niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 24 مهر ماه ، 1388 20:58:56 موضوع مطلب:
درود بر آترین
قم تنها به این ناحیه گفته نمی شده قم محدوده ی بسیار بزرگی بوده
من این اسامی را از فرهنگ دهخدا برای شما می آورم تا شاهد و گواه آن باشد و اینکه قهستان شهر قم !!!!و نه روستا تنها و تنها در ناحیه مرکزی است .
قم کنت : قریه ای نزدیک خوارزم
قم لیجه : در شهرستان کرمان شاهان
قم قلعه : دهی در اطراف شهر مهاباد
قم دره : دهی از دهستان نجف آباد شهرستان بیجار
قم تپه : دهی است از دهستان صوفیان بخش شبستر شهرستان تبریز
قم تپه : دهی از دهستان قوزیچای بخش قره آغاچ شهرستان مراغه
قم آباد : ده کوچکی است از دهستان بخش سیمکان شهرستان جهرم
قم : دهی است از دهستان چناران بخش و حومه ی شهرستان مشهد
اما شهر معروف قم که در تاریخ به آن شهر قم می گفتند همین قم امروزی است و روستایی به نام قهستان نیز در پیرامون خود دارد . من باور دارم او در همین قم مرکزی بوده به ویژه که جدش موبد بوده چون قم از ابتدا مهمترین مرکز مذهبی بوده به شواهد باستان شناسی ... _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 25 مهر ماه ، 1388 11:01:59 موضوع مطلب:
من این داده را از فرمانداری قم به دست آوردم :
قهستان روستاییست از توابع بخش کهک /kahak/در 35 کیلومتری جنوب شهر قم . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند artabaz
atrin هموند کوشا وضعيت: آفلاين 29 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 38 امتياز: 111 تشکر کرده: 39 تشکر شده 66 بار در 31 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 27 مهر ماه ، 1388 01:53:26 موضوع مطلب:
درود بر بانو نیلوفر
در مورد اینکه ناحیه و شهر قم بسیار کهن است جای هیچ تردیدی نیست. ولی من به تقسیم بندی ای که دست کم از دوران سلجوقیه تا مشروطه در ایران بوده وقتی مراجعه می کنم،؛ می بینم که قم و اراک و تفرش ومحدوده ای بزرگ که به همدان و اصفهان و یزد منتهی می شود را عراق عجم می گفته اند و قهستان بزرگ محدوده وسیعی بوده در خاور ایالت ری تا خراسان که پایین آن هم طبس و بالای آن طبرستان بوده است. البته موضوع گفتگوی ما بررسی اینکه دقیقاً حدود قهستان کجا بوده است، نبوده. ولی این جستار به من کمک کرد تا آگاهی هایم بیشتر شود. ولی در کل اگر قم را که در جنوب شرقی تهران است، در نگر آوریم، می شود گفت مرز میان قهستان و عراق عجم را تشکیل می داده. یا اینکه شاید ترتیباتی دیگر مقرر بوده. البته شاید خیلی هم تقسیمات کشوری در دوران پیش از مشروطه از سر قانون مداری نبوده است. بیشتر خوانین بودند که حکومت می کردند. ولی در کل، دانسته های ارزنده ای بود که بین ما رد و بدل شد.
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 27 مهر ماه ، 1388 09:12:34 موضوع مطلب:
[جناب آترین درود
درست می فرمایید هنگامیکه در پایگاه باستان شناسی جمکران تمدن پیش هخامنشی تپه ی قلی درویش را رویه برداری می کردند به دانه های تسبیحی برخوردند که جنس سنگ آن به گونه ای بود که تنها در خراسان یافت می شد و در زمینهای قم آن جنس سنگ وجود ندارد خود جناب سیامک سرلک سرپرست گروه کاوش گفته بود نظیر این مهره ها را در جیرفت پیدا شده و باید بین تمدن قلی درویش و جیرفت رابطه ای وجود داشته باشد .بله قم بیشتر تحت تاثیر فرهنگ شرقی است وباید بدانید قم در مسیر جاده ی ابریشم بوده که از ترکمنستان و گرگانج شروع می شده و به افغانستان و ترکستان چین می رفته و قم یک شهر سر راهی و یک نشیمنگاه برای مسافران راهی بوده و مردم قم مردمی هستند که بسیار غریب نواز هستند چون قم همیشه این گونه بوده و در آن تبادل کالا انجام می شد و مردمان آن از همین راه امرار معاش می کردند جدا از آن زعفران فندوق پسته انجیر و انار پنبه گندم نیز می کاشتند . و در تاریخ قم آمده ساوه را سابک می گفتند و قم بخشی از سابک بود .
جزئیات آن را بعد ها می آورم ...
اگر در سخنان من کم و کاستی می بینید حتما بگویید چون من به مانند برخی به دنبال خیال پردازی نیستم من به دنبال واقعیت هستم . _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از atrin تشکر کرده اند ASHKAN
محل سكونت: MARKAZE MAHDE KUROUSH
ASHKAN هموند کوشا وضعيت: آفلاين 1 اسفند ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 39 امتياز: 91 تشکر کرده: 13 تشکر شده 31 بار در 18 پست
محل سكونت: MARKAZE MAHDE KUROUSH
ارسال شده در: دوشنبه، 27 مهر ماه ، 1388 23:29:48 موضوع مطلب:
درود بر آترین گرامی و بانو نیلوفر مهرزمین ...
سخنانی بسیار آموزنده و زیبا بود که موجب خشنودی و آمختن من شد .
به ویژه سخنان شما بانو نیلوفر که درباره ی قم گفتید . با پیشینه ای که گفتید موافقم زیرا که با کمی ریز شدن در نشانه های به دست آمده به همین نتیجه میرسیم که شهر معروف قم که در تاریخ به آن شهر قم می گفتند همین قم امروزی است .
به هر حال از تلاشی که شما دوستان خوب من برای بالا بردن دانستنی های ما درباره ی پیشینه ی خود می کنید احترام زیادی می نهم و سپاس می گویم شما را و آرزوی پیروزی هر چه بیشتر را برای شما خواستار هستم از درگاه ایزد یکتا ... _________________ وبسایت سرزمین ابدی ... برای دیدن نمودن از این وبسایت به لینک زیر مراجعه فرمایید ...
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1023 بار در 734 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 20 آبان ماه ، 1388 00:34:40 موضوع مطلب:
کشمکش بر سر نظامی
ناآگاهان و راحتطلبان و نیز سودجویان و بیفرهنگان برای این که زحمتی برای مطالعه به خود ندهند برای تعیین هویت شخصیتهای تاریخی از زبان نوشتهها یا محل دفن و مرگشان استفاده یا در واقع سوءاستفاده میکنند و به خیال خودشان از «آزادی بیان و عقیده» استفاده میکنند که «بله. شما این طور میگویید. ما هم حق داریم این طور بگوییم». انگار حقیقتهای تاریخی را هم میشود پیچاند.
چشممان به جمال رادیوی آلمان (دویچه وله) روشن شد که به جای طرفداری از حقیقت ایرانی بودن نظامی، آن را «محل کمکش» بین ایران و «جمهوری آذربایجان» دانسته است. درست است که نظامی و دیگر بزرگان ما به فرهنگ بشری تعلق دارند اما دلیل نمیشود که هر کسی ادعا کند که این بزرگان به «کشور» آنان تعلق دارند (کشوری که ۱۰-۲۰ سال از «استقلال» آن نمیگذرد و پیش از قرارداد گلستان و ترکمانچای نیز بخشی از خاک ایران بوده است). امروزه اینان بر اثر شستشوی مغزی آن قدر جسور و گستاخ شدهاند که وقتی در ایران میگویند که نظامی شاعر ایرانی بوده به ایران اعتراض میکنند!!! حتا همان طور که سال پیش نیز خبرش را نوشتم اینان کار را به جایی رساندهاند که وقتی فرد تالشی - که استاد زبانشناسی نیز هست - در این کشور گفت بابک خرمدین و نظامی گنجوی ترک نبودند به اتهام «خیانت به کشور»! او را به زندان محکوم کردند.
امروز هم از دوستی شنیدم که سازمان میراث فرهنگی در پاسخ به آنان دست به اقدام نابخردانهای زده است مبنی بر موزه ساختن خانهای در تفرش با این ادعا که اینجا خانهی نظامی گنجوی بوده است. این کار بسیار اشتباه است و دست کمی از ادعاهای همهترکانگاران (pan-Turkist) ندارد. راه پاسخ ادعاهای یاوهی همهترکانگاران و برخی بیسوادان جمهوری الهامستان (با نام دزدی «جمهوری آذربایجان») عمل کردن مانند آنان نیست. راه درست دادن پاسخ مستند و مستدل و نگاه به حرفها و محتوای کارهای خود نظامی گنجوی است و این که ببینیم خودش چه گفته است.
کسانی که سواد خواندن شعرهای نظامی گنجوی را ندارند تنها به خاطر این که نظامی در شهر گنجه زندگی میکرده و امروز گنجه در جمهوری الهامستان است ادعا میکنند که نظامی آذربایجانی و ترک بوده است! کل افسانهی ترک و آذربایجانی بودن نظامی از زمان استالین (۱۹۴۷ م/ ۱۳۲۶ خ) شروع شد که میخواست برای جمهوریهای تازه تاسیس اتحاد شوروی هویتتراشی کند. ن.ک نوشتهی سرگئی آقاجانیان دربارهی این داستان. (قالب پی.دی.اف. اندازه: ۱.۸ مگابایت)
اینان با تحریف و بدخوانی بیتهایی از نظامی یا حتا با جعل بیتهایی بیمعنا و سست و بستن آن به نظامی گنجوی میخواهند او را ترک نشان دهند. برای نمونه این بیت سراپا هجو را ساختهاند و به نظامی میبندند!
پدر بر پدر مر مرا ترک بود ------------- به فرزانگی هر یکی گرگ بود
گذشته از قافیه کردن کاف و گاف در ترک و گرگ، و نبودن این بیت در هیچ یک از نسخههای دستنویس و چاپی پیش از سال ۱۹۸۰ م / ۱۳۵۹ خ، لنگه (مصرع) دوم اصلا در ادبیات پارسی معنایی ندارد. شما هیچ شاعر پارسیگویی را نمیبینید که گرگ را به فرزانگی ستوده یا توصیف کرده باشد و از آن بدتر، خود و نیاکانش را هم به گرگ منسوب کرده باشد! تنها همهترکانگاران و پیروان داستان «گرگ خاکستری» (بوز قورت) چنین حرفهای بیپایهای میگویند. برای اطلاع بیشتر ن.ک. نوشتهی استاد دکتر جلال متینی دربارهی همین بیت.
این افراد تمام محتوای پنج گنج یا خمسهی نظامی را رها کردهاند و به این بیت جعلی چسبیدهاند و یا حتا بیتهای دیگر را بد معنا میکنند. مثلا نظامی در «هفت پیکر» گفته:
ترکیام را در این حَبَش نخرند ---------- لاجرم دوغبای خوش نخورند
میگویند «ایناهاش! نظامی گفته من ترکم و شعرهای ترکیام را کسی نمیخرد! برای همین شعر پارسی گفته!» با این استدلال پس نظامی این شعر را در حبشه گفته و در حال فروش دوغبا هم آن را سروده است!
سازمان میراث فرهنگی هم به همین گونه استدلالهای بیپایه دست یازیده است. آخر این چه شیوهای است؟ به جای استدلال و نشان دادن ایرانی بودن نظامی چسبیدهاند به بازی با خاک و نقشههای امروز. بیت مورد نظر برای تفرشی بودن نظامی چنین است:
به تفرشی دهی هست «تا» نام اوی ------------ نظامی از آنجا شده نامجوی
زندهیاد سعید نفیسی چند ده سال پیش گفته که چنین دهی در تفرش وجود ندارد یا دست کم در زمان نظامی نیز وجود نداشته و این بیت مشکوک است.
به نظر من این کار میراث فرهنگی هیچ فرقی با کار همهترکانگاران ظاهربین ندارد که با چشم بستن بر تمام شعرهای نظامی و افتخارش به ایرانی بودنش به یک بیت مشکوک یا تفسیر غلط آن متوسل میشوند. از پنج کتاب نظامی سه تای آن به تاریخ ایران پیشااسلامی مربوط است یعنی «خسرو و شیرین» (خسرو دوم ساسانی)، «هفت پیکر» (بهرام گور ساسانی)، و اسکندرنامه (اسکندر و داریوش سوم هخامنشی). دو کتاب دیگر نیز یکی مجموعهی از داستانهای حکمتآمیز و اخلاقی است («مخزن الاسرار») و دیگری داستان «لیلی و مجنون». نظامی در دیباچهی «هفت پیکر» میگوید:
همه عالم تن است و ایران دل ----------- نیست گوینده زین قیاس خجل
چون که ایران دل زمین باشد ----------- دل ز تن به بود، یقین باشد
زان ولایت که مهتران دارند ----------------- بهترین جای بهتران دارند
نظامی در تمام شعرهای خود از فردوسی به نیکی یاد میکند و در دیباچهی لیلی و مجنون به فرزندش و دیگران توصیه میکند که همواره شاهنامه بخوانید:
دارم به خدا امیدواری ---------- کز غایت ذهن و هوشیاری
آنجات رساند از عنایت ----------- که آماده شوی به هر کفایت
هم «نامهی خسروان» بخوانی ----------- هم گفتهی بخردان بدانی
همهترکانگاران بدون در نظر گرفتن دیباچهی «لیلی و مجنون» و ستایشهای نظامی از شروانشاه و سپردن فرزندش به شروانشاه، میگویند او میخواسته لیلی و مجنون را به ترکی بسراید اما شروانشاه گفته مبادا به ترکی بگویی! او هم دل آزرده شد و به پارسی گفت. یعنی تنها این بیت را چسبیدهاند و آن را بد میخوانند:
ترکی صفت وفای ما نیست ---------- ترکانه سخن سزای ما نیست
آن کز نسب بلند زاید ---------- او را سخن بلند باید
حال آن که «ترکانه سخن» به معنای شعر ترکی نیست. بلکه به نوشتهی وحید دستگردی، این بیت اشاره به داستان بیوفایی مسعود غزنوی ترک به فردوسی است (که بیشتر افسانه است. اما در آن زمان رایج بوده است). یعنی شروانشاه میگوید «من از نسب بلندم و سزای من سخنی والا و شیوا است. از این رو از تو، جادوسخن جهان، نظامی میخواهم که با فصاحتی که داری برایم داستان لیلی و مجنون را به شعر پارسی درآوری و آن را چون تاج افتخار بر سر من گذاری». بیتهای نظامی چنین است:
در خاطرم این که وقت کار است -------- که اقبال رفیق و بخت یار است
تا کی نفس تهی گزینم ------------ وز شغل جهان تهی نشینم
هان دولت اگر بزرگواری ------------ کردی ز من التماس کاری
در حال رسید قاصد از راه ---------- آورد مثال حضرت شاه
بنوشته به خط خوب خویشم ----------- ده پانزده سطر نغز بیشم
هر حرفی از او شکفته باغی ------------ افروختهتر ز شب چراغی
کـ:«ای محرم حلقهی غلامی! --------- جادوسخن جهان، نظامی!
از چاشنی دم سحرخیز ----------------- سحری دگر از سخن برانگیز
در لافگه شگفتکاری ----------------- بنمای فصاحتی که داری
خواهم که به یاد عشق مجنون ------------- رانی سخنی چو در مکنون
چون لیلی بکر اگر توانی -------------- بکری دو سه در سخن نشانی
تا خوانم و گویم این شکر بین! ---------- جنبانم سر، که تاج سر بین!»
مثال: فرمان (مثال حضرت شاه: فرمان شاهانه)
نظامی در بیتهای بعدی میگوید که فضای داستان لیلی و مجنون اندوهبار است و سخن از جنون و دیوانگی مجنون و بیابان خشک امکان تصویرسازی و سخنپردازی چندانی ندارد. به همین خاطر تاکنون کسی گرد این داستان نگشته. اما پسرش او را تشویق میکند و نظامی در کمتر از چهار ماه داستان را تمام میکند و میگوید اگر کارهای دیگری نداشتم در ۱۴ روز تمام میشد! کاری که نظامی در ۴ ماه انجام داد چنان ارزش این داستان را بالا برد که پس از وی هر شاعری برای نشان دادن سخندانی خویش به تقلید از پنج گنج نظامی و از جمله لیلی و مجنون او پرداخت. به گمانم تعداد شاعرانی که به پیروی از نظامی «خمسهسرایی» کردهاند بیش از ۳۰ تن باشد مانند امیرخسرو دهلوی، عبدالرحمان جامی، هاتفی (خواهرزادهی جامی)، خواجوی کرمانی، وحشی بافقی، مکتبی شیرازی، بیدل دهلوی و ... علاوه بر شاعران پارسیگو در زبانهای دیگر از جمله در زبان اردو و ترکی نیز از نظامی تقلید کردند.
برای بحث مفصل و پاسخ مستند به تمام ادعاهای بیپایهی همهترکانگاران دربارهی نظامی نگاه کنید به مقاله/کتاب دوست خوبم دکتر علی دوستزاده به نام «سیاسیسازی پیشینهی نظامی گنجوی و تلاش اتحاد شوروی برای ایرانیزدایی این شخصیت فرهنگی» . البته دکتر دوستزاده به زودی اطلاعات بیشتری در این مقاله خواهد گنجاند: یعنی پاسخهای تازه به ادعاهای تازه و نیز مدرکهای تازه و بیشتر در زمینهی دستکاری و جعل و دروغ اتحاد شوروی دربارهی تغییر هویت نظامی گنجوی از ایرانی به «ترک آذربایجانی».