گوناگون بخشی کوچک و نمادين از آگاهی بزرگ هستند .
بدون داشتن دانش بايسته پی بردن به ريشه ها کاری بس دشوار ميباشد .
برأی نمونه ما از روی نادانی هندو را خرافه پرست ،بودايی را بت پرست ،مهر آيين را آفتاب پرست ،زرتشتی را آتش پرست و ......ميناميم .
دينها بيشتر بر پايه آگاهی ويژه اي که ميتوان آنرا اهورايی ،آخوندی يا شهودی ناميد ساختار خود را بنا ميکنند ،اما فيلسوفان بيشتر بر پايه منطق و آمار .
بزرگان راستين دينها بسته به ميزان بهره مندی از آگاهی اهورايی ميتوانند از بخشهای بزرگتری از مغز سود ببرند .اما فيلسوفان با آنکه خود را در چنبره دينها اسير ميبينند ،از آنجا که به اين گونه دانش دسترسی چندانی ندارند ،آنرا از ريشه رد کرده و نميپذيرند .
برأی آنکه ايران به جايگاه راستين و سرفرازانه خويش باز گردد .ما به هر دو گونه دانش نياز داريم .
همانگونه که در باستان در هر دو زمينه سر آمد بوديم ،باز بايد در هر دو زمينه سر آمد گرديم .
بهتر است که ساده انديشی را به ساده لوحان واگذاريم .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند sharifi


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 02:07:24    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

جناب هومن درود

شما چه انسان عارفی هستید . من شما را در می یابم

_________________
آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي


sharifi
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 654
امتياز: 1511
تشکر کرده: 180
تشکر شده 261 بار در 185 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 10:27:20    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درود به دوستان
با سخن هومن گرامی هم-داستانم. "خدا" کهن ترین چیستی و دیرینه ترین پناه و سپند ترین یادمان انسان است. به گفته ی لوکرتیوس : ترس ، نخستین مادر خدایان است. انسان کنج افتاده ی تنهای نادان! دوره های پیش از تاریخ ، در برابر آن همه شگفتی و ناشناختگی ، در ماورای تن-اش پناهگاه و مانی جسته که آن را در "زمین و آسمان" و در هر آنچه که از آن سردرنیاورده ، ساخته و پرداخته. می توان گفت که در راستای "خدا" "دین" نیز ساخته و گسترده می شد. آئین های قربانی و نیز ، خاک کردن خوراک و جنگ-افزار ، با مرده ، نشان از باورمندی انسان دیرینه به دنیایی دیگر و زایشی دیگر است. در گذر زمان ، هر چه بر دانش-اش افزوده می گشته خدایان رنگ و بو و جلای بیشتری به خود می گرفتند. "دین" ها گسترده تر و دستورهای دینی در پهنه ی انسانیت جای خود را تا گوش نوزاد کشانیدند!. خدا در دین تا آن-جا که نادیدنی گشت پیشرفت و چندان شد که : تنها می توانش "حس" کرد. اما به هر سان داستان "خداباوری" از داستان "آفرینش" دگرگونه است ، بدین چم که انسان های دیرینه خداباور بودند اما شاید نه خدای آفرینشگر ولی انسان امروزی مفهوم خدا را در آفرینش می جوید و در مرگ و زایش به دنبال سر-نخ می گردد. و این هر دو پیوند با دین درهم گشت و از برای همین هم انسان "باورمند" امروزی به سختی می تواند از پس "قربال های" اندیشه اش برآید و خداها و دین های "بیگانگان" را راست و سزاوار ، بکاود. زین روست که همواره "دیگران" را ناراست پنداشته و بر "خدای" خویش پافشاری می کند...

_________________
به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند farahvashi


farahvashi
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
5 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 76
امتياز: 163
تشکر کرده: 41
تشکر شده 34 بار در 27 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 14:22:10    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درود به هومن عزیز
دن براون نویسنده ی چیره دست و توانای انگلیسی در کتاب شیاطین و فرشتگان نوشتار های پرباری در باره ی خدا و خدا باوری نوشته.برای نمونه از زبان یکی از شخصیت های داستان گفته شده : "از آغاز زمان, معنویات و مذهب فرا خوانده شدند تا شکاف هایی را پر کنند که علوم نتوانستند بفهمند.زمانی بود که طلوع و غروب آفتاب به "هلیوس" خدای آفتان و پسر تیتان نسبت داده می شد.زمین لرزه و موج های بلند ناشی از جزر و مد های خطرناک نتیجه ی غضب پوسیدون خدای دریا ها بود.علوم ثابت کردند که آن خدایان دروغ بودند...."
البته همان گونه که در نخست هم اشاره کردم تنیجه گیری من در آخر نوشتار هایم (5 از 5) خواهد بود

_________________
نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب


farahvashi
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
5 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 76
امتياز: 163
تشکر کرده: 41
تشکر شده 34 بار در 27 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 14:24:17    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

زئوس با دیدن نا فرمانی پرومتئوس و ایجاد تمدنی چشمگیر توسط انسان خشم سر تا پای وجودش را فرا گرفت و بر آن شد که هم از مردمان انتقام بگیرد هم از آن تیتان.او دید که همه ی آفریده های پرومتئوس از جنس مرد هستند پس اندیشید که در میانشان جنس دومی بیاورد .جنسی بسیار جذای اما همراه با طبیعت مرموز و فریبکار که رنج و اندوه به بار بیاورد."راوس" مینویسد:
زئوس پی هفایستوس(فزرند زئوس و صنعتگری ماهر و مهربان)فرستاد و از وی خواست تا زنی را بسازد.هفایستوس تکه گلی را برگرفت و به شکل یکی از ایزد بانوان نامیرا در آورد.هر یک از ایزد بانوان هم وی را ارمغانی دادند.سپس وی را پاندورا , به چم هدیه همگان , نامیدند.آنگاه زئوس پی هرمس فرستاد تا پاندورا را به زمین ببرد و به اپیمتئوس بی خرد بدهد.
پرومتئوس برادرش را آگاهانده بود که هرگز از زئوس ارمغانی را نپذیرد اما اپیمتئوس بی خرد با دیدن زیبایی های پاندورا وی را به همراه خمره ی مهر شده ی بزرگی که وی آن را جهیزیه اش خوانده بود اما از محتوایش خبر نداشت به همسری برگزید.دیری نگذشت که کنجکاوی بر آن دو چیره شد و برای آگاهی از متحوای آن خمره مهر خمره را شکستند.همان دم سیلابی از بدی ها نظیر بیماری ها رنج ها غصه ها و چیزهایی که تا به امروز انسان را می آزارد از آن به یکباره سرازیر شد.نخستین بخش کیفر زئوس عملی شد.
آنگاه نوبت به کیفر پرومتئوس رسید.به فرمان زئوس دو غول او را گرفتند و هفایستوس به رغم ذات مهربانش وی را بر فراز ستیغ کوهی در دور دست ها برد و به صخره ای عظیم زنجیر کرد.در آنجا هر روز عقابی کوه پیکر جگر پرومتئوس را میدرد و شب هنگام که این پرنده میرود جگر مانند قبل میشود و روز دیگر این خدای در بند رنج پیشین را باز از سر میگذراند.
دنباله دارد...

_________________
نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
محل سكونت: iran

human
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
5 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 489
امتياز: 1069
تشکر کرده: 315
تشکر شده 540 بار در 345 پست

محل سكونت: iran

ارسالارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 20:07:23    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

دوست دانشمندم فره وشی گرامی ،بد نيست بدانيم که غولهای دانش و ادب پارسی همه از استادان و پيران راه آگاهی بودند و بدون آنان امروزه روز ديگر ما ايرانی نبوديم و نشانی از زبان پارسی باقی نميماند .
تمام جهان دانش را اگر بتوان به کوهی يخی مانند کرد ،آنچه از آب بيرون ميماند همان دانش ورايی است و آنچه زير آب ميماند دانش ماورايی .
بدون دانش بالنده و زايای ماورايی ،دانش ورايی هيچگاه شکل نميگيرد .
از نمونه های رده پايين پاسخ دانش ماورايی ميتوان از داستان يافتم يافتم ارشميدس نام برد و از نمونه های پرسشهای دانش ماورايی از داستان پايين افتادن سيب نيوتن .
در هر دو رويداد بالا پهلوانان داستان در انديشه اي ديگر بودند ،اما نيت يا آماجشان راه گشا شد .
نمونه ديگر که همه روزه آنرا تجربه ميکنيم به ياد آوردن چيزهايی ميباشد ،درست زمانی که در انديشه ديگری هستيم .
سخن را با چکامه زيبای حافظ به پايان ميرسانم :
در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند sharifi


farahvashi
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
5 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 76
امتياز: 163
تشکر کرده: 41
تشکر شده 34 بار در 27 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 21:31:17    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درود بر هومن عزیز
دوست گرامی دانش ماورایی اهمیت فراوانی دارد و رد آن اشتباه بزرگی ست.اما اهمیت دادن بیش از اندازه یه آن و فراموش کردن دانش ورایی و یا پست دانستن آن اشتباهی ست بس بزرگتر.بزرگان ما همواره اهمیت فراوانی به این دانش دادند.اگر بزرگانی مثل فردوسی خیام ابوریحان بیرونی زکریای رازی یا حتی پور سینا اینگونه نبودند و به دانش ماورایی اهمیت بیشتری میدادند آنگاه به چنین درجه ی بالایی از نظر دانش و .. نمیرسیدند.تاریخ نشان داده هرگاه مردمان به ماورا بیشتر از دانش ورایی اهمیت داده اند یا در جا زدند یا پس رفت کردند.(در مورد پور سینا بیفزایم که اگر وی به ماورا بیشتر اهمیت می داد دیگر جدلی بین او و اهل حدیث نبود)
خیام اگر بیشتر به ماورا اهمیت میداد هیچ گاه در رباعیات پربارش از شراب تعریف نمیکرد و ما میدانیم که شرابی که وی در رباعیاتش بدان اشاره میکند همان شراب انگور است نه عشق و عرفان.
اگر فردوسی بزرگ به ماورا بیشتر اهمیت میداد هرگز فرهنگ قبل از اسلام ایران رو اینگونه زنده نمیکرد و خلیفه ی مسلمین که حجت خداست رو از خود نمیرنجوند که وی را مرتد اعلام کند و پس از آن بسیاری به وسیله ی همین شاهنامه روح میهن پرستیشون گل کنه و بیاندیشند که میهن پرستی به چم مبارزه با اسلام ست.اسلام و ماورا بد نیست اما تا زمانی که ما آنها را بر چیزهای مهم تری برتری ندهیم.
اگر شما دو نمونه آوردید که ماورا به کمک ورا آمده من هزاران نمونه می آورم که ماورا انسان ها را از پذیرش حقیقت و پیشرفت باز داشته.
همان گونه که گفتم من با دانش ماورا مخالفتی ندارم ولی هرگاه آن را بر دانش ورا برتری دهیم و هرگاه کورکورانه آن را بپذیریم آنگاه ست که مشکل ساز میشود

_________________
نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .


آخرين ويرايش توسط farahvashi در تاريخ شنبه، 21 آذر ماه ، 1388 22:56:49; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از farahvashi تشکر کرده اند human, sharifi
محل سكونت: iran

human
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
5 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 489
امتياز: 1069
تشکر کرده: 315
تشکر شده 540 بار در 345 پست

محل سكونت: iran

ارسالارسال شده در: جمعه، 20 آذر ماه ، 1388 21:59:14    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

يار دانشمندم فره وشی گرامی درود بر شما
من هم با نگرش شما همسو هستم و همانگونه که از اشو زرتشت اسپيتمان آموخته ايم در هر کاری خرد بايد در جايگاه نخست باشد .
به ديگر سخن بی گدار و بدون خرد ورزی نبايد دل به دريا يا ماورا زد .
هيچگاه .
چرا که خطر غرق شدن را در پی دارد .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند farahvashi


sharifi
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 654
امتياز: 1511
تشکر کرده: 180
تشکر شده 261 بار در 185 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 21 آذر ماه ، 1388 17:06:24    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درود به فره وشی گرامی و هومن گران-مایه ، دوستان فرزانه ام
گفتگوی شما بسیار پر مایه و آموختنی است و در این-جا سپاس-گذاری خویش را از شما گرامیان بیان می دارم.

_________________
به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند farahvashi


sharifi
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 654
امتياز: 1511
تشکر کرده: 180
تشکر شده 261 بار در 185 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 22 آذر ماه ، 1388 00:06:04    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درود
با اجازه از آغاز گر جستار ، فره وشی گرامی و سایر دوستان. پیرامون استوره و خدا ، گفته ها بسیار است. اما به نگر من آنچه بیش از همه ، در داستان "خدا" به چشم می آید ، آفرینش است. از آنجا که نخستین ناشناخته های بشری ، شاید ریشه در ناتوانی دریافتش از آفرینش باشد. پیرامون آفرینش ، بخشی از نسک رویا حماسه و استوره از استاد میر جلال الدین کزازی را برگزیده ام که در زیر می آورم :
در بسیاری از این اسطوره ها ، جهان از انسانی سترگ و آغازین یا از هیولایی انسان گونه پدید آمده است. از هر پاره ی آن انسان یا انسان گونه یکی از پدیده های هستی ساخته شده است. نمونه را ، در اسطوره ی آفرینش بابلی که برگرفته از اسطوره های سومری است و در سروده ای بلند و آئینی به نام "اِنومااِلیش" باز گفته شده است ، می بینیم که مردوک قهرمان خدای بزرگ بابل ، بغبانوی آبهای شور "تِیامات" را در نبردی سهمگین به دو پاره نی کند. از نیمی از پیکر او در فراز آسمان را می سازد. و از نیمی دیگر در فرود زمین را. 1
نمونه ای دیگر از این گونه را در اسطوره ی مانوی آفرینش می یابیم. در گیراگیر نبردهایی که ایزدان و دیوان ، در آغاز آفرینش با یکدیگر می آزمایند ، "مهرایزد" به سرزمین دیوان ، به جهان تاریکی می تازد. دیوانی بسیار را از پای در می اندازد. از پیکر این کشتگان هشت زمین را و از پوست آنان ده آسمان را و از استخوانهایشان کوهها را می سازد.2

--------------
در پانویس نسک
1-اساطیر خاورمیانه ، نوشته ی ساموئل هنری هوک ، ترجمه ی علی اصغر بهرامی و فرنگیس مزداپور ، انتشارات روشنگران صفحه 58
2-بنگرید به " یک متن مانوی" ، نوشته دکتر ایرج وامقی ، نامه ی فرهنگ ایران ، دفتر دوم ، صفحه 99

_________________
به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند farahvashi


farahvashi
هموند بسیار کوشا
هموند بسیار کوشا

وضعيت: آفلاين
5 آذر ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 76
امتياز: 163
تشکر کرده: 41
تشکر شده 34 بار در 27 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 22 آذر ماه ، 1388 16:27:28    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

در ادامه ی نوشتار پیشین:

اما این آزاد شدن درد و رنج از آن خمره خشم زئوس را فرو ننشاند و تنها نابودی یکباره و همیشگی بشر بود که این خدای خدایان رو خشنود میکرد.از این رو سیلابی مهیب روان ساخت که تمامی زمین را به خطر افکند.از بخت خوش پرومتئوس اگر چه در زنجیر بود اما باز هم توانایی پیس بینی کردن را داشت و پسرش , دیکالیون , را از این فاجعه ای که در آستانه ی وقوع بود آگاه ساخت.دیوکالون و پیرها , همسرش , به امید گریز از سیلاب از کوه پارانوس در نزدیکی دلفی در مرکز یونان بالا رفتند.پس ازهلاکت آدمیان خشم زئوس فرو نشست و به این زوج رحم کرد و آنها را هلاک نساخت.دیری نگذشت که دیوکالون و پیرها به توصیه ی صدایی اسرار آمیز سنگ های کوچک بسیاری را گرد آوردند سپس با سر هایی پوشیده به راه افتادند و همچنان که میرفتند سنگ ها را پشت سر می انداختند آن سنگ ها شکل میافتند.سنگ هایی که دیوکالون می انداخت به شکل مرد در می آمدند و سنگ های پیرها به شکل زن.بدین شیوه زمین دوباره مسکون شد.

یکی از متداول ترین باور های یونانیان خشم خدایان بود که به شوند های گوناگون بر سر مردمان فرود می آمد.گاه خدایان مردم را به سبب کار هایی کیفر میدادند که گناه و بی حرمتی به موجودات آسمانی به شمار می آمدند.برای نمونه فرمان آنته در باب کیفر فاتحان یونانی تروا و غرق ساختن فریگیایی هایی که مهمان نوازی زئوس را نکرده بودند.نفرینی که خدایان نثار تانتالوس کردند و دودمانش را نابود ساختند.از سوی دیگر آدمیان گاه به سبب مسائلی نه چندان جدی و حتی گناه , بی گناه دچار نفرین های آسمانی میشوند و کیفر میابند.کیفری که زئوس , فینئوس بینوا را به خاطر قدرت ناخواسته ی پیشگویی که داشت دچار آن کرد



پایان 1 از 5

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دین، عرفان و فلسفه -> آیین میترایی( مهری )

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
رفتن به صفحه 1, 2, 3  بعدي
صفحه 1 از 3
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir