yazdan جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 700 امتياز: 1894 تشکر کرده: 981 تشکر شده 720 بار در 430 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 28 فروردين ماه ، 1390 09:10:34 موضوع مطلب: قرص بالدار وانسان بالدار
خاستگاه نماد قرص بالدار و انسان بالدار
نویسنده: سورنا فیروزی
بارها گفته شده است که دو نماد قرص بالدار و انسان بالدار (اصطلاحا فروهر)، نمادهای مصری –میانرودانی هستند که پارسیان از آنها الگو گیری فرهنگی نموده اند. در ادامه نشان خواهیم داد که این مورد یک فریبکاری بوده است. دیرین ترین نشان یافته شده از دامنه فرهنگ میانرودانی که دربردارنده این نماد است، تمدن آشوری است. تمدنی که کهنترین نماد انسان بالدار یافت شده از آن، به دوران آشور نسیرپال دوم (حدود 860 پ.م) در ویرانه های نمرود بر میگردد.همچنین در مصر نیز این نماد، به خدایان در ارتباط با خورشید چون رع و هوروس و نیز خدایانی چون نخبت و خپری نسبت داده میشود، اما دیرین ترین یافته های کنونی از این نماد در مصر نیز، فراتر از دورن حاکمیت دودمان نوزدهم نمیرود؛ یعنی حدود 1250 پ.م . تا پیش از این دوره، نمادهایی چون یک شاهین با بالهای باز و از این قبیل در مصر فراوان است، اما آنچه بتوان از آن به معنای راستین، قرص و انسان بالدار نام برد، پیش از تاریخ یاد شده وجود ندارد.
این در حالی است که نماد مورد بحث، در میان هیتی ها و میتانی ها که از اقوام آریایی بودهاند، به سده های چهاردهم و پانزدهم پیش از میلاد دیده میشود. قرص بالدار یافت شده بر روی نقش برجسته و مهر میتانیایی، دیرینگی کهنتر از نمونه های مصری و آشوری دارد و مورد هیتیایی نیز ، کهنترین نمونه یافت شده در نوع خود میباشد. این موارد کاملا نشان میدهند که نمادهای یافت شده، ایرانی بوده اند و حتی در پی این پنداشت که پارسیان به دوران هخامنشی، این نمادها را از مصر و آشور الگو گرفته اند، باز دیده میشود که خود مصریان وآشوریان آن را از الگوهای ایرانی پیشترشان به وام برده اند. جهت آشنایی مختصر با هویت و جایگاه جغرافیایی مردمان، کاسی، هیتی و میتانیایی به پیوست بخش پایانی کتاب مراجعه کنید.
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند parisa-s, arya
parisa-s سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 12 فروردين ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 404 امتياز: 1173 تشکر کرده: 449 تشکر شده 439 بار در 238 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 29 فروردين ماه ، 1390 09:03:43 موضوع مطلب:
درود جناب يزدان
فرتوري كه براي شما ميذارم سنگ نگاره اي از انسان هاي بالدار است ....
نميدانم اين فرتورها به نوشته ي شما ارتباطي دارد يا نه ولي براي من شگفت آور است كه اين دو نمونه مشابه چگونه در دو منطقه ي خيلي دور و بي ارتباط از هم حكاكي شده اند ....اين طور مينمايد كه انسان بالدار تقدس شگفت آور و رمزآميزي در ميان مردم كهن در سرزمينهاي گوناگون داشته است...
_________________ ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....
کاربرانی که برای این ارسال از parisa-s تشکر کرده اند yazdan, arya
yazdan جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 700 امتياز: 1894 تشکر کرده: 981 تشکر شده 720 بار در 430 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 29 فروردين ماه ، 1390 13:31:06 موضوع مطلب:
درود پریسا گرامی
فرتور را برای آقای فیروزی میفرستم
سپاس از شما _________________ یزدان صفایی-دبیر گروه تاریخ پایگاه پژوهشی هخامنشیان- دبیر گروه زبان و ادب ماهنامه الکترونیکی امردادنامه
fuzuli هموند کوشا وضعيت: آفلاين 1 دي ماه ، 1390 تعداد ارسالها: 59 امتياز: 155 تشکر کرده: 30 تشکر شده 8 بار در 7 پست
محل سكونت: ایران
ارسال شده در: شنبه، 8 بهمن ماه ، 1390 00:54:22 موضوع مطلب:
نمونه انسان بالدار در میان تصاویر خدایان اوراتویی نیز دیده می شود.
همانگونه که در نمونه های بالا آمده (عمارلوی گیلان)، خدایان هیتی ،میتانی ، آشوری ، مصری و ... نماد انسان بالدار از شمالغرب ایران به سوی جنوب ایران گسترش یافته است.
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: شنبه، 8 بهمن ماه ، 1390 23:37:29 موضوع مطلب:
با درود بر ياران
نقش حلقه يا انسان بالدار نمايشی از فرکيانی ميباشد و در همه کشورهايی که کاهنهايشان با روش کندالينی و چرخه اي راه آگاهی را ميپيمودند ،اين نماد کاربرد همسانی داشته .
وجود اين نماد بر بالای سر شاهان و سلاطين ،نشانه بر حق بودن آنان بوده است .
پس از زرتشت فر کيانی نخست به فر ايزدی و سپس فروهر ،نامش دگرگون شد .
فروهر همان فرشته نگاهبان ميباشد که برخی از روی نا آگاهی ،آنرا با اهورامزدا يکی دانسته اند .
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند arya
SaebGilany کاربر تازه وارد وضعيت: آفلاين 10 اسفند ماه ، 1390 تعداد ارسالها: 3 امتياز: 6 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 10 اسفند ماه ، 1390 10:41:37 موضوع مطلب:
آنچه سورنا فيروزي يكسال پيش نوشت از آن جهت كه به "قرقي با بالهاي گشاده" سپس "قرص با بالهاي قرقي" سپس "انسان بجاي قرص با بالهاي قرقي" اشاره ميكند خوب است اما نمادها را با اين ترتيبي كه بنده گفتم نفرمودند. ايشان با مخلوط كردن نمادها از احتمال ديرينگي ميتاني به تمايل پارسديرينانگاري خويش پاسخ دادهاند، تمايلي كه از زاويه وطن پرستان شايسته ستايش اما از زاويه دانش باستانشناسي قابل اتكا نيست. لذا مواردي را يادآوري ميكنم:
1. پرستش هور (به تلفظ يوناني:هوروس Horus) يا همان قرقي با بالهاي گشاده خداي پيش سلسلهاي مصر باستان به قبل از آغاز سلسلههاي فراعنه يعني قبل از 3000 پيش از ميلاد برميگردد به نحوي كه اسنفرو Sneferu فرعون هرم ساز سلسله چهارم (متوفي 2589 قبل از ميلاد) پرستنده هور بود و نام هور در اسامي اعضاء خاندان و نقش آن بر مسطبه (گوردخمه) هاي نيل عليا از آن دوره بجا مانده است
2. اينكه آشوريان خداي مذكر كماندار را بجاي سر هور بكار گرفته و خورشيد (نشان مذكر ) را بعنوان ديسك خورشيد در ميان قرار دادند تحوليست كه تقريبا به درستي به تاريخ آن اشاره كردهايد (اوايل هزاره اول قبل از ميلاد) و اين قدم بعدي در حذف هور و پيشرفت بسوي فروهر بود.
3. مؤلف به قدم سوم يعني جايگزين شدن داريوش هخامنش در وسط بجاي شلمانسر سوم (شاه آشور) و نهايتا حذف پاهاي قرقي و قرار داده شدن دو شال آويخته از دو سو بجاي آن اشاره نكرده است
4. مولف فرض نهاني دارد و آن اينكه ميتانيها بطور يقين ايراني هستند. اين ايده خوبيست و بنده هم موافقم كه ايرانيان از جايي در شمال افغانستان به اين فلات نيامدند بلكه از بين النهرين آمدند و ميراث داران آشور و ميتاني هستند. اخيرا گامكرليدزه و ايوانوف هم از اين ايده حمايت كردهاند و بنابر اين تصورات بزرگ تاريخدان ايراني (مشيرالدوله پيرنيا) و رومان گيرشمان كه ورود ايرانيان به فلات را از آندرونوف (شوي_سركردگان) واقع در سيبري ميدانستند تا بيش از دهه 1970 نپاييد.
همين يك فرض آخري كه درست و برپايه علمي است به اشتباه اولي مولف ميچربد ليكن كاش بجاي اينكه تلويحا فرض كنند آشكار مينمودند.
باتشكر، صائب گيلاني