omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 676 امتياز: 1740 تشکر کرده: 113 تشکر شده 803 بار در 420 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 13 اسفند ماه ، 1387 16:56:05 موضوع مطلب: اقلیت ملی
اقلیت ملی
ویژه نام «اقلیت ملی» یا «کم شماران میهنی» از برساخته های من (همانند: میهن سالاری) در زمینه فلسفه سیاسی – اجتماعی میباشد. برای گوشهایی که اقلیت مذهبی را بارها شنیده اند این گویش (اقلیت ملی) شاید ناآشنا و پرسش برانگیز باشد. اما با نگاهی گزرا به رویدادهای ۱۴ سده کنونی به ویژه این سه دهه (1358تا 1388) درمییابیم که حکومتها و مردم تبعه ایران خواه ناخواه مذهب را بر ملیت، برتر و بیشتر برگزیده اند. نگاهی به گاهشمار آیینی و تقویم رسمی نشان میدهد که بجز ایام نوروز که آن نیز در دورههایی زیر فشار برای حذف بوده، هیچ تعطیل رسمی برای مناسبتهای باستانی ایران در میان نیست.
با این همه، در گزر این سده ها اقلیتی ملی با این چهره های نامور به نکوداشت فرهنگ باستانی ایران پرداخته اند که میتوان اشاره کرد به: شاعران عربسرای شعوبی، سرخ جامگان، سپیدجامگان، قرمطی ها، یعقوب لیث (تنها دولتمرد به تمام معنا ملی در عهد قدیم)، نصر دوم سامانی، روزبه دادویه، فردوسی، حافظ، خیام، میرزاآقاخان کرمانی، ابراهیم پورداوود، حبیب نوبخت، رسام ارژنگی، محمد معین و...
اقلیت ملی همیشه در برابر اکثریتی مذهبی کوشش کرده تا نه تنها به نگاهبانی از میراث باستانی بپردازد بلکه در زمانهای ویژه و فرصتهای مناسب به پیاده کردن آرمانهای آریایی دست یازد؛ که البته دیدیم که صفاریان و پهلویان دولتهایی مستعجل بودند. از راهکارهای اقلیت ملی میتوان اشاره کرد به:
• برگزاری شکوهمند جشنها و آیینهای باستانی.
• پاسداری از زبان پارسی.
• رواج جهانبینی و فلسفه مزدایی.
• پرهیز از خلیفه گرایی و جمهوری خواهی.
• آزادسازی سرزمینهای اشغالی ایران بزرگ.
{برای آگاهی بیشتر بنگرید به:
Ardashir هموند عادی وضعيت: آفلاين 24 بهمن ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 12 امتياز: 30 تشکر کرده: 3 تشکر شده 3 بار در 1 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 15 اسفند ماه ، 1387 23:16:03 موضوع مطلب: Re: اقلیت ملی
omidataeifard مي نويسد:
اقلیت ملی
ویژه نام «اقلیت ملی» یا «کم شماران میهنی» از برساخته های من (همانند: میهن سالاری) در زمینه فلسفه سیاسی – اجتماعی میباشد. برای گوشهایی که اقلیت مذهبی را بارها شنیده اند این گویش (اقلیت ملی) شاید ناآشنا و پرسش برانگیز باشد. اما با نگاهی گزرا به رویدادهای ۱۴ سده کنونی به ویژه این سه دهه (1358تا 1388) درمییابیم که حکومتها و مردم تبعه ایران خواه ناخواه مذهب را بر ملیت، برتر و بیشتر برگزیده اند. نگاهی به گاهشمار آیینی و تقویم رسمی نشان میدهد که بجز ایام نوروز که آن نیز در دورههایی زیر فشار برای حذف بوده، هیچ تعطیل رسمی برای مناسبتهای باستانی ایران در میان نیست.
با این همه، در گزر این سده ها اقلیتی ملی با این چهره های نامور به نکوداشت فرهنگ باستانی ایران پرداخته اند که میتوان اشاره کرد به: شاعران عربسرای شعوبی، سرخ جامگان، سپیدجامگان، قرمطی ها، یعقوب لیث (تنها دولتمرد به تمام معنا ملی در عهد قدیم)، نصر دوم سامانی، روزبه دادویه، فردوسی، حافظ، خیام، میرزاآقاخان کرمانی، ابراهیم پورداوود، حبیب نوبخت، رسام ارژنگی، محمد معین و...
اقلیت ملی همیشه در برابر اکثریتی مذهبی کوشش کرده تا نه تنها به نگاهبانی از میراث باستانی بپردازد بلکه در زمانهای ویژه و فرصتهای مناسب به پیاده کردن آرمانهای آریایی دست یازد؛ که البته دیدیم که صفاریان و پهلویان دولتهایی مستعجل بودند. از راهکارهای اقلیت ملی میتوان اشاره کرد به:
• برگزاری شکوهمند جشنها و آیینهای باستانی.
• پاسداری از زبان پارسی.
• رواج جهانبینی و فلسفه مزدایی.
• پرهیز از خلیفه گرایی و جمهوری خواهی.
• آزادسازی سرزمینهای اشغالی ایران بزرگ.
{برای آگاهی بیشتر بنگرید به:
اين اقلّيتِ ملّي كه شما ميفرماييد، در واقع همان ايرانيتباران راستين هستند كه تمدّنِ ديرپايِ ايرانزمين را پيافكنده و در طي سدهها و هزارهها آن را پاس داشتهاند.
افزون بر آرمانهايي كه شما برشمرديد، اين اقليتِ نخبه وظيفهاي مهم بر دوش دارد و آن «بازتوليدِ انبوه» خويش است. نمي بايست هيچگاه اهميتِ تخمه و تبار و نژاد را از ياد برد و گوش به تبليغاتِ اهريمني مدرن فراداد كه ميگويند انسانها همه با هم برابر و برادر هستند. مهمترين مشكل ايران در عصر حاضر، «فقرِ ژنتيكي» است كه در اثر آميزشها و به ويژه در دورهي كنوني و در نتيجهي فرار مغزها حاصل شده و ميشود. نخبگان ايرانيتبار ميبايست جامعهاي در ميان خود تشكيل داده و تخمه و تبارِ خويش را پاس دارند. اين در قالب يك برنامهي «بهنژادي» (Eugenic) ملّي امكانپذير است. در اين باره يكچند يادداشت در تارنمايم گذاشتهام و اميدِ آن دارم كه به زودي كتابي نيز در اين باره به دستِ چاپ بسپارم.
کاربرانی که برای این ارسال از Ardashir تشکر کرده اند aradan
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 17 اسفند ماه ، 1387 00:01:34 موضوع مطلب:
درود بر شما
یک نکته فراموش شده و آن اینست که با گذشت زمان فلسفه ی جشنها به فراموشی سپرده شده و یا چگونگی برگذاری آن یک مثال همین جشن تیرگان است من یک بار در روزنامه ی هم
شهری خواندم که نوشته بود: جشن تیرگان جشن آب پاشان است در این روز باید جوانها برسر پشت بامها بروند و بی هوا به سر مردم کوچه و خیابانها آب بپاشند .این نویسنده مردم آزاری
را با با این جشن مذهبی اشتباه گرفته بود . به خدا سوگند که اگر دولت اجازه ی این کار را بدهد مردهای رگ گردنی ایرانی اجزه بدهند دختران و همسرانشان از خانه بیرون بروند .مردم ایران دچار فقر فرهنگی دهشتناکی هستند همواره به دنبال راهی برای بیرون ریختن عقده های روانی فرو خورده ی خود هستند . نمونه ی بارز این پدیده ی اجتماعی را در جشن چهار شنبه سوری ببینید که خیابانها را با میدان جنگ اشتباه می گیرند و ما هر ساله م بینیم که چه شماری از مردمان بیهوده تلف می شوند . همین امر موجب دلزدگی مردم شده . ترجیح می دهند
شاد نباشند چرا که روش شادی کردن را نمی دانند و این درد برزگی است .
farzande_pars هموند عادی وضعيت: آفلاين 23 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 19 امتياز: 50 تشکر کرده: 4 تشکر شده 15 بار در 9 پست
محل سكونت: tehran
ارسال شده در: يكشنبه، 18 اسفند ماه ، 1387 16:53:38 موضوع مطلب:
درود بر شما
.
با نیلوفرمهرزمین موافق هستم .
.
مردم ما شادی رو بلد نیستند ، یادشون رفته چه جوری باید شادی کنند
و مطمئنا این امر موجب خالی کردن همه ی احساساتشون توی یک جشن یا
هر جرقه ای که این فضا رو براشون بسازه میشوند .
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 676 امتياز: 1740 تشکر کرده: 113 تشکر شده 803 بار در 420 پست
ارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 21:55:29 موضوع مطلب:
اقلیت ملی در طول تاریخ بارها شاهد اشتباهات هموطنان خود بوده که برای نمونه میتوان به براندازی امویان (جناح راست حکومت اسلامی) و تقدیم قدرت به عباسیان (جناح چپ) اشاره کرد. و دیدیم که عباسیان دست کمی از امویان در سرکوب و کشتار ملی گرایان ایرانی نداشتند.
پس از رسیدن ایرانیان به استقلالی نیم بند، سلسله های ایرانی نسب خود را به ساسانیان میرساندند. <چنانچه گزارش «مسکویه» را باور کنیم هدف «مرداویج» از فتح عراق و تصرف شهر باستانی تیسفون که روزگاری تختگاه ساسانیان بود، بازآفرینی شاهنشاهی از دست رفته ایران و نهادن لقب شاهنشاه بر خود بوده است... رکن الدوله با نهادن اسم «فناخسرو» بر پسر بزرگش و «خسرو فیروز» بر پسر دیگرش، به سنت ایرانی بازگشت... >.
تاریخ ایران (کمبریج) با اشاره به نشان یادبود رکن الدوله دیلمی (تاجی بر سر و نوشته ی پهلوی: شکوه شاهنشاه افزون باد)، این نکته مهم را می افزاید که : <تلاشی که رکن الدوله برای زنده کردن سلطنت ایرانی از طریق آشتی دادن آن با شکل اسلامی حکومت آغاز کرده و عضدالدوله ادامه اش داده بود، خواه ناخواه میبایست به شکست بینجامد... آیین تاجگزاری عضدالدوله سررشته ای از تصور او از سلطنت را به دست میدهد. راست است که اسلام تصور کلی از سلطنت را در اصل منسوخ کرده بود اما در عمل، خصوصن در ایران این الغا واقعیت نیافت. در ایران تاریخها را هنوز با مبدا یزدگردی حساب میکردند، هنوز نوروز را جشن میگرفتند، و آتشکده های متعدد هنوز در خدمت آیین زرتشتی بود.>. [بخش هفتم]
بدین گونه کشاکش ایران و اسلام، کیش و کشور، همچنان تا زمان صفویه پابرجا ماند. زیرا پادشاهی ایرانی با خلافت تسنن همگون نمینمود و همیشه سایه خلافت بر سر سلطنت سنگینی مینمود. اینک صفویان بودندکه در رویارویی با خلافتی که این بار ترکان عثمانی سردمدارش بودند، استقلال سیاسی و مذهبی ایران بزرگ را پس از هزاره ای اهریمنی به تمام معنی به دست آوردند. _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
کاربرانی که برای این ارسال از omidataeifard تشکر کرده اند yazdan
aradan هموند عادی وضعيت: آفلاين 10 دي ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 8 امتياز: 18 تشکر کرده: 17 تشکر شده 2 بار در 2 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 10 دي ماه ، 1388 23:12:51 موضوع مطلب:
اعلام:
اینک صفویان بودندکه در رویارویی با خلافتی که این بار ترکان عثمانی سردمدارش بودند، استقلال سیاسی و مذهبی ایران بزرگ را پس از هزاره ای اهریمنی به تمام معنی به دست آوردند.
اشتباه است
سعي كنيد بيشتر تحقيق كنيد تا دروغهايي اين چنين بزرگ را رواج ندهيد!!!
صفويه در واقع سر آغازي هست بر عقبگرد تمدن و فرهنگ ایرانی ... كه از قضا مصادف است با حرکت تمدنی نوین اروپا و رنسانس در اين قاره... يعني پيشرف اروپاييان و عقبگرد ما!!! _________________ اينجا همانجاست
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 676 امتياز: 1740 تشکر کرده: 113 تشکر شده 803 بار در 420 پست
ارسال شده در: شنبه، 12 دي ماه ، 1388 06:41:01 موضوع مطلب:
کاربر تازه وارد
بهترست نخست دیگر مقالات و کتابهای مرا بخوانید و بدانید درباره چه کسی دارید سخن میگویید.
دوم اینکه من از استقلال سیاسی و تشکیل دوباره کشور ایران سخن گفته ام و نه تمدن و فرهنگ. _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
کاربرانی که برای این ارسال از omidataeifard تشکر کرده اند aradan
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 676 امتياز: 1740 تشکر کرده: 113 تشکر شده 803 بار در 420 پست
ارسال شده در: شنبه، 12 دي ماه ، 1388 06:55:33 موضوع مطلب:
اقلیت ملی (2)
<گمان ندارم هیچ کیشی تا کنون به طبع ایرانیان موافق دین زرتشت شده باشد... ادبای ایران جای سُم اسب "یعرب بن قحطان" و "مسقط البعره بعیر امروالقیس" را جزو ادبیات و کمالات می شمارند ولی تحقیق در احوال جاماسب و زردشت و بزرگمهر را نشان کفر و زندقه می دانند ... تنها کسی که خدمت راستین به ایرانیان نمود، فردوسی بود که آئین زرتشت را زنده کرد و افتخار ملی را احیا نمود.>
نویسنده این سخنان که "میرزاآقاخان کرمانی" بود، فرجامی چون ایرج و سیاوش یافت و برای سروری ایران، سر باخت. افزون بر این بودند کسانی چون "صادق هدایت" که در اندوه "پروین دختر ساسان" و نومید از نویدهای "زند وهومن یسن" دست به خودکشی زدند.
ابراهیم پورداوود که گفتارهایش از سوی مرتضا مطهری به «ناله های یک جغد» تشبیه شده بود به سبب ترجمان اوستا و نیز مخالفت با تدریس زبان عربی در مدرسه، مورد تهدید و شماتت قرار داشت. و شاگرد او «محمد معین» که نخستین دکتر ادب پارسی در ایران به شمار میرفت نیز به دور از سرزنش مطهری نبود.
اقلیت ملی نه تنها از سوی متحجرین بلکه از طرف جبهه جدیدی به نام کمونیسم و چپگرایی مورد تحریم و بایکوت قرار گرفت. اقلیت ملی در شرایطی در خیزابهای فراموشی فرو رفت که توده ایها کوشیدند قهرمانانی تقلبی مانند لنین و استالین و کاسترو و چگوارا و غیره برای جوانان خام و ساده لوح ایران بسازند. و شبه روشنفکرانی ماتحت شاعر و مترجم و متفکر با تبلیغات و غوغا یک شبه ره سد ساله ی شهرت را پیمودند. بدین ترتیب امروزه از آثار آن همه اندیشمند و پژوهشگر میهن دوست، جز اندکی که جوانان در حد نام بشناسند، خبری نیست. اندکند میهن گرایانی همانند اسماعیل فصیح و مهدی اخوان ثالث که از آوار وطن فروشان، نام سالم به در برده باشند.
پهلوان پنبه هایی کم مایه و فریفتار جای روشن اندیشان انقلاب مشروطه را گرفته اند. و انبوهی از جاهلان جوان را در جنون جمهوریت و مکتب قاطیونالیسم! غرق نموده اند. و بدتر از همه، ملی نمایانی هستند که به دور از بینش و شعور درست سیاسی و فرهنگی، سر بر ستونهای استوار هویت ملی میکوبند؛ مصدق را به جای کورش بزرگ میخواهند و شاهنامه را هزار گونه تعبیر و تحریف میکنند تا مبادا نسل نوین از آیین شاهانه اش سر درآورد....... _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com