niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388 12:54:15 موضوع مطلب:
نخست رویه ی دوم تاریخچه ی قم را بخوانید !
با سپاس
آرشیو روزنامه ی قدس - روزنامه ی صبح ایران
« کبار» و 1700 سال قدمت ؛ قديمي ترين سد قوسي جهان در قم پا برجاست
* قم - حسين محمدرضايي
سد کبار قم با تاريخچه اي هزار و 700 ساله همچنان دشت کبار را آبياري مي کند و کشاورزي منطقه را رونق بخشيده است.
رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان قم در اين باره به خبرنگار ما گفت: طبق تاريخچه سد، پايه ريزي اوليه آن در دوره ساسانيان يعني هزار و 700 سال پيش انجام شده است.
مهندس مهدي متقيان افزود: اما دکتر غلامرضا کوروس استاد سابق دانشگاه تهران مي گويد: اين سد مربوط به دوره ايلخاني است و 700 سال قدمت دارد.وي تصريح کرد: قلعه بالاي سد و چهار طلاقي پايين سد مربوط به زمان ساساني است که سازنده آن مشخص نيست، ولي تحقيقات روي سد ساوه (رودخانه قره چاي) نشان مي دهد سازنده آن يکي از پسران هولاکوخان مغول به نام شمس الدين است و ساخت سد کبار نيز به لحاظ تاريخي به زمان احداث سد ساوه برمي گردد.
مهندس متقيان در ادامه گفت: مخزن سد 450 هزار مترمکعب ظرفيت دارد و ارتفاع آن از کف رودخانه 25 متر و طول تاج آن نيز 55 متر مي باشد.وي افزود: اين سد در دوره صفويه مرمت و بازسازي شده است و لوله هاي انتقال آب کشف شده در آن که از جنس سفال مي باشد مربوط به دوران صفويه است که به منظور نگهداري به موزه ملي آب تهران منتقل و در آن جا به ثبت رسيده است.
رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان قم در ادامه اظهار داشت: اين سد در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيده است که جزو منطقه گردشگري قم مي باشد و در 25 کيلومتري جنوب قم و در جاده قديم قم به کاشان قرار گرفته است.
مهندس رضوي مديرعامل شرکت آب منطقه اي قم نيز در اين باره گفت: اين سد همچنان نقش خود را در تغذيه دشت کبار ايفا مي کند.وي با اشاره به قوسي بودن سد کبار افزود: اين سد به دليل قوسي بودن، نيروهاي وارده را به بدنه ها منتقل مي کند و جزو اولين سدهاي قوسي جهان به شمار مي رود.مهندس رضوي در ادامه تصريح کرد: طرح مطالعاتي سازه هاي اين سد مانند برج آبگير و شيرهاي تخليه از محل اعتبارات استان و همکاري وزارت نيرو آغاز شده و تا پايان سال به بهره برداري مي رسد.
محمد عرب مشاور استاندار و اولين شهردار قم پس از پيروزي انقلاب اسلامي در اين باره مي گويد: در روزهاي اوليه انقلاب و پس از تأسيس جهاد سازندگي، با همکاري جهاد قم اين سد بازسازي شد.
گفتني است: افزون بر بندهاي قديمي نظير پل بند شوشتر با طول بيش از 500 متر و 40 دهنه که بيش از هزار سال قدمت دارد و يا بند امير که با ارتفاع 15 متر و طول 102 متر بيش از هزار سال هنوز زيبايي و صلابت استوار خود را از دست نداده است سد کبار به عنوان قديمي ترين سد قوسي دنيا پا برجاست که با سنگهاي لاشه تراشيده و ملات ساروج مرکب از ماسه، آهک و سفيده تخم مرغ ايجاد گرديده است. همچنين سد کريت در طبس با ارتفاع 60 متر بلندترين سد جهان به مدت 550 سال بود که اهل فن آن را بارزترين و البته ناشناخته ترين دستاوردهاي صنعت گذشته سد سازي ايران مي دانند.سد کريت با عرض تاج يک متر هنوز هم نازکترين سد جهان است.
برگرفته از :http://www.qudsdaily.com/archive/1388/html/2/1388-02-19/page13.html _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند mastane
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 28 آبان ماه ، 1388 09:52:50 موضوع مطلب:
آوه (به رویه ی دو دیگر برگردید -تاریخچه ی قم)
آوه سمکنان ,نام یکی از سران سپاه کیخسرو بود (فرهنگ دهخدا)
پس گیو بُد آوِه سَمَکنان
برفتند خیلش یکان و دوگان (فردوسی)
و ساوه نیز نام یک پهلوان کُشانی و از خویشان کاموس کُشانی بود که در جنگ به دست رستم کشته شد و او را ساوه شاه نیز می گویند .(فرهنگ دهخدا)
یکی خویش کاموس بُد ساوه نام
سرافراز و بر جای گسترده کام (فردوسی)
.................................................
و زایرانیان نامور مرد چند
بِدژ ماند با ساوه ی ارجمند (فردوسی)
.................................................
بیامد ز راه هَری (هرات) ساوه شاه
ابا کوس و پیلان و گنج و سپاه
بنا به گفته ی حمد الله مستوفی در کتاب نزهه القلوب : قم از اقلیم چهارم است و تهمورث آن را ساخت
حال ببنیم اقلیم چهارم در کجای جغرافیای اسطوره ای جای دارد و دارای چه ویژگیهاییست :
در نامه ی تنسر آمده : این (اقلیم چهارم) منسوب به پارس است و برگزیده ی زمین است و ریاست و پادشاهی از عهد ایرج بن فریدون پادشاهان ما را بود و حاکم بر همه ی ایشان بود .(ایران بزرگ )
جای بس شگفتیست که در جنوب جمکران روستایی به نام وَریج (وَر +ایرج) جای دارد و وَر یک واژه ی اوستایی به نام دژ یا قلعه می باشد به مانند وَر جَمکرد و جالبست که جمکران نیز واژه ایست کاملا ایرانی .
باید بگویم که خود قم در میان اقلیم چهارم جا دارد اقلیم چهارم شامل:
آذربایگان ,ارمنیه ی فارس , فرات , و خاک عرب تا عمان و مکران تا کابل و تخارستان (ایران بزرگ -استاد امید عطایی فرد )
در زمان هخامنشینان بطلمیوس منطقه ی قم را به خاطر دسته های پرشمار خرگور یا گوره خر "گوریانا" نامیده است . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 28 آبان ماه ، 1388 18:16:20 موضوع مطلب:
حال می خواهم یک روستای باستانی دیگر استان قم را به شما بشناسانم :
روستای قباد بزن : این واژه از پیوند قباد + بیزن (بیژن) به هستی آمده پس می شود قباد- بیژن
در نوشتار سپزین این دو شخصیت را از روی کتاب تاریخ قم و گشت و گذار آنها در سرزمین قم بیان خواهم کرد ...
قبادبزن . [ ق ُ ب ِ زَ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان قهستان بخش کهک شهرستان قم . در 5000 گزی جنوب کهک ، جنوب راه قم - اصفهان واقع و موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است . سکنه 650 تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، پنبه ، قیسی و بادام و شغل اهالی زراعت و ... صنایعدستی اهالی کرباس بافی است . راه آن در 3هزارگزی راه فرعی کهک به کرمجگان و این دوهزار گز مالرو است . مزارع آن باغ تره و چنارک و باقرآباد و لاردنچه و رجه است . کورس آبادجزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
قباد. [ ق ُ ] (اِخ ) پسر کاوه و برادر قارن . یکی از سرداران لشکر ایران در زمان سلطنت نوذر فرزند منوچهر است که در جنگ با افراسیاب به زخم تیغ بارمان نام یکی از پهلوانان توران کشته شد. (از حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 188) :
قباد و چو کشواد زرین کلاه
بسی نامداران گیتی پناه . (فردوسی)
بر گرفته از : لغت نامه ی دهخدا
من این سند را از لغت نامه ی دهخدا آورده ام .به نام کورس آباد بیندیشید در سرزمین ام القر ی اسلام _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ پنجشنبه، 28 آبان ماه ، 1388 19:56:01; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 28 آبان ماه ، 1388 19:30:53 موضوع مطلب:
روزی به مبارکی و شادی ----------- بودم به نشاط کیقبادی
ابروی هلالیام گشاده ----------- دیوان نظامیام نهاده (نظامی گنجوی) (شهر براز )
نظامی در این چاکامه بیان می دارد که دارای ابروان هلالی شکل هستند .
نژاد مردمان قم دو گونه است گونه ای با چشمان گرد گشاد سیاه و ابروان هلالی شکل و گندومی روشن و گروهی بسیار روشن با چشمی روشن اما از نظر قامت خیلی بلند نیستند .
نظامی در این جا بیان می دارد
که ابروانی هلالی شکل دارد . و از آنجایی که شیرین را از اصفهان می دانند من احتمال می دهم اهل همین ناحیه باشد ناحیه ای بین قم و اصفهان .
اما چیزی از نشاط کیقبادی نمی دانم اگر کسی چیزی در این باره می داند بگوید
گرچه چون دُر در بحر گنجه گُمم
ولی از قَهِستان شهر قُمَم (نظامی گنجوی) _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 29 آبان ماه ، 1388 00:14:11 موضوع مطلب:
درود بر همگی
نخست رویه ی نخست را بخوانید
باسپاس
و گويند که چون بيب بن جودرز در صحبت (هم نشینی)کيخسرو از بلاد ترک(توران) باز گرديد در صحرايي بلند از صحاري و مواضع قم فرود آمد و بدان صحرا هيچ عمارتي و بنايي نبود پس بيب (بیژن)آبه را بنا کرد و ميلادبن جرجين(گرگین) ميلادجرد(گرد) و بعضي گويند که ابتداي بناي رستاق ...
خوب گوش هوش بگیرید : ; کیخسرو و بیژن و سپاهیان هنگامیکه از توران بازگشتند , در همین ناحیه ی کهک و دشت فهستان "در صحرايي بلند از صحاري و مواضع قم فرود... " و بعد می گوید بیژن روستایی در پیرامون دریاچه ی سابه یا سابک ساخت .و میلاد , میلاد جرد یا شهرستان سابه را بنا کرد .
پس کهک و قهستان و قباد بزن و وشنوه و فردو کهنتر از تمدن بنا شده در پیرامون دریاچه ی سابه است . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 29 آبان ماه ، 1388 13:31:57 موضوع مطلب:
و این هم سندی دیگر از پیوند کیقباد و قم
«ناصري» تاريخ نگاري است که درمجموعه خويش، پيدايش شهر قم را به دستور «کي خسرو» - يکي از پادشاهان کيان – ياد کرده است، وي مي نويسد: «در عهد سلاطين کيان، قم محل اجتماع آب رودخانه هاي فرقان و انار بار و چراگاه رمه کيقباد بوده، ليکن در وقت لشکر کشي «کيخسرو» به توران براساس حکم پادشاه، بيژن پسر گيو، باير قمرود را شکافته و آب را به طرف مسيله جاري ساخته و اين اراضي از آب خارج گشته (اراضي قم)، و امناي دولت کي خسرو و هر يک نهري و قلعه اي براي خود داير نمودند و تماما به چهل حصاران مشهور گشت.» از ديگر دلايلي که براي قدمت قم بيان شده است، دستور «کي خسرو» به «سورين قمي» براي انتقال آتشکده قم به نزديکي ساوه مي باشد.
من یک بار به شما گفته بودم که فرقان همان فرقانَه است که آرش کمان گیر تیر خود را در آنجا فرود آورد و بعد گفتم نام یکی از اسامی قرآن فرقان است امید وارم پیام سخنم را دریافته باشید _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 29 آبان ماه ، 1388 13:48:58 موضوع مطلب:
در باب اول کتاب «تاريخ قم» نوشته حسن بن محمد بن حسن قمي که کهن ترين سند تاريخي موجود درباره شهر قم مي باشد، از قول مورخان قديم تر، از اسکندر، بهرام گور، طهمورث، لهراست، قباد، يزدگرد و چند تن ديگر، به عنوان بانيان اوليه شهر قم ياد شده است. شواهد و مدارک و آثاري که از دوران پيش از اسلام به دست آمده است، اثبات مي کند که اين شهر در آن زمان، و به ويژه در عهد ساسانيان از شهرهاي آباد و نسبتا مهم بوده است، زيرا در آن ها به وجود آتشکده آذر، يکي از آتشکده هاي مهم آن دوران، در قم اشاره شده است.
جای بس شگفت که در بافت فدیم شهر قم محله ای به نام آذر وجود دارد که آن تمدن 6 هزار ساله را در پیرامون همین ناحیه از دل خاک بیرون کشیدند .
, و محله ی آذردر نقطه اي که امروزه محل «لب چال» خوانده مي شود، پديد آمد و اين محل در روزگار باستان ده و يا دژ زرتشتي بود و «مينجان» ناميده مي شد و طي هزاران سال هم چنان کانون شهر به شمار مي رفت. بازار کهنه، ميدان کهنه، مسجد جامع و ديگر ساختمان هاي عمومي در اين محل واقع بوده اند و محل هاي ديگر اين کانون را که خود به شکل بيضي است، در برداشته اند، اين ترتيب ادامه يافته است
در کتابي که به خط پهلوي به نام «خسرو کواذان و ريزکي» (يعني خسرو پسر قباد و غلامي) از عهد ساسانيان باقي مانده است از زعفران قمي و نزهت گاه قم سخن به ميان رفته است که اين خود نشانه وجود اين شهر در آن تاريخ است:
«خسرو از غلام خود موسوم به زيرک خوش آرزو پرسيد:
اگر بويي شراب خسرواني و سيب شامي و گل فارسي و شاه سپرم سمرقندي و ترنج طبري و نرگس مسکي و بنفشه اصفهاني و زعفران قمي و بوني (بواني) و نيلوفر سيراني و «ند» را فراهم آوري از بوي بهشت بويي تواني برد.
حکيم ابوالقاسم فردوسي در کتاب شاهنامه طي نقل داستان هاي باستاني ايران در سه مورد از قم نام مي برد که حاکي از اشتهار آن در عهد ساسانيان مي باشد:
دگر بهره زو قم بدو اصفهان
نهاد بزرگان و جاي مهان
فرمود عهد قم و اصفهان
نهاد بزرگان و جاي مهان
به منشور نبشتند بر پرنيان
خراسان و ري و قم و اصفهان
هم چنين در منظومه ويس و رامين که اصل آن به پيش از اسلام است، در چند مورد نام قم آمده است که از آن جمله است:
ز گرگان و قم و ري صفاهان
که رامين را بدندي نيک خواهان
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ جمعه، 29 آبان ماه ، 1388 15:14:20; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 29 آبان ماه ، 1388 15:08:02 موضوع مطلب:
نخستین بار که در آثر دشمنان شهر قم را ويران شده ,زمان اسکندر مقدوني مي باشد که به دستور او خراب گرديد و به همان حال باقي بود تا زمان قباد پدر انوشيروان، هنگامي که قباد از تيسفون به جنگ هپتاليان مي رفت چون بدين ناحيت رسيد و آن را ويران ديد، علت را پرسيد، گفتند هيچ يک از پادشاهان رغبت نمي کرده که ويراني هاي اسکندر را آباد سازد. قباد در مراجعت دستور داد قم را عمارت کردند و از آن تاريخ تا زمان يزدگرد سوم پادشاه ساساني نام قم (ويران آباد کَردکُواد) بوده است (شهر ويراني که قباد آن را آباد کرد).
دليل ديگر بر قدمت شهر قم و وجود آن در قبل از اسلام را استاد فقيهي چنين آورده است: «در جنگ قادسيه، سپاهي از شهرهاي قم و کاشان به سرداري شيرزاد والي اين دو شهر، به کمک سپاه ايران آمده است. شماره اين سپاه ۲۵ هزار سواره و پياده بود و نيز در جنگ نهاوند سپاهي به شماره ۲۰ هزار سوار از قم و کاشان شرکت داشتند و پس از شکست سپاه ايران، امير قم در اصفهان نزد يزد گرد رفت. » هم چنين شهرستان قم مقارن حمله مسلمانان، به اندازه اي وسعت داشت و پر جمعيت بود که تنها از قريه هاي آن چهار هزار مرد بيرون آمد که هر يک خدمتکاري و مهتري و نان پز و آشپزي همراه داشت.
برگرفته از :http://qom-barax.blogfa.com/88072.aspx دیدگاه های نگارنده (مهر زمین ) زمینه است _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ جمعه، 29 آبان ماه ، 1388 16:05:33; دفعات ويرايش در مجموع 2 مرتبه
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 29 آبان ماه ، 1388 16:03:18 موضوع مطلب:
درود بر همگی
البته یک سرچشمه ی دیگر برای نام قم بر می گردد به زمان فرمانروایی همای دختر بهمن در شاهنامه :
بر اساس اسطورهها این شهر را ساخته خُمانی دختر بهمن میدانند و شاید نام کنونی «قم» و پیشیشن «کم» که به این شهر اطلاق میشده و میشود نیز از همین ریشه بوده باشد.
و گفته می شود هُمای فردی به نام شَهرَوا را به این کار فرا می خواند (تاریخ قم) _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 29 آبان ماه ، 1388 22:37:52 موضوع مطلب:
حال می خواهیم به واژه ی کَهَک بپردازیم :
کهک به بخشهایی از شرق یعنی خراسان تا بخش مرکزی فلات ایران تا جنوب قم گفته می شده خیلی شگفت انگیز است :
کهک . [ ] (اِخ ) شهرکی است از حدود خراسان بانعمت و از وی نمک خیزد. (از حدود العالم چ دانشگاه ص 104).
کهک . [ ] (اِخ ) مرکز بخش قهستان است که در شهرستان قم و در 30 هزارگزی جنوب قم و 19 هزارگزی جنوب راه قم به اصفهان واقع است . کوهستانی و سردسیر است و 1800 تن سکنه دارد.تاریخ بنای آب انبار و مسجد آن سال 1123 هَ . ق . است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
کهک . [ ] (اِخ ) دهی از دهستان پشت گدار است که در بخش حومه ٔ شهرستان محلات واقع است و 180 تن سکنه دارد . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
کهک . [ ] (اِخ ) دهی از دهستان قشلاق بزرگ است که در بخش گرمسار شهرستان دماوند واقع است و 400 تن سکنه دارد که از طایفه ٔ اصانلو هستند و تابستان به ییلاق فیروزه کوه می روند. قلعه ٔ خرابه ای به نام قلعه ٔ زریف دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
کهک . [ ک َ هََ ] (اِخ ) دهی از دهستان تفرش است که در بخش طرخوران شهرستان اراک واقع است و 804 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
کهک . [ ] (اِخ ) دهی از دهستان دشتابی است که در بخش بویین شهرستان قزوین واقع است و 366 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج
کهک . [ ک َ هََ ] (اِخ ) دهی از دهستان همایی است که در بخش ششتمد شهرستان سبزوار واقع است و 104 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
کهک علیا و سفلی . [ ؟ ع ُل ْ وَ س ُ لا ] (اِخ ) دهی از دهستان مزدقانچای است که در بخش نوبران شهرستان ساوه واقع است و 753 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1). _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 29 آبان ماه ، 1388 23:13:02 موضوع مطلب:
جناب آترین کجا هستید؟ من پست شما را در اینجا گذاشتم شما درست فرمودید واقعا فلات مرکزی در یک روزگارانی جزو خراسان بزرگ بوده پس باید فرهنگشان هم شرقی بوده باشد همانطور که جناب سیامک سرلک گفته بودند . اما پیش از آن جزوی از همدان یا ماد کوچک بوده است .
آترین :
مورد اینکه ناحیه و شهر قم بسیار کهن است جای هیچ تردیدی نیست. ولی من به تقسیم بندی ای که دست کم از دوران سلجوقیه تا مشروطه در ایران بوده وقتی مراجعه می کنم،؛ می بینم که قم و اراک و تفرش ومحدوده ای بزرگ که به همدان و اصفهان و یزد منتهی می شود را عراق عجم می گفته اند و قهستان بزرگ محدوده وسیعی بوده در خاور ایالت ری تا خراسان که پایین آن هم طبس و بالای آن طبرستان بوده است. البته موضوع گفتگوی ما بررسی اینکه دقیقاً حدود قهستان کجا بوده است، نبوده. ولی این جستار به من کمک کرد تا آگاهی هایم بیشتر شود. ولی در کل اگر قم را که در جنوب شرقی تهران است، در نگر آوریم، می شود گفت مرز میان قهستان و عراق عجم را تشکیل می داده. یا اینکه شاید ترتیباتی دیگر مقرر بوده. البته شاید خیلی هم تقسیمات کشوری در دوران پیش از مشروطه از سر قانون مداری نبوده است. بیشتر خوانین بودند که حکومت می کردند. ولی در کل، دانسته های ارزنده ای بود که بین ما رد و بدل شد.
باسپاس _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 29 آبان ماه ، 1388 23:43:24 موضوع مطلب:
دوباره می رویم به سراغ نظامی و افسانه ی شیرین و فرهاد
ما می دانیم لقب فرهاد کوهکن بوده درست .در سرزمین قم کوههایی با معادن مس در وشنوه و همچنین معدن سنگهای تزئینی و گونه های بسیار خوب مرمر و برجستانها در رنگ های گو ناگون انواع عقیق به ویژه عقیق زرد در پیرامون جمکران وجود دارد . در گذشته یکی از مهمترین حرفه های قمی ها کوه کنی و سنگ تراشی بوده (به بخش نخست تاریخچه ی قم مراجعه کنید) در عصر حاضر کوه کنی بسیار مدرنیزه شده و جای آن را کارخانه های بیشمار سنگ بری در پیرامون جمکران گرفته و همچنین بخشی هم در بخش سنگ های تزئینی همراه با فلز نقره به ساخت انگشتر و آویزه می پردازند
دوباره به واژه ی کهک می پردازیم و همچنین واژگانی همچون کهکان و کهکانی
کهک : همان کوه است , در گویش قمی که همچنانک که گفتیم آمیزه ای از پهلوی اشکانی و پهلوی پارسیک است
به هر چیزی یک "ک" افزون می کنند .این یک جور پسوند دستوری است و معنای کوچک نمی دهد .
مثلا به" کجا" می گویند "کجاهَک" به "چیز " می گویند "چیچییَک" به" این طو"ر می گویند "اینطورَکی"
کهک یعنی کوه همین !
حال معنای واژه ی کهکانی را از روی لغت نامه ی دهخدا بخوانید :
کهکان . [ ک ُ] (نف مرکب ) ۞ به معنی کوهکن باشد. (برهان ) (از آنندراج ). کننده ٔ کوه . (فرهنگ رشیدی ). کوه کن و کوه تراش . (ناظم الاطباء) :
ز جان به فکرت محکم برون کنند ثناش
ز کوه ، زرّ به آهن برون کند کهکان .
کهکانی . [ ک ُ ] (حامص مرکب ) کوهکنی . (برهان ) (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ). شغل کوهکن . کوه کنی . (ناظم الاطباء) :
فرهاد به کهکانی ، شیرین به کف آوردی
گر در کف او بودی هم شدت تو میتین .
عنصری (دیوان چ قریب ص 141).
|| (اِ مرکب ) آلتی که بدان کوه کنند، و آن را کوه کاف نیز گویند یعنی کوه شکاف . (آنندراج ) (انجمن آرا).
کهکان . [ ک ُ ] (اِخ ) فرهاد عاشق شیرین . (ناظم الاطباء). رجوع به کوهکن (اِخ ) شود.
ادامه دارد ... _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !