sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 8 آذر ماه ، 1388 16:56:29 موضوع مطلب:
در تاریخ جهان، هر دوره ای ویژگی هایی داشته است. در آغاز تاریخ، آدمیان زندگی قبیله ا ی داشتند و دوران افسانه ها بوده است. پس از پیدایش کشاورزی، دوره ی ده نشینی و شهرنشینی آغاز شده است. سپس دوران کشورگشایی ها و تشکیل پادشاهی های بزرگ مانند پادشاهی هخامنشیان و اسکندر و امپراتوری رم بوده است.
پس از آن، دور ه ی هجوم اقوام بربری بدین کشورها و فروریختن تمدن آنها بوده است. سپس دوره ی رستاخیز تمدن است که به نام رنسانس شناخته شده است. تا آن دوره ملل مختلف دارای وسایل کار و پیکار یکسان بودند. میگویند که وسایل جنگی سربازان رومی و بربرهای ژرمنی با هم فرقی نداشته و تفاوت تنها در انضباط و نظم و وظیفه شناسی لژیون های رومی بوده که ضامن پیروزی آن ها بوده است. همچنین وسایل جنگی مهاجمین مغول و ملل متمدن چندان فرقی با هم نداشته است. از دوران رنسانس به این طرف، ملل غربی کم کم به پیشرفت های صنعتی و ساختن ابزار نوین نایل آمدند و پس از گذشت یکی دو قرن، ابزار کار آنها به اندازه ای کامل شد که ملل دیگر را یارای ایستادگی در برابر حمله ی آنها نبود. همزمان با این پیشرفت صنعتی، تحول بزرگی در فرهنگ و زبان ملل غرب پیدا شد؛ زیرا برای بیان معلومات تازه، ناگزیر به داشتن واژه های نوینی بودند و کم کم زبان های اروپایی دارای نیروی بزرگی برای بیان مطالب مختلف گردیدند.
در اوایل قرن بیستم، ملل مشرق پی به عقب ماندگی خود بردند و کوشیدند که این عقب ماندگی را جبران کنند. موانع زیادی سر راه این کوششها وجود داشت و یکی از آنها نداشتن زبانی بود که برای بیان مطالب علمی آماده باشد. بعضی ملل چاره را در پذیرفتن یکی از زبانهای خارجی برای بیان مطلب دیدند؛ مانند هندوستان، ولی ملل دیگر به واسطه ی داشتن میراث بزرگ فرهنگی نتوانستند این راه حل را بپذیرند که یک مثال آن، کشور ایران است.
برای بعضی زبانها، به علت ساختمان مخصوص آنها، جبران کمبود واژهه ای علمی، کاری بس دشوار و شاید نشدنی است، مانند زبانهای سامی - که اشاره ای به ساختمان آنها خواهیم کرد.
باید خاطرنشان کرد که شمار واژه ها در زبانهای خارجی، در هر کدام از رشته های علمی خیلی زیاد است و گاهی در حدود میلیون است. پیدا کردن واژه هایی در برابر آنها کاری نیست که بشود بدون داشتن یک روش علمی مطمئن به انجام رسانید و نمی شود از روی تشابه و استعاره و تقریب و تخمین در این کار پُردامنه به جایی رسید و این کار باید از روی اصول علمی معینی انجام گیرد تا ضمن عمل، به بن بست برنخورد.
برای این که بتوان در یک زبان به آسانی واژه هایی در برابر واژه های بیشمار علمی پیدا کرد، باید امکان وجود یک چنین اصول علمی ای در آن زبان باشد. می خواهیم نشان دهیم که چنین اصلی در زبان فارسی وجود دارد و از این جهت، زبان فارسی زبانی است توانا، در صورتی که بعضی زبانها - گو این که از جهات دیگر سابقه ی درخشان ادبی دارند - ولی در مورد واژه های علمی ناتوان هستند. اکنون از دو نوع زبان که در اروپا و خاورنزدیک وجود دارد صحبت میکنیم که عبارت اند از: زبانهای هندواروپایی (Indo-European) و زبانهای سامی (Semitic) [= زبانهای: عبری، عربی، اکدی، سریانی، آرامی و…]. زبان فارسی از خانواده ی زبانهای هندواروپایی است.
در زبانهای سامی واژه ها بر اصل ریشه های سه حرفی یا چهار حرفی قرار دارند که به نام ثلاثی و رباعی گفته میشوند و اشتقاق واژه های مختلف براساس تغییر شکلی است که به این ریشه ها داده میشود و به نام ابواب خوانده میشود. پس شمار واژه هایی که ممکن است در این زبانها وجود داشته باشد، نسبت مستقیم دارد با شمار ریشه های ثلاثی و رباعی. پس باید بسنجیم که حداکثر شمار ریشه های ثلاثی چه قدر است. برای این کار یک روش ریاضی به نام جبر ترکیبی (Algebre Combinatoire) به کار میبریم. حداکثر تعداد ریشه های ثلاثی مجرد مساوی ۱۹۶۵۶ (نوزده هزار و ششصد و پنجاه و شش)می شود و نمیتواند بیش از این تعداد ریشه ی ثلاثی در این زبان وجود داشته باشد. درباره ی ریشه های رباعی میدانیم که تعداد آنها کم است و در حدود پنج درصد تعداد ریشه های ثلاثی است، یعنی تعداد آنها در حدود 1000 است. چون ریشه های ثلاثی ای نیز وجود دارد که به جای سه حرف فقط دو حرف وجود دارد که یکی از آنها تکرار شده است؛ مانند فعل (شَدَّ) که حرف «د» دوبار به کار رفته است. از این رو بر تعداد ریشه هایی که در بالا حساب شده است، چندهزار می افزاییم و جمعاً عدد بزرگتر بیست و پنج هزار (۲۵۰۰۰) ریشه را می پذیریم.
چنان که گفته شد، در زبانهای سامی از هر فعل ثلاثی مجرد میتوان با تغییر شکل آن و یا اضافه [کردن] چند حرف، کلمه های دیگری از راه اشتقاق گرفت که عبارت از ده باب متداول میباشد، مانند: فَعّلَ، فاعَلَ، اَفَعلَ، تَفَعّلَ، تَفاعَلَ، اِنفَعَلَ، اِفتَعَلَ، اِفعَلَّ، اِفعالَّ، اِستَفعَلَ … از هر کدام از افعال، اسامی مختلفی اشتقاق مییابد: اول، نامهای مکان و زمان؛ دوم، نام ابزار؛ سوم، نام طرز و شیوه؛ چهارم، نام حرفه؛ پنجم، اسم مصدر؛ ششم، صفت (که ساختمان آن ده شکل متداول دارد)؛ هفتم، رنگ؛ هشتم، نسبت؛ نهم، اسم معنی. با در نظر گرفتن همه ی انواع اشتقاق کلمات، نتیجه گرفته میشود که از هر ریشه ای حداکثر هفتاد مشتق میتوان به دست آورد. پس هر گاه تعداد ریشه ها را که از 52000 کمتر است در هفتاد ضرب کنیم، حداکثر عده ی کلمه هایی که به دست میآید 1750000 =70× 25000(یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار) کلمه است. یک اشکالی که در فراگرفتن این نوع زبان است، این است که برای تسلط یافت به آن باید دست کم 25000 (بیست و پنج هزار) ریشه را از برداشت و این کار برای همه مقدور نیست، حتی برای اهل آن زبان، چه رسد به کسانی که با آن زبان بیگانه هستند. اکنون اگر تعداد کلمات لازم آن از دو میلیون عدد بگذرد، دیگر در ساختار این زبان راهی برای ادای یک معنی نوین وجود ندارد مگر این که معنی تازه را با یک جمله ادا کنند. به این علت است که در فرهنگهای لغت از یک زبان اروپایی به زبان عربی میبینیم که عده ی زیادی کلمات به وسیله ی یک جمله بیان شده است، نه به وسیله ی یک کلمه! مثلاً کلمه ی Confronation که در فارسی آن را میشود به «رو به رویی» ترجمه کرد، در فرهنگهای فرانسه یا انگلیسی به عربی، چنین ترجمه شده است: «جعل الشهود و جاهاً و المقابله بین اقولهم»! کلمه ی Permeabtlity که میتوان آن را در فارسی با کلمه ی «تراوایی» بیان کرد، در فرهنگهای عربی چنین ترجمه شده است: «امکان قابلیه الترشح»!
اشکال دیگر در این نوع زبانها، این است که چون تعداد کلمات کمتر از تعداد معانی مورد لزوم است و باید تعداد زیادتر معانی میان تعدا کمتر کلمات تقسیم شود، پس به هر کلمهای چند معنی تحمیل میشود در صورتی که شرط اصلی یک زبان علمی این است که هر کلمهای فقط به یک معنی دلالت بکند تا هیچ گونه ابهامی در فهمیدن مطلب علمی باقی نماند. به طوری که یکی از استادان دانشمند دانشگاه اظهار میکردند، در یکی از مجلههای خارجی خواندهاند که در برابر کلمات بیشمار علمی که در رشتههای مختلف وجود دارد، آکادمی مصر که در تنگنای موانع [یاد شدن در] بالا واقع شده است، چنین نظر داده است که باید از به کار بردن قواعد زبان عربی در مورد کلمات علمی صرف نظر کرد و از قواعد زبانهای هندواروپایی استفاده کرد. مثلاً در مورد کلمهی Cephalopode که به جانوران نرمتنی گفته میشود مانند «اختاپوس» که سر و پای آنها به هم متصلاند و در فارسی به آنها «سرپاوران» گفته شده است، بالاخره کلمهی «رأس رجلی» را پیشنهاد کردهاند که این ترکیب به هیچ وجه عربی نیست. برای خود کلمهی Mollusque که در فارسی «نرمتنان» گفته میشود، در عربی یک جمله به کار میرود: «حیوان عادم الفقار»!
قسمت دوم صحبت ما مربوط به ساختمان زبانهای هندواروپایی است. میخواهیم ببینیم چگونه در این زبانها میشود تعداد بسیار زیادی واژهی علمی را به آسانی ساخت. زبانهای هندواروپایی دارای شمار کمی ریشه در حدود ۱۵۰۰ (هزار و پانصد) عدد میباشند و دارای تقریباً ۲۵۰ پیشوند (Prefixe) و در حدود ۶۰۰ پسوند (Suffixe) هستند که با اضافه کردن آنها به اصل ریشه میتوان واژههای دیگری ساخت. مثلاً از ریشهی «رو» میتوان واژههای «پیشرو» و «پیشرفت» را با پیشوند «پیش»، و واژههای «روند» و «روال» و «رفتار» و «روش» را با پسوندهای «اند» و «ار» و «اش» ساخت. در این مثال، ملاحظه میکنیم که ریشهی «رو» به دو شکل آمده است: یکی «رو» و دیگری «رف». با فرض این که از این تغییر شکل ریشهها صرف نظر کنیم و تعداد ریشهها را همان ۱۵۰۰ بگیریم، ترکیب آنها با ۲۵۰ پیشوند، تعداد ۳۷۵۰۰۰ = ۲۵۰ × ۱۵۰۰ (سیصد و هفتاد و پنج هزار) واژه را به دست میدهد. اینک هر کدام از واژههایی که به این ترتیب به دست آمده است را میتوان با یک پسوند ترکیب کرد. مثلاً از واژهی «خودگذشته» که از پیشوند «خود» و ریشهی «گذشت» درست شده است، میتوان واژهی «خودگذشتگی» را با افزودن پسوند «گی» به دست آورد و واژهی «پیشگفتار» را از پیشوند «پیش» و ریشهی «گفت» و پسوند «ار» به دست آورد. هرگاه ۳۷۵۰۰۰ واژهای را که از ترکیب ۱۵۰۰ ریشه با ۲۵۰ پیشوند به دست آمده است با ۶۰۰ پسوند ترکیب کنیم، تعداد واژههایی که به دست میآید، میشود ۲۲۵۰۰۰۰۰۰ = ۶۰۰ × ۳۷۵۰۰۰ (دویست و بیست و پنج میلیون). باید واژههایی را که از ترکیب ریشه با پسوندهای تنها به دست میآید نیز حساب کرد که میشود ۹۰۰۰۰۰ = ۶۰۰ × ۱۵۰۰ (نهصد هزار). پس جمع واژههایی که فقط از ترکیب ریشهها با پیشوندها و پسوندها به دست میآید، میشود: ۲۲۶۲۷۵۰۰۰ = ۹۰۰۰۰۰ + ۳۷۵۰۰۰ + ۲۲۵۰۰۰۰۰۰ یعنی دویست و بیست و شش میلیون و دویست و هفتاد و پنج هزار واژه. در این محاسبه فقط ترکیب ریشهها را با پیشوندها و پسوندها در نظر گرفتیم، آن هم فقط با یکی از تلفظهای هر ریشه. ولی ترکیبهای دیگری نیز هست مثل ترکیب اسم با فعل (مانند: پیادهرو) و اسم با اسم (مانند: خردپیشه) و اسم با صفت (مانند: روشندل) و فعل با فعل (مانند: گفتگو) و ترکیبهای بسیار دیگر در نظر گرفته شده و اگر همهی ترکیبهای ممکن را در زبانهای هندواروپایی بخواهیم به شمار آوریم، تعداد واژههایی که ممکن است وجود داشته باشد، مرز معینی ندارد و نکتهی قابل توجه این است که برای فهمیدن این میلیونها واژه فقط نیاز به فراگرفتن ۱۵۰۰ ریشه و ۸۵۰ پیشوند و پسوند داریم، در صورتی که دیدیم در یک زبان سامی برای فهمیدن دو میلیون واژه باید دستکم ۲۵۰۰۰ ریشه را از برداشت و قواعد پیچیدهی صرف افعال و اشتقاق را نیز فراگرفت و در ذهن نگاه داشت.
اساس توانایی زبانهای هندواروپایی در یافتن واژههای علمی و بیان معانی همان است که شرح داده شد. زبان فارسی یکی از زبانهای هندواروپایی است و دارای همان ریشهها و همان پیشوندها و پسوندها است. تلفظ حروف در زبانهای مختلف هندواروپایی متفاوت است ولی این تفاوتها طبق یک روالی پیدا شده است. تواناییای که در هر زبان هندواروپایی وجود دارد، مانند یونانی و لاتین و آلمانی و فرانسه و انگلیسی، در زبان فارسی هم همان توانایی وجود دارد. روش علمی در این زبانها مطالعه شده و آماده است و برای زبان فارسی به کار بردن آنها بسیار ساده است. برای برگزیدن یک واژهی علمی در زبان فارسی فقط باید واژهای را که در یکی از شاخههای زبانهای هندواروپایی وجود دارد با شاخهی فارسی مقایسه کنیم و با آن همآهنگ سازیم.
شاد-روان دکتر محمود حسابی _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 9 آذر ماه ، 1388 12:42:57 موضوع مطلب:
sharifi مي نويسد:
با درود فراوان به همراهان گرامی و فرزانه ام ...
هومن گران-ارج به راستی ، زبان پارسی بسیار توان-مند تر از آن است که برای واژه سازی و برابرنهادهای واژه های بیگانه و روز ، در زمینه های گوناگون دانش و فند ("فن" تازی بر گرفته از "فند" پارسی است مانند : ترفند یا فندک) ما را نیازمند زبان های بیگانه سازد. بی گمان پیوند زبان ها ، کاری بایسته و شایسته است ، اما اگر درست و به جا باشد ، نه آن که به جای واژه های ساده و زیبا و بی پیچیدگی پارسی ، از واژه های زشت و درشت بیگانه بهره گیریم. (واویلا به آن که بیگانه سخن گفتن امروزه ، به رخ کشیدن دانش و نشانه ی سخن-دان بودن است). در بالا نوشتاری از شاد-روان محمود حسابی درباره ی زبان پارسی می آورم که خواندنش بی-هوده نخواهد بود...
_________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 9 آذر ماه ، 1388 12:50:53 موضوع مطلب:
با اصل و نسب : با ریشه
با تشکر : با سپاس
با تقوی : پرهیزگار
با تمام : با همه
با عقاید مختلف : با باورهای گوناگون
با قابلیت : با توانایی
با لیاقتی : شایستگی
باجناق : همریش
بارز : آشکار - پدیدار
باطل : نادرست - تباه
باطنی : درونی
باعث : مایه
باعث عبرت دیگران : مایه پند دیگران
باقیمانده : مانده
بالاجبار : به ناچار
بالاخره : سرانجام
بالاخص : به ویژه
بالعکس : وارونه
بالقوه : نهفته - خفته
بالکن : ایوان
باکره (بانوان) : دوشیزه
بحبحه : هنگامه
بحث و تبادل نظر : گفتمان
بحر خزر : دریای مازندران
بحران : چالش
بخیل : چشم تنگ
دوستان برابر باجناق همریش نهاده شده ، نگر شما چیست؟ _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
کاربرانی که برای این ارسال از Darafsh_Kaviyani تشکر کرده اند sharifi
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 11 آذر ماه ، 1388 10:54:47 موضوع مطلب:
بد جنس : بد نهاد
بدعت : نوآوری
بدن : تن
بدو : آغاز
بدون شک : بی گمان
بدون فوت وقت : بی درنگ
بدیل : همتا
بدین طریق : بدین روش
بذر پاشیدن : تخم پاشیدن
بذله گو : شوخ
بر اساس : بر پایه
بر عهده : بر دوش
بر مبنای : بر پایه
براق : درخشان
برای مثال : برای نمونه
برخی مواقع : گاهی
برعکس : وارونه
برقرار : پایدار - استوار - برپا
برودت : سرما
برودتی : سرمایشی
برکه : آبگیر
بزاق : آب دهن
بسط دادن : باز کردن : اندکی سخن را باز کنید ، گستراندن
بسط : گسترش
بسمه تعالی : به نام خدا
بسهولت : به آسانی
بشارت دادن : مژده دادن
بشاش : خندان
بشر : آدمی
بصیرت : بینش _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند niloofarmehrzamin
محل سكونت: MARKAZE MAHDE KUROUSH
ASHKAN هموند کوشا وضعيت: آفلاين 1 اسفند ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 39 امتياز: 91 تشکر کرده: 13 تشکر شده 31 بار در 18 پست
محل سكونت: MARKAZE MAHDE KUROUSH
ارسال شده در: چهارشنبه، 11 آذر ماه ، 1388 11:28:25 موضوع مطلب:
سپاس دوست گرامی جناب شریفی ...
به راستی باید پذیرفت که بسیار دشوار است این که بخواهیم پارسی سخن بگوییم پس از سالها سخن گفتن به زبانی که بیشتر به عربی نزدیک بوده است ... اما می توانیم تلاش خودمان را بکنیم که زبان خود را کمی از واژه های عربی پاک کنیم ... به دور از پیشینه ی عربی بلکه بیش به خاطر پارسی بودن ما ایرانی بودن ما ...
غذا : خوراک
قبل: پیش
بعد : پس
این ها نیز در اندازه ی دانش من بودند گفتم شاید کمکی باشند برای شما دوستان گرامی ... به هر روی سپاس گذارم ... _________________ وبسایت سرزمین ابدی ... برای دیدن نمودن از این وبسایت به لینک زیر مراجعه فرمایید ...
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند sharifi
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 11 آذر ماه ، 1388 17:26:59 موضوع مطلب:
ASHKAN مي نويسد:
سپاس دوست گرامی جناب شریفی ...
به راستی باید پذیرفت که بسیار دشوار است این که بخواهیم پارسی سخن بگوییم پس از سالها سخن گفتن به زبانی که بیشتر به عربی نزدیک بوده است ... اما می توانیم تلاش خودمان را بکنیم که زبان خود را کمی از واژه های عربی پاک کنیم ... به دور از پیشینه ی عربی بلکه بیش به خاطر پارسی بودن ما ایرانی بودن ما ...
غذا : خوراک
قبل: پیش
بعد : پس
این ها نیز در اندازه ی دانش من بودند گفتم شاید کمکی باشند برای شما دوستان گرامی ... به هر روی سپاس گذارم ...
درود بر شما
شاید دشوار باشد ، اما شدنی است. همان گونه که فردوسی توانست فرهنگ و ادب پارسی را برای ما زنده نگه دارد. و چرا راه دور برویم ، همانگونه که تازی ها با تازش فرهنگی شان تا بدین پایه زبان ما را دگرگونه ساخته اند که امروز می گوئیم "پارسی سخن گفتن دشوار است". اشکان گرامی پالایش زبان پارسی از واژه های بیگانه کاری است بایسته و بایسته و بایسته. باید در کشور "خود-مان" به زبان "خود-مان" سخن بگوئیم. شاید نخست دشوار باشد ، اما با گذر زمان ساده می شود. تنها باید همه گیر شود و همه باور کنند که می تواند در ایران "پارسی" سخن گفت ... _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 11 آذر ماه ، 1388 17:29:15 موضوع مطلب:
niloofarmehrzamin مي نويسد:
درود جناب شریفی
اندکی سخن خود را باز کنید در فارسی نداریم باید بگوییم روشنگری کنید یا این مطلب را برایم روشن کنید
با سپاس از کوشش های شما
درود بر شما گرامی
دوست ارج-مند درنیافتم کدام سخنم را باز کنم و چه چیز را باید روشن کنم! _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند sharifi
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 11 آذر ماه ، 1388 17:51:51 موضوع مطلب:
گرامی در جستارهای دیگر و نیز این جستار گفته ام که ما برای برابر-سازی واژه های پارسی با بیگانه نباید به دنبال این باشیم که یک واژه را همان گونه که هست بیان کنیم ، بلکه باید بتوانیم آن "معنی" را برسانیم. چون با دگرگونی واژه های پارسی و نیز جای-گزینی شان با واژه های بیگانه ، جمله ها و نیز دستور زبان ما هم دستخوش دگرگونی شده. باید نخست "واژه ی بیگانه را برداشت" و پس از آن " جمله را به گونه ای که همان "معنی" را به خواننده برساند ، برگرداند. باز کردن یا گسترانیدن ، شاید همان "بسط دادن" نباشد ، اما در جا هایی می تواند همان معنی را بدهد. چونان که در جستار "کورش بزرگ، شهریار همه زمان ها" برای واژه ی "عنوان" چنین کردیم... _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: چهارشنبه، 11 آذر ماه ، 1388 23:17:10 موضوع مطلب:
با درود
ميتوانيم بگوييم :
کمی بازتر يا روشنتر سخن بگوييد .
اما مانای بسط دادن بايد گسترش دادن باشد .
مانند اينک بگوييم ،سخن خود را در زمينه های گوناگون گسترش دهيد يا بسط دهيد .
راستی معنی عربی همان مانای پارسی هست .
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 11 آذر ماه ، 1388 23:37:41 موضوع مطلب:
با درود به همه ی دوستان
بسیار خرسندم که تا این اندازه دوستان-ام به فرهنگ "سخن گفتن و نوشتن به پارسی سره" روی خوش نشان می دهند و راهنمائی مان می کنند
با سپاس _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند human
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 11 آذر ماه ، 1388 23:42:17 موضوع مطلب:
بعد : پس
بعدها : در آینده
بعضا : گاهی
بعضی اوقات : هر از چند گاهی ، هر از گاهی
بعضی : برخی
بعضی مواقع : گاهی
بعضی وقتها : گاهی
بعید : دور ،
بلاتکلیف : بی برنامه ، سردرگم
بلاتکلیفی : بی برنامگی ، سردرگمی
بلاغت : شیوایی
بلافاصله : بی درنگ
بنیان : بنیاد
بنیانگذار : بنیادگذار
به اتفاق : همراه
به احتمال زیاد : به گمان بسیار
به این ترتیب : بدین سان ، بدین روی ، بدین پایه
به تدریج : کم کم
به تفصیل : به گستردگی
به حق : به سزا ، روا
به خصوص : به ویژه
به زعم : به باور
به سرعت : با شتاب
به طور قطع : بی گمان
به ظن من : به گمان من
به عبارتی : به گفته ای
به علاوه : افزون بر آن
به غیر از اینکه : جدا از اینکه
به قول : به گفته
به لحاظ : از دید ، به نگر
به مثابه : به مانند
به منظور : برای
به موازات : همراستا
برای "به عبارتی" من "به گویه ای" را بیشتر می پسندم _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: شنبه، 14 آذر ماه ، 1388 17:42:41 موضوع مطلب:
به نحو : به گونه
به نحوی : به گونه ای
به هر حال : به هر روی ، به هر سان
به هر صورت : به هر روی ، به هر سان
به همین خاطر : از این رو ، بدین روی
به همین دلیل : از این روی ، بدین سان ، بدین پایه
به هیچ عنوان : به هیچ روی
به واقع : به راستی
به وجود آوردن : پدید آوردن ، آفریدن
به وجود آورنده : پدیدآورنده ، آفریدگار ، آفریننده ، آفرینشگر
به وسیله : بدست
به وضوح : به روشنی ، آشکارا
به وفور : فراوان
به وقوع پیوست : رخ داد
به کرات : بارها
بهت : گیجی
بوران : برفباد
بولتن : گزارشنامه
بوکس : مشتزنی
بکر : دست نخورده _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند