جُستاری پیرامون مزدک بامدادیان
l
به طور کلی ماخذ آگاهی های ما از مزد و مزدکیان به دو گروه نقسیم می شود:
1- نخست منابع سریانی و یونانی ( بیزانسی) که نویسندگان و گزارشگران آن هم روزگار ساسانیان بوده اند. مانند سالنامه یشوعا، تاریخ نوشته های پروکوپیوس، گاهنامه مالالاس، سالنامه آگثیاس، تاریخ تئوفانس و...
2- تواریخ عربی و فارسی که همه پس از آن دوره به رشته نگارش در آمده است. این منابع ( سده سوم و چهارم هجری) با وجود تعداد زیادشان آگاهی اندکی به ما میدهند که بیشتر آنها یکسان و گزارش های کینه توزانه و بدبینانه نسبت به این فرقه و آرا شان است. علت همسانی این گزارش های تاریخی آن است که ماخذ اصلی مورخان اسلامی در مورد تاریخ ایران پیش از اسلام، ترجمه های عربی خوتای نامک یا همان خدای نامه است. خدای نامه که تاریخ ایران بر اساس روایات شفاهی و ملی به زبان پهلوی بوده به دست مترجمی ایرانی به نام ابن مقفع که در سال 750 میلادی مسامان شد و در دستگاه عباسیان به منصب مهمی رسید، به عربی برگردان شد و سیر الملوک العجم نامیده شد. یارشاطر، آیین مزدکی در تاریخ ایران کمبریج، جلد سوم قسمت دوم-صفحه 450
در منابع عربی ضمن بیان رویدادهای زمان پادشاهی قباد و خسرو، از مزدک نیز یاد شده که با بیانی نکوهش آمیز از او یاد می برند و از آموزه های مزدک تنها به مرام اشتراکی او در مورد زن و خواسته بسنده می کنند. اما چیزی که تقریبا بیشتر پژوهشگران در آن اتفاق نظر دارند ممتاز بودن سه اثر آن هم به دلیل اشتمال بر آگاهی هایی درباره مرام و اصول عقاید مزدکی از دیگر منابع اسلامی است. این سه منبع عبارت اند از ملل و نحل شهرستانی، شاهنامه استاد سخن فردوسی و الفهرست ابن الندیم.
در کنار همه این ها منابع پهلوی از جمله ارداویراف نامه، دینکرد، بندهشن و وندیداد است که مستقیم یا غیر مستقیم اشاراتی به آموزه های مزدکی دارد.
حال با تسلط بیشتر به تاریخ ایران به ویژه روزگار ساسانیان بهتر می توان نهضت های مردمی از جمله مزدکی را بررسی کرد. به گواهی تاریخ پیدایش هر جنبش اجتماعی ارتباط مستقیمی با وضعیت داخلی هر کشور در زمینه هیا اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد. یعنی به عبارتی اوضاع و احوال یک جامعه هدف و آرمان های جنبش های اصلاح طلبانه رو تعیین میکند. از این رو، جنبش های مزدکیان در روزگار فیروز و قباد ساسانی با وضعیت مملکت ایران در آن زمان ارتباط مستقیم دارد و از یک سو اخبار و گزارش ها تاریخی موجود و از سوی دیگر اصلاحات خسرو انوشیروان پس از سرکوب مزدکی ها و لغو قوانین پدرش قباد، کامل ساختار و شکل جامعه ایرانی عهد ساسانی و قوانین حاکم بر اون رو ترسیم میکند/.
در سال 484پیروز در جنگ با هیاطله کشته شد و برادرش بلاش به جای او به تخت نشست. اما چون اشراف و بزرگان و موبدان کشور با وی مخالف بودند قباد پسرش را به شاهی رساندند. قباد به هنگام جوانی و بی تجربگی شاه کشوری بزرگ بود که این امر سبب دخالت هر چه بیشتر بزرگان و موبدان در امور کشوری بود. چنین به نظر می رسد که قباد از این وضع بیمناک بود چرا که در کنار دخالت بزرگان تهی بودن خزانه شاهی هم امکان جلب رضایت و پشتیبانی سپاهیان و لشکریان رو از قباد سلب می کرد. چرا که کشور در آن زمان از پس پیروزی ها و شکست ها در آستانه ورشکستگی اقتصادی بود. وی بر آن داشت تا به منظور کاستن قدرت موبدان، از مزدک و نهضت اجتماعی سود بجوید و توده مردمی رو همراه خود سازد.
استاد فردوسی در تایید این مطلب و در باره ظهور مزدک و چگونگی تبلیغ مرام اشتراکی ( برابری) چنین می گوید:
بیامد یکی مرد مزدک به نام / سخنگوی و با دانش و رای و کام
گرانمایه و مردی دانش فروش/ قباد دلاور بدو داده گوش
به نزد جهاندار دستور گشت/ نگهبان آن گنج و گنجور گشت
ز خشکی خورش تنگ شد در جهان/ میان کهان و میان مهان
ز روی هوا ابر شد ناپدید / به ایران کسی برف و باران ندید
مهان جهان بر در کیقباد/همی هر کسی آب و نان کرد
بدیشان چنین گفت مزدک که شاه/نباید شما را بامید راه
تا آخر ...
در جامعه ای مانند ایران عصر ساسانی که در آن طبقات مختلف از هم مجزا بودند شخصی دون پایه هرگز نمی توانست به صفی بالاتر از طبقه ای که میان آنان متولد شده ارتقا یابد. یعنی به عبارتی دستگاه سنتی و قانونمند ساسانی مبتنی بر تبعیض های طبقاتی بود. گریشمن چنین نظر دارد: «بعضی از دانشمندان، این نهضت را به منزله واکنش بردگان و روستایینی که نیمه برده شده بودند و همچنین سکنه سابقا آزاد شهرها و حومه آنها، ضد فئودالیسم و دستگاه برده سازی آن می دانند که به صورت جدال طبقاتی در آمد و علیه حرم سراهای اغنیا که در آن زن های متعدد زندانی بودند.» انشارات نگاه صفحه 342 در کنار این برتری طبقاتی هزینه های هنگفت جنگ های پیروز و به تبع آن پرداخت خراج ناشی از شکست که تامین آن عمدتا بر عهده طبقات پایین تر جامعه بود و احتمالا قحطی و خشک سالی آن روزگاران و مواجهه مردم با تنگدستی، زمینه شکل گیری انقلابی در جهت اصلاح اوضاع را فراهم می کرد. هرچند قباد برای استوار کردن تخت شاهی خود و از ترس بزرگان با توده مردم همراه شده بود اما در نهایت دیری نپایید که با سیل فریبکاری های سرمایه داران، بزرگان، زمینداران و دسیسه های موبدان که منافع و موقعیت شان به خطر افتاده بود ندای برابری خواهی ساده و بی پیرایه روستایی مردم قلع و قمع شد.
اما براستی پیام مزدک چه بود؟
ثعالبی در ملوک ملوک الفرس وسیرهم از قول مزدک می نویسد: « خداوند وسیله معیشت را در زمین نهاد تا مردم آنها را به تساوی میان خود تقسیم کنند چنانکه هیچ یک از آنان نتواند بیش از سهم خود بگیرد، اما مردم به یکدیگر ستم ورزیدند و در پی آن بر آمدند تا بر دیگری برتری یابند؛ زورمندان ناتوانان را بشکستند روزی و دارایی را برای خود گرفتند. بسیار ضروری است که از توانگران بگیرند و به تهیدستان دهند چنانکه همه در دارایی برابر گردند. هر آنکه در خواسته، زن و کالا فزونی حق او بر آن ها بیش از دیگران نیست.» ص 600
فردوسی بزرگ چنین می گوید:
همیگفت هر کو توانگر بود/تهیدست با او برابر بود
نباید که باشد کسی بر فزود/ توانگر بود تار و درویش پود
جهان راست باید که باشد به چیز/ فزونی فزونی توانگر حرامست نیز
زن و خانه و چیز بخشیدنیست/ تهیدست کس با توانگر یکیست
من این را کنم راست تا دین پاک/ شود ویژه پیدا بلند از مغاک
شهرستانی هم در الملل و النحل چاپ محمد سید کلانی جزء اول ص 80 می نویسد: مزدک مردم را از مخالفت، دشمنی و کشتار باز می داشت. چون بیشتر درگیری ها به سبب مال و ثروت و زن روی می دهد.
بدین ترتیب او خواستار مساوات و برابری مردم و مالکیت و توزیع عادلانه زن و خواسته بوده است. با بررسی و غور در سیستم دستگاهی ساسانی و قوانین حقوقی مربوط به زنان ساسانی می توان به درستی فهمید که مزدک برای کاستن امتیازات طبقات بالا، تعدیل و تغییر قوانین به سود تهیدستان تلاش می کرده است. از جمله توزیع ثروت از طریق تقسیم اراضی بزرگ، جلوگیری از احتکار، تعدیل سهم مالکان از بازده زمین، ادغام آتش مقدس و کاستن تعداد آتشکده ها و ساده کردن سازمان دستگاهی موبدان زرتشتی و به دنبالش کوتاه کردن دست روحانیون در امور اجرایی کشوری. ابن فقیه، مختصر البلدان ص 247
چنین بر می آید که مزدک ازدواج زنان با مردانی بیرون از طبقات روحانی و اشرافی را جایز دانسته و داشتن بیش از یک زن را ناروا می شمرده چرا که بنا بر گواهی های متعدد تاریخی در مورد شمار بسیار زیاد زنان در شبستان ها و حرم سراهای ساسانی سخن مکرر آمده است. افدی های هژده گانه خسرو پرویز ص 109 و همچنین دین های ایران باستان ص 128 از دکتر مهری باقری