
yazdan
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 23 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 686 امتياز: 1854 تشکر کرده: 974 تشکر شده 700 بار در 418 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 20 مرداد ماه ، 1389 19:16:07 موضوع مطلب: زندگی و ساختار اجتماعی سکاییان |
|
|
نویسنده: یزدان صفایی
زندگی و ساختار اجتماعی سکاییان
سکاها در اوج قدرت خود، مردمی موفق و کامکار بودند و بخش زیادی از ثروت خود را از بازرگانی و به ویژه بازرگانی با بونان به دست می آوردند، زیرا حتی در آن روزگاران کهن، سرزمین هلاس (یونان)، بدون وارد کردن مواد ضروری از نواحی دوردست، قدر به تغذیه ی مردم خود نبود. سکائیه به منزله ی یکی از انبارهای غله ی یونان به شمار می آمد. از سویی دیگر سکاهای کوبان با صاحان کشتی هایی که از ایونی به بندگاه ای آن ها می آمدند، به طور مستقیم معامله می کردند.(1)
فرن بغ دادگی با اشاره به اینکه سام پادشاهی سکایان و مرز نیمروز را به دستان(زال) داد، می گوید: «اسب داری، زین آوری، ستبر کمانی، پاکیزگی، رامش و خنیاگری، و بلند آوازی بر ایشان بیشتر است.»(2) اسب، رفیق همیشگی و همسفر سکاها است و مگان هم سلاح برگزیده آنها.(3)
در اروپا، هر کدام از گروه های عمده ی سکایی دوره ای ویژه از شکوه داشتند. گروه کوبانی یکی از نخستین گروه هایی بود که علاقه ی خود را به توانگری و جلال آشکار ساخت. گورهای آنان که تاریخ غنی ترین آنان را میتوان میان سالهای نخستین سده هفتم و سالهای واپسین سده ششم پیش از میلاد دانست، حاوی اشیایی عالی از طلاست که بسیاری از آنها نمونه های ممتاز از استادی در صنعت است.(4)
در میان سکاها افسانه ای وجود داشته است که بر اساس روایت هرودوت این گونه بوده است که خیشی زرین و یوغی و پیاله ای که همه ی آنان حاکی از تسلط بر کشاورزان و جنگجویان بود از آسمان فرو افتاد، فرزندان تارگی تائوس Targitaus (5) برای برداشتن این اشیا قدم پیش نهادند، ولی هنگامی که دو فرزند بزرگ تر نزدیک می شدند، شعله هایی از زمین بیرون می جست که آنان را عقب براند. هنگامی که جوان ترین فرزند پیش آمد ، شعله ها فرو نشست او آن اشیا را بر گرفت و پادشاه طایفه ی سلطنتی فالاتاها Phalatae و فرمانروای مردم اسکولوت Scolot شد. این پسر که کولاکسیس Colaxis نام داشت بعد ها کشور خود را میان سه فرزند خویش تقسیم کرد و سنت جنگویان به سه گروه تا چند قرن باقی ماند.(6) این اسطوره نمیتواند جدا از داستان فریدون باشد در این اسطوره نیز بخش میانی بزرگتر است و با این که دو بخش دیگر از حکومت اصلی جدا شده اند قدرت مرکزی را به رسمیت می شناسند .(7) این افسانه صورت دیگری از گونه ی ایرانی فره ایزدی است که تنها نصیب پادشاه پرهیزگار می شد.(8 )
سکاها چنین می پنداشتند که تارگی تائوس هزار سال پیش از 513 پیش از میلاد می زیسته است. یعنی قرنها پیش از آنها که خود سکاها به دنیپر رسیده باشند. بنا بر روایات مختلف، آنان گورهای سلطنتی را در درون سرزمین مربوط به تارگی تائوس متمرکز کردند و جانشین موروثی رهبران خود را به آرامی می پذیرفتند. این امر منجر به رشد یک طبقه ی اشرافی در درون آن ناحیه شد و همچنین به افزایش ثروت شخصی خانواده های سلطنتی و شاهزادگان انجامید. این ثروت را در گورهای این ناحیه می توان دید زیرا گورهای سلطنتی غنی تر از همه ی گورهای سکایی هستند و بیش از هر ناحیه ی دیگری در جلگه ی اوراسیایی طلا و مواد گرانبها با خود دارند.(9)
از لحاظ اداری سکائیه سلطنتی یا سکائیه خاص به چهار ناحیه تقسیم می شد و هر ناحیه ی آن تحت فرمان حاکمی بود که از سوی پادشاه منصوب می گشت. این حکام می بایستی در اجتماع سالانه ی جنگجویان شرکت جویند.(10)
پانویس
1- قوم های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران ، رویه 105.
2- بن دهش، رویه 141، به نقل از ایران بزرگ، رویه 93.
3- امپراطوری صحرانوردان، رویه 34.
4- قوم های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رویه 105.
5- نیای سکاهای مستقر در جنوب روسیه.
6- قوم های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رویه 105
7- داریوش و ایرانیان، نوشته والتر هینتس، برگردان از پرویز رجبی، رویه 453
8- قوم های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران ، رویه 105.
9- قوم های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رویه 105 و 106.
10-قوم های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رویه 106. |
|