omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 679 امتياز: 1747 تشکر کرده: 114 تشکر شده 812 بار در 424 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 26 آذر ماه ، 1387 21:57:59 موضوع مطلب: چند نکته درباره جامه ایرانی
امید عطایی فرد
در شاهنامه آمده که در زمان پیشدادیان:
پس از پشت میش و بره، پشم و موی
برید و به رشدن نهادند روی
به کوشش از او کرد پوشش به جای
به گستردنی بد همو رهنمای
ز کتان و ابریشم و موی قز۱
قصب۲ کرد پرمایه دیبا و خز
بیاموختشان رشتن و تافتن
به تار اندرون، پود را بافتن
چو شد بافته، شستن و دوختن
گرفتند از او یکسر آموختن
1-ابریشم خام و نتابیده
2-گونه ای پارچه نازک که از کتان گرفته میشود.
--------------------------------
شلوار و رداي بلند، جامه شاهانه امپراتوران بيزانس، تاج پاپ، لباس خليفگان ترك و عرب، جامه جنگي شواليه هاي اروپايي، پوشش دربار هند و ... ارمغان ايران به جهان بوده است. گفته مي شود چارلز دوم پادشاه انگلستان، به اندازه يي از جامه هاي ايراني خوشش آمده بود كه تا مدتي لباس رسمي دربار اين كشور، مانند جامه ايرانيان بود.
----------------------------
رستم داراي جامه يي به نام «ببربيان» بوده كه آن را به هنگام نبرد مي پوشيده و به گفته شاهنامه، نه در آتش مي سوخت و نه در آب خيس مي شد.
---------------------------------
از میان جامه های جالب، می بایست از جامه ای یاد کرد که گاهی یک تکه و گاهی چندین تکه، از آینه یا فلزی درست شده بود که نور خورشید را به گونه ای کورکننده بارتاب میداد. در بهمن نامه پهلوانی به نام پیروز از تبار آرش دارای جامه آینه ای میباشد.
جهنده یکی خنگ۱ زیر اندرش
یکی مغفری۲ سیمگون برسرش
برافکنده بر گستوانش سمند
که خوانی همی مغفری چون پرند
بسی آینه دوخت بر تنش
که خیره شدی دیده دشمنش
بپوشیده او جوشنی از یمن
همی زیر آهن نهان کرده تن
۱.خنگ اسب سپید
۲.مغفر:کلاهخود
------------------------------
درباره مانی نابغه ایرانی که زمانی آیینش جهانگیر بود و در سرایندگی، پزشکی و نگارگری سرآمد همگان به شمار میرفت، آمده است: پیراهنی نیز ساخته بود که چون پوشیدنی، مرئی بود، و چون از تن برکندی، نامرئی. (لب التواریخ)
sayeh دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 30 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 207 امتياز: 0 تشکر کرده: 4 تشکر شده 52 بار در 46 پست
ارسال شده در: شنبه، 3 بهمن ماه ، 1388 15:05:57 موضوع مطلب:
نخستين ابزار ريسندگي و بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به 7 هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازميگردد. به علاوه، در قديميترين بخشهاي شهر باستاني شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزنهاي سوراخدار پيدا شده است.
اين دستاوردهاي و نوآوريهاي ديگري كه در دورانهاي بعدي رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ايران را پيشتاز و سرآمد جهانيان كرد. جالب است بدانيد اسكندر مقدوني، با آنكه به ايران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ايراني ميپوشيد. در اين جا به برخي از نوآوريهاي ايرانيان در زمينهي پوشاك و پارچه اشاره ميشود.
كت و شلوار
ايرانيان نخستين مردماني بودند كه كت آستيندار و شلوار ميپوشيدند.جالب است که بدانیم مردمان تمدنهاي ديگر، بابليها، آشوريها، يونانيها و روميها، شلوار نميپوشيدند و حتي يونانيها ايرانيان را به خاطر شلوارهاي رنگيشان مسخره ميكردند! ايرانيان حتي نوعي شلوار ويژهي سواركاري نيز داشتند كه تنگ و چسبان بود و اغلب از چرم ساخته ميشد.
شلوار در اصل شروال خوانده ميشد. عربها آن را سروال ناميدند و جمع آن را سراويل ميگويند. در تركي و كردي نيز شروال گفته مي شود. مجارها آن را شلواری می نامند و در لاتین به آن سارابارا می گویند. در زبان انگلیسی هم به آن پاجاما گفته میشود که از واژه ی پای جامه ساخته شده که از واژه های فارسی کهن است.
گلدوزی
نقش زدن بر پارچه و لباس از ديرباز در ايران مرسوم بود. در تابوت سنگي اسكندر كه در موزهي استامبول نگهداري ميشود، ايرانيان شلوارهايي با پارچههاي زيبا پوشيدهاند كه طرح دار و گاهي نقشهايي از گلها دارند. گلدوزي در دورهي صفويه به شكوفايي رسيد به نحوي كه هنرمندان روم شرقي (امپراتوري بيزانس) طرحهاي ايراني را بر لباسهاي فاخر نقش ميزدند. حتي ريشهي عنصرهاي اصلي گلدوزي امروزي نيز به ايران بازميگردد كه از راه كشورهاي ساحل درياي مديترانه به ايتاليا و اسپانيا رفته و بعدها در سرزمينهاي ديگر مورد توجه قرار گرفته است.
لباس ورزش
ايرانيان نخستين مردماني هستند كه از لباس ورزشي استفاده ميكردند. چوگان ورزش باستاني و مورد علاقهي ايرانيان بود. چوگان بازان نوعي پيراهن نيمآستين و شلوار تنگي ميپوشيدند تا هنگاه بازي راحتتر باشند. جنس پيراهن چوگان بازي را نيز نوعي انتخاب كرده بودند تا كمتر عرق كنند. انگليسيها در سالهاي استعمار هندوستان در آن سرزمين با چوگان و لباس نيم آستين آشنا شدند و آن را به خود به اروپا بردند كه بعدها به آمريكا نيز راه يافت و به تيشرتهاي امروزي منجر شد.
لباس شوالیه ها
در دورهي اشكانيان و ساسانيان مردان جنگي خود و اسبانشان را زره پوش ميكردند. در تاق بستان، در كرمانشاه، سربازي زرهپوش سوار بر اسب زرهپوش بر پهنهي سنگ كندهكاري شده است كه با ديدن آن به ياد شواليههاي اروپايي ميافتيم. در واقع، شواليههاي اشكاني سرمشق شواليههاي اروپايي قرار گرفتند.
نوآوری های ديگر
دستكش: گزنفون، تاريخنگار يوناني با ايرانياني روبهرو شده بود كه دستهايشان را در پوستهاي ضخيم و قابهايي نگه ميداشتند. نمونههايي از دستكشهاي زينتي در موزهي ايران باستان نگهداري ميشود.
انوع كلاه: ايرانيان از ديرباز كلاههاي گوناگوني ميپوشيدند كه نشاندهندهي موقعيت اجتماعي آنان بود. كلاه پاپها و حتي تاج برخي از پادشاهان قديم اروپا، برگرفته از كلاه و تاج پادشاهان ايران است.
چكمه : پوشيدن چكمههاي چرمي از زمان هخامنشيان مرسوم بود و حتي ژوستينين، امپراتور روم شرقي، چكمههاي ايراني ميپوشيد.
شال: هنوز هم در زبان انگليسي به همين نام خوانده ميشود (shawl) و نوع مردانه و زنانهي آن هر دو نوآوري ايراني هستند.
کاربرانی که برای این ارسال از sayeh تشکر کرده اند human
sayeh دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 30 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 207 امتياز: 0 تشکر کرده: 4 تشکر شده 52 بار در 46 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388 11:55:09 موضوع مطلب: ابریشم ایرانی!
بافتن پارچه از ایران آغاز شده و تا دروهی صفوی از مهمترین فرآوردههای صادراتی ایرانیان بوده است. با آن كه بافت ابریشم به چینیها بازمیگردد، ابریشم ایرانی در دورهی ساسانیان به چنان كیفیت و ظرافتی رسیده بود كه چینیها نیز از ایران پارچهی ابریشمی وارد میكردند. برخی از پارچههای ایرانی كه ویژهی اسقفها تهیه شده، هنوز در گنجینههای كلیساهای اروپا نگهداری میشود.
ردپای شكوه صنعت پارچهبافی را در واژههای ایرانی كه به زبانهای مختلف راهیافته است، میتوان پیدا كرد.
در زبان عربی: دیباج (از واژهی دیباگ به مفهوم زری ابریشمی) و استبرق (از واژهی ستبرگ به مفهوم نوعی پارچهی ابریشمی)
در زبان انگلیسی: Tafta (از واژهی تافته به مفهوم نوعی پارچهی ابریشمی) Chintz (از واژهی چیت به مفهوم نوعی پارچه)
در زبان روسی: Izarbaf (از واژهی هزارباف به مفهوم پارچهی زری گلابتون) و Partcha (از واژهی(پارچه)