بنابر تشابه صدایی آواز «حیران» که در میان کرمانجی زبانان (شاخه شمالی گویش کردی) کاربرد دارد. مضمون این آواز بیشتر در باب تاریخی است و بنابر تشابه آوایی آن با هوره به نظر می رسد که ریشه این آواز هم در کنار سه آواز باستانی هوره، مور و سیاچمانه، همان «آواز مادر» باشد.
آوازی باستانی، مادر هوره، مور و سیاچمانه:
نشریه گوفار govar-mehabad می نویسد: "شايد قدمت هوره مربوط زمانی پيشتر از زمان به كارگيري توسط مغ ها باشد که همطراز و همپايه موسيقي مور و سياچمانه بيان مي شوند". گوفار اشاره دارد که هوره، مور و سیاچمانه هم عصر بوده اند و چنانکه در یک منطقه هم رایج بوده ند و این دال بر ریشه مشترک آنهاست.
در ويژه نامه موسيقيايي «فاسکه که» که در فرانسه منتشر مي شود، آمده که ايران قديم و سرزمين "مزوپوتاميا" يعني جايگاهي که کردها اکنون در آن سکونت دارند، قديمي ترين خاستگاه موسيقي جهان بوده است (آفرينش)
گزنفون مورخ يوناني می نویسد که بعد از حمله يونانیان به ايران و شکست کوروش هخامنشي از يوناني ها، هنگامي که لشگر يونان قصد بازگشت از کردستان را داشت، کردها با خواندن نغمه ها و سرودهاي دسته جمعي، يوناني ها را مورد حمله قرار دادند. او اشاره می کند که چگونه کردها در آن زمان با هنر موسيقي آشنايي داشتند و حتي از آن در جنگ ها هم استفاده مي کردند (آفرينش).
ملك الشعراي بهار مي گويد: گاتا ها سروده هايي به شعر هجايي در ستايش اورمزد و ساير خدايان آريايي (امشاسپندان) است كه با لحني مخصوص و باصداي بلند وآهنگين خوانده شده است (سهامی، 84)
در نامه سرانجام (آیین پردیور) مهمترین کتاب آیینی یارسان آمده است : زماني که خداوند قصد داشت روح را در کالبد آدم بدمد، روح در کالبد آدم قرار نگرفت تا اينکه بعد از چند روز خداوند به بنيامين دستور داد که روح را در کالبد آدم بدمد و بنيامين آوازي براي روح خواند و روح در کالبد آدم جاي گرفت.
به نظر می رسد این آوازی که در منابع یاد شده از آن سخن به عمل آمده است همان «آواز مادر» باشد گرچه هوره، مور و سیاچمانه آواز های اغازین کردها هستند اما نمی توان گفت این آواها همانی است که اینجا و دیگر منابع از آن یاد شده است چون آنچنانکه در بالا ذکر شد این آوازها هر کدام به گروههای خاصی از اکراد است.
گفتیم که هوره، مور و سیاچمانه ریشه و منشا در یک آواز مادر دارند برای تایید این مدعا تشابهات میان این سه آواز را در زیر ذکر می کنیم: نواي سياچمانه همچون مور در ريتم به شيوه ي هوره مي باشد (عزيزي،1386). به نظر می رسد که این آوازها در آغاز برای ستايش اهورامزدا/ اورمزد بکار رفته و کردان با اهورامزدا شروع به خواندن مي کردند.
"ای اهوره! زندگانی نو و سرشار از (اشه) و راستی را به ما ارزانی دار".(گاتان، هات 34 بند 15).
محققی دیگر بر این نظر است که كلمه هوره و نامگذاري آن قدمتي حدوداً 7000 ساله دارد و به دوران پيامبري حضرت زرتشت مي رسد در «گاتاهاي يسنا» كه بخش مهمي از اوستا است و بصورت منظوم نگاشته شده و لذا در آن زمان، مردم براي خواندن آن و نيايش اهورا مزدا آوازي را سر داده كه آنرا هوره ناميده اند، هوره نداي حق طلبي بوده و كرداري نيك، پنداري نيك و گفتاري نيك را آواز كرده است (جاني، 1384) اما باید اشاره کرد که به نظر می رسد که کاربرد واژه «هوره» برای این آواز درست نباشد چون گرچه هوره به اهوره نزدیکتر است اما از طرف دیگر نام کاربران آواز سیاچمانه هم با اورمزد یا اهورامزدا نزدیکی و پیوند خاصی دارد چنانکه آنان را «هورامی» و سرزمینشان را «اورامان» می خوانند به همین دلیل است که این آواز می تواند همان «آواز مادر» باشد که در بالا از آن سخن گفتیم.
رضا موزونی، محقق و پژوهشگر کرمانشاهی در قدمت هوره به تاریخچه شش هزار ساله ساز تنبور اشاره می کند و معتقد است که به دلیل اشتراک شعرهای هوره از لحاظ وزنی با اشعاری که در مقامات تنبور اجرا می شوند و همچنین مشترک بودن برخی از این مقامات مانند «سحری» می توان قدمت هوره را نیز همسان با ساز تنبور و به شش هزار سال تخمین زد (حمید، 1386). اما باید اشاره کنم که با استناد به همین منبع در ارتباط با تنبور و تاریخچه آن اشتراک وزن، اشعار و مضمون آنها در کنار تشابه مقامی فقط خاص هوره نیست و در مورد سیاچمانه و مور هم صدق می کند و در نتیجه این قدمت تاریخی را می توان به «آواز مادر» نسبت داد.
ژان دورینگ در کتاب خود با عنوان «موسیقی و عرفان، سنت اهل حق» به این اشاره دارد که گاتاها در اوراد مزداپرستان به صورت آهنگین براساس ضرب حروف مصوت و ترجیحا درمعبد (آتشکده) خوانده می شد چنانکه اشعار و متون مقدس آیین پردیور هم با لحنی آهنگین و در معبد یعنی جم خانه سروده می شود و همانند گاتاها هجایی می باشند (1378: 20) مراد از آوازی که یارسانیان در جم خانه می سرایند هوره یا بهتر است گفته شود زیر شاخه ایی از این آواز است اما باید اشاره کنم که در بیان آواز مور هم جنبه مذهبی و آیینی غالبیت افزونتری دارد طوریکه مور اکثرا برای مردگان و ارتباط آنها با این دنیا و جهان ماوراء یعنی جهان اخروی سروده می شود و این نشان از ریشه آیینی و مذهبی این آواز است. جنبه ایینی و دینی آواز سیاچمانه هم چنانکه در بالا اشاره کردیم واضح است به همین دلیل است که بنا بر ریشه مذهبی این آوازها و تشابهات میانشان، به جرات می توان گفت آوازی که دورینگ از آن یاد می کند همان «آواز مادر» است.
حشمت الله طبیبی می نویسد که نمونه های زیادی از الحان و آهنگهای موسیقی اصیل وسنتی ایران باستان در بین ایلات وعشایر غرب ایران به ویژه نزد تنبور نوازان اهل حق یافت می شود كه «مقام»، «طرز»، «هوره»، «سیاچمانه» و «بیت» نام دارند، البته به این آوازها و مقامات باید «مور» را هم بیفزاییم چون بنابر تشابهات و کاربرد آن، مسلما میراثی معاصر این آوازهاست و همین وجود همزمان این آوازها خود نشان از ارتباط میانشان و نتیجا وجود منشا مشترک را به اثبات می رساند.
گروهي از محققان ادبيات عاميانه معتقدند كه قديمي ترين اجرا كنندگان و سازندگان ترانه هاي عاميانه مثل هوره، مور و سیاچمانه مردمان جوامع عشايري وچوپانان بوده اند كه در هنگام چراندن گله در مراتع و كوهپايه هاي سرسبز از سر ذوق يا دلتنگي بدان پرداخته اند (نورمحمدی،1385) بر ما معلوم است که جامعه عشایری Nomadic و کوچرو در بین النهرین و ایران باستان از قدمت فراوانی برخوردار است بدان حد که این حوزه فرهنگی در زمره حوزه های اولیه در اهلی کردن دام و گیاهان بود یعنی اولین مناطق در ظهور جوامع شبانی و کشاورزی، و بهتر است بگوییم که مهبانگ(BigBang) فرهنگی به معنای واقعی در حوزه بین النهرین و در همسایگی ایران زمین اتفاق افتاد به همین دلیل است که می توان گفت «آواز مادر» هم از این منطقه به میان سایر ملل راه یافته است.
فاروق صفي زاده در کتاب «پژوهشي درباره ترانه هاي كردي» می نویسد همين شيوه بیان هوره با گذاشتن دست در بغل گوش و محترمانه نشستن در خواندن قرآن هم به كار مي رود . اگر توجه داشته باشیم شیوه بیان سیاچمانه و مور همچون هوره با حالت دست به گوش گذاشتن و احترام نهادن در هنگام خواندن آن است. او در مورد سیاچمانه خاطر نشان می کند که این آواز یکی از مقام های سی گانه موسیقی کردی است که از لحاظ محتوایی مضنون عشقی آن بر محتوای مجلسی و مذهیی اش ارجحیت دارد. زبان شعر سیاچمانه اورامی است. او در ادامه می گوید نزدیکترین مقام به سیاچمانه، "هوره " است که ما با آگاهی به نزدیکی مور با این دو آواز می توانیم ریشه مشترکشان را اثبات کنیم چنانکه بنابر تشابهاتی اینچنینی نشانگر کارکرد آیینی آنها و هم خانواده بودنشان است و ادله های ما را در اثبات فرضیه مان محکم تر می کند.
منطقه کرمانشاهان وارث سه گونه از كهن ترين و قدیمی ترین آوازهای جهان است(هنرجو،1386) که به جرات می توان گفت با وجود ریشه مشترک آنها، مادر آوازهای جهان در این حوزه فرهنگی می باشد، این سه گونه آواز بدین قرار است: ۱ـ هوره ۲ـ سياچه مانه ۳ـ مور
بررسي خانم استارك پژوهشگر فرانسوي نشان داده كه مور شباهت خاصي با آواهاي منطقه آلپ دارد و بر آن است كه این آوازها از مور نشات گرفته اند. به گفته وي بر اساس بررسيها، بسياري از آواهاي ژاپنيها هم از مور و هوره به عاریت گرفته شده اند (ایرنا، 1386) خانم استارک از از سیاچمانه سخنی به میان نیاورده است و این احتمالا به علت عدم آشنایی ایشان با منطقه اورامان بوده است اما شواهد ارتباط این آواز با مور و هوره بر رابطه میانشان دلالت دارد و اینچنین میتوان نظر خانم استارک را اصطلاح کرد که آواهای آلپ نشینان و ژاپنی ها نه از هوره و مور بلکه ریشه در مادر این آوازها دارد.
هر کدام از آوازهای هوره، مور و سیاچمانه دارای سبك مختص به خود هستند که از تلفيق شعر و آواز است و همين تفاوت سبب مي شود كه این آوازها، آزاد و متفاوت قلمداد شوند. اوج و فرودهاي هوره در کنار مور و سیاچمانه با مقام «قه تاري» در كردي كه در مايهي شور خوانده مي شود، دارای تشابهاتی است. هر کدام از این اوازها دارای مقامهای خاص خود هستند.
نتیجه گیری
بنا بر یافته های تحقیق به نظر می رسد که آوازهای هوره، مور و سیاچه مانه دارای یک ریشه بوده و از یک منشا منشعب شده اند، یعنی با مقایسه این آوازها می توان به این تبیین رسید که هوره، مور و سیاچه مانه قبل از جدایی گورانهاو هورامیها از کلهرزبانان و لکها یعنی زمانیکه از نظر جمعیتی، آیینی و ... یکسان بوده و یا اختلاف کمتری داشته اند و منطقه ایی نزدیک به هم می زیستند دارای یک منشا بوده اند. آنان در این زمان یک آواز واحد داشته اند که می توان آن را کهن ترین آواز کردی و یکی از کهنترین آوازهای جهان خواند. در تایید این مدعا می توان تشابه این آوازها و کاربرد واقعی شان را خاطر نشان کرد اما بعدها در طول زمان در اثر ازدیاد جمعیت، جدایی جغرافیایی، گویشی و ... هر کدام سبک مخصوص به خود را گرفته اند. در تایید این مدعا می توان گویش گورانی یعنی زبان مشترک مورد کاربرد گورانها (قلخانیها) و هورامیها را مثال زد که در دو شاخه گوران نو و هورامی منشعب شده اند .
گرچه «آواز مادر» که ریشه و منشا مشترک هوره، مور و سیاچه مانه است و از زندگی مردم نشات گرفته اما الگویی که آواز مادر و بعد هوره، مور و سیاچمانه از آن تقلدی کرده اند همان صدای کبک است. سندی بر ادعای تشابه آوایی صدای کبک و ارتباط آن با سیاچمانه این است که مشهورترین سیاچمانه خوان هورامان یعنی عثمان کیمنه ایی به «BaqashĔĻ» یعنی كبك خوش آهنگ مشهوربوده است.
کبک تنها پرنده ایی است که در میان کردان از احترام و اهمیت فراوانی برخوردار است به طوری که از گذشته دور تا به امروز افتخار هر کردزبانی در این بوده است که در خانه خود صاحب حداقل یک کبک باشد، آن را در قفس مخصوص کبک نگه دارد و از آن نگه داری کند، بدون اینکه هیچ منفعتی مادی برایش در بر داشته باشد.
از طرفی در مراسم ها و امروزه حتی در برنامه های فولکلوریک کردی در جلو سن و مقدم بر هر چیزی، کبک هم در کنار دیگر عناصر صحنه موجود است. تشابه آوایی که بین صدای کبک با این آوازها وجود دارد خود فرضیه ما را اثبات می کند و این خود باز وجود منشا را اثبات می کند. از تاریخچه «آواز مادر» اطلاع زیادی در دست نیست اما از نوع ادای کلمات سه آواز منشا گرفته از آن (و در واقع زیرشاخه های آن،) بدون استفاده از هیچ گونه سازی پیداست که این نوا جزء اولین آوازها بوده است. از طرفی مور، هوره و سیاچمانه تنها توسط حنجره و بدون استفاده از ساز اجرا می شود و این نکته نیز بر قدمت آن صحه می گذارد. به هر حال امروزه ما اثری از آواز مادر نمی بینیم اما شاهد حضور سه فرزندان و در واقع زیرشاخه های آن هستیم.با این حال هر چند ظاهرا اینچنین به نظر میرسد که این آوازها رو به نابودی و یا حداقل تغییر کارکرد و نقش است، اما آنچه مسلم است در کنار محفوظ ماندن نقش آیینی این آوازها ،حوادث روزمره زندگی افراد، عشق، هجران، فراق، مسایل اجتماعی، دلاوریها و رشادت مردیها و اتفاقات تاریخی نیز در این سه شاخه آواز مادر،دربر گرفته شده است.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع
- همزه ایی، غلامرضا فریبزر (1385). جامعه شناسی هویت قومی نمونه گویشوران لکی، انتشارات دانشگاه رازی، کرمانشاه.
- ژان دورینگ(1378). موسیقی و عرفان سنت اهل حق، ترجمه سودابه فضائلی، تهران، نشرپرسش.
- صفی زاده بورکه ایی، صدیق، (1361). نوشته های پراکنده درمورد یارسان- اهل حق، تهران، موسسه مطبوعاتی عطائی.
- ڕوسته م، ئه یوب(2006). یارسان ( لیکوڵینه وه یه کی میژوویی – دینییه ) سه باره ت به کاکه یی، سلێمانی، چاپی یه که م، له بڵاو کردنه وه کانی مه ڵ به ندی ڕوشنبیری هه ورامان.
- صفی زاده، فاروق، شناخت موسیقی.
- نشريه تريفه شماره4 دانشگاه اراک
– تنبور از دير باز تا کنون نوشته سيد خليل عالي نژاد.
- فرهنگ سازها نو شته حسين علي ملاح
- سهامی، علی، پیشینه ی فرهنگی هوره،
-http://www.sirwanweekly.com/Default.aspx?TabId=58&nid=1707
-
- chope.persionblog.com
- jowan22.persionblog.com
-
- نورمحمدی، حامد (1385). هوره.
-
h
یادی از هوره خوان معروف کرد ، مرحوم علی نظر منوچهری - قنبری، مسعود (2005).
-
- حمید (1386). هوره شناسنامه فرهنگی سرزمین کرد است.
-
- جعفر، (1385).هوره نجوای عاشقانه کرد ها
- سهامی، علی (84). پیشینه ی فرهنگی هوره
- سنندج، خبرنگار آفرینش
-
-
- موسيقي کرمانشاهان، 1386
-
- نعمتي،2004، خبرگزاري دانشجويان ايران- اروميه
-
- سلیمی، حامد (2006). نگاهی به مقام پاوه موری(مور) ودیگر مقام های مرثیه ای تنبور
-
ـ هنرجو (1386). كرمانشاه
-
- مـــورتیر ،۱۳۸۶، نشریه بلوط
-
- عزيزي، سيروس (1386). سیاچمانه هورامی
- ديار زاگرس دامان قديميترين آواهاي باستاني ایرنا، 1386
-
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت
- پیشالیار زردشتی صاحب کتاب «ماریفه تو پیشالیار» می باشد که مربوط به قبل از اسلام است.