seyghaly مدیر سایت وضعيت: آفلاين 8 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 931 امتياز: 2933 تشکر کرده: 373 تشکر شده 1071 بار در 606 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: جمعه، 13 آذر ماه ، 1388 14:43:56 موضوع مطلب: شاهان ماد
گرچه نام ماد که انگلیسی ها مدیوم گویند نام درخوری برای چنین شاهنشاهی نیست اما به ناچار با همین نام ، این دودمان بزرگ و تاثیر گزار در تاریخ کشورمان را خطاب می کنم و از ایران دوستان خواهشمندم برای نگارش و ویرایش این نوشتار ، یاری برسانند.
شاهان ماد
دیاکو
دیاکو در (۷۲۸ پ.م.) به شاهی رسید و شهر همدان (هگمتانه آنروزگار) را پایتخت خویش قرار داد. وی دستور ساخت هفت دیوار تودرتو و استوار را در همدان داد که درون این دیوارها باغ و بیشه و بوستان فراوانی پدید آوردند. این سازه شگفتانگیز پایتخت ایران آن روزگار بود. دیاکو ۵۳ سال پادشاهی کرد. مدت زمانی پس از شکست دیاکو از سارگن دوم شاه آشور ، فرزند و جانشین او، فرورتیش ، قدرت رهبری رابه دست گرفت ودر ( ۶۷۲ - ۶۷۳ ق.م.) در برابر آشوریها به پا خاست.
فرورتیش
پس از او فرورتیش ۲۲ سال (دوره حکومت: ۶۷۵-۶۵۳ پ.م.) حکومت کرد و قبائل ایرانی را به اطاعت کشید. انگاه وارد جنگ با دولت آشور شد ولی در برابر آشوریها شکست یافت و کشته گردید. فرورتیش بر سرزمین ماد از حدود ری تا اصفهان و آذربایجان و کرمانشاه و کردستان و همدان سلطنت میکرده است.
بیشتر حکومت فرورتیش به نظم دادن به قبایل مادی و جنگیدن با دشمنان خارجی گذشت. مدارک آشوری و بابلی به خطراتی که مادها از شرق خود احساس می کردند اشاره نمی کند، اما قبایل شمال دولت ماد (سکاها و کیمریها)، از اهمیت خاصی برای مادها و آشوری ها برخوردار بودند.
پس از شکست دیاکو از سارگن دوم شاه آشور ، فرورتیش در سال ( ۶۷۲ - ۶۷۳ ق.م.) در برابر آشوریها به پا خاست. در حدود اوایل قرن هفتم قبل از میلاد، در اوایل حکومت فرورتیش، قبایل کیمریها که از صحرانشینان دشتهای جنوبی دریای سیاه بودند، به ماد و آشور حمله کردند. امکان ایرانی بودن قبایل کیمریها، احتمالا" دلیل اصلی آنها برای تشکیل یک اتحادیه با مادها برعلیه دولت آشور بود. حملات کیمری به آشور ضرباتی به آن دولت وارد کرد، اما در شکست دادن کامل آشور و پادشاه بزرگ آن، اسرحدون، ناموفق بود.
خشتریته
پس از فرورتیش رهبری مادها را خشتریته (دوره حکومت: ۶۵۳-۶۲۵ پ.م.) در دست گرفت. خشتریته اولین پادشاهی است که پادشاهی ماد را در غرب فلات ایران تشکیل داد. به دنبال حمله مجدد اشور به مادها خشتریته برای پایان دادن به حملات اشور با ماننا و سکاها پیمان دوستی بست و عملا با اشور وارد جنگ شد. داستان سلطنت سکاها در ماد خطا است دولت ماد در این فاصله قدرت خود را مستحکم کرد. خشتریته در سال ۶۲۵ پ. م. در گذشت
هووخشتره
پس از خشتریته، پسر ش هووخشتره (کی آخسارو) (کيخسرو را صورت افسانهای هووخشتره فرمانروای بی نظیر وبی مرگ اوستا و شاهنامه میدانند .) (دوره حکومت: ۶۲۵ تا ۵۸۵ پ.م.) به شاهی رسید. هووخشتره اولین پادشاهی است که یک سلطنت سراسری را در ایران تشکیل داد و ایران را به عنوان یک قدرت مهم جهان آن زمان مطرح کرد
ایشتوویگو
ایشتوویگو (دوره حکومت: ۵۸۵ تا ۵۵۰ پ. م) واپسین پادشاه ماد و جانشین هووخشتره بود. _________________ دبیر پایگاه پژوهشی هخامنشیان، رسول صیقلی
کاربرانی که برای این ارسال از seyghaly تشکر کرده اند sharifi, Souren
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: جمعه، 13 آذر ماه ، 1388 16:21:16 موضوع مطلب: تاریخ سلطنت مدها
با درود فراوان به وهومن گرامی و سایر دوستان
"تاریخ سلطنت مدها" برگرفته از نسک "کرونولوژی تاریخ ایران" نوشته ی "دکتر بهاءالدین پازارگاد" :
(از برای کوتاهی نوشته ، همه ی آن را که پیرامون "سرزمین مادها و پادشاهان" است می آورم)
(155 سال : از 705 تا 550 ق.م)
سرزمین مدها عبارت بوده است از قسمت وسطای ایران یعنی جلگه ی بین کوههای زاگرس شامل آذربایجان و همدان و ری و بخشی از لرستان و بخش خاوری آسیای صغیر امروز؛ و قوم مد یا ماد نام یکی از شعب آریان است که باحتمال قوی بین سالهای 2000 تا 1000 پ.م از شمال خاوری ایران همراه با شعبه ی دیگری بنام پارسها سرازیر شده مادها ابتدا در بخش جنوبی آذربایجان سکونت گرفته اند و پارسها به جنوب رفته در فارس اقامت گزیده و نام خود را به این استان داده اند. بعدها قبایل مختلف مدها با یکدیگر متحد شده سلطنتی تشکیل دادند و اراضی متصرف خود را توسعه داده با دولت آشور همسایه گردیدند و غالبا با این دولت در جنگ بودند تا عاقبت آنرا منقرض کردند و اولین امپراطوری آرین ها را در جهان قدیم تشکیل داده اولین قدرتی بودند که قدرت سامی و دولتهای سمیتیک را در هم شکستند. پایتخت ایشان اکباتان (همدان) بوده است.
705-835 سرزمین مدها به بخش های کوچک تقسیم شده و در معرض حملات پی در پی پادشاهان آشور از شالما نازارسوم (که اولین مرتبه در کتیبه های خود از مدها نام می برد) گرفته تا سارگون دوم قرار داشت.
705-625 سرزمین ماد در زیر تسلط آشوریان بوده. نام دو پادشاه ماد یکی دیوکس (دیااوکو 708-655) پسر فرورتیش (یا فرااورتس) fravartish و دیگری فرورتیش پسر دیوکس در روایات هرودوت آمده است که به احتمال قوی از پادشاهان محلی و نیمه مستقل بوده اند.
705-655 سلطنت دیوکس : دیوکس موسس سلسله ی کدی خوانده می شود. وی ابتدا کدخدای دهی بنام کارکاشی بود و پس از حملات متعدد به مستعمره نشینهای آشوری تشکیل یک اتحادیه ی ضد آشوری از مدها و سیمریها داده به سلطنت انتخاب شد.
بقول هرودوت 53 سال ولی در حقیقت 21 سال (از 675 تا 655) سلطنت کرد.
655-633 سلطنت فرورتیش (فرااورتس) پسر دیوکس که در جنگ با آشوریان کشته شد.
633-585 سلطنت کیاکسار یا سیاکزار (هووخ شتر) پسر فرورتیش که حوزه ی سلطنت مد را بسط داده امپراطوری مد را بنیان گذاشت. در 615 بر سکاها غالب آمده آنها را از ایران بیرون راند. در 605 نینوا را بتصرف آورده ویران کرد و با کمک نابوپولاسار (612) بخشی از آشور را که در مشرق دجله واقعست تسخیر کرده دولت آشور را منقرض کرد و اورارتو (ارمنستان امروز) و خاور ایران را نیز فتح کرد از 592 تا 586 با دولت لیدی جنگید و سرانجام صلح کرد. با نبوکدرزر پیمان بسته دختر خود را به عقد ازدواج نبوکدرزر درآورد. در 585 در گذشت. در این هنگام جهان قدیم خاورمیانه به چهار قدرت بزرگ تقسیم می شد. مد ، کلده ، لیدی ، مصر ولی تنها مد را می توان امپراطوری خواند.
585-550 سلطنت آستیاژ (ایخ توویگو) پسر کیاکسار. وی آخرین پادشاه مد است که دختر خود ماندانا را با کمبوجیه (پسر کوروش دوم) پادشاه انزان که تابع امپراطوری مد بوده به زنی داد واز او کوروش سوم یا کوروش بزرگ متولد شد.
آستیاژ به سبب ضعف خود و افراط در تجمل درباری بدست کوروش بزرگ خلع شد و سرزمین مد به امپراطوری پارسها (هخامنشی) ملحق گردید. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
نوشتاری از "جواد مفرد" آورده اند که نخست پیشنهاد می کنم ، دوستان آنرا بخوانند و دوم اینکه از بانو نیلوفر می خواهم ، همان-گونه که خود گفته اند ، آن نوشتار را "نقد" کنند و سوم اینکه ، من نیز در پی نوشتاری از "جواد مفرد" با نام "خاندان کیانی (مادی) همان خاندان نخستین انسانهای تورات می باشند " می آورم که چون پیرامون "شاهان مادی" است ، بی پیوند با این جستار نیست. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: جمعه، 13 آذر ماه ، 1388 16:56:43 موضوع مطلب:
خاندان کیانی (مادی) همان خاندان نخستین انسانهای تورات می باشند
جواد مفرد
• دلیل اینکه پادشاهان ماد در تورات در ردیف نخستین انسانها قرار گرفته اند از آن جاست که مغان دورهً اشکانی خاندان سپیتمه جمشید را که به موازات اواخر مادها و اوایل هخامنشیان حکومت کرده اند پیشدادیان می نامیده اند که در اصل به معنی نخستین قانونگذاران بوده اند ...
ابتدا باید دو فهرست متفاوت یونانیان باستان یعنی مندرجات تاریخ هرودوت و پرسیکای کتسیاس طبیب و مورخ دربار پادشاهان هخامنشی را در باب پادشاهان ماد ذکر کنیم، که ظاهرا تفاوتهای زیادی با هم دارند و این تفاوت ظاهری باعث آن گردیده است که از این میان فهرست هرودوت اساساٌ درست و لیست کتسیاس سیاهه ای سیاه و تباه قلمداد گردد. تنها هرتسفلد ایرانشناس بزرگ آلمانی شجاعانه از جامع بودن روایت کتسیاس دفاع کرده و به جنبهً شرقی اصیل آن پی برده است گر چه آن هم نه در حد کافی، چه به طوری که خواهیم دید. همین فهرست بسیار جالب کتسیاس اساس شجرهً نامهً فرزندان آدم تورات را تشکیل می دهد. دلیل اینکه پادشاهان ماد در تورات در ردیف نخستین انسانها قرار گرفته اند از آن جاست که مغان دورهً اشکانی خاندان سپیتمه جمشید را که به موازات اواخر مادها و اوایل هخامنشیان حکومت کرده اند پیشدادیان می نامیده اند که در اصل به معنی نخستین قانونگذاران بوده اند ولی این نام همچنین معنی نخستین مخلوقات را نیز می داده است و از همینجاست که مکان پیشدادیان در اوستای کنونی و کتب پهلوی و روایات ایرانی دورهً اسلامی به ماقبل کیانیان یعنی پادشاهان ماد برده شده اند. بنابر این انبیای تورات که در تقلید از مغان ایران بوده اند به درستی کیانیان (مادها) را بر پیشدادیان ایران مقدم گرفته اند و این حتی باعث آن شده که نام پیشدادیان سکایی نیز در ترکیب با پیشدادیان ایرانی در تورات بعد از کیانیان ذکر گردد؛ می دانیم پیشدادیان سکایی (پارالاتها) که واقعاٌ نخستین انسانها هم به شمار می رفتند خود برای عقب برده شدن تاریخ پیشدادیان ایران دستاویز مغان ایرانی قرار گرفته اند. بنابر این در تدوین اوستا و تورات به عمد تاریخ جعل نشده است بلکه موبدان اوستا و انبیای تورات دنبال روایات تاریخی / اساطیری شفاهی شایع زمان خود و پیش از خود را گرفته اند. ما در اینجا فهرستهای پادشاهان ماد را از چهار فهرست تاریخ هرودوت و پرسیکای کتسیاس و تورات و منابع ایرانی یعنی اوستا و کتب پهلوی و شاهنامه می آوریم که تا به قول معروف بشود گفت: تو خود حدیث مفصل به خوان از این مجمل.
فهرست هرودوت: دیوک که همان دایائوکو (قاضی، داور) کتیبهً سارگون دوم پادشاه آشوری است که توسط وی به هامات سوریه تبعید گردیده بود؛ فرائورت (فرورتیش، یعنی بسیار دیندار)، کی آخسارو (یعنی شهریار نیرومند همان هوخشتره یعنی شهریار نیک) و آستیاگ (یعنی ثروتمند یا نیزه انداز همان ایشتی ویگو کتیبه های بابلی، یعنی نیزه انداز) است. چنانکه دیاکونوف مولف تاریخ ماد دریافته در این فهرست نام دوتن بین دیوک و فرائورت از قلم افتاده اند. در خود تاریخ ماد نام دومین پادشاه بدون اینکه به عنوان دومین پادشاه ماد معرفی بشود در حواشی کتاب ضمن درج مطالب کتیبه های آشوری به صورت اوپیته یا آرپیته (یعنی دارای پدر خوب و شریف) آمده و جالب است که اشاره شده در فعالیتهای سیاسی وی علیه آشور چهار پسر وی او را همراهی می کنند و پادشاه سوم که در این کتاب به استناد کتیبه های آشوری خشثریتی (شهریار) معرفی شده به خطا با پسرش فرائورت (فرورتیش) یکی انگاشته شده است.
فهرست کتسیاس: آرباک یعنی خداوند نجیب قلعهً واقع در بلندی که مطابق با همان دیوک هرودوت است. نام اوپیته ازقلم افتاده است ولی نام چهار پسر او به صورت ماندائوک (به یاد سپارندهً منش نیک همان مامیتی آرشو در کتیبهً اسرحدون)، سوسارم (رهبر بزرگ وسود رسان)، ارتوک (پر توان)، اربیان (پادشاه عربهای شرقی که بین گرگان و بلخ می زیسته اند) ذکر شده است. پسر اربیان، ارتی (متدین) مطابق همان فرائورت (دیندار) خبر هرودوت است که در حوالی شهر گنجهً اران به دست مادیای اسکیتی (افراسیاب تورانی) مقتول شد. ارتین یعنی شهریار بسیار شایسته یا پسر ارتی همان کی آخساروی خبر هرودوت و گزنفون است. استیبر (نیزه ور) همان آستیاگ خبر هرودوت است و سر انجام نام اسپنداس یعنی دارندهً اسبان تندرست با ارزش متعلق به داماد و ولیعهد آستیاگ یعنی سپیتمه جمشید می باشد که همزمان با کی آخسارو و آستیاگ در قفقاز و آذربایجان فرمان می رانده است. نام وی در شاهنامه جمشید (شاه موبدان) و لهراسپ (دارای اسبان تندرو) آمده است.
در اوستا و کتب پهلوی و شاهنامه این پادشاهان تحت القاب اوستایی خویش از این قرار معرفی شده اند: کی قباد (شاه داور)، اپیوه (دارای اخلاف نیک)، کی پسین (پادشاه ناحیه پشتی)، کی بیرشن (پادشاه مادهای دوردستدر سمت کرمان)، کی ارشن (پادشاه ماد غربی) کی کاوس (پادشاه سرزمین اطراف چشمه فین کاشان)، سیاوش (سودرسان) یا فرود (دیندار مقتول)، کی خسرو (شهریار نیرومند) و اژی دیاک (ثروتمند) یا آخروره (شاه عادل) که به خطای عمد یا به سهو شاه ستمگر و ماروش معرفی شده است.
نامهای توراتی این پادشاهان در ردیف آدم و اعقابش از این قرارند: آدم (به اوستایی یعنی مخلوق نیک سیرت) مطابق همان دایائوکو (کیقباد) است که توسط سارگون از ماد به هامات سوریه تبعید شد. شیث (جانشین) یا قاین (به اوستایی یعنی شاهزاده) مطابق همان اوپیته (یعنی دارای پدر نیک) است. خنوخ ( به عبری یعنی فاتح، به اوستایی یعنی پادشاه چشمه) جایی به جای خشثریتی (کیکاوس) جای دیگر به جای کی آخسارو (کیخسرو، هوخشتره) است که چشمه فین کاشان و چشمه علی شهر ری بدیشان منسوب می شده است. عیراد به عبری به معانی سریع و دمدمی مزاج به وضوح نشانگر همان کیکاوس اوستا و شاهنامه است. محویائیل یعنی آن که از سوی خدا مضروب شده همان پادشاه مقتول ماد یعنی فرائورت (فرود/ سیاوش) است. متوشائیل یعنی مرد خدا همان کی آخسارو (کیخسرو) ویرانگر امپراطوری جابر آشوری است و سر انجام لمک یعنی توانا و ثروتمند مطابق با آستیاگ آخرین پادشاه ماد می باشد. این نامها در باب چهارم سفرپیدایش تورات بیان شده است. در باب پنجم سفر پیدایش تورات نیز فهرستی دیگر از این خاندان ذکر شده است که از این قرار است: آدم و انوش (فانی) به جای دایائوکو و کیومرث (یمهً اساطیری) می باشند. شیث (جانشین) همان اوپیته (اپیوه) پسر دایائوکو است. قینان (کاینان، خینان) به اوستایی به معنی پادشاه سرزمین چشمه همان خشثریتی (کیکاوس) است. دونام بعدی این شجره نامه یعنی مهللئیل یعنی ستایشگر خدا و یارد (مقتول و ساقط شده) مربوط به همان فرائورت (فرود/ سیاوش) پادشاه معروف ماد است که به دست مادیای اسکیتی (افراسیاب ثانی) به قتل رسید. خنوخ به عبری یعنی فاتح همان کی آخسارو (کیخسرو، هوخشتره) فرمانروای قهرمان بی نظیر وبی مرگ اوستا و شاهنامه است. بالاخره اسامی توراتی بعدی یعنی متوشالح و لمک که به تر تیب به معانی نیزه انداز و ثروتمند می باشند متعلق به همان آستیاگ / ایشتی ویگو (ثروتمند )/ استیبر (نیزه انداز ) هستند.
از آنجاییکه ابراهیم (پدر ملتهای فراوان) از جمله لقبی بر خشثریتی (کیکاوس یعنی پادشاه اطراف چشمه فین کاشان و پادشاه عربهای بین بلخ گرگان) به شمار می رفته از اینجا معلوم میشود که در شجره نامهً قرآنی ابراهیم- اسماعیل (خداشنو)- الیشع (نجات دهنده) اینان به ترتیب همان خشثریتی (کیکاوس)، فرائورت (دیندار) و کی آخسارو سرنگون کننده آشور و منجی ملل تحت ستم آشور بوده است. نام کی آخسارو در روایات اسلامی به صور خضر (خشثرو) و ادریس (به اوستایی یعنی نکونام= هئو سروه اوستا) نیز ذکر شده است. سه ابراهیم معروف دیگر تورات و قرآن که به همراه اولی جملگی بعداٌ فرد واحدی به شمار رفته اند عبارتند از فرااسپ اسکیتی (افراسیاب اول، قاتل سارگون دوم از پادشاهان جبار آشوری، پدر اسحق = ایشپاکای) و کورش (فریدون= جهانگیر، پشوتن بانی خانهً کعبه) و بردیه زرتشت ( ابراهیم خلیل الله، ویرانگر بتخانه ها) بوده اند. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 679 امتياز: 1747 تشکر کرده: 114 تشکر شده 812 بار در 424 پست
ارسال شده در: جمعه، 13 آذر ماه ، 1388 17:43:31 موضوع مطلب:
من نميدانم دوستان چه اصراري دارند كه اشفته گوييهاي جواد مفرد را نقل كنند!! گويا هيچيك از شما كتاب ايران بزرگ را به درستي نخوانده ايد . پيشنهاد ميكنم و اين اجازه را ميدهم كه اين كتاب را به طور كامل در اين تارنما بگزاريدpdf
سلسله يادشده اخرين سلسله بوده نه تنها سلسله
نام ماد يعني سرزمين ميانه و كانون تمدن و همسنگ با ايران ويج يا ايران ويژه است.
كورش سوم نداريم و كورش دوم همان كورش بزرگ است. _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
کاربرانی که برای این ارسال از omidataeifard تشکر کرده اند human
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: جمعه، 13 آذر ماه ، 1388 21:34:20 موضوع مطلب:
با درود به همگی
استاد عطایی فرد گرامی ، آوردن این نوشتار از جواد مفرد برای این بود که در این نوشتار از زبان هرودوت و کتسیاس ، شاهان مادی نام-برده شده اند و بدین پایه ، فهرست نام های شاهان مادی را از دو نگر-گاه دیگر ، بیان کنم و باید بیافزایم که آوردن هر نوشته ای پذیرفتن و هم-داستان شدن با درون-مایه و نویسنده اش نیست. آوردن این گونه نوشته ها (به گفته ی شما آشفته گوئی ها) چندان هم بی هوده نیست ، چون می توان آن-ها را واشکافت و نقدی بر آن ها زد. من خودم شوربختانه کتاب ایران بزرگ را نخوانده ام ، ولی به زودی و در نخستین زمانی که بدستم دهد ، چنین خواهم کرد.
دوره ی سلطنت پادشاهان هخامنشی در پارس و انزان (عیلام) بوده و چینش پادشاهان این دودمان چنین بوده است :
تیس پس (چااش پش) پسر هخامنش (تنها بنیادگذار این دودمان بوده و پادشاهی نداشته) ، کمبوجیه (کامبیر ) پسر تیس پس ، کورش یکم پسر کمبوجیه ، (که هر سه در پارس پادشاهی داشته اند) ، تیس پس پسر کوروش یکم (در پارس و انزان) ، کوروش دوم پسر تیس پس (در انزان) ، کمبوجیه پسر کوروش دوم (در انزان) ، و کوروش سوم (کوروش بزرگ) پسر کمبوجیه :
هخامنش (بنیادگذار دودمان)
تیس پس یکم (730 پ.م)
کمبوجیه یکم
کوروش یکم
تیس پس دوم
شاخه شاهان پارس--------------------شاخه شاهان انزان
اریارامنس-------------------------------کوروش دوم
ارسام-----------------------------------کمبوجیه دوم
ویشتاسب(به پادشاهی نرسید)------کوروش بزرگ (سوم)
داریوش نخست(داریوش بزرگ)---------کمبوجیه سوم
این تبار نامه نگر و دید-گاه "نولدکه" است که گفتنی است : برخی از تاریخ نویسان "کمبوجیه یکم و کوروش یکم و تیس پس دوم" را باور نداشته اند و این سه را از تبار-نامه برداشته اند و بر این باورند که تیس پس پسر هخامنش دو فرزند بنام اریارامنس و کوروش یکم داشت و بدین روی ، کوروش بزرگ ، کوروش دوم خواهد بود. باید در نگر آورد که داریوش در شناسه-نامه ی خود (بیوگرافی) در سنگ نبشته ی بیستون می گوید که پیش از من هشت نفر از خانواده ی من (هخامنشی ها) پادشاهی کردند و من نهمین آن ها هستم.
من نیز تا کنون به این که کوروش بزرگ ، کوروش سومین بوده ، باورمند بوده ام ، خرسند می شوم که با آگاهی-نامه ای چون "ایران بزرگ" به دیدگاه درست تری دست یابم.
با سپاس _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
دیاکو
شناسه نامه :
هرودوت تاريخ نويس يوناني مي گويد :
ديااکو پسر فرورتيش چنان آوازه اي در حسن دادخواهي داشت که ابتدا اهالي روستايي که در آ» زندگي مي کردند و سپس همه افراد قبيله اش براي رفع دعواهايشان ؛ به او مراجعه مي کردند . وي چون قدرت خويش را دريافت شايعه در افکند که بخاطر بازماندن از کارهاي خصوصي خود نمي تواند تمام اوقاتش را به داوري ميان افراد صرف کند . از اين رو از کار داوري کناره گرفت . به دنبال اين اقدام دزدي و بي نظمي آغاز گرديد . روئساي طوايف و قبايل ماد دور هم گرد آمدند که چه کنيم که ديگر داوري چون ديوکس ( ديااکو ) بر ما داوري نخواهد کرد و هر روز دزدان و غارتگران بر ما هجوم مي آورند و از مجازات عمل نمي ترسند ؛ پس از شوري که کردند به اين نتيجه رسيدند که از ديوکس ( ديااکو ) بخواهند تا به عنوان شاه به آنها حکومت کند و جلو اين دزدان و غارتگران را بگيرد پس به منزل وي رفته و تقاضايشان را با او در ميان گذاردند . ديوکس هم که دقيقا همين انتظار را داشت گفت من براي قبول اين کار چند شرط دارم که بايد عملي کنيد . اول اينکه برايم قصري بسازيد و برايم سربازاني محيا سازيد تا از من حمايت و پاسداري کنند . اين شروط را روساي قبايل قبول کردند و ديوکس ( ديااکو ) از اين تاريخ به بعد شاه مادها شد . اولين اقدام شاه جديد فراهم آوردن نگهباناني براي خود و سپس ساختن پايتخت بود . وي براي اين منظور همدان را که يوناني ها اکباتانه ميگويند جهت پايتخت برگزيد . البته ديوکس ( ديااکو ) از قرار معلوم اين شهر را بنا نکرد زيرا اين شهر در کتيبه تيگلات پلسر اول تخت عنوان امدانه ذکر شده است . اما پادشاه ماد بر جمعيت آن افزود ؛ نام هگمتانه به معني جاي اجتماع مي باشد و ظاهرا بدان اشاره دارد که طوايف مادي که در گذشته پراکنده بودند ؛ به گونه اي متراکم در آنجا جمع شدند . شهر جديد احتمالا از روي نمونه شهرهاي جلگه اي بنا گرديد . اين شهر بر روي تپه اي ساخته شده و هفت ديوار تو در تو داشت که ديوارهاي دروني به ترتيب مشرف بر ديوارهاي بيروني بودند ؛ بطوري که دروني ترين ديوار از بقيه ديوارها بلند تر بود . قصر پادشاه که خزاين او در آنجا نگهداري مي شد ؛ درون هفتمين ديوار واقع شده بود . اين ديوار کهدروني ترين ديوار هفتگانه به شمار مي رفت ؛ کنگره هاي زرگون داشت و حال آنکه ديوارهاي ديگر مانند برج بيروس نيمرود رنگهاي روشن داشتند . اين کنگره ها و بويژه رنگ هاي آن در نزد بابليان نمادهاي خورشيد و ماه و سيارات بودند اما در نزد مادها اين گونه رنگ آميزي صرفا وام گيري هنري بوده . ديوکس ( ديااکو ) ؛ در اين کاخ مراسمي براي بار نيز مقرر مي داشت که احتمالا به تقليد از دستگاههاي آشور بوده است . در اين کاخ کسي نمي توانست با شاه روبرو شود و دادخواست ها را پيامگذاران به شاه مي دادند . بدين منظور اين آيين تشريفات وضع شده بود تا با دشوار کردن دسترسي به پادشاه ترس و اخترام در دل مردم القا کنند . ديوکس ( ديااکو ) در مدت پنجاه و سه سال پادشاهي فرصت آن را داشت که قبايل ماد را که تا آن زمان پراکنده بودند متحد سازد و به مليت واحدي مبدل کند . اگر او همان ديااکويي نباشد که در کتيبه هاي آشوري از آن نام رفته لا اقل اين خوش اقبالي را داشته که آشوريان به وي نپرداختند ( نجنگيدن ) زيرا سناخريب در جنگ بابل و ايلام ( سوزيانا ) آن قدر گرفتار بودند که ديگر مجال انديشيدن به کوههاي بلند و صعب العبور کردستان را نداشتند و تنها خطري که از جانب آشور ؛ مادها را تهديد مي کرد ؛ اعزام نيروي آشوري يه الليپي يعني کرمانشاه کنوني بوده است . بقيه نقاط کشور همچنان در سکون و آرامش بود و خراجش را به صورتي منظم مي پرداخت بطوري که آشوريان هيچ بهانه اي براي مداخله نيافتند. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
بررسي جامع تاريخ و فرهنگ و جغرافياي ايران را در دوران ماد مي توان به اعتباري مشكل ترين و پيچيده ترين بخش از دورانهاي تاريخي اين سرزمين به شمار آورد. وجود نظريه پردازيهاي پژوهشگران مختلف كه هر يك در زمينه أي خاص ، چون زبان شناسي ، نژادشناسي ، دين شناسي و… صاحب نظر بوده و از ديدگاه خود با موضوع برخورد كرده اند از يك سو ، و نيز نظرات پژوهشگراني كه كار خود را متوجه بخشهاي خاصي از مجموعه جامعه ايران هزاره اول ق.م. ، مانند ايلاميان ، ماناييها ، اورارتوها و يا تمدنها و دولتهاي همجوار چون آشور و بابل ساخته اند ، از سوي ديگر عامل موثر در ايجاد پيچيدگي و دشواري مسير پژوهش گرديده است . اين پيچيدگي بدان جهت است كه عمده اين پژوهشگران كوشيده اند تا هر چه بيشتر بر موضوع مورد نظر خود تاكيد كنند و با مرزبنديهاي بسيار مستحكم ، به هر بخش به عنوان واحدي مستقل در تمامي ابعاد بنگرند . عجيب آنكه با ورود به دوران هخامنشي ، اين نحوه برخورد به ميزان غير قابل تصوري دگرگون گرديده و با نگاهي جامع و فراگير به آن برخورد شده است
اما ، با توجه به اينكه دانش باستان شناسي در اين مورد بيشتر و بهتر از علومديگر مي تواند اظهار نظر كند ، در كل بررسيهاي اين دوران باستان شناسي نقش عمده و اساسي بر عهده ندارد.
نابع نوشته كهن مربوط به دوران ماد ، به زبانهاي گوناگون مانند بابلي ، آشوري ، ايلامي ، اورارتويي ، پارسي باستان ، اوستايي ، ارمني قديم ، عبري قديم ، يوناني ، لاتيني ، آرامي و … مي باشند كه به دليل تنوع آنها ، و مشكلات فراوان در خواندن كامل برخي از اين زبانها و انجام نگرفتن يك بررسي تطبيقي بر روي آنها نمي توان بهره لازم را از اين منابع گرفت . از سوي ديگر ، در نوشته هاي آشوري با توجه به همجواري آن سرزمين با ايران در دوران ماد و تعداد فراوان كتيبه هاي به جاي مانده در آن زبان كه به اعتباري بايد بيشترين اطلاعات را درباره اين دوران در برداشته باشند ، از سال سي ام قرن هفتم پيش از ميلاد به بعد هيچ چيز درباره ماده ها وجود ندارد .
ر ميان نوشته هاي مختلف ، بيش ازهمه رساله مختصر هرودوت است كه با وجود همه ايرادهاي وارد بر آن، آگاهيهاي قابل ملاحظه اي درباره مادها به دست مي دهد، به ويژه درباره دوران مهم شكل گيري و گسترش آن دولت يعني زماني كه منابع آشوري آن را مسكوت گذارده اند .
در قرنهاي آغازين هزاره اول پيش از ميلاد تا زمان استقرار دولت قدرتمند ماد در دهه آخر قرن هفتم ق.م. در بخش وسيعي از شمال ، غرب ، جنوب غربي و قسمتي از جنوب فلات ايران ، با نام قومها و دولتهايي چون مانايي ها ، سكاها ، كاسپي ها ، اورارتوها ، كاسي ، ايلاميها ، سومريها ، پارسها و … برميخوريم كه در جريان درگيريهاي منطقه غرب فلات ايران بين خود و يا با آشوريها – به عنوان حكومتهاي منطقه اي و قومها و طايفه هاي قدرتمند – حضوري فعال داشته اند . در همان هزاره اول ق.م. برخي از اين قومها را با نامهاي ديگري كه از پيشينه اي بسيار كهن در منطقه برخوردار بودند ، مي خواندند ، چنانكه " اورارتوييان" و مردم ماننا ، ماد را " گوتي " مي ناميدند .
گوتي ها در كنار لولوبي ها ، ميتانيها ، ايلاميها ، كاسي ها و كاسپي ها از جمله ساكنان كهن فلات به شمار مي رفته اند كه با نام و آثار آنان از هزاره سوم پيش از ميلاد ، در منطقه آشنا هستيم .
براي شناخت جامع فرهنگ و تمدن دوران ماد كه تاثيري بنيادين بر دورانهاي بعد و به ويژه عهد هخامنشيان گذارده است ، آگاهي بر وضع اين اقوام و دولتهاي منطقه اي گريز ناپذير مي باشد . به ويژه آنكه گروهي از تاريخ نويسان بر حسب گرايشهاي خاص خود درباره اصل و منشاء هر يك از اين قومها و منطقه حكمروايي، زبان و تمدن و رويدادهاي مربوط به آنان ، به گونه اي مطلب را عنوان كرده اند كه خواننده بدون توجه به موقعيت جغرافيايي آنان و وسعت حوزه اقتدارشان چنان مي پندارد كه هر يك به صورت جزيره اي جدا از ديگران و با اصل و منشئي متفاوت ، صاحب فرهنگ و تمدني از ريشه ويژه و مستقل بودنده اند. وليكن در اصل، عمده آنان اقوامي بوده اند كه در منطقه هايي نه چندان وسيع – در مجاورت هم – هر يك در زير چتر قدرتهاي سياسي قومي و قبيله اي خود – توانسته بودند حكومتهاي محلي كوچك يا متوسطي را تشكيل دهند .
شكي نيست كه قدرتهاي چون ايلامي ها، كاسي ها و ميتاني ها در طي دوراني طولاني از توانمنديهاي فراوان سياسي و تمدني شكوفا برخوردار بوده اند . چنانكه اورارتوها از حدود 900 ق.م. نزديك به سه سده توفيق يافتند كه به مرحله ايجاد يك دولت مطرح با آثاري ارزشمند در منطقه برسند و با نيرويي چون آشور، درگير شوند .
حال، با اين مقدمه جا دارد تا مرور كوتاهي بر چگونگي حضور و زندگي و پيوندهاي برخي از اين اقوام نامدار منطقه داشته باشيم . اقوامي كه از آخر سده هفتم ق.م. به بعد ، از وحدت و اجتماع آنان گسترده ترين و مقتدرترين دولت زمان به نام دولت ماد پديدار گشت . دولتي كه مهرف فرهنگ و تمدني شكوفا ، با برخورداري از يكدستيها ، هماهنگيها و پيوندهاي چشمگير است .
لولوبي
لولوبي ها در بخش وسيعي از بالاي رود دياله تا درياچه اورميه اسقرار داشتند ، كه در كتيبه هاي آشوري از ناحيه حكمراني آنان ، با نام "زاموا" ياد شده است . آنان از هزاره دوم ق.م. از اين قوم كهن ترين نقش بر جسته ايران در سر پل زهاب پديدآمده است كه به نام نقش " آنوباني ني" معروف است .
از مهمترين ويژگيهاي اين نقش ، تصوير اولين نفر از شش شخصيت كنده شده در زير تصوير است كه لباس و كلاه آن به طور كامل همان است كه در نقش برجسته هاي تخت جمشيد ، شخصيتها و افسران مادي در بردارند . به عبارت ديگر، در طول نزديك به دو هزار سال ، فرهنگ بخش وسيعي از فلات در زمينه هنر پوشاك ، تداوم داشته است .
گوتي ها
گوتي نام مرداني بوده است كه در همان هزاره سوم و دوم پيش از ميلاد در شرق و شمال غربي منطقه سكونت لولوبي ها ( در منطقه آذربايجان و كردستان ) مي زيسته اند . از اين مردم ، نقش برجسته معروف " هورين شيخان " در بالاي رودخانه دياله شناخته شده است كه تركيب و موضوع صحنه ، شباهت بسيار به نقش كنده " آنوباني ني " داشته و حدود زماني آنها نيز ، به هم نزديك دانسته شده است . از ديگر آثار مربوط به گوتي ها ، سر مجسمه مفرغي به دست آمده در همدان است كه آن را به يكي از شاهان گوتي در حدود سده هاي پاياني هزاره دوم ق.م. نسبت داده اند . از نظر انسان شناسي ، ريخت چهره اين مجسمه و تصوير كماندار هورين شيخان را " كسون " با تيپ كردان منطقه زاگرس و " ا.ت.آمي " انسان شناس فرانسوي با آذربايجانيان و " ژرژكنتنو" با كاسي ها يكسان ديده اند .
ميتاني ها
ين قوم در هزاره دوم ق.م. در قسمت غرب فلات ، از موقعيت برجسته اي برخوردار بوده و در حدود 1500ق.م. دولتي قدرتمند كه از درياي مديترانه تا كوههاي غربي آذربايجان و زاگرس امتداد داشته است، تشكيل مي دادند . سپس ، آنان شمال بين النهرين را نيز به سرزمين خود پيوند دادند
نخست ، پايتخت آنان شهر واشوگاني ( Vashuganni ) در محل راس عين ( در خابور امروزي ) بود . سپس به آرپخا ( Arrapkha ) در كركوك انتقال يافت . ميتاني ها را آريايي دانسته اند .
يك دسته از اقوام هند و اروپايي كه ظاهرا" بيشتر آنان از افراد جنگجو بودند ، از قفقاز عبور كردند و تا انحناي بزرگ شط فرات پيش راندند . اين عده با هوريان ( بوميان آن ناحيه كه قومي از اصل آزياني بودند ) ممزوج شدند و پادشاهي ميتاني را تشكيل دادند . اين دسته ، محل سكونت خود را تا بين النهرين شمالي توسعه دادند و آشور را محدود كردند و مساكن قوم گوتي را نيز ( كه در دوره هاي شمالي زاگرس واقع بود ) به قلمرو خويش افزودند. همچنين ، مصر را متحد گردانيدند و مقتدرترين فراعنه ، با دختران پادشاهي ميتاني ازدواج كردند. ميتاني ها نه فقط از نظر قدرت سياسي و نظامي ، بلكه از نظر سامان دهي اوضاع اجتماعي و تدوين قوانين نيز، از موقعيت چشمگيري برخوردار بودند . متنهاي حقوقي به دست آمده از " نوزي " يا " يورگان تپه " ( Urgantepe ) در جنوب غربي كركوك درباره قوانين مربوطه به زناشويي ، بچه دار بودن يا نبودن ، هبه و واگذاري اموال ، ارث و قوانين كيفري و مجازاتها و مذهب آنان ، اطلاعات جالبي در اختيار مي گذارد.
كاسي ها
از حدود هزاره سوم ق.م. به بعد ، اين مردم به اعتباري ، نخست در زمينهاي جنوب غربي درياي كاسپين ( خزر ) و بعد در دامنه هاي سلسله زاگرس ، ساكن بودنده اند. مردم ناحيه لرستان كنوني را بازماندگان كاسي ها مي دانند. در نوشته هاي عاشوري ، از آنان با نام " كاسي" ( Kassi ) ياد شده است. نام هگمتانه يا همدان را آشوريها پيش از دوران مادها " كار- كاسي" به معني شهركاسيان مي ناميدند . همچنين ، نام شهرهاي قزوين و كاشان و درياي كاسپين را بر گرفته از نام اين قوم مي دانند.
سعت منطقه حضور كاسي ها در بخشهاي غربي فلات ، تا همدان امتداد داشته است . كاسيان در برخي از نواحي "ماد آينده" سكونت گزيده و به احتمال قوي ، نواحي مزبور به وجهي استوار جزو قلمرو دولت كاسي شده است . زيرا ، آثار نقاط مسكوني كاسيان در نواحي دور دست ماد نيز تا هزاره اول پيش از ميلاد محفوظ مانده و عنصر نژادي كاسي در حدود جنوب غربي ماد به طور قابل ملاحظه اي انتشار يافته است .
درباره نژاد كاسي ها و پيوندشان با آرياييها، نظرات مختلفي وجود دارد . برخي ، آنان را " آريايي" و برخي ديگر " آزياني" گفته اند . توده جمعيت ( كاسي ) كه در اصل آسيايي بودند، در آغاز هزاره دوم ق.م. به توسط هند و اروپاييان كه حكومتي اشرافي و نظامي با جمعيت اندك تشكيل داده مجاز شدند كه خود را در ميان طبقه حاكم جاي دهند .
همچنين ، از نام بعضي خدايان كاسي پيداست كه ارتباط خاصي ميان آنان و نژاد هند و اروپايي وجود داشته است .
اورارتوها
ر سده هاي آخرين هزاره ق.م. نيز با نام پرآوازه حكومتها و اقوامي در غرب فلات و منطقه اي كه بعد مركز عمده دولت بزرگ ماد را تشكيل دادند، برخورد مي كنيم كه همه در جريان يك رويداد مهم تاريخي دنياي كهن ، از دهه آخر قرن هفتم پيش از ميلاد به بعد ، با نام دولت و تمدن ماد به زندگي خود ادامه داده اند. عمده آنان عبارت بودند از : اورارتوها ، مانايي ها ، سكاها و سيمري ها . از اين چهار گروه ، اورارتوها از نظر تشكل سياسي و سازماندهي به صورت يك دولت و به جاي گذاردن آثار تمدني ، به ويژه معماري ، از ديگران شرايط ممتازتري داشته اند . اين دولت در حدود سده نهم ق.م. از اتحاد تعدادي از طايفه ها در پيرامون درياچه وان با مركزي به نام " توشيا " سامان گرفت . در زمانهاي بعد ، از يك سو تا درياچه وان و از سوي جنوب تا حوضه هاي رودخانه هاي دجله و بخش بالاي فرات و گه گاه بخش هايي از آذربايجان كنوني را در برداشت .
زبان اورارتويي را از گروه زبانهاي " آسياني " دانسته اند كه با زبان " هوريها " همگروه بوده است . مهمترين ايزد آنان " خالدي " نام داشت . اورارتوها در كار معماري ، فلزكاري و ايجاد كانالهاي آبياري توانمنديهاي بسيار داشتند . ساكنان سرزمين اورارتو در شكل بخشيدن به هنر دوران ماد و سپس هخامنشي ،چون ديگر اقوام ساكن فلات نقش موثري را بر عهده داشته اند . دولت اورارتو ، در آغاز دهه آخر قرن هفتم پيش از ميلاد به اطاعت اتحاديه مادها در آمد .
مانايي ها
انايي ها از اقوام صاحب نام و نشاني بودند كه در ناحيه ماد آتروپاتن يا آذربايجان كنونی، در سده هاي نخستين هزاره اول پيش از ميلاد تا زماني كه جزيي از دولت بزرگ ماد گرديدند، از جمله دولتهاي منطقه اي به شمار مي رفتند. ويژگيهاي قومي جامعه مانايي را چنين دانسته اند : مقارن هزاره نخست ، مخلوطي از طوايف مهاجر و بومي – قفقازي و آريايي – به نام ماناي در نواحي جنوب شرقي درياچه اورميه تا حدود جنوب غربي خزر ، به خصوص بين حدود مراغه تا بوكان و سقز امروزي سكونت داشتند .
يشتر پژوهشگران برآنند كه مانايي ها شامل اتحاداي از طوايف منطقه بودند و خود از گذشته جزئي از سازمانهاي حكومتي لولوبي – گوتي را تشكيل مي دادند . آنان با پيروزي بر ديگر اتحاديه هاي منطقه، دولت مانا را پايه گذاري كردند . آشوريها به طور بي امان ، در فرصتهاي مختلف براي حمله و غارت ، به سرزمين مانا حمله مي بردند و در هر يورش در پي ويرانگري خود ، جمعي را به اسارت مي گرفتند كه حضور صنعتگران و هنرمندان مانايي در ميان آنان، غنيمتي گرانبها براي آشوريان به شمار مي رفت. آنان از وجود اين اسرا در كار رونق شهرهاي آشور ، به ويژه نينوا بهره مي جستند . ميان مانايي ها و اورارتوها نيز با وجود پيوندهاي بسيار نزديك فرهنگي ، بر سر گسترش منطقه نفوذ سياسي درگيريهايي وجود داشت .
انايي ها ، هم از نظر اقتصادي ، هم از نظر آفرينش آثار هنري ، صاحب توان و رشد فرهنگي والايي بودند . به همين دليل ، در زمان ايجاد حكومت قدرتمند ماد ، سرزمين مانا به اعتباري قلب و مهمترين كانون فرهنگ و تمدن امپراتوري را در بر گرفت .
مسلماً ماناي پيشين ، مركز اقتصادي و فرهنگي حكومت ماد بود . اين ناحيه از ديگر نواحي ماد از لحاظ اقتصادي پررونق تر بود و در آن ، آبادترين كشتزارها و بيشه ها وجود داشت .
بناي اقتصاد مانا را دامپروري و گله داري تشكيل مي داد . مانايي ها در خلق آثار هنري ، در زمينه معماري و فلزكاري وسفالگري و به ويژه آثار تزيين طلا و آجرهاي نقش دار ، از اعتبار و هنروالايي برخوردار بودند . تاكنون ، در سه محل با انجام كاوشهاي باستان شناسي آثار با ارزشي كه به نام مانايي شهرت دارد به دست آمده است . اين سه محل ، عبارت اند از : زيويه ، حسنلو وقلايچي . قلعه زيويه در 54 كيلومتري جنوب شرقي سقز و در شمال روستايي به همين نام ، حسنلو در 9 كيلومتري شمال شرقي نقده و 12 كيلومتري جنوب غربي درياچه اوروميه و قلايچي در حومه بوكان واقع شده اند.
ثار هنري پرارزش و مشهور به دست آمده در زيويه و حسنلو ، از نظر نشان دادن پيشرفتهاي خيره كننده فرهنگ و تمدن فلات ايران در هزاره اول ق.م. داراي اهميتي بنيادين هستند . كاوشهاي انجام شده چند سال اخير در قلايچي و به دست آمدن بنايي كه به احتمال نيايشگاه مردم منطقه بوده است ، از نظر بيان ارزشهاي هنر معماري ، از جمله كاربرد آجرهاي نقش دار گوناگون، حكايت از تواناييهاي آفرينش هنري ساكنان بخش غربي ايران در هزاره اول ق.م. دارد. در حقيقت ، اين شيوه را از تمدن كهن تري در فلات، ( ايلاميان ) به ارث برده و آن را به اوج شكوفايي رسانده بودند .
دولت مانا دردهه نخست سده هفتم ق.م. جزئي از دولت بزرگ ماد به شمار مي رفت . دو گروه ديگر يعني سكاها و سيمري ها از نظر نژادي و زباني ، با مادها از يك بن و ريشه بودند . در حال حاضر با توجه به اطلاعات كمي كه در دست داريم ، غير ممكن است بتوانيم مادي ها را از سكايي ها و سيمري ها جدا نماييم . زيرا فرهنگ و تمدن اين اقوام كاملا" به هم بستگي داشته است . اين عقيده را هر تسفلد پس از مطالعه نقوش برجسته تخت جمشيد اظهار كرد و از آن دفاع نموده ، ولي امروزه ما با كمال اطمينان مي توانيم آن را بيان كنيم . _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند Souren
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: يكشنبه، 15 آذر ماه ، 1388 11:45:05 موضوع مطلب:
با درود بر يار پژوهشگرم ،شريفی گرامی
همانندی فرهنگ زبانی سومريها و مادها آيا جايی گواهمند شده ؟
هر چند نزديکی برخی از گوشه های زبانی و دينی آنان و ايرانيان را نميتوان ناديده گرفت ،اما تا آنجا که من ميدانم تاريخ و وابستگيهای مردم سومری به ديگر فرهنگها هنوز چندان روشن نشده است .
پاسخ به اين پرسشها ميتواند بسياری از نقاط تاريک تاريخ پيشدادی اين مرز و بوم را آشکار نمايد .
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند sharifi
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 15 آذر ماه ، 1388 23:07:55 موضوع مطلب:
با درود فراوان به هومن گرامی و سایر دوستان
همانندی زبانی سومری ها و ماد ها را شاید نتوان از جایی "گواه" آورد ، اما بی گمان پیوند هایی میان زبان (و نیز فرهنگ) سومریان با مادها هست. از آنجا که بنیاد-گذاران خط میخی ، سومریان بوده اند ، پذیرش تاثیر و کنشی که آنها بر اسطوره ها و خدایان و باورهای دینیِ تیره های دیگر چون ، ايلاميها، اکدي ها، هيتي ها، آسوريها گذارده اند ، ناگزیر است. بنیاد بسیاری از دانش ها مانند ستاره شناسی و نیز "قانون گذاری" را از سومری ها می دانند . علی پاشا صالح در کتاب حقوق تاریخی چنین می آورد : "مجموعه قوانين حمورابی بدنبال از بين رفتن تمدن سومری و از روی قوانين مکتوب آنان نوشته شده است زيرا که مطابقت قوانين حمورابی و قوانين وضع شده از سوی”دونگی”پادشاه “اور”شباهت عجيب وغير قابل انکاری را نشان می دهد.سلاله های پادشاهی سومری موسوم به “نيسابا” و ”هانی” و ”ايسئن” نيز از واضعان قانون بوده اند". و هم چنین در برگه ای دیگر از همان کتاب "تمام شاخه های مختلف علمی وصنعتی از سومريان آغازگرديده و در ميان ملل ديگر انشار يافت و نسل به نسل بر غنای آن افزوده شده و به اين درجه از توسعه نايل آمد. با گذشت زمان و عمق يافتن تحقيقات علمی تاريخی به تدريج بر همگان آشکارمی شود که يونانيان ومصريان باستان مبنای طب , هيئت و علوم مختلف ديگر را از سومريان به ارث برده اند". اولجاس سلیمان در کتاب آزی یا استانبول چنین می آورد : "کشف آلومينيم واستفاده گسترده درصنايع مانند اکتشاف بسياری از فلزات ديگر جزء مفاخر بشرقرن بيستم است, آلومينيم يکی از فلزات پايدار ويکی ازکم خطر ترين فلزات برای حيات بشری است و اکنون در ابعاد مختلف تمدن بشری تنيده شده است ,دانشمندان معتقدند که در گذشته نه چندان دور بشر موفق به استخراج اين ماده با روش گالوانيزاسيون از مواد بخصوصی شده بود ,نقطه حيرت آور اينجاست که ” براساس حفاری های اخير در يکی ازقبور چينی متعلق به۲۰۰۰سال پيش اشيايی فلزی از جنس آلومينيم يافته شده است , منطقا قبول اين واقعيت عجيب است زيرا آلومينيم بعد از کشف روش گالوانيزاسيون استخراج شده است" و در ادامه می آورد " بدين ترتيب با مناعت طبع بايد بپذيريم روش استحاله آلومينيم متعلق به سومريان می باشد يعنی پنج هزار سال قبل از کشف روش گالوانيزاسيون اين روش در تمدن سومری کاملا شناخته شده بوده است" . . .
به داستان "خط و دبیره" بر می گردیم.
يولس اوپرت باستان شناس بزرگ بر این باور است که : خط ميخي بابلي از هيچ بوجود نيامده بلکه در اساس آن خط ديگري بايد موجود باشد. و چنین نگر-گاهی(نظریه) را بیان می کند : بين بابلياني که صاحب خط ظريف و تمدّن پيشرفته اي دارند و ساکنان ماقبل بين النهرين که فاقد فرهنگ نوشتاري بوده اند، بايد حلقه پيوند دهنده اي موجود بوده باشد. "سومر" نامی است که "اکدی ها" به آنها داده اند و نامی که آنها خود را بدان می خواندند "کين گير" می باشد.
درباره ی زبان سومری نگرش ها و دیدگاه های بسیاری است. از دانشنامه ی بریتانیکا : "زبان سومری، زبانی منفرد و کهنترین زبان مکتوب موجود است. این زبان برای نخستین بار در حدود ۳۱۰۰ پ.م در جنوب میانرودان گواهی گردیده و در طول هزاره سوم پ.م. رشد و توسعه یافتهاست. در حدود ۲۰۰۰ پ.م، زبان سومری به عنوان زبانی محاورهای، با زبان سامی اکدی (آشوری- بابلی) جای گزین شد اما کاربرد کتبی آن کمابیش تا پایان حیات زبان اکدی، در حوالی آغاز عصر مسیحیت، ادامه داشت. زبان سومری هرگز بسیار فراتر از مرزهای اصلی خود در جنوب میان رودان توسعه نیافت؛ شمار اندک گویندگان بومی این زبان، تناسبی با اهمیت عظیم و تأثیرات زبان سومری بر توسعه تمدن میان رودان و تمدنهای دیگر، در همه مراحل آنان، نداشت".
و همچنین :
در برگردان دیباچه ی کتاب " Sumerian" 2nd printing June 1999, Languages of the World/Materials 68 از ((John Hayes, University of California, Berkeley ))
(که برای آموزش زبان سومری کاربردی فراوان دارد) چنین آمده :
"زبان سومری این امتیاز را دارد كه كهن ترین زبانی است كه اسنادی از آن به جا مانده است. نخستین متن های كشف شده از این زبان كه در نواحی جنوبی میان رودان (بین النهرین) باستان، عراق امروزی، رایج بوده، به 3100 سال پیش از میلاد مربوط می شود. سومری، به عنوان زبانی گفتاری، دو هزار سال پیش از میلاد متروك شد اما تقریبا تا دو هزار سال پس از آن هم این زبان به عنوان زبان "فرهنگ والا" در مدرسه های میان رودان تدریس می شد. سومری زبانی جدا است و بطور مشخص وابسته به هیچ خانواده ای نیست. از دیدگاه گونه شناختی، زبان سومری با زبان سامی كه جایگزین آن در میان رودان شد كاملا فرق دارد. ساختار جمله در زبان سومری به صورت «فاعل، مفعول، فعل» است. روابط دستوری در این زبان با «وند» هایی كه به فعل اضافه می شوند تعیین می گردد و قیدها نیز بصورت «پی بست» در جمله می آیند. این پی بست ها به وسیله ی پیشوندهای متصل به فعل ارجاع داده می شوند. همچنین روابط دستوری در این زبان، ارگاتیو و گسسته است و از این جهت، در ساختارهای ارگاتیو بهترین بازدهی را دارد و در ساختارهای فاعلی- مفعولی بازدهی كمتری دارد. چون سومری زبانی تك خانواده ای است و نیز هزاران سال است كه از آن استفاده نمی شود، تعیین دستور این زبان دشواری های ویژه ای را فرا روی پژوهشگران قرار می دهد. هنوز چالش های بزرگی در تشخیص ترتیب تكواژها در این زبان وجود دارد و شناخت ما از زبان سومری در سطح گفتمان بسیار اندك است" _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
آخرين ويرايش توسط sharifi در تاريخ دوشنبه، 16 آذر ماه ، 1388 00:07:56; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند human
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 15 آذر ماه ، 1388 23:10:09 موضوع مطلب:
در ادامه ی نوشتار پیرامون زبان سومری پاره ای از کتاب "فرهنگ ایران باستان" از استاد ابراهیم پورداود را می آورم :
خط سومر پايه خط هاي ميخي جهان ( از پيدايش تا انتشار )
خطوطي كه امروزه به مناسبت شكل آنها ميخي مي خوانند به اتفاق نظر همه دانشمندان و خاور شناسان از قوم سومر sumer است كه از چهار هزار سال پييش از ميلاد مسيح در جنوب عراق كنوني مي زيستند ، سرزمين آنان را همسايگانشان شنعار مي خوانند در توراة چندين بار مرز و بوم شنعار Shanar ياد گرديده . از آنهاست در سفر پيدايش باب يازدهم در فقرات 2-3 . همچنين چندين بار در يك كتيبه از كوروش اين دو قوم ياد شده اند . مهمترين شهرهاي شنعار در جنوب عراق كنوني در دهنه فرات بوده از آنهاست شهر اور كه ويرانه آن را امروزه ابوشهرين خوانند . شهر ديگر اوروك ( == ارچ )كه ويرانه آن را امروزه وركه مي گويند از ديگر شهرها مي توان به اريدو ، لارسا ، لاگاش ، كلنون ، نيپور ، بور سيپا ، مَرَد ، كوته و شمالي ترين شهر سرزمين شنعار كه كيش ناميده مي شد و البته شهرهاي ديگري كه در اين مقال به آنها رجوعي نشده .
كهنترين آثار كتبي كه از شنعار به دست ما رسيده متعلق است به يك سده پيش از سومين هزاره پيش از ميلاد براي مثال مسيليم در سه هزار و يكصد سال پيش از ميلاد در شهر كيش پادشاهي داشت .جاي شك نيست كه در سرزمين جنوبي عراق كنوني از چهار هزار سال پيش از ميلاد و بالاتر به دستياري سومريها تمدن درخشاني بوجود آمد . كشف اثار در تلهاي شهرهاي كهن بخوبي ثابت مي كند كه بعدها تمدن بابل و آشور از مصريها آنچنان كه سابقا فكر مي كردند سرچشمه نگرفته بلكه سرچشمه تمدن آنها از سومريها بوده كه تمدن آنها به اقوام سامي نژاد متاخر آن ديار رسيد . اما نظر به زبان شناسي ( فيلولوژي ) زبان سومريها آنچنانكه از اثار كتبي خود آنان به ما رسيده با هيچ يك از زبانهاي كهن پيوستگي ندارد نه با زبان سامي اكد كه همسايه سومر بود نه از زبان غير سامي ايلام ، چنانكه خود زبان ايلام ، سرزميني كه امروزه خوزستان مي گوييم نه سامي است نه آريايي همچنين پيوستن نژاد سومريها به نژاد مردمان آسياي صغير و ارمنستان و قفقاز به هيچ روي پذيرفتني نيست . با وجود ودا نامه ديني برهمنان و اوستا نامه ديني ايرانيان كه هر دو از كهنترين آثار كتبي اقوام نامزد به هند و اروپايي هستند نمي توان سومريها را شعبه اي از آرياييها حتي هندواروپايي دانست زيرا زبان آنها هيچ پيوندي با سانسكريت و زبان اوستايي و فرس هخامنشي ندارد . چون سومريها از حيث نژاد با هيچ يك از اقوامي كه در تاريخ شناخته شده اند پيوندي ندارد و زبانشان با هيچكدام از زبانهاي كهن پيوستگي ندارد مي توان گفت در آنان در سرزمين شنعار منفرد بودند و تمدن خاصي داشتند و خط خاصي براي نوشتن زبان خود بكار مي بردند همان خطي كه بعدها به دستياري اكديهاي سامي نژاد تغييراتي يافته و اساس خطوط ميخي اقوام ديگر گرديد . آنچه مسلم است اين است كه سرزمين شنعار در سه هزار سال پيش از ميلاد مسيح در دست سومريها بوده . آغاز هزاره سوم پيش از ميلاد تاريخ برخاستن اكديهاست . سرزميني كه آنها بدست آوردند از پيرامون كوير سوريه تا نزديكي بغداد كنوني كشيده مي شد . سارگون اول نخستين فرمانرواي نامي اكد است كه در سال 2775 ق . م لوگل زگيسي پادشاه سومر را شكست داد . اكديهاي سامي نژاد هميشه از اقوام ديگر هم نژادشان از سوي سوريه و فلسطين و عربستان تقويت شده و نيرومندتر مي شدند و بر نفوذ خود در خاكهاي همسايه مي افزودند اما سومريها كه خويشاوندي و پيوندي با هيچيك از همسايگان خود نداشتند رفته رفته از ميان رخت بر بستند البته بسياري از دانشها از جمله ستاره شناسي از سومر برخاست همچنين تقسيم ساعت به شصت دقيقه و تقسيم دقيقه به شصت ثانيه از يادگارهاي آنهاست . اثراتي كه از دين آنها به بابل و آشور و از دين اين دو قوم به بني اسرائيل رسيده و در توراة منعكس شده شايان توجه است .
از زمان سارگون اول كه زمان استيلاي سامي نژادان است تمدن ديرين سومر نصيب اكديها گرديده ، حتي گروهي از خداوندان سومري با نام و نشان ملي ( سومري ) نزد آنان پرستيده شد . دسته دسته لغات قضايي و كشوري و ديني و بازرگاني و كشاورزي سومري به زبان سامي اكدي راه يافت . البته چون يك خط از هر قسمي كه باشد و از هر كجا كه باشد و از هر جا و هر نژادي كه بوجود آيد سازشي با زبان خود قوم مخترع دارد و چون به جاي ديگر انتقال يابد و وسيله نوشتن زبان قوم ديگر گردد بايد كم و بيش در آن تصرفي بشود . برخي علامات كه نمودار اصوات مخصوص زباني است در زبان ديگر متروك مي شود و براي اصوات خاص زباني كه خود به آنها اختصاص دارند علاماتي خاص وضع مي شود ناگزير اين تغيير و تبديل در خطوط ميخي سومري پس از انتقال به اكد روي داد . خط سومري كه اساسا اشكالي بوده مانند هيروگليف مصري و علامات خط چيني ، پس از چندي ساده شده بصورت اشكالي مانند ميخ درآمد و آن اشكال و علامات هر يك از براي سيلاب مخصوص و ايدئوگرام بكار رفت . با وجود تصرفاتي كه در نوشتن زبان اكدي به اين خط روي داد باز مقدار زيادي از ايدئوگرامهاي ومري در خط اكدي به جاي ماند . علامات گوياي سيلابهاي زبان اكدي بوده و ايدئوگرامها كه نمودار يك چيز يا يك مفهوم است و نزد اكديها اشياء يا معاني را به ياد مي آورده است كه به جاي آنها لغات اكدي تلفظ مي كردند نظير آنچه در پهلوي داريم كه به جاي كلمات آرامي ( هزوارش ) كلمات ايراني به زبان مي آوريم ( ==== يعني علامت رو آرامي مي نويسيم ولي ايراني مي خونيم يا سومري مي نويسيم و اكدي مي خونيم ) .
از زمان سارگون اول خط سومري به دستياري اكديها به همه طوايف سامي نژاد و سامي زبان رسيد و پس از سپري شدن روزگار اكد و به دوران رسيدن بابليها و آشوريها كه فقط با همديگر تفاوت لهجه داشتند همين خط براي نوشتن زبان هاي سامي آنان به كار رفت . نخستين سلسله پادشاهان بابل كه از سال 2225 در جنوب سرزمين شنعار بسر كار آمدند و كشور آشور كه در ميان سالهاي 1800 و 1500 پيش از ميلاد در شمال به قدرت رسيد يكي جانشين سومر و ديگري جانشين اكد شد اين دو كشور به نوبه خود از تمدن سومر برخوردار شدند از آن جمله خط است كه به واسطه اكديها به آنها رسيده بود به ناچار باز با زبانهاي سامي آنان سازش پيدا كرده و با چندين صد علامت وسيله كتابت زبان آنان گرديد . همچنين خط ميخي را ايلامي ها كه پايتخت آنان شوش بود براي نگارش خود بكار بردند . قدمت آثار كتبي آنها به عهد نارامسين پسر سارگون اول فرمانرواي اكد مي رسد . سيلابهاي زبان غير سامي و غير آريائي ايلامي ها مركب است از يك حرف بي صدا و يك حرف باصدا . داريوش كبير كتيبه بيستون خود را به زبان هاي بابلي و ايلامي نيز نگاشته است . در خطوط ايلامي نو كه در كتيبه بيستون و و كتيبه ديگر هخامنشيان بكار رفته 113 علامت كه هر يك نمودار سيلاب مخصوصي است بكار رفته است . دست كم در دو هزار سال پيش از ميلاد زبان و خط بابلي در خاور ميانه رواج داشت . رواج اين خط منحصر به سرزمين هاي سامي نژاد و سامي زبان نبود بلكه نزد حتيت ها و ميتانيها در شمال سوريه و آسياي صغير نيز رواج يافت و زبان هاي غير سامي خود را با خط ميخي بابلي نوشتند از سده نهم پيش از ميلاد در كشور كلدانيان در ارمنستان خط ميخي آشوري راه يافت و وسيل كتابت زبان آنان گرديد . همه خطوط ميخي از سومر برخاست چنانكه الفبايي كه امروزه به شكل هاي گوناگون نزد ملل جهان وجود دارد همه از الفباي فينيقي بوجود آمده اند . هنگامي كه خط ميخي در خاور ميانه رواج داشت الفباي فينيقي به دستياري بازرگانان آرامي كه از آنان سخن خواهيم داشت به سرزمين هاي آشور و بابل رسيد و رفته رفته جاي خط ميخي را گرفت اما خط ميخي در بابل تا يك سده قبل از ميلاد مسيح پايداري كرد _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
فرا می خوانم و پس از آن "نمایه ی" چند نمونه از آن-چه از آن زمان تا امروز بر جای مانده را در زیر می آورم. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 15 آذر ماه ، 1388 23:18:06 موضوع مطلب:
نمایه هایی از آنچه از سومریان تا امروز بر جای مانده است. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
و در نوشتار "لیلیت شهربانوی شب" پیوندهایی به "سومریان" زده شده که در ادامه ی نوشتارهای پیرامون "سومریان" در این جستار ، خواندنش را به دوستان سپارش می کنم...
با سپاس _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 19 آذر ماه ، 1388 16:19:13 موضوع مطلب:
با درود
به "شاهان ماد برمی گردیم. به گمانم فهرستی که کتی سیاس (ctesias) یونانی از شاهان ماد آورده ، پرشمار ترین فهرست در میان تاریخ نویسان باشد :
فهرستی که در پی می آید نام شاهان و زمان شاهی آنهاست.
ارباکس (Arbaces) -سال 28
مندواکس (mandauces)
مندکس (mandaces) این دو شاه 50 سال
سیسارمس (sesarmes) سال 30
ارتیوس یا ارتیاس (artios) سال 50
اربیانس (Asbians) سال 22
ارته یو یا ارسه یوس (Artaeus-Arsaeus) سال 40 ارته یا اشه یابی
ارتی نس (Artynes) سال 22 ارته بنه - اشه ئیه
ارتی برنس (Artibarnes) سال 14 ارته برا اشوبرا
استی براس (Astibras) سال 40 -
اپندسر یا اسپنداس (Aspandasar) سال 35 سپنته داتا - (اسپندیاد)
استی یاگس (Astiyages) _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند