| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 1 آبان ماه ، 1388 22:30:12 موضوع مطلب: |
|
|
3000-Year-Old Prayer House Discovered in Qoli Darvish
Tehran, 7 February 2006 (CHN) -- Everyday some new interesting discoveries are made in Qoli-Darvish historical site near Qom. Discovery of a fire temple and prayer house with an urban architectural plan belonging to the Iron Age for the first time in this historical site as well as a jar burial dating back to the third millennium BC have encouraged archaeologists to continue their studies in Qoli-Darvish historical site.
“This season of excavation in Qoli Darvish historical site was so fruitful that two months of excavations was not enough to finish excavation studies on this ancient site. Therefore, we need more time to complete our excavations,” said Siamak Sarlak, head of excavation team in Qoli-Darvish historical site.
Pre-Achaemenid Cuneiform Inscription).
Qoli Darvish historical Tepe (hill), located on the way of Qom-Jamkaran highway, is one of the most important historical sites in the Central Plateau belonging to the Iron Age. Archaeological excavations in Qoli Darvish historical site indicates that residency in Qom dates back to the forth millennium BC.
During the third season of archaeological excavations in Qoli Darvish Tepe, the first fire temple and prayer house belonging to the Iron Age in the Central Plateau of Iran was discovered and unearthed which had remained almost intact and is considered one of the most important discoveries in this historical site (besides the Pre-Achaemenid Cuneiform Inscription).
“This prayer house with the fire temple at its center was deliberately sealed with adobe during the first millennium BC, and then the raised platform of Qoli Darvish was built on it. The excavation team in Qoli Darvish succeeded in unearthing this prayer house, which is almost intact after 3000 years,” added Sarlak. The first urban architectural plan belonging to the Iron Age (the first millennium BC) along with a jar burial dating back to the third millennium BC were the other important discoveries in Qoli Darvish hill.
“During the archaeological excavations in the 5000-year-old layers of Qoli Darvish, we could trace the developed culture of inhabitants of this region which was quite unique in Central Plateau of Iran,” explained Sarlak.
The first archaeological excavations in this historical hill started three years ago which resulted in numerous discoveries such that the archaeologists now regard Qoli Darvish Tepe as a potential archaeological site in which hides valuable information about this region’s past.
تهران - 7 فوریه ی 2006- سازمان میراث فرهنگی
هر روز خبر های تازه ای از کشف های شگفت انگیز پایگاه باستانی قلی درویش در پیرامون شهر قم گزارش می شود .
کشف یک آتشکده و نماز خانه دارای طراحی معماری شهری مر بوط به دوران آهن برای نخستین بار در این پایگاه تاریخی همراه با یک دفن خمره ای مربوط به هزاره ی سوم پیش از میلاد باستان شناسان را بر آن داشت تا بررسی های خود را در این پایگاه باستانی ادامه دهند .
در این فصل کاوشهای باستان شناسی در پایگاه تاریخی قلی درویش آنقدر پر بار بود که دو ماه مدت زمان کافی برای پژوهشهای باستان شناسی به در این پایگاه نیست .
[color=#05B9FD]
تپه ی باستانی قلی درویش بر سر راه شاهراه قم - جمکران یکی از مهمترین پایگاه های باستانی در بخش مرکزی فلات ایران و مربوط به دوران آهن می باشد .
کاوشهای باستان شناسی در تپه ی تاریخی قلی درویش نشانگر نشیمنگاهی در منطقه ی قم مربوط به هزاره ی چهارم پیش از میلاد است .
در طی کاوشهای باستان شناسی فصلی نخستین آتشکده ی و نماز خانه مربوط به دوران آهن در بخش مرکزی فلات ایران کشف شد . و از آن لایه برداری شد که تقریبا دست نخورده باقی مانده بود و گمان می رود کشف این آتشکده همراه با یک دست خط پیش -هخامنشی یکی از مهمترین کشف های این پایگاه باستانی باشد .
این نماز خانه همراه با آتشکده ای که در مرکز آن واقع شده با خشتهایی مهر و قالب زده شده که دقیقا مربوط به هزاره ی نخست پیش از میلاد است و سپس بر روی آن سکوی قلی درویش ساخته شده است .
گروه کاوش در قلی درویش توانستند نماز خانه را دست نخورده و سالم پس از گذشت 3000 سال از زیر خاک در آورند که در طی گذشت روزگاران (در زیر خاک مانده ) است .
این آتشکده مربوط به دوران آهن و با طراحی معماری شهری و همچنین دفن خمره ای مربوط به 3000سال پیش از میلاد مسیح که در بخش مرکزی فلات ایران واقعا بی نظیر و بی سابقه بود .
بنا به رای سیامک سرلک در طی کاوشهای باستان شناسی در لایه های 5000 ساله قلی درویش ;ما می توانیم فرهنگ بومیان این منطقه را شناسایی و رد یابی کنیم که در بخش مرکزی فلات ایران بی نظیر است .
اولین کاوشهای باستان شناسی در این تپه ی تاریخی از 3 سال پیش نتایج سرشار و پرباری داشته است . اکنون پایگاه باستان شناسی تپه ی قلی درویش داده های ارزشمندی درباره ی گذشته ی این منطقه دارد .
پاینده باد این سرزمین اهورایی  _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ يكشنبه، 3 آبان ماه ، 1388 15:24:05; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 2 آبان ماه ، 1388 02:21:51 موضوع مطلب: |
|
|
نکات کلیدی درباره ی سرزمین ساوه:
شهرستان ساوه یا میلاد جرد :امروزه در
- ۵۰ درجه و ۲۱ دقيقه و ۳۰ ثانيه طول شرقي نصف النهار گرينويچ و ۳۵ درجه و ۱ دقيقه عرض شمالي و با ارتفاع ۹۶۰ متر از سطح دريا واقع شده است . (این خود گواه آنست که پیشرفتگی ساحل دریاچه ی ساوه به سوی قم بیشتر بوده چراکه ساحل قم پست تر است .
تاریخ طبری کهن ترین تاریخی است که نام شهرستان ساوه (میلاد جرد )در آن آمده است. در اواخر دوره ساسانی ودر اوایل دوره اسلامی یعنی سال 22 هجری ، ساوه جزو ایالت کوهستان یا جبال بوده است
ساوه يكي از شهرها و مناطق باستاني بازمانده از دوره ساساني است . ساوه در روزگار پارتيان با نام (سواكينه) يكي از منازل مهم ميان راهي و در سده هفتم قبل ازميلاد يكي از دژها و منازل سرزمين ماد به شمار مي رفته است .
-
- برخی نام سرزمین ساوه بر گرفته از واژه اوستايي (سوا) Sava و يا واژه پهلوي (سوکا) Savaka دانسته اند.
-
در تاريخ قم و در دائره المعارف مينورسکي ساوه را به معني (زر خالص ريز ريز شده ) آورده اند . چنانکه در تاج المائر جهانگيري چنين آمده است.
نرگس خوشبوي دارد زر ساوه در کنار
لاله خود روي دارد مشک سوده در کنار
همانطور که می دانیم آن سه مغ شرقی برای مسیح زر و کندر و مر می آورند .
گروهي از مورخان مانند ابن قتيبه - محمد بن جرير طبري -مقدسي و حمد ا.... مستوفي از خشک شدن درياچه ساوه خبر داده اند
حمد الله مستوفی :
در اول در آن زمین بحیره(دریاچه)بوده و در شب ولادت رسول اکرم (ص) آب آن به زمین فرو شد و آن از مشروبات (آب شیرین) بوده است و بر آن زمین شهری ساختند.بانی آن معلوم نیست
در سال 617. ه . ق برابر 1220 میلادی شهر ساوه توسط مغولان ویران و مردم آن قتل عام شدند. در فاصله دو قرن بمرور زمان ویرانیهای ناشی از جمله چنگیز و ایلخان تیمور مرمت گردید و بواسطه واقع شدن بر سر شاهراههای ایران دوباره رونق یافت، بویژه راهی که سلطانیه مرکز ایلخانان را به قم و اصفهان و ری و کاشان می پیوست _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 2 آبان ماه ، 1388 08:39:05 موضوع مطلب: |
|
|
بخشهایی از نوشتار جناب محمود کویریست با نام "کیخسرو در شاهنامه "
شستوشو کردن در آب روان و آبپاشی به هم رسمی کهن است، ابو ريحان مینويسد: «... چون کیخسرو از جنگ با افراسياب برگشت، در اين روز [تيرگان] به ناحيهی ساوه عبور نمود و به کوهی که به ساوه مشرف بود، بالا رفت و تنها خود او، بدون هيچ يک از لشکريان به چشمهيی وارد شد و فرشتهيی را ديد، در دم مدهوش شد. ولی اين کار با رسيدن بيژن، پسر گودرز، مصادف شد و قدری از آب چشمه بر روی کیخسرو ريخت ... و رسم اغتسال و شستوشوی به اين آب و ديگر آبهای چشمهسارها باقی و پایدار ماند، از راه تبرک. و اهل آمل در اين روز به دريای خزر میروند و همه روز را آببازی میکنند.»
چنين میگويند که غار شاه زنده، در سی و پنج کيلومتری جنوب غربی اراک، محلی بود که کیخسرو در آنجا ناپديد شده است. اين غار دخمهيی بزرگ است که بر فراز قلهيی به ارتفاع ۲۸۹۰ متر از سطح دريا واقع شده و زرتشتيان هر ساله از سراسر جهان برای زيارت به آنجا میروند. در پای کوه چشمهيی پرآب از زمين میجوشد که از آب آن مینوشند و چونان داروی شفابخش به همراه خود میبرند. _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 2 آبان ماه ، 1388 15:47:11 موضوع مطلب: |
|
|
Soapstones and Cultural Relations between Qom and Jiroft
Tehran, 28 January 2006 (CHN) -- Discovery of three ornamental soapstone beads, used in Jiroft during ancient times, in Qoli Darvish historical site in Qom, strengthened the possibility of the existence of cultural relations between the Central and Eastern Plateau of Iran during the third millennium BC.
“We discovered three ornamental soapstone beads in Qoli Darvish Tepe. The samples of this kind of stone can only be seen in Kerman province especially near Jiroft. They are very similar to those of Eastern Plateau of Iran,” said Siamak Sarlak, head of excavation team at Qoli Darvish historical site about archeological excavations in the third layers of this site belonging the third millennium BC.
According to Sarlak, since soapstone did not exist in the Central Plateau, these beads must have been brought to this region from the Eastern Plateau where they were largely in use, which indicates the existence of cultural relations between these two historical regions during the ancient times.
Prior to this, discovery of some kinds of special bowls in Qoli Darvish Tepe revealed a possible relationship between Qoli Darvish historical site in the Central Plateau and the Eastern Plateau of Iran.
“For sure Qoli Darvish Tepe was a prominent region during the third millennium BC. It was later transformed into a big city during the first millennium BC. Although we can not claim that this historical site was directly in relation with the Eastern Plateau of Iran and Jiroft, considering the evidence remained there, it can be concluded that there was somehow a cultural relation between the Central and Eastern Plateau of Iran despite the long distance that separates them,” explained Sarlak.
سنگ صابون و پیوند فرهنگی میان قم و جیرفت .
تهران - 28 ژانویه - 2006- سازمان میراث فرهنگی .
یافت شدن 3 مهره ی تسبیح یا گردنبد تزئینی که در جیرفت در دوران باستان از آن بهره می جستند; در تپه قلی درویش در (پیرامون) قم ; این دیدگاه را نیرو داد که می بایست یک پیوند فرهنگی بین بخش میانی (مرکزی) و بخش خاوری (شرقی) فلات ایران در طی هزاره ی سوم پیش از میلاد به هستی آمده باشد .
بنا به گفته ی سیامک سرلک سرپرست گروه کاوش در پایگاه باستانی تپه ی قلی درویش :
"ما 3 مهره ی تئینی سنگ صابون در تپه ی قلی درویش یافتیم گونه ی جنس چنین سنگی تنها در استان کرمان به ویژه جیرفت یافت می شود . نمونه ی ( جنس سنگ این مهره ها) با آنهایی در بخش خاوری فلات ایران یافت شده یا به سخن دیگر جایی که ازاین سنگ (در دوران باستان)به میزان زیاد از آن بهره می جستند
پیوندی وجود دارد . "
کاوش های باستان شناسی در لایه سوم باستان شناختی مربوط به هزاره ی سوم پیش از میلاد می باشد .
بنا به رای جناب سیامک سرلک : از آنجایی که سنگ صابون در بخش میانی فلات ایران وجود ندارد .این مهره ها را می بایست از خاوران فلات ایران جایی که به میزان زیادی از آن سود می جستند ;به این منطقه آورده باشند.این خود نشان از آن دارد که می بایست بین این دو منطقه یک پیوند فرهنگی در دوران باستان وجود می داشته است .
پیش از این یافت شدن گونه ای از کاسه های ویژه در تپه ی قلی درویش این گمان پدیدآورد که می بایست بین تپه ی قلی درویش و در بخش میانی فلات ایران و بخش خاوری آن یک پیوند فرهنگی وجود داشته باشد .
بی تردید تپه ی قلی درویش یکی از پرآوازه ترین مناطق در هزاره ی سوم پیش از میلاد بوده و بعدها در هزاره ی نخست پیش از میلاد این منطقه به شهر بزرگی دگرگون شده .
گرچه ما نمی توانیم ادعا کنیم که رابطه ی مستقیم بین این دو بخش خاوری و مرکزی فلات ایران وجود می داشته است اما گمان می رود شواهدی بر این گواه یافت شده است و می توان به این سرانجام (نتیجه)رسید که تا حدودی یک پیوند فرهنگی با وجود فاصله ی مکانی بسیار زیادی که این دو منطقه را از هم جدا می کند وجود داشته است .
برگردان نوشتار :نیلوفر مهر زمین _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ دوشنبه، 4 آبان ماه ، 1388 11:55:05; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: يكشنبه، 3 آبان ماه ، 1388 12:20:58 موضوع مطلب: |
|
|
درود بر همگی
مسیر جاده ی ابریشم
جاده ی ابریشم دو راه بری (خاکی) و بحری (دریایی) داشت و هر دو مسیر از پیرامون ساوه و شهر قم می گذشت .شهر قم در محل تقاطع هر دو جاده قرار داشت . این مسیر شاهراه مسافرتی مردمان فلات ایران نیز بود و اکنون هم شهر قم در مسیر تقاطع دو شاه راه شوسته ی شمای - جنوبی و شرقی - غربی نیز می باشد.
این دو مسیر یکی از کهنترین شاه راه های فلات ایران است . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 7 آبان ماه ، 1388 08:23:18 موضوع مطلب: |
|
|
Pre-Achaemenid Cuneiform Inscription Discovered in Qom
Tehran, 23 January 2006 (CHN) -- Discovery of repeated lines such as cuneiform and other inscription signs on a cylinder in Qoli Darvish historical site near the city if Qom strengthened the possibility of the existence of written language in this historical site during the first millennium BC.
“A 25-centimeter carved stone cylinder was discovered during the third season of excavations in the settlement layers of the Iron Age (3000 years ago) in Qoli Darvish historical site, on which some lines which look like cuneiform writing have been incised. There are some signs on the lower part of this cylinder which might be another form of inscription,” said Siamak Sarlak, head of excavation team in Qoli Darvish historical site.
Zigzag geometrical lines are carved on the upper part and a cuneiform inscription can be seen on the lower part of this cylinder.
“The evidence indicates that a particular word has been repeated on this inscription. Such a phenomenon can be seen in Tchogha Zanbil inscription on which a special name was repeated on all parts of the inscription,” explained Sarlak.
According to Sarlak, the stone cylinder has been sent to Iran’s Archeological Research Center so that the inscription may be studied in detail.
If this inscription belongs to the Iron Age, this would be the first time that such a written script has been discovered in the Central Plateau of Iran. Prior to this, archeological excavations in the residential layers of the third millennium BC in Qoli Darvish Tepe led to the discovery of a 5000-year-old jar burial of a child at the bottom of a room belonging to the Bronze Age (2200-1200 BC).
Qoli Darvish historical tepe (hill) is located on the way of Qom-Jamkaran highway. The construction of this highway resulted in the destruction of more than 40 hectare of the 50 hectare area of Qoli Darvish Tepe; and the height of the hill was reduced to 6 meters while once it was more than 30 meters high. However, this historical hill reveals some of the mysteries of the pre-Achaemenid era civilization who were settled in the Central Plateau of Iran.
Unfortunately, all the residential layers of the Medes, Achaemenid, Parthian, Sassanid, and Islamic periods have been destroyed in this historical site. If this historical site had remained intact, some comprehensive information could have been extracted from the first inhabitants of Qom. |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 8 آبان ماه ، 1388 01:33:29 موضوع مطلب: |
|
|
به نام خداوند جان و خرد
کشف یک دست نوشته ی پیش هخامنشی در قم
تهران - 23 ژانویه ی 2006- سازمان میراث فرهنگی
یافتن خطوط تکرار شونده به سان خط میخی و سایر نشانه های میخی مانند بر روی یک استوانه در پایگاه قلی درویش در نزدیکی شهر قم گمانه زنی درباره ی گونه ای زبان نوشتاری در این پایگاه باستانی در طی دوران هزاره ی نخست پیش از میلاد را نیرو بخشید .
یک استوانه ی سنگی 25 سانتی متری که نشانه های میخی سان بر روی آن کنده کاری شده بود در طی سومین فصل کاوش در لایه های نشیمنگاه انسانی (مسکونی) در دوران عصر آهن مربوط به 3000 سال پیش (به دست آمد) .
بنا به گفته ی سیامک سرلک, سرگروه کاوش در پایگاه باستانی قلی درویش :
(بر روی این استوانه ی سنگی) خطوطی در چند سطر به سان خط میخی کنده کاری شده ( کنده کاری با فرو بردن ابزاری گوه مانند در سطح سنگ) .
در بخش زیزین استوانه نشانه هایی چند وجود دارد که گمان می رود گونه ای دیگر از خط میخی باشد .
خطوط زیگزاگ مانند کنده کاری شده در بخش زبرین(بالایی) استوانه و یک دست نوشته میخی در بخش زیرین(پایینی) استوانه ی سنگی دیده می شود .
نشانه های الفبایی نشان از آن دارد که یک واژه ی ویژه در این دست نوشته تکرار شده به سان چنین پدیده ای را می توان در چغازنبیل دید .
بنا به گفته ی سیامک سرلک :
استوانه ی سنگی را به مرکز پژوهشهای باستان شناسی ایران فرستاده شد تا آن را موشکافانه یررسی کنند . اگر این دست نوشته با دوران آهن در پیوند باشد این نخستین دست نوشته ی یافت شده در بخش مرکزی (میانی) فلات ایران خواهد بود .
پیش از این کاوش های باستان شناسی در لایه های نشیمنگاه انسانی (مسکونی) هزاره ی سوم پیش از میلاد در تپه ی قلی درویش منجر به یافتن یک دفن خمره ای یک کودک در انتهای اتاقی مربوط به دوران برونز (2200-1200پیش از میلاد ) شد.
تپه ی باستانی قلی درویش بر سر راه جاده ی قم - جمکران می باشد . راه سازی این شاه راه (اتوبان) موجب ویرانی بیش از 40 هکتار (40000متر مربع) از 50 هکتار تپه ی قلی درویش شده و بلندای تپه به 6 متر کاهش یافته ;تپه ای که روزگاری بیش از 30 متر بلندا (ارتفاع) داشت.
اگر همه ی لایه های مربوط به دوران مادها - هخامنشیان - پارتها - ساسانیان و دوران اسلامی در این پایگاه تاریخی بکر و دست نخورده می ماند;این تپه ی باستانی می توانست ; برخی از اسرار (ناگفته ی) تمدن پیش هخامنششی را در بخش میانی (مرکزی) فلات ایران پیرامون این نشیمنگاه انسانی بر ما اشکار سازد .و داده های کامل و گسترده ای ار نخستین نشیمنگاه انسانی قم به دست مار برسد
 |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 12 آبان ماه ، 1388 08:55:03 موضوع مطلب: |
|
|
History of the Central Plateau should be Rewritten Due to the Discovery of a River
LONDON, 13 March 2006 (CAIS) – Discovery of the traces of an ancient river belonging to the fifth millennium BC in Mafin Abad historical hill provided some important information about the cultural and economical life in Central Plateau of Iran for archaeologists. Archaeologists believe that an important event must have happened in the region which led to some atmospheric changes in Central Plateau of Iran and terminated the trend of urbanization life in this region.
Prior to this, it was supposed that Central Plateau of Iran has always been a desert and therefore the existence of some civilizations in this region such as Cheshmeh Ali remained a mystery to archaeologists. However, discovery of the traces of a historical river in the region changed the archaeological beliefs.
“Remains of a historical river which was discovered during the archeological excavations in Mafin Abad region, changes the current attitudes towards the atmospheric condition of the Central Plateau. With the recent discovery, the former archeological beliefs about the economical and social situation of Central Plateau of Iran during ancient times will be revised,” said Ahmad Chaichi, director of archaeological research center and head of excavation team in Mafin Abad.
According to Chaichi, discovery of the remains of a river in this region may result in finding out how some rich civilizations were established in the area. Now the question is that what happened some 6,000 years ago which caused the civilizations that were going towards urbanization to came to a sudden end. Archaeological excavations in Mafin Abad historical site which have been started since January this year, has led to some important accomplishments about the biological and cultural situation of Central Plateau of Iran.
Chaichi believes that discovery the remains of a river in the region indicate the development of culture and civilization in Cheshmeh Ali region in Central Plateau. On the other hand discovery of a large number of spindles indicate that Mafin Abad was an industrialized region in Central Plateau of Iran during ancient times.
“In addition to spindles, some pottery equipments were also discovered in the region which indicates industry development of pottery during ancient times. The standard method of producing clays indicates that this industry was reached to a developed situation in the course of history,” explained Chaichi.
Mafin Abad Tepe is located in Eslamshahr in south of Tehran. It is near Vavan Tepe which belongs to the Sasanid dynastic era _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 20 آبان ماه ، 1388 14:16:08 موضوع مطلب: |
|
|
به نام خداوند جان و خرد
با شناسایی بقایای یک رودخانه ی باستانی تاریخ بخش میانی فلات ایران می بایست بازنوسی شود .
لندن - 13 مارس 2006 - پزوهشکده ی باستان شناسی
شناسایی رد یک شکاف مربوط به رود خانه ای باستانی در تپه ی باستانی مافین آباد که به هزاره ی چهارم پیش از میلاد باز می گردد موجب فراهم آمدن داده های بسیار ارزشمندی برای باستان شناسان پیرامون زندگی اقتصادی و فرهنگی مردمان بخش مرکزی فلات ایران شد. باستان شناسان بر این باورند می بایست که یک رویداد بسیار مهم در این منطقه منجر به دگر گونی های آب و هوایی در بخش مرکزی فلات ایران شده باشد و زمینه ی بر چیده شدن تمدن شهری را در این منطقه را فراهم آورده باشد .
احمد چایی چی رهبر گروه پژوهشی بخش میانی فلات ایران و سرگروه تیم کاوش در مافین آباد گفت:
پیش از این گمان می رفت که بخش مرکزی فلات ایران همواره یک بیابان بوده و بنابر این وجود برخی تمدن ها در این منطقه به مانند چشمه علی همواره برای باستان شناسان یک راز بوده است . و با شناسایی شکاف و راه یک رود خانه ی باستانی در این منطقه باور های باستان شناسان را دیگرگون ساخت .
کاوشهای باستان شناسان در منطقه ی مافین آباد نگرش رایج را درباره ی شرایط آب و هوایی بخش مرکزی فلات ایران دگرگون ساخت . با این یافت تازه دیدگا ه های باستان شناسان گذشته درباره ی شرایط اقتصادی و اجتماعی مردمان بخش مرکزی فلات ایران در دوران باستان می بایست بازنگری گردد .
بنا به گفته ی چایی چی :
یافتن بقایای این رودخانه ممکن است منجر به شناسایی یک تمدن با شکوه در این منطقه شود که ممکن است در اینجا پایه گذاری شده باشد .
پرسشی که اکنون مطرح است اینست که :
چه رویدادی در 6000 سال پیش موجب فروپاشی تمدنی شد که رفته رفته به سوی شهر نشینی پیش می رفت ؟!!!
کاوش گران باستان شناش در پایگاه باستانی مافین آباد که فعالیت خود از ژانویه ی امسال آغاز کردند به یک سری از پیشر فت هایی درباره ی وضعیت بیولوژیکی و فرهنگی بخش میانی فلات ایران رسیدند. .کاوشگران باستان شناس در پایگاه تاریخی مافین آبادکار خود را از ژانویه ی امسال آغاز کردند .
چایی چی بر این باور است که کشف بقایای رود خانه در این منطقه نشان از پیشرفت فرهنگ و تمدنی در منطقه ی "چشمه علی" در بخش میانی فلات ایران می باشد .
چایی چی روشن ساخت:
از سویی دیگر ; کشف شمار زیادی دوک نخ ریسی نشان از آن دارد که مافین آباد روزگاری یک منطقه ی صنعتی در بخش میانی فلات ایران در دوران باستان بوده است . افزون بر دوک نخ ریسی ; برخی از ابزار و لوازم کار گاه سفال گری نیز در این منطقه یافت شده که نشان دهنده ی پیشرفت صنعت سفاگری در روزگاران باستان بوده است . روش استاندارد فراهم آوردن سفال ها نشان از آن دارد که این صنعت به مرحله ی پیش رفته ی خود در طی آن دوره ی تاریخی رسیده بود .
مافین آباد در اسلام شهر (در جنوب تهران ) و در نزدیکی واوان تپه که متعلق به دوران فرمان روایی سلسله ی ساسانیان است جای دارد .
پایان  _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388 09:49:52 موضوع مطلب: |
|
|
من این نوشتار را از تارنگار جناب امید عطایی فرد ; سوشیانت مزدیسنا , در بخش باستان شناسی آورده ام با سپاس از کوششهای این مرد بزرگوار
بهشت عصر آهن
بنام خداوند جان و خرد
سرزمین قم را «بهشت عصر آهن» نام نهادهاند و با تمدن سیلک کاشان نزدیکی دارد. نام اینجا را به این جهت قم نهادند که مردم در خانه های کوتاه قدی به نام «کومه» زندگی میکردند و کومه به «کـُم» یا قم تبدیل شد. قم مهمترین مرکز مذهبی ـ سیاسی مغان مهرپرست (قبل از ظهور زرتشت) در داخل فلات ایران میباشد. در این مذهب برخلاف کیش مزداپرستی، مار موجود مقدسی بود و جنبه خدایی داشت. در داخل گورهای جنینی مغان مهرپرست، بر دست راست آنها دستبند مار وجود داشته و این خود نشان از تقدس مار است. همچنین الاهه برکت و باروری به صورت بانوی جنگجویی سوار بر اسب نشان داده شده که در حال پیکار با دیو خشکسالی است. این دیار در زمان ساسانیان شهری بسیار آباد و «زعفران قمی» بسیار معروف بوده در حالی که امروزه خبری از نسل این گیاه در این شهر وجود ندارد. خرمهره (مروارید فیروزه ای ایران باستان) هنری اصیل از سرزمین قم است که لعاب آن از سه ماده اولیه «سیلیس» و «گیاه اشنون» و «اکسید مس» میباشد و چهارهزار سال قبل از میلاد مسیح در کورههای مس در حوالی قم کشف شده است. آن را امروزه مهرههای چشم و نظر مینامند چون مردم این شهر به چشم و نظر خیلی اعتقاد دارند و آن را بر دیوار خانه یا بر روی اشیای قیمتی میآویزند و میگویند که رنگ فیروزهای لعاب آن، چشم و نظر را برمیگرداند. جالب اینجا بود هنگامی که این مهرهها را در کورهها و گورهای عصر مفرغ و برنز پیدا کردند، در قم تنها یک خانواده این مهره ها را در کارگاهی ساده و ابتدایی تولید میکرد و راز (فرمول) آن به صورت موروثی و نسل اندرنسل به زمان حال منتقل شده بود. به همین جهت سازمان میراث فرهنگی به شدت از این خانواده حمایت کرد به گونه ای که با کوشش یکی از استادان ایرانی «دانشکده معماری کاسل» در اروپا این هنر با راه اندازی یک غرفه در «نمایشگاه هانور» به نام ایران ثبت شد و در «کتاب موزه نیویورک» به نام «قم تکنیک» معرفی شد. این لعاب، نخستین لعابیست که بشر مشاهده کرده و ریشه تمام شیشه ها و لعابهای بعدیست. از این رو در تمدن بشری نقش بسزایی ایفا کرده است. ابتدا کشور مصر ادعای مالکیت این میراث فرهنگی را داشته و به اشتباه آن را به نام خود ثبت کرده بود. و این در حالیست که دانشمندان معتقدند هنر ساخت خرمهره توسط یکی از شاهزاده خانمهای ایرانی به همراه جهیزیه وی به مصر منتقل شده است.
چند نکته را باید روشن کنم :
نخست آنکه به تازگی جهاد کشاورزی قم در حال پژوهش بر روی گونه ی زعفرانی که در گذشته در سرزمین قم کاشته می شده و آهنگ آن دارد که کاشت آن را دوبار از سر گیرد
- دو دیگر آنکه خرمهره در سراسر ایران بزرگ شناخته شده است از کناره های خلیج فارس تا لرستان تا ترکیه اما به طور اتفاقی یک خانواده راز فرمول سنتی آن را در اختیار داشتند
- سه دیگر اینکه کاسی ها رنگ آبی را مقدس می دانستند و ویژگی این لعاب اینست که که به رنگ فیروزه ای یا سبز آبی و همچنین آبی کبود تهیه می شود و آنقدر به رنگ سنگ فیروزه نزدیک است که آن را هنوز در طلا سازی به جای نگین به کار می برند و بیشتر برای طلسمهای چشم و نظر به لباس یا قنداق نوزادان پیوند می دهند و یا به گونه ای اسباب بازی و آویز با ترکیب سنگ و چوب و سنگ های نیمه قیمتی دیگر برای آویز گهواره از آن بهره می جویند . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند yazdan |
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388 10:14:38 موضوع مطلب: |
|
|
ببخشید دوباره یک ترک گفته این خرمهره برای پان ترکان است خدا !!!!!!!!!!!!!
 _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388 17:16:32 موضوع مطلب: وشنوه |
|
|
با درود بر همگی مصاحبه با گروه باستان شناسی آلمانی معادن مس پیش ار تاریخ وشنوه را بخوانید :
در گفتگو با دكتر سيدمحمود ميراسكندرى (باستانشناسى) و كاوشگران آلمانىِ همراه
* لطفاً خودتان را براى خوانندگان جوان ما معرّفى بفرماييد.
من، سيد محمود ميراسكندرى، متولّد تهران، به سال 1337 هستم.
تخصص من دكترى زمين - باستانشناسى است و دوره دكترى خودم را در هند گذراندهام. مسئوليتهايى كه قبل از اين داشتهام، باستانشناسى زير آب و مسئوليّت بررسى غارهاى كشور بوده است.
*جناب آقاى دكتر ميراسكندرى! اين روزها شما را در اطراف قم زيارت كردهايم. ممكن است بفرمايد كه چه طرحى را در دست تحقيق داريد و كار در چه مرحلهاى است؟
ما يك پروژهاى داريم با عنوان «معدنكاوىِ فلات مركزى» كه اين پروژه، همزمان در «اَريسمان» كاشان و «وِشْنَوِه» قم انجام مىشود كه اين، دومين فصل كاوش است. فصل اوّل اين كاوش، در ارديبهشت ماه سال گذشته انجام شد و فصل دوم آن امسال است كه رو به اتمام است.
ما در اين جا، در سه منطقه: چاله غار، لقّه مراد و مزرعه كار مىكنيم كه در اين سه منطقه، تعدادى معادنِ پيش از تاريخْ شناسايى كردهايم. در حدود 21 معدن باستانى در منطقه چالهغار است و در منطقه لقّه مراد، حدود سى معدن باستانى داريم كه متعلّق به دوره برنز هستند، يعنى حدوداً مربوط به چهار پنجهزار سال پيش.
سال گذشته در حين حفّارى در اين جا به آثارى متعلّق به دوره ساسانى برخورديم كه اصلاً فكرش را نمىكرديم. چون ما به تصوّر اينكه معادن، مربوط به پيش از تاريخاند، شروع به حفّارى كرديم. در اين فصل هم دوباره ما كار سال گذشته را ادامه داديم كه باز هم به آثار باستانى و در يكى دو مورد به آثار دوره اسلامى برخورديم و چون كار در مرحله پايانى است، إن شاء اللَّه به زودى گزارش آن را انتشار خواهيم داد ؛ ولى اينطور كه شواهد و قراين نشان مىدهد، اين معدن در دوره ساسانى به صورت يك نيايشگاه درآمده بوده كه مىتوانيم بگوييم حتى در اوايل دوره اسلامى هم وجود داشته و دليل آن هم اين است كه ما در اينجا سكّهاى پيدا كرديم كه متعلّق به دوره عبّاسى است.
--------------------------------------------------------------------------------
19
--------------------------------------------------------------------------------
* ايرانىها - بويژه كسانى كه سنّى از آنها گذشته است - تمدّن خود را در هر دو دوره قبل و بعد از اسلام، تمدّن درخشان و برجستهاى مىدانند. آيا اين ديدگاه، با واقعيتها همخوانى دارد؟ و آيا با وجود كاوشهاى گسترده علمى - باستانشناسىِ انجام شده در گوشه و كنار جهان، اين ديدگاه، همچنان اعتبار خود را حفظ كرده است؟
بله، همخوانى دارد و كاوشهايى كه ما انجام مىدهيم، نشان مىدهد كه واقعاً پيشرفت علمى ما خيلى گسترده بوده و اميدوارم كه اين ديدگاه، همچنان اعتبار خودش را حفظ كند و با همين ديدگاه است كه الآن، سازمان ميراث فرهنگى و دولت جمهورى اسلامى تصميم گرفتهاند كه همكارى متقابل علمى با كشورهايى مثل آلمان (كه از نظر علمى پيشرفت چشمگيرى در اين زمينه داشته) انجام بدهند.
براى اين پروژهاى كه الآن ما به همراه گروههايى از كشور آلمان بر روى آن كار مىكنيم، بين موزه بوخوم و مؤسسه باستانشناسى آلمان و دانشگاه ترايزبورگ آلمان و سازمان ميراث فرهنگى و سازمان زمينشناسى ايران، يعنى پنج نهاد علمى، تفاهمنامهاى امضا شده و اينكار، إن شاء اللَّه ادامه پيدا خواهد كرد و در اين دو سال، واقعاً ما در كارهايمان، هم از لحاظ علمى و هم از نظر فرهنگى بسيار موفّق بودهايم و اعتبار ديدگاهى كه شما گفتيد، تقويت شده است.
در وِشنَوه، آقاى دكتر توماس اشتونر(Thoumas shtoner) مسئول هيئت آلمانى هستند و من هم مسئول هيئت ايرانىام و در اَريسمان، آقاى دكتر پارزينگر(D.parzinger) مسئول گروه آلمانى است و آقاى چِگينى مسئول گروه ايرانى هستند. رئيس اين پروژه (معدنكاوى) هم آقاى دكتر عبدالرسول وطندوست هستند.
* شناخت تمدّنها و فرهنگهاى كهن و سُنن و آداب مردمان گذشته در ايران يا سرزمينهاى ديگر، براى دنياى امروز و بويژه نسلِ امروز، چه بهره روشنى دارد؟
بهعنوان مثال در معدن شماره يكِ چالهغار، مُهرههايى به دست آورديم كه كَهرُباست و اين كهربا، احتمالاً از خارج از ايران به اينجا آورده شده و اين، نشان مىدهد كه در زمانهاى قديم هم ما داد و ستد و تبادلات فرهنگى داشتهايم. و من اميدوارم كه روابط فرهنگى ما در حال حاضر از اينكه هست، بيشتر شود و ما بتوانيم فرهنگ خودمان را به شكل بهترى به آنها منتقل كنيم.
اين هيئت آلمانى كه الآن در اَليدر «وِشْنَوه» كار مىكنند، واقعاً خودشان را با فرهنگ ما وِفق دادهاند و چون فرهنگ ما غنى است، خيلى دوست دارند فارسى را ياد بگيرند و اصرار دارند كه ما به آنها فارسى ياد بدهيم. غذاهاى ايرانى را خيلى دوست دارند، آداب و رسوم ايرانى را دوست دارند و هر كه با آنها صحبت مىكند، مىگويند ما از اينكه در ايران هستيم، خيلى خوشحاليم و من خيلى خوشحالم كه ما اقلاً از اين طريق توانستهايم فرهنگ خودمان را به آنها منتقل كنيم.
* گفته مىشود كه مبادلات فرهنگى و مهاجرت و سياحت و...، تمدّنها و فرهنگها را عميقاً تحت تأثير قرار مىدهند. به نظر شما (به عنوان يك باستانشناس)، آيا چنين تأثير عميقى وجود دارد يا خير؟ و آيا اين تأثيرات به تقويت تمدّن مىانجامند يا به تضعيف آن؟
بله، اين تأثير عميق وجود دارد و اين تأثيرات، به تبعِ تمدّنهاست. همانطور كه گفتم، ما الآن به جاى اينكه فرهنگ اين آلمانىها را بگيريم، داريم فرهنگ خودمان را به آنها مىدهيم. وقتى من با آقاى
--------------------------------------------------------------------------------
20
--------------------------------------------------------------------------------
توماس صحبت مىكنم و نظر ايشان را در مورد ايران مىپرسم، ايشان مىگويد: «آنطور كه ما فكر مىكرديم، نيست». حتى من با يكى از اين دانشجويان آلمانى به نام آقاى «يان» كه صحبت كردم، پرسيدم: «قبل از اينكه به ايران بيايى، چه احساسى داشتى؟». گفت: «من وقتى كه مىخواستم به ايران بيايم، خيلى مىترسيدم؛ چون تبليغات سوئى شده بود و زمانى كه به وشنوه آمدم، ترس توى دلم بود؛ امّا وقتى كه وارد وشنوه شدم و برخورد مردم آنجا و همكاران ايرانى را مشاهده كردم، ديدم كه اصلاً آنطور كه مىگفتند، نيست و الآن من خيلى خوشحالم و احساس مىكنم روزى كه به آلمان برگردم، دلم براى وشنوه و مردم ايران، تنگ مىشود». اين نشان مىدهد كه تأثيرات، تابع روابط است .
* آيا تمدّنِ بدون مبادله و فارغ از داد و ستد با ديگر تمدّنها هم قابل تصوّر است؟ شما هيچ فرهنگ يا تمدّن باستانىِ درخورِ توجّهى سراغ داريد كه به صورت «بسته» به حيات خود ادامه داده باشد؟
مورد اوّل، قابل تصوّر نيست، به دليل اينكه آثارى كه الآن به دست مىآوريم، همه نشاندهنده وجود تبادل فرهنگى است. در بعضى مواقع، ديده شده كه مثلاً ظرفى پيدا مىشود كه متعلّق به منطقه ديگرى است. بعضى اعتقاد دارند كه هنرمندى آمده اينجا و اين كار را ارائه داده و يا اينكه اين اثر را از آنجا آوردهاند. پس نتيجه مىگيريم كه به هر حال، اين تبادل، بوده است. حالا تبادل فرهنگى و يا داد و ستد بوده است. خود تبادل تجارى هم باعث مىشود كه از نظر فرهنگى يك مقدار آن كشور يا آن منطقه رشد كند.
در مورد قسمت ديگر پرسش شما بايد بگويم كه هيچ تمدّنى به صورت بسته نمىتواند پيشرفت كند. شما حتّى اگر نخواهيد علم و فرهنگتان را پيشرفت بدهيد، باز هم مجبوريد تبادل علمى يا تبادل فرهنگى داشته باشيد. پس يقيناً براى پيشرفت در علم يا در فرهنگ بايد اين تبادل باشد. حالا به هر صورتى مىتواند باشد: به صورت داد و ستد محصولات يا به صورت بحث و تبادلنظر يا رفت و آمد و يا حتّى كتاب و رسانهها.
* انتقال فرهنگها در گذشته، چه اندازه با تحميل و چه اندازه با تبادل بوده است؟
من فكر مىكنم كه انتقال فرهنگها بيشتر با تبادل بوده و نه تحميل؛ چون آثار و شواهدى كه ما بهدست آوردهايم، همه نشاندهنده اين است كه چون در آن زمان پول نبوده، جنس تبادل مىكردند. از معادن چالهغار مثال مىزنم كه مثلاً از اينجا مس مىبردند و احتمالاً در قبالِ مسى كه مىبردند و به آن منطقه ديگر مىدادند، يك چيزى مىگرفتند. اين خودش مىشده تبادل. تحميلى نبوده. كسى هم آنها را وادار نمىكرده كه اين معادن را استخراج كنند و ببرند به آنها تحويل بدهند.
* بخش مقالات اين شماره از مجلّه ما به «روابط اجتماعى» اختصاص دارد. مايليم بدانيم ديدگاه شما درباره نقش گفتگوى فرهنگها و تمدّنها در توسعه و تعالى فرهنگى هر يك از ملّتها و كشورها و تمدّنها چيست؟ و به نظر شما گسترش روابط بين ملّتها در قالبهاى مختلف (جهانگردى، سفرهاى تفريحى - فرهنگى، زيارت، اردوهاى علمى - آموزشى، جشنوارههاى بينالمللى تجارى - فرهنگى، و...)، در مسير ارتقاى آگاهى و معرفتِ يك ملّت، چهقدر ضرورت دارد؟ و نقاط مثبت و منفى آن چيست؟
گفتگوى فرهنگها و تمدّنها واقعاً براى رشد فرهنگى و اجتماعى مردم، مورد نياز است. ما نمىتوانيم جلوى گفتگوى فرهنگها و
--------------------------------------------------------------------------------
21
--------------------------------------------------------------------------------
تمدّنها را بگيريم ؛ چرا كه اينهاست كه باعث پيشرفت در علم و فرهنگ مىشود و به نظر من، ما بايد تا جايى كه مىتوانيم، فرهنگ خودمان را به ساير كشورها و جوامع، صادر كنيم. تمدّنى كه ما داريم، در هيچ كجاى دنيا شبيه آن و به غناى آن، وجود ندارد. البته خوب در مصر و يونان و... تمدّن وجود داشته، ولى تمدّن ايران، بخصوص فرهنگمان (فرهنگ ايرانى - اسلامى) خيلى غنى است.
و باز هم براى مثال مىگويم كه باستانشناسان آلمانى از فرهنگ ما و از برخورد ما خيلى شگفتزده شدهاند. به طورى كه وقتى من با آقاى توماس صحبت مىكنم، ايشان مىگويد: اميدوارم كه سالهاى سال، اين پروژه ادامه داشته باشد تا من بتوانم به اين بهانه به ايران بيايم و هرچه بيشتر با فرهنگ و تمدّن ايران آشنا شوم.
گسترش روابط بين ملّتها در قالبهايى مثل جهانگردى واقعاً مفيد است. ما بايد اجازه بدهيم جهانگردها بيايند يا ما به صورت جهانگرد برويم تا خوب و بد و سود و زيانِ فرهنگها را با چشم خودمان ببينيم. من وقتى با تك تك اين همكاران خارجى صحبت كردم، همه اينها به دليل تبليغات سوئى كه شده بود، از آمدن به ايران مىترسيدند؛ ولى الآن مىگويند حيف كه ما بايد ايران را ترك كنيم. چون همه چيز اينجا برايشان جذابيت دارد، مردم ايران، فرهنگ ايران و حتى طبيعت آن. اين خودش باعث مىشود كه اين آقايان، فرهنگ ما را ببرند و مثلاً در آلمان تبليغ كنند. به هر حال عدّهاى هستند كه ذهنيات غلطى در مورد ما ايرانىها و ايران دارند. اينگونه افراد مىتوانند بروند و نظر آنها را تغيير بدهند، چون از نزديك ديدهاند.
بنابراين، به نظر من، جهانگردى نقاط مثبتش بيش از نقاط منفىاش است و ما بايد توانايى خودمان را در جذب جهانگردان، بويژه جهانگردان فرهنگى، تقويت كنيم تا به ايران بيايند و واقعيتها را به آنها نشان بدهيم و با آنها برخورد خوبى داشته باشيم تا با خاطره خوش از ايران بروند كه بتوانند ذهن ديگر كسانى را كه مىخواهند (براى تحقيق و تفريح سالم و تجارت و سياست و...) به ايران بيايند، امّا احساس ترس مىكنند، تغيير بدهند. اين روابط، يقيناً در ترويج فرهنگ ما و امنيت و رفاه ما، تأثير مثبت دارد.
* هر موضوع ديگرى را كه شخصاً براى مخاطبان جوان ما مفيد مىدانيد، مطرح بفرماييد.
من اميدوارم كه تمام جوانان ما در شناخت فرهنگ و تمدّنمان - كه اينقدر از آن دم مىزنيم - تلاش كنند و بتوانند آن را آنطور كه بايد و شايد به نسل آينده منتقل كنند؛ چون وظيفه ما و جوانان ما اين است كه فرهنگ و تمدّنمان را آنطور كه هست، حفظ كنيم، نه آنطور كه برخى به ما ديكته مىكنند. ببينيم كه ما چه فرهنگى داشتهايم و آيا اين فرهنگ هنوز هم ادامه دارد؟
حالا به عنوان يك باستانشناس، اين را مىخواهم بگويم كه خيلى از فرهنگهاى خوب ما دارد از بين مىرود و جوانها هستند كه بايد آنها را حفظ كنند.
در مورد باستانشناسى هم مىخواهم بگويم كه باستانشناسى واقعاً يك علم است و ما به كمك آن مىتوانيم فرهنگ و تمدّن كهن خودمان را نهتنها به مردم ايران، بلكه به مردم جهان بشناسانيم. من از تمام جوانها، بخصوص جوانان باستانشناس مىخواهم كه سعى كنند فرهنگ و تمدّن ايران را به اين طريق به تمام جهانيان و بخصوص به ايرانىها بشناسانند ؛ چرا كه حفظ و نگهدارى آثار فرهنگى - كه نشان دهنده فرهنگ و تمدّن ماست و در واقع مىشود گفت كه شناسنامه هر ايرانى است - واجب است.
پاینده ایران
..............................................................................................................................................................................
درود بر همگی
قاهان یا قاهون یکی از روستاهای پیرامون قم دارای مردمانی سفید پوست و با چشمانی روشن می باشد و البته این تنها درباره ی روستای قاهان نیست
بلکه بیشتر روستاهای پیرامون قم به مانند آوِِه /ave/و و شنَوَ/veshnave/ که قدمت آنها به 4000 سال پیش می رسد مردانی روشن پوست و با چشمانی روشن هستند و از نظر نژادی با مردمان یزد و کرمان و حتی کاشان بسیار متفاوت هستند
و در حدود العالم آمده :
آوه شهریست از جبال ( فلات ایران - اقلیم چهارم ) انبوه و آبادان و هوای درست و هوایش معتدل آبش از رودخانه ی "گاوماها" که "بماهین دره" می خوانند و در آن شهر زمستان یخ - آب در چاه می بندند به چند کرت تا فرو می خورد در تابستان همچنان یخ آب باز می دهد آنقدر آب یخ که در زمستان خورده بود باز دهد بعد از آن آب ساده مثل دیگر چا ه ها و غله و پنبه در آنجا بسیار نیکو بوَد از میوه هایش انجیر نیکو بوَد . و..... مردمان آنجا سفید چهرند ( یعنی از نژاد عرب نیستند )
_________________
آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388 00:14:19 موضوع مطلب: |
|
|
درود بر همگی
آثار به دست آمده از چاله غار وشنوه _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388 09:42:27 موضوع مطلب: |
|
|
تپه صرم
تپه صرم درحدود 15 كیلومتری جنوب شرقی جاده كاشان در بخش كهك حد فاصل میان راه روستای خورآباد وصرم قراردارد. این تپه پشته ای طبیعی از رسوبات شنی به طول 192، عرض 115 و ارتفاع 60/5 متر است كه نزدیك محوطه استقراری شمشیرگاه قرار دارد.
با دریافت گزارش های مردمی در سال 1375 مبنی برتخریب بخشی از تپه توسط بولدوزر راه سازی ، توسط میراث فرهنگی استان ، عملیا ت راه سازی متوقف شد. در سال 1376 عملیات گمانه (چاهی كه برای آزمایش قنات حفر می كنند ) زنی جهت مشخص نمودن وضعیت تپه و تعیین حریم آن آغاز گردید و تپه درسال 1378 در فهرست آثارملی كشور به ثبت رسید.
به علت حفاری های غیر مجاز درسال 1379 و به منظور نجات دادن بخشی از اشیا از خطر سرقت ، طرح حفا ری درسال1380 به تصویب ودر تاریخ 29/11/80 به مدت 26 روز فصل اول كاوش در تپه صرم توسط هیات باستان شناسی به سرپرستی "خسرو پور بخشده " به انجام رسید.
در این كاوش پنج كارگاه به ابعاد 5×5 متر در مركز و چهار جهت اصلی تپه ایجاد و در ادامه به گورهای زیادی برخورد شد. این گورها دارای ساخت وساز خشتی به صورت توده هایی گاه انبوه است و تدقین در اطراف این توده ها انجام شده است . در اطراف متوفی تعداد زیاد ی اشیا ی سفالی، مفرغی و گاه آهنی یافت شد كه در حقیقت براساس اعتقاد این مردمان به دنیای پس از مرگ صورت می گرفت . برای دفن اجساد از لحاظ نوع تدفین یا جهت آن، وضعیت خاصی مشاهد ه نشد.
اشیای به دست آمده در این تپه دارای تنوع خاصی است ؛ ظروف سفالی خاكستری رنگ لوله دار،لاوك ها (ظرف چوبین بزرگ و مدّور دارای لبه ای كوتاه ) ، لیوان ها ، فنجان ها و خمره ها و... اشیای فلزی مفرغی چون سرپیكان ، خنجر ، زیورآلات ، دستبند وحلقه از جمله اشیای ارزشمند این تپه است .
گورستان تاریخی تپه صرم با قدمت 3500 – 3200 سال از مهمترین محوطه های عصر آهن ایران و فرهنگ سفال خاكستری ایران مركزی است .
ساروج : مخلوطی است از آهك و خاكستر یا ریگ كه در آب به مرور جذب انیدرید كربنیك كنند و آهكش به صورت سنگ آهك كه محكم و پایدار است در می آید و از آن در جهت ساختن بنا استفاده می كنند.
کتاب میراث فرهنگی استان قم
زهره پری نوش - سایت تبیان
بالای صفحه _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388 10:16:33 موضوع مطلب: |
|
|
درود بر همگی
راه های قدیمی منطقه کویر
راههای قدیمی منطقه عموما از سه دوره تاریخی بر جای مانده اند. هر چند که بیشتر این راه ها در دوره های بعدی بر روی همان مسیرهای قبلی بازسازی و مرمت شده اند، اما هنوز شواهد و نشانه های بارز از این راه ها بر جای مانده است. قدیمی ترین نشانه های برجای مانده از راه های گذشته متعلق به دوره ساسانی است که اصفهان را به ری وصل میکرده اند. از بقایای راه ساسانی که در این ناحیه بر جای مانده است، راهی است که از جوب حوض سلطان بین پل دلاک و روستای محمد آباد و کاج میگذشته است. در روزگاری نه چندان دور یکی از راه های ارتباطی اصفهان به خراسان، و مازندران و همچنین بخشی از راه های قدیمی ابریشم از منطقه قمرود و دشت قمرود عبور میکرد. قسمتی از این راه ها سنگ فرش بوده است که به عنوان مسیر تابستانی مورد استفاده قرار میگرفته است. برای نمونه میتوان از راهی نام برد که در زمان صفویه ساخته شده است و به نام پل دلاک یا اروانسرای حوض، شهرت داشته است. مسافران هنگام عبور از این مسیر از قم رو به شمال شرقی موازی با دره قمرود می رفتند و سپس در محل برخورد قمرود با قره چای از روی پل دلاک میگذشتند. امروزه به دلیل تغییر مسیر راه های منطقه قم به سوی شمال یا جنوب کشور، این راهای باستانی از یادها رفته اند.
جهت معرفی به دوستان عزیزی که شهر و استان قم را فقط به مسجد جمکران و یا حرم حضرت معصومه میشناسند....
میل ها
در کنار راه های باستانی سرزمین ایران، به ویژه در دل کویر و یا انبوه درختان جنگلی ستون های بلندی می بینیم که از فرسنگ ها دور نیز دیده میشوند. این گونه ساختمان ها را میل می نامند و برای راهنمایی رهگذران جاده های باستانی در مسیر طولانی کویر ساخته شده اند. در منطقه قمرود نیز نمونه هایی از این میل های راهنما دیده می شود که در مسیر های فرعی جاده های باستانی شکل گرفته اند.
میل صفرعلی
این میل بر فراز رشته کوهی در غرب روستای کاج به نام سپر رستم واقع است، ارتفاع میل تا سطح دشت به سمت جنوب، 70 تا 80 متر است. ارتفاع میل حدود 5 متر و قطر قاعده آن 7 متر است. میل به شکل برج مخروطی ناقص است. درون برج تا ارتفاع 5 متری آن با لاشه سنگ پر شده و بر روی آن اتاقکی ایجاد نموده اند که سقف آن از سنگ و ساروج است. رهگذران پس از عبور از پل دلاک میبایست برای رسیدن به کاروان سرای کاج از کنار این میل بگذرند. به علت این که اطراف میل سفالینه هایی از عصر سلجوقی به دست آمده است و با توجه به نوع معمالی و شباهت آن به قلعه سنگی کاج به احتمال زیاد این میل از آثار دوره سلجوقی است.
میل بابک
این میل بر فراز بلندترین قله رشته کوه شمالی دره قمرود و در غرب روستای کاج و میل صفرعلی قرار دارد. با توجه به عبور راه خراسان از این منطقه و قرار گرفتن کاروان سراها بر سر راهی که مربوط به دوران اسلامی است احتمالا میل بابک نیز از آثار دوره سلجوقیان می باشد. میل بابک به فاصله یک کیلومتری از میل صفرعلی قرار گرفته و فقط نمای شمالی آن از آسیب دور مانده است.
برگرفته از :
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|