ety هموند عادی وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 9 امتياز: 25 تشکر کرده: 0 تشکر شده 4 بار در 3 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 دي ماه ، 1389 13:39:29 موضوع مطلب:
ذوالقَرنَین واژهای است عربی به معنی دارنده دو شاخ ، دو سده یا صاحب دویست سال . ذوالقرنین یکی از شخصیتهای قرآن و کتاب مقدس است. بر اساس قرآن، ذوالقرنین، سه لشکرکشی مهم داشت نخست به باختر ، سپس به خاور ، و سرانجام منطقه ای که در آن یک تنگه کوهستانی وجود داشت، او انسان یکتا پرست و مهربانی بود واز طریق دادگری منحرف نمی شد و به همین جهت مشمول لطف خدا بود، او یار نیکوکاران و دشمن ستمگران و ظالمان بود و به مال و ثروت دنیا علاقه ای نداشت، او هم به خدا ایمان داشت و هم به روز رستاخیز، او سازنده سدی بود، که در آن به جای آجر و سنگ از آهن و مس استفاده شده است و هدف او از ساختن این سد کمک به گروهی مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یاجوج و ماجوج بوده است.[۱]
ety هموند عادی وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 9 امتياز: 25 تشکر کرده: 0 تشکر شده 4 بار در 3 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 دي ماه ، 1389 13:42:02 موضوع مطلب: ذوالقرنین در قرآن
داستان ذوالقرنین در قرآن در سوره کهف به این شرح آمده است:
و از تو در باره ذو القرنین میپرسند. بگو: برای شما از او چیزی میخوانم. (۸۳) ما او را در زمین مکانت دادیم و راه رسیدن به هر چیزی را به او نشان دادیم. (۸۴) او نیز راه را پی گرفت. (۸۵) تا به غروبگاه خورشید رسید. دید که در چشمهای گِلآلود و سیاه غروب میکند و در آنجا مردمی یافت. گفتیم: ای ذو القرنین، میخواهی عقوبتشان کن و میخواهی با آنها به نیکی رفتار کن. (۸۶) گفت: اما هر کس که ستم کند ما عقوبتش خواهیم کرد. آن گاه او را نزد پروردگارش میبرند تا او نیز به سختی عذابش کند. (۸۷) و اما هر کس که ایمان آورد و کارهای شایسته کند، اجری نیکو دارد. و در باره او فرمانهای آسان خواهیم راند. (۸۸) باز هم راه را پی گرفت. (۸۹) تا به مکان برآمدن آفتاب رسید. دید بر قومی طلوع میکند که غیر از پرتو آن برایشان هیچ پوششی قرار ندادهایم. (۹۰) چنین بود. و ما بر احوال او احاطه داریم. (۹۱) باز هم راه را پی گرفت. (۹۲) تا به میان دو کوه رسید. در پس آن دو کوه مردمی را دید که گویی هیچ سخنی را نمیفهمند. (۹۳) گفتند: ای ذو القرنین، یأجوج و مأجوج در زمین فساد میکنند. میخواهی خراجی بر خود مقرر کنیم تا تو میان ما و آنها سدی برآوری؟ (۹۴) گفت: آنچه پروردگار من مرا بدان توانایی داده است بهتر است. مرا به نیروی خویش مدد کنید، تا میان شما و آنها سدی برآورم. (۹۵) برای من تکههای آهن بیاورید. چون میان آن دو کوه انباشته شد، گفت: بدمید. تا آن آهن را بگداخت. و گفت: مس گداخته بیاورید تا بر آن ریزم. (۹۶) نه توانستند از آن بالا روند و نه در آن سوراخ کنند. (۹۷) گفت: این رحمتی بود از جانب پروردگار من و چون وعده پروردگار من در رسد، آن را زیر و زبر کند و وعده پروردگار من راست است. (۹۸) [۲]
ety هموند عادی وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 9 امتياز: 25 تشکر کرده: 0 تشکر شده 4 بار در 3 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 دي ماه ، 1389 13:44:45 موضوع مطلب: ذوالقرنین در احادیث اسلامی
در برخی احادیث اسلامی ذوالقرنین پیامبر و پادشاه خاور و باختر معرفی شده است. در کتاب نصایح چنین آمده است:
خداوند هیچ پیغمبری را پادشاهی نداد به جز چهار تن(بعد از حضرت نوح ): ذوالقرنین- که نامش عیاش بود- داود ، سلیمان و یوسف ؛ ذوالقرنین بر خاور و باختر حکومت کرد...
همچنین در احادیث اسلامی از مسجد ذوالقرنین نیز یاد شده است. مسجد و ساختمان بزرگی که درازای آن ۴۰۰ ذراع بوده، که در ساختمان آن از تختههای چوب و مس و الواح مسین استفاده شده است. درازای هر تخته چوب ۲۲۴ ذراع و فاصله دو دیوار ۲۰۰ ذراع و بلندی دیوارها ۲۲ ذراع گفته شده است. و مجلسی به نقل از ثعلبی محل ساخت سد ذوالقرنین را "پایان خاوری سرزمین ترک" خوانده است.
ety هموند عادی وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 9 امتياز: 25 تشکر کرده: 0 تشکر شده 4 بار در 3 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 دي ماه ، 1389 14:39:14 موضوع مطلب: مشخصات ذوالقرنین
ذوالقرنین دارای مشخصاتی بود، از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
او شخصی با تاج یا کلاهی با دو شاخ است.
خداوند اسباب پیروزیها را در اختیار او قرار داد.
او سه لشگرکشی مهم داشت : نخست به باختر، سپس به خاور و سرانجام به منطقه ای که در آنجا یک تنگه کوهستانی وجود داشته، و در هر یک از
این سفرها با اقوامی برخورد کرد.
خداوند او را قدرتمند کرده بود و اختیار جان و مال انسانها و عذاب و پاداش به آنها را به او داده بود.
او انسان یکتا پرست و مهربانی بود، و از طریق دادگری منحرف نمی شد، و به همین جهت مشمول لطف خاص پروردگار بود.
او یار نیکوکاران و دشمن ظالمان و ستمگران بود، و به مال و ثروت دنیا علاقه ای نداشت .
او هم به خدا ایمان داشت و هم به روز رستاخیز.
او سازنده سدی است که در آن از آهن و مس استفاده شد (و اگر مصالح دیگر در ساختمان آن نیز به کار رفته باشد تحت الشـعاع این فلزات بود) و هـدف
او از ساختن این سد کمک به گروهـی مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یاجوج و ماجوج بوده است.
او از کسانی بوده که خداوند خیر دنیا وآخرت رابه او عطا کرد. خیر دنیادرسلطنت و قدرت واختیاری که به او عطا شده بود و خیر آخرت ، برای اینکه او به گسترش داد و اقامه حق و به صلح و بخشش و رفق و کرامت نفس و گستردن خیر و دفع شر درآدمیان عمل میکرد.
چنین بر میآید که او به وحی و یا الهام و یا بدست پیغمبری از پیغمبران تایید میشد، و به او کمک میکرد.
اما از قرآن چیزی که صریحا دلالت کند او پیامبر بوده استفاده نمی شود هر چند تعبیراتی در قرآن هست که اشعار به این معنی دارد. از بسیاری از روایات اسلامی که از پیامبر و ائمه نقل شده نیز می خوانیم: او پیامبر نبود بلکه بنده صالحی بود.
به جماعتی ستمکار در باختر برخورد و آنان را عذاب نمود(به این مفهوم که با آنها جنگید و آنها را شکست داد).
سدی که بر روی قوم یاجوج و ماجوج بنا کرده در غیر باختر و خاور آفتاب بوده، چون پس از آنکه به خاور آفتاب رسیده پیروی سببی کرده تا به میان دو کوه رسیدهاست، و از مشخصات سد او افزون بر اینکه در خاور و باختر جهان نبوده این است که میان دو کوه ساخته شده، و این دو کوه را که چون دو دیوار بودهاند به گونه یک دیوار دنباله دار در آوردهاست. و در سدی که ساخته پارههای آهن و قطر یعنی (مس گدازشده)به کار رفته است.
ety هموند عادی وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 9 امتياز: 25 تشکر کرده: 0 تشکر شده 4 بار در 3 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 دي ماه ، 1389 14:45:33 موضوع مطلب: سد ذوالقرنین
تاریخدانان و تفسیرگران در این باره دیدگاههای متفاوتی در تطبیق داستان دارند:
به بعضی از مورخین نسبت میدهند که گفتهاند: سد یادشده در قرآن همان دیوار چین است. آن دیوار طولانی میان چین و مغولستان حائل شده، و یکی از پادشاهان چین به نام «شین هوانک تی» آن را بنا نهاده، تا جلو هجومهای مغول را به چین بگیرد. درازای این دیوار سه هزار کیلومتر و پهنا آن ۹ متر و بلندایش پانزده متر است، که همه با سنگ چیده شده، و در سال ۲۶۴ پیش از زادروز آغاز و پس از ده و یا بیست سال خاتمه یافتهاست، پس ذوالقرنین همین پادشاه بوده. ولی این تاریخدانان توجه نکردهاند که اوصاف و مشخصاتی که قرآن برای ذوالقرنین ذکر کرده و سدی که قرآن بنایش را به او نسبت داده با این پادشاه و این دیوار چین تطبیق نمیکند، چون درباره این پادشاه نیامده که به باختر اقصی سفر کرده باشد، و سدی که قرآن ذکر کرده میان دو کوه واقع شده (بین الصدفین) ، و در آن تکههای آهن و قطر، یعنی مس مذاب به کار رفته، چناکه در آیه آمده است آتونی زبر الحدید حتی اذا ساوی بین الصدفین قال انفخوا حتی اذا جعله نارا قال آتونی افرغ علیه قطرا). و دیوار بزرگ چین که سه هزار کیلومتر است از کوه و زمین همینگونه، هر دو میگذرد و میان دو کوه واقع نشدهاست، و دیوار چین با سنگ ساخته شده و در آن آهن و قطری به کاری نرفته و ازطرف دیگر چینیها هرگز یکتا پرست نبوده اند
حصار دربند در قفقاز
این سد برای جلوگیری از هجوم اقوام وحشی به ایران در دوره باستان ساخته شده بودبه بعضی دیگری از تاریخدانان نسبت دادهاند که گفتهاند: آنکه سد یادشده را ساخته یکی از شاهان آشور بوده که در حوالی سده هفتم پیش از زادروز مورد هجوم اقوام اسکیت یا سکا قرار میگرفته، و این اقوام از تنگنای کوههای قفقاز تا ارمنستان آنگاه ناحیه باختری ایران هجوم میآوردند و چه بسا به خود آشور و پایتختش نینوا هم میرسیدند، و آن را محاصره نموده دست به کشتار و تاراج و برده گیری میکردند، بناچار پادشاه آن دیار برای جلوگیری از آنها سدی ساخت که گویا مراد از آن سد باب الابواب میباشد که تعمیر و یا ترمیم آن را به خسرو انوشیروان یکی از شاهان ساسانی نسبت میدهند. این گفته آن تاریخدانان است و لی همه گفتگو در این است که آیا با قرآن برابر است یا خیر ؟
parisa-s سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 12 فروردين ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 404 امتياز: 1173 تشکر کرده: 449 تشکر شده 439 بار در 238 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 9 دي ماه ، 1389 18:26:34 موضوع مطلب:
با درود و سپاس
يادش بخير ، چندين ماه پيش در مورد ذوالقرنين در اين تالار با برخي هموندان گفتگوهاي جنجالي كرديم !!!
كه سرانجام به مجادله و دعوا و دين و اسلام شناسي و اسلام ستيزي و ... كشيده شد و گفتگوي ما بي سرانجام ماند !
اميدورام شما بتوانيد آن را به انجامي نيك برسانيد ... _________________ ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....
کاربرانی که برای این ارسال از parisa-s تشکر کرده اند apadana
sara دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 29 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 206 امتياز: 642 تشکر کرده: 192 تشکر شده 308 بار در 149 پست
ارسال شده در: شنبه، 11 دي ماه ، 1389 13:22:42 موضوع مطلب:
درود بر دوستان گرامی
کوروش بزرگ در تورات
یهودیان در زمان ظهور کوروش دوران اسارت را در بابل می گذراندند. عده ای از یهودیان که پایبند دین و مذهب خود بودند، از اقامت در بابل که بت پرستی و فساد رواج زیادی داشت، رنج می بردند. در آن زمان پیامبران بنی اسرائیل پیشگویی کرده و مژده می دادند که به زودی خداوند شحصی را برای نجات یهودیان برمی انگیزد. پیشگویی های آن ها در آخرین سال های اقامت یهودیان در بابل با مشاهده ی وضعیت نامساعد این سرزمین بیشتر شد. یهودیان از پیشروی های ایرانیان آگاه شدند و با توجه به سیاست مدبرانه کوروش بود که پیامبران بنی اسرائیل پیشگویی هایی نمودند که به زودی به حقیقت پیوست. یکی از این پیامبران «اشعیا» بود که پیشگویی های او در تورات به شرح زیر است:
«خداوند سپاه مقدس و شجاع خود را که مشتاق خدمتش هستند فرا خوانده است تا کسانی را که بر ایشان غضبناک است مجازات کند... آن ها را از سرزمین های بسیار دور میآورد تا ایشان را همچون اسلحهای در دست بگیرد و توسط آن ها سراسر خاک بابل را ویران کند و غضب خود را فرو نشاند... من مادها را که توجهی به طلا و نقره ندارند به ضد بابلیها برخواهم انگیخت تا بابلیها نتوانند با پیشکش کردن ثروت خود جان خود را نجات دهند.» اشعیا، باب 13
«زمانی خواهد رسید که پادشاهی عادل بر تخت سلطنت خواهد نشست و رهبرانی با انصاف مملکت را اداره خواهند کرد. هر یک از آنان پناهگاهی در برابر باد و طوفان خواهد بود. آنان مانند جوی آب در بیابان خشک، و مثل سایه خنک یک صخره بزرگ در زمین بیآب و علف خواهند بود و چشم و گوش خود را نسبت به نیازهای مردم باز نگه خواهند داشت. آنان بی حوصله نخواهند بـود بلکه با فهم و متانت با مردم سخـن خواهنـد گفت.» اشعیا، باب 32
«تسلی دهید به مردم من و مژده دهید، زیرا زمان مجازات سر آمد و از گناهان آنان در گذشتم... سخنان مرا بشنوید. چه کسی این مرد را از مشرق آورده است که هر جا قدم میگذارد آن جا را فتح میکند؟ چه کسی او را بر قومها و پادشاهان پیروز گردانیده است؟ شمشیر او سپاهیان آنان را مثل غبار به زمین میاندازد و کمانش آنان را چون کاه پراکنده میکند... اما من مردی را از شرق برگزیدهام و او را از شمال به جنگ قومها خواهم فرستاد. او نام مرا خواهد خواند و من او را بر پادشاهان مسلط خواهم ساخت. مثل کوزهگری که گل را لگدمال میکند، او نیز آن ها را پایمال خواهد کرد.» اشعیا، باب 41
«خداوند که ولی تو است و تو را از رحم سرشته است چنین می گوید: من یهوه هستم و همه چیز را ساختم... و درباره کوروش می گوید که او شبان من است و تمام مسرت مرا به اتمام خواهد رسانید. او اورشلیم را بازسازی خواهد کرد و خانه مرا دوباره بنیاد خواهد نهاد.» اشعیا، باب 44
«خداوند کوروش را برگزیده و به او توانایی بخشیده تا پادشاه شود و سرزمین ها را فتح کند و پادشاهان مقتدر را شکست دهد. خداوند دروازههای بابل را به روی او باز میکند. دیگر آن ها به روی کوروش بسته نخواهند ماند. خداوند میفرماید: ای کوروش، من پیشاپیش تو حرکت میکنم، کوهها را صاف میکنم، دروازههای مفرغی و پشت بندهای آهنی را میشکنم. گنج های پنهان شده در تاریکی و ثروت های نهفته را به تو میدهم. آن گاه خواهی فهمید که من خداوند، خدای اسرائیل هستم و تو را به نام خواندهام. من تو را برگزیدهام تا به اسرائیل که خدمتگزار من و قوم برگزیده من است یاری نمایی. هنگامی که تو هنوز مرا نمیشناختی، من تو را به نام خواندم. من خداوند هستم و غیر از من خدایی نیست. زمانی که مرا نمیشناختی، من به تو توانایی بخشیدم، تا مردم سراسر جهان بدانند که غیر از من خدایی دیگر وجود ندارد و تنها من خداوند هستم... من زمین را ساختم و انسان را بر روی آن خلق کردم. با دست خود آسمان ها را گسترانیدم. ماه و خورشید و ستارگان زیر فرمان من هستند. اکنون نیز کوروش را برانگیختهام تا به هدف عادلانه من جامه عمل بپوشاند. من تمام راه هایش را راست خواهم ساخت. او بیآنکه انتظار پاداش داشته باشد، شهر من اورشلیم را بازسازی خواهد کرد و قوم اسیر مرا آزاد خواهد ساخت.» اشعیا، باب 45
خداوند در همین باب (45) می فرماید:« ای قومهایی که از دست کوروش میگریزید، جمع شوید و نزدیک آیید و به سخنان من گوش دهید. چه نادانند آنانی که بت های چوبی را با خود حمل میکنند و نزد خدایانی که نمیتوانند نجاتشان دهند، دعا میکنند. با هم مشورت کنید و اگر میتوانید دلیل بیاورید و ثابت کنید که بتپرستی عمل درستی است. غیر از من چه کسی گفته که این چیزها در مورد کوروش عملی خواهد شد؟ غیر از من خدایی نیست.»
« همه ی شما بیایید و بشنوید. هیچ کدام از خدایان شما قادر نیست پیشگویی کند که مردی را که من برگزیدهام حکومت بابل را سرنگون خواهد کرد و آن چه اراده کردهام بجا خواهد آورد. اما من این را پیشگویی میکنم. بلی، من کوروش را خواندهام و به او این مأموریت را دادهام و او را کامیاب خواهم ساخت.» اشعیا، باب 48
از دیگر پیامبران، ارمیای نبی بود که در باب 31 کتاب خود به یهودیان مژده آزادی از اسارت و بازسازی اورشلیم را داد که این امر توسط کوروش محقق شد. از دیگر پیامبران یاد شده در عصر اسارت یهودیان، عزرای نبی بود که به همراه بسیاری از یهودیان پس از سقوط یهودا در سال 586 قبل از میلاد به بابل تبعید شد و در سال 539 ق.م با آزادی اسیران یهودی توسط کوروش به سرزمین خود بازگشت. او در باب 1 کتاب خود می گوید:
« در سـال اول سلطنت کـورش، پادشـاه پارس، خداوند آن چه را که توسط ارمیای نبی فرموده بود، به انجام رساند. خداوند کورش را بر آن داشت تا فرمانی صادر کند و آن را نوشته به سراسر سرزمین پهناورش بفرستد. این است متن آن فرمان: من، کورش پادشاه پارس، اعلام میدارم که خداوند، خدای آسمان ها، تمام ممالک جهان را به من بخشیده است و به من امر فرموده است که برای او در شهر اورشلیم که در یهودا است خانهای بسازم. بنابراین، از تمام یهودیانی که در سرزمین من هستند، کسانی که بخواهند میتوانند به آن جا بازگردند و خانه خداوند، خدای اسرائیل را در اورشلیم بنا کنند. خدا همراه ایشان باشد!» عزرا، باب1
با توجه به محتوای کتاب های ارمیا و اشعیا درباره ی ظهور کوروش و نجات بنی اسرائیل مشخص می شود که یهودیان کوروش را مسیح نجات بخش و در حقیقت شخص برانگیخته شده از سوی یهوه، خدای اسرائیل، می دانستند. مسلما خدمات کوروش در حق این قوم و اظهار محبت نسبت به ایشان باعث شد یهودیان او را مسیح خداوند تلقی کنند و ظهور او را به خواست خدا برای رهایی بنی اسرائیل از آوارگی و پراکندگی و همچنین بازسازی پرستشگاه اورشلیم بدانند.
بعضی از محققین و مورخین کمک و خدمات کوروش را به یهودیان طور دیگر تعبیر نموده اند و به آن جنبه ی مذهبی و سیاسی داده اند اما لازم به یادآوری است که کوروش به فضیلت انسانی ارج می نهاد، بدون این که توجهی به اعتقادات و مذهب افراد بکند. او هر شهری را که تصرف می کرد، به اعتقادات مردم آن شهر احترام می گذاشت و علاوه بر این که به مردم شهر آسیبی نمی رسانید، به آن ها کمک نیز می کرد.
sara دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 29 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 206 امتياز: 642 تشکر کرده: 192 تشکر شده 308 بار در 149 پست
ارسال شده در: شنبه، 11 دي ماه ، 1389 13:27:18 موضوع مطلب:
در کتاب مقدس عهد عتیق، در ۱۹ آیه، نام کوروش ذکر شده است.
۱. تواریخ باب سی و شش آیه بیست و دو
و در سال اولِ کورش، پادشاه فارس، تا کلام خداوند به زبان ارمیا کامل شود، خداوند روح کورش، پادشاه فارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را نیز مرقوم داشت.
۲. تواریخ باب سی و شش آیه بیست و سه
« کورش، پادشاه فارس چنین میفرماید: یهوه خدای آسمانها، تمامی ممالک زمین را به من داده است و او مرا امر فرمود که خانهای برای وی در اورشلیم که در یهودا است، بنا نمایم. پس کیست از شما از تمامی قوم او؟ یهوه خدایش همراهش باشد و برود.»
۳. عزرا باب یک آیه یک
و در سال اوّل کورش، پادشاه فارس تا کلام خداوند به زبان ارمیا کامل شود، خداوند روح کورش پادشاه فارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را نیز مرقوم داشت و گفت:
۴. عزرا باب یک آیه دو
«کورش پادشاه فارس چنین میفرماید: یهوه خدای آسمانها جمیع ممالک زمین را به من داده و مرا امر فرموده است که خانهای برای وی در اورشلیم که در یهودا است، بنا نمایم.
۵. عزرا باب یک آیه هفت
و کورش پادشاه ظروف خانه خداوند را که نبوکدنصر (بخت النصر) آنها را از اورشلیم آورده و در خانه خدایان خود گذاشته بود، بیرون آورد.
۶. عزرا باب یک آیه هشت
و کورش پادشاه فارس، آنها را از دست مِتْرَدات، خزانهدار خود بیرون آورده، به شیشَبصَّر رئیس یهودیان شمرد.
۷. عزرا باب سه آیه هفت
و به حَجّاران و نجّاران نقره دادند و به اهل صیدون و صور مأکولات و مشروبات و روغن (دادند) تا چوب سرو آزاد از لُبْنان از دریا به یافا، برحسب امری که کورش پادشاه فارس، به ایشان داده بود بیاورند.
۸. عزرا باب چهار آیه سه
اما زربّابل و یشوع و سایر رؤسای آبای اسرائیل به ایشان گفتند: «شما را با ما در بنا كردن خانه خدای ما كاری نیست، بلكه ما تنها آن را برای یهوه، خدای اسرائیل چنانکه کورش پادشاه، سلطان فارس به ما امر فرموده است، آن را بنا خواهیم نمود.»
۹. عزرا باب چهار آیه پنج
و به ضدّ ایشان مدبّران اجیر ساختند که در تمام ایام کورش پادشاه فارس، تا سلطنت داریوش، پادشاه فارس قصد ایشان را باطل ساختند.
۱۰. عزرا باب پنج آیه سیزده
اما در سال اوّل کورش پادشاه بابل، همین کورش پادشاه امر فرمود که این خانه خدا را بنا نمایند.
۱۱. عزرا باب پنج آیه چهارده
و نیز ظروف طلا و نقره خانه خدا که نبوکدنصّر آنها را از هیکل اورشلیم گرفته وبه هیکل بابل آورده بود، کورش پادشاه آنها را از هیکل بابل بیرون آورد و به شیشبصّر نامی که او را والی ساخته بود، تسلیم نمود.
۱۲. عزرا باب پنج آیه هفده
پس الا´ن اگر پادشاه مصلحت داند، در خزانه پادشاه که در بابل است تفحّص کنند که آیا چنین است یا نه که فرمانی از کورش پادشاه صادر شده بود که این خانه خدا در اورشلیم بنا شود و پادشاه مَرضی خود را در این امر نزد ما بفرستد.»
۱۳. عزرا باب شش آیه سه
«در سال اوّل کورش پادشاه، همین کورش پادشاه درباره خانه خدا در اورشلیم فرمان داد که آن خانهای که قربانیها در آن میگذرانیدند، بنا شود و بنیادش تعمیر گردد و بلندیاش شصت ذراع و عرضش شصت ذراع باشد.
۱۴. عزرا باب شش آیه چهارده
و مشایخ یهود به بنا نمودن مشغول شدند و برحسب نبوّت حجّی نبی و زکریا ابن عدّو کار را پیش بردند و برحسب حکم خدای اسرائیل و فرمان کورش و داریوش و اَرتَحشَستا، پادشاهان فارس آن را بنا نموده، به انجام رسانیدند.
۱۵. اشعیا باب چهل و چهار آیه بیست و هشت
و درباره کورش میگوید که او شبان من است و تمامی مسرّت مرا به اتمام خواهد رسانید و درباره اورشلیم میگوید بنا خواهد شد و درباره هیکل که بنیاد تو نهاده خواهد گشت.
۱۶. اشعیا باب چهل و پنج آیه یک
خداوند به مسیح خویش یعنی به کورش که: دست راست او را گرفتم تا به حضور وی امّتها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و دروازهها دیگر بسته نشود چنین میگوید
۱۷. دانیال باب یک آیه بیست و یک
و دانیال بود تا سال اول کورش پادشاه.
۱۸. دانیال باب شش آیه بیست و هشت
پس این دانیال در سلطنت داریوش و در سلطنت کورش فارسی فیروز میبود.
۱۹. دانیال باب ده آیه یک
در سال سوم کورش پادشاه فارس،امری بر دانیال که به بَلْطَشَصَّر مسمّی بود کشف گردید و آن امر صحیح و مشقّت عظیمی بود. پس امر را فهمید و رؤیا را دانست.
بن مایه:
ویکی پدیا دانشنامه آزاد _________________ چو ایران نباشد تن من مباد
sara دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 29 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 206 امتياز: 642 تشکر کرده: 192 تشکر شده 308 بار در 149 پست
ارسال شده در: شنبه، 11 دي ماه ، 1389 13:38:58 موضوع مطلب:
البته پرسش شما دوست گرامی این بود که ذوالقرنین که در قران از او یاد شده که بود؟
مطالب شما را خواندم و با توجه به آنها باید بگویم که شاید بشود با کنار هم چیدن مطالب تاریخی موجود در کتب مقدس- که در واقع می توان آنها را سندهای تاریخی با ارزشی به حساب آورد- به برخی نتیجه گیری ها رسید.
از آنجا که کتب مقدسی که مربوط به دوره های پیش از اسلام می شوند، اطلاعات بیشتری را در مورد کورش به ما می دهند مطالب بالا را برایتان نقل نمودم - که حتی اگر در راستای پرسش شما نباشد،امید است اطلاعات مفیدی را در اختیارتان قرار دهد- اگر لازم می بینید ،بفرمایید تا مطالب را برای جلوگیری از پراکنده شدن بحث حذف نمایم.
پیروز و سرافراز باشید _________________ چو ایران نباشد تن من مباد
sara دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 29 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 206 امتياز: 642 تشکر کرده: 192 تشکر شده 308 بار در 149 پست
ارسال شده در: شنبه، 11 دي ماه ، 1389 14:05:28 موضوع مطلب:
"پس از فتح آسیای صغیر(شبه جزیره بزرگی که در میان دریای مدیترانه و دریای سیاه قرار دارد)، کوروش سپاه خود را به سمت مرزهای شرقی حرکت داد. با ادامه حرکت به سمت شرق، او سرزمینهای مسیر خود تا رود سیحون ( آمودریا) را فتح کرد و پس از عبور از سیحون، به سی دریا در آسیای مرکزی رسید و در آنجا به منظور دفاع از این مرزها در برابر هجوم قبایل کوچ نشین آسیای مرکزی، شهرهایی با برج وباروی مستحکم و نیرومند بنا کرد.
پیروزیهای کوروش در شرق موجب شد تا موقعیت برای فتح غرب مناسب شود.حالا نوبت بابل و مصر بود. زمانی که کوروش بابل را فتح کرد، به یهودیان ساکن آن اجازه داد تا به ” سرزمین موعود” باز گردند و با برخورد توام با احترام و مدارا با اعتقادات مذهبی و آداب و رسوم نژادهای دیگر، به عنوان یک فاتح آزادی بخش، مشهور شد و امروز نام کوروش، به عنوان یکی از محبوب ترین و مورد احترام ترین امپراتوران در تاریخ به ثبت رسیده است."
لطفا این مطلب را با سخنانی که در مورد ذوالقرنین بیان داشتید مقایسه نمایید. _________________ چو ایران نباشد تن من مباد
آخرين ويرايش توسط sara در تاريخ شنبه، 11 دي ماه ، 1389 14:29:03; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
sara دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 29 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 206 امتياز: 642 تشکر کرده: 192 تشکر شده 308 بار در 149 پست
ارسال شده در: شنبه، 11 دي ماه ، 1389 14:09:21 موضوع مطلب:
قرآن، داستان ذوالقرنین را در سوره كهف، آیات 83 تا 98 بیان كرده و برای او ویژگیهایی را بر شمرده است.
مفسران در این كه ذوالقرنین كیست؟! اختلافنظر دارند; برخی او را اسكندر مقدونی و عدهای او را "شین هوانك تی" و... دانستهاند و هر یك كوشیدهاند تا این ویژگیهای قرآنی را به آنها تطبیق دهند; امّا برخی مفسرین مسلمان اعتقاد دارند که او کورش بوده است:
قرینههایی كه ایشان برای تأیید نظر خود میآورند از این قرار است:
1. ذوالقرنین شخصیتی است كه خداوند به او تمكن در روی زمین و قدرت و اختیار داده است و این با شخصیت كورش كه بر بخش عظیمی از آسیا و اروپا دست یافته و نخستین امپراتوری بزرگ تاریخ را تأسیس كرده است، توافق دارد.
2. ذوالقرنین مطرح شده در قرآن خداشناس و موحد است و كورش هم خداشناس و یكتاپرست بوده است و معقولترین تاریخی كه برای ظهور زرتشت یاد میشود، بین قرن ششم پیش از میلاد با تاریخ حیات كورش توافق دارد.
3. ذوالقرنین سفر یا لشكركشی به غرب یا مغرب خورشید داشته است و این با لشكركشی كورش به سیری در آسیای صغیر و تسخیر آن سرزمین انطباق دارد.
4. ذوالقرنین سفر یا لشكركشی به شرق یا مشرق خورشید داشته است و این با لشكركشی كورش به جنوب شرقی و (مكران و سیستان) و شمالشرقی (حدود بلخ) انطباق دارد.
5. ذوالقرنین با قومی وحشی مواجه شده است و این با رفتن كورش به سمت شمال و نبرد با اقوام وحشی "سكا" كه به عبارتی همان یأجوج و مأجوج هستند، انطباق دارد. در این جا كورش اقوام وحشی را عقب میراند و در معبر داریال سدّی با آهن و مس میسازد كه هنوز بقایای این سد برپاست.(ر.ك: داستانهای قرآن و تاریخ انبیا در المیزان، حسین فعال عراقی، ج 1، ص 447، نشر سبحان، و نیز: مجله بینات، ش 14، ص 105.)
بعضی معتقدند نامگذاری ذوالقرنین به این نام به خاطر آن است كه او به شرق و غرب عالم كه عرب از آن تعبیر به قرنیالشمس (دو شاخ آفتاب) میكند، رسید.
عدهای هم میگویند: در دو طرف سر او برآمدگی مخصوصی بود و به خاطر آن به ذوالقرنین معروف شد.
برخی نیز عقیده دارند كه او تاج مخصوصی داشت كه دارای دو شاخ بود.
بنابراین مسأله شاخ داشتن ذوالقرنین به احتمالات مذكور تفسیر شده است. _________________ چو ایران نباشد تن من مباد
sara دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 29 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 206 امتياز: 642 تشکر کرده: 192 تشکر شده 308 بار در 149 پست
ارسال شده در: شنبه، 11 دي ماه ، 1389 14:18:19 موضوع مطلب:
و یا می شود علاوه بر کورش دیگر شخصیت هایی را که دیگران بیان داشته اند هم بررسی کرد.
برای مثال به بررسی تشابهات و تناقضاتی که در خصوص دیگر احتمالات ممکن از جمله :اسكندر مقدونی و یا "شین هوانك تی"وجود دارد پرداخت. و سوالاتی از این قبیل را بررسی نمود:
آیا شخصیت اسکندر منطبق بر شخصیت ذوالقرنین است؟
آیا او بر اساس منابع تاریخی با اقوام مذکور برخورد داشته است؟ _________________ چو ایران نباشد تن من مباد
sara دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 29 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 206 امتياز: 642 تشکر کرده: 192 تشکر شده 308 بار در 149 پست
ارسال شده در: شنبه، 11 دي ماه ، 1389 14:24:10 موضوع مطلب:
دوست گرامی ، اگر می خواهید به نتیجه درستی برسید ، مهمترین عامل از نظر بنده شناختن منابع مستند است. و بعد هم کنار هم چیدن تاریخ ها و تشابهات و تناقضات.بنده یک کاربر عادی هستم و دانش تاریخی خیلی زیادی هم ندارم اما خوشحال می شوم که به شما کمک کنم. امیدوارم دیگر دوستان هم مطالبی را که در این خصوص می دانند بیان دارند - البته با ذکر منبع- تا شاید بتوان به نتایجی رسید.
پی گیر این نوشتار هستیم. _________________ چو ایران نباشد تن من مباد
apadana هموند ویژه وضعيت: آفلاين 20 مرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 139 امتياز: 394 تشکر کرده: 273 تشکر شده 146 بار در 91 پست
محل سكونت: يزد
ارسال شده در: سه شنبه، 14 دي ماه ، 1389 23:09:37 موضوع مطلب:
درود بر تمامی دوستان
چند روزی در خدمتتان نبودم اما به تازگی توانایی نفس راحتی یافته ام.
چند ماه پیش ما پیرامون این موضوع سخن میگفتیم و نتایج خوبی میگرفتیم که ناگهان یکی بحث ما را به بیراهه و پوچی
کشاند و بدون اینکه نظرش را ثابت کند ناپدید شد. شادمانم که میبینم شما ادامه ی بحث ما را انجام میدهی اما ای
کاش پستهایتان را در جستار پیشین که به این مورد اشاره داشت مینهادید. شاید آن جستار به خاطر آن موضوع حقیقتش
را از دست داد. به هر حال من نیز شما را در این راه همراهی خواهم کرد (البته اگر درس و زندگی اجازه ام دهد).
امیدوارم نتایج نیکی بگیریم.
معنای آیات سوره كهف، آیات 83 تا 98:
از تو درباره ي ذوالقرنين مي پرسند، بگو : اكنون درباره ي او با شما سخن خواهم گفت : او را در زمين پادشاهي داديم
و همه ي وسايل حكمروايي را برايش فراهم كرديم،بدين وسيله تا آنجا راند كه محل غروب خورش يد است و چنان
مي نمايد كه خورشيد در چشمه اي كه آب تيره رنگ دارد فرو مي رود، در آنجا قومي يافت.
به او گفتيم اكنون مي تواني درباره ي آنها به عذاب و ستم رفتار كني و يا اينكه به رفتار نيكو گرايي . گفت كسي كه
بيداد كرد زود خواهد بود كه عذاب بيند و پس از انكه به سوي خدا رفت باز عذابي شديد دامنگير اوست ، اما كسي
كه ايمان آورد و رفتار نيكو كرد سزاي او نيك است و از طرف خداي نيز در كار او گشايشي حاصل.
سپس راهي پيش پاي او گذاشتيم و او تا بدانجا رفت كه خورشيد طلوع مي كند و قومي در آنجا يافت كه ميان ايشان
و آفتاب حجابي و پوششي نبود ، بدين طريق بدانچه لازم بود از او آگاه شديم.
باز همچنان رفت تا رسيد به جايي كه ميان دو ديوار عظيم بود و در آنجا قومي يافت كه زبان نمي فهميدند، آن قوم
گفتند يا ذوالقرنين ياجوج و ماجوج در اين سرزمين دست بر فساد و خرابكاري زده اند، پول و مال لازم در اختيار تو
مي نهيم تا ميان ما و ايشان سدي بنا كني . گفت : خداي آنقدر به من توانايي داده كه از مال شما بي نيازم فقط به نيروي
بازو مرا ياري كنيدتا بين شما و آنها ديواري به پاي كنيم . تخته هاي آهن بياوريدآنقدر كه بتوان با ان دو كوه را بهم
برآورد، پس گفت آنقد ر در آن دميدند تا همچو آتش گرديد و بعد به كمك آب آن را به شكل مطلوب درآورده سد را
ساختند، كه آن قوم – ياجوج و ماجوج – نمي توانستند از ان بگذرند يا در آن رخنه ايجاد كنند.
ذوالقرنين گفت : اين خواست و رحمت خدا بود و چون خواست خداي فرا رسد، آن را ويران خواهد سا خت. خواست
و وعده ي خدا حق است...
ذوالقرنين بنا بر قرآن و روايات:
1. روي كار آمدن و به پادشاهي رسيدن ذوالقرنين، و نيز كشورگشايي و جهان ستاني به ياري خداوند بوده، در هر كار سبب ساز او بوده است. زيرا درباره ي او ميفرمايد: «إنا مكناله في الأرض و آتينا من كل شيء سببا.»
2. به سمت مغرب سپاه رانده و بر ساكنان آن نواحي تسلط يافته، و دامنه ي فتوحاتش تا به كناره هاي دريا رسيده، چنان كه غروب خورشيد را در پهنه ي دريا چون فرو رفتنش در چشمه اي گل آلود مشاهده كرده است.
3. به سمت مشرق لشگر رانده؛ آنجا كه به صحراهاي خشك و بدون آبادي رسيده و با مردماني كه فاقد تمدن بوده اند برخورد نموده است.
4. به سمت شمال سپاه رانده و در يك ناحيه ي كوهستاني و تنگه مانند، به خواهش قومي سدي از آهن برسر راه طايفه ي يغماگري كه به يأجوج و مأجوج معروف بوده بند، بسته است.
5. ذوالقرنين مردي خداپرست، معتقد به وحدانيت خدا، مومن به روز جزا، و از بنده هاي صالح بوده و ميتواند مقام پيامبري داشته يا يكي از اولياءالله بوده باشد.
6. بنا بر روايات مفسران، يهوديان مساله ي ذوالقرنين را از تورات بيرون آورده و از حضرت محمد پرسيده اند. و چنانكه برخي از مفسران اشاره كرده اند، در تورات فقط يكبار نام ذوالقرنين ذكر شده بود.
كوروش بنا بر روايات و تواريخ
1. روي كار آمدن و به پادشاهي رسيدن كوروش نيز، شگفت انگيز است كه جز مشيت الهي، چيز ديگر نتواند بود. جهانگيري و جهانستاني وي نيز به امر خداوند و ياري و مددكاري او بوده است. مندرجات تورات و پيشگوييهاي انبياء اسراييل مؤيد اين حقيقت است. خود كورش، در خطاب نسبت به يهوديان، گويد:«كورش، پادشاه فارس چنين ميفرمايد: يهوه، خداي آسمانها، جميع ممالك زمين را به من داده و مرا امر فرموده است كه خانه اي براي وي در اورشليم، كه در يهودااست، بسازم.»
2. كوروش به سمت مغرب سپاه رانده، با كرزوس جنگ كرده، و دولت ليدي را مسخر ساخته است و دامنه فتوحاتش د راين ناحيه شامل تمام آسياي صغير، مستعمره نشين هاي يوناني گشته، و از درياي سياه تا درياي شام، به تصرف وي درآمده است.
3. كوروش به سمت مشرق لشگر رانده و با اقوامي كه در اين قسمت طغيان كرده بودند، پنجه درافكنده و آنها را مطيع كرد تا زمان اسكندر، دورترين شهر كوروش در كنار سيحون قد برافراشته بود.
4. كوروش به سمت شمال، به جنگ اقوام وحشي سكا( كه به نظر مورخان همان يأجوج و مأجوجند) رفته. آنها را عقب نشانده و در معبر داريال، كه تنها راه گذار آنان بوده است، سدي از آهن بنا كرده كه هنوز آثار آن به جاست و با آنچه قرآن درباره ي سد ذوالقرنين آورده است، تطبيق ميكند.
5. كوروش زرتشتي بوده و زرتشت نخستين ملت موحد جهان بوده اند. در كتاب مقدس يهود، وي مسيح و شباه خدا ناميده شده است و چنانكه از تواريخ، و حتي گفتار دشمنان بر مي آيد، مردي بزرگوار، مهربان، عادل، و بخشاينده بوده است.
6. بنا بر آنچه از تورات بر ميآيد، دانيال نبي، كوروش را به صورت قوچ ذوالقرنين به رويا ديده و وحدت دو كشور ماد و پارس را پيش گويي كرده است. و نيز، حكايت دو شاخ دار (لوقرانيم:ذوالقرنين) فقط يكبار در تورات آمده است.
بن مايه: كوروش كبير در قرآن و عهد عتيق/ نوشتار دكتر فريدون بدره اي/ انتشارات اساطير/ 1383 _________________ منم فرزند کوروش،برادر کامبوجیه،از خویشان داریوش بزرگ/پس ذاتم آریایی،خونم آریایی،دینم آریایی/ پروردگارا من و تمام دیگر هموندان رانیک بدار